خط خطی های یک روانی

پست های وبلاگ خط خطی های یک روانی از سایتهای وبلاگی با ذکر منبع به صورت خودکار بازنشر شده و در این صفحه نمایش داده شده است. در صورتیکه این اطلاعات دارای محتوای نامناسب بوده و یا دارای هر گونه تخلف میباشد بر روی گزینه ‘درخواست حذف’ کلیک نمائید

بابا....
سایه ای بود و پناهی بود و نیست

شانه ام را تکیه گاهی بود و نیست

سخت دلتنگم، ی چون من مباد

سوگ، حتی قسمت دشمن مباد

گفتمش تلخ است و دیدن تلخ تر

“هست” ناگه “نیست” گردد در نظر

باورم شد، این من ناباورم

روی دوش خویش او را می برم!

می برم او را که آورده مرا

پاس ایامی که پرورده مرا

می برم در خاک مدفونش کنم

از حساب خویش بیرونش کنم

راست می گویم جزء این منظور نیست

چشم شاعر از حواشی دور نیست

مثل من ده ها تن دیگر به راه

جامه هایشان مثل دلهاشان سیاه

منتظر تا بارشان خالی شود

نوبت نشخوار و نقالی شود

هر یکی همصحبتی پیدا کند

صحبت از هر جا به جز این جا کند

گفتمش تلخ است و دیدن تلخ تر

خوش به ح ، خوش به ح ای پدر…

(محمدعلی بهمنی )

عنوان وبلاگ : خط خطی های یک روانی
برچسب ها : بابا....
بابا....
یلدا بدون تو اوج دلتنگیست...
تو که نیستی یلدا بلندترین شب سال نیست اوج دلتنگیست...

 

بابا کجایی؟

امشب شب یلداست!

همه هستند جز تو...

امشب شب یلداست اما مثل هیچ شب یل نیست...

دیگه ذوق شوق ندارم....

مگه این شب بدون تو معنایی هم داره...!

خیلی امشب جات خالیه...خیلی...

جای تو فقط یه قاب ع ه....

امشب غمگین ترین و دلگیرترین شب

به نام یلداست....

امشب شب یلداست

همه چیز هست

جز نگاه مهربون تو...همه چیز هست جز اون صدای دلنشینت ...

جز...

بابا یادت نره امشب بیای به خوابم...حداقل تو این شب پیشم نیستی تو خوابم بیا...

سهم من از شب یلدا شاید...قصه ای از غصه و انار سرخی که پر از دلتنگیست

غم هایم بلند همانند شب یلداست....   

(امشبت هر جا که هستی مبارک باد)

+اولین شب یل هست که نیستی بابا

یادته سال قبل زنگ زدی بهم که هرجا هستی خودتو برسون خونه که من و مامانت تنهاییم

یادته کلی گله کردی از بقیه بچه هات که هیچکدوم نیومدن خونه شما زنگ زدی بهشون گفتن دعوت نکردی مارو شما هم گفتی باشه از الان میگم سال بعد همه اینجا دعوتین...بابا قراره امشب همه بیان خونت چون تو دعوتشون کردی قول بده خودتم بیای اخه درست نیست وقتی مهمون دعوت میکنی خودت نباشی بیا بذار حضورت رو حس کنم بابا جون...23روزه صداتو نشنیدم بابا نشده 1 روز بخاطر نبودنت گریه نکنم...هنوز باورم نشده نمیتونم به خودم بقبولونم که نیستی...بابا مواظب ما باش 

عنوان وبلاگ : خط خطی های یک روانی
برچسب ها : یلدا بدون تو اوج دلتنگیست... - امشب ,یلداست ,نیستی بابا
یلدا بدون تو اوج دلتنگیست... امشب ,یلداست ,نیستی بابا
پدرم اگر بودی...
سلام بابا جون خوبی؟بابا نمیدونی که چقدر دارم عذاب میکشم از نبودنت.

تو جات راحته بابا؟چقدر خوب شد روز آ هرطور که شده تونستم بیام پیشت بابا از ظهر علی که فهمید شما بیمارستان رفتی دوباره همش بهم گفت نیما برو پیش بابات برو بیمارستان گفتم نمیتونم رو تخت بیمارستان ببینمش ولی هرطور شده بود اومدم تا دیدمت گریم گرفت.و چقدر خوب شد تو اتاق باهم تنها شدیم تا بتونم هرچقدر که میخوام بوست کنم و باهات حرف بزنم.وقتی بوست می تو منو نمیشناختی ولی من تورو از همیشه بیشتر میشناختم بابا جون.دیگه با کی بشینم از زندگی حرف بزنم پیش کی شکایت بقیه رو م بابا جون....

+تشنه ی حرف زدنم یک عالمه حرف تلنبار شده در دلم 

اما نمیخواهم آنها را به ی جز تو بگویم

دلم لک زده برای کنار تو نشستن و با تو چای خوردن و با تو حرف زدن

وای اگر بودی....

راستی پدرم تو چرا نیستی؟!چرا حتی در خوابهایم نیستی

اینقد غریبه شدیم که به خواب دورتر ها میروی اما به خواب من نه...

 

عنوان وبلاگ : خط خطی های یک روانی
برچسب ها : پدرم اگر بودی... - بیمارستان
پدرم اگر بودی... بیمارستان
بابا جونم

سلام بابای خوبم.
کجایی بابایی..کجایی دلم برات تنگ شده...آسمونت چه رنگیه؟ همه چی خوبه بابا؟ اصله ح چطوره؟ پاهات که درد نمیکنه؟ ی هست که بهش پاهاتو نشون بدی که بادکرده یا نه؟دیگه پاهات یخ نمیکنه با سشوار برات گرمشون کنم بابایی؟ ی هست که هواتو داشته باشه....خدایاااا خودت هوای بابامو داری؟ میدونم که داری ..من هرشب قبل از خواب ازت میخام که بابام با آرامش بخوابه..میدونم که صدامو میشنوی....بابا جونم با آرامش بخواب...

به امید دیدار دوبارمون

عنوان وبلاگ : خط خطی های یک روانی
برچسب ها : بابا جونم - بابا جونم
بابا جونم بابا جونم
بابا برگرد
بابا میبینی مامان رفته لباسهاتو جمع کنه بده به ی

بابا بیا بهش بگو به ی نده آخه خودت هنوز لازم داری

بابا چرا پس نمیای من منتظرتم هنوز بیای پیشمون

هنوز نتونستم باور کنم و درک کنم که دیگه نباید بگم بابا

الان دقیقا 14 روزه صداتو نشنیدم و ندیدمت بابا جونم

دارم داغون میشم از نبودنت...تنها دلخوشیم اینه آ ین شب کلی بوست ولی شما متوجه نشدی من کی بودم که بوست ...

گل بهارم خودت میدونی که برات دل بیقرارم 

باز میشمارم دقایقی که واسه تو چشم انتظارم

عنوان وبلاگ : خط خطی های یک روانی
برچسب ها : بابا برگرد - بوست
بابا برگرد بوست
پدرم
خدایا اگر پدرم گناه داشت اورا ببخش...
اگر اورا غمگین دیدی قلب اورا خوشحال کن...
اگر خوشحال دیدی خوشحالیش را تمام مکن...
اگراو مریض است اورا شفا ده...
اگر مدیون دیدی دین اورا پرداخت کن...
واگراورا درخطر دیدی اورارحم کن و او رابه بهشت وارد کن...
این را بخاطره پدر عزیزت پخش کن

+سلامتی بابام که تا حالا

روم نشده بهش بگم دوستت دارم

+لطفا برای پدرم دعا کنید لطفا

عنوان وبلاگ : خط خطی های یک روانی
برچسب ها : پدرم - اورا ,دیدی ,پدرم
پدرم اورا ,دیدی ,پدرم
عاشق

بیگ محمد: هیچ وقت عاشق بوده‌ای ستار؟
ستار: عاشق زیاد دیده‌ام!
بیگ محمد: راه و طریقش چه جور است عشق؟
ستار: من که نرفته‌ام برادر!
بیگ محمد: آنها که رفته‌اند چی؟ آنها چی می‌گویند؟
ستار: آنها که تا آ رفته اند برنگشته‌اند تا چیزی بتوانند بگویند!

عنوان وبلاگ : خط خطی های یک روانی
برچسب ها : عاشق - عاشق ,محمد
عاشق عاشق ,محمد
پول

براى عاشق ى شدن،قیافهو پولو ماشینو اندام
دلخوشیه کاذبه!
باید ببینى خودش چى هست!
باید ببینى میتونى اون ادمو با یه پیرهن شلوارو یه جیب خالى بازم دوست داشته باشى؟
میتونى این مدلى عاشق باشى؟
جواب این سوالاست که میتونه تورو از خیلیاى دیگه متمایز کنه ؛)

 

++همه چیز پول نمیشه....

عنوان وبلاگ : خط خطی های یک روانی
برچسب ها : پول - باید ببینى
پول باید ببینى
بابا
تا میای یکم خوش باشی نمیشه 

اصلا انگار خوشی به من نیمده همش مکافات باید بکشم 

مگه بدتر از اینم هست که باباتو رو تخت بیمارستان ببینی؟

نمیدونم واسم قابل درک نیست نتونستم هضم کنم هنوز برا خودم

امیدوارم همه پدرها سلامت باشند...

ماس دعا 

عنوان وبلاگ : خط خطی های یک روانی
برچسب ها : بابا
بابا
خدایا شکرت
خدایا ...

هیچ می دانی که تو همیشه به موقع

به دادِ دلم می رسی ؟؟!

آنجا که خسته ام ...

آنجا که دل ش ته ام ...

آنجا که ازهمه ی عالم و آدم گسسته ام ...

همیشه تو همان دستی هستی

که می گیری از دلم غبارِغمها را،

سپاس خدایِ قطره ها ... بارانت بر دلم بارید و نگاهِ من تر شد!

و من... از یمنِ وجودِ تو ... تازه تر شدم !!!

عنوان وبلاگ : خط خطی های یک روانی
برچسب ها : خدایا شکرت - آنجا
خدایا شکرت آنجا
نیاز(محرم 1438)

می آمدند و می رفتند ...
که " تو هم فاطمه را دیدی؟چقدر پیر شده ...جای پدرش خالی ..."
فاطمه ولی ...
می نشست یک گوشه ... یعنی نشسته یا خو ده اش را نمیدانم ... آ نمیدانم وقتی پهلوی ی می شکند ،چه باید د ؟می نشیند؟می خوابد؟این ست که می گویم نشسته یا خو ده اش را نمیدانم ...
ولی به گمانم می رفت یک گوشه و تکیه می داد به دیوار ...
تکیه می داد و چادر خاکیش را می انداخت روی سرش که "مباد علی مرا ببیند ... مباد حسنم ... مباد حسینم .. مرد ها غیرتی اند "
اینجا فقط زینب حق دیدن داشت ...نه اینکه غیرتی نیست ولی می گفت "زینب باید عادت کند به دیدن این چیز ها ...همین چیز ها "
مردم هم می آمدند و می رفتند...
که "دیدی از علی هم رو گرفت ؟این روز ها عجیب شده ..."
فاطمه ولی ...
یک گوشه تکیه می داد به دیواری ...چادر به سر ...
گاهی دندان به جگر می گذاشت و گاه روی لب ...  از درد ...
بعد دستانش را به هزار و یک زحمت می آورد بالا که نخ و سوزن را بردارد اما من نمیدانم این چه سری ست میان دست و چشم فاطمه ،که هر گاه دستش را می اورد بالا ،اشکش به زمین میفتاد ...
حالا نخ و سوزن را می گرفت در دستش ...
اما امان از چشم تار ...
امان از چشم تار ...
مگر سوزن نخ میشد؟مگر میشد؟
.
باز می آمدند و می رفتند ...
که "چشم هایش تار ست ،گریه هم که می کند و بدتر ... این سوزن نخ ها دیگر چیست ؟"
فاطمه ولی ...
یک گوشه تکیه می داد به دیواری ،چادر به سر ،به هزار و یک زحمت دستش را بالا میاورد و سوزنی نخ می کرد ...
ذکر می گفت و آه می کشید...
"سبحان الله ...آه ... سبحان الله ...آه ... سبحان الله ... آه ... "
آه می کشید و می دوخت ... می دوخت و می دوخت ...
.
آمدن و رفتن ها به کنار ...
این ها را هم نگفتم که روضه ی مادرت را بخوانم ...
اما باور کن ...
این روز های آ
پیراهن دوختن برای تو
چیزی شبیه کشتی ساختن نوح بود ...
هیچ ...
هیچ باورش نمیشد اینهمه نیازت شود ...

#سجاد_شهیدی

@khatkhatihayeravani

عنوان وبلاگ : خط خطی های یک روانی
برچسب ها : نیاز(محرم 1438) - فاطمه ,سوزن ,نمیدانم ,تکیه ,گوشه ,الله ,سبحان الله ,گوشه تکیه
نیاز(محرم 1438) فاطمه ,سوزن ,نمیدانم ,تکیه ,گوشه ,الله ,سبحان الله ,گوشه تکیه
رولت روسی!!!!

روس ها قدیما یه بازی مس ه داشتن به اینصورت که یه هفت تیر که فقط یه تیر توش بود رو میدادن به دو نفر، اون دو نفر باید به نوبت سیلندر وسط هفت تیر رو میچرخوندن، هفت تیر رو میزاشتن توی دهنشون و بنگ! تا موقعی که یکیشون برنده میشد و زنده میموند و اون یکی، مغزش پخش زمین می شد! بعد ها اسم این بازی رو گذاشتن "رولت روسی". میدونی، به نظرم رابطه ی منو تو هم از یه جایی به بعد تبدیل شد به "رولت روسی"! هر دومون منتظر بودیم اون یکی کم بیاره، اون یکی ش ت بخوره، اما خب از شانس بدم، همیشه مغز من بود که پخش زمین می شد... با اینکه تو حتی به فکرت هم نمیرسید که ممکنه من نوبت تو رو هم انجام داده باشم، ولی من فقط برام زنده موندن تو مهم بود! یه گلوله یا هر شش تا گلوله، پخش شدن مغز من یه حتم بود، نه یه شاید!

# رضا_لطفی_پناه

@khatkhatihayeravani

عنوان وبلاگ : خط خطی های یک روانی
برچسب ها : رولت روسی!!!! - رولت ,رولت روسی
رولت روسی!!!! رولت ,رولت روسی
دوست معمولی

@khatkhatihayeravani

+حالا که همه چیز بِینمون تموم شده،
بیا دوستِ معمولی باشیم

_دوست معمولی چجوری میشه؟آهان وایسا خودم بگم

یعنی دیگه از این به بعد قرار نیست صبح زود تا از خواب بیدار شدی پیام بدی صبح بخیرمو نگی پامو از خونه نمیذارم بیرون...بعدشم انقدر زنگ بزنی که خواب از سَرَم بِپَره...! شاید حول و حوش ساعت ده پیام بدی: سلام، من فلان جام آدرسشو بلد نیستم...کمکم میکنی؟

بعدشم قرار نیست من پنج دقیقه بعد با موتور بیام اونجا و غافلگیرت کنم و ببرم برسونمت و دو ساعتم وایسم کارِت تموم شه که بعدش بریم جیگر بزنیم و گازِ دوغو بگیرم رو موهات...!

همون یه جواب باید بدم که بلد نیستم ،
ببخشید....خب دوست معمولی ایم دیگه!!
دوستای معمولی با هم بیرونم میرن درسته؟
آره خب طبیعتا میرن دیگه!
مثلا وقتی با بچه ها رفتیم بیرون ، سردت شد قرار نیست دستتو ی تو جیب من...بعدم هی بگی، ها کن تو گوشم، یخ ...!
.
+بس کن
.
_نه نه وایسا
دارم فکر میکنم احتمال داره دقیقا همون موقع که دوستِ معمولی ایم و با هم رفتیم سینما تلفنت زنگ بخوره، لپات گل بندازه و بلند شی از جمع بری بیرون!
.
+تمومش کن
.
_چیه خب؟
دوست معمولی ایم دیگه...
از شنیدنش اذیت میشی ؟
خب دارم برات میگم که دوست معمولی چه شکلیه...
که قراره باشی و نباشی
که قراره آ شب آنلاین باشیم اما بدون شب بخیر بخو م!
که قراره وقتی پیام دادی نَپَرم رو گوشی....اصلا ده دقیقه بعد پیامتو بخونم !
که قراره از اولویت خارج بشی !
بزار یه چیزی بهت بگم
تو برای من یا باید صفر باشی یا صد !
اینو بُکُن تو گوشِت که عشق وسط نداره....اگه داشت یعنی بازیه....مثل دل دادن قلوه گرفتنای امروزی...که آ شم میشن دوست معمولی...همون چیزی که تو میگی!
راستش حالم از دنیایی که توش زندگی میکنی به هم میخوره!
درسته تو زرد از آب در اومدی اما من واسه لحظات زندگیم واسه خاطراتی که با تو رقم خورد احترام قائلم!
برو بذار بیشتر از این تاسف نخورم واسه انتخابم!
على سلطانى

@khatkhatihayeravani

عنوان وبلاگ : خط خطی های یک روانی
برچسب ها : دوست معمولی - معمولی ,دوست ,قراره ,واسه ,پیام ,بیرون ,دوست معمولی ,قرار نیست ,دوستِ معمولی
دوست معمولی معمولی ,دوست ,قراره ,واسه ,پیام ,بیرون ,دوست معمولی ,قرار نیست ,دوستِ معمولی

راستش ما سرِ کلاه میگذاشتیم!
و از همان دمِ صبح مینشستیم به حرف!
ها حرف هایمان تمامی نداشت و حواسِ ساعت و ثانیه یکجوری پرت میشد که وقتی به خودمان می آمدیم نیم ساعت بیشتر به قرار نمانده بود و بقیه ی حرف ها موکول میشد به پیاده رُویی که انتظار قدم هایمان را میکشید.
دست خودم نبود و از وقتی میدیدَمَش فقط سعی می حرف هایی بزنم که بخندد.
که روی لبهای صورتی کمرَنگَش لبخند بنشیند.
از آن لبخند هایی که چند دفعه ای باعث شده بود این عکاسانِ خیابانیِ بی ملاحظه و خوش ذوق جلویمان را بگیرند که میشود مقابل لنزِ دوربین ما بخندید!!؟
اما به کافه که میرسیدیم و نگاهم را که زُل میزد ورق بر میگشت و میشدم شاعرِ چشمانِ مست و خواب آلودش و وادارش می خط به خطِ چتِ ب را...
چتِ ب ساعت دو به بعد را ! برایم بخواند تا دلم ضعف برود برای خج کشیدن اش
برای لپ های سرخ شده اش!
بعد از کافه هم تا خانه همراهی اش می و جلوی درب طلب بوسه داشت...
طلب بوسه جهت رفع خستگیِ لبهایش!
لبهای صورتیِ کمرنگ!
درخواست بوسه داشت و وسط کوچه دو سه بوسه مهمانش می .
و تا به خودش بیاید ما داشتیم تویِ رختخواب خستگیِ پرحرفی های طول روز را دَر میکردیم و خوابِ روئیاهامان را می دیدیم.
اینکه بعد از رفتنت چه شد و شدم بماند!
فقط آ ِ هر هفته به این نتیجه میرسم
صبح یا عصر
زیاد فرقی نمیکند
دلتنگیِ
از جایی شروع میشود
که دهانت پر از حرف است برای گفتن
اما ی را نداری برای شنیدن...
#
#پاییز

#بدون _مخاطب

@khatkhatihayeravani

عنوان وبلاگ : خط خطی های یک روانی
برچسب ها : - ,می ,بوسه ,ساعت ,بوسه داشت
,می ,بوسه ,ساعت ,بوسه داشت
قلب

+ ویلی: تو اینجا چکار می کنی؟
- چارلی: خوابم نمی بُرد. قلبم داشت آتیش می گرفت.
+ ویلی: خب، معلومه غذا خوردن بلد نیستی. باید یه چیزی راجع به ویتامین و این حرف‌ها یاد بگیری.
- چارلی: اون ویتامین‌ها چه فایده ای داره؟
+ ویلی: اونا استخوناتو درست می کنن.
- چارلی: آره، امّا قلبِ آدم که استخون نیست...

عنوان وبلاگ : خط خطی های یک روانی
برچسب ها : قلب - چارلی ,ویلی
قلب چارلی ,ویلی
دلخوشی

نباید دلخوش کنی

حتی به کوچکترین چیزی که حس میکنی حالا حالاها هست..!!
حتی به کلمات

به واژه هایی که از ذهنت میریزنن بیرون

و تو میتونی یجایی براشون پیدا کنی..
مطمئنم که نمیدونی چی دارم میگم!!

 

+بذار از نگاهت همین چند ساعت واسه من بمونه 

با این چند ساعت چراغایه این خونه روشن بمونه 

حالا که نمیشه تمامه تو سهم منو زندگیم شه 

بذار چند ساعت نگاهم این عشقو با چشمات سهیم شه 

عنوان وبلاگ : خط خطی های یک روانی
برچسب ها : دلخوشی - ساعت
دلخوشی ساعت
لیاقت
 

به عنوان یه دوست کوچکتر
دوتا نصیحت براتون دارم

اول اینکه به هیچ ی بیشتر از لیاقتش بها ندید
اگه دادید مطمئن باشید یه روز هار میشه و پاچتونو میگیره (بها بدید تا به حرفم برسید)

دوم اینکه سعی کنید به حرفهایی که مردم پشت سر بقیه میزنن گوش نکنید
به گله هاشون، به دلگیری هاشون، به هیچ کدومشون اعتماد نکنید
چون یه روز میاد میگه فلانی به من گفت هرزه
ولی تا دنیا دنیاس با همون فلانی رفاقت داره

 

+چقدر خوبه که میای وبلاگم هنوز!!!!!!!!!

وقتی میام میبینم اومدی خوشحال میشم ببین وقتی باشی چی میشه!!!!!!!!!

عنوان وبلاگ : خط خطی های یک روانی
برچسب ها : لیاقت
لیاقت
فراموشی
 

در عمق دریا دلم می خواست چشم هایم را ببندم و برای چند لحظه هم که شده، وانمود کنم که آب را فراموش کرده ام.
اما هرچقدر بیشتر سعی می ، کمتر میتوانستم به آب فکر نکنم؛ بیشتر غرق میشدم.
باید همیشه به یاد داشته باشی که
ماندگارترین چیزها در ذهن، آنهاییست که وانمود به فراموش شان میکنی.
هرچقدر بیشتر بخواهی چیزی را فراموش کنی، بیشتر در ذهنت با آن بازی میکنی.
برای فرار از چیزی، نباید آنرا فراموش کنی. خودشان کم کم فراموش میشوند، می روند.

سعی برای فراموش چیزی، درست مانند فرار از سایه ات است.
تو نباید از سایه ات فرار کنی، نمیتوانی که فرار کنی...
وقتش که برسد، خودش کم کم می رود، فراموش می شود.

عنوان وبلاگ : خط خطی های یک روانی
برچسب ها : فراموشی - هرچقدر بیشتر
فراموشی هرچقدر بیشتر
کانال تلگرام
سلام دوستان تصمیم بر این شد که یه کانال تلگرام درست کنم

هرچیزی رو که اینجا قرار داده میشه اونجا هم میذارم و یکم بیشتر

البته اینجا به کار خودش ادامه میده همیشه و هیچ چیز جلودار من نیست از دل م از جایی که 5 سال باهاش خاطره دارم

آدرس کانال من در تلگرام : https://telegram.me/khatkhatihayeravani

در قسمت سرچ تلگرام بزنید میاد.خوشحال میشم تشریف بیارید

عنوان وبلاگ : خط خطی های یک روانی
برچسب ها : کانال تلگرام - تلگرام ,کانال ,کانال تلگرام
کانال تلگرام تلگرام ,کانال ,کانال تلگرام
میشود دوباره؟

همایشی برگزار کنیم تحت عنوان فراموشی ها،فرصت ها و تهدیدها.
دور هم جمع شویم درباره ی بزرگ ترین ش ت هایمان در فراموش صحبت کنیم .
درباره این که چطور سال ها و سال ها ص توی گوشمان زنگ خورده، نگاهی توی چشممان باقی مانده و هر از گاهی مثل حفره ی سیاهی روحمان رو بلعیده .
درباره این که چطور یک نگاه، یک جمله، لحن حرف زدن،نگذاشته "مثل قبل " شویم.

بعد تنفس اعلام کنیم و برویم چای بخوریم و گپ بزنیم و برگردیم و حالا درباره ی موفق ترین فراموشی ها حرف بزنیم .
اینکه چطور همه چیز دوباره مثل گذشته شده
چطور بخشیدیم و گذشتیم ورنجش را به خاطر نیاوردیم
و چطور یادمان رفت روزگاری ی بود و دیگر نیست .
و بعد برویم خانه و فقط به موفق ها فکر کنیم و مدام با خودمان تلقین کنیم که می شود فراموش کرد که میشود دوباره از نو ساخت.

عنوان وبلاگ : خط خطی های یک روانی
برچسب ها : میشود دوباره؟ - کنیم ,چطور
میشود دوباره؟ کنیم ,چطور
نابودی
بعد از یک روز تلخ وخا تریِ خسته کننده با کلی واژه های مضمن تو یِ جمجمت که تنهات نمیزارن ثانیه ای ...
بالا ه شب میرسه و تو از تمام اتفاقای اون روز و مردم پناه میبری به تاریکیه خلوت گاهت تا مثل همیشه با سیگارت خودتواروم کنی ...
غرقی تو خودت...
که ص میشنوی، چراغو روشن میکنی با وحشت اتاقتو نگاه میکنی که یهو چشت میوفته به تصویرخودت توی اینه جلوی تراس ...
پسری با موهای بلندو ژولیده که از سیگار بین دوتا انگشت دستش دود بلند میشه ...
فک می فقط اونو دارم !
حالا فهمیدم اونم از دست دادم ...
#نابودی

عنوان وبلاگ : خط خطی های یک روانی
برچسب ها : نابودی
نابودی
دلتنگی

آری، پاییز نزدیک است،
اما پاییز که همیشه صدای خش و خش برگ ها در گذر ها نیست،
پاییز که همیشه با بوی مهر نمی آید،
پاییز گاهی در زیر سیگاری روی میز، زیر انبوهی از خا تر است،
گاهی حوالی عطری تلخ پشت یقه ی لباسی تا شده،
گاهی هم نم بارانیست که گوشه چشمانت می درخشد.
پاییز که همیشه لای برگ های زرد و نارنجی نیست،
گاهی در دل کاجیست میان یک کاجزار همیشه سبز،
گاهی قهوه ایست که سر می رود، غذاییست که ته می گیرد و لبخندیست که بی بهانه بر لبانت می نشیند.
ساده بگویمت،
دلتنگ که باشی پاییز نزدیک است...


عنوان وبلاگ : خط خطی های یک روانی
برچسب ها : دلتنگی - پاییز ,پاییز نزدیک
دلتنگی پاییز ,پاییز نزدیک
....
دفترچه تلفن من پر از اسم های جور واجوره!

اما وقتی دنبال ی می گردم که باهاش چند کلمه بتونم حرف بزنم، می بینم که به صورت مفتضحانه ای هیچ رو ندارم و اون اعدادی که جلوی اسم ها نوشته شده مثل اعدادی که روی یه چک بی محل نوشته شده، بی ارزش و مس ه هستن!

 

عنوان وبلاگ : خط خطی های یک روانی
برچسب ها : ....
....
اولین
گفته بود اولینَ‌ش "من" هستم!
باورش
افتخار هم می
اولینِ ى بودن
آخ که عجب لذتى دارد!
آهنگ گوش میکردیم، بغض میکرد...
کافه میرفتیم، بغض میکرد...
قدم میزدیم، بغض میکرد...
حتى لحظه اى هم که بوسیدمش، بغض کرد...
یک جاى کار میلنگید!
"من شبیهِ اولین ها نبودم..."

 

+من همیشه عشق دوم بودم

عنوان وبلاگ : خط خطی های یک روانی
برچسب ها : اولین - میکرد
اولین میکرد
گریه
گریه همیشه خوب نیست؛
چه ی میگوید اگر گریه کنی خالی میشوی؟

او بی شک ساعت ها گریه متوالی ی را ندیده است.
گریه هایی که پایانی ندارد!
گاهی گریه های بی دلیل در اوج خوشی که بی اختیار قطره ای از چشم هایت به پایین میلغزد میتواند دردناک ترین درد ها را به دنبال داشته باشد.
انسان وقتی ناراحت است گریه میکند،وقتی خیلی ناراحت است گریه نمیکند و گوشه ای پناه میبرد؛ و امان از آن روزی که بعد از مدت ها گریه ن زیر گریه بزند.

 

 +واسه من گریه خوب نیس منی که مردم

منو ببخش ولی دوباره گریه

عنوان وبلاگ : خط خطی های یک روانی
برچسب ها : گریه
گریه
برای ....
سلام چقدر خوبه که هنوزم وقتی برام نظر میذاری باعث میشه بخندم همیشه همینجوری بودی.تو سختترین شرایط زندگیم تو بودی که باهام حرف زدی ارومم کردی یادم نمیره هیچوقت لطفت رو.نمیدونم شاید یه روز اگر ببینمت ندونم چجوری باید محبتت رو جبران کنم از همین راه دور با دلی ش ته دستت رو میبوسم....

کامنت:

دوم اینکه گریه نکن زار زار ... (شوخی )

عنوان وبلاگ : خط خطی های یک روانی
برچسب ها : برای ....
برای ....
روزمرگی

تو مسیرم یه خیابون هست که هرروز وقتی ازش رد میشم چن دقیقه میشینم رو ج و پیاده رو رو تماشا میکنم،یه پسره هرروز همون موقه ازش رد میشه،وقتی رد میشه بوی ادکلنش همه خیابونو ورمیداره،یجور قدم برمیداره که انگار فکر میکنه دارن ازش میگیرن،یه انگشتر تو دستش دیدم ،از اون انگشترایی که جفتن،به شکل قلبه و جفتِ دیگشو وقتی با یه دختر از اونجا رد میشد دست دختره دیدم،خیلی محکم دستای همو میگیرن و باهم بلند و از ته دل میخندن
پسره رو هروقت میبینمش موهاش مرتبه،استیل بدنیش یجوریه که معلومه ورزشکاره
آ هفته ها میبینم که با کوله و قمقمه از اونجا رد میشه،معلومه که میره کوه یا یه همچین جاهایی
وقتی ی از کنارش با سیگار رد میشه اخم میکنه ،واضحه بدش میاد از سیگار

یه پسره دیگه ام هست ک هرروز همون موقه از اونجا رد میشه
همیشه موهاش بهم ریختس و اهمیتی به ظاهرش نمیده
بوی عطرِ تلخش همیشه با بوی سیگار قاطیه،یجوری راه میره که انگار پاهاش مال خودش نیستن،همش تنها از اونجا رد میشه هیچوقت با ی ندیدمش
هر دفه نگاهش بین آدماس مث اینکه یکیو گم کرده،پاکت سیگار و فندکشو معمولا تو دستاش نگه میداره
چنبار دیدم که بیخودی با پسرایی که اتفاقی تو پیاده رو بهش خوردن درگیر شده و بعد یهو به خودش اومده و معذرت خواسته
معلومه اونی که بهش انگیزه میدادو از دست داده،امیدوارم بتونه خودشو زود پیدا کنه،امیدوارم یکی پیدا شه که بتونه بهش کمک کنه...

پسره ی بیچاره هرروز میشینه رو ج اون خیابون و پیاده رو رو تماشا میکنه...

عنوان وبلاگ : خط خطی های یک روانی
برچسب ها : روزمرگی - هرروز ,اونجا ,سیگار ,میکنه ,میشه ,پیاده ,همون موقه ,هرروز همون
روزمرگی هرروز ,اونجا ,سیگار ,میکنه ,میشه ,پیاده ,همون موقه ,هرروز همون
آهنگ

هر ی شاید یه آهنگ داشته باش ه مدت هاست نمی تونه اون رو گوش بده!
یه آهنگ که گذشته رو واست تداعی می کنه و دلت نمی آد اون رو پاک کنی، میذاری اون گوشه کنارها بمونه، گاهی آهنگ ها لبریز از خاطره میشن و حرمت پیدا می کنن.
مثل بعضی از آدم ها، درسته که شاید دیگه نتونی اون ها رو ببینی و باهاشون حرف بزنی، اما از زندگیت پاک نمیشن، چون فراموش شدنی نیستن، اون ها همیشه یه جای امن گوشه ی دلت دارن.

+بذار از نگاهت همین چند ساعت واسه من بمونه

با این چند ساعت چراغایه این خونه روشن بمونه 

حالا که نمیشه تمامه تو سهم منو زندگیم شه 

بذار چند ساعت نگاهم این عشقو با چشمات سهیم شه 

صبورم که باشم نه طاقت ندارم نبینم تو رو.....

عنوان وبلاگ : خط خطی های یک روانی
برچسب ها : آهنگ - آهنگ ,ساعت
آهنگ آهنگ ,ساعت
اولین
گفته بود اولینَ‌ش "من" هستم!
باورش
افتخار هم می
اولینِ ى بودن
آخ که عجب لذتى دارد!
آهنگ گوش میکردیم، بغض میکرد...
کافه میرفتیم، بغض میکرد...
قدم میزدیم، بغض میکرد...
حتى لحظه اى هم که بوسیدمش، بغض کرد...
یک جاى کار میلنگید!
"من شبیهِ اولین ها نبودم..."

 

+من همیشه عشق دوم بودم

عنوان وبلاگ : خط خطی های یک روانی
برچسب ها : اولین - میکرد
اولین میکرد
بی معرفت
باورش سخت است
فکر به این جمله:
 تا وقتی که
حالش را نپرسی
سراغش را نگیری،
پیامی ندهی،
زنگی نزنی،
از تو یادی نخواهد کرد
و سراغت را نخواهد گرفت...!
اینکه همیشه به یادشان باشی تا یادت کنند، سخت است.
اینکه همیشه باید اول «تو» پیشقدم شوی و پیامی بدهی،بپرسی:
 _کجایی؟
_خوبی؟
_نیستی؟
و تو در این زمان بیشتر از همیشه احساس تنهایی خواهی کرد!
و وقتی که بخواهی مثال خودشان با خودشان، رفتار کنی،
 لقب «بی معرفت» سنجاق لباست می شود..

عنوان وبلاگ : خط خطی های یک روانی
برچسب ها : بی معرفت - اینکه همیشه
بی معرفت اینکه همیشه
ع ش ق
-بعضی از دردها نباید توی یک شب بیان،

باید توی چند هزار سال پخش بشن.

ولی وقتی توی یک شب می آن، اون ش به اندازه چند هزار سال پیرت می کنه...
درست برخلاف عشق!
وقتی که باید طی چند هزار سال عاشق ی بشی، اما این اتفاق توی یک شب رخ میده، اون شب به اندازه چند هزار سال جوان میشی!

+البته بعدش به اندازه هزار سال پیر میشی با رفتن طرف

عنوان وبلاگ : خط خطی های یک روانی
برچسب ها : ع ش ق - هزار ,اندازه
ع ش ق هزار ,اندازه
اخرین جستجو ها
ویژگیهای یک نرم افزار حسابداری خوب پیداست از این غم کمر شهر خمیده ohio state health amp fitness gx guestbookphp ‘angie tribeca’ ernie hudson cast as rashida jones’ father اعلام نتایج پانزدهمین دوره مسابقات علمی کاردانش برگزاری مسابقات تنیس در شعبه زاهدان به مناسبت هفته خوابگاه ها استانبول ترکیه سفرنامه و خاطرات روزهای اول و دوم سفر خشک شدن 5 هزار تاری تالاب میانکاله مرکز فروش لوازم معدنی و حفاری اشرفی طرح کرامت با موضوع اخلاق خدای انبیاء زندگی خوشحال کرده فلاسفه خدای انبیاء خدای فلاسفه ربنا الذی kourtney شهید عادل سعد روزشمار محرم ۹روز مانده تامحرم ارباب بی کفن ع مطالب مربوط به نمونه طرح درس قرآن پایه سوم ابتدائی celestial fleet بمانی تمام بمان هایم خواستم تمام تمامم هایم بمانی خواستم بمانی خانواده تحقیق آماری ک ن خانوادگی اختلافات خانوادگی تحقیق همبستگی تحصیلی تحقیق تحقیق همبستگی انشا درمورد عینی پاییز انشا درباره ضرب المثل از کوزه همان برون تراود که در اوست بنویسید کعبه bingo bingo adventure موضوع تبری در کدام مراسم ی بسیار اهمیت داده شده است stranger things star david harbour delivers exquisite speech at 17 sag awards asks peers to battle against fear کرم پودر میبا miba لیست مواد شیمیایی موجود به همراه قیمت معرفی کتاب سنجاب‌های آتش ایجاد انزه در کارکنان به سبک گوگل آهنگ جدید اشوان به نام من آدم رویای تو نیستم زندگی نبودی بودی زیبایی مسابقات استان جوانان میزبانی ورزش مسیر استان اردبیل اداره ورزش میدانی استان صحرانوردی استان میزبان مسابقات میدانی استان اردبیل one in 14 on hospital op waiting list as pressures grow چند نکته مهم در پخت یک جوجه کباب حرفه ای و خوشمزه نام quot حزب ی افغانستان quot از فهرست سیاه سازمان ملل خارج شد superb owl 51 is swooping in to save your weekend کابوس های بیداری andre ag i secrets to business success عامل تاخیر رونق مسکن list موضوع انشا بااستفاده از روش ناسازی معنایی تضاد مفاهیم یک متن ذهنی باشد زیر سر انگلیس ویروس‌های پروتئین میزبان ممکن تکثیر ویروس ماده ژنتیکی اسید نوکلئیک in an america i don t recognize boston is still home the morning blaze with doc thompson ترمیم سریال و بیس باند هواوی backup nvram huawei y520 u22 the morning blaze with doc thompson 11 سنجش شورای پذیرش شورای سنجش ۱۳۹۴ ۱۳۹۳ قانون سنجش پذیرش دانشجو دیوان عد دیوان عد اداری طبق سخنرانی رئیس جمهور خشونت را چگونه می اموزند؟؟؟؟ پنجره پنجره فولاد lesson p age تست سنجش کلاس اولیها مطالب وب‌نوشت وبلاگ واحد مطالب شاه ماهی عشق داستان گیلاس مقاله تواضع و فروتنى نخستین دوره مسابقات quot موتور ریس quot بانوان در کرج برگزار می‌شود خواهم سپهری سهراب باران مردم زمان سهراب سپهری باران باید زمین خیره باغچه مجذوب چشمی عاشقانه ترجمه آهنگ engerek از اون که نخورده بگیر بده به اون که خورده قیمت انواع تایرخودروهای suv mini suv آ ین به روز رسانی در تاریخ 20 مهر بعضى ازفعالیتها و مسئولیتهاى من در زمان خدمتم جاذبه های بی نظیر کویر در طبس انشا درباره مثل باد اورده را باد میبرد دخترم هایم حالِ شورانگیز گزارش دومین مجمع عمومی گروه زبان و ادبیات فارسی متوسطه شهرضا راه‌های پروفسور کردوانی برای فرار از بحران بی‌آبی جامعه قرص نچرال اسلیمینگ قرمز اورجینال درجه یک دو منظوره نمودن سوخت واحدهای صنفی نانوائی شهرستان ترمیم مو و کاشت مو در تبریز برای خانم ها خدای خوب خواب تو کتابم نطنز اداره پایه آموزان پیشگیری شهرستان آموزان پایه دانش آموزان شهرستان نطنز pocket village انشا درباره سنجش و مقایسه میز و درخت قابلمه کدوها قابلمه بریزید گوجه فرنگی آیا می‌خواند و می‌نوشت؟ comment on gwen stefani wants miranda lambert to get over blake shelton split — ‘it’s time to move on’ by lile جواب های بازی معجون اندروید آغاز طرح استعدادی ژیمناستیک دختران نیر متن انشا ذهنی به کمک روش سنجش و مقایسه ساختمان‌های بتنی سالنامه الکترونیکی آمادگی دفاعی animation annecy with کلیاتی درباره پادگان شهید قاضی تبریز راهنمای مشاهده قبض گاز گلستان و پرداخت قبوض گاز گلستان important شیمی تولید ی مقالات رشته ی شیمی رشته ی مقالات رشته مجموعه مقالات important font جمهور جمهور فرانسه رییس جمهور item index energy archive energy standards this item clean energy with clean wins with clean energy standards with clean energy ورود ژاوی هرناندز به هتل اسپیناس نقاشی با گواش تاریخ تولد جواب سوالات صفحه ۱۲۶ ریاضی ششم کانال های تلگرام سینمایی انشا ادبی درمورد مقایسه انسان و قلم legendary comedian don rickles has died at قلمرو ادبی زبانی و فکری برای درس ازاد پایه دهم کتاب تولید محتوای الکترونیکی و برنامه سازی ascend ضرب المثل در مورد زبان انسان توقع بیجا از دیگران چه خبر ازدل تو
Facebook Twitter Google Plus Digg Share This RSS
کلیه فعالیتهای وبلاگ724 تابع قوانین جمهوری اسلامی ایران میباشد. تمامی اطلاعات، خبرها و مقالات بصورت خودکار از سایت ها و وبلاگهای فارسی دریافت و با ذکر منبع نمایش داده می شوند و وبلاگ 724 هیچگونه مسئولیتی در قبال محتوای آنها ندارد. در صورت مشاهده هر نوع تخلف یا محتوای نا مناسب بر روی دکمه “درخواست حذف وبلاگ” در آن صفحه کلیک نمائید.
All rights reserved. © weblog724 2012-2017 Run in 0.311 seconds
RSS