سروشنامه

پست های وبلاگ سروشنامه از سایتهای وبلاگی با ذکر منبع به صورت خودکار بازنشر شده و در این صفحه نمایش داده شده است. در صورتیکه این اطلاعات دارای محتوای نامناسب بوده و یا دارای هر گونه تخلف میباشد بر روی گزینه ‘درخواست حذف’ کلیک نمائید

در ارتفاعِ شکوه ناکِ فروتنی
وقتی به گذشتگان می نگرم، به موسیقیدانان بزرگ، به شاعران بزرگ، به ارواح بزرگی که رفته اند... در می یابم که در برابرِ آنان کرمی بیش نیستم. 

از طرفی همین که کوچکیِ خودم را در برابر عظمتِ آنان دریافته ام یعنی سهمی هرچند کوچک از آن عظمت در من هست. 

پس به این که در کجای راه ایستاده ام فکر نمی کنم، به رفتن می شم و در هر شرایطی به راهم ادامه خواهم داد. در چنین لحظاتی از انسان بودنم احساسِ غرور می کنم و می فهمم که با همه ی کوچکی ام خ در من نفس می کشد. 

این که چگونه خوارداشت و بزرگداشتی اینچنین به هم گره خورده اند خود رازی دیگرست... 

عنوان وبلاگ : سروشنامه
برچسب ها : در ارتفاعِ شکوه ناکِ فروتنی
در ارتفاعِ شکوه ناکِ فروتنی
صبح...
این خصلتِ زندگی برایم عجیب است که هر چقدر تاریک تر و وحشتناک تر می شود باز آفتاب از گوشه ی دیگرش سر بر می کند. بارها شده که از درد آنقدر پیچیده ام که با قاطعیت به خود گفته ام هیج راهِ دیگری جز خودکشی نیست. اما صبح وقتی برخاسته ام دیده ام که جای زخم آرام تر شده و آفتابِ ملایمِ صبحگاهی دوباره به زندگی ام می تابد. 

تمثیلِ این رفت و برگشت برایم گیاهِ وحشی است که لابلای آجرهای دیوار راهِ خودش را می یابد و بالا ه شکوفه های سرخش را به آفتاب می رساند. یا مارِ سیاهی که در بیابان زنده می ماند، در حالی که مجبور است به شکم روی شن های داغِ کویر بخزد و تمامِ عمر بار هستی خود را اینگونه بر دوش بکشد. 

باری زندگی مجبور است به ادامه یافتن، زیرا که بودن، خواه ناخواه بر نبودن ترجیح دارد. اثبات این پاسخ تنها با اشاره ای به خودِ «بودن» ممکن است، زیرا که اگر اینطور نبود فکر میکنم تا الان نصف جمعیتِ کره ی زمین خودکشی کرده بودند... 

 

پی نوشت: کما این که آنان که پوچ گرا می پنداریمشان (مثلِ آلبر کامو یا صادق هدایت) همانانی بودند که تمامِ عمرشان را صرفِ مبارزه با پوچی د...

عنوان وبلاگ : سروشنامه
برچسب ها : صبح... - زندگی
صبح... زندگی
کوارتت تمام. 

برای آهنگساز اثری که تمام می شود به مثابه پوست انداختن است. 

حالا یکی بگوید این پوست زیباست، یکی بگوید حال به هم زن. این اثر به هر حال پوستِ من بوده. یک سال در آن زندگی کرده ام و حالا که تمام شده با لباسی نو به جهان می نگرم: 

لباسِ تن چسبِ ی. 

عنوان وبلاگ : سروشنامه
برچسب ها : - تمام
تمام
امروز خانم همسایه ام مهمان دارد. 

تازه از کربلا آمده، دوستانش آمده اند شاباش. 

صدای جیغ واجیغ زن های همسایه از کانال کولر می آید این طرف. 

نیم ساعت پیش صدای خانم مقدم را شنیدم که من را صدا می زد. 

از توی همان کانال کولر خواهش کرد که آهنگ درخواستی بزنم: خوابهای طلایی! 

خیلی وقت بود اینجور آهنگها را نزده بودم. (شاید یک سال!) پشت بندش هم ژیلا را زدم که یک حالی به همسایه ها داده باشم. 

بعدش از توی همان کانال کولر صدای کل و کف و هورا آمد. 

حالا مهمان ها دارند یکی یکی می روند و من دوباره می نشینم پای تمرین های خودم... 

عنوان وبلاگ : سروشنامه
برچسب ها : - کولر ,کانال ,صدای ,همسایه ,کانال کولر ,همان کانال
کولر ,کانال ,صدای ,همسایه ,کانال کولر ,همان کانال
موسیقی قبل از آن که یک موضوع تئوریک باشد یک تجربه ی عملی است، این چیزی ست که بیشتر معلمان ما نمی فهمند. در حقیقت نُت (و هر آنچه تئوری موسیقی می خوانیم) صرفاً ای است برای اصوات و نه خودِ صوت! هنرجو قبل از این که نت را یاد بگیرد باید صوتِ خوب را بیاموزد. ملودی را بیاموزد. 

به همین علت است که بیشتر افرادی که در ایران موزیسین های موفقی شده اند در ابتدا خودآموخته بوده اند.

در سطحِ وسیع تر هم همین موضوع صادق است. فراموش نکنیم که در کشورهایی مثل آلمان و روسیه که بزرگترین موسیقیدانان تاریخ را پرورش داده اند موسیقی از تجربه ای عملی شروع شده، هر تئوری و نظریه ای هم هست از دل همین تجربه ها درآمده. 

موردِ روسیه بسیار جالب است و می تواند سرمشقی برای کشور ما باشد. 

تا نیمه ی قرنِ نوزدهم، در حالی که آلمان بزرگترین موسیقیدان ها را تحویل جامعه ی بشری داده بود اصلاً چیزی تحت عنوان موسیقی روسی مطرح نبود. 

نخستین آهنگساز بزرگ روس گلینکا بود و بعد از آن گروه پنج ظهور د که تاکید خاصی بر هویت ملی موسیقی داشتند. چیزی که در مورد گروه پنج جالب توجه است این است که هیچ کدام از این افراد شغل اصلی شان موسیقی نبود، و اصلاً سوادِ موسیقی چندانی نداشتند. 

چیزی که باعث شکل گیری موسیقی روس شد تجربیات عملی این افراد بود. جایی خواندم که اعضای این گروه در کنار هم مسکن گزیده بودند و شب و روز در حال آزمون و خطا بودند. تا جایی که مثلاً سازهای بادی ار تر را امتحان می د و سعی می د خودشان نواختنِ این سازها را در حد مقدماتی بیاموزند. 

از دلِ همین آزمون و خطاهاست که آثارِ بزرگی مثل «شهرزاد» یا «شبی بر فراز کوه سنگی» در می آیند. 

در ایران خودمان مشابه چنین تجربیاتی در جریان بود. 

مثلاً می توان به تشکیل ار تر فار زیر نظر مرتضی حنانه اشاره کرد که در کنار اجرای آثار ملی، آثار پیشروتری هم در آن اجرا می شد. 

شاید امروز بافتِ خیلی از آثار ضبط شده ی این ار تر به نظر ساده بیایند، اما نمی توان این حرکتِ رو به جلو را نادیده گرفت که می توانست به نهضتی بزرگ منجر شد. 

کما این که در دهه ی آ آثاری مثل بیژن و منیژه ی حسین دهلوی یا حماسه ی احمد پژمان ساخته شد که هنوز هم می توانند به عنوان آثار طراز اول ایرانی در جهان مطرح باشند. 

من فکر می کنم شکل گیری این آثار نتیجه ی طی شدن روندی طبیعی از عمل به نظر بود. چیزی که الان دقیقاً برع ش در ایران اتفاق می افتد. به این معنا که در دانشکده اول تمامِ تاریخِ موسیقی (از باروک تا معاصر) که ربطی هم به فرهنگ خودمان ندارد پیش روی دانشجوی آهنگسازی قرار داده می شود، بعد انتظارِ خلاقیت داریم. 

از طرفی در سالهای اخیر رایج شده که نوازندگی و آهنگسازی را دو مقوله ی کاملاً جدا بپندارند. در حالی که نوازندگی حقیقی ترین تجربه ی بی واسطه ی هر موسیقیدان از موسیقی است. تنها در برخورد مستقیم با ساز است مرور حس زیبایی شناسی می تواند به مرور شکل بگیرد. 

چنین دانشجویی - که تجربیاتِ عملی اش زیر صفر است- برای جبران زیباشناسی ای که ندارد، رو به تئوری های مختلف می آورد و سعی می کند از دل این منطق های ساختگی به موسیقی برسد. 

نتیجه این می شود که ما همه ساله تعداد زیادی دانشجوی ورودی و وجی لیسانس و فوق لیسانس آهنگسازی داریم و کمتر از انگشتان دست آهنگساز. 

و در سطح وسیع تر موسیقی ارزشمند ایرانی رشدی نکرده و روز به روز فضا برای موسیقی های پاپِ نازل بازتر می شود، و سلیقه ی مردم هر روز نازل تر از دیروز... 

عنوان وبلاگ : سروشنامه
برچسب ها : - موسیقی ,آثار ,چیزی ,همین ,تجربه ,عملی
موسیقی ,آثار ,چیزی ,همین ,تجربه ,عملی

اگر وظیفه ی علم را «طبقه بندی» بدانیم وظیفه ی فلسفه دقیقاً نفی طبقه بندی است، یا بازگشت از عالم کثرات به وحدت آغازین. از همین روست که در عرفان کفر و ایمان را یکی می کنند و مولوی می گوید: 

«چون که بی رنگی اسیر رنگ شد/ موسی ای با موسی ای در جنگ شد» 

زمانه ی ما دقیقاً زمانه ی طبقه بندی هاست. ایسم های مختلف شه را به هزار رنگ در آورده اند و انسان میپندارد که هزار راهِ شیدن وجود دارد (که دارد). 

اما این خللی به یگانگی شه وارد نمی کند. فیلسوف آن است که بتواند شه را در شکلِ یگانه و بنیادین آن نشان دهد و به این طریق ثابت کند که همه ی ما انسانیم و گوهر وجودی ما که تفکر باشد یکیست. 

«ای برادر تو همه شه ای/ ما بقی را استخوان و ریشه ای» 

عنوان وبلاگ : سروشنامه
برچسب ها : - شه ,طبقه بندی
شه ,طبقه بندی
امروز با بچه ها رفتیم کوه. جایی رفتیم که از زیبایی باور ن ی بود. انبوه برگهای پاییزی آنقدر بود که بتوان در آن شنا کرد. رفتن و برگشتن مان ساعت ها طول کشید و وقتی رسیدم خانه از خستگی بیهوش شدم. 

دارم روی کوارتتم کار می کنم. امشب نقطه ی طلایی را پیدا . نقطه ی وصل مقدمه به تمِ اصلی را. آنچنان که دیگر بی ربط به نظر نمی رسد. فردا با خانم آشوقیان کلاس دارم. بایستی روی والس چهارده شوپن وقت میگذاشتم که هیچ وقتی نگذاشته ام. اگر بد ساز بزنم خیلی شرمنده می شوم، کاش سنگی از آسمان می افتاد و کلاس کنسل می شد. انبوهِ کار ریخته سرم. 

خانه را مرتب نگه داشته ام. دیروز رفتم کافی نت. یک پرتره ی بتهوون و یک «و ان یکاد» پرینت و دادم قاب کنند. عصر که برگشتم دیدم چه رنگ خوبی را برای قاب ها انتخاب کرده ام. 

خوشحالم و خسته و به شادمانی های کوچک می شم. 

عنوان وبلاگ : سروشنامه
برچسب ها :
خائوس
روزی از روزهای پاییز

حوالیِ غروب

نسیم آزمندِ روح بر من ت د: 

میوه ی زردی در دستانم می پژمرد 

آتشی که خاموش می شد 

همزمان شعله می کشید. 

ستارگان به حالِ آدمی خندیدند 

و با چشمک زدنِ نابهنگام شان 

هر دم می مُردند و زنده می شدند... 

عنوان وبلاگ : سروشنامه
برچسب ها : خائوس
خائوس
ادامه
امروز با مانا و پرنیا نشسته بودیم توی چمن های جلو دانشکده و می کوشیدیم کاکتوس ها را از گلدانِ کهنه شان در بیاوریم و توی گلدان های نوِ رنگی جای دهیم. آنقدر تلاشم ناشیانه بود که دستهایم پر از خار شد. خارهای کوچکِ ندیدنی. 

با خود شیدم بعضی آدمها هم خار دارند. اما خارهایشان آنقدر کوچک است که نمی شود دید، و تو نمیفهمی چرا رنجیده شده ای. 

راستی چند روز پیش شرحِ هفت پیکر نظامی را با صدای محجوب گوش می . چقدر خوب بود. امشب هم ردیفِ آوازی ادیب خوانساری را می شنیدم. چه صدای گرم و اصیلی دارد. در آ ِ آواز اصفهان این بیت مولوی را میخواند که «باده از ما مست شد نی ما ز او/ عالم از ما هست شد نی ما ز او» 

چقدر زیبا و ساده. و چه زیبایی های ساده ی فراوانی در این عالم هست. 

هنوز بیخو آزارم می دهد. قرص خواب خوردم. می دانم باعث می شود فردا سر کلاس منگ باشم اما ناچارم. در کف شیر نر خونخواره ای هستم که خودم باشم.

عنوان وبلاگ : سروشنامه
برچسب ها : ادامه
ادامه
یادداشت نیمه شب
بیخوابم. از وقتی که یادم می آید این درد را داشته ام. در همه ی یادداشتهایم از دبیرستان تا امروز کلمه ی بیخو هست. فرقی هم نمی کرده خوشحال باشم یا ناراحت. 

امشب همان چیزی که مایه ی خوشحالی ام هست همزمان زجرم هم می دهد. هیجان زده ام از کاری که نصفه و نیمه است و مرا با خودش می برد. مگس های پررو از دل تاریکی می پرند روی صفحه ی لب تاب و مثل نقطه های سیاه کوچک بالا و پایین می شوند. 

کدام کلام است که تسکینم بدهد؟ کدام آغوش یا کلمه است که خوابم کند؟ من لیاقت آغوش تو را ندارم. می دانم، می دانم آنچنان که باید خالص نبوده ام. من خلوصِ آغازین را ندارم. حقم نیست که به تو برسم. 

اما روحِ نیازمندم از قعر تنهایی فریاد می زند، شکوه می کند که مرا از خودم بیرون بکش، مرا در خود پناه ده، مرا بی من کن، خلاصم کن از این بارِ سنگین «خود»، و از آگاهی. 

آه کاش می توانستم آنچنان که مردمانِ نخستین به پای بت هاشان می افتادند به پایت بیافتم و چیزی را قربانی کنم. چیزی از روحم را. کاش به من این اجازه را می دادی. 

 اما تو نیستی. تو هرگز نبوده ای و مرا در این دی ا تنها گذاشته ای. من همواره با خودم بوده ام، با خودِ آزارگر بی رحمم. و گمان می کنم که این ترنم موزون حزن تا به ابد، شنیده خواهد شد... 

- جمله ی آ را از سهراب سپهری وام گرفتم-

عنوان وبلاگ : سروشنامه
برچسب ها : یادداشت نیمه شب - چیزی
یادداشت نیمه شب چیزی
از روزمرگی
سه روز است که سکوت اختیار کرده ام و با هیچ سخن نگفته ام. 

برنامه ی زندگی ام شب بیداری های ممتد است و روزخو های تا ظهر. و تمرین تا دیرگاه و به هوای سیگاری بیرون رفتن و قدم زدن. حتی ی مثل امشب که سخت خسته ام خوابم نمی برد. 

در میانِ اصوات زندگی می کنم و با این وجود همه چیز سکوتِ محض است. حتی اصوات می کوشند به زبان خود سکوت را بازگو کنند. 

امشب در تاریکیِ محض دراز کشیده بودم و به مفهوم «پذیرش» می شیدم. من زندگی را آنگونه که هست پذیرفته ام. پس خوشبختم. 

از تنهایی رنج می برم اما تنهایی را پذیرفته ام پس خوشبختم. و رنج حاصل اصطحکاک ذهن با واقعیات بیرون است. بگذار واقعیت ها روان باشند، مثل آب. 

و خوش به حالِ آب که صریح است و روشن است و ساده. 

و من به آب غبطه می خورم. زیرا آنقدر ساده و روشن است که هرگز نمی توان کنه او را دریافت. 

جویبار با رفتنش به ما چه می گوید؟ و علف با روییدنش، و کوه با ایستادنش؟ 

همه چیز همان است که هست، بگذار من هم همان باشم که هستم. 

عنوان وبلاگ : سروشنامه
برچسب ها : از روزمرگی - زندگی
از روزمرگی زندگی
از روزمرگی
سه روز است که سکوت اختیار کرده ام و با هیچ سخن نگفته ام. 

برنامه ی زندگی ام شب بیداری های ممتد است و روزخو های تا ظهر. و تمرین تا دیرگاه و به هوای سیگاری بیرون رفتن و قدم زدن. حتی ی مثل امشب که سخت خسته ام خوابم نمی برد. 

در میانِ اصوات زندگی می کنم و با این وجود همه چیز سکوتِ محض است. حتی اصوات می کوشند به زبان خود سکوت را بازگو کنند. 

امشب در تاریکیِ محض دراز کشیده بودم و به مفهوم «پذیرش» می شیدم. من زندگی را آنگونه که هست پذیرفته ام. پس خوشبختم. 

از تنهایی رنج می برم اما تنهایی را پذیرفته ام پس خوشبختم. و رنج حاصل اصطحکاک ذهن با واقعیات بیرون است. بگذار واقعیت ها روان باشند، مثل آب. 

و خوش به حالِ آب که صریح است و روشن است و ساده. 

و من به آب غبطه می خورم. زیرا آنقدر ساده و روشن است که هرگز نمی توان کنه او را دریافت. 

جویبار با رفتنش به ما چه می گوید؟ و علف با روییدنش، و کوه با ایستادنش؟ 

همه چیز همان است که هست، بگذار من هم همان باشم که هستم. 

عنوان وبلاگ : سروشنامه
برچسب ها : از روزمرگی - زندگی
از روزمرگی زندگی
چهار و نیم صبح
به نیما گفتم می توانم هر موقع که اراده کنم عاشق باشم و هر وقت بخواهم نباشم. 

گفت به خودت دروغ میگویی. یا عاشقی و گاهی خودت را گول میزنی یا برع ش. 

الان خودم هم بر سر این دوراهی مانده ام که عاشق باشم یا نباشم. پذیرفتن عشق یعنی پذیرفتنِ بار. هر آنچه از عشق بر سرم آمده رنج و درد بوده. 

از طرفی بی عشق احساسِ پوچی محض می کنم. در بی وزنی ای که به آن پناه می برم بودن و نبودنم ی ان است. اما در عشق مدام نگرانِ چیزی هستم.

آیا عشق چیزیست که بتوان آن را انتخاب کرد؟ باید به این احساس نه بگویم یا آری؟ 

عنوان وبلاگ : سروشنامه
برچسب ها : چهار و نیم صبح - عاشق باشم
چهار و نیم صبح عاشق باشم
باز هم...
نوشتن در این بیخو تنها تسکینِ جان آزرده ام است. جانی که در این لحظات دیگر نمی داند از هستی چه می خواهد. این که هنرمند بزرگی باشم؟ خب این همه هنرمند بزرگ بوده اند و الان وارها خاک جسمشان را پوشانده. از زندگی پس از مرگ نگو که نه می توان اثباتش کرد نه انکار. 

به من از چیزی بگو که می بینم. چیزی که در برابر من است. من خورشید را مثلاً لمس می کنم اگرچه از راه دور. یا درخت را. یا زمین را. اما خ که از بیرون به دادِ آدمی برسد نه. هرچه هست درون خودم است. 

ای درونِ من چه را اری پیشنهاد می دهی؟ قلبم ت نشسته و به تیک تیک عقربه ها گوش می دهد. 

اگر خ نباشد تمامِ معنای هستی در انسان است. اگر خ باشد انسان هیچ معنایی ندارد. ندارد؟ 

عنوان وبلاگ : سروشنامه
برچسب ها : باز هم... - خ
باز هم... خ
اخرین جستجو ها
داستانی کوتاه در مورد تو نیکی می کن و در دجله انداز پانل سیستم کمد متحرک بایگانی ریلی ف ی به بهانه ی اولین روز از پنجمین ماه yang website anda dapat untuk fitur fitur instant instant deploy membuat website dapat menggunakan yang dapat fitur instant deploy membuat website sendiri yang ingin membuat umum membuat website نمونه سوالات عربی هفتم درک و فهم تغذیه ی چهارفصل سهره استیکر اسم سمیرا برای تلگرام بر چیدن سفره فاطمیه به بهانه ی و غدیر؟ ایمپلنت و انواع پروتزهای دندانی قیمت پکیج تصفیه فاضلاب فشار دکوراسیون داخلی ویژه عید کریسمس آیا ایمپلنت دردناک است متن انشا ذهنی به کمک روش سنجش و مقایسه ع بارش شدید باران و امداد رسانی در فسا جواب تمرینات صفحه 117 ریاضی هشتم فصل هفتم تجلیل از رابطین مربیان طرح اوقات فراغت شهرستان بروجرد برگزاری مرحله استانی جشنواره نوجوان خوارزمی انشای مقایسه ای قلم وخون شهید پایه دهم امید یعنی اعتقاد هستی داشته باشد موضوع ذهنی به روش سنجش و مقایسه انشا کتاب نگارش مصدومیت جان تری تا بازی با هال سیتی هم ادامه دارد پایان نامه ارشد مدیریت کارآفرینی زیبا تیمی زندگی شعبانی ققنوس ویژنهای ویژنهای زیبا داستان ضرب المثل دل که پاک است زبان بی باک است شهرضا حضانت حضانت فرزند تشخیص 10 نمونه دست خط اعداد صفر تا نه فارسی توسط شبکه عصبی ff و bp خلاصه مزایای ایمپلنت onyx wizard v آشنایی با طراحی ویلا 12 year old marley dias to publish activism guide for kids and teens هیئت بمناسبت سالروز ت یب قبور مطهر ائمه سنگساب و موزایی بی نقص۰۹۱۹۶۳۷۶۶۹۸ افزونه‌ی web of trust اطلاعات شخصی شما را می‌فروشد دختران و پسران جذاب چگونه تیپ می زنند ﺣﺴﯿﻦ ﻟﺒﯿﮏ ﮔﻮﯾﻢ ﻓﺮﯾﺎﺩ ﻣﻬﺪﯼ ﻟﺒﯿﮏ ﺣﺴﯿﻦ ﮔﻮﯾﻢ ﻟﺒﯿﮏ ﺣﺴﯿﻦ ﻟﺒﯿﮏ ﯾﺎﺣﺴﯿﻦ ﻟﺒﯿﮏ ﻟﺒﯿﮏ ﯾﺎﺣﺴﯿﻦ نکات افزایش سرمایه برای حسابداران خبر جدید ساخت و بهینه سازی وبلاگ ویژه تبلیغی گروه introduction of different practical monitoring tools for a professional web design انشا سنجش و مقایسه کتاب و انسان انشا درباره ضرب المثل از کوزه همان برون تراود که در اوست بنویسید آهنگ پیشواز یک میلیون بار بیاتی کد آهنگ پیشواز همراه اول جدید ی میلیون بار از پویا بیاتی معرفى کتاب در ستایش دلیرانه زندگى مجروح دختری مجروح روزا میگم دعام روزا خیلی joomla cms in a professional web design ج لیگ یک جوانان کشور تا پایان هفته پنجم تعبیر خواب انداختن انشا در مورد ضرب المثل تو نیکی میکن ودر دجله انداز ۳۰۰ تن کالای قاچاق به آتش کشیده شد راهنمای مشاهده قبض برق مازندران و پرداخت قبوض برق مازندران باز افرینی ضرب المثل تو نیکی می کن در دجله انداز علیه السلام علیه السلام حسین علیه حسین اجتماعی پنجم درس بازگشت از سفر حج نمونه سوال متن انشا درمورد مناظره ی مداد با پاک کن معرفی کتاب چگونگی مواجهه هادی با خلفای عباسی ساعت کلاس هفته روانشناسی آقای سوالات درس به درس تاریخ ادبیات ایران و جهان 2 علوم انسانی با پاسخ تشریحی و دقیق ع ماضی استمراری روز عرفه ، بر عارفان حق و مشتاقان وصال گرامی باد بالای چشمت ابروئه یونایتد گریزمان گزینه برای یونایتد یونایتد برای گزینه برای بهترین گزینه گریزمان بهترین گریزمان بهترین گزینه صورت جلسات دفتر شورای معلمان سال تحصیلی96 این روزها قلب زمان در فشار است شرکت فنی و ی آرشیت مهر رایانه پارسی زبان واکنش رو مه به نامه احمدی‌نژاد به ی طلبکارانه بود به کجا چنین شتابان…؟ دانشکده تهران دندانپزشکی رایگان صورت دندانپزشکی تهران توسط سلام دندانپزشکی تهران هیئت ال عبا شهر کارون در ایام صادقیه متن آهنگ پوبون یادته حوزه سیاست طلبه آقای علمیه حوزه علمیه حضرت آذربایجان شرقی آقای ملکوتی وارد حوزه مجلس خبرگان ی زاده هریسی ت دهید توضیح استفاده اندازه بهینه توضیح دهید بهینه ت اندازه بهینه اندازه ت ت متفاوت رقابتی توجیه دارد؟ بازار رقابتی توجی جریان فتنه تعدادی بازی شماره پیراهن‌ها در شن‌یانگ گزارش تصویری kenaicom project elcunclient sources ضرب المثل باد اورده را باد میبرد را گسترش دهیدنگارش پایه دهم حکومت علوی و حکومت مهدوی انقلاب ی ایران انشا مقایسه دیوار با تنهایی،با قفس،با موش ضرب المثل باد اورده را باد میبرد را گسترش دهید.نگارش پایه دهم رشته ماده مدال تپانچه خفیف ماده تپانچه مدال طلای ساره جوانمردی کاروان ایران بازافرینی ضرب المثل باد اورده را باد میبرد انشای ذهنی درباره مقایسه ایینه باادم خودشیفته انشا مقایسه رفتگر با آب با روش سنجش ومقایسه اشعار شهادت حضرت محمد باقر ع حسن لطفی آزمون امیدان علمی بسیج 94آزمون علمی امیدان امیدان بسیج 94آزمون علمی آزمون تیزهوشان آزمون علمی مقایسه رفتگر با اب آموزش خوزستان کمبود پرورش هزار انسانی پرورش خوزستان کمبود نیروی مدیرکل آموزش نیروی انسانی انسانی داریم کمبود نیروی انسانی نیروی انس اعلامیه دعوت به مراسم فاطمیه محمد ص پیام آور صلح و دوستی کفپوش ورزشی قابلیت سالنهای پلیمر ضربه کفپوش ورزشی دوخت حرارتی لقب قائم علیه السلام اسپکتروفتومتر نانودراپ کمپانی implen آینه پارک دنده مانیتور گردد سنسور سنسور پارک ید سنسور پارک خودرو نکات مهمی را باید در هنگام معامله در بنگاههای معاملات ملکی توجه کرد حضرت سوگواری حضرت نوشته ی عینی درمورد کتاب مستاجر اجاره تخلیه ماده موجر اجرای دستور تخلیه آئین نامه مورد اجاره اجرای دستور اجرایی قانون اجرای دستور تخلیه نامه اجرایی قانون مان
Facebook Twitter Google Plus Digg Share This RSS
کلیه فعالیتهای وبلاگ724 تابع قوانین جمهوری اسلامی ایران میباشد. تمامی اطلاعات، خبرها و مقالات بصورت خودکار از سایت ها و وبلاگهای فارسی دریافت و با ذکر منبع نمایش داده می شوند و وبلاگ 724 هیچگونه مسئولیتی در قبال محتوای آنها ندارد. در صورت مشاهده هر نوع تخلف یا محتوای نا مناسب بر روی دکمه “درخواست حذف وبلاگ” در آن صفحه کلیک نمائید.
All rights reserved. © weblog724 2012-2017 Run in 0.917 seconds
RSS