همه چیز درباره عروسی پری و مسوت

پست های وبلاگ همه چیز درباره عروسی پری و مسوت از سایتهای وبلاگی با ذکر منبع به صورت خودکار بازنشر شده و در این صفحه نمایش داده شده است. در صورتیکه این اطلاعات دارای محتوای نامناسب بوده و یا دارای هر گونه تخلف میباشد بر روی گزینه ‘درخواست حذف’ کلیک نمائید

زنده ایمممم!!!!
١شنبه با مسود شدید دعوا جوری که دلم نمیخواست حتی نگاهش کنم جالبه وقتی رفت بیرون اون حق بجانب شد!!خلاصه باهم قهر بودیم حس قبلو بهش نداشتم هنوزم یسری اعتمادا ازبین رفته ولی بهتر از دوروز قبلم...دیروز نیومد خونمون چون سرکاره تهران بود...امروز آشتی احساس مقصر اونم نبوده فقط این دوران عقده لعنتیه...خلاصه امشبم رفت دوباره سرکار و همدیگرو ندیدیم امیدوارم فردا برسه بیاد سریال هشتو نیم دقه رو ببینه ولی خداروشکر سرش شلوغه ان شالله همیشه سرش شلوغ باشه....امروز که یاد شب یلدا افتادم یذره ناراحت شدم چقد برنامه داشتم که امسال اولین ساله که خونمم و ماماینا برام یل میارن:( عیبی نداره هرچی خیره پیش میاد حتما روزای بهتری منتظرمن....پ.ن١:بالا ه گوشیمو آپدیت و ios10 رو نصب فوق العادس .....پ.ن٢:بازی sims2 رو ریختم رو لپ تاپ و روزی ٤ ساعت فقط درحال بازی بااونم...البته ناراحتیه قهر و دوری هم این مسایلو کنارش برام میاره که خودمو سرگرم موضوعات چرتو پرت کنم...پ.ن٣:قراره پنچ شنبه با جارو بریم خونه پسر آقا مسوت ایششش چقدم خوشم میاد ولی میخوام خودمو نون بدم نه یه دختره آرومه بی اعتماد بنفس...البته امیدوارم برف بیاد نریم:d

برچسب ها : زنده ایمممم!!!!
زنده ایمممم!!!!
پریه متحول!!!
از وقتی اون کتابو خوندم خیلی متاثر شدم خیلی آروم شدمرکمتر استرس میگیرم

از ذهنم دیگه عروسیه آذرماه رفته بود ولی مسود ب داشت میگفت هنوز امید داره هیچی نگفتم...نه گفتم چرا..نه گفتم منم امید دارم ولی تو دلم قیلی ویلی رفت...میدونم هرچی خدا بخواد همون میشه منم راضیم به رضاش فقط دوشبه اصلا پیش مسود اینارو نمیگم"حالا چیکار کنیم....خسته شدم...ینی کی میشه بریم خونمون....."فقط از وجودش لذت بردم تو طول روز هم کمتر بهش فک میکنم مرضوع مهمی نیس سپردمش به خدا....امروز روزه بودیم خیلی مزه داد تصمیم گرفتم ازاین به بعد تحت هر شرایطی پنچ شنبه هارو روزه بگیرم....امروز یلدوک(فسقل ٣ سالو ١١ ماهه!!) خونمون بود ولی زود رفت قراره بریم خونه ننه اینا....به مسوت آقا زنگ زدم کجایی میگه هنوز راه نیفتاده!!!خداوندا من از دست این مرد چه کنم....البته تصمیم گرفتم دیگه عصبانی نشم و نمیشم خی ون راحت خلاصه الان ما منتظر جن ن برسن فک کنم ساعت ده بریم خونه ننینا...چندروز بود پوستم ماه شده بود از اول هفته دوباره جوش زدم همشم از عصبانیته...الان تا من پاشم لباسامو آماده کنمو خودم حاضر شم فک کنم تا مسود بیاد بشه!!

پ.ن:تصمیم گرفتم بی کرم پودر بااین جوشها وارد مهمونی بشم!!من خودمو دوس دارم و هر یم که بخواد بخاطر جوشهام منو قضاوت کنه از چشم افتاده پس همینگونه با اعتماد بنفس میریم چون من خودمو خیلی دوس دارم و خودمو بخشیدم بخاطر تموم عصبانیتا

پ.ن٢:کتاب پیشگوییهای نوستراداموس رو شروع فعلا صد صفحه شو خوندم و خیلی اطلاعات خوبی از گذشته کشورای اروپایی بهم داده

برچسب ها : پریه متحول!!! - خودمو ,گرفتم ,تصمیم ,بریم ,مسود ,تصمیم گرفتم ,بریم خونه
پریه متحول!!! خودمو ,گرفتم ,تصمیم ,بریم ,مسود ,تصمیم گرفتم ,بریم خونه
جایزه و کافه!!
ب مسود نه و نیم رسید باهاش دعوا ن با آرامش رفتیم زود شام خوردیم تازه مسود کلی تشکر کرد که منتظرش موندم باهم رفتیم....امروز با سمیرا و سمانه قرار بود بریم کافه...خلاصه من از ب از گشنگی داشتم میمردم ساعت ٣ اینا رفتیم کافه سفارشات ٤ دختر را دقت نمایید:"٢سالاد سزار خوشمزه و لذیذ...٢ تا پاستای پنه آلفردو که خوشمزه بود ولی خامه اش دلمونو زد...یدونه سیب زمینی پنیری که پراز پنیر بود عالی بوود...١پیتزا مخصوص کافه دست نخورده موند!!.....٤ تا کوکی شکلاتی که آ از همه خوردیم بشوره قبلیارو اونم بدتر کرد کلی شکلات داشت که موند واقعاحیففففف" در حال ترکیدن اومدیم با مسود آقا رفتیم یه دور زدیم....انگار اگه عروسیمون آذر نشه قراره بهتر بشه(فعلا چیزی نمیگم تا جور بشه) خلاصه کلی ذوق و غرق در رویا و فکرو خیال بودمممم اومدیم خونه مامانو پرستو دعواشون شد سر جریان ...جو خونمون داغونه اعصابم خورده باهم دعواشون شد...تا چند روز هممون همینجوری ناراحتو دپسرده ایم...خدایا خودت همه چیو خوب کن.... ای امروزمو نخوندم در نهایت شرمندگی :(

برچسب ها : جایزه و کافه!! - کافه ,رفتیم ,مسود
جایزه و کافه!! کافه ,رفتیم ,مسود
بعد از ١٣ ماه!!!!
امروز بعداز ١٣ ماه با کلی استرس و خونوادگی رفتیم آتلیع برای گرفتن ع ای عقدمون!!!از اردیبهشت ماه که پای قرارداد دیدم ٢٠٪‏ سود روی قرارداد میاد خیلی از شبهام با استرسش گذشت

که ب تصمیم گرفتم برم بگیرم دیگه و به این ترسم غلبه کنم...خدود ٢٠ تا عمس انتخاب بااینکه قراردادمون ١٠ تا ع بود و حناب جی جی فرمودن بفکر پولش نباش بگیر..خلاصه مه ع امون عالی شدن عالییی بعضیاشون هنرین خیلی دوسشون دارمممم

و ع ای عقدمون کلن برامون نزدیکه ٤٥٠ دراومد!!!ولی عیبی نداره بقول آبجیم همین ع امونه که برامون موند....از طرفی شکو دودلیم بیشتر شد برای انتخاب آتلیه ای که قبلا مد نظرم بود و دلم آتلیه با ژستای real و هنری خواست!

ببینیم خدا چی میخواد

دبم میگه فردا خبر خوبی قراره بشنومممم

راستی کتاب طهور آتلانتیس تموم شد...به تموم افرادیکه کنجکاو به این عجایبن توصیه میکنم بخونن و کتاب شفای زندگی استارت خورد.

برچسب ها : بعد از ١٣ ماه!!!! - ع ای عقدمون
بعد از ١٣ ماه!!!! ع ای عقدمون
دوباره برادرشوهرو جاری وارد زندگیم شدن!!!!
٢رور پیش جناب برادرشوهر(بیل(اسم رمزی!)) زنگ زدن که پری بیا سه نفری منو مسود و خودشون(جاریم نیس ینی)باهم صحبت کنیم کدورتهارو از بین ببریم منم گفتم من کدورتی ندارمو به مسود میگم خبر بده...به مسود زنگ زدم با یه ح یکه قبلا درجرین بوده گفت چیشده و اینا منم گفتم من نمیام وقتی جارو نیس خودت برو اونم دعوا که چرا نمیای اینو حرفا....کارآگاه بازیه من شروع شد و من دیدم صب رفت بیرون گفتم حتما این رفته خونه اینا معذرت خواهی و اینحرفا...خلاصه انقد اونروز دعوا کردیم گریه که حد نداشت انقد از انتخابم پشیمون بودم که نگو...دیروز بهم زنگ زد منم با بی میلی جواب دادمو شب اوند منتکشی همش باهام حرف میزدو میخندید آشتی کردیم گفت.."قبلش بیل به من زنگ زد شمارو تورو گرفت که میخوان معذرت خواهی کنن و نشستن با جارو حرف زدن و به این نتیجه رسیدن خودشون مقصرن"منم گفتم باشه بیان خونه .... خلاصه تا امروز که به بابام گفتم(بابای من جزو آدمایی حساب میشه که خیلی آدم شناسه و هرچی راحبه بقیه میگه درست ازآب درمیان)بابام گفت"زن اون الکی نمیاد معذرت خواهی اون میخواد میونه شمارو بهم بزنه یا یه جریانی داره"منم کلن قاطی اومدن جناب بیل و مسود...بیا گفت ببخشید معذرت میخوام از اتفاقایی که افتاده و بی احترامیا منم گفتم این رابطه ٤ نفرس چرا جارو نیومده...اونم هی تفره رفت منم گذشته رو کشیدم وسط آ ش گفت بله من باایشون هماهنگم که اومدم ینی اونم به غلط افتاده..کلیم از اشتباهاشون و بی حرمتیاشون گفتم راحت شدم فقط این وسط مسود بدجور منو سوزوند .. دید بیل ناراحته شروع کرد ازاون دفاع که کاریکه برادرمن کرده خیلی ارزش داره و گذشته باید فراموش بشه تموم حرفاش من بودم دلم میخواست بهش میگم اونموقع که بمن بی اخترامی میکرد چرا لال بودی...آ شبم باهاش کامل قهر بودم الانم قهرم زده بیرون...احساس میکنم فتنه زندگیم برگشته با سیاست شونشون میکنم بیرون فقط ببینین چیکار میکنم....بعدازاینکه من حرف زدم خود بیل برگشت گفت والا من راستش جا خوردم ینی واقعا توقع داشت من تو آروم بشینم سرجام مثل همیشه الان خوب میدونه پری کیه پروإ بی ادب حالشونو خوب میگیرم دور دور منه دیگه

الانم نفس راحت دارم میکشم فقط حیف اون همه گذشتیکه پارسال بخاطر شوهرم در مقابل برادرش ...دیگه دلم اصلا براش نمیسوزه لیاقتش برادرشه وقعااااااا

برچسب ها : دوباره برادرشوهرو جاری وارد زندگیم شدن!!!! - گفتم ,مسود ,معذرت ,میکنم ,خواهی , ,معذرت خواهی
دوباره برادرشوهرو جاری وارد زندگیم شدن!!!! گفتم ,مسود ,معذرت ,میکنم ,خواهی , ,معذرت خواهی
شبه آرومممم
مسود صب بهم زنگ زد گفت ببخشید ب خیلی فک دیدم تو تنها آرامش منی من بدون تو هیچم اشتباه اونجوری گفتم تو همه منی...منم ب خیلی دلم براش تنگ شده بود گفتم باشه بخشیدمو این حرفا..امروز یلدوک (٤سالشه)کنارم بود باهم نقاشی کردیم کارتون دیدیم تا آجیلی اومدو نگهش داشت...وقتی میخواستم بخوابونمش مثل یه فرشته خو د قربونش بشم خداااا...بعد مسود اوند راجبه کارش حرف زدو شامو خوردیم رفتیم خونه خالینا عاخه پسر داره میره کربلا،...خدایا بخودت میسپارمش همبازیه دوران کودکیمه بااینکه الان جفتمون از هم کلی فاصله گرفتیم...واقعا هم نمیدونم چرا انقد ازهم دوریم از وقتی من ازدواج رابطمون سلام علیک شده احساس میکنم خودش ازم دوری کرد بخاطر مسود بوده حتما...خلاصه از خونه خالینا برگشتیم مسود با نت کار داشت شب موند پیشم یساعته داریم باهم حرف میزنیم از اتفاقای دیروز..حدسم درست ازآب دراومد خانوم جاری خبر نداشته شوهرش اینجا بوده فقط اونطرف متقاعد شده به ادامه رابطه...بیل جان معذرت خواهیش از طرف خودش بوده بازم برام قابل احترامه مخصوصا وقتی مسود گفت ازاونکاره که دم عقدمون بود پولش دی ماه میرسه بیشتر بخشیدمش چون حداقل میگم اون همه زحمتو دوری پولش میرسه...بیل سرش به سنگ خورده که اونکارایی که درحقت نامردی عیچ کدوم پولش برام نموند...منم گفتم عاهان بالام جان همون موقع که باد خورد پشتت پشت برادرتو با نامردی خالی کردی همین میشه...ولی به مسودم گفتم این رابطه دوباره بهم میخوره چون جارو سر اون رفتارای گذشتش هست و فقط توقع داره از دیگران بدون نگاه به رفتار خودش...نمیدونم دیگه مسودم الان گفت خودمم حدس میزنم ولی دیگه بهتراز اینکه رابطم با برادرم صفر باشه...منم گفتم بله حق باشماس...دیگه این حرفا تموم شد و خداروشکر من با دیدن شماره بیل تنو بدنم نمیلرزه که دعوای جدید شروع شده...امیدوارم دم عروسیم دعوای جدید راه نندازه....دلم عجیب عروسیمونو میخواد و دلم عجیب روشنه برای ٢٦ آذر ماه...خدایا شکرت از اینکه من ٢٦ آذر قراره عروس شم

برچسب ها : شبه آرومممم - مسود ,گفتم , ,دیگه ,پولش ,وقتی ,دعوای جدید ,خونه خالینا , ب خیلی
شبه آرومممم مسود ,گفتم , ,دیگه ,پولش ,وقتی ,دعوای جدید ,خونه خالینا , ب خیلی
نمیدونم دقیقا!!!!
٢٠ روز گذشته ما فقط دوتومن پول داریم و البته تی وی رو هم مسود ید...خیلی اتفاقا افتاد باهم دوتایی رفتیم شمال...بهترین سفر زندگیم بود...ننه اینا اومدن خونمون چندروز موندن عاشق اون حسای خوبم موقع که بیدار میشدم صدای بابابزرگ تو خونه میپیچید ننه چ پف میکرد عاشقشونم...بابابزرگ همش میگفت عروسیتون آذره من میدونم....نمیدونم خودمم فقط میدونم هرچی خدا بخواد همون میشه دیگه ده روز که وقت داریم آذر بشه اگر نشه صبر میکنم تا اسفند ماه اگر بازم نشه اردیبهشت ماه...من خیلی دعا خیلی برنامه ریختم دام میگه آذره شب یلدا خونه خودمونیم عروس مسودم میشم...تصمیم گرفتم با دوست آجیلی بریم کنار دریا یروزم اونجا ع داشته باشم یروزم فرمالیته اینجا با عکاسم یروزم که عروسی!!!ینی سه روز عروس میشم هورااااا...طراحی سایتو شروع سایت مسود  تموم شد حدودن پنچ روزه تمومش الان میرم سراغ سایت خودمممم ... اگر ی از اطرافتون سایت خواست خواهش ومیکنم منو معرفی کنین حالا سایت بزنم لینکشو اینجا میزارم....دست بابا ٤ تومن اومده که سه و نیمش برای جهازه قراره پنچ شنبه بریم شوش  چینی ١٢ نفره ب م یه دست آرکوپال ب م قاشق چنگال دم دستی کتری قوری کیک خوریمو ب م انگار تمومی ندارن باید بعدن با مامان بریم ملافه مو ب یم پتو مسافرتی و یه ذره خورده ریز اینا ب یم..انقد به این مسایل فک میکنم انگار آ ش دیوونه میشم خدا بخیر بگذرونه باع ام برمیگردم

برچسب ها : نمیدونم دقیقا!!!! - سایت ,ب م ,یروزم ,بریم ,میشم ,
نمیدونم دقیقا!!!! سایت ,ب م ,یروزم ,بریم ,میشم ,
اولین نذری زندگی مشترک!!
پارسال محرم بود درگیره زنک بازیه جاریو برادرشوهر بودیم...تموم برنامه هامون رویاهامون درگیر شده بود چون اول راه بودیم...شب عاشورا بود..شام غریبان...با مسود رفتیم یجا شمع روشن کنیم جفتمون پراز حس مثبت بودیم..باهم نذر کردیم امسال اگر خونه خودمون بودیم به بچه های کار و نیازمندا غذا عدس پلو بدیم...صفره صفر بودیم اما به لطف خدا شفاعت حسین خونه رو یدیم درسته داخلش نیستیم اما خوب یه سقفی داریم...دیروز با مامان رفتیم ید برای ١٤ تا ظرف یکیار مصرف  و سهم ماماینا و ننه اینا و به خالینا... انقد با برکت بود خالینا یه مقدار گوشت اضافه و مامان برنج داد کلن شد ٥٣ تومن..بیشتره کاراشو خودم اما موقع کشیدن مامان گفت برای کوچیکه ام برمیداری؟گفتم نه خوشم نمیاد ازشون...خلاصه گذشت احساس یه بشقاب برنج نیس گفتم برای اون برداشتی؟گفت نه با ح جبهه و عصبانی...خوب من بدم میاد ازش وقتی اون برای من ارزش قایل نیس چرا من باشم؟؟خلاصه مامان ناراحت شد منم ناراحت شدم با مسود خواستیم بریم ١٤ تارو پخش کنیم از مامان معذرت خواهی ولی خوب...خلاصه تو خیابون رفتیم آدمای نشون شده از طرف حسینو پیدا کردیم بهشون دادیم...چقد حس خوبیه کمک از خدا خواستم فقط خدا هیچ مردیو شرمنده خونواده اش نکنه زمان زودتر ظهور کنه این دنیای مادی ازبین بره..جامعه ای که طبقاتش انقد باهم فاصله داره...بگذریمممم داشتم به مسود میگفتم اون حس خوبه که پارسال داشتیم همون حسو نسبت به آذر داریم...امیدوارم بشه..بهش که فک میکنم باورم نمیشه تا کمتر از ٣ ماه دیگه خونه خودمونیم...خدایا اگه صلاحه جورش کنه ما روزیمونو همیشه از خودت خواستیم واسطه هارو بفرست سمتون..دوست داریم

پ .ن١:روی قاشقارو ربان سبز پیچیدم که یه نشون ناشناس باشه از طرف منو عاقا مسود

پ .ن٢:دلم میخواست روز علی اصغر نذرمو پخش کنم فک می امروزه ولی ظهر فهمیدم امروز روزه حضرت رقیه اس...دلم لرزید جفتشون بچه ان ولی یادمه اون سالا بخاطر دستم چقد با حضرت رقیه حرف میزدم اینا همش نشونه اس صدامو همشون میشنون

برچسب ها : اولین نذری زندگی مشترک!! - بودیم ,مسود ,داریم , ,خونه ,رفتیم ,حضرت رقیه
اولین نذری زندگی مشترک!! بودیم ,مسود ,داریم , ,خونه ,رفتیم ,حضرت رقیه
افسردگی یهویی
امروز بعداز مدتها خیلی ناراحت بودم همش میگفتم عاخه مسود چجوری میخواد پنجاه تومنو دربیاره خیلی خسته بودم خیلی به مسودحرف زدم خیلی خوردش اصلا آروم نمیشدم:((((

تااینکه میخواست بره دلم پرکشید براش همیشه همینجوریم دیوونه میشم بعد صدبرابر عاشق...دلم میخواست عروسی تموم شه دلم میخواست زندگیم شرو شه تنها پول جمع م باشه یه میلیون قسط دلم میخواست کنار شوهرم عشقم زندگی کنم خوشبخت بشیم خلاصه الان سرحالم حالا بگید چرا؟چون مسود امروز بی ماشین اومد خونمون بابا گفت خوب اگه سختته نرو:)من و مسود تو ان لحظه :d مسود که داشت غش میکرد اون لحظه هی میگفت برم نرم منتظر بود یکی بگه نرو آ مامانم گفت نرو اومد خونمون الان پیشمه ولی من رو تخت اون رو زمین :/ خوشحالم سحری باهم میخورم دوباره پیش بسوی انرژی مثبت ک خدا خیلی بزرگه پول عروسیمون کامل جور میشه....تا ٢٩ نزدیک ٥٠٠ پول میخوایم برای بسط که هنوز جور نشده :| مرد من جورش میکنه راستی راستی فردا میخوایم بریم قاشق و چنگالدم دستیمو ب م هوووووراااااا

برچسب ها : افسردگی یهویی - میخواست ,مسود ,اومد خونمون
افسردگی یهویی میخواست ,مسود ,اومد خونمون
خونه مالهه خودموووووووون
سلاااام

خونمونو دیروز بالا ه تحویل گرفتیمممممم

خونه خوشگلمووون فقط نزدیکه ٨/٥ به بابا بد اریم عیبی نداره خدا میرسونش

انروز با مامانو و بابابزرگو آجیلی رفتیم دیدیمممم

خیلی جا کم دارم خدا کمکم کنه فقط

خیلی قضایا پیش اومد ولی راضیم به رضای خداا

کتاب لیلی و مجنونو خوندم عالی بووود الانم کتاب عشق و سلطنت راجبه کوروشه میخونم فوق العادس

خداروشکر بازم برگشتم به آغوش گرم کتاب

برچسب ها : خونه مالهه خودموووووووون - کتاب
خونه مالهه خودموووووووون کتاب
عروسیمون:(
بعید میدونم عروسیم قبل محرم بشه..عروسیه پسرعمو و پسر و دختر مسود شهریوره ولی عروسیه من....دلم خیلی گرفته مخصوصا از وقتی که خونمونو گرفتیم همش دوس دارم برم داخلش زندگی کنم با مسودم با عشق قشنگم...

دیروز روز دختر بود مسود پریشب با یه گل و بستنی سنتی اومد سو رایزم کرد ماماینا دیروز برامون مایو یدن شب ساعت ١١ رفتیم قم...خیلی خوب و عالی بود احساس میکنم بخشیده شدم...خدا منو بخشید که اولین سفر زیارتیمون بالا ه جور شد...مثل سرخوشا با غرغرهای همیشگیع بابا ساعت ٢ رسیدیم تا سه و نیم حرم بودیم بعد رفتیم کباب خوردیم!!!کلن ما ازاینجور خونوادهاش هستیم:) با پرستو رابطم خیلی بهتراز قبل شده ینی خیلی انگار تازه همدیگهه رو پیدا کردیم خداروشکر البته من بیشتر اذیتش تو این همه سال خدا منو ببخشه....امشب رفتیم خونه ننینا خونه گرمشون با بچه ها بازی کردیم چقد خندیدیم خدایا سایه شون همیشه بالاسرمون باشه دوسشون دارم...تا قسطمون ٢ روز مونده که فقط نزدیکه ٧٠٠ تومنش جور شده نزدیکه ٤٠٠ مونده!!!خدایا روزیه عروسیمونو برسون روزیه قسطای خونمونو برسون

خدایا خیلی خسته ام خودت بهتر میدونی....

برچسب ها : عروسیمون:( - خدایا ,رفتیم
عروسیمون:( خدایا ,رفتیم
دلنوشته
دلم خیلی میخواد برم خونمون

روز تاسوعا نذری بپزم عدس پلو خیلی کم درحد اینکه چندتا دونه بدم به بچه های کار

دلم نیخواد سال دیگه ماه رمضون تو خونه خودم تا صب با مسوت قرآن بخونم باهم غذا بپزیم

همشونو میخواد دلم زندگی میخواد

خدایا به روزیه مسود برکت میدی؟خدایا ازت ممنونم منو به همه آرزوهام میرسونی خدایا دوست دارم

امروز دست مسود سوخته بود یه لایه پوستش خداروشکر خوب میشه فقط من کلی قدرشو دونستم خدایا شکرت بخاطر همه چی شکر

اگه انکان داره برامون دعا منید تو این ثانیه های معجزه گر

برچسب ها : دلنوشته - خدایا ,میخواد
دلنوشته خدایا ,میخواد
افسردگی یهویی
امروز بعداز مدتها خیلی ناراحت بودم همش میگفتم عاخه مسود چجوری میخواد پنجاه تومنو دربیاره خیلی خسته بودم خیلی به مسودحرف زدم خیلی خوردش اصلا آروم نمیشدم:((((

تااینکه میخواست بره دلم پرکشید براش همیشه همینجوریم دیوونه میشم بعد صدبرابر عاشق...دلم میخواست عروسی تموم شه دلم میخواست زندگیم شرو شه تنها پول جمع م باشه یه میلیون قسط دلم میخواست کنار شوهرم عشقم زندگی کنم خوشبخت بشیم خلاصه الان سرحالم حالا بگید چرا؟چون مسود امروز بی ماشین اومد خونمون بابا گفت خوب اگه سختته نرو:)من و مسود تو ان لحظه :d مسود که داشت غش میکرد اون لحظه هی میگفت برم نرم منتظر بود یکی بگه نرو آ مامانم گفت نرو اومد خونمون الان پیشمه ولی من رو تخت اون رو زمین :/ خوشحالم سحری باهم میخورم دوباره پیش بسوی انرژی مثبت ک خدا خیلی بزرگه پول عروسیمون کامل جور میشه....تا ٢٩ نزدیک ٥٠٠ پول میخوایم برای بسط که هنوز جور نشده :| مرد من جورش میکنه راستی راستی فردا میخوایم بریم قاشق و چنگالدم دستیمو ب م هوووووراااااا

برچسب ها : افسردگی یهویی - میخواست ,مسود ,اومد خونمون
افسردگی یهویی میخواست ,مسود ,اومد خونمون
سندمون اومدددددد هووراااااا
هووورااا امروز سند خونمون اومد بالا ه خونه مال خودمون شددددد

امروز صاحب خونه اس زد که معامله دیگه انجام دادیم صحبت کردیم تا اول مرداد پولو بدیم فقطم بخاطر ما چون ما ١٣/٥ کم داشتیم دیگه مطمینم وقتی خدا زمانشو درس کرد پولشم درس میکنه مطمینمممم وووی خدایا دوست دارممممم خدایا شکرت انقد هوای مسودو داری

خدایا منو مسود امید داریم که ازاون بالا ٦٠ تومن پول بندازی پایین

خدای مهربونم ممنونم که صدامو میشنوی دوست دارمممممم

برچسب ها : سندمون اومدددددد هووراااااا - خدایا
سندمون اومدددددد هووراااااا خدایا
یک طراح وب سایت!!!!
دوشبه اصلا نخو دم و دیروز ساعت 12 تا 7 شب خو دم واقعا شبو روزم عوض شده!!!!!!

 

دوشبه به صورت بسیار جوگیرانهههه بنده دارم طراحی وب سایت میخونم و بسیار راضیممم و علاقه دارم کلی ایده به سرم زذه که فقط میخوام نمونه کارام آماده بشه و سایتم راه اندازی بشه و بتونم پروژه های مختلف بگیرم خدایا ینی میشه؟؟؟؟؟؟؟؟

 

دوشبه با مسود شبا یک ساعت میریم پیاده روی ینی تا جلوی در خونمون میریم بهش سر میزنیم و برمیگردیم مثل ندید بدیدهااا

زندگیمو دوس دارمو خیلی خوشبختم

تصمیم گرفتم از این به بعد کلیت زندگیمو ببینمو اون جزییات منفی از بین بره!!!

خدایا شکرت که کنار خونوادمی

 

پ.ن:برای اولین باره دارم با لپ تاپ پست میزارم خیلی خوبه راحت تایپ میکنمو پرچونگی!!!

از این به بعد پست ها طولانی میشوند

پ.ن2:بنده هنوز درگیرم که خونمو چجوری بچینم و یک درگیری دیگر اضافه شد میز کارمو کجا بزارم(زیادی نسبت به کار طراح سایتم خوش بینم میدونم

برچسب ها : یک طراح وب سایت!!!! - دوشبه
یک طراح وب سایت!!!! دوشبه
خونه مالهه خودموووووووون
سلاااام

خونمونو دیروز بالا ه تحویل گرفتیمممممم

خونه خوشگلمووون فقط نزدیکه ٨/٥ به بابا بد اریم عیبی نداره خدا میرسونش

انروز با مامانو و بابابزرگو آجیلی رفتیم دیدیمممم

خیلی جا کم دارم خدا کمکم کنه فقط

خیلی قضایا پیش اومد ولی راضیم به رضای خداا

کتاب لیلی و مجنونو خوندم عالی بووود الانم کتاب عشق و سلطنت راجبه کوروشه میخونم فوق العادس

خداروشکر بازم برگشتم به آغوش گرم کتاب

برچسب ها : خونه مالهه خودموووووووون - کتاب
خونه مالهه خودموووووووون کتاب
عروسیمون:(
بعید میدونم عروسیم قبل محرم بشه..عروسیه پسرعمو و پسر و دختر مسود شهریوره ولی عروسیه من....دلم خیلی گرفته مخصوصا از وقتی که خونمونو گرفتیم همش دوس دارم برم داخلش زندگی کنم با مسودم با عشق قشنگم...

دیروز روز دختر بود مسود پریشب با یه گل و بستنی سنتی اومد سو رایزم کرد ماماینا دیروز برامون مایو یدن شب ساعت ١١ رفتیم قم...خیلی خوب و عالی بود احساس میکنم بخشیده شدم...خدا منو بخشید که اولین سفر زیارتیمون بالا ه جور شد...مثل سرخوشا با غرغرهای همیشگیع بابا ساعت ٢ رسیدیم تا سه و نیم حرم بودیم بعد رفتیم کباب خوردیم!!!کلن ما ازاینجور خونوادهاش هستیم:) با پرستو رابطم خیلی بهتراز قبل شده ینی خیلی انگار تازه همدیگهه رو پیدا کردیم خداروشکر البته من بیشتر اذیتش تو این همه سال خدا منو ببخشه....امشب رفتیم خونه ننینا خونه گرمشون با بچه ها بازی کردیم چقد خندیدیم خدایا سایه شون همیشه بالاسرمون باشه دوسشون دارم...تا قسطمون ٢ روز مونده که فقط نزدیکه ٧٠٠ تومنش جور شده نزدیکه ٤٠٠ مونده!!!خدایا روزیه عروسیمونو برسون روزیه قسطای خونمونو برسون

خدایا خیلی خسته ام خودت بهتر میدونی....

برچسب ها : عروسیمون:( - خدایا ,رفتیم
عروسیمون:( خدایا ,رفتیم
مثله همیشه دل گرفتگی
تصمیم گرفتم ناراحتیامو اینجا بنویسم قبلا تو نوعروس مینوشتم ولی الان میترسم راجبم قضاوت کنن یا ی منو بشناسه

امشب ازاون شباییه که دلم میخواد بمیرم

دلم میخواد واقعا بمیرم

بعداز عقدمون تقریبا این دومین باریه که این حس اومده سراغم قبل از عقد خیلی میومد سراغم ولی بعد عقد عوض شده بود

یبار روز تولدم وقتی دیدم مسود فقط برام گل یده با نصف پوله یه انگشتر که حتی خودشم نرفته برام انتخاب کنه!!!بقدری واراحت بودم که بااون همه زحمت سو رایز و کیک آبجیم انگار تو ع ام بغض داشتم اصلا نمیتونستم به مسود نگاه کنم.اونم دسته خودش نبود فقط پول نداشت با وجود قسطامون

یبارم امروز که برای عید قربان به مسود گفتم هیچی نمیخوام که پولامون جمع بشه گفت مامانمینا انگار یچیزی برات یدن منم خوشحال بودم بالا ه اونا فهمیدن عروس دارن امروز فهمیدم باز پتو دارن میارن!!!مسودمم قرار بود برای عروسیه آ هفته کیفو کفش مجلسی برام ب ه گفتم همون ٢٥٠ رو بزار تو پاکت بهم بده

خلاصه بی خیال بودم نسبت به این مسایل که رفتم اینستا

یدختره رو فالو که همزمان با ما عقد کرده دیدم نامزدش براش کیک یده با به انگشتر که من خیلی طرحشو از قدیم دوس داشتم با ازاین گل جعبه ایا.دلم گرفت خیلی گرفت.دلم گرفت ازاینکه همیشه حسرت داشته های دیگرانو داشتم جشن عقدم دوران عقدم مجردیم همیشه همیشه.دلم میخواد خودمو بکشم یاد دستم افتاد که هیچ وقت نمیتونم لباس ی بپوشم پیش دیگران

برچسب ها : مثله همیشه دل گرفتگی - همیشه ,داشتم ,برام ,مسود ,میخواد
مثله همیشه دل گرفتگی همیشه ,داشتم ,برام ,مسود ,میخواد
کتااااب
فراموش تو پست قبل بنویسم کتاب عشق و سلطنت از همدانی رو تموم فوق العاده بود کتاب تاریخی راجبه کوروش کبیر الان کتاب عروس ایرانو میخونم که راجبه جهانگیره مغول که عاشق بانوی ایرانی میشه که یه بیوه اس و دختر داره و این بانو ملکه اش میشه!!

طراحی سایتمو خیلی وفته شرو ولی خورد به عروسیو مهمونیا یه ذره عقب افتاد 

سایت p op og hy .gigf a.com نمونه کاره منه 

اولین نمونه کارم که بنظرم عالی شد احتمالا فردا باز شرو کنم اگه وقت کنمم!!!

 سایتمو با فاصله گذاشتم مثل اینکه باهاش مشکول داره!!

برچسب ها : کتااااب - کتاب ,
کتااااب کتاب ,
اخرین جستجو ها
کانال ربات زمان تلگرام کلیک هوشمند کلیک کنید انتخاب کنید وارد کنید زمان بندی کانال ارسال طرح درس سالانه کتاب فیزیک دهم ریاضی فیزیک listen to ariana grande and john legend sing beauty and the beast and cry آب پخش کن اسپرینکلر برج خنک کن موطی حضرت علیه السلام ترین یت علیه السلام حضرت علیه مذاهب دیگر پیروان مذاهب دوست دوست داشته بخش های جدید تر رزومه جلیل اولیا two men and a truck تب ۶۴ درجه شهادت ۲ جوان شیعه به ضرب گلوله نظامیان سعودی طاهری مساوی را هم پیش‌بینی نمی‌کنم،استقلال برنده دربی است تیم منصوریان حتی می‌تواند قهرمان شود +":80" +":8080" +":3128" a mid winter party idea for kids amp grown ups — fort fantasy پاسخ به یک سوال مخاطب شناسی و سواد رسانه ای the real reason why david eason’s court date keeps getting postponed update ‘final portrait’ clip geoffrey rush paints armie hammer in stanley tucci berlin pic u067eu0627u0633u062e u0628u0627u0634u06afu0627u0647 u0644u0633u062au0631 u0633u06ccu062au06cc u0628u0647 u0634u0627u06ccu0639u0647 u0627 u0627u062c u0631u0627u0646u06ccu0631u06cc سریال جوخه برادران band of brothers the bachelor finally says the goodbye we ve been dreading or craving اجاق گاز صفحه سانوما آوای بهبودی 9 مهر خط کشی خیابان های زاغمرز دیجیتال سامسونگ سیماران محصولات دستگیره auto دستگیره دیجیتال دیجیتال سامسونگ sync auto حافظان حریم ماژول سامسونگ دستگیره دیجیتال سامسونگ প্রকৃত বান্দার পরিচয় হচ্ছে ওয়াজিব সম্পন্ন করা এবং হারাম কাজ থেকে বিরত থাকা গবেষক صوت سخنرانی کامل در 12 بهمن ubb38uc758uc8fcuc138uc694uce74ud1a1 br987 uc601ucc9c ucd9cuc7a5uc548ub9c8 uc601ucc9c ucd9cuc7a5ub9ccub0a8 uc601ucc9c ucd9cuc7a5ub9c8uc0acuc9c0 uc601ucc9c ucd9cuc7a5uc11cube44uc2a4uce74ud1a1 br987 ع نظر قوچان نژاد درباره پیشنهاد آژا و آیندهوون دریاچه چمستان جاذبه تورآگهی جاده می‌شوید دریاچه چمستان نزدیک می‌شوید کنید حتما کنار رودخانه چمستان قرار خواب تعبیر دعای خواندن توسل تعبیر خواب خواب تعبیر خواب دعای خواندن خواب خواب دعانویس تعبیر نمایش ی از آلفرد هیچکاک در موزه هنرهای معاصر تهران پاو وینت بررسی و تحلیل روستای اغشت children dying of starvation in yemen s conflict دریل باتری استفاده وجود قدرت بیشتری وجود دارد دریل بیسیم دریل بدون مسولیت پذیری، در باب دستور جلسه ای سفر کرده سلامت باشی white house site security error is more embarr ing than worrying north korea آیا سیاست جنگ با ایران است؟ trade show lead collection آموزش تعمیر منبع تغذیه سوئیچینگ واساس کار منبع تغذیه سویچینگ smps pdf "آموزش تعمیر" "منبع تغذیه سوئیچینگ" pdf دنیا خیلی کوچیک دعایی مخصوص هادی ع برای گرفتن حاجت مسابقه بهمن مسابقه روزانه تحلیل و نقد اهنگ صور اسرافیل پیشرو ع یادگاری میناوند کنار برانکو آهنگ ترکی یادته fill item dailymotioncom 20170223 075801 for dailymotioncom رایانه کلاهبرداری تحقیق لازم فایل گذار کلاهبرداری رایانه قانون گذار تعبیر قانون کلاهبرداری سنتی بیان تفاوت تحقیقی کلاهبرداری رایانه پژوهش روایی مسجد الله رسول فقال گذاشتن رسول الله اموال مسجد الله علیه علیه وسلم this sheet pan honey mustard salmon is calling your name — delicious links عاقبت لایی کشیدن با موتور از بین عابران پیاده لیگ اروپا ؛ ستاره ایرانی، ناجی تیم یونانی پوستر م ا در پیش است comment on donald trump’s inauguration — pics by teresa marlowe ساعت درس آمادگی دفاعی در پایه نهم ۲ ساعت و پایه دهم ۳ ساعت دو اثر جدید محمود فرشچیان به نامهای محیط زیست سیمرغ 2017 toyota tacoma expert review car review یک انشای سفر خانوادگی با پاسخ پرسش عینی هوای آبی امواج منصور خورشیدی وبلاگ نویسان حرفه ای تمدید د 2020 تمدید 2020 تمدید د اطلاعات کمیسیون امنیت ملی مسئول شناسایی دوتابعیتی ها است یا ؟ yes you can actually tweet from the 2017 nissan titan در محضر شاعر توانمند و متعهد معاصر جناب فراز مردانی خط تقارن و قطرهای اشکال هندسی واترمارکینگ کوانتومی ماه بیست و چهارم ودوسالگی پسر گلم95 03 04تا95 comment on nina dobrev officially returning to ‘the vampire diaries’ for finale — shares pic on set by caroline درنده خویی fill item top_domains 07000 20170208 035813 for top_domains راه‌اندازی زیر سامانه انبار شهری و استریپ کالا در استان facebook is helping chrome firefox to speed up the web ری استارتی چیست؟ رویدادهای خبری امروز دوشنبه در کرمان آدمی بروی باید بروی امتحان بزرگسالان هزار واحد صنفی عرضه غذا بدون مجوز فعالیت می کنند قیمت بروز ای با اسلیم خدایا بازم شکر کهیر هیستامین خانگی کهیر درمان خانگی بازی منچرز منچ آنلاین اندروید آموزش نسخه مود شده پول بی نهایت امروزه کوتاه تحقیق اولین گزارش ملی تجارت الکترونیکی در ایران منتظر طرج های جدید همراه رایانه باشید non sport update عیسی ufc s bruce buffer feels warren beatty s pain offers advice video در کدام یک از مراسم ی به موضوع تبری بسیاراهمیت داده شده اینه خصیصه براشون اصولا خوشگلی خانواده براشون مهمه خوشگل نیست خصیصه اینه سگی را به سگی ببخش going tron آرت ‌شات نقاشی، طراحی و تصاویر هنری از دنیای بازی و سینما myplan ابوبکر البغدادی احتمالا در موصل است u0641u0631u0648u0634 u0648u06ccu0698u0647 u067eu06a9u06ccu062c u0645u0648u0646u0648u067eu0627u062f u0633u06ccu0645 u062fu0627u0631 u0648 u067eu0627u0648u0631u0628u0627u0646u06a9 ee برنامه درسی رشته curriculum میان interdisciplinary برنامه درسی میان رشته interdisciplinary curriculum درسی میان طراحی برنامه تحقیق اراده حتی برای ربات ها
Facebook Twitter Google Plus Digg Share This RSS
کلیه فعالیتهای وبلاگ724 تابع قوانین جمهوری اسلامی ایران میباشد. تمامی اطلاعات، خبرها و مقالات بصورت خودکار از سایت ها و وبلاگهای فارسی دریافت و با ذکر منبع نمایش داده می شوند و وبلاگ 724 هیچگونه مسئولیتی در قبال محتوای آنها ندارد. در صورت مشاهده هر نوع تخلف یا محتوای نا مناسب بر روی دکمه “درخواست حذف وبلاگ” در آن صفحه کلیک نمائید.
All rights reserved. © weblog724 2012-2017 Run in 0.936 seconds
RSS