کهربا

پست های وبلاگ کهربا از سایتهای وبلاگی با ذکر منبع به صورت خودکار بازنشر شده و در این صفحه نمایش داده شده است. در صورتیکه این اطلاعات دارای محتوای نامناسب بوده و یا دارای هر گونه تخلف میباشد بر روی گزینه ‘درخواست حذف’ کلیک نمائید

تو را هر روز گم می کنم

تو را گُم میکنم هر روز و پیدا میکنم هر شب

بدین سان خوابها را با تو زیبا میکنم هر شب

تبی این کاه را چون کوه سنگین میکند،آنگاه

چه آتشها که در این کوه ب ا میکنم هر شب

تماشایی است پیچ و تاب آتش،ای خوشا برمن!

که پیچ و تاب آتش را تماشا میکنم هر شب

مرایک شب تحمّل کن که تا باور کنیای دوست

چگونه با جنونِ خود مدارا میکنم هر شب

چنان دستم تهی گردیده از گرمای دست تو

که این یخ کرده را از بی ی،"ها" میکنم هر شب

تمام سایه ها را میکشم بر روزن مهتاب

حضورم راز چشم شهر حاشا میکنم هر شب

دلم فریاد میخواهد،ولی درانزوای خویش

به سیل اشک،با دیوار نجوامیکنم هرشب

کجا دنبال مفهومی برای عشق میگردی؟

که من این واژه را تا صبح معنا میکنم هر شب!

عنوان وبلاگ : کهربا
برچسب ها : تو را هر روز گم می کنم - میکنم
تو را هر روز گم می کنم میکنم
زیبا ببین

مردی در نمایشگاهی گلدان می فروخت. زنی نزدیک شد و اجناس او را بررسی کرد.

بعضی ها بدون تزیین بودند، اما بعضی ها هم طرح های ظریفی داشتند.

زن قیمت گلدان ها را پرسید و شگفت زده دریافت که قیمت همه آن ها یکی است. او پرسید:

” چرا گلدان های نقش دار و گلدان های ساده یک قیمت هستند؟!

چرا برای گلدانی که وقت و زحمت بیشتری برده است همان پول گلدان ساده را می گیری؟!”

فروشنده لبخندی بر لبانش نشست و گفت:

” من هنرمندم، قیمت گلدانی را که ساخته ام می گیرم. زیبایی رایگان است! 

زن‌ها به خاطر زیبا بودنشان دوست داشتنی نمی‌شوند،

بلکه اگر دوست داشتنی باشند، زیبا به نظر می‌رسند.

بچه‌ها هرگز مادرشان را زشت نمی‌دانند؛

سگ‌ها اصلا به صاحبان فقیرشان پارس نمی‌کنند.

اسکیموها هم از سرمای آلاسکا بدشان نمی‌آید.

اگر ی یا جایی را دوست داشته باشید، آنها را زیبا هم خواهید یافت.

عنوان وبلاگ : کهربا
برچسب ها : زیبا ببین - گلدان ,زیبا ,قیمت ,دوست ,دوست داشتنی
زیبا ببین گلدان ,زیبا ,قیمت ,دوست ,دوست داشتنی
آرایشگر

ﺩﺭ ﺷﻬﺮﯼ ﺩﺭآلمان، ﺁﺭﺍﯾﺸﮕﺮﯼ ﺯﻧﺪﮔﯽ ﻣﯽﻛﺮﺩ ﻛﻪ ﺳﺎﻟﻬﺎ ﺑﭽﻪﺩﺍﺭ ﻧﻤﯽﺷﺪ.…

ﺍﻭ ﻧﺬﺭ ﻛﺮﺩ ﻛﻪ ﺍﮔﺮ ﺑﭽﻪﺩﺍﺭ ﺷﻮﺩ، ﺗﺎ ﯾﻚ ﻣﺎﻩ ﺳﺮ ﻫﻤﻪ ﻣﺸﺘﺮﯾﺎﻥ ﺭﺍ ﺑﻪ ﺭﺍﯾﮕﺎﻥ ﺍﺻﻼﺡ ﻛﻨﺪ! .

ﺑﺎﻻﺧﺮﻩ ﺧﺪﺍ ﺧﻮﺍﺳﺖ ﻭ ﺍﻭ ﺑﭽﻪﺩﺍﺭ ﺷﺪ…
ﺭﻭﺯ ﺍﻭﻝ ﯾﻚ ﺷﯿﺮﯾﻨﯽ ﻓﺮﻭﺵ ﺍﯾﺘﺎﻟﯿﺎﺋﯽ ﻭﺍﺭﺩ ﻣﻐﺎﺯﻩ ﺷﺪ . ﭘﺲ ﺍﺯﭘﺎﯾﺎﻥﻛﺎﺭ، ﻫﻨﮕﺎﻣﯿﻜﻪ ﻗﻨﺎﺩ ﺧﻮﺍﺳﺖ ﭘﻮﻝ ﺑﺪﻫﺪ،

ﺁﺭﺍﯾﺸﮕﺮ از گرفتن پول امتناع کرد و ﻣﺎﺟﺮﺍی نذرش ﺭﺍ ﺑﻪ ﺍﻭ ﮔﻔﺖ.…

ﻓﺮﺩﺍﯼ ﺁﻥ ﺭﻭﺯ ﻭﻗﺘﯽ ﺁﺭﺍﯾﺸﮕﺮ ﺧﻮﺍﺳﺖ ﻣﻐﺎﺯﻩﺍﺵ ﺭﺍ ﺑﺎﺯ ﻛﻨﺪ،

ﯾﻚ ﺟﻌﺒﻪ ﺑﺰﺭﮒ ﺷﯿﺮﯾﻨﯽ ﻭ ﯾﻚ ﻛﺎﺭﺕ ﺗﺒﺮﯾﻚ ﻭ ﺗﺸﻜﺮ ﺍﺯ ﻃﺮﻑ ﻗﻨﺎﺩ ﺩﻡ ﺩﺭ ﺑﻮﺩ…!

ﺭﻭﺯ ﺩﻭﻡ ﯾﻚ ﮔلﻓﺮﻭﺵ ﻫﻠﻨﺪﯼ ﺑﻪ ﺍﻭ ﻣﺮﺍﺟﻌﻪ ﻛﺮﺩ ﻭ ﻫﻨﮕﺎﻣﯽ ﻛﻪ ﺧﻮﺍﺳﺖ ﺣﺴﺎﺏ ﻛﻨﺪ،

ﺁﺭﺍﯾﺸﮕﺮ ﻣﺎﺟﺮﺍ ﺭﺍ ﺑﻪ ﺍﻭ ﮔﻔﺖ ﻓﺮﺩﺍﯼ ﺁﻥ ﺭﻭﺯ ﻭﻗﺘﯽ ﺁﺭﺍﯾﺸﮕﺮ ﺧﻮﺍﺳﺖ ﻣﻐﺎﺯﻩﺍﺵ ﺭﺍﺑﺎﺯ ﻛﻨﺪ،

ﯾﻚ ﺩﺳﺘﻪ ﮔﻞ ﺑﺰﺭﮒ ﻭ ﯾﻚ ﻛﺎﺭﺕ ﺗﺒﺮﯾﻚ ﻭ ﺗﺸﻜﺮ ﺍﺯ ﻃﺮﻑ ﮔﻞ ﻓﺮﻭﺵ ﺩﻡ ﺩﺭ ﺑﻮﺩ…!

ﺭﻭﺯ ﺳﻮﻡ ﯾﻚ تاجر ﺍﯾﺮﺍﻧﯽ ﺑﻪ ﺍﻭ ﻣﺮﺍﺟﻌﻪ ﻛﺮﺩ…

ﺩﺭ ﭘﺎﯾﺎﻥ ﺁﺭﺍﯾﺸﮕﺮ ﻣﺎﺟﺮﺍ ﺭﺍ ﺑﻪ ﺍﻭ ﮔﻔﺖ ﻭ ﺍﺯ ﮔﺮﻓﺘﻦ ﭘﻮﻝ ﺍﻣﺘﻨﺎﻉ ﻛﺮﺩ…!

ﺣﺪﺱ ﺑﺰﻧﯿﺪ ﻓﺮﺩﺍﯼ ﺁﻥ ﺭﻭﺯ ﻭﻗﺘﯽ ﺁﺭﺍﯾﺸﮕﺮ ﺧﻮﺍﺳﺖ ﻣﻐﺎﺯﻩﺍﺵ ﺭﺍ ﺑﺎﺯ ﻛﻨﺪ، ﺑﺎ ﭼﻪ ﻣﻨﻈﺮﻩﺍﯼ ﺭﻭﺑﺮﻭ ﺷﺪ؟

ﻓﻜﺮﻛﻨﯿﺪ!

ﭼﻬﻞ ﺗﺎ ﺍﯾﺮﺍﻧﯽ ﺩﻡ ﺩﺭ ﺻﻒ ﻛﺸﯿﺪﻩ ﺑﻮﺩﻧﺪ ﻭ ﻏﺮ ﻣﯽﺯﺩندکه این مرتیکه چرادیرکرد.....!؟

عنوان وبلاگ : کهربا
برچسب ها : آرایشگر - ﺁﺭﺍﯾﺸﮕﺮ ,ﺧﻮﺍﺳﺖ ,ﻛﻨﺪ، ,ﻣﻐﺎﺯﻩﺍﺵ ,ﻓﺮﺩﺍﯼ ,ﺑﭽﻪﺩﺍﺭ ,ﻭﻗﺘﯽ ﺁﺭﺍﯾﺸﮕﺮ ,ﺧﻮﺍﺳﺖ ﻣﻐﺎﺯﻩﺍﺵ ,ﺁﺭﺍﯾﺸﮕﺮ ﺧﻮﺍﺳﺖ ,ﺁﺭﺍﯾﺸﮕﺮ ﻣﺎ
آرایشگر ﺁﺭﺍﯾﺸﮕﺮ ,ﺧﻮﺍﺳﺖ ,ﻛﻨﺪ، ,ﻣﻐﺎﺯﻩﺍﺵ ,ﻓﺮﺩﺍﯼ ,ﺑﭽﻪﺩﺍﺭ ,ﻭﻗﺘﯽ ﺁﺭﺍﯾﺸﮕﺮ ,ﺧﻮﺍﺳﺖ ﻣﻐﺎﺯﻩﺍﺵ ,ﺁﺭﺍﯾﺸﮕﺮ ﺧﻮﺍﺳﺖ ,ﺁﺭﺍﯾﺸﮕﺮ ﻣﺎ
باد غرور
ﻣﺪﺭﺳﻪ ﺍﯼ ﺍﻗﺪﺍﻡ ﺑﻪ ﺑﺮﺩﻥ ﺩﺍﻧﺶ ﺁﻣﻮﺯﺍﻧﺶ ﺑﻪ ﺍﺭﺩﻭ ﻣﯿﮑﻨﻪ،
ﺩﺭ ﻣﺴﯿﺮ ﺣﺮﮐﺖ ﺍﺗﻮﺑﻮﺱ ﺑﻪ ﯾﮏ ﺗﻮﻧﻞ ﻧﺰﺩﯾﮏ میشد
ﮐﻪ ﻧﺮﺳﯿﺪﻩ ﺑﻪ ﺁﻥ ﺗﺎﺑﻠﻮﯾﯽ ﺑﺎ ﺍﯾﻦ ﻣﻀﻤﻮﻥ ﺩﯾﺪﻩ می ﮐﻪ ﺣﺪﺍﮐﺜﺮ ﺍﺭﺗﻔﺎﻉ ﺳﻪ ﻣﺘﺮ،
ﻭ ﺍﺭﺗﻔﺎﻉ ﺍﺗﻮﺑﻮﺱ ﻫﻢ ﺳﻪ ﻣﺘﺮ .
ﻭﻟﯽ ﭼﻮﻥ ﺭﺍﻧﻨﺪﻩ ﻗﺒﻼ ﺍﯾﻦ ﻣﺴﯿﺮ ﺭﻭ ﺍﻭﻣﺪﻩ ﺑﻮﺩ ﺑﺎ ﮐﻤﺎﻝ ﺍﻃﻤﯿﻨﺎﻥ ﻭﺍﺭﺩ ﺗﻮﻧﻞ ﻣﯿﺸﻮﺩ ﻭﺑﻪ ﻋﻠﺖ ﺳﺮﻋﺖ ﺯﯾﺎﺩ ﺳﻘﻒ
ﺍﺗﻮﺑﻮﺱ ﺑﻪ ﺳﻘﻒ ﺗﻮﻧﻞ ﮐﺸﯿﺪﻩ ﻣﯽ ﺷﻮﺩ ﻭ ﭘﺲ ﺍﺯ ﺩﺍﺩﻥ ﺻﺪﺍﯼ ﻭﺣﺸﺘﻨﺎﮎ ﺩﺭ ﺍﻭﺍﺳﻂ ﺗﻮﻧﻞ ﺗﻮﻗﻒ ﻣﯿﮑﻨﺪ .
ﭘﺲ ﺍﺯﺁﺭﻭﻡ ﺷﺪﻥ ﺍﻭﺿﺎﻉ ﻣﺴﻮﻟﯿﻦ ﻭ ﺭﺍﻧﻨﺪﻩ ﭘﯿﺎﺩﻩ ﻣﯿﺸﻮﻧﺪ ﻭ ﺍﺯ ﺍﯾﻦ ﺍﺗﻔﺎﻕ ﻧﺎﺭﺍﺣﺖ ﻣﯿﺸﻮﻧﺪ .
ﭘﺲ ﺍﺯﺑﺮﺭﺳﯽ ﺍﻭﺿﺎﻉ ﻣﺸﺨﺺ ﻣﯿﺸﻮﺩ ﮐﻪ ﯾﮏ ﻻﯾﻪ ﺁﺳﻔﺎﻟﺖ ﺟﺪﯾﺪﯼ ﺭﻭﯼ ﺟﺎﺩﻩ ﮐﺸﯿﺪﻩ ﺷﺪﻩ ﮐﻪ ﺑﺎﻋﺚ ﺍﯾﻦ ﺍﺗﻔﺎﻕ ﺷﺪﻩ
ﻭ ﻫﻤﻪ ﺑﻪ ﻓﮑﺮﭼﺎﺭﻩ ﺍﻓﺘﺎﺩﻧﺪ ﮐﻪ ﯾﮑﯽ ﺑﻪ ﮐﻨﺪﻥ ﺁﺳﻔﺎﻟﺖ ﻭ ﺩﯾﮕﺮﯼ ﺑﻪ ﺑﮑﺴﻞ ﮐﺮﺩﻥ ﺑﺎ ﻣﺎﺷﯿﻦ ﺳﻨﮕﯿﻦ ﺩﯾﮕﺮ
ﻭ ... ﺍﻣﺎ ﻫﯿﭽﮑﺪﺍﻡ ﭼﺎﺭﻩ ﺳﺎﺯ ﻧﺒﻮﺩ .
ﺗﺎ ﺍﯾﻨﮑﻪ ﭘﺴﺮ ﺑﭽﻪ ﺍﯼ ﺍﺯ ﺍﺗﻮﺑﻮﺱ ﭘﯿﺎﺩﻩ میشه ﻭ میگه ﮐﻪ ﺭﺍﻩ ﺣﻞ ﺍﯾﻦ ﻣﺸﮑﻞ ﺭﺍ ﻣﻦ ﻣﯿﺪﻭﻧﻢ،
ﮐﻪ ﯾﮑﯽ ﺍﺯ ﻣﺴﻮﻭﻟﯿﻦ ﺍﺭﺩﻭ ﺑﻬﺶ ﮔﻔﺖ ﮐﻪ ﺑﺮﻭ ﺑﺎﻻ ﭘﯿﺶ ﺑﭽﻪ ﻫﺎ ﻭ ﻭﺍﺯ ﺩﻭﺳﺘﺎﺕ ﺟﺪﺍ ﻧﺸﻮ !!
ﭘﺴﺮ ﺑﭽﻪ ﺑﺎ ﺍﻃﻤﯿﻨﺎﻥ ﮐﺎﻣﻞ میگه ﮐﻪ ﺑﻪ ﺧﺎﻃﺮ ﮐﻮﭼﮑﯿﻢ ﺩﺳﺖ ﮐﻤﻢ ﻧﮕﯿﺮ
ﻭ ﯾﺎﺩﺕ ﺑﺎﺷﻪ ﮐﻪ ﺳﺮ ﺳﻮﺯﻥ ﺑﻪ ﺍﯾﻦ ﮐﻮﭼﮑﯽ ﭼﻪ ﺑﻼﯾﯽ ﺳﺮ ﺑﺎﺩﮐﻨﮏ ﺑﺰﺭﮒ ﺩﺭ ﻣﯽ ﺁﺭﻩ .
ﻣﺮﺩ ﺍﺯ ﺣﺎﺿﺮ ﺟﻮﺍﺑﯽ ﮐﻮﺩﮎ ﺗﻌﺠﺐ ﮐﺮﺩ ﻭ ﺭﺍﻩ ﺣﻞ ﺍﺯ ﺍﻭ ﺧﻮﺍﺳﺖ .
ﺑﭽﻪ ﮔﻔﺖ ﮐﻪ ﭘﺎﺭﺳﺎﻝ ﺩﺭ ﯾﮏ ﻧﻤﺎﯾﺸﮕﺎﻫﯽ ﻣﻌﻠﻤﻤﺎﻥ ﯾﺎﺩﻣﺎﻥ ﺩﺍﺩ ﮐﻪ ﺍﺯ ﯾﮏ ﻣﺴﯿﺮ ﺗﻨﮓ ﭼﻪ ﺟﻮﺭﯼ ﻋﺒﻮﺭ ﮐﻨﯿﻢ
ﻭ ﮔﻔﺖ ﮐﻪ ﺑﺮﺍﯼ ﺍﯾﻨﮑﻪ ﺩﺍﺭﺍﯼ ﺭﻭﺡ ﻟﻄﯿﻒ ﻭ ﺣﺴﺎﺳﯽ ﺑﺎﺷﯿﻢ ﺑﺎﯾﺪ ﺩﺭﻭﻧﻤﺎﻥ ﺭﺍ ﺍﺯ ﻫﻮﺍﯼ ﻧﻔﺲ ﻭ ﺑﺎﺩ ﻏﺮﻭﺭ ﻭ ﺗﮑﺒﺮ ﻭ
ﻃﻤﻊ ﻭ ﺣﺴﺎﺩﺕ ﺧﺎﻟﯽ ﮐﻨﯿﻢ
ﻭ ﺩﺭ ﺍﯾﻨﺼﻮﺭﺕ ﻣﯽ ﺗﻮﺍﻧﯿﻢ ﺍﺯ ﻫﺮ ﻣﺴﯿﺮ تنگی ﻋﺒﻮﺭ ﮐﻨﯿﻢ ﻭ ﺑﻪ ﺧﺪﺍ ﺑﺮﺳﯿﻢ .
ﻣﺴﻮﻭﻝ ﺑﻪ ﺍﻭ ﮔﻔﺖ ﮐﻪ ﺑﯿﺸﺘﺮ ﺗﻮﺿﯿﺢ ﺑﺪﻩ .
ﭘﺴﺮ ﺑﭽﻪ ﮔﻔﺖ : ﮐﻪ ﺍﮔﺮ ﺑﺨﻮﺍﻫﯿﻢ ﺍﯾﻦ ﻣﺴﺎﻟﻪ ﺭﺍ ﺭﻭﯼ ﺍﺗﻮﺑﻮﺱ ﺍﺟﺮﺍ ﮐﻨﯿﻢ ﺑﺎﯾﺪ ﺑﺎﺩ ﻻﺳﺘﯿﮑﻬﺎﯼ ﺍﺗﻮﺑﻮﺱ ﺭﺍ ﮐﻢ
ﮐﻨﯿﻢ ﺗﺎ ﺍﺗﻮﺑﻮﺱ ﺍﺯ ﺍﯾﻦ ﻣﺴﯿﺮ ﺗﻨﮓ ﻭ ﺑﺎﺭﯾﮏ ﻋﺒﻮﺭ کنه .
ﭘﺲ ﺍﺯ ﺍﯾﻦ ﮐﺎﺭ ﺍﺗﻮﺑﻮﺱ ﺍﺯ ﺗﻮﻧﻞ ﻋﺒﻮﺭ ﮐﺮﺩ .
ﮐﺎﺵ ﻣﺎ ﻫﻢ ﺩﺭﻭﻧﻤﺎﻥ ﺭﺍ ﺍﺯ ﻫﻮﺍﯼ ﮐﺒﺮ ﻭ ﻏﺮﻭﺭ ﻭ ﻧﻔﺎﻕ ﻭ ﺣﺴﺎﺩﺕ ﺧﺎﻟﯽ ﮐﻨﯿﻢ
ﺗﺎ ﺑﺘﻮﺍﻧﯿﻢ ﺍﺯ ﻣﺴﯿﺮﻫﺎﯼ ﺗﻨﮓ ﺯﻧﺪﮔﯽ ﺑﻪ ﺳﻼﻣﺖ ﻋﺒﻮﺭ ﮐﻨﯿﻢ امین

عنوان وبلاگ : کهربا
برچسب ها : باد غرور - ﺍﺗﻮﺑﻮﺱ ,ﮐﻨﯿﻢ ,ﻋﺒﻮﺭ ,ﺗﻮﻧﻞ ,ﻣﺴﯿﺮ ,ﻋﺒﻮﺭ ﮐﻨﯿﻢ ,ﺧﺎﻟﯽ ﮐﻨﯿﻢ ,ﺣﺴﺎﺩﺕ ﺧﺎﻟﯽ
باد غرور ﺍﺗﻮﺑﻮﺱ ,ﮐﻨﯿﻢ ,ﻋﺒﻮﺭ ,ﺗﻮﻧﻞ ,ﻣﺴﯿﺮ ,ﻋﺒﻮﺭ ﮐﻨﯿﻢ ,ﺧﺎﻟﯽ ﮐﻨﯿﻢ ,ﺣﺴﺎﺩﺕ ﺧﺎﻟﯽ
قلب های متحد

رضا علیه السلام:

« شما مسلمانید یکدیگر را ترک و رها نکنید.

و به زیارت همدیگر بروید.

چون وقتی کنار هم هستید سخنان ما اهل بیت را بیان می کنید،

این سخنان نورانیت، محبت و عاطفه بین شما ایجاد می کند.

و در نهایت قلب های شما به یکدیگر متحد می شود».

عنوان وبلاگ : کهربا
برچسب ها : قلب های متحد
قلب های متحد
حکم !

قاضی حکم رو اعلام کرد: !!!!

حضار اعتراض می ! اما دخترک که سرتا پا پر از ترس و لرز شده بود

نمیتونست حرفی بزنه و حتی صدای دیگرانم نمیشنید!

دخترک رو دستبند به دست بردن! داشت گریه میکرد! نمیخواست که شوهرشو بکشه اما ...

هر شب کابوس میدید تا اینکه ...

مسئول بند: بیا بیرون کتی! وقتشه!

ترسی که وجود دخترک رو گرفته بود پاهاشو قفل کرده بود!

جائی رو نمیدید! افکارش پر بود از صداهای مختلف!چشماشو باز کرد. دید که روی سکو ایستاده.

قاضی: حرفی نداری اما دخترک حرفی نداشت اما بغضش داشت میترکید.

کلاه سیاهی روی سرش کشیدن تا جائی رو نبینه! مسئول طناب رو انداخت دور گردنش!

دیگه همه چی تموم شده بود براش! امیدی نداشت!

تو دلش از خدا کمک خواست که یک لحظه زیر پاش خالی شد!!!!!

دادستان: بیارینش پائین!

جنازه دخترک رو آوردن پائین. در حال بررسی بود که با صدای بلند گفت :

آقای دادستان! اینکه زنده س!!!!!!!!!!!!

گروهی مسئول رسیدگی شدن! دخترک بیهوش افتاده بود!

پس از تحقیقات مشخص شد که طناب رو اشتباهی به کلیپس دخترک بسته بودن!

بعععله !!

و بدین گونه بود که یک کلیپس جآن یک دختر رو از مرگ نجات داد ...

کلید اسرار کلیپس ها را مس ه نکنید(:

عنوان وبلاگ : کهربا
برچسب ها : حکم ! - دخترک ,کلیپس ,حرفی ,مسئول
حکم ! دخترک ,کلیپس ,حرفی ,مسئول
مرخصی

همسر یکی از فرمانده‌هانِ پاسگاه که به تازگی ازدواج کرده

و چندین ماه از زندگی‌شان دور از شهر و بستگان در منطقه‌ی خدمت همسرش می‌گذشت

بدجوری دلتنگ خانواده‌ی پدری اش شده بود او چندین بار از شوهرش درخواست می‌کند

که برای دیدن پدر و مادرش به شهرشان به اتفاق هم یا به تنهایی مسافرت کند

ولی شوهرش هربار به بهانه‌ای از زیر بار موضوع شانه خالی می‌کرد

زن که در این مدت با چگونه‌گیِ برخورد انِ زیر دست شوهرش،

و مکاتبه‌ی آن‌ها برای گرفتن مرخصی و سایر امور اداری کم و بیش آشنا شده بود

به فکر می‌افتد که حالا که همسرش به خواسته‌ی وی اهمیت نمی‌دهد

او هم به‌صورت مکتوب و همانند سایر ان برای رفتن و دیدار با خانواده‌اش درخواست مرخصی د

پس دست به کار شده و در کاغذی درخواستِ کتبی‌ای، به این شرح خطاب به همسرش می‌نویسد

از :سمیرا

به :جناب آقای حسن فرمانده‌ی محترم پاسگاه

موضوع : درخواست مرخصی

احتراما به استحضار می رساند که این‌جانب سمیرا همسر حضرت‌عالی

که مدت چندین ماه است پس از ازدواج با شما دور از خانواده و بستگان خود هستم

حال که شما به‌دلیل مشغله‌ی بیش از حد فرصت سفر و دیدار با بستگان را ندارید

بدین‌وسیله از شما تقاضا دارم که با مرخصی این‌جانب به مدتِ 15 روز

برای مسافرت و دیدن پدر و مادر واقوام موافقت فرمایید

با احترام
همسر دلبند شما سمیرا

و نامه را در پوشه‌ی مکاتبات همسرش می‌گذارد چند وقت بعد جواب نامه به این مضمون به دست‌اش رسید

سرکار خانم سمیرا همسر عزیز من

عطف به درخواست مرخصی سرکارِ عالی جهت سفر، برای دیدار با اقوام بدین‌وسیله اعلام می‌دارد

با درخواست شما به‌ شرط تعیین جانشین موافقت می‌شود

فرمانده‌ی پاسگاه

عنوان وبلاگ : کهربا
برچسب ها : مرخصی - مرخصی ,درخواست ,همسرش ,همسر ,سمیرا ,بستگان ,درخواست مرخصی ,سمیرا همسر
مرخصی مرخصی ,درخواست ,همسرش ,همسر ,سمیرا ,بستگان ,درخواست مرخصی ,سمیرا همسر
گفتم که غم تو دارم گفتا...

ﺑﻪ ﮊﻭﻟﯿﺪﻩ ﻧﯿﺸﺎﺑﻮﺭﯼ ﮔﻔﺘﻨﺪ ﯾﮏ ﺷﻌﺮ در  ﻭﺻﻒ ﺣﻀﺮﺕ ابوالفضل العباس (علیه السلام)ﺑﮕﻮ

ﮐﻪ ﭘﻨﺞ ﺑﺎﺭ ﮐﻠﻤﻪ ﭼﺸﻢ ﺩﺍﺷﺘﻪ ﺑﺎﺷد و او ﺷﻌﺮی ﮔﻔﺖ ﮐﻪ ﺩﻩ ﺗﺎ ﮐﻠﻤﻪ *"ﭼﺸﻢ"* ﺩﺍﺷﺖ:
.
*ﭼﺸﻢ* ﻫﺎ ﺍﺯ ﻫﯿﺒﺖ *ﭼﺸﻤﻢ* ﺑﻪ ﭘﯿﭻ ﻭ ﺗﺎﺏ ﺑﻮﺩ
ﻣﺤﻮ *ﭼﺸﻤﻢ* *ﭼﺸﻢ* ها ﻭ *ﭼﺸﻢ* ﻣﻦ ﺑﺮ ﺁﺏ ﺑﻮﺩ

*ﭼﺸﻢ* ﮔﻔﺘﻢ ، *ﭼﺸﻢ* ﺩﺍﺩﻡ ، *ﭼﺸﻢ* ﭘﻮﺷﯿﺪﻡ ﺯ ﺁﺏ
ﻣﻦ ﺳﺮﺍﭘﺎ *ﭼﺸﻢ* ﻭ *ﭼﺸﻤﻢ* ﺟﺎﻧﺐ ﺍﺭﺑﺎﺏ بود.

*السلام علیک یا ابا الفضل العباس*

عنوان وبلاگ : کهربا
برچسب ها : گفتم که غم تو دارم گفتا... - *ﭼﺸﻢ* ,*ﭼﺸﻤﻢ*
گفتم که غم تو دارم گفتا... *ﭼﺸﻢ* ,*ﭼﺸﻤﻢ*
مهر بازی

تا حالا دیدی بچه برادرت یا بچه ای کنارت بایسته بخونه؟ دقت کردی چجوری خنده‌دار می‌خونه؟! وسطاش روشو می‌کنه اینور اونور! رکوع غلط میره، سجده کج میره و گاهی پشت به قبله حتی! و...

و ما هم فکر میکنیم بچه بلد نیست! میخندیم بهش اما خوشمون میاد ازش، از تلاشش، از عبادتش گرچه ک می‌دونیم این عبادت سودی براش نمیذاره!

مشهد که بودم چیزی دیدم که یاد زیارت خودمون افتادم! ع بالا رو ببینید. اومدن تو حرم با مهرها بازی! خوش باشن... غافل از وجود پرنور ...

با اینحال ما بزرگترا دوسشون داریم و میدونیم حالیشون نیست که کجا اومدن و در محضر چه ی قرار دارن و میدونیم مهربازی سودی بدرد بخور در رشدشون نداره(میدونم حضور در این مکانها اثر مثبت وضعی داره)، می‌دونیم «زیارتی» ن ... اما باز دوسشون داریم، حضورشون رو... و بازی شون رو در حرم... گرچه ک اونها دنبال بازی‌اند، و حظ درخوری نمی‌برند!

حال ما در قیاس با علما در عبادت و بعضا زیارت همینه..

می‌ریم حرم، با غفلت.. غافل از مقام .. بعد می‌شینیم بازی می‌کنیم..با مهرها!!! می‌خونیم جوری که سودی بهمون نمی‌رسونه خیلی! چیزی از نمی‌فهمیم وسطش چشم روحمون میگرده اینور اونور... گاها رکوع‌مون غلطه و پشت به قبله سجده می‌کنیم...!

ولی خب بزرگترمون(اولیاءالله و ) به چشم کودک بهمون نگاه می‌کنن.. دوسمون دارن، تلاشمونو.. گرچه سود و حظ وافری نبردیم و ندونستیم در محضر چه ی بودیم... دعاهامون بچگانه بود و بعضا به زور شهادتِ زود خواستیم! درحالیکه رشد و رسیدنمون به خدا مهم بود... نه زود شهید شدن و کم عمر سلوک... وقتی هیچ ی شهادتِ زود رو‌ نمی‌خوان و عمر مفید می‌خوان...

های ک نه‌مون رو قبول کن.. کاری کن حظ وافری از ها و عبادت‌های بشدت دست و پا ش ته‌مون ببریم و بفهمیم در محضر چه ی روز رو شب می‌کنیم... و شب رو به بیداریِ مضر میگذرونیم...!

پ.ن: به این نتیجه رسیدم که وجودم خیلی کوچکه... اینقدری که نمی‌تونم زیارت از یک‌ رئوف و بزرگ و معصوم با این همه خوبی رو ، اثرشو زیاد نگه دارم... دیدم که وقتی دنیا کتکم می‌زنه هنوز دردم میاد، هنوز دلم سنگین می‌شه... ولی خوشحالم که هنوز یاد حرمت تو ذهنمه و هنوز شیرینی آ ین زیارت هام کامل از کامم نرفته.. خوشحالم که راضی ت رو تجربه ... خوشحالم که اومدم پیشت.. گرچه زود برگشتم.

اوقات خوش آن بود که با دوست بسر رفت
باقی همه بی‌حاصلی و بی‌خبری بود

عنوان وبلاگ : کهربا
برچسب ها : مهر بازی - زیارت ,بازی ,گرچه ,می‌کنیم ,خوشحالم ,محضر ,اینور اونور
مهر بازی زیارت ,بازی ,گرچه ,می‌کنیم ,خوشحالم ,محضر ,اینور اونور
مرغ باغ ملکوتم

روزهافکر من اینست و همه شب سخنم 

که چرا غافل از احوال دل خویشتنـم 

از کجا آمده ام آمدنم بـهر چه بــود 

به کجا می روم آ ننمایی وطنم 

مانده ام سخت عجب کزچه سبب ساخت مرا 

یا چه بوده است مرا دوا از این ساختنم 

خنک آن روز که پرواز کنم تا بر دوست 

به امید سر کویش پر و بالــی بزنم 

کیست در گوش که او می شنود آوازم 

یا کدام است که سخن می نهد اندر دهنم 

من به خود نامدم اینجا که به خود باز روم 

آنـکه آورد مـرا باز بـرد تــا وطنــم 

مرغ باغ ملکوتم نیم از عالم خاک 

چند روزی قفسی ساخته اند از بدنم

عنوان وبلاگ : کهربا
برچسب ها : مرغ باغ ملکوتم
مرغ باغ ملکوتم
انسانیت

ﺧﺎﻧﻢ ﺳﻔﻴﺪ ﭘﻮﺳﺖ ﭘﻨﺠﺎﻩ ﻭ ﺩﻭ ﺳﺎﻟﻪ ، در ﻳﻜﻰ ﺍﺯ ﭘﺮﻭﺍﺯﻫﺎﻯ پرازدحام ﻫﻮﺍﭘﻴﻤﺎﻳﻰ ﺍﻳﺮﻓﺮﺍﻧﺲ ، ﺑﻪ ﻣﺤﺾ ﺭﺳﻴﺪﻥ ﺑﻪ چوکی اش، ﺍﺯ ﻧﺸﺴﺘﻦ ﺑﺮ ﺭﻭﻯ ﺁن ﺧﻮﺩ ﺩﺍﺭﻯ ﻛﺮﺩ . ﺟﺎﻯ ﺧﺎﻧﻢ ﻛﻨﺎﺭ ﻳﻚ ﺁﻗﺎﻯ ﺳﻴﺎﻩ ﭘﻮﺳﺖ ﺑﻮﺩ ﻭ ﺧﺎﻧﻢ ﺍﺯ ﻧﺸﺴﺘﻦ ﺩﺭ ﺁﻧﺠﺎ ﺣﺎﻟﺶ ﺧﺮﺍﺏ ﻣﻴﺸﺪ !! ﺧﺎﻧﻢ ﻓﻮﺭﺍ ﺧﺪﻣﻪ ﭘﺮﻭﺍﺯ ﺭﺍ ﺻﺪﺍ ﻣﻴﺰﻧﻪ ﻭ ﺩﺭﺧﻮﺍﺳﺖ ﻳﻚ ﺟﺎﻯ ﺟﺪﻳﺪ ﻣﻴﻜﻨد ، ﺧﺎﻧم ﮔﻔﺖ : ﻣﻦ ﺍﺻﻼ ﺣﺎﺿﺮ ﺑﻪ ﻧﺸﺴﺘﻦ ﻛﻨﺎﺭ ﺍﻳﻦ ﻣﺮﺩ ﺳﻴﺎﻩ ﭘﻮﺳﺖ ﻧﻴﺴﺘﻢ .

 


ﻣﻬﻤﺎﻧﺪﺍﺭ ﻫﻮﺍﭘﻴﻤﺎ ﮔﻔﺖ : ﺍﺟﺎﺯﻩ ﺑﺪهید ﻛﻪ ﻣﻦ ﺑﺮﺍﻯ ﻳﻚ ﺟﺎﻯ ﺩﻳﻜﺮ ﻧﮕﺎﻫﻰ ﺑﻪ ﻟﻴﺴﺖ ﻣﺴﺎﻓﺮﺍﻥ ﺑﻜﻨﻢ ، ﺑﻌﺪ از ﻣﺪﺕ ﻛﻮﺗﺎﻫﻰ ﻣﻬﻤﺎﻧﺪﺍﺭ ﺑﺮﮔﺸﺖ ﻭ ﮔﻔﺖ ﻛﻪ ﺩﺭ ﻗﺴﻤﺖ ﺩﺭﺟﻪ ﺩﻭ ﻫﻮﺍﭘﻴﻤﺎ ﻫﻴﭻ ﺟﺎﻯ ﺧﺎﻟﻰ ﺩﻳﮕﺮﻯ ﻧﻴﺴﺖ ﻭﻟﻰ ﺑﻪ ﻫﺮﺣﺎﻝ ﺑﺎ ﺧﻠﺒﺎﻥ ﺻﺤﺒﺖ ﻣﯿﮑﻨﻢ ، ﺑﻌﺪ ﺍﺯ ﺩﻗﺎﯾﻘﯽ ﻣﻬﻤﺎﻧﺪﺍﺭ ﺑﺮﮔﺸﺖ ﻭ ﮔﻔﺖ :

ﺟﻨﺎﺏ ﺧﻠﺒﺎﻥ ﮔﻔﺘﻨﺪ ﻛﻪ ﻳﻚ ﺟﺎﻯ ﺧﺎﻟﻰ ﺩﺭ ﻗﺴﻤﺖ ﺩﺭﺟﻪ ﻳﻚ ﻣﻴﺒﺎﺷﺪ ﻭﻟﻰ ﺩﺭ ﻗﻮﺍﻧﻴﻦ ﺷﺮﻛﺖ ﻫﺎﯼ ﻫﻮﺍﭘﻴﻤﺎﺋﻰ ﺑﻪ ﻫﻴﭻ ﻭﺟﻪ ﺍﻣﻜﺎﻥ ﺍﻧﺘﻘﺎﻝ ﻳﻚ ﻣﺴﺎﻓﺮ ﺍﺯﻗﺴﻤﺖ ﺩﺭﺟﻪ ﺩﻭ ﺑﻪ ﻗﺴﻤﺖ ﺩﺭﺟﻪ ﻳﻚ ﻧﻴﺴﺖ ،
ﻭﻟﻰ ﺍﺯ ﻃﺮﻓﻰ ﻫﻢ ﻧﺸﺎﻧﺪﻥ ﻳﻚ ﻣﺴﺎﻓﺮ ﻣﺤﺘﺮﻡ ﺩﺭ ﻛﻨﺎﺭ ﻳﻚ ﺷﺨﺺﻧﺎﺧﻮﺷﺎﻳﻨﺪ، ﻳﻚ ﺟﻨﺠﺎﻝ ﻭ ﺍﻗﺪﺍﻣﻰ ﻏﻴﺮﺍﻧﺴﺎﻧﻴﺴﺖ !! ﺑﻪ ﻫﻤﻴﻦ ﺩﻟﻴﻞ ﺟﻨﺎﺏ ﺧﻠﺒﺎﻥ ﺑﺎ ﺍﻧﺘﻘﺎﻝ ﺍﺯ ﻗﺴﻤﺖ ﺩﺭﺟﻪ ﺩﻭ ﺑﻪ ﺩﺭﺟﻪ ﻳﻚ ﻣﻮﺍﻓﻘﺖ ﻛﺮﺩﻩ ﺍﻧﺪ


ﺑﻪ ﮔﻔﺘﻪ ﻣﺴﺎﻓﺮﺍﻥ ﺍﺷﮏ ﺩﺭ ﭼﺸﻤﺎﻥ ﻣﺮﺩ ﺳﯿﺎﻫ ﭙﻮﺳﺖ ﺟﺎﺭﯼ ﺷﺪﻩ ﺑﻮﺩ .ﻗﺒﻞ ﺍﺯ ﺍﻳﻨﻜﻪ ﺧﺎﻧﻢ ﻣﺴﺎﻓﺮ ﺑﺘﻮﺍﻧﺪ ﺟﻮﺍﺑﻰ ﺑﺪﻫﺪ ، ﻣﻬﻤﺎﻧﺪﺍﺭ ﻫﻤﻮﺍﭘﻴﻤﺎ ﺭﻭ ﺑﻪ ﻣﺮﺩ ﺳﻴﺎﻩ ﭘﻮﺳﺖ ﻧﻤﻮﺩ ﻭ ﺑﺎ ﻟﺤن ﻣﺤﺘﺮﻣﺎﻧﻪ ﺍﻯ ﮔﻔﺖ :

ﺁﻗﺎﻯ ﻣﺤﺘﺮﻡ ..! ﺍﮔﺮ ﻟﻄﻒ ﻛﻨﻴﺪ ﻭ ﻭﺳﺎﻳﻞ ﺷﺨﺼﻰ ﺧﻮﺩ ﺭا ﺟﻤع ﻛﻨﻴﺪ ﺗﺎ ﻣﻦ ﺷﻤﺎ ﺭﺍ ﺑﻪ ﻗﺴﻤﺖ ﭘﺮ ﺭﻓﺎﻩ ﺩﺭﺟﻪ ﻳﻚ ﻫﺪﺍﻳﺖ ﻛﻨﻢ ... ﻫﻤﺎﻧﻄﻮﺭ ﻛﻪ ﺟﻨﺎب ﺧﻠﺒﺎﻥ ﮔﻔﺘﻨﺪ ، ﺍﺻﻼ ﻛﺎﺭ ﺍﻧﺴﺎﻧﯽ ﻭ ﺩﺭﺳﺘﯽ ﻧﯿﺴﺖ ﻛﻪ ﺷﻤﺎ ﺩﺭ ﻛﻨﺎﺭ ﻳﻚ ﺷﺨﺺ ﻧﺎﺧﻮﺷﺎﯾﻨﺪ ﻭ ﻧﺎ ﻣﺤﺘﺮﻡ ﺑﻨﺸﻴﻨﻴﺪ !!

ﺑﻌﺪ ﺍﺯ ﺑﻴﺎﻥ ﺍﻳﻦ ﺟﻤﻼﺕ، ﺗﻤﺎﻡ ﻣﺴﺎﻓﺮﺍﻥ ﻛﻪ ﺷﺎﻫﺪ ﺍﻳﻦ ﻣﺎﺟﺮﺍ ﺑﻮﺩﻧﺪ، ﺍﻳﻦ ﻋﻤﻞ ﺭا ﺑﺎ ﺩﺳﺖ ﺯﺩﻥ ﻫﺎﻯ ﻃﻮﻻﻧﻰ ﺗﺎﺋﻴﺪ ﻭ ﺗﺸﻮﻳﻖ ﻛﺮﺩﻧﺪ ، ﻭ ﺁﻥ ﺧﻠﺒﺎﻥ ﮐﻪ ﻧﺎﻣﺶ ‏( ﺩﻧﯿﺲ ﮔﻮﺭﺍﻟﯿﺪﻭ ‏) ﺑﻮﺩ ﻧﻴﺰ ﺑﻪ ﺩﻟﻴﻞ ﺍﻳﻦ ﺣﺮﻛﺖ ﺯﻳﺒﺎ ﻭ ﺍﻧﺴﺎﻥ ﺩﻭﺳﺘﺎﻧﻪ ﺑﻪ ﺳِﻤﺖ ﺭﺋﻴﺲ ﺷﺮﻛﺖ ﻫﻮﺍﭘﻴﻤﺎﻳﻰﺍﻳﺮﻓﺮﺍﻧﺲ ﺍﻧﺘﺨﺎﺏ ﺷﺪ . ﻫﻨﻮﺯ ﻫﻢ ﮐﻪ ﺩﺭ ﺳﺎﻝ2016 ﻫﺴﺘﯿﻢ ﻟﻮﺣﻬﺎﯼ ﺗﻘﺪﯾﺮ ﻭ ﺳﭙﺎﺱ ﺍﺯ ﺍﻭ ﺩﺭ ﺩﯾﻮﺍﺭﻩ ﻫﺎﯼ ﺩﻓﺘﺮ ﮐﺎﺭﺵ ﺧﻮﺩﻧﻤﺎﯾﯽ ﻣﯿﮑﻨﺪ.


ﺍﻧﺴﺎﻧﻢ ﺁﺭﺯﻭﺳﺖ ...!

عنوان وبلاگ : کهربا
برچسب ها : انسانیت - ﺩﺭﺟﻪ ,ﻗﺴﻤﺖ ,ﺧﻠﺒﺎﻥ ,ﺧﺎﻧﻢ ,ﻣﻬﻤﺎﻧﺪﺍﺭ ,ﻛﻨﺎﺭ ,ﻗﺴﻤﺖ ﺩﺭﺟﻪ ,ﺳﻴﺎﻩ ﭘﻮﺳﺖ ,ﺧﻠﺒﺎﻥ ﮔﻔﺘﻨﺪ ,ﺟﻨﺎﺏ ﺧﻠﺒﺎﻥ ,ﻣﻬﻤﺎﻧﺪﺍﺭ ﺑﺮﮔﺸ
انسانیت ﺩﺭﺟﻪ ,ﻗﺴﻤﺖ ,ﺧﻠﺒﺎﻥ ,ﺧﺎﻧﻢ ,ﻣﻬﻤﺎﻧﺪﺍﺭ ,ﻛﻨﺎﺭ ,ﻗﺴﻤﺖ ﺩﺭﺟﻪ ,ﺳﻴﺎﻩ ﭘﻮﺳﺖ ,ﺧﻠﺒﺎﻥ ﮔﻔﺘﻨﺪ ,ﺟﻨﺎﺏ ﺧﻠﺒﺎﻥ ,ﻣﻬﻤﺎﻧﺪﺍﺭ ﺑﺮﮔﺸ
قطار زندگی
پیشنهاد میکنم متن رو به انگلیسى  بخونید دلنشین تر هست
 
"قطار زندگی"
"life train"
عنوان وبلاگ : کهربا
برچسب ها : قطار زندگی
قطار زندگی
بی یار و یاور آقای مظلوم

صادق علیه السلام فرمودند:

بر بدن جد غریب ما ۱۹۵۰ زخم زدند.

راوی سئوال کرد یابن رسول الله مگر امکان دارد چنین چیزی

(مگر یک بدن چقدر طاقت دارد مگر یک بدن چقدر حجم دارد؟)

حضرت فرمودند:

به خدا قسم نیزه برجای نیزه میزدند،

شمشیر برجای شمشیر می زدند، تیر برجای تیر می زدند.
 

لعنت الله علی القوم الظالمین

ماس دعا

عنوان وبلاگ : کهربا
برچسب ها : بی یار و یاور آقای مظلوم - برجای
بی یار و یاور آقای مظلوم برجای
واکنش و خلاقیت

یکی می گفت:

تابستان سال 1389 بود .در حال رانندگی بودم حواسم نبود .یه دفعه یک ماشین با سرعت از کنارم رد شد و با بوق ممتد داد زد و گفت هی الاغ حواست کجاست .

همانطور با سرعت رفت پشت چراغ قرمر ایستاد. چون خیابان خلوت بود منم رفتم کنارش ایستادم . شیشه های هر دو تامون پائین بود . یواشکی از کنار چشماش به من نگاه میکرد . منم مستقیم بهش نگاه می .

گفتم ،آقا میدونستی الاغ ماده هست و ها، نرهستند . تو باید به من میگفتی . دوم اینکه اگه من الاغم ،حتما تو هم حضرت سلیمان هستی چون الان داری زبان الاغها رو میفهمی که باهات صحبت میکنم .سوم اینکه اصلا حواسم به تو نبود تو عالم خودم بودم . ...

یک لبخندی زد وسه بار گفت معذرت میخوام . منم تو ماشین شکلات داشتم براش پرت تو ماشینش . بااشاره اون ،هر دو تا کناری ایستادیم و الان که با هم دوستیم یادمون نمیره که یک الاغ ما رو با هم آشنا کرد .

این ماجرا میخواد بگه که کلمه ای در زبان انگلیسی هست به نام reactive یعنی واکنش .و کلمه دیگری هست به نام creative یعنی خلاقیت . اگر دقت کنیم با جا به جائی حرف c یک واکنش تبدیل میشه به یک خلاقیت .

یعنی میشد این موضوع تبدیل شه به یک دعوای خیابانی که آ ش هم منجر میشد به آشتی . هم وقتمون رو میگرفت هم هزینه ساز بود .رئیسم میگفت وقتی آ ش تو کلانتری باهم آشتی میکنیم چرا الان آشتی نکنیم

.میلیونها انسان در جنگ جهانی دوم کشته شدن ولی امروز کل اروپا هوای هم رو دارن و متحدن . 8سال با عراقی ها جنگ کردیم الان برادر ما شدن .

پس ،1-آ هر جنگی صلحه 2- عاقل ی است که از تهدید فرصت میسازه ما هر دو تامون عاقل بودیم 3- دادن دلیل انی است که حق با آنها نیست 4- وقتی ی عصبانیت میکنه یعنی تونسته برتو چیره بشه . این داستان رو تو هر ترمی واسه دانشجوها تعریف میکنم و کلی باهم ،لحظه الاغ شدنم رو میخندیم.

عنوان وبلاگ : کهربا
برچسب ها : واکنش و خلاقیت - الاغ ,یعنی ,الان ,آشتی ,واکنش ,خلاقیت
واکنش و خلاقیت الاغ ,یعنی ,الان ,آشتی ,واکنش ,خلاقیت
عزاداریت قبول باشه

حسین علیه السلام می فرمایند:

مَن حاوَلَ اَمراً بمَعصِیَهِ اللهِ کانَ اَفوَتَ لِما یَرجُو وَاَسرَعَ لِمَجئ ما یَحذَرُ

ی که بخواهد از راه گناه به مقصدی برسد،

دیرتر به آرزویش می رسد و زودتر به آنچه می ترسد گرفتار می شود.

بحارالانوار، ج78، ص120

 

مجلس عزاداری حسین بود...

با روزها دوندگی و پرداخت ده ها میلیون پیش پرداخت

بهترین و معروف ترین مداح را آورده بودند؛

از تمام امکانات ضروری و غیر ضروری، بهترین و گران قیمت ترینش را فراهم کرده بودند؛

مجلس شروع شد...

این که چقدر از محتوای سخنرانی ها و مداحی ها

واقعی و به دور از جعل و انحراف و بدعت بود...

و این که چقدر از هزینه های غیر ضروری را میشد صرف دستگیری از نیازمندان کرد...

خدا میداند...

شام را که توزیع د

روی زمین و کنار دیوار ها پر شد از دانه های برنج و ظروف غذای نیمه پر؛

غذاهایی که غیر قابل استفاده بود و باید به دور انداخته میشد!

و بیرون از مجلس، کنار کوچه و خیابان و درون جوی های آب...

پر بود از ظروف یک بار مصرف خالی و نیمه خالی...

و از مردمی که برای خودنمایی یا غیبت و ایراد گرفتن از دیگران آمده بودند،

اینکه چقدر باعث ترافیک بابت پخش سینی چای می شود

و یا اینکه صدای بلند گو دو تا هیئت تو یه خیابون باعث آزار همسایه می شود بماند

حسین جان...

ما را ببخش که هدف تو از قیام و ایثار، امر به معروف بود و نهی از منکر؛

و عزاداری ما برای تو گاهی همراه میشود با انواع منکر...

ما را ببخش که گاهی به «بیراهه» رفته ایم.....

و...

 عزادار باش نه مزاحم دیگران

عزادار باش طوری که ت راضی باشه

ماس دعا دارم تو این شب ها از همه تون

 

عنوان وبلاگ : کهربا
برچسب ها : عزاداریت قبول باشه - چقدر ,حسین , , حسین
عزاداریت قبول باشه چقدر ,حسین , , حسین
دار ابتلا

حر بن یزید ریاحی اولین ی بود که آب را به روی بست

و اولین ی شد که خونش را در راه داد .

عمر سعد اولین ی بود که به نامه نوشت و برای ی دعوت کرد

و اولین ی بود که تیر را به سمتش پرتاب کرد .

خداوند داستان ابلیس را گفت تا بدانی نمیشود به عبادتت ، تقربت ، به جایگاهت اطمینان کنی !!!

خدا هیچ تعهدی برای آنکه تو همان که هستی بمانی ، نداده است !!!

دنیا دار ابتلاست ،

با هر امتحانی چهره ای از ما آشکار میشود ،

چهره ای که گاهی خودمان را شگفت زده میکند !!!

عنوان وبلاگ : کهربا
برچسب ها : دار ابتلا - اولینی ,
دار ابتلا اولینی ,
عزاداریت قبول باشه

مجلس عزاداری حسین بود...

با روزها دوندگی و پرداخت ده ها میلیون پیش پرداخت

بهترین و معروف ترین مداح را آورده بودند؛

از تمام امکانات ضروری و غیر ضروری، بهترین و گران قیمت ترینش را فراهم کرده بودند؛

مجلس شروع شد...

این که چقدر از محتوای سخنرانی ها و مداحی ها

واقعی و به دور از جعل و انحراف و بدعت بود...

و این که چقدر از هزینه های غیر ضروری را میشد صرف دستگیری از نیازمندان کرد...

خدا میداند...

شام را که توزیع د

روی زمین و کنار دیوار ها پر شد از دانه های برنج و ظروف غذای نیمه پر؛

غذاهایی که غیر قابل استفاده بود و باید به دور انداخته میشد!

و بیرون از مجلس، کنار کوچه و خیابان و درون جوی های آب...

پر بود از ظروف یک بار مصرف خالی و نیمه خالی...

و از مردمی که برای خودنمایی یا غیبت و ایراد گرفتن از دیگران آمده بودند،

اینکه چقدر باعث ترافیک بابت پخش سینی چای می شود

و یا اینکه صدای بلند گو دو تا هیئت تو یه خیابون باعث آزار همسایه می شود بماند

حسین جان...

ما را ببخش که هدف تو از قیام و ایثار، امر به معروف بود و نهی از منکر؛

و عزاداری ما برای تو گاهی همراه میشود با انواع منکر...

ما را ببخش که گاهی به «بیراهه» رفته ایم.....

و...

 عزادار باش نه مزاحم دیگران

عزادار باش طوری که ت راضی باشه

ماس دعا دارم تو این شب ها از همه تون

عنوان وبلاگ : کهربا
برچسب ها : عزاداریت قبول باشه - چقدر
عزاداریت قبول باشه چقدر
احترام

ملا نصرالدین وقتی وارد طویله می شد به ش سلام می کرد.

گفتند:« ملا این ه نمی فهمه که سلامش می کنی.؟»

گفت:« اون ه ولی من که آدمم.

من آدم بودن خودمو ثابت میکنم بذار اون نفهمه.»
.
نکته: اگر به ی احترام گذاشتی و نفهمید ،

اصلا ناراحت نشو.

شما آدم بودن خودتان را ثابت کرده ای.

ملاک رفتار هایتان را ارزش ها وشان خودتان قرار بدهید

نه لیاقت انسان ها.

که اگر چنین کردید خودتان رابا اندازه آنها پایین کشیده اید.

عنوان وبلاگ : کهربا
برچسب ها : احترام - خودتان
احترام خودتان
ﻓﺮﺻﺘﯽ ﺑﺮﺍﯼ ﻣﺤﺒﺖ ﮐﺮﺩﻥ

ﺑﺮﮔﻪ ﺍﯼ ﺩﺭ ﺧﻴﺎﺑﺎﻥ ﻧﺼﺐ ﺷﺪﻩ ﺑﻮﺩ ﻛﻪ ﺑﺮ ﺭﻭﯼ ﺁﻥ ﺍﯾﻦ ﺟﻤﻠﻪ ﻧﻮﺷﺘﻪ ﺷﺪﻩ ﺑﻮﺩ :

ﻣﺒﻠﻎ 20 ﻫﺰﺍﺭ ﺗﻮﻣﺎﻥ ﺭﺍ ﮔﻢ ﮐﺮﺩﻩ ﺍﻡ ﻭ ﺧﯿﻠﯽ ﺑﻪ ﺁﻥ ﻧﯿﺎﺯ ﺩﺍﺭﻡ ﺯﯾﺮﺍ

ﻫﺰﯾﻨﻪ ﺯﻧﺪﮔﯽ ﻧﺪﺍﺭﻡ، ﻫﺮ ﮐﺴﻰ ﭘﯿﺪﺍ ﮐﺮﺩ ﺑﯿﺎﺭﻩ ﺑﻪ ﺁﺩﺭﺱ ﻓﻼﻧﯽ ﮐﻪ ﺷﺪﯾﺪﺍ ﺑﻪ ﺁﻥ ﻧﯿﺎﺯ ﺩﺍﺭﻡ .

ﺷﺨﺼﯽ ﺑﺮﮔﻪ ﺭﺍ ﻣﯽ ﺑﯿﻨﺪ ﻭ ﻣﺒﻠﻎ 20 ﻫﺰﺍﺭﺗﻮﻣﺎﻥ ﺍﺯ ﺟﯿﺒﺶ ﺑﯿﺮﻭﻥ ﻣﯽ ﺁﻭﺭﺩ ﻭ ﺑﻪ ﺁﺩﺭﺱ ﻣﻰ ﺑﺮﺩ .

ﻣﯽ ﺑﯿﻨﺪ ﭘﯿﺮﺯﻧﯽ ﺳﺎﻛﻦ ﻣﻨﺰﻝ ﻫﺴﺖ .

ﺷﺨﺺ ﭘﻮﻝ ﺭﺍ ﺗﺤﻮﻳﻞ ﻣﻴﺪﻫﺪ، ﭘﯿﺮﺯﻥ ﮔﺮﻳﻪ ﻣﻰ ﻛﻨﺪ ﻭ ﻣﯽ ﮔﻮﯾﺪﺷﻤﺎ ﻧﻔﺮ ﺩﻭﺍﺯﺩﻫﻤﯽ ﻫﺴﺘﯿﺪ

ﮐﻪ ﺁﻣﺪﯾﺪ ﻭ ﺍﺩﻋﺎ ﻣﻴﻜﻨﻴﺪ ﭘﻮﻟﻢ ﺭﺍ ﭘﻴﺪﺍ ﻛﺮﺩﻩ ﺍﻳﺪ .

ﺟﻮﺍﻥ ﻟﺒﺨﻨﺪﻯ ﺯﺩ ﻭ ﺑﻪ ﺳﻤﺖ ﺧﺮﻭﺟﯽ ﺣﺮﮐﺖ ﻛﺮﺩ، ﭘﻴﺮﺯﻥ ﻛﻪ ﻫﻤﭽﻨﺎﻥ ﺩﺍﺷﺖ ﮔﺮﻳﻪ ﻣﻴﻜﺮﺩ ﮔﻔﺖ :

ﭘﺴﺮﻡ، ﻭﺭﻗﻪ ﺭﺍ ﭘﺎﺭﻩ ﻛﻦ، ﭼﻮﻥ ﻣﻦ، ﻧﻪ ﺁﻥ ﺭﺍ ﻧﻮﺷﺘﻪ ﺍﻡ ﻭ ﻧﻪ ﺳﻮﺍﺩ ﻧﻮﺷﺘﻨﺶ ﺭﺍ ﺩﺍﺭﻡ،

ﺍﺣﺴﺎﺱ ﻫﻤﺪﺭﺩﻯ ﺷﻤﺎ ﺑﺎ ﻣﻦ، ﻣﻦ ﺭﺍ ﺩﻟﮕﺮﻡ ﻭ ﺑﻪ ﺯﻧﺪﮔﻰ ﺍﻣﻴﺪﻭﺍﺭ ﻛﺮﺩ

ﻭ ﺍﻳﻦ ﺑﺰﺭﮔﺘﺮﻳﻦ ﺧﻴﺮ ﺩﻧﻴﺎ ﺑﺮﺍﻯ ﻣﻦ ﺍﺳﺖ .

ﻫﺮ ﮐﺠﺎ ﺍﻧﺴﺎﻧﯽ ﻫﺴﺖ، ﻓﺮﺻﺘﯽ ﺑﺮﺍﯼ ﻣﺤﺒﺖ ﮐﺮﺩﻥ ﻫﺴﺖ .

عنوان وبلاگ : کهربا
برچسب ها : ﻓﺮﺻﺘﯽ ﺑﺮﺍﯼ ﻣﺤﺒﺖ ﮐﺮﺩﻥ - ﻣﺤﺒﺖ ﮐﺮﺩﻥ ,ﺑﺮﺍﯼ ﻣﺤﺒﺖ ,ﻓﺮﺻﺘﯽ ﺑﺮﺍﯼ ,ﻧﯿﺎﺯ ﺩﺍﺭﻡ
ﻓﺮﺻﺘﯽ ﺑﺮﺍﯼ ﻣﺤﺒﺖ ﮐﺮﺩﻥ ﻣﺤﺒﺖ ﮐﺮﺩﻥ ,ﺑﺮﺍﯼ ﻣﺤﺒﺖ ,ﻓﺮﺻﺘﯽ ﺑﺮﺍﯼ ,ﻧﯿﺎﺯ ﺩﺍﺭﻡ
پاک حافظه کش تلفن همراه

شاید تا حالا از خود پرسیده باشید که حافظه کش نرم افزار ها به چه کار می آید ؟ برای جواب این سوال مثالی میزنم . فرض کنید شما سایت اینترنتی خاصی را توسط مرورگر تلفن خود باز کردید اگر بار اول باشد که این سایت را باز میکنید مدتی طول میکشد که سایت بار گذاری شود
 
ولی اگر برای بار دوم سایت مورد نظر را باز کنید مشاهده خواهید کرد که سایت با سرعت بیشتری باز میشود دلیل این امر این است که در بار اول که سایت را باز کردید تمام اطلاعات سایت میشود
 
و این اطلاعات وارد cache نرم افزار میشود . گاهی وقت ها پاک cache نرم افزار ها حجم زیادی از تلفن ما را آزاد میکند که در ادامه نحوه پاک آن را توضیح خواهیم داد

1. ابتدا تنظیمات تلفن همراه خود را باز کنید و گزینه ی storage را تب کنید.

2. پس از تب این گزینه وارد بخش دیگری میشوید که اطلاعات بسیار مهمی از حافظه تلفن همراه شما را نمایش میدهد. حالا از این بخش بر روی گزینه یcached data تب کنید

3. پس از انجم این کار برای شما پیغامی نمایش داده میشود که باید بر روی ok کلیک کنید.

به همین راحتی تمام حافظه cache تلفن شما پاک میشود و این امر باعث افزایش سرعت تلفن شما نیز خواهد شد.
 
عنوان وبلاگ : کهربا
برچسب ها : پاک حافظه کش تلفن همراه - سایت ,تلفن ,میشود ,حافظه ,گزینه ,cache ,تلفن همراه
پاک حافظه کش تلفن همراه سایت ,تلفن ,میشود ,حافظه ,گزینه ,cache ,تلفن همراه
جوان است و شجاع

 

موقع جنگ ، جوان پانزده ، شانزده ساله را می فرستادید خط مقدم و می گفتید شجاع است...

او میشد فرمانده نخبه عملیات ، میشد حسن باقری‌ها...

اما الان...!

الان حاضر نیستید از یک شغل از چندین شغل خود بگذرید

و جایتان را به جوانی بدهید تا خودش را ثابت کند و

می گویید بی‌تجربه است...!!!

چطور آنوقت که می خواست دم تیر برود شجاع بود و با ‌تجربه؟

اما الان که میخواهد روی صندلی بنشیند ترسو هست و کم ‌تجربه؟؟؟!

==================================

بخشی از سخنان مشهر در مجلس

عنوان وبلاگ : کهربا
برچسب ها : جوان است و شجاع - الان ,شجاع
جوان است و شجاع الان ,شجاع
دیگران چی می گن پس

یارو می گه

ازکنار یک تیمارستان رد می شدم

بیماران روانی با صدای بلند می خواندند 13 ،13،13

دیوار بلند بود و نمی توانستم داخل راببینم

ولی بلا ه سوراخی از لابه لای درب تیمارستان پیدا و داخل را نگاه

یکی از دیوانه ها از آنطرف سوراخ ، چوبی توی چشمم فرو کرد

وبعدش دیدم باهم می خواندند 14،14،14

نتیجه گیری: خیلی وقتا ادم باید دنبال کار خودش باشه وگرنه حساس شدن به اینکه

دیگران چی میگن ممکنه باعث بشه شما نفر 15 باشید.

15،15،15

عنوان وبلاگ : کهربا
برچسب ها : دیگران چی می گن پس
دیگران چی می گن پس
بی سوادی سفید



بی سوادی سیاه ___شکلی از بی سوادی است که در نخستسین نگاه دیده میشود

اینکه چه ی نمی تواند اسم خود را روی برگه کاغذ بنویسد یا تابلوی یک خیابان را بخواند.


بی سوادی سفید__ انی که در ظاهر توانایی خواندن و نوشتن دارند ،

وهر روز در فضای حقیقی و ومجازی می نویسند و حرف می زنند

 

 

انی که انبوهی از مدارک اموزشی و درجات و گواهی نامه ها را در کیف خود جا به جا می کنند

اما هنوز در ساده ترین تعامل ها و ار تباط ها مشکل دارند

ولی "چنته شان از موهومات و شبه علم پر است "

عنوان وبلاگ : کهربا
برچسب ها : بی سوادی سفید - سوادی ,سوادی سفید
بی سوادی سفید سوادی ,سوادی سفید
عرفه

روز نهم ذی‌الحجه روز عرفه و از اعیاد عظیمه است، هرچند به اسم عید نامیده نشده و روزی است که حق تعالی بندگان خویش را به عبادت و طاعت خود خوانده و مؤید جود و احسان خود را برای ایشان گسترانیده و در این روز خوار و حقیرتر و رانده‌تر و در خشمناکترین اوقات خواهد بود.

 



روایت شده که حضرت زین‌العابدین ـ علیه‌السلام ـ شنید در روز عرفه صدای سائلی را که از مردم سؤال می‌نمود. فرمود: وای بر تو. آیا از غیر خدا سؤال می‌کنی در این روز و حال آن‌که امید می‌رود در این روز برای بچّه‌های در شکم آن‌که فضل خدا شامل آنها شود و سعید شوند و از برای این روز اعمال چند است:
*********************
♥اعمال روز عرفه♥

اول: غسل

دوّم: زیارت حسین ـ علیه‌السلام ـ که مقابل هزار حجّ و هزار عمره و هزار جهاد بلکه بالاتر است و احادیث در کثرت فضیلت زیارت آن حضرت در این روز متواتر است و اگر ی توفیق یابد که در این روز در تحت قُبّه مقدّسه آن حضرت باشد، ثوابش کمتر از ی که در عرفات باشد نیست، بلکه زیاده و مقدّم است.

سوم: پس از عصر، پیش از آن‌که مشغول به خواندن دعاهای عرفه شود دو رکعت بجا آورد در زیر آسمان و اعتراف و اقرار کند نزد حق تعالی به گناهان خود تا فایز شود به ثواب عرفات و گناهانش آمرزیده شود پس مشغول شود به اعمال و ادعیه عرفه که از حُجَج طاهره ـ صلوات اللّه علیهم ـ روایت شده و آنها زیاده از آن است که در این مختصر ذکر شود.

شیخ کفعمی در مصباح فرموده: «مستحب است روزه روز عرفه برای ی که ضعف پیدا نکند از دعا خواندن و مستحب است غسل پیش از زوال و زیارت حسین ـ علیه‌السلام ـ در روز و شب عرفه و چون وقت زوال شد، زیر آسمان رود و ظهر و عصر را با رکوع و سجود نیکو به جای آورد و چون فارغ شود دو رکعت کند در رکعت اوّل بعد از حمد توحید و در دوم پس از حمد قُل یا اَیهَا الْکافِروُنَ بخواند. پس از آن چهار رکعت گزارد در هر رکعت پس از حمد توحید پنجاه مرتبه بخواند.»

این همان حضرت المؤمنین ـ علیه‌السلام ـ است.

عنوان وبلاگ : کهربا
برچسب ها : عرفه - عرفه , ,رکعت ,علیه‌السلام ,حضرت , ,رکعت
عرفه عرفه , ,رکعت ,علیه‌السلام ,حضرت , ,رکعت
اخرین جستجو ها
شنیداری صدای توالی مهارت یادآوری صداها شنیداری عبارت یادآوری توالی اکمال شنیداری توالی شنیداری تمیز شنیداری حافظه توالی شنیداری the ottoman lieutenant زمان پخش بازی تراکتورسازی و سیاه جامگان دریافت نمونه پاسخنامه ازمون بسیج دانش اموزی پایه پنجم سال u062fu0631 u0645u0648u0631u062f u0641u0648u0627u06ccu062f u062fu0631u062eu062a u0648 u062fu0631u062eu062au06a9u0627u0631u06cc کودک بدخلقی ک ن کنترل رفتار بدخلق بدخلقی کودک کنترل کنید؟ تعویض پوشک برای کودک شرایط چگونه انفجار درونی خودتان البته انفجار درونی مدرسه شیروان شهرستان امنایی هزار هیات هیات امنایی مدارس هیات رحمانی فضلی اسان شمالی مدیر آموزش کتاب قصه هدیه خوبان سوال در متن سلامت روان زندگی اجتماعی آموزش طرز تهیه هات چاکلت غلیظ کافی شاپی با پودر کاکائو کتابهای که محمدحسین میثاقیان معرفی کرد طرح کرامت درباره ی تفکر نقاد حکایت رفتارنیکان از سعدی روزهادیرمیگذره ومن خسته ام زندگی بافتن یک قالی است citrix sharefile for xenmobile انشا در مورد آدم برفی دنیای آینده ی رسانه ای چه مزایا و چالش هایی خواهد داشت زندگی نامه زمان ع زبان فشرده مکالمه انگلیسی دوره زبان انگلیسی مکالمه زبان داستان ضرب المثل دل که پاک است زبان بی باک است ریمل قیمت تومان queen dark farmasi dark queen farmasi dark فارماسی farmasi ریمل فارماسی ید ریمل ریمل فارماسی farmasi کمتر هزینه خواهید محصول دارای uv400 قسمت ا diesel paign wall with border wall خدایا چقدر خیلی همین خوبه بخاطر همین خدایا شکرت حالش خوبه پایه نهم سوالات متن دس نهم تاریخ ایرانی متحد و یکپارچه بازدید مهد ک ن برتر در تاریخ 9 29 از بخش کودک کتابخانه ناس عامل ایجاد سرطان دهان و لثه با تبلیغات ارگانیک محصولاتی مضر list اطلاع‌نگاشت سفارش و تأکید می‌کنم متن آهنگ جعفر شصتم تو چشم یاره سوالات چهاردهمین مسابقات ازمایشگاهی شیمی ازمون کتبیسوم عالم بی عمل چه عاقبتی دارد موزیک ویدیو erfly از bts انشا ذهنی جانشین سازی مترسک مبلغ دیه سال 95 اعلام شد u062au0631u0627u0645u067e u0642u0627u0646u0648u0646 u0627u0633u0627u0633u06cc u0627u0645u0631u06ccu06a9u0627 u0631u0627 u0646u0642u0636 u06a9u0631u062f ع و تصاویر مراسم تشییع پیکر حسن جوهرچی 17 بهمن 95 مراسم تشییع جنازه حسن جوهرچی روش آسان جهت عضویت رایگان در 24 آبان قضیه مهدیار اون طبل شادانه رو بیار سازمان ضربانی سازمان موضوع انشا درباره ایام فاطمیه this spider super creepy سیستم همکاری در فروش مفهوم ضرب المثل دشمن دانا بلندت می کند بر زمینت می زند نادان دوست جواب مراحل بازی معجون آموزش تعمیر فندک سیگار معنی ضرب المثل تو نیکی میکن در دجله انداز که ایزد در بیابانت دهد باز چیست کانال تلگرام درمسیر ا ت به مناسبت عید سعید غدیر خم u0627u0646u0634u0627 u062fu0631 u0645u0648u0631u062f u0645u0642u0627u06ccu0633u0647 u06a9u062au0627u0628 u0628u0627 u062fu0648u0633u062a متناسب با عرض صف سریال عاشقانه چندشنبه ها به بازار میاد تاریخ حاکمیت ایرانیان بر خلیج فارس مسجد کار در خانه ریاضی ششم سال 95 فصل اول فروش دستگاه اتومات غذادهی زالو حفاظ انواع حفاظ اهنگ پشت خطت نمیمونم از مجید علیپور کنمدر بـهـار رهـایش کنمدر رهـایش کنمدر بـهـار کتاب مورد علاقه محمد حسین میثاقی که در برنامه خندوانه معرفی کرد u062fu0627u0631u0648 u0686u0627u0642 u06a9u0646u0646u062fu0647 u06afu0627u0645u0628u0648 u062cu0648u0627u0628 u0686u06ccu0633u062au0627u0646 u0622u0646 u0686u06ccu0633u062a u0631u0646u06afu0634 u0628u0646u0641u0634u0647 u0627u0633u0645u0634 u0646u0627u0645 u06ccu06a9u06cc u0627u0632 u0627u06cc u0627u06ccu0631u0627u0646u0647 u0627u06afu0647 u0 انشای ذهنی جانشین سازی درباره خ ر سرود عید غدیر معرفی کتاب اوا تزیین کیسه برنج برای عیدی عروس شعر در مورد خشونت از کجا نشات گرفته است استاندارد مهارت مسئول سفارشات پایه دهم کاردانش voice changer پست آموزشی آموزش برنامه windows movie maker نرم افزار تدوین شراره پاسخ فعالیت های کتاب تفکر سواد رسانه ای پایه دهم کانال دودانگه روستای دورتو روستای دورتو ویژه روستای طایفه دودانگه ویژه روستای دورتو u0644u06ccu0646u06a9 u06afu0631u0648u0647 u062au0644u06afu0631u0627u0645 u0645u0647u0627u0628u0627u062f u0648 u0627u0637u0631u0627u0641 صدام خیلی گرفته مثل صدای سازم میخوام دنیامو بازم کنار تو بسازم جواب کل درک مطلب های فارسی ششم همه درس ها رویت، رویت، رویتهر بسیمثل منیچشم مستانه مستانهخواهم مستانه، مستانه هریچشم نرگستمستانه مستانه، مستانه مستانهخواهم نرگستمستانه مستانه وظایف و رس های یک روابط عمومی کارآمد و مبتکر شلیک به هندوانه با گلوله های سدیم و پتاسیم پانزدهمین دوره مسابقات علمی کاربردی شاخه کاردانش انشا جانشین سازی درمورد خورشید خانوم واقای ماه سامانه ثبت دانش آموزان فارغ حصیل امین گلوله دیروز گلوله امروز روابط‌ عمومی تغییر celebrity babies of 2017 saffron burrows chelsea houska more p os مخاطبین تلگرام شماره مخاطبین تلگرام همینجوری ما بدون ما انشا درباره ی مقایسه کتاب با انسان با برگ درختان با آسمان نوشته قصه ی حماسه ی هرمز ارسال فرم امتیاز بندی سال 95 به مدارس بارم بندی درس اقتصاد پایه دهم روشن شخصیتهای قرآنی 3 رشاد خلیفه گروه تلگرام کنکور ارشد سنجش از دور سیستم اطلاعات جغرافیایی متن میثاق نامه برای چهار شنبه سوری دانش آموزان کفس ارزان معماری ایرانی کانال طرفداران سیامک عباسی مقاله درباره پرسشگری و تفکر نقادانه 4 صفحه به صورت ورد اسپری رینوکورت در بارداری
Facebook Twitter Google Plus Digg Share This RSS
کلیه فعالیتهای وبلاگ724 تابع قوانین جمهوری اسلامی ایران میباشد. تمامی اطلاعات، خبرها و مقالات بصورت خودکار از سایت ها و وبلاگهای فارسی دریافت و با ذکر منبع نمایش داده می شوند و وبلاگ 724 هیچگونه مسئولیتی در قبال محتوای آنها ندارد. در صورت مشاهده هر نوع تخلف یا محتوای نا مناسب بر روی دکمه “درخواست حذف وبلاگ” در آن صفحه کلیک نمائید.
All rights reserved. © weblog724 2012-2017 Run in 0.402 seconds
RSS