دل آرام

پست های وبلاگ دل آرام از سایتهای وبلاگی با ذکر منبع به صورت خودکار بازنشر شده و در این صفحه نمایش داده شده است. در صورتیکه این اطلاعات دارای محتوای نامناسب بوده و یا دارای هر گونه تخلف میباشد بر روی گزینه ‘درخواست حذف’ کلیک نمائید

همسرم

همسرم میگفت، بریم شمال. 

من می ترسیدم بچه‌ سرما بخوره، گفتم، خودت برو سر بزن. البته سری قبلم برگشتنه دخترم کلی گریه کرد و ده روز گریه می کرد. منم موافق نبودم. تو جاده چالوس خودم هر وقت میرم یا تهوع می گیرم، یا معده درد، یا سردرد و گردن درد. گفتم لابد دخترم تو مسیر یه همچین دردی سراغش اومده. نریم بهتره. الانم فصل سرماخوردگیه. شمالم مدام بارون میاد و وحشتناک سرد شده.

خلاصه همسرم رو تنهایی فرستادم که یه حال و هوایی عوض کنه. 

امروز با مامانش حرف می زدم، گفت، چرا نیومدین. 

همینا رو گفتم.

گفت، آره بچه‌های کل فامیل سرماخوردن. اون نوه هامم از ملایر اومدن سرماخوردن. 

دفعه اول بود که بابت مریض شدن ی خوشحال شدم. خوب شد همه سرماخوردن. وگرنه محکوم می شدم به وسواسی و لوس بودن. 

عنوان وبلاگ : دل آرام
برچسب ها : همسرم - سرماخوردن ,همسرم
همسرم سرماخوردن ,همسرم
دورهمی

لثه خوب می شناسین؟ دندون پزشک نمیخوام. متخصص لثه. اگه معرفی کنین ممنون میشم. 

...

خواهرشوهر چند وقت پیش کلی حرف بارم کرد و فهمیدم که ایشون عوض بشو نیست که نیست. یه حرفایی زد که همسر شرمش میاد دیگه اسم خواهرشو بیاره جلوی من. 

پریشب زنگ زده بود که بگه عمل قلب کرده. مدام حال دخترمو می پرسید، معلوم بود دلش تنگ شده. 

تو دلم گفتم، مجبوری می پری به زن داداشت که بعدش جرات نکنی رفت و آمد کنی. 

حرفایی زده بود که مامان وقتی شنید یه حالی شد. دیدین آدم رفتارش عادی و خوبه یهو از وسط رفتار خوبت یه برداشت بد می کنن. نمیدونم توقعش از عروس چیه. با حرفایی که زد به این نتیجه رسیدم که مثل پنجاه سال پیش فکر می کنه باید عروس پای خواهرشوهر رو ببوسه. یه مجمعی هم بذاره رو سرش خواهرشوهر رو بذاره توش. ببردش بگردونه یه وقت خسته نشه. 

مثلا فرمودن با اون رفتار زشتت تو عروسی خواهرت. خودم و مامان و خواهرم هرچی فکر کردیم نفهمیدیم از کدوم رفتار میگه. رفتیم عروسی. شام خوردیم برگشتیم. سه بار شکم دخترم کار کرد وسط عروسی. پنج بارم شیر خورد. دقیقا من نتونستم پنج دقیقه پیش خواهرم که عروس بود بشینم. بچه فقط شیر خورد و اب کرد زیرش رو. الان به نظرتون شیر دادن به بچه کار زشتیه یا پوشک عوض ؟ تنها کاری که ن این بود که بذارمش تو مجمعی طلا بچرخونمش وسط عروسی. به همه معرفیش . سفارش پذیرایی کنن ازش. 

خلاصه یه مشت هم دادن و اراجیف بافتن که دیدارمون به قیامت باشه بهتره. بعد از سه سال و نیم هنوز میگه، تو نمیذاری من هر شب پیش داداشم بخوابم. این دفعه که گفت، دقیقا به این نتیجه رسیدم که عاشق داداشش شده، من مانع عاشقیتش شدم. والا. 

...

ب افروز بود به نظرم، تو تی وی می گفت، یه باور غلط تو جامعه شایع شده، اینکه زن بالای 35 سال حامله نمیشه. و این حرف باعث شده کلی دختر بالای 35 سال مجرد بمونن. الان بابت وجود رفاه و بهداشت بالاتر نسبت به قدیم، دختر 40 ساله بدنی سالمتر از یه دختر 20 ساله ی 50 سال پیش داره. 

همین باورای مس ه ی پسرا باعث شده این خواهرشوهر پرتوقع من مجرد بمونه و تو 43-44 سالگی مثل یه بچه ی لجوج پا بکوبه زمین و داداشش رو از من طلب کنه. یکی بیاد اینو بگیره ببره. والا سنش زیاده ولی جز اخلاق که نداره(اونم شوهر کنه خوب میشه، تلخیش بابت مجر ه) قیافه و هیکلش خوب مونده. 

...

بعضی وقتا آدم مهمونی نره بهتره. رفتیم مهمونی، خانمه میگه، خونه ی پسرم کوچیک بود، 85 متر بود دو خواب، گفتن کمک کنین بزرگتر اجاره کنیم، بچه دار بشیم. 135 متری اجاره کردیم سه خواب. 

افسردگی گرفتم. من خونه ام پنجاه متره. یه بچه ام دارم. تازه الان میگم کاش بتونیم 75-85 متری بگیریم. 

عنوان وبلاگ : دل آرام
برچسب ها : دورهمی - عروسی ,خواهرشوهر ,دختر ,الان ,عروس ,رفتار ,نتیجه رسیدم
دورهمی عروسی ,خواهرشوهر ,دختر ,الان ,عروس ,رفتار ,نتیجه رسیدم
خوشش میاد

توضیح پست قبل 

خواهرشوهر من یکی از افتخارات و تعریف ی هاش اینه که من و داداشم هر جا می رفتیم همه فکر می زن و شوهریم. ههههه. ما خیلی بهم میایم و من سنم بیست سال میخوره. به همکارام گفتم، متولد 58-59 ام. تازه بهم میگن بهت نمیاد. کلا خوشش میاد همه بگن تو زن داداشتی. بهم میاین. 

دوره ای که با همسر زندگی می کرده، تمام ج خونه رو انداخته بوده گردن همسر. میگفته من پس انداز میکنم پولمو، تو ج خونه بده. من میخوام خونه ب م! ازدواج کنم. 

الانم ناراحته داداشش هم ازدواج کرده هم خونه یده. میگه با این ازدواجت بهم ظلم کردین. من و همسرم ظالمیم چون ازدواج کردیم و خونه یدیم. خیلی بدیم نه؟

عنوان وبلاگ : دل آرام
برچسب ها : خوشش میاد - خونه ,ازدواج ,خوشش میاد
خوشش میاد خونه ,ازدواج ,خوشش میاد
دخترم

دیروز و ب دخترم تمرین بابا و آب می کرده. 

...

از دیروز یاد گرفته، نون که می خوره، اول می ماله تو سفره، بعد میخوره. مثلا از ما تقلید می کنه. 

...

ب داداشم صدا درمیورد، ایشونم همون صدا رو تقلید می کرد. 

...

براش ذوق می کنیم جیغ و ویغ می کنیم، ادامون رو درمیاره. ایشونم جیغ و ویغ میکنه به همون نوا و صدا.

...

خوردنی شده ریزه میزه ی شش کیلویی من. 

عنوان وبلاگ : دل آرام
برچسب ها : دخترم
دخترم
امروز

دارم خونه ت ی نصفه نیمه ای میکنم که البته بیشتر گردن همسر جانه تا من. برم سر کار دیگه نمیرسم تمیز کنم. حداقل الان تمیز باشه. افتضاح نشه. 

امروز همسر جان زحمت ها رو کشید. یخچال هم باید تمیز کنم. اسفند خاموش کرده بودم و کلا شسته بودم. الانم نذاشتم کثیف بشه ولی لازمه تمیز کاری. 

...

ب ساعت دو خو د از دست بینی اش تا چهار. منم بدخواب شدم و از چهار تا هفت بیدار بودم. آبریزش بینی مشکل اصلیش نخو دنه. 

...

یبوست رو شیرخشت و ترنجبین و گلاب خوردم شیرش رو بهش دادم رفع شد. خودمم به طرز عجیبی شکمم سبک شد.


عنوان وبلاگ : دل آرام
برچسب ها : امروز - تمیز
امروز تمیز
حناجامک

مامانم خیلی لباس برا دخترم می دوزه و من تصمیم گرفتم یه صفحه تو اینستاگرام براش درست کنم و ع لباساشو بذارم تا اگه ی خوشش اومد، مامان براش بدوزه و یه منبع درآمد بشه برا مامان.

لباسایی که تو مغازه ها نیست و لازمه برا بچه هاتون بهم بگید تا مامان رو اونا تمرکز کنه. 

اسم صفحه ی مامان، حناجامک هستش. hanajamak

بعدا نوشت:الان یه تعداد محدود از لباسا رو گذاشتم. تعدادشون بیشتر از ایناست. جدی دارم زمان میذارم برا بروز صفحه ی مامان. 

مامان برا ما 5تا کلی خیاطی کرده و تجربه اش خوبه تو خیاطی برا بچه‌ها. 

link hanajamakhttps://www.instagram.com/p/bzg1r2zf5dw/

عنوان وبلاگ : دل آرام
برچسب ها : حناجامک - مامان ,صفحه
حناجامک مامان ,صفحه
حناجامک/hanajamak

زهره بانو جان سفارش لباس توت فرنگی دادی. تو جواب کامنت چندتا سوال پرسیدم. اگه به شماره موبایل تو کامنت یا تو خود صفحه اینستاگرام جواب سوالامو بدی ممنون میشم. 

عنوان وبلاگ : دل آرام
برچسب ها : حناجامک/hanajamak
حناجامک/hanajamak
امروز

امروز رفتم و بین دو تا انتخاب سخت اولی رو انتخاب .

دوست مامانم گفت، اگه فیبروم رو عمل کنی مجبور به سزارین میشی و عوارض هم داره. اگه تحمل کنی، و فیبروم رو عمل کنی، میتونی طبیعی زایمان کنی و از دو تا جراحی سنگین خلاصی. 

گفت، وقتی یه زایمان داشتی حرف بیخودی بهت زدن که گفتن الان حامله نشی دیگه حامله نمیشی. حامله میشی. 

تصمیم سختیه ولی بارداری دومم رو مجبورم با همون فیبروما تحمل کنم. 

دخترم از 7/5 تا 12 پیش مامان بود. کلافه شده بود وقتی رسیدم. 

عنوان وبلاگ : دل آرام
برچسب ها : امروز - حامله
امروز حامله
این روزا

ب داشتم فکر می .

دقیقا از وقتی حامله شدم، همسرم بیکار شد و حقوق الانشم نصف حقوق قبل بارداریمه. حقوق منم که کم شده. هیچ منبع درآمد دیگه ای هم نداریم. 

نمیخوام ناشکری کنم الانم وضع مالی مون طوریه که پول کم نمیاریم ولی پس انداز می کردیم که الان نمیتونیم پس انداز کنیم. 

نمیدونم حکمت خدا چیه تو این قضیه. میگن بچه که بیاد برکت میاد، سر دختر من، حقوقمون کم شده. هرچند معتقدم اینکه بچه زود و نارس دنیا نیومد خودش یه جور برکت بود که نزدیک 30-40 میلیون و سلامتی دخترمون برامون داشت.

ولی چون اغلب دیده بودم که زنها حامله که میشن شوهرشون یا استخدام میشه یه جای بهتر یا درآمد بهتری پیدا می کنه، یا یه جهشی تو زندگی شون ایجاد میشه، برام دنده عقب رفتن خودمون رو نمیتونم توجیه کنم. 

یه جورایی دلم ش ته. آ خدا، تو که دل نمی ش تی. 

تازه شش میلیون پولمونم خوردن. 

آ خدا سخته آدم بدهی داشته باشه و یهو یه سال نتونه پس انداز کنه، تازه شش میلیون هم ضرر کنه. اگه پارسال همسر کارش رو از دست نمیداد، بقیه ی بدهی مونم تا الان داده بودیم از دست این آدم خلاص شده بودیم. 

خدایا، خودت دستمون رو بگیر. 

عنوان وبلاگ : دل آرام
برچسب ها : این روزا - میلیون ,انداز ,حقوق
این روزا میلیون ,انداز ,حقوق
دوستم نگران نباش

گیسو جان یه خبر از خودت بده. 


عنوان وبلاگ : دل آرام
برچسب ها : دوستم نگران نباش
دوستم نگران نباش
خانمم

خیلی خوابم میاد ولی لباسای دخترم رو ریختم تو لباسشویی و منتظرم تموم بشه کارش. بعد از ساعت 11 اوج مصرف نیست و میشه ماشین روشن کرد. 

تازگی خیلی لباس کثیف می کنه.

...

همچنان خانمم اوضاع مزاجش خوب نشده. امروز سوو و حریره بادام ندادم. تا عصر فقط شیر دادم، عصر هم نون و کره دادم. شب گرسنه بود و بیقرار، سرلاک شل و کم مایه دادم خورد. آلو و گل و هلو میخوره اثر نداشته. یبوست نداره الان ولی کامل مدفوع نمیکنه. 

...

دندوناش داره درمیاد و کلافه است.

عنوان وبلاگ : دل آرام
برچسب ها : خانمم
خانمم
امروز

به دوست مامان که اطفاله پیام دادم. شرح حال دادم. گفت، اگه نرمه مدفوع و تیکه تیکه ایراد نداره. دو سه روز ادامه بده همین رویه که پیش گرفتی، خوب میشه. 

سوپ سبزیجات با گل پختم امروز. 

عنوان وبلاگ : دل آرام
برچسب ها : امروز
امروز
من و دخترم

ب از ساعت هفت تا نه دخترم خواب بود. شب دیگه خوابش نمیرفت. در نهایت بغلش و راه افتادیم دور خونه به قدم زدن. تو حرکات پان ی خوابش میره. 

در حال حرکت، یه نگاه عاقل اندر سفیه می کرد بهم، که مامان خانم چرا راه تکراری میری. ده دور که زدیم و خوابش رفت من نگاه عاقل اندر سفیه و شیر گذاشتم دهنش و خو د.

عنوان وبلاگ : دل آرام
برچسب ها : من و دخترم - خوابش ,اندر سفیه ,عاقل اندر ,نگاه عاقل
من و دخترم خوابش ,اندر سفیه ,عاقل اندر ,نگاه عاقل
نادیول

(داداش کوچیکم) به دخترم میگه: نادیول. 

چند وقت پیش میگفت: الان یه نادیول دیگه تو دلت نیست؟

گفتم: نه. 

گفت: یه نادیول پسرم عین همین نادیول دنیا بیار. دقیقا عین همین باشه. به همین نادیولی و بامزگی. 

گفتم: باشه.

گفت: هر سال یه دونه از این نادیولا بیار. خوبن.


اینقدر همدیگه رو دوست دارن، و رابطه ی خواهرزاده و شون بامزه است. 

عنوان وبلاگ : دل آرام
برچسب ها : نادیول - نادیول ,همین
نادیول نادیول ,همین
دم

دعا بفرمائید به نتیجه برسم. به دمش رسیدم، به دم !

عنوان وبلاگ : دل آرام
برچسب ها : دم
دم
امروز

امروز دوستم و پسرش که چهارده ماهه است اومده بودن. دو تا بچه ی کوچیک اصلا بهم نمی سازن. از ما گفتن. هرچی هم می گذره بدتر میشن انگار. 

سری قبلی بهتر بود. امروز پسرش به دخترم نزدیک میشد، دخترم گریه می کرد. 

خوابشم نمی رفت. با بدبختی خوابش . 

خوش گذشت ولی دیگه این سبک مهمونی هامم تموم شد. یه دونه خونه ی اون دوستم که تازه عروس شده برم دیگه حال مهمونی ندارم. 

ب اینه که بچه رو نمیشه بذارم زمین یا رو تخت. بچه ی دوستم مدام میرفت سراغش. مدام دخترم بغلم بود و راه می رفتم. ولی با دوستم خوش می گذره. 

عنوان وبلاگ : دل آرام
برچسب ها : امروز - دوستم ,دخترم
امروز دوستم ,دخترم
این روزا

دخترم به شیر پاستوریزه حساسیت نشون میده. لپاش سرخ میشه. برا من و عجیبه چون شیرخشک میخورده. ور بی اعتمادم به کارخونه ها میگه، معلوم نیست چه کوفتی میریزن تو شیرشون.

پس کلا حریره بادام و فرنی رو با آب مجبورم بدم بهش. و شاید یه ذره سرلاک یا شیرخشک.

...

میخوام ماست بدون نگهدارنده بهش بدم. مامانم میگه، شیر بگیر خودت ماست درست کن. 

الان دارم فکر می کنم خوب به همون شیر حساسه، به ماستش حساس نخواهد بود؟

...

ماست بدون نگهدارنده سراغ دارین؟

...

مرحله ی غذاخور بچه از اون مرحله هاست که صبوری میخواد.

...

این بچه‌ها که مامانشون معتاده یا اوضاع روحی درستی نداره، واقعا چه قدر بهشون ظلم میشه. بچه واقعا صبر و حوصله میخواد. زنهای بی اعصاب بچه نیارین خدا ی. بارها تو مترو و جاهای دیگه دیدم چه رفتارایی با بچه .

پارسال که این حدودا رفته بودم مطب ، یه زن با بچه یه ساله اومده بود، از ساعت یازده تا هفت عصر به بچه هیچی نداد بخوره. فقط یه ویفر مس ه آورده بود بهش داد. بچه روانی شده بود. تازه به نظرم بچه ی آرومی بود. هر بچه ای بود با این حجم گرسنگی حتما مطب رو روی سرش میذاشت. دید بچه کلافه است، گفت، این گرسنه است. چیزی خورده؟(فکر کن ن اومد رد بشه از وسط مربضا فهمید بچه داغونه) مادر بی احساس گفت، نه نخورده. بیسکوییت دادم نمیخوره که!

بیسکوییت آخه؟

بعد خانم اومده بود می گفت، دو جای بخیه های سزارینم باد کرده. بد شکل شده، هیکلم بهم خورده. ناراحتم. بچه دار نمی شدی عزیز من. بچه رو گرسنگی دادی برا یه اسکار ساده. معمولی هم می رفتی بهت می گفت چیکار کنی، بچه رو زجر نمی دادی، صد مدلم کتک نمیخورد بابت گرسنگی و ع العمل طبیعیش برا گرسنگی.

زنه شانس آورد نزدمش. حالم اصلا خوب نبود. وگرنه هم دعواش می هم می زدمش. الان یادم میفته عصبی میشم. 

عنوان وبلاگ : دل آرام
برچسب ها : این روزا - گرسنگی , ,گفت، ,ماست ,بدون نگهدارنده ,ماست بدون
این روزا گرسنگی , ,گفت، ,ماست ,بدون نگهدارنده ,ماست بدون
عزاداریاتون قبول

احتمالا یه چند روزی یا نت نیستم یا کمرنگم. 

...

به دختر ماست دادم. نون بربری هم خورده امروز باشد که رستگار بشیم. 

...

فدای لب تشنه ات یا حسین

عنوان وبلاگ : دل آرام
برچسب ها : عزاداریاتون قبول
عزاداریاتون قبول
این روزا

زندگی ادامه داره.

ما سفر بودیم. دخترم نذاشت از عاشورا، تاسوعا مثل هر سال بهره ببرم. شایدم بهره بردم ولی به نفس انسانیم نچسبید. لذت نبردم. شایدم لذتها دنیایی باشن. و حقیقت چیز دیگه باشه.

...

دو تا روضه رفتم یکیش در حال خواباندن خانم بودم و دومی کمی سخنرانی گوش دادم. اول خوابش بعد گوش دادم.

...

یه چیزی از حضرت ابوالفضل خواستم. یادتون باشه یادم بیارین برآورده شد یه روضه ابوالفضل بگیرم.

...


عنوان وبلاگ : دل آرام
برچسب ها : این روزا
این روزا
امروز

مامان روضه داره امروز. شله زرد و حلوا پخته. 

دخترم عاشق این نوشته های محرمه. هی ذوق می کنه براشون.

عنوان وبلاگ : دل آرام
برچسب ها : امروز
امروز
این روزا

لابد اوایل برم سر کار خیلی خسته میشم. 

اینقدر تنبل و ترسو شدم نمیدونم چیکار کنم. یه حسهای بدی میاد سراغم گاهی. از گذران روزها و آذر ماه میترسم.

...

دیدین ما خیلی چیزا رو سخت میکنیم برا خودمون. روضه رو هم سخت کردیم الکی. یه شله زرد و حلوا پختیم. چای و شربتم دادیم. خلاص. اینقدر روضه رو پیچیده و سخت کردیم نمیتونیم یاد ائمه کنیم. آش و حلیم و غذا و میوه و ... . والا با یه چای و شیرینی هم میشه. 

...

خسته ام از بس فکر به سر کار رفتن. خدایا کمکم کن. دخترم اذیت نشه تو این جریان.

عنوان وبلاگ : دل آرام
برچسب ها : این روزا
این روزا
تجربه ی اول

آدم همیشه یه مراد میخواد که مریدش باشه.

مراد من یکی از همکاراست. یه خانم حدودا شصت ساله. امروز حس به شدت روحیه ام ضعیف شده و ناتوانم. احساس توان ج از خانواده ام و ایضا بچه ام رو ندارم، یه حس درموندگی خیلی بد. رفتم تو اتوماسیون که ببینم چند ماه مرخصی ذخیره دارم که بدم سر این نه ماه. دیدم پست ندارم، همه چیز غیر فعاله و دسترسی ندارم. 

زنگ زدم به مرادم. گفتم نگرانم. نمیتونم از بچه جدا بشم. گفت نترس. نمیتونی تا ابد بچسبی بهش. و کلا جدا نشدن به ضرر بچه است. لوس نمیشه، ناتوان میشه، توان اداره ی زندگی رو از دست میده. 

خیلی حرفا زد که مصمم شدم تو این مرحله از زندگی هم موفق بشم.

سوپ پختم برا دخترم، تصمیم گرفتم برم بانک و قسطامو بدم و بعد بچه رو بذارم پیش مامان و برگردم خونه.

دو ساعت پیش مامان بود و خوب بودن.

عنوان وبلاگ : دل آرام
برچسب ها : تجربه ی اول
تجربه ی اول
دیروز

دیروز پیاده برگشتم خونه ی خودمون، حدود نیم ساعت شد. بعد یک ساعت هم داستانم رو بازنویسی . فصل هشت رو که تموم بدو بدو رفتم خونه ی مامان. دخترم خواب بود و یک ساعت بعد بیدار شد. 

وقتی بیدار شد شیر خورد و داداشم اومد بردش خونه ی خودش. بیست دقیقه ای با و زن ش تنها بود تا رفتم سراغش. 

...

بچه جز وقتی میخواسته بخوابه دنبال من نمی گشته. خوابش که گرفته بود، مامان میگه، دنب می گشت. ولی خیلی سریع خوابش رفت. 

...

خودم بیشتر از اون وابسته ام و نگران. 

از ساعت سه تا پنج مدام به ساعت نگاه تا بالا ه رفتم خونه ی مامان و دیدم خوابه خیالم راحت شد.

عنوان وبلاگ : دل آرام
برچسب ها : دیروز - ساعت ,خونه ,مامان ,رفتم خونه
دیروز ساعت ,خونه ,مامان ,رفتم خونه
خدا نکنه ما از اون بچه‌ها باشیم

بچه که نیست پیشم انگار دستام نیستن، یا پاها یا قلب یا سر. قسمتی از وجودم نیست.

با خودم فکر می کنم ببین اون مادر و پدرایی که نمیخوان بچه شون رو ببینن، چه بلایی سرشون آورده بچه که تحملشو ندارن.

...  از این بچه هاست. مامان و باباش وقتی نیست پیششون خوشحالن. تا میره خونه شون میگن کی بشه بره.

عنوان وبلاگ : دل آرام
برچسب ها : خدا نکنه ما از اون بچه‌ها باشیم
خدا نکنه ما از اون بچه‌ها باشیم
نذری هر هفته

بعد از ماه رمضون شرکت همسر غذا از بیرون نگرفتن، آقایون تصمیم گرفتن چون شش نفرن هر روز یکی برا هر شش نفر غذا بیاره. 

غیر از همسر که راهش دوره و ماشین نداره، بقیه نزدیکن و ماشین دارن. همسر گفته بود، من سختمه. ولی خوب رأی یه نفر مخالف نتیجه رو عوض نکرد. 

از اون موقع غیر از دو بار که همسر از بیرون غذا ید و داد ملت خوردن، بقیه رو خودم پختم. یه معلم عرفان مامان داشت که می گفت، هر روز که غذا می پزین نذر یکی از بزرگان ین. نذری لازم نیست به صد نفر و هزار نفر بدین، برا بچه و همسرتون غذای نذری بپزین هر روز.

خلاصه من چهارشنبه ها انگار شش هفت تا مرد چاق و خوش اشتها مهمون دارم. اوایل برام سخت بود. الان دخترم یه وقتایی خودش بازی می کنه، میتونم تو آشپزخونه یه مدت بمونم. 

هر هفته یه عالمه غذا می پزم و نذر یکی از ائمه میکنم. کار جالبیه. حس خوبی بهم میده.


...

شنبه هفتم حسین میشه؟

عنوان وبلاگ : دل آرام
برچسب ها : نذری هر هفته - همسر ,نذری
نذری هر هفته همسر ,نذری
مامان

دیدین شب که از سفر برمی گرده آدمی دلش یه شام گرم میخواد؟

امشب مامان و بابا و از گرگان، گلخونه ی داداشم، برمی گشتن، شام دعوتشون . حس خوبی زیر پوستم رفت. خستگی ام در رفت. الان مامان راحت میخوابه. اگه نمیومدن کلی دغدغه ی شام داشت، بعدشم ظرف شستن و مرتب .

عنوان وبلاگ : دل آرام
برچسب ها : مامان - مامان
مامان مامان
حریره بادام

حریره بادام

اولش فقط آرد برنج و بادام پودر شده است. یه کمی شیرخشک یا شیر مادر بعد از تهیه میریزیم توش. دقتهای اول

کاملا آبکی باشه

خیلی نرم باشه، میتونین می کنین، یا از صافی رد کنین در نهایت

شیرخشک اگه میریرین کم باشه که یبوست نگیره.

یکی دو هفته ی اول قاشق رو میبرین جلو مزه کنه. اصرار نمی کنین اگه خواست خودش سرشو میاره جلو میخوره. فقط مزه بچشه. صبور باشین. اگه اصرار کنین پس میزنه. دختر من روز دوم سوم خورد و خوشش اومد. البته وقتی وارد مرحله ی سوپ شدیم، خیلی طول کشید تا از مزه خوشش بیاد. 

کم کم که خوشش اومد از یکی دو قاشق چایخوری به چند قاشق غذاخوری میرسه. و کم کم از یه دفعه به دو سه دفعه در روز میرسین. یعنی شما شیر هم بدین متوجه میشین که گرسنه است و بهانه ی غذا رو میگیره. 

نکته های مهم این دوره

قاشق پلاستیک مرغوب باشه. قاشق من بامبو بود. از پلاستیکی بیشتر دوست داشت. 

به هیچ عنوان اصرار نکنین. تا نخورد، صورتشو برگردوند، دهنشو بست یا گریه کرد، یعنی سیر شده، بی خیال غذا دادن بشین. 

زمان مناسب انتخاب کنین. یعنی دقیقا یک یا دو ساعت بعد از شیر دادن که گرسنه شد، حریره بادام شما آماده باشه، بهش بدین. 

من تقریبا یه ماه که دادم کره هم اضافه می . گاهی هم روغن زیتون. 

من صبح که بیدار می شد، دیگه شیر نمیدادم تا گرسنه بشه، و مشغول پختن حریره بادام میشدم. حدود بیست دقیقه طول می کشه بپزه. بهش سر بزنین مدام که ته نگیره یا قلمبه نشده. 

من بعد از یه مدت یه مای پوست کنده هم اضافه می . البته ما رو مقداری اضافه می که حریره بادام شیرین نشه. 

یک ماه که دادم کم کم از یه نخود موز هم اضافه تا رسیدم به دو سانت موز. 

کره طعم خوبی میده بهش ولی مزه روغن زیتون رو دقت کنین ممکنه دوست نداشته باشه. کم کم باید اضافه کرد که عادت کنه. مزه ی ما و موز هم نباید تو ذوق بزنه. مخصوصا ما. 

اگه به خیلی شیرین عادت کنه سوپ خوردنش سخت میشه. 

من دو سه هفته است شیر و شیرخشک اضافه نمیکنم. خوشش نیومد از یه جایی به بعد و دیگه نخورد. منم حذفش . 

تو دوران حریره بادام خوردن بچه‌ها ممکنه تشنه بشن. از سی میل تا 120 میل میخورن. البته دختر من آب دو سه هفته است با شیشه نمیخوره. با لیوان اصرار داره بخوره که نصفش میریزه.

دختر من دو سه دفعه بعد از اینکه خوشش اومد از حریره بادام، تو یه کاسه بهش میدادم، کاسه رو شناخت. همه جا کاسه رو میبردم چون بفهمه وقت غذاست و خیلی خوب بود این کار. 

دیگه یادم نمیاد نکته ها رو. اگه یادم اومد می نویسم. 


عنوان وبلاگ : دل آرام
برچسب ها : حریره بادام - حریره ,بادام ,خوشش ,کنین ,قاشق ,اصرار ,حریره بادام ,خوشش اومد ,روغن زیتون
حریره بادام حریره ,بادام ,خوشش ,کنین ,قاشق ,اصرار ,حریره بادام ,خوشش اومد ,روغن زیتون
امروز

پسر ام دامپزشکی قبول شده. زن ام گریه می کنه. میگه خوب نیست. 

حالا یکی یکی زنگ میزنیم نظرشو عوض کنیم.

عنوان وبلاگ : دل آرام
برچسب ها : امروز
امروز
دوستم

دوستم نتونستم تو تلگرام پیام بدم. نوروزی خوبیه. تهران کارگرشمالی مطب داره. بیمارستان هم هست. 

عنوان وبلاگ : دل آرام
برچسب ها : دوستم
دوستم
بچه

بچه یه تاثیر مثبت اگه رو همسر داشته، همین بوده که برا خوابش غر نزنه.

اصلا بچه آدمو آب دیده میکنه و باعث میشه با سختیا راحتتر کنار بیای.

عنوان وبلاگ : دل آرام
برچسب ها : بچه
بچه
این روزا

داداشم رفت سر زندگیش، خواهرمم از پارسال عید تهران نبوده و بعد ازدواج هم مونده کاشان. اون داداشم هم قبل زایمان من رفت گرگان گلخونه زد. الان فقط مونده پیششون. 

میبینم خیلی تنهان و دخترم هم باید عادت کنه بهشون تا من برم سر کار، سعی می کنم بیشتر بیام خونه شون.

صبح تا 11-12 کارامو میکنم راه میفتم میام، عصر هم شش و هفت میرم خونه شام می پزم. 

همسر هم زودتر از هشت نمیاد.

...

دیروز دخترم حاضر نبود از بغل بابام بیاد بغل من. 

...

اگه بتونم 36 ساعت در هفته اوکی کنم و ساعت 12/5 بیام بیرون عالیه. فقط امیدوارم بشه. یه کار هم خدا جان باید برام دست و پا کنه. پست قبلیمو تقریبا پارسال این موقع تحویل دادم.

...

آلو اسفناج ب عالی شده بود. جاتون خالی.

...

مامان و بابا تغییر دکوراسیون دادن. دفعه ی سومه تو سال که تغییر میدن. اولش من رفتم خونه ام، بعدش خواهرم کلی وسایلش رو برد، الانم داداشم رفته. دو تا اتاقها افتاده دست مامان و تو یکیش چرخ خیاطی و تخت دو نفره گذاشته تو اون یکی ماشین ژاکت بافی و دراور و یه تخت یه نفره. 

حکومت مامان و بابا اومده سر کار. 

...

امروز رفتم ، دوست مامانم هستن. اینقدر شلوغ بود که گفت برو شنبه بیا. 


عنوان وبلاگ : دل آرام
برچسب ها : این روزا - مامان ,خونه ,داداشم
این روزا مامان ,خونه ,داداشم
دخترم

بچه ها رو میبینین نگین چند وقتشه، چه ریزه. دلیل ریز بودنشم نپرسین. به شما چه ربطی داره؟

والا.

همینه که هست. نخواستیم بهتون بفروشیم که. بچه ی منه. من ریز قبولش دارم. هوششم خوبه. ع العمل هاشم عالیه متناسب با سنشه. حالا ریزه که ریزه. خپل نباشه.

عنوان وبلاگ : دل آرام
برچسب ها : دخترم - ریزه
دخترم ریزه
نگید بابا

مامان من پنج تا بچه داشته و خوب هیچ کدوممون شبیه هم نبودیم. من به نسبت قدم که بلند بودم خپلی و تپل نبودم. هرچند از الان دخترم درشتتر بودم ولی در کل بیشتر قد می کشیدم و مامان بابا مدام به مامانم که عروسش بوده غر میزده که به بچه نمیرسی، لاغره. ح م طوری بوده که غذا رو مقدار معین میخوردم. یه قاشق بیشتر می دادن، بالا میوردم.

داداشم که دومی بوده خیلی تپلی بوده. یه چیز عجیب غریبی تپل بوده. تا قبل مدرسه هم لپ و چال روی دست داشت. 

داداش دومیه تا قبل سه سالگی تپل بوده ولی نه به تپلی داداش اولی. یه جورایی قدبلند بوده ولی نه به قدبلندی من. خیلی هم بخور بوده. خیلی میخورده برع من.

خواهرم کپلی بود. خیلی کپلی. مدل دخترونه ی داداش دومیه.

تا سوم دبستان هم تپلی بود. 

پنجمی که بود موقع تولد بسیار قدبلند بود و مدام تا شش ماه قد می کشید. بعدش تپلی شد. 

حالا من نمیدونم چه اصراریه همه زوم رو ریز بودن دخترم.

ریزیش یه جورایی به خانواده ی همسر رفته. جاری ام هم دوتا پسر داره، جفتشون ریزن. خواهرشوهر بزرگه هم دخترش ریز و قدبلند دراومده. 

آ یو جی آر هم که می گفتن الکی بود به نظرم. چون کلا ریزه.

عنوان وبلاگ : دل آرام
برچسب ها : نگید بابا - بوده ,تپلی ,خیلی ,قدبلند ,بوده خیلی
نگید بابا بوده ,تپلی ,خیلی ,قدبلند ,بوده خیلی
قدیم میگفتن سگ مادر نشه

حس مادرا عجیب ترین حسهاست. ب سوپ کدوحلوایی پختم برا دخترم. خوشش نیومد. من اول فکر سیره. بعد متوجه شدم از سوپ خوشش نمیاد. طبیعیه که دفعه اول نخوره. 

حریره بادام رو نیم ساعت بعد دادم. ولی تا صبح خواب دیدم دخترم گرسنه است و چرا تو سوپ کدو ریختم.

معمولا غذاهای جدید رو تو روز بهش میدم که اگه نخورد فرصت باشه غذای دیگه بخوره و گرسنه نمونه. منتها ب این کار رو و ایشونم بعد از حریره بادام خو د. نشد یه سوپ دوباره بپزم. 

دقیقا از 12 تا هشت و نیم که بیدار شدم خواب میدیدم دارم سوپ میپزم و مرتب به مشکل برمیخوردم و بچه گرسنه می موند. 

حال مامان رو درک که همیشه نگران گرسنگی ماهاست.

عنوان وبلاگ : دل آرام
برچسب ها : قدیم میگفتن سگ مادر نشه - گرسنه
قدیم میگفتن سگ مادر نشه گرسنه
خوب باشیم

به نظرم چیزی که متاسفانه تو فرهنگمون مغفول مونده حفظ حریم خصوصی دیگرانه.

اینکه من چاق شدم یا لاغر، اینکه فلان پوشش رو انتخاب ، اینکه بچه ام چاقه یا لاغر، ریزه یا درشت، اینکه سر کار میرم یا نه، رفتم یا نرفتم، اینکه بعد از بچه دار شدن میخوام برم سر کار یا نه، و ... اینا خصوصین. 

تصمیمات شخصی ما هستن که به آدمای کوچه و خیابون ربط نداره. حتی به فک و فامیل. 

چه دلیلی داره تو شهروند که میاین سر حرفو باز کنین و هی فضولی کنین تو زندگی مردم؟

یا وقتی میرین خونه ی فامیل، هی تو زندگی این و اون بپلکین. 

نپلکیم تو زندگی این و اون. کار دیگه . حرفای خوب بزنیم، بگیم چی یاد گرفتم و به بقیه یاد بدیم. خوب باشیم. 

عنوان وبلاگ : دل آرام
برچسب ها : خوب باشیم - اینکه ,زندگی
خوب باشیم اینکه ,زندگی
باهوشی چه عیبی داره

خواهرشوهر من اینقدر جلو همسر خودشو زده به خنگی و کاراشو انداخته گرن همسر، اون روز همسر میگه، فلانی هر وقت اسنپ میخواد زنگ میزنه من میگیرم براش. 

گفتم، وا. چرا؟

گفت، بلد نیست بگیره خودش.

گفتم، نه بابا. من خودم دیدم اون شب برا ما گرفت. بلدی نمیخواد. خنگ که نیست.

بعدا همسر اومده میگه نرم افزار اسنپش مشکل داره. 

اینقدر به خنگی زده که همسر کلا روش هیچ حس باز نمی کنه. خیلی از دخترا رو دیدم اینطورین. جلو پارتنر و همسرشون خودشون رو به خنگی می زنن. آخه چرا؟


عنوان وبلاگ : دل آرام
برچسب ها : باهوشی چه عیبی داره - همسر ,خنگی
باهوشی چه عیبی داره همسر ,خنگی
دندون

اولین دندون فسقلی مونم دراومد.

ما آش دندونی نداریم. خواهرشوهر گیر داده آش دندونی بپز، گندماشو تو نخ یادگاری نگه دار. خیلی اعتقاد ندارم به این چیزا. 

یه آش رشته میپزم میگم بیاد بخوره.


عنوان وبلاگ : دل آرام
برچسب ها : دندون
دندون
حجاب من در آوردی

نوع جالب مذهب هم دیدم به حمدالله.

خانمه با بلوز تور که تنش  کامل پیدا بود و فقط نواحی ش پوشیده بود، وقتی آقا میخواست بیاد دنبال روسری می گشت.

خواهر من اصل کاری پیداست. روسری واسه چیه؟

عنوان وبلاگ : دل آرام
برچسب ها : حجاب من در آوردی
حجاب من در آوردی
این روزا


...

عروس جان کلی دکوری داره، از اون طرف میگه من از بوفه خوشم نمیاد. خواهر عروس جان بهش گفت، خوب متناقضه حرفات. الان دکوری ها رو کجا بذاریم؟

معضل شده دکوری هایی که وسط زمین پخش مونده و جا ندارن. هر ی یه تزی میده. 

...

داداشم کلی لباس و وسیله داره که اگه برداره ببره خونه اش، کلی خونه ی مامان باز میشه. اندازه یه بوتیک لباس داره. نمیدونم کجا می خواد جا بده.

...

دوستم که کتک میخوره از شوهرش، بچه اش رو برداشته و فرار کرده. شوهرش اس داده بود. میخواست من پادرمیونی کنم. 

واقعیتش میترسم. گفتم، هر وقت خودش زنگ زد، صحبت می کنم.

عنوان وبلاگ : دل آرام
برچسب ها : این روزا - دکوری
این روزا دکوری
سوپ

امروز بالا ه سوپ خورد خانم.

البته سوپ مرغ نخورد. ماهیچه خورد. همراه جعفری و گشنیز. راستش خودمم حس میکنم این سوپه خوشمزه تر از سوپ مرغه. دیگه داشتم ناامید می شدم. هی سوپ درست می ، نمیخورد. بدش میومد. ولی هی ترکیب عوض تا خوشش اومد.

عنوان وبلاگ : دل آرام
برچسب ها : سوپ
سوپ
خسیسی نکنیم

سی و سه نفر تا الان ع دخترمو دیدن، فقط 2 نفر نظر گذاشتن.

این یعنی کفران نعمت. من که بچه میبینم فتبارک الله احسن الخالقین و لاحول و لا قوه الا بالله از زبونم نمیره. خلقت خداست. شکر کنیم که تو شرایط به اون سختی چه نوزادی خلق کرده، و نگه داشته.

عنوان وبلاگ : دل آرام
برچسب ها : خسیسی نکنیم
خسیسی نکنیم
غذاساز

اصلا خانمایی رو که میگن غذاساز به دردمون نمیخوره درک نمیکنم. من همه چی رو با غذاساز د میکنم!

شما چه طور؟

عنوان وبلاگ : دل آرام
برچسب ها : غذاساز - غذاساز
غذاساز غذاساز
حریره بادام

حریره بادام

اولش فقط آرد برنج و بادام پودر شده است. یه کمی شیرخشک یا شیر مادر بعد از تهیه میریزیم توش. دقتهای اول

کاملا آبکی باشه

خیلی نرم باشه، میتونین می کنین، یا از صافی رد کنین در نهایت

شیرخشک اگه میریرین کم باشه که یبوست نگیره.

یکی دو هفته ی اول قاشق رو میبرین جلو مزه کنه. اصرار نمی کنین اگه خواست خودش سرشو میاره جلو میخوره. فقط مزه بچشه. صبور باشین. اگه اصرار کنین پس میزنه. دختر من روز دوم سوم خورد و خوشش اومد. البته وقتی وارد مرحله ی سوپ شدیم، خیلی طول کشید تا از مزه خوشش بیاد. 

کم کم که خوشش اومد از یکی دو قاشق چایخوری به چند قاشق غذاخوری میرسه. و کم کم از یه دفعه به دو سه دفعه در روز میرسین. یعنی شما شیر هم بدین متوجه میشین که گرسنه است و بهانه ی غذا رو میگیره. 

نکته های مهم این دوره

قاشق پلاستیک مرغوب باشه. قاشق من بامبو بود. از پلاستیکی بیشتر دوست داشت. 

به هیچ عنوان اصرار نکنین. تا نخورد، صورتشو برگردوند، دهنشو بست یا گریه کرد، یعنی سیر شده، بی خیال غذا دادن بشین. 

زمان مناسب انتخاب کنین. یعنی دقیقا یک یا دو ساعت بعد از شیر دادن که گرسنه شد، حریره بادام شما آماده باشه، بهش بدین. 

من تقریبا یه ماه که دادم کره هم اضافه می . گاهی هم روغن زیتون. 

من صبح که بیدار می شد، دیگه شیر نمیدادم تا گرسنه بشه، و مشغول پختن حریره بادام میشدم. حدود بیست دقیقه طول می کشه بپزه. بهش سر بزنین مدام که ته نگیره یا قلمبه نشده. 

من بعد از یه مدت یه مای پوست کنده هم اضافه می . البته ما رو مقداری اضافه می که حریره بادام شیرین نشه. 

یک ماه که دادم کم کم از یه نخود موز هم اضافه تا رسیدم به دو سانت موز. 

کره طعم خوبی میده بهش ولی مزه روغن زیتون رو دقت کنین ممکنه دوست نداشته باشه. کم کم باید اضافه کرد که عادت کنه. مزه ی ما و موز هم نباید تو ذوق بزنه. مخصوصا ما. 

اگه به خیلی شیرین عادت کنه سوپ خوردنش سخت میشه. 

من دو سه هفته است شیر و شیرخشک اضافه نمیکنم. خوشش نیومد از یه جایی به بعد و دیگه نخورد. منم حذفش . 

تو دوران حریره بادام خوردن بچه‌ها ممکنه تشنه بشن. از سی میل تا 120 میل میخورن. البته دختر من آب دو سه هفته است با شیشه نمیخوره. با لیوان اصرار داره بخوره که نصفش میریزه.

دیگه یادم نمیاد نکته ها رو. اگه یادم اومد می نویسم. 


عنوان وبلاگ : دل آرام
برچسب ها : حریره بادام - بادام ,حریره ,کنین ,اصرار ,خوشش ,قاشق ,حریره بادام ,روغن زیتون ,خوشش اومد
حریره بادام بادام ,حریره ,کنین ,اصرار ,خوشش ,قاشق ,حریره بادام ,روغن زیتون ,خوشش اومد
یه توضیح

یه توضیح بدم.

خانواده ی همسر اوایل فکر می من بزرگ شده ی تهرانم پس بسیار ج رو دست همسر میذارم. برا همین اوایل خیلی دخ می و نظر می دادن و خیلی اذیت شدم. 

همسر هم اوایل تعریف می کرد کاراشو. الان همسر تعریف نمیکنه و هماهنگی ها و م ا به جای اینکه با خانواده اش باشه، با من و بابا و مامانمه. چون هر وقت م کرد باهامون، بد نشد براش. خود همسر هم به تزهای اقتصادی ام اعتقاد پیدا کرده. علاوه بر این همه فهمیدن من به موقع ج می کنم و دخترشون اج تره و پول حروم کن تر. 

الان روابط آروم و خوبه الحمدلله. ولی خاطره ی بد اول بسم ا... خیلی ناجوره. تا ابد می مونه و من دلم نمیخواد عروسمون دلچرکین بره خونه اش. اونی که برا خودم می پسندم براش پسندیدم.

عنوان وبلاگ : دل آرام
برچسب ها : یه توضیح - همسر ,خیلی
یه توضیح همسر ,خیلی
الحمدلله

بعضی وقتا نعمت های خدا حساب بانکی  و حقوق نیست. سلامتیه.

خدا رو شکر می کنم که ب به موقع دخترم گریه کرد، بیدار شدم و پاشویه اش دادم. 

خدایا شکرت. از میلیارد میلیارد ارزشش برام بیشتره این کمکت.

عنوان وبلاگ : دل آرام
برچسب ها : الحمدلله
الحمدلله
الله خیر حافظا

با بچه ی تب دار و ویروس گرفته، رمق نمی مونه برا آدم.

...

خانواده ی همسر یه باغ کوچولو دارن تو ییلاقات گیلان. باغ فندقه. کل فامیلشون دارن همچین باغی. سالهای قبل که ما بچه نداشتیم و بقیه داشتن، هر کی بچه می برد ییلاق، کل خانواده ی همسر میگفتن. فلانی بی ملاحظه است، اونجا سرده، بچه سرما میخوره. دقیقا هم هر کی بچه برد، بچه سرما خورد. یا بیمارستان بستری شد یا خیلی بدحال شد. 

من همون وقتا و تو بارداری هر وقت گفتن، گفتم من بچه زیر ی ال نمیبرم ییلاق. (واقعا هم سرده ما یه سری رفتیم، بخاری هیزمی روشن می کردیم، بخاری هیزمی دمای خیلی زیادی داره. خودمون جرات نمی کردیم بریم تو و آب به تنمون بزنیم. با لباس بافتنی، زیر لحاف و بخاری یه نموره گرم می شدیم.)

من که می گفتم بچه نمیبرم ییلاق، تائید می اون موقع، الان پای عمل رسیده، دو سه هفته است به همسر میگن، سه تایی بیاین بریم ییلاق، فندق بچینیم. اصلا یادشون نیست پشت این و اون می گفتن، فلانی بی ملاحظه است، بچه رو برده سرمای ییلاق.

من تا گفتن، گفتم به همسر که بقیه خلن و بی عقل که بچه میبرن سرما، ما عاقلیم ببریمش؟

گفت: راست میگی. بچه مریض میشه. نمیریم.

ولی می دونم هی حرف زدن که چه قدر رو بچه حساسه، چیزیش نمیشه، بزرگ شده دیگه. چرا نمیاردش و اینا.

هر مادری بچه ی خودشو بهتر می شناسه. من میدونم هم تو راه طولانی اونجا دیوانه میشه، هم سرما میخوره.

شب که تب کرد، و گفت، ویروس جدیده، گفتم، خدا دید من حریف اینا نمیشم، یه کاری کرد دم رفتن، بچه مریض شد. 

به همسر گفته بودم اگه خواستی خودت برو هم حال و هوات عوض میشه، هم کمک کن بچین فندقا رو. 

حالا که حال بچه جالب نیست، نه خودمون میریم نه همسر میتونه بره. 

هر اتفاقی خیریتی توش هست. 

عنوان وبلاگ : دل آرام
برچسب ها : الله خیر حافظا - همسر ,بخاری ,گفتم ,سرما ,ییلاق، ,گفتن، ,بخاری هیزمی ,گفتن، گفتم ,سرما میخوره ,ملاحظه است،
الله خیر حافظا همسر ,بخاری ,گفتم ,سرما ,ییلاق، ,گفتن، ,بخاری هیزمی ,گفتن، گفتم ,سرما میخوره ,ملاحظه است،
این روزا

یه مقدار تبش آروم شده. تا دیروز نزدیک آستامینوفن میشد، گریه می کرد و به شدت تب بالا می رفت، الان نه.

امیدوارم تا شب دیگه این نیمچه تب هم تموم بشه.

ب مادر همسر اومد دیدنش. امروز عصر قرار شد با همسر برن ییلاقشون. دلم نمیاد بگم نرو. همسر نمیخواد بره به خاطر دخترم ولی از طرفی باباش دست تنهاست برا چیدن فندقا. گناه داره. بگم نرو، نمیره. ولی هرچی فکر دیدم مادر و پدر گناه دارن. ی نیست کمک کنه، مقدار فندق هم اونقدر نیست که کارگر بگیرن اندازه اینه که خودشون و بچه ها یه مقدار داشته باشن. 

همسر و مامانش ب رفتن خونه مون خو دن. من موندم پیش مامان. شبا تب بالاتر میره و خیلی اذیت می کنه. میرفتم خونه ی خودمون نه من میخو دم( سه شبه نخو دم) نه اونا. فرستادمشون و خودم پیش مامان خو دم. تا ساعت شش و نیم نخو دم. مدام شیر می خورد. شش و نیم دیدم وول میزنه و از استرس خوابم نمیره، رفتم وسط پذیرایی. مامان خو د پیشش. 

مامان همسر زود مریض میشه. پونزده سال هم از مامان بزرگتره. نمیتونم بچه بسپرم بهش، اون نخوابه، خودم بخوابم. 

...

همسر ب داشت می رفت، داشتم ظرف می شستم، اومد پشت سرم. یه دلتنگی تو نگاهش بود. میخواست بغلم کنه، مردد بود. گفتم، بغلم کن. دلم برات تنگ شد. 

همیشه موقع سر کار رفتن بغلم میکنه و بوسم می کنه عجله داره، ب نیم ساعت هم تو همون حال می موند باز عجله نداشت. مثل روزای بعد عقد که میخواستم دو روز نبینمش دیوانه می شدم، اون‌جوری شدم. 

بچه که میاد انگار فاصله ای که می ندازه، عشق تبش تند میشه.

...

اوضاع خونه ی مامان بحرانی زده است این روزا. یکشنبه پاتختی زنونه است. شبا تا دیر وقت داداشم و خانمش و مامان و بابا و همسر و دوست داداشم مشغول ده کاریای خونه هستن. 

اگه خونه اجاره کرده بودیم اینقدر اذیت نمیشدیم. هر جا دست می زنیم ابه. کارای خونه تقریبا تمومه. امروز بقیه ی ج ه ی عروس جان رو میارن. دیروز لباس عروس جان رو مامان ید. 

یه قسمت از ج ه ی عروس جان وسط پذیرایی مامان پهن شده. کلید پریزها رو درآوردن، عروس جان ب تا سه اونا رو می شست. تو خونه ی مامان همه در حال بدو بدو هستن، منم بچه ام بهانه میگیره، بغلم راه میرم. 


عنوان وبلاگ : دل آرام
برچسب ها : این روزا - مامان ,خونه ,همسر , ب ,عروس ,بغلم ,پذیرایی مامان
این روزا مامان ,خونه ,همسر , ب ,عروس ,بغلم ,پذیرایی مامان
این روزا

دخترم خوب شده فقط هرچی لپ درآورده بود، آب شد:(((

...

پاتختی به خیر و خوشی تموم بشه من خیالم راحت بشه.

...

همسر رفته ییلاق ب زنگ زده که آفتاب غروب کرد، اینجا اینقدر سرد شد نمیشه بیرون بمونیم. 

من میدونم سرده، میگن نه الان آفتاب داره گرمه. 

همسر دیروز صبح راه افتادن، سه بعد از ظهر رسیدن، اون وقت من می گفتم، راهش دوره، بچه تو ماشین اذیت میشه، می گفتن، دو ساعت راهه. 

خوبه من به این حرفا توجه نمیکنم کار خودمو می کنم. دو ساعت کجا و شش ساعت کجا.

...

دلم تنگ شده:((((

عنوان وبلاگ : دل آرام
برچسب ها : این روزا - ساعت
این روزا ساعت
دخترم

که معرف حضور هست. داداش کوچیکه. 

دیروز می فرمان :«دومی ات هم همین‌طور گوگولی و پیشی باشه. پخمه و خنگ نباشه. »

گفتم:«یعنی دختر باشه؟»

گفت:«دخترم باشه خوبه. منظورم اینه که باهوش باشه بشه باهاش بازی کرد. زرنگ باشه مثل حنانه. باهاش بازی کنم.»


داداشم خیلی دوسش داره. خیلی بازی می کنن با هم.

عنوان وبلاگ : دل آرام
برچسب ها : دخترم - باشه ,بازی ,باهاش بازی
دخترم باشه ,بازی ,باهاش بازی
دختر بابایی

از یکشنبه شب که دخترم همسر رو دیده بود، تازه حالشم بد بود و تب داشت، همسر رو ندیده بود. 

ب همسر اومد کاشان برا پاتختی داداشم، دخترم کلی ذوق کرد براش. چند شب بود که شبا بیقراری می کرد. من و مامان می گفتیم، دلتنگی باباشو می کنه. خلاصه ب کلی جیغ زد برا باباش  و کلی سر حال بود. 

عنوان وبلاگ : دل آرام
برچسب ها : دختر بابایی - همسر
دختر بابایی همسر
اخرین جستجو ها
آمار دقیقی از تعداد مصدومان حادثه مترو قم در دست نیست آ ین نگاهِ باراک اوباما به کاخ سفید ع تمرینات تحویلی المان محدود آغاز به کار سرویس خودمراقبتی برای مادران باردار سرسره بادی ویژه مهد09127484573 انتشار عمومی نامه بوش به اوباما میراث نحس اوباما برای ترامپ طرفداران نظریه صرفه در شیعه و اهل سنت موسیقی متن amelie امیلی شا اری از یان تیرسن هشدار سیلاب و آبگرفتگی معابر در روز های پنجشنبه و ana navarro trashes steve king as ‘pathetic little racist’ انشا مقایسه انسان ودرخت پاو وینت جغرافیا پایه پیش ی انسانی مبحث سنجش از دور 13 اسلاید با مقایسه اثر پوشش های اپو ی بدون حلال فروش نمایشگر های استند آسف روستای قپچاق به روایت تصویر روش تدریس حروف ناخوانا برای دسالان آموزش ویدئویی کامل جزوه فصل سوم ریاضی یازدهم تجربی تابع دیوان عد اداری درج رقم حق الوکاله در وک نامه اجباری شد صعود وشب مانی قله کمال these are the switch games you should buy on launch day قافله اب سالار سالار اب قافله سالار meet super s new big bad teri hatcher فه و خواص ان ویلا شمال چمستان ویلا محمودآباد مازندران فروش ویلا ید ویلا ید ویلا فروش ویلا ویلا شمال صلح، به مناسبت 21 سپتامبر روز جهانی صلح تو زیبایی و زیباتر زتو من بدنی سلامت جسمی گزارش روانی تربیت دانش آموزان آموزان پایه پایه متوسطه جسمی دانش سلامت روانی گزا میگون آیا حضرت به آسمان صعود کرد؟ فروش ویژه مینی کولر رومیزی usb ع دسته گل های زیبای روز وجود ماه، هایی شیشه ذخیره دانشمندان وجود دارد پیدا کنند grammar language many learning like students without having learning english like grammar many students همزاد آفریقایی ترامپ تصاویر زندگینامه محمد باقر نباشند، ناامنی با پاو وینت روش تحقیق و ماخذشناسی چیدمان کلاس امکان مناسب نیست وجود دارد بهترین گزینه کارآفرینی مرحله مقدماتی طرح ایجاد مکانهای اطلاع رسانی شرکت ایمنی کارگاه تعداد دستگاههای کارآموزی شرکت تحقیق درباره ی رهاورد اقتصادی جنگ های صلیبی برای غرب 20 ص فایل تاریخچه احوال گنجینه صفحه ساختار صفحه فایل فایل آماده مقاله بررسی توسعه پایدار و کارآفرینی در ت ک ن مذهبی آموزش مذهب موضوعات هنرک ن موضوعات مذهبی masters 2017 best s s from day one الله موسی ثروت شادی بهار السلام زمان ربیع الانام شش عامل تأثیرگذار بر مقیاس در معرض خطر مصرف موادمخدر در دانش آموزان برترین‌های مچ اندازی راست دست‌های کشور شناخته شدند کمیسیون قضایی مجلس به حذف مشروط مجازات رای داد اخبار روستا مهرماه چگونگی توانستن ایجاد انگیزه در کودک بازمانده از تحصیل this item brazil 1994 night live سربند یا زهرا سلام‌الله‌علیها پیروزی تیم فوتبال امید صبای قم برابر مس کرمان تاریخ شهادت حضرت زهرا در سال دمنوش لاغری توانید چربی فنجان دمنوش لاغری سوزاندن چربی کارهای تربیت بدنی فایل آماده مقاله بررسی کار الکترونیک پاو وینت تجهیزات مورد استفاده در جوشکاری‌ آهنگ chavoshi mohsen asraei yarrahi mehdi mohsen chavoshi mehdi yarrahi shahram shokoohi fereydoun asraei ارزشمند برای wizard step form مرحله دارای طراحی form wizard step form اسکریپت پاو وینت روش تعیین درجه نرمی‌ سیمان دعای فِیهِ معده رفتن صدای دعای فوری پاو وینت در مورد زندگی نامه شهید بهشتی شهادت، عطیه‌ی الهی به برگزیدگان است чужие 3 война без правил стив перри نرم افزار رایگان انبارداری رادیکال جعفر جونم جدید آهنگ اینجایی آهنگ جدید جدید جعفر آهنگ خوشحالم اینجایی جونم جعفرمو فاطمایی دیوونه اینجایی جعفرمو فاطمایی خوشحالم این فروش دستگاه hplc شیمادزو فروش دستگاه اچ پی ال سی شیمادزو shimadzu 20a prominence hplc system تفاهم متن پیام خداحافظی حلالیت جهت سفر زیارتی عتبات عالیات در باره مدیریت چهارده قرن درد و سکوت ج کامل آ ین قیمت خودرو وارداتی در انواع مدل ها کیا اسپورتیج ۲۰۱۷، ۱۷۹ میلیون تحریم‌های ثانویه mike harris appointed global chief strategy officer technology of gyro will focus on hp account معماری کتاب معماری ایران کتاب معماری کتاب معماری ایران دلهاى شیعیان ابطال تعیین مصادیق سختی کار توسط معاونت امور انسانی رئیس جمهور در دیوان عد اداری +":80" +":8080" +":3128" حافظ قرآن بیماری چند شخصیتی به زبان ساده انسانهای خوب مودم اینترنت استفاده کی بشود باز شوم زائرت نتایج شمارش آراء هیات مدیره کانون وکلاء آذربایجانشرقی کوچولوهای خیر خواه پوکی زیتون پوکی استخوان رژیم غذایی سلامت دندان، چالشی برای سالمندان the importance of a business entity سه ساله عشق زیورآلات جواهرات مدلهای elizabeth stone زیورآلات elizabeth elizabeth stone زیورآلات elizabeth stone انواع جلدها عاشق میشود سایت تلگرام آیفون تصویری اشک و حسرت برای پن ی‌زن ناکام درباره تقوا چلسی به دنبال ال یس سانچز اما کار آسان نخواهد بود متاسبتهای هفته اول ماه صفر المظفر
Facebook Twitter Google Plus Digg Share This RSS
کلیه فعالیتهای وبلاگ724 تابع قوانین جمهوری اسلامی ایران میباشد. تمامی اطلاعات، خبرها و مقالات بصورت خودکار از سایت ها و وبلاگهای فارسی دریافت و با ذکر منبع نمایش داده می شوند و وبلاگ 724 هیچگونه مسئولیتی در قبال محتوای آنها ندارد. در صورت مشاهده هر نوع تخلف یا محتوای نا مناسب بر روی دکمه “درخواست حذف وبلاگ” در آن صفحه کلیک نمائید.
All rights reserved. © weblog724 2012-2017 Run in 0.477 seconds
RSS