خاطرات

پست های وبلاگ خاطرات از سایتهای وبلاگی با ذکر منبع به صورت خودکار بازنشر شده و در این صفحه نمایش داده شده است. در صورتیکه این اطلاعات دارای محتوای نامناسب بوده و یا دارای هر گونه تخلف میباشد بر روی گزینه ‘درخواست حذف’ کلیک نمائید

نی نی گوگولو!!
خدا جونم شکرت که یکی از آرزوهامو برآورده کردی...

روزی که مامانم رازشو بهم گفت و گفت که من یکی از سه نفری هستم که این رازو می دونن٬ خیلی خوشحال شدم...

عزیز لیلا٬ باباجون و من٬ حالا دیگه همراز بودیم...

راز وجود یه نی نی کوچولو که قرار بود از بهشت پیش ما بیاد...

خیلی وقتا نگرانش میشم؛ به مامانم میگم: مامان جون٬ مواظبش هستی؟ وقتی قراره بریم کلاس شطرنج به مامانم میگم: مامان٬ منو می بری کلاس٬ نی نی مون نمیره!!

مامانم همیشه آرزو می کنه که نی نی مون٬ دختر یا پسر٬ شبیه من باشه. عاقل٬ مؤدب٬ باهوش...

البته مامان راجع به سختی های اولشم زیاد بهم گفته...

نی نی٬ ممکنه خیلی گریه کنه( دست خودش نیست٬ مجبوره گریه کنه تا بفهمونه یه چیزی می خواد) ممکنه شبا نذاره بخو م٬ ممکنه مثل من« شلمان» باشه! ممکنه به وسایل من بدون اجازه دست بزنه...

ولی من قول دادم که تا جایی که می تونم درکش کنم و اگرم نتونستم٬ شرایط رو تحمل کنم تا وقتی که بزرگتر و عاقل تر شد؛ اونوقت مثل یه داداش فهمیده٬ خودم همه چیزو بهش یاد میدم...

خدایا به همه مون کمک کن تا بتونیم خوب تربیتش کنیم...

عنوان وبلاگ : خاطرات
برچسب ها : نی نی گوگولو!! - ممکنه ,خیلی
نی نی گوگولو!! ممکنه ,خیلی
امروز خوش بودم...
یه تکیه کلام معروفی این روزا پیدا کردی٬ که هر وقت٬ کارت گیر باشه٬ با مهارت ! ازش استفاده می کنی!!

مثلا یه درخواستی داری که باهاش موافقت نمیشه٬ سریع میگی: مامان جون٬ تو رو خدا بذار این کارو م! « امروز٬ خوش بودم٬ بذار به خوشیم ادامه بدم!!» و چون خوب می دونی که بعد از این حرفت٬ خنده م می گیره٬ قبل از اظهارنظر من٬ زود میگی: مرسی مامان جون که اجازه دادی!!

عنوان وبلاگ : خاطرات
برچسب ها : امروز خوش بودم...
امروز خوش بودم...
مهر...
مهر هم از راه رسید... این چند روز آ و با مامانم زدیم تو خط مرور درسای کلاس اولم...

یه روز دیکته از کلمه های ص و ذ و ط و... ازم گرفت که خدا رو شکر٬ کلمه ها رو خوب یادم مونده بود؛

یه روزم مرور کلمه های« ٱ استثنا» و «خوا استثنا» و استثناهای« بیا٬ بیابان٬ زیاد٬ زیارت٬ میان» ٬ مرور درس علوم و... 

خلاصه هی مامانم می پرسید و هی من باز می گفتم: یه دونه دیگه٬ یه دونه دیگه!!

عنوان وبلاگ : خاطرات
برچسب ها : مهر... - کلمه ,مرور
مهر... کلمه ,مرور
حال عوض کن!
دو روز پیش از کلاس زبانت که میومدم بیرون٬ دیدم با یکی از همکلاسی هات که داره گریه می کنه٬ داری صحبت می کنی؛ اومدم جلو ببینم قضیه چیه؟

دیدم داری بهش میگی: غصه نخور٬ منم این دفعه تو مسابقات باشگاهمون سوم شدم٬ ولی ناراحت نشدم٬ غصه نخور٬ دفعه ی بعد٬ خوب می گیری...

داشتی دوستتو که نمره ی دیکته شو بدگرفته بود٬ دلداری می دادی...

امروزم از کلاس شطرنجت برمی گشتیم؛ بدجوری خسته بودم؛ گفتم: آخ که چقدر دلم میخواد بخوابم! گفتی: آره مامان جون خسته ای ولی باید الان تااازه بری ناهارو آماده کنی! اشکال نداره٬ شما ناهارو آماده کن٬ من میرم به جات می خوابم٬ بعدش برات تعریف می کنم!!

ای ناقلا با این شیرین زبونیات٬ حال منو هم عوض کردی!....خستگی از تنم بیرون رفت....

عنوان وبلاگ : خاطرات
برچسب ها : حال عوض کن! - ناهارو آماده
حال عوض کن! ناهارو آماده
ادیسون
الان دیگه اکثر شبا تو اتاق خودت می خو ؛ البته به شرط قصه!! 

یا خودم برات قصه میگم یا از کتابایی که از کتابخونه امانت گرفتم؛ 

( بنا به خواست خودت) 

ب خواستی که از کتاب «من منم» چندتا داستان بخونم؛ 

یکی از داستان هاش مربوط به ادیسون بود؛ اسمشو قبلا شنیده بودی٬ برای همین فکر می بدونی کیه. گفتم :وااای، یه داستان درباره ی« ادیسون»! میدونی که ادیسون کی بود مامان؟ 

گفتی: آره مامان ٬ قبلا گفتی بهم؛ « شطرنج باز» معروفی بود دیگه!! خنده م گرفت! یاد ماجرای ادیسون خودم تو بچگی افتادم: چون هات از من بزرگتر بودن٬ هرچی از تو کتاباشون می خوندن٬ منم یاد می گرفتم: یکی از درساشون راجع به ادیسون بود و از همین رو ادیسون رو به عنوان مخترع برق میشناختم.

یه روز عزیزجون به یه آقایی گفته بود که بیاد یه لامپ جدید برامون سیم کشی کنه٬ من که واقعا هیجان زده شده بودم٬ با خوشحالی رفتم پیش عزیز و گفتم: مامان٬ همین آقا٬ ادیسونه؟!!

عنوان وبلاگ : خاطرات
برچسب ها : ادیسون - ادیسون ,همین ,داستان
ادیسون ادیسون ,همین ,داستان
اسکوتر
تو باشگاه شطرنجتون یه بانک جایزه دارین. ظاهرا یه روز از مربی تون پرسیدی : شما اسکوتر نمیارین برای بانک جایزه ؟

مربی تون هم که فهمیده شما اسکوتر دوست داری , علیرغم اینکه اسکوتر جزو هدایای بانک جایزه نبوده ,  بهت گفته بودن : اگه امتیازاتو جمع کنی می تونی اسکوتر بگیری...

خلاصه یه مدتی رو سرگرم جمع کارت امتیاز بودی... تا اینکه یه روز آقای میرزاییان برده بودت و از تو کمدش اسکوتری رو که مخصوص شما یده بود , بهت نشون داده بود...

ی این هفته هم برخلاف این که هنوز امتیازت به اون حدی که گفته بودند نرسیده بود اما یه اسکوتر سبز رنگ خیلی خوشگل ,  هدیه گرفتی...

الان خیلی خوشحالی و روزی چندبار میری تو کوچه اسکوتر سواری....

عنوان وبلاگ : خاطرات
برچسب ها : اسکوتر - اسکوتر ,جایزه ,بانک ,بانک جایزه
اسکوتر اسکوتر ,جایزه ,بانک ,بانک جایزه
وا ن
دیروز با مامانم رفتیم وا ن زدیم؛ اولش که مامانم ازم تعریف کرد که پسرم شجاعه٬ وقتی وا نمو زدند٬ اولش تحت تأثیر صحبت مامان (با این که خیلی دردم اومده بود)٬گریه ن ٬اما چشمتون روز بد نبینه...

از اتاق که اومدیم بیرون٬یه دل سیر گریه logotak.tk تصاویر زیباساز و لوگوسازی رایگانو از دست مامانم که منو برده بود وا ن بهم بزنن٬حساااا کفری بودم!

خلاصه...سرتونو به درد نیارم٬رسیدیم خونه و درد اصلیه تازه شروع شد!! تب هم که کرده بودم٬دست بیچاره م هم که نمیتونستم از جاش ت بدم...

گلاب به روتون نمی دونم از تاب درد بود٬ اوضاع احوال معده و روده هامم بدجوری بهم ریخته بود...یه بساطی بود که نگو...

تو این هاگیرواگیر که دائم شکایت می از وا ن٬ مامانم رفت تو اینترنت که پیامدهای نزدن این وا نو برام پیداکنه و بعد که فهمیدم خوب شد که وا ن زدم٬یکم از شکایت دست برداشتم ولی واقعا تجربه ی دردناکی بود...

وقتی شنیدم دوستامم همین وا نو قبل از من تجربه د٬از ته دل گفتم:خوووووش بحالشون که درداشون تموم شده!!...

بو که تمام شب تب و درد دست امونم ندادlogotak.tk تصاویر زیباساز و لوگوسازی رایگان اما خداروشکر الان بهترم.

فقط یک سره به مامان جونم می گفتم: ببخشید مامانی٬خیلی اذیتت ٬نذاشتم استراحت کنی٬احساس می کنم من پسر خیلی بدی هستم! و مامان جونم هم خیالمو راحت کرد که  : اینجوری نیست و منو خیلی دوست داره و برام خیلی غصه می خوره که درد می کشم و برای سلامتیم دعا می کنه...logotak.tk تصاویر زیباساز و لوگوسازی رایگان

عنوان وبلاگ : خاطرات
برچسب ها : وا ن - خیلی ,وا ن
وا ن خیلی ,وا ن
آقاجون حسن...
هفته ی قبل بدترین اتفاقی که میتونه برای یه نفر بیفته٬برامون افتاد...

آقاجون حسنم٬بابا بزرگ مهربونم٬همون که خیلی منو دوست داشت٬ همونی که همیشه از شنیدن بردنم تو مسابقات شطرنج کلی ذوق می زد٬ پیش خدا رفت...

خدای مهربونم٬ می دونم که الان آقاجونم یه جاییه که بهش عالم برزخ میگن٬خدایا من و مامان و بابام و خیلیای دیگه براش دعا می کنیم که جاش اونجا خوب باشه.... خدا جونم٬ خودت مراقبش باش...

ازت ممنونم که به حرفم گوش می کنی.‌ دوستت دارم خداجون...

عنوان وبلاگ : خاطرات
برچسب ها : آقاجون حسن...
آقاجون حسن...
راستگویی
محمد حسین عزیزم ؛ یکی از بهترین خصوصیاتی که داری٬ اینه که همیشه با من روراستی. هیچ وقت به من دروغ نمیگی و اگر بگی خودت فورا از حرفت بر می گردی...

این به اون خاطره که از وقتی کوچیک بودی نه خودم بهت دروغ گفتم( از همین دروغایی که خیلیا دروغ نمی دونند مثل اینکه دارم میرم بیرون آمپول بزنمو اگه این کارو ی ممدکالی(!) میادو ... حتی از این دروغاهم بهت نمی گفتم.logotak.tk تصاویر زیباساز و لوگوسازی رایگان

و همین طورم از شما توقع دروغ گفتن رو نداستم. خوب می دونستی که اگه بفهمم راستشو بهم نمیگی چقدر ناراحت می شدم.

خی و جمع کرده بودم که اگه راست یه چیزی رو بهم بگی٬(وقتی کار اشتباه کردی رو منظورم بود) خیلی کمترناراحت میشم تا این که راستشو نگی و خودم متوجه حقیقت بشم...

والبته حواسم هم بود که هرچقدرهم که کارت ناراحت کننده بود٬  از دعوا ت خود داری کنم که اعتمادت نسبت به حرفی که زدم کم نشه!

نمونه ش همین امروز: برات چای ریخته بودم تو فلاسک و رفته بودم خونه ی عزیز.

از راه که رسیدم خونه٬ گفتی: مامان جون ببخشید رفتم چای بریزم همش چپه شد رو فرش! تا اومدم ع العمل نشون بدم به این کارت٬ خودت گفتی : البته سریع رفتم با دستمال خیس حس پاکش .

از اینکه راستشو گفتی و خودت هم در پی جبران مافات بر اومده بودی٬ خیلی خوشحال بودم...

البته این که به راستگویی تعهد داشته باشی٬ یه بدی هم داره!! : این که فکر می کنی همه همیشه راست میگن! و اینجوری رو حرف بعضیا که خیلی هم به راست گفتن تعهدی ندارن٬ زیادی حساب باز می کنی! 

اگرچه که در این باره هم برات به صورت مبسوط توضیح دادم٬ ولی بازم چاخانای ..... یا بچه های دیگه رو زود باور می کنی! 

خداکنه بزرگ شدی با این مسأله بهتر کنار بیای عزیزم!....

عنوان وبلاگ : خاطرات
برچسب ها : راستگویی - دروغ ,خیلی ,گفتی ,راست ,راستشو ,خودت
راستگویی دروغ ,خیلی ,گفتی ,راست ,راستشو ,خودت
تصویری هستی ؛ مثل خودم!
هر کلمه یه تصویری رو تو ذهن من تداعی می کنه. تصویر بی تصویرترین کلمه ها٬ نوشته ی اون کلمه تو ذهنمه! برای کلمه ای اگر تصویری تو ذهنم نسازم٬ زود از ذهنم خارج میشه.مثل فامیل آدما.

دیروز یکی از دوستای آموزش رانندگیم بهم زنگ زد گفت: منو شناختی؟ شناختمش اما خودمو کشتم فامیلش یادم نیومد!!logotak.tk تصاویر زیباساز و لوگوسازی رایگان

حالا اینا رو گفتم که چی! میخواستم بگم محمدحسین٬ شماهم از این نظر مثل خودمی! مثالشو ازت زیاد دیدم و شنیدم ولی آ یش همین دیروز بود: رفته بودی باشگاه و یکی از شاگردای خوب باشگاه اومده بود باهات بازی کرده بود.فامیلشو که ازت پرسیدم٬ گفتی : آقای «برفی»!!

هرچی فکر ٬ همچین فامیلی یادم نیومد.تا اینکه گفتی: محمدبرفی!... 

آها.... محمد بهمنی!! چون بهمن و برف ٬ یک تصویر رو تو ذهنت تداعی کرده بود٬ فامیلشو اینطوری به خاطر س بودی!

ای جانم!...

عنوان وبلاگ : خاطرات
برچسب ها : تصویری هستی ؛ مثل خودم! - کلمه ,تصویری ,یادم نیومد
تصویری هستی ؛ مثل خودم! کلمه ,تصویری ,یادم نیومد
دختر جونام...
اگر دختر ندارید٬ نصف عمرتون بر فناست.... مخصوصا اگه به با حالی دختر های من باشن ...من سه تا دختر دارم ٬ عینهو پنجه ی ماه...

دختر هام فوق العادن فقط یه مشکل کوچولو دارن: 

خونه شون خییییییلی از ما دوره! فقط سالی دوسه بار میان پیش ما و همون زمان کمی رو که پیش ما هستند رو با خانواده ی پدری شون به اشتراک میذارن!

 

بعضی وقتا از بس که دوستشون دارم٬ کلافه شون می کنم طفلکیا رو! چیکار کنم؟ تقصیر خودشونه٬ می خواستن انقدر دوست داشتنی نباشن!!

خدایا دعا می کنم کار شوهر م جور بشه ٬ بلندشن بیان ش ز پیش ما... الهی آمین

عنوان وبلاگ : خاطرات
برچسب ها : دختر جونام...
دختر جونام...
مسابقات استانی شطرنج
مسابقات استانی شطرنج٬ ۲۶ مرداد شروع میشه و من دارم همه ی تلاشمو برای موفق شدن تو این مسابقات می کنم؛ هفته ای شش ساعت کلاس دارم و البته قدردان مربی خوبم آقای میرزاییان هستم که تو این راه٬ منو راهنمایی می کنند... شاید مقام بیارم٬ شایدم نیارم اما مامانم میگه مهم اینه که سعیتو ی و خوب بازی کنی٬ نتیجه ش مهم نیست... مطمئنم یه تجربه ی خوب در پیش رو خواهم داشت؛ تجربه ی بازی با بهترینهای استان ...

عنوان وبلاگ : خاطرات
برچسب ها : مسابقات استانی شطرنج - مسابقات ,مسابقات استانی
مسابقات استانی شطرنج مسابقات ,مسابقات استانی
حال عوض کن!
دو روز پیش از کلاس زبانت که میومدم بیرون٬ دیدم با یکی از همکلاسی هات که داره گریه می کنه٬ داری صحبت می کنی؛ اومدم جلو ببینم قضیه چیه؟

دیدم داری بهش میگی: غصه نخور٬ منم این دفعه تو مسابقات باشگاهمون سوم شدم٬ ولی ناراحت نشدم٬ غصه نخور٬ دفعه ی بعد٬ خوب می گیری...

داشتی دوستتو که نمره ی دیکته شو بدگرفته بود٬ دلداری می دادی...

امروزم از کلاس شطرنجت برمی گشتیم؛ بدجوری خسته بودم؛ گفتم: آخ که چقدر دلم میخواد بخوابم! گفتی: آره مامان جون خسته ای ولی باید الان تااازه بری ناهارو آماده کنی! اشکال نداره٬ شما ناهارو آماده کن٬ من میرم به جات می خوابم٬ بعدش برات تعریف می کنم!!

ای ناقلا با این شیرین زبونیات٬ حال منو هم عوض کردی!....خستگی از تنم بیرون رفت....

عنوان وبلاگ : خاطرات
برچسب ها : حال عوض کن! - ناهارو آماده
حال عوض کن! ناهارو آماده
ادیسون
الان دیگه اکثر شبا تو اتاق خودت می خو ؛ البته به شرط قصه!! 

یا خودم برات قصه میگم یا از کتابایی که از کتابخونه امانت گرفتم؛ 

( بنا به خواست خودت) 

ب خواستی که از کتاب «من منم» چندتا داستان بخونم؛ 

یکی از داستان هاش مربوط به ادیسون بود؛ اسمشو قبلا شنیده بودی٬ برای همین فکر می بدونی کیه. گفتم :وااای، یه داستان درباره ی« ادیسون»! میدونی که ادیسون کی بود مامان؟ 

گفتی: آره مامان ٬ قبلا گفتی بهم؛ « شطرنج باز» معروفی بود دیگه!! خنده م گرفت! یاد ماجرای ادیسون خودم تو بچگی افتادم: چون هات از من بزرگتر بودن٬ هرچی از تو کتاباشون می خوندن٬ منم یاد می گرفتم: یکی از درساشون راجع به ادیسون بود و از همین رو ادیسون رو به عنوان مخترع برق میشناختم.

یه روز عزیزجون به یه آقایی گفته بود که بیاد یه لامپ جدید برامون سیم کشی کنه٬ من که واقعا هیجان زده شده بودم٬ با خوشحالی رفتم پیش عزیز و گفتم: مامان٬ همین آقا٬ ادیسونه؟!!

عنوان وبلاگ : خاطرات
برچسب ها : ادیسون - ادیسون ,همین ,داستان
ادیسون ادیسون ,همین ,داستان
فراری از قصر
دیروز تلویزیون یه سریال کره ای ( که اخیرا تو ایران زیاد پخش میشه !) نشون می داد. آدمای مختلف رو که نشون می داد , هی می گفتی : مامان این کدوم بود ؟ می گفتم : همون که فرار کرد دیگه! باز می گفتی : این کدوم بود ؟.....   حق داشتی که نشناسی شون! من خودمم گاهی از روی صداشون تشخیص می دادم که این الان کدومشونه     بعضیاشون واقعا شبیه همن!               

عنوان وبلاگ : خاطرات
برچسب ها : فراری از قصر
فراری از قصر
اخرین جستجو ها
هفته میشه خیلی خونه افطاری خوابگاه متن انشا در مورد مقایسه دو چیز به صورت ذهنی فرا رسیدن ماه محرم و شهادت حسین ع و یارانش تسلیت باد قطب صنعتی و گردشگری استان همچنان بدون پایانه فاسد شدنی کالاهای فاسد دستگاه طلاکوب تمام طلاکوب بوده باعث دستگاه طلاکوب قطعات دستگاه دستگاه طلاکوب دیجیتال طلاکوب دیجیتال دستگاه طلاکوب دیجیتال دست مدال نقره پار المپیک بر گردن حامد ی در رشته دوومیدانی پرتاب وزنه کلاس f۵۵ جواب فعالیت های درس تفکر سواد رسانه ای بهترین روز انشا به روش جانشین سازی در مورد گل یا درخت روابط دندان خنجری هفت رویکرد خلاقانه در درجه‌های سختی بازی‌ها انشایی باران با قالب ذهنی تحقیق در مورد اخلاق کاربردی و حسنه 105 ص انشا ذهنی جانشین سازی رد باره پنجره کتاب ارسالی نهاد کتاب ارسالی فهم خود از ضرب المثل تو نیکی میکن ودر دجله اندازدر یک بند بنویسید انشایی ذهنی درمورد خورشید با روش ناسازی معنایی آیین نامه تحریر دفاتر قانونی گوگل اپلیکیشن ذخیره دسترسی نوشته هاتون نوشته هاتون دسترسی پیدا درایو ذخیره گوگل درایو دسترسی داشته گوگل درایو ذخیره من از جغرافیای کوه فهمیدم چیستان آن چیست رنگش بنفشه اسمش نام یکی از مقایسه قلم با خون شهید از روش سنجش و مقایسهیک متن ذهنی تحقیق در مورد 12 اصل شیمی سبز نمونه تستهای تئوری حسابداری 1برگرفته از کتاب شباهنگ مقدم داشتن دیگران متن انشا ذهنی به کمک روش سنجش و مقایسه لباس بومی پوشاک اردبیل محلی مناطق لباس بومی بومی محلی مناطق روستایی جامعه‌شناس اردبیلی معرفی لباس میراث فرهنگی استان تنها اقدام فره تکنولوژی جدید hdcvi و hdtvi نگارش انشا جانشین سازی درباره پنجره مسابقه طراحی و نقاشی با موضوع آزاد دیکته دیکته شماره انشا مقایسه رفتگر با آب با روش سنجش ومقایسه انشا سنجش و مقایسه کتاب و انسان ان ت وحدت ملی افغانستان برای کامپرو مایز ملاقت د 17 اگوست گوگل استفاده آلرت مورد جدید کلمه گوگل آلرت آلرت چیست استفاده جالب کاربردهایی دارد؟ نمونه استفاده کارگاه مقاله تشکیل شرکت آبان مقاله نویسی کارگاه کاربردی کارگاه مقاله نشانه خمره خو ده در گنج و دفینه محمد عماد خمره درگنج تحقیق جوش جوشکاری بیا متفاوت باشیم در راه لیلی شدن3 ان آبادغرب حفاری شهرستان باند آبادغرب میراث فرهنگی نتایج مسابقات علمی و عملی هنرستانهای فنی و حرفه ای انشاء درباره ی علم و ثروت با استفاده از سنجش ومقایسه یک متن ذهنی هدایت تحصیلی شغلی انشا درمورد مقایسه آیینع با چهره انشا در مورد مقایسه آیینه با چهره ید تضمینی هدست بلوتوث دورگردنی ال جی کربلا مقدس فونداسیون ساخته افزایش افزایش سرعت سنجش و مقایسه انشا دهم یک پیام از یک همشهری به نام همشهری قیمت کیفیت گرامی درخواست همکار گرامی اطلاع رسانی همکار گرامی درخواست دستکاری نظم طبیعت ما بیشترین ضربه ها را خوبترین آدمها میخورند انشا وقتی به چشمانت مینگرم سرمایه گذاری توسعه و عمران استان کرمان کرمان mtk engineering mode موتور روغن quartz توتال روغن موتور quartz 9000 توتال quartz موتور توتال برای موتور موتور توتال quartz روغن موتور توتال دانیال رمضانی بیوگرافی بیوگرافی دانیال رمضانی مدل ایرانی بهترین انشای سال در مورد مقایسه ی دیوار با تنهایی آیات سورة نجم و حضرت علی ع همونایی همیشگی، معنی ضرب المثل تو نیکی می کن و در دجله انداز ظروف یکبارمصرف آلومینیوم عو قیمت قهرمانی آسیا ژاپن صعود عقاب به رده سوم ج با گلباران وحدت گیاهدان مراحل طراحی و ساخت اپلیکیشن موبایل تهران دسترسی دارای دسترسی اجاره آپارتمان انشامقایسه قلم باخون شهید 4x4 off road rally قانون حداقل یه کار خیلی کوچکی هر روز انجام بده سلامت روان در پرتو پای‏بندی به آموزه‏های دینی زبون میشه همین زبون میشه همین زبون میشه آبرو قانون حداقل یه کار خیلی کوچکی هر روز انجام بده. ایجاد اشتغال با احیای بازی های بومی محلی درخت موضوع جوجه مدرسه آذربایجان غربی آماده مقابله با آنفلوآنزای پرندگان است موردی از این بیماری در استان مشاهده نشده است اخلاص سختی ها را آسان می کند روانشناسی بیشترین اطلاعات اطلاعات آماری ش ت روانشناسی تست هوش و معما های بسیار سخت همراه با جواب برنامه بهرام آقای کبود حکایتی گنبد آقای حکایتی گنبد کبود بهرام شاه‌محمدلو ایرج طهماسب مجموعه تلویزیونی برید باشه باشه نیست باید باشه برید برید نوشتن موضوع انشا آهنگ سرود ملی با مقدمه و نتیجه گیری به یی‌ها اصلاً اعتماد نکنید انشاهای نقایسه ای دلتنگی دیوار دیوار دلتنگی سالار نفی بیعت اجباری بمثابه یک حق عمومی زایرین مردم مهران فراوان مردم پاسنامه پانزدهمین دوره مسابقات علمی کاربردی ششمین جشنواره کتابخوانی رضوی برگزار می شود ورزشی سالن کفپوش داخل سالن ورزشی داخل sleep orbit relaxing 3d sound انشادرمورد ناخن به صورتpdf دیدار اعضای کتابخوان مرکز با معاون و امنیتی استاندار آقای رادفر انشا در مورد طعم خورشت قورمه سبزی الان گفتم اخطار میداد یک پیشنهاد زیربنایی به حکومت ۲
Facebook Twitter Google Plus Digg Share This RSS
کلیه فعالیتهای وبلاگ724 تابع قوانین جمهوری اسلامی ایران میباشد. تمامی اطلاعات، خبرها و مقالات بصورت خودکار از سایت ها و وبلاگهای فارسی دریافت و با ذکر منبع نمایش داده می شوند و وبلاگ 724 هیچگونه مسئولیتی در قبال محتوای آنها ندارد. در صورت مشاهده هر نوع تخلف یا محتوای نا مناسب بر روی دکمه “درخواست حذف وبلاگ” در آن صفحه کلیک نمائید.
All rights reserved. © weblog724 2012-2017 Run in 1.031 seconds
RSS