خاطرات

پست های وبلاگ خاطرات از سایتهای وبلاگی با ذکر منبع به صورت خودکار بازنشر شده و در این صفحه نمایش داده شده است. در صورتیکه این اطلاعات دارای محتوای نامناسب بوده و یا دارای هر گونه تخلف میباشد بر روی گزینه ‘درخواست حذف’ کلیک نمائید

نی نی گوگولو!!
خدا جونم شکرت که یکی از آرزوهامو برآورده کردی...

روزی که مامانم رازشو بهم گفت و گفت که من یکی از سه نفری هستم که این رازو می دونن٬ خیلی خوشحال شدم...

عزیز لیلا٬ باباجون و من٬ حالا دیگه همراز بودیم...

راز وجود یه نی نی کوچولو که قرار بود از بهشت پیش ما بیاد...

خیلی وقتا نگرانش میشم؛ به مامانم میگم: مامان جون٬ مواظبش هستی؟ وقتی قراره بریم کلاس شطرنج به مامانم میگم: مامان٬ منو می بری کلاس٬ نی نی مون نمیره!!

مامانم همیشه آرزو می کنه که نی نی مون٬ دختر یا پسر٬ شبیه من باشه. عاقل٬ مؤدب٬ باهوش...

البته مامان راجع به سختی های اولشم زیاد بهم گفته...

نی نی٬ ممکنه خیلی گریه کنه( دست خودش نیست٬ مجبوره گریه کنه تا بفهمونه یه چیزی می خواد) ممکنه شبا نذاره بخو م٬ ممکنه مثل من« شلمان» باشه! ممکنه به وسایل من بدون اجازه دست بزنه...

ولی من قول دادم که تا جایی که می تونم درکش کنم و اگرم نتونستم٬ شرایط رو تحمل کنم تا وقتی که بزرگتر و عاقل تر شد؛ اونوقت مثل یه داداش فهمیده٬ خودم همه چیزو بهش یاد میدم...

خدایا به همه مون کمک کن تا بتونیم خوب تربیتش کنیم...

عنوان وبلاگ : خاطرات
برچسب ها : نی نی گوگولو!! - ممکنه ,خیلی
نی نی گوگولو!! ممکنه ,خیلی
امروز خوش بودم...
یه تکیه کلام معروفی این روزا پیدا کردی٬ که هر وقت٬ کارت گیر باشه٬ با مهارت ! ازش استفاده می کنی!!

مثلا یه درخواستی داری که باهاش موافقت نمیشه٬ سریع میگی: مامان جون٬ تو رو خدا بذار این کارو م! « امروز٬ خوش بودم٬ بذار به خوشیم ادامه بدم!!» و چون خوب می دونی که بعد از این حرفت٬ خنده م می گیره٬ قبل از اظهارنظر من٬ زود میگی: مرسی مامان جون که اجازه دادی!!

عنوان وبلاگ : خاطرات
برچسب ها : امروز خوش بودم...
امروز خوش بودم...
مهر...
مهر هم از راه رسید... این چند روز آ و با مامانم زدیم تو خط مرور درسای کلاس اولم...

یه روز دیکته از کلمه های ص و ذ و ط و... ازم گرفت که خدا رو شکر٬ کلمه ها رو خوب یادم مونده بود؛

یه روزم مرور کلمه های« ٱ استثنا» و «خوا استثنا» و استثناهای« بیا٬ بیابان٬ زیاد٬ زیارت٬ میان» ٬ مرور درس علوم و... 

خلاصه هی مامانم می پرسید و هی من باز می گفتم: یه دونه دیگه٬ یه دونه دیگه!!

عنوان وبلاگ : خاطرات
برچسب ها : مهر... - کلمه ,مرور
مهر... کلمه ,مرور
حال عوض کن!
دو روز پیش از کلاس زبانت که میومدم بیرون٬ دیدم با یکی از همکلاسی هات که داره گریه می کنه٬ داری صحبت می کنی؛ اومدم جلو ببینم قضیه چیه؟

دیدم داری بهش میگی: غصه نخور٬ منم این دفعه تو مسابقات باشگاهمون سوم شدم٬ ولی ناراحت نشدم٬ غصه نخور٬ دفعه ی بعد٬ خوب می گیری...

داشتی دوستتو که نمره ی دیکته شو بدگرفته بود٬ دلداری می دادی...

امروزم از کلاس شطرنجت برمی گشتیم؛ بدجوری خسته بودم؛ گفتم: آخ که چقدر دلم میخواد بخوابم! گفتی: آره مامان جون خسته ای ولی باید الان تااازه بری ناهارو آماده کنی! اشکال نداره٬ شما ناهارو آماده کن٬ من میرم به جات می خوابم٬ بعدش برات تعریف می کنم!!

ای ناقلا با این شیرین زبونیات٬ حال منو هم عوض کردی!....خستگی از تنم بیرون رفت....

عنوان وبلاگ : خاطرات
برچسب ها : حال عوض کن! - ناهارو آماده
حال عوض کن! ناهارو آماده
ادیسون
الان دیگه اکثر شبا تو اتاق خودت می خو ؛ البته به شرط قصه!! 

یا خودم برات قصه میگم یا از کتابایی که از کتابخونه امانت گرفتم؛ 

( بنا به خواست خودت) 

ب خواستی که از کتاب «من منم» چندتا داستان بخونم؛ 

یکی از داستان هاش مربوط به ادیسون بود؛ اسمشو قبلا شنیده بودی٬ برای همین فکر می بدونی کیه. گفتم :وااای، یه داستان درباره ی« ادیسون»! میدونی که ادیسون کی بود مامان؟ 

گفتی: آره مامان ٬ قبلا گفتی بهم؛ « شطرنج باز» معروفی بود دیگه!! خنده م گرفت! یاد ماجرای ادیسون خودم تو بچگی افتادم: چون هات از من بزرگتر بودن٬ هرچی از تو کتاباشون می خوندن٬ منم یاد می گرفتم: یکی از درساشون راجع به ادیسون بود و از همین رو ادیسون رو به عنوان مخترع برق میشناختم.

یه روز عزیزجون به یه آقایی گفته بود که بیاد یه لامپ جدید برامون سیم کشی کنه٬ من که واقعا هیجان زده شده بودم٬ با خوشحالی رفتم پیش عزیز و گفتم: مامان٬ همین آقا٬ ادیسونه؟!!

عنوان وبلاگ : خاطرات
برچسب ها : ادیسون - ادیسون ,همین ,داستان
ادیسون ادیسون ,همین ,داستان
اسکوتر
تو باشگاه شطرنجتون یه بانک جایزه دارین. ظاهرا یه روز از مربی تون پرسیدی : شما اسکوتر نمیارین برای بانک جایزه ؟

مربی تون هم که فهمیده شما اسکوتر دوست داری , علیرغم اینکه اسکوتر جزو هدایای بانک جایزه نبوده ,  بهت گفته بودن : اگه امتیازاتو جمع کنی می تونی اسکوتر بگیری...

خلاصه یه مدتی رو سرگرم جمع کارت امتیاز بودی... تا اینکه یه روز آقای میرزاییان برده بودت و از تو کمدش اسکوتری رو که مخصوص شما یده بود , بهت نشون داده بود...

ی این هفته هم برخلاف این که هنوز امتیازت به اون حدی که گفته بودند نرسیده بود اما یه اسکوتر سبز رنگ خیلی خوشگل ,  هدیه گرفتی...

الان خیلی خوشحالی و روزی چندبار میری تو کوچه اسکوتر سواری....

عنوان وبلاگ : خاطرات
برچسب ها : اسکوتر - اسکوتر ,جایزه ,بانک ,بانک جایزه
اسکوتر اسکوتر ,جایزه ,بانک ,بانک جایزه
وا ن
دیروز با مامانم رفتیم وا ن زدیم؛ اولش که مامانم ازم تعریف کرد که پسرم شجاعه٬ وقتی وا نمو زدند٬ اولش تحت تأثیر صحبت مامان (با این که خیلی دردم اومده بود)٬گریه ن ٬اما چشمتون روز بد نبینه...

از اتاق که اومدیم بیرون٬یه دل سیر گریه logotak.tk تصاویر زیباساز و لوگوسازی رایگانو از دست مامانم که منو برده بود وا ن بهم بزنن٬حساااا کفری بودم!

خلاصه...سرتونو به درد نیارم٬رسیدیم خونه و درد اصلیه تازه شروع شد!! تب هم که کرده بودم٬دست بیچاره م هم که نمیتونستم از جاش ت بدم...

گلاب به روتون نمی دونم از تاب درد بود٬ اوضاع احوال معده و روده هامم بدجوری بهم ریخته بود...یه بساطی بود که نگو...

تو این هاگیرواگیر که دائم شکایت می از وا ن٬ مامانم رفت تو اینترنت که پیامدهای نزدن این وا نو برام پیداکنه و بعد که فهمیدم خوب شد که وا ن زدم٬یکم از شکایت دست برداشتم ولی واقعا تجربه ی دردناکی بود...

وقتی شنیدم دوستامم همین وا نو قبل از من تجربه د٬از ته دل گفتم:خوووووش بحالشون که درداشون تموم شده!!...

بو که تمام شب تب و درد دست امونم ندادlogotak.tk تصاویر زیباساز و لوگوسازی رایگان اما خداروشکر الان بهترم.

فقط یک سره به مامان جونم می گفتم: ببخشید مامانی٬خیلی اذیتت ٬نذاشتم استراحت کنی٬احساس می کنم من پسر خیلی بدی هستم! و مامان جونم هم خیالمو راحت کرد که  : اینجوری نیست و منو خیلی دوست داره و برام خیلی غصه می خوره که درد می کشم و برای سلامتیم دعا می کنه...logotak.tk تصاویر زیباساز و لوگوسازی رایگان

عنوان وبلاگ : خاطرات
برچسب ها : وا ن - خیلی ,وا ن
وا ن خیلی ,وا ن
آقاجون حسن...
هفته ی قبل بدترین اتفاقی که میتونه برای یه نفر بیفته٬برامون افتاد...

آقاجون حسنم٬بابا بزرگ مهربونم٬همون که خیلی منو دوست داشت٬ همونی که همیشه از شنیدن بردنم تو مسابقات شطرنج کلی ذوق می زد٬ پیش خدا رفت...

خدای مهربونم٬ می دونم که الان آقاجونم یه جاییه که بهش عالم برزخ میگن٬خدایا من و مامان و بابام و خیلیای دیگه براش دعا می کنیم که جاش اونجا خوب باشه.... خدا جونم٬ خودت مراقبش باش...

ازت ممنونم که به حرفم گوش می کنی.‌ دوستت دارم خداجون...

عنوان وبلاگ : خاطرات
برچسب ها : آقاجون حسن...
آقاجون حسن...
راستگویی
محمد حسین عزیزم ؛ یکی از بهترین خصوصیاتی که داری٬ اینه که همیشه با من روراستی. هیچ وقت به من دروغ نمیگی و اگر بگی خودت فورا از حرفت بر می گردی...

این به اون خاطره که از وقتی کوچیک بودی نه خودم بهت دروغ گفتم( از همین دروغایی که خیلیا دروغ نمی دونند مثل اینکه دارم میرم بیرون آمپول بزنمو اگه این کارو ی ممدکالی(!) میادو ... حتی از این دروغاهم بهت نمی گفتم.logotak.tk تصاویر زیباساز و لوگوسازی رایگان

و همین طورم از شما توقع دروغ گفتن رو نداستم. خوب می دونستی که اگه بفهمم راستشو بهم نمیگی چقدر ناراحت می شدم.

خی و جمع کرده بودم که اگه راست یه چیزی رو بهم بگی٬(وقتی کار اشتباه کردی رو منظورم بود) خیلی کمترناراحت میشم تا این که راستشو نگی و خودم متوجه حقیقت بشم...

والبته حواسم هم بود که هرچقدرهم که کارت ناراحت کننده بود٬  از دعوا ت خود داری کنم که اعتمادت نسبت به حرفی که زدم کم نشه!

نمونه ش همین امروز: برات چای ریخته بودم تو فلاسک و رفته بودم خونه ی عزیز.

از راه که رسیدم خونه٬ گفتی: مامان جون ببخشید رفتم چای بریزم همش چپه شد رو فرش! تا اومدم ع العمل نشون بدم به این کارت٬ خودت گفتی : البته سریع رفتم با دستمال خیس حس پاکش .

از اینکه راستشو گفتی و خودت هم در پی جبران مافات بر اومده بودی٬ خیلی خوشحال بودم...

البته این که به راستگویی تعهد داشته باشی٬ یه بدی هم داره!! : این که فکر می کنی همه همیشه راست میگن! و اینجوری رو حرف بعضیا که خیلی هم به راست گفتن تعهدی ندارن٬ زیادی حساب باز می کنی! 

اگرچه که در این باره هم برات به صورت مبسوط توضیح دادم٬ ولی بازم چاخانای ..... یا بچه های دیگه رو زود باور می کنی! 

خداکنه بزرگ شدی با این مسأله بهتر کنار بیای عزیزم!....

عنوان وبلاگ : خاطرات
برچسب ها : راستگویی - دروغ ,خیلی ,گفتی ,راست ,راستشو ,خودت
راستگویی دروغ ,خیلی ,گفتی ,راست ,راستشو ,خودت
تصویری هستی ؛ مثل خودم!
هر کلمه یه تصویری رو تو ذهن من تداعی می کنه. تصویر بی تصویرترین کلمه ها٬ نوشته ی اون کلمه تو ذهنمه! برای کلمه ای اگر تصویری تو ذهنم نسازم٬ زود از ذهنم خارج میشه.مثل فامیل آدما.

دیروز یکی از دوستای آموزش رانندگیم بهم زنگ زد گفت: منو شناختی؟ شناختمش اما خودمو کشتم فامیلش یادم نیومد!!logotak.tk تصاویر زیباساز و لوگوسازی رایگان

حالا اینا رو گفتم که چی! میخواستم بگم محمدحسین٬ شماهم از این نظر مثل خودمی! مثالشو ازت زیاد دیدم و شنیدم ولی آ یش همین دیروز بود: رفته بودی باشگاه و یکی از شاگردای خوب باشگاه اومده بود باهات بازی کرده بود.فامیلشو که ازت پرسیدم٬ گفتی : آقای «برفی»!!

هرچی فکر ٬ همچین فامیلی یادم نیومد.تا اینکه گفتی: محمدبرفی!... 

آها.... محمد بهمنی!! چون بهمن و برف ٬ یک تصویر رو تو ذهنت تداعی کرده بود٬ فامیلشو اینطوری به خاطر س بودی!

ای جانم!...

عنوان وبلاگ : خاطرات
برچسب ها : تصویری هستی ؛ مثل خودم! - کلمه ,تصویری ,یادم نیومد
تصویری هستی ؛ مثل خودم! کلمه ,تصویری ,یادم نیومد
دختر جونام...
اگر دختر ندارید٬ نصف عمرتون بر فناست.... مخصوصا اگه به با حالی دختر های من باشن ...من سه تا دختر دارم ٬ عینهو پنجه ی ماه...

دختر هام فوق العادن فقط یه مشکل کوچولو دارن: 

خونه شون خییییییلی از ما دوره! فقط سالی دوسه بار میان پیش ما و همون زمان کمی رو که پیش ما هستند رو با خانواده ی پدری شون به اشتراک میذارن!

 

بعضی وقتا از بس که دوستشون دارم٬ کلافه شون می کنم طفلکیا رو! چیکار کنم؟ تقصیر خودشونه٬ می خواستن انقدر دوست داشتنی نباشن!!

خدایا دعا می کنم کار شوهر م جور بشه ٬ بلندشن بیان ش ز پیش ما... الهی آمین

عنوان وبلاگ : خاطرات
برچسب ها : دختر جونام...
دختر جونام...
مسابقات استانی شطرنج
مسابقات استانی شطرنج٬ ۲۶ مرداد شروع میشه و من دارم همه ی تلاشمو برای موفق شدن تو این مسابقات می کنم؛ هفته ای شش ساعت کلاس دارم و البته قدردان مربی خوبم آقای میرزاییان هستم که تو این راه٬ منو راهنمایی می کنند... شاید مقام بیارم٬ شایدم نیارم اما مامانم میگه مهم اینه که سعیتو ی و خوب بازی کنی٬ نتیجه ش مهم نیست... مطمئنم یه تجربه ی خوب در پیش رو خواهم داشت؛ تجربه ی بازی با بهترینهای استان ...

عنوان وبلاگ : خاطرات
برچسب ها : مسابقات استانی شطرنج - مسابقات ,مسابقات استانی
مسابقات استانی شطرنج مسابقات ,مسابقات استانی
حال عوض کن!
دو روز پیش از کلاس زبانت که میومدم بیرون٬ دیدم با یکی از همکلاسی هات که داره گریه می کنه٬ داری صحبت می کنی؛ اومدم جلو ببینم قضیه چیه؟

دیدم داری بهش میگی: غصه نخور٬ منم این دفعه تو مسابقات باشگاهمون سوم شدم٬ ولی ناراحت نشدم٬ غصه نخور٬ دفعه ی بعد٬ خوب می گیری...

داشتی دوستتو که نمره ی دیکته شو بدگرفته بود٬ دلداری می دادی...

امروزم از کلاس شطرنجت برمی گشتیم؛ بدجوری خسته بودم؛ گفتم: آخ که چقدر دلم میخواد بخوابم! گفتی: آره مامان جون خسته ای ولی باید الان تااازه بری ناهارو آماده کنی! اشکال نداره٬ شما ناهارو آماده کن٬ من میرم به جات می خوابم٬ بعدش برات تعریف می کنم!!

ای ناقلا با این شیرین زبونیات٬ حال منو هم عوض کردی!....خستگی از تنم بیرون رفت....

عنوان وبلاگ : خاطرات
برچسب ها : حال عوض کن! - ناهارو آماده
حال عوض کن! ناهارو آماده
ادیسون
الان دیگه اکثر شبا تو اتاق خودت می خو ؛ البته به شرط قصه!! 

یا خودم برات قصه میگم یا از کتابایی که از کتابخونه امانت گرفتم؛ 

( بنا به خواست خودت) 

ب خواستی که از کتاب «من منم» چندتا داستان بخونم؛ 

یکی از داستان هاش مربوط به ادیسون بود؛ اسمشو قبلا شنیده بودی٬ برای همین فکر می بدونی کیه. گفتم :وااای، یه داستان درباره ی« ادیسون»! میدونی که ادیسون کی بود مامان؟ 

گفتی: آره مامان ٬ قبلا گفتی بهم؛ « شطرنج باز» معروفی بود دیگه!! خنده م گرفت! یاد ماجرای ادیسون خودم تو بچگی افتادم: چون هات از من بزرگتر بودن٬ هرچی از تو کتاباشون می خوندن٬ منم یاد می گرفتم: یکی از درساشون راجع به ادیسون بود و از همین رو ادیسون رو به عنوان مخترع برق میشناختم.

یه روز عزیزجون به یه آقایی گفته بود که بیاد یه لامپ جدید برامون سیم کشی کنه٬ من که واقعا هیجان زده شده بودم٬ با خوشحالی رفتم پیش عزیز و گفتم: مامان٬ همین آقا٬ ادیسونه؟!!

عنوان وبلاگ : خاطرات
برچسب ها : ادیسون - ادیسون ,همین ,داستان
ادیسون ادیسون ,همین ,داستان
فراری از قصر
دیروز تلویزیون یه سریال کره ای ( که اخیرا تو ایران زیاد پخش میشه !) نشون می داد. آدمای مختلف رو که نشون می داد , هی می گفتی : مامان این کدوم بود ؟ می گفتم : همون که فرار کرد دیگه! باز می گفتی : این کدوم بود ؟.....   حق داشتی که نشناسی شون! من خودمم گاهی از روی صداشون تشخیص می دادم که این الان کدومشونه     بعضیاشون واقعا شبیه همن!               

عنوان وبلاگ : خاطرات
برچسب ها : فراری از قصر
فراری از قصر
اخرین جستجو ها
انشا به روش جانشین سازی در مورد گل یا درخت آپشن عروس دسته زیبا خوشگل جذاب تصاویر خوشگل 2018 عروس زیبا جذاب ترین 2018 جذاب تصاویر بهترین گالری تصاویر بهترین عاشقانه ترین کادوی دنیا مشهد افتتاح مس ی مجتمع مدیریت پاو وینت مجتمع مس ی مدیریت مجتمع پاو وینت مدیریت مدیرانی برای مس ی مدیریت مجتمع مس ی پاو وینت مدیریت مجتمع مجتمع مس ی انشا درمورد مقایسه کتاب با آسمان انشا درمورد گل و خار از روش سنجش و مقایسه متنی درباره ی شخم زدن و قطع درختان و چرای دام و نقش انها در فرسایش خاک با ریز نویسی کودک چه باید کرد؟ giraffe that april with what with april مقایسه اسمان با زمین انشا زهنی انشا درباره مقایسه اسمان و زمین انشا درباره زمین و آسمان از روش تضاد مفاهیم کوئیز زبان انگلیسی هشتم درس انشا درمورد درخت به روش جانشین سازی یک متن ذهنی بنویسید انشا در مورد مقایسه ی ادبی رنگ سیاه و سفید april giraffe internet متن اهنگ اتفاقی از عرفان کالبد اهنگ بگو اونم مث من میخوادت یا باعاش حرف میزنی نفس کم میاره از ایلیا forse winststijging colgate in مرجع محصولات پیس میکر و آی سی دی و لید شرکت سنجود مدیکال کانال پارکینگ استفاده هایی محیط ساخته محیط هایی کانال سایز گریل پارکینگ اروپا کنارگذاشتن یورو مرکزی اروپا بانک مرکزی رئیس بانک بانک مرکزی اروپا اردک داخلی بلیط هواپیما داخلی بلیط هواپیما اینترنتی بلیط بلیط هواپیما داخلی ساینا اتوماتیک سبز سایپا؛ خودروی الکتریکی، هیبریدی یا با آلایندگی کم؟ انشا درمورد تضاد ومقایسه ی رنگ سیاه و سفید انشا در مورد مقایسه ی سیاه و سفید ثبت نام ناظر صندوق انتخابات باشکوه ظهر اربعین در رضی اقامه شد سونی ا پریا xzs و xz پریمیوم در برابر ا پریا xz و z پریمیوم، تغییرات پرچمدار سونی jjzoa41닷컴 옥산동오피 『제이제이』 옥산동휴게텔 옥산동키스방 ارتفاع متوازی الاضلاع در کجایش قرار دادد پژوهی اقدام تعامل مورد همکاران آموزان اقدام پژوهی دانش آموزان مورد داشتن داشتن تعامل فایل اقدام مورد داشتن تعامل فایل اقدام پژوهی کارگاه قصه درمانی و اثرات آن در رشد شخصیتی و معنوی ک ن، با حضور سیاوش کاظمی شکار محیط منطقه وحشی ماده آرادان شکار غیرمجاز محیط زیست شکار ممنوع منطقه شکار میلیون ریال زیست شهرستان آرادان خنار آرادان دستگیر انشا به صورت سنجش و مقایسه درمورد دوست و دشمن تعجیل کنند شوراهای ی انتخابات شوراهای داوطلبان شرکت انتخابات شوراهای ی احتمال نفوذ افراد ش ت خورده و القاعده از طریق پا تان به شمال شرق افغانستان نمونه سوالات عملی استانی سیزدهمین دوره مسابقات المپیاد علمی عملی زمان ثبت نام و سایت ثبت نام نمونه تی استان آذربایجان شرقی در سرویس کاپ ایرانسل چگونه باید محتوا دریافت کنیم انشا عینی محسوس درباره پاییز انشاذهنی درباره نفرت خوبی daydream nation مسولیت پذیر ک ن انشای پایه دهم تجربی انشای ذهنی مقایسه دو چیز امتیاز اپلیکیشن روزهادیرمیگذره ومن خسته ام خلاصه داستان the luckiest time of all lucille clifton جانشین سازی در انشا دوره موفقیت کیهانی موفقیت قوانین کیهانی یادگیری قوانین قوانین کیهانی موفقیت یادگیری قوانین کیهانی انشایی در مورد دوست ودشمن با استفاده از روش ناسازی معنایی تضاد مفاهیم توسعه دهستان اقتصادی روند مؤثر عوامل توسعه اقتصادی عوامل مؤثر روند توسعه کبود گنبد دهستان کبود روند توسعه اقتصادی مقایسه کفش باپا انشا درباره مقایسه کفش با پا با روش سنجش درب آسانسور تمام اتوماتیک سماتیک رو راه درمان همزاد comment on gwen stefani wants miranda lambert to get over blake shelton split — ‘it’s time to move on’ by lile همین که هستی برام بسه رویا و حقیقت روغن زالو شفای آذربایجان پاسخنامه مسابقات علمی کاربردی کاردانش مرحله پانزدهم مقاومتی نسبت اقتصاد مقاومتی تحقق اقتصاد حوزه سلامت تحقق اقتصاد مقاومتی ببین فیریکی روزم میخوام دورو ببینی دیگه راهی میخوام ببینی راهی نمونده نمونده واسه حالو روزم اینطور چجوری میگردم ببین اینطور چجوری حرمت براى اعتیاد بررسى استعمال مواد قرار گرفته ، درصد بالایى جواب های بازی معجون انشا درمورد انسان متن اهنگ اتفاقی از عرفان کالبد و شارمین مقایسه دیوار باتنهایی با قفس video customer relationships it s all about the data wikimedia incremental dump files for the ido wikipedia on february آهنگ journey to the past متن گروه روانشناسی تلگرام پاو وینت درس19 مطالعات اجتماعی پایه پنجم ابت ایرانیان مسلمان حکومت تشکیل می دهند دستگاه لیوان کاغذی cowboy chronicles chapter من مرگ را زیسته ام ، آنگاه که پذیرفتم در میام دستان او باشم گسترش انشای تو نیکی می کن در دجله انداز معماری فایل کتاب بومی زبان معماری بومی کتاب معماری بومی زبان اصلی زبان گسترش ضرب المثل دل که پاک است زبان بی باک است trainbit files http clustering vsphere part http trainbit vsphere clustering virtual machines clustering part creating virtual creating virtual machines ما بدون ما انشا در مورد مقایسه قلم با اسلحه نمونه سوالات ریاضی نمودار سهمی کلاس دهم مشاوره تلفنی در هریس مشاوره تلفنی09226380616 سوره شعرا قرآن بعضی تفسیر آیات سوره شعرا تفسیر سوره پرسشنامه اضطراب پرسشنامه اضطراب نمونه پرسشنامه نمونه پرسشنامه اضطراب language communicative real teaching cl ic world communicative language language teaching cl ic communicative real world provide opportunities communicative language teaching cl ic communicative language عرض تسلیت به مناسبت شهادت جضرت زهرا س داستان رفتار نیکان طبایع اراده اثرات سردی دارند مزاج روده اثرات اثرات ت یبی دستگاه گوارش بقیه طبایع ترین افراد انشایی از زبان یک پاک کن giraffe internet sen ion هماهنگی برای هفته ملی کودک برین خوبن شاید داشتیم نداره جایی قرار پ ترسی نداره واسه پرواز نشون پرنده خنده سلطون خسته دیدی داداش بیست خنده سلطون نبود خنده یادش نبود خسته خسته طراح سوال درس صدور بلیط کانال تلگرام ندای علوم تجربی
Facebook Twitter Google Plus Digg Share This RSS
کلیه فعالیتهای وبلاگ724 تابع قوانین جمهوری اسلامی ایران میباشد. تمامی اطلاعات، خبرها و مقالات بصورت خودکار از سایت ها و وبلاگهای فارسی دریافت و با ذکر منبع نمایش داده می شوند و وبلاگ 724 هیچگونه مسئولیتی در قبال محتوای آنها ندارد. در صورت مشاهده هر نوع تخلف یا محتوای نا مناسب بر روی دکمه “درخواست حذف وبلاگ” در آن صفحه کلیک نمائید.
All rights reserved. © weblog724 2012-2017 Run in 0.332 seconds
RSS