سراج معلم

پست های وبلاگ سراج معلم از سایتهای وبلاگی با ذکر منبع به صورت خودکار بازنشر شده و در این صفحه نمایش داده شده است. در صورتیکه این اطلاعات دارای محتوای نامناسب بوده و یا دارای هر گونه تخلف میباشد بر روی گزینه ‘درخواست حذف’ کلیک نمائید

تجلی روح «گلمراد» در کالبد ت تدبیر و امید

چند سالی است که هر ساله آئین نامه کنکور ی با تغییرات گسترده تقریبا 180 درجه ای مواجه می شود. یک سال، ارزش کنکور 30 درصد شده و 70 درصد به مصاحبه در هر تعلق می گیرد. سال دیگر (مثل سال گذشته) کنکور ی ضریب صفر می گیرد و صرفا آزمونی برای حضور در مصاحبه با ارزش صد درصدی است و امسال ارزش کنکور و مصاحبه آن هر کدام به 50درصد تبدیل شده است.

هرج و مرج مذکور مسئله این یادداشت نیست. موضوع این است که با هر تغییری هزینه ای عجیب و غریب بر دانشجو تحمیل شده است. ابتدا مصاحبه ها بدون پرداخت هزینه برگزار می شد. بعد که ضریب کنکور ی صفر شده و آزمون کتبی جداگانه ای در هر برگزار می شد به بهانه این آزمون ها حدود صد هزار تومان از هر دانشجو برای شرکت در هر آزمون کتبی اخذ گردید.

حال که با وجودیکه آئین نامه ورودی ی تغییر کرده و از اینرو دیگر آزمون کتبی اختصاصی هر نیز برگزار نمی گردد، اما همچنان هزینه این آزمون از سوی هر اخذ می شود. یعنی هر دانشجو برای یک مصاحبه معمولا کمتر از 15 دقیقه ای موظف به پرداخت حدود100هزار تومان به ازای هر خواهد بود. مثلا اگر دانشجویی قصد شرکت در مصاحبه 5 را داشته باشد مجبور است چند صد هزار تومان پرداخت کند. آزمون کتبی را نمیگیرند اما پولش را چرا!

این نمونه را بگذارید کنار چند برابر شدن هزینه سنوات دانشجویان که با اعتراض گسترده ای مواجه شده و البته راه به جائی نبرد. یا بگذارید کنار پولی شدن نظام آموزش و پرورش و شبه خصوصی شدن مدارس. بگذارید کنار هزینه هایی که بیش از پیش مردم می بایست در نظام سلامت بپردازند.

شرایط جالبی است. آدم را به یاد «گلمراد» شخصیتی در طنز به یاد ماندنی «مهران مدیری» می اندازد که وقت و بی وقت از اهالی «برره» تقاضای پول می کرد. وقتی با سوال اهالی درباره دلیل اخذ پول مواجه می شد می گفت: «پول بده؛ پول زور بده». مثل اینکه روح قلمراد در ت تدبیر و امید تجلی کرده است.

مصطفی_رحمانی

عنوان وبلاگ : سراج معلم
برچسب ها : تجلی روح «گلمراد» در کالبد ت تدبیر و امید - ,آزمون ,مصاحبه ,کنکور ,هزینه , ی ,آزمون کتبی ,کنکور ی ,بگذارید کنار , ت تدبیر ,دانشجو برای
تجلی روح «گلمراد» در کالبد ت تدبیر و امید ,آزمون ,مصاحبه ,کنکور ,هزینه , ی ,آزمون کتبی ,کنکور ی ,بگذارید کنار , ت تدبیر ,دانشجو برای
بیانات معظم انقلاب در دیدار جمعی از دانشجویان در دوازدهمین روز از ماه مبارک رمضان

 

(۱)


بسم‌الله‌الرّحمن‌الرّحیم
و الحمدلله ربّ العالمین و الصّلاة و السّلام علی سیّدنا محمّد و آله الطّاهرین و علی آله الاطیبین الاطهرین المنتجبین سیّما بقیّةالله فی الارضین.

 بسیار جلسه‌ی خوبی بود. مجموعه‌ی مطالبی که برادران و خواهران عزیز دانشجو -فرزندان عزیز خود من- در اینجا بیان د، مجموعه‌ی ممتاز و فا ی بود؛ خب بله، ممکن است همه‌ی حرفها و محتویات ذهنی مجموعه‌ی دانشجویی کشور نبود -این طبیعی است و همان‌طور که این جوان عزیز اشاره د، این را من کاملاً میتوانم بفهمم و قبول کنم؛ آنچه گفته شد بخشی از محتویات ذهنی مجموعه‌ی دانشجویی ما بود و همه‌ی آن نبود؛ این درست- لکن آنچه گفته شد، بسیار متین و بسیار قوی و بسیار سنجیده بود؛ من واقعاً لذّت بردم. ممکن است برخی از مطالبی که در برخی از فرمایشات سخنرانها بود من قبول نداشته باشم؛ لکن اتقان مطلب و استحکام مطلب و رسایی ذهن -ذهنی که این مطالب را تنظیم کرده- این را که نمیشود منکر شد. برادران و خواهران، هم دو خواهر عزیز دانشجو و هم برادرهایی که صحبت د، خیلی خوب صحبت د. این نگرانی‌های اینها و نگاه‌های اینها به بخشهای مختلفِ مسئله‌ی ، نگرانی‌های بجایی است. من حالا [به‌طور] خلاصه یادداشت ؛ تفصیل اظهارات هم ضبط شد و پیاده خواهد شد و من شاید ببینم -احتمالاً باز مجدّداً خواهم دید مطالب را، یا همه‌ی آنها را یا خلاصه‌ی آنها را، و از بخشهایی که برای من قابل استفاده است، ان‌شاءالله استفاده هم خواهم کرد- لکن عقیده دارم مسئولین محترمی که در جلسه حضور دارند، چه از وزارت علوم یا آزاد یا بقیّه‌ی بخشهای مربوط به دانشجویان، از این جوانها استفاده کنند؛ از این فکرها، از این ذهنها استفاده کنند. خیلی سطح حرفها بالا و فهم مطالب، قوی و صحیح بود؛ این را انسان لذّت میبرد. این جلسه سالها است ادامه دارد -من نمیدانم چند سال است؛ خیلی وقت است؛ ما هر سال با دانشجویان جلسه داریم؛ شاید بیست سال، بیشتر یا کمتر، حالا درست یادم نیست- من به‌طور واضح احساس میکنم که سطح فکر مجموعه‌های دانشجویی رشد کرده و بالا رفته؛ این همان چیزی است که ما انتظارش را داریم، این همان چیزی است که ما به آن احتیاج داریم. خب البتّه جوان هستند و انتظاراتی دارند و توقّعاتی دارند و خیلی از آنها برآورده هم نمیشود و طبعاً گله‌مندی هم دارند، این به جای خود محفوظ، لکن این فکرها و این حرفها اثر خودش را میگذارد. تصوّر نشود که اینها یک حرفی بود و زدیم و تمام شد؛ نخیر، اینها کاملاً اثر میگذارد در آینده‌ی کشور و در مجموعه‌ی کشور؛ در ذهنیّت و تفکّرات عمومی مردم اینها اثر میگذارد؛ اینها خیلی مهم است. بنده هم مطالبی را یادداشت کرده‌ام که عرض م که تقریباً حرفهای ما هم مکمّل همین حرفهای این عزیزان است.

 من یک بحثی در باب دانشجو و میکنم؛ نگاهی که به و دانشجو داریم و توقّعاتی که از و دانشجو داریم. این را من عرض میکنم. یک بحثی هم در باب تشکّلها میکنم؛ چون دوستانی که صحبت د، نمایندگان تشکّلها بودند، [لذا] یک صحبتی هم راجع به تشکّلها دارم. یک مقدّمه‌ای را من عرض میکنم.

 در ادبیّات ما یک کلیدواژه‌ی مهمّی وجود دارد به نام «نظام سلطه»؛ این کلیدواژه، خیلی پرمغز و پرمعنا است؛ نظام سلطه یعنی چه؟ میخواهم یک مروری سریعی م به گذشته و ریشه‌ها، تا برسیم به وضع امروزمان. نظام سلطه یعنی یک نظام دوقطبی جهانی بین کشورها؛ یک دوقطبیِ واضح و روزافزون بین کشورها؛ این نظام سلطه است. یک قطب، قطب مسلّط است؛ یک قطب، قطب زیر سلطه است. این شد نظام دو قطبی. عرض که ذیل این کلمه و این کلیدواژه، حرفهای گفتنی زیادی وجود دارد؛ بنده هم در خلال این سالها گاهی یک صحبتهایی کرده‌ام؛ لکن شما دانشجوها وقتی بنشینید و در گردهمایی‌های فکری و تحلیلی فکر کنید، میتوانید حرفهای بیشتر و بهتری ذیل این کلیدواژه پیدا کنید. به‌هر‌حال دو دسته کشور در دنیا به‌ وجود آمد -که [این] مربوط به مثلاً دو سه قرن پیش به این‌طرف است- کشورهای مسلّط و کشورهای زیر سلطه. کشورهای مسلّط، البتّه عمدتاً یا عموماً کشورهای اروپا بودند. حالا دلایلی هم دارد که چرا و چگونه شد که این کشورها شدند کشورهای مسلّط؛ چه خصوصیّتی وجود داشت که به اینجا منتهی شد؛ آیا ازلحاظ خلقت، اینها مثلاً یک امتیازی دارند؟ ازلحاظ ذهنیّت، اینها یک برتری‌ای دارند؟ یا نه، یک عواملی پیش می‌آید و یک بخشی از دنیا یا یک کشوری از کشورهای دنیا یک رجحانی بر دیگران پیدا میکند. بالا ه دلایلی دارد که حالا نمیخواهیم وارد آن دلایل بشویم؛ یعنی بحث ما این نیست. به‌هرحال این اتّفاق افتاد: کشورهای مسلّط و کشورهای زیر سلطه.

 خب، یک دوگانه‌هایی به وجود آمد، [ازجمله] دوگانه‌ی پیشرفت و توقّف؛ یعنی کشورهای مسلّط همین‌طور مدام پیشرفتهای روزافزون با سرعت روزافزون پیدا د -یعنی سرعت پیشرفتشان هم مدام زیاد شد- و کشورهای زیر سلطه متوقّف شدند و عقب‌گَرد د. در این، نکته‌ی مهمّی وجود دارد. تصوّر نشود که کشورهای زیر سلطه، یعنی کشورهای آسیایی یا آفریقایی یا بعضی از کشورهای ی لاتین که زیر سلطه بودند، اینها از اوّل همین‌طور مثلاً بدون علم و بدون فرهنگ و بدون تمدّن بودند؛ نه، این‌جوری نیست. شما ملاحظه کنید این کتاب نگاهی‌به‌تاریخ‌جهانِ نهرو(۲) را ؛ نهرو شرح میدهد که وقتی انگلیس‌ها وارد هند شدند، هند از صنعت برخوردار بود؛ صنعت پیشرفته به‌حسب آن زمان -این را نهرو در نگاهی‌به‌تاریخ‌جهان ذکر میکند- یعنی محصولات پیشرفته‌ی صنعتی آن روز را داشت؛ کشورهای دیگر هم همین‌جور. انگلیسی‌ها وقتی وارد هند شدند، جلویش را گرفتند؛ یعنی کاری د که اصلاً صنعت بومی هند متوقّف بشود و عقب‌گَرد کند تا نیاز پیدا کنند به صنایع وارداتی و تولیدات انگلیسی؛ اصلاً برنامه‌ریزی د برای این. در همه‌جا این اتّفاق افتاد. در ایران هم همین اتّفاق افتاد. البتّه فرق ایران و هند و بعضی جاهای دیگر این است که در ایران استعمار رسمی‌ای وجود نداشت؛ نفوذ بود، استعمار نبود؛ [امّا] در هند، استعمار رسمی بود. دوگانه‌ی پیشرفت و توقّف.

 دوگانه‌ی ابتکار و تقلید؛ یعنی کشورهای مسلّط، هر روز یک ابتکار جدیدی در زندگی، در علم، در امکانات به وجود آوردند؛ [امّا] کشورهای زیر سلطه، بدون اینکه هیچ ابتکاری را از خود بروز بدهند یا به آنها امکان چنین چیزی داده بشود، همین‌طور مرتّب تقلید د؛ مرتّب آنها ابتکار د، اینها نگاه د و تقلید د.

 دوگانه‌ی استقلال و وابستگی، استقلال و وابستگی؛ کشور کوچکی مثل انگلیس مستقل بود، یک دریای با عظمتی مثل شبه‌قارّه‌ی هند -شامل هند و پا تان و بنگلادشِ بعدی- تحت نفوذ آن و وابسته‌ی بود. یا یک کشوری مثل ایران با این سابقه‌ی فرهنگ، ازلحاظ وابسته بود -چه در اوا دوره‌ی قاجار، چه در دوره‌ی پهلوی- وابسته‌ی به چه؟ مثلاً فرض کنید به یک کشور کوچکی مثل کشور انگلیس. یعنی یک دوگانه‌ی این‌جوری هم به وجود آمد؛ استقلال و وابستگی .

 اعتماد به نفس و انفعال؛ این هم یک دو گانه‌ی دیگر است. کشورهای مسلّط، اعتماد به نفس داشتند، حرف میزدند، توقّع می د، دنیا را متعلّق به خودش میدانستند؛ [امّا] این مجموعه‌ی زیر سلطه که البتّه خیلی هم ازلحاظ کمیّت بیشتر بودند، اینها دچار انفعال، دچار وادادگی و ضعف نفس بودند.

 صدور جهان‌بینی و فرهنگ و رسوم و عادات؛ یکی از به‌اصطلاح لوازم و تبعات این نظام سلطه‌، این است که آن کشورهایی که ابتکار دارند، پیشرفت دارند، اعتماد به نفس دارند؛ عادات خودشان و رسوم خودشان و جهان‌بینی خودشان را منتقل میکنند به کشورهای زیر سلطه؛ اینها هم از آنها قبول میکنند؛ به‌صورت کتاب، به‌صورت تحقیقات و انواع و اقسام [دیگر] که اینها هرکدام شواهد تاریخی واضح و روشنی دارد که [اگر] اهل مطالعه باشید و اینها را دنبال کنید، کاملاً پیدا میکنید. آن‌وقت علاوه‌ی بر همه‌ی اینها، برنامه‌ریزی برای ادامه‌ی همین ح . یعنی آن کشورهایی که مسلّط بودند، برنامه‌ریزی علمی دقیقی د برای اینکه این ح ادامه پیدا کند؛ یعنی ابدی بشود؛ تغیی ذیر نباشد. یک همچنین ح ی در دنیا به وجود آمد. این وضعیّت دنیا در این دو سه قرن اخیر بوده.

 البتّه در این میان، حوادثی اتّفاق افتاده و بعضی از کشورها توانستند خودشان را از این منجلاب نجات بدهند؛ البتّه نه به‌طور کامل، لکن در بخشی؛ مثلاً فرض کنید کشور ایالات متّحده‌ی که تحت سلطه‌ی انگلیس و تحت استعمار انگلیس بود، توانست ازلحاظ و اقتصادی، خودش را نجات بدهد امّا ازلحاظ فرهنگی، نه؛ ازلحاظ فرهنگی کاملاً تحت تأثیر و منفعلِ در مقابل اروپا بود و همان‌طور هم ادامه پیدا کرد و تا امروز هم ادامه پیدا کرده. یا مثلاً کشوری مثل هند، ازلحاظ توانست خودش را نجات بدهد یا ازلحاظ اقتصادی توانست تا حدود زیادی خودش را بیرون بکشد امّا ازلحاظ فرهنگی، نه؛ ازلحاظ فرهنگی نتوانست خودش را نجات بدهد؛ که حالا چیزهایی وجود دارد. بنده در یکی از ای هند، وسط میدان دیدم یک مجسّمه‌ای است. پرسیدم این مجسّمه‌ی چه ی است؟ گفتند این مجسّمه‌ی انگلیسی است که بر این شهر حکومت میکرده. پناه بر خدا! چرا مجسّمه‌ی یک ظالمی را که شما سالها مبارزه کردید و اینها را بیرون کردید، حالا اینجا نصب کرده‌اید؟ مجسّمه‌اش آنجا بود؛ شاید الان هم هست؛ در یکی از استانهای جنوبی هند. در آفریقا هم شبیه همین را من دیدم. در یکی از کشورهای آفریقایی، وسط یک جنگل خیلی توریستی -از جنگلهایی بود که ما را برای بازدید به آنجا بردند- آنجا هم دیدم یک مجسّمه‌ای است؛ گفتم چه ی است این؟ گفتند این ی است که حاکم مثلاً انگلیسی بر این کشور بوده؛ اسمش هم آنجا هست، جنگل هم به اسم او است! [یعنی] ازلحاظ فرهنگی نتوانستند خودشان را نجات بدهند. این وضع دنیا است.

 خب انقلاب ما، و در مقابل یک چنین وضعی سپر کرد و توانست ایران را از این منجلاب، به‌طور کامل بیرون بیاورد؛ این مهم است. نگویید: «چطور شما میگویید به‌طور کامل! هنوز خیلی از عناصر فرهنگی غربی بر کشور ما حاکم است»؛ بله، [ولی] اینها تخلّفات است؛ انقلاب رسماً خودش را ازلحاظ جهان‌بینی، ازلحاظ فکر، ازلحاظ فرهنگ، ازلحاظ اقتصاد، ازلحاظ سیاست، ازلحاظ همه‌ی شئون مدیریّت کشور، در مقابل غرب قرار داد. این «نه شرقی، نه غربی» که به‌عنوان شعار اعلام کرد، معنایش این بود؛ هیچ‌گونه تأثّری [از سلطه ندارد]. البتّه بله، [مثل] قانونی است، گذاشته میشود، [ولی] یک جایی هم در این قانون تخلّف میشود؛ این یک حرف است؛ امّا قانون نبودن و ع ش قانون بودن، یک حرف دیگر است؛ در [این] قانون شد؛ تخلّص(۳) و بیرون آمدن از همه‌ی آن چیزهایی که در نظام سلطه بر یک کشور سلطه‌پذیر و تحت سلطه تحمیل میشود، قانون قطعی و یقینی شد.

 و توانست مقاومت د، توانست ایستادگی د. یعنی واقعاً از همه‌ی ابزارها علیه استفاده شد. به قول این دوستان عزیز و جوانهای عزیز -که راجع به این حادثه‌ی امروز(۴) صحبت د و خیلی خوب صحبت د- نسل امروز و تهرانیِ امروز هم ببیند که ترور یعنی چه؛ حرکت تروریستی چیست؛ چه‌جوری میشود که دو نفر، سه نفر، پنج نفر به‌طور بی‌گناه مثلاً در یک حادثه‌ای کشته می‌شوند و آنهایی که حمله میکنند چه‌ انی هستند. این وضعیّت دو سه سال در کشور به‌صورت وسیع و همه‌جایی استمرار داشت و حاکم بود. از این وسیله استفاده د، از جنگ استفاده د، از کودتا استفاده د، از تبلیغات استفاده د، از تحریم استفاده د، از همه‌ی ‌وسایل علیه این نظام، این انقلاب، این حرکت عظیم استفاده د، لکن موفّق نشدند؛ انقلاب موفّق شد، خودش را پیش بُرد، خودش را [به وضع جهان] تحمیل کرد، نظام ی را به وجود آورد.

 بعضی‌ها میکنند «نظام ناکارآمد است»؛ چرا؟ چون فلان وزارتخانه بد عمل کرده؛ نه، اگر نظام ناکارآمد بود، تا حالا ده بار بلعیده شده و از بین رفته بود. بزرگ‌ترین دلیل کارایی این نظام، خود وجود این نظام و ماندن این نظام است. اینکه یک نظام بِایستد، حرفش را صریح بزند، هیچ ملاحظه‌ای نکند، موضع قاطع خودش را با صراحت در دنیا اعلام کند، با وجود اینکه دشمنی‌ها را هم میدانیم، نه اینکه غافل باشیم از دشمنی‌ها؛ نه، ارکان نظام و مجموعه‌ی مردمی و تی نظام میدانند، درعین‌حال می‌ایستند؛ این خیلی مسئله‌ی مهمّی است، این خیلی حادثه‌ی عجیبی است! بزرگ‌ترین نشانه‌ی کارآمدی نظام این است که توانسته خودش را در همین جهت حفظ کند؛ حالا غیر از پیشرفتهای فراوانی که بعضی از برادرها اشاره د؛ یکی از توصیه‌های من هم همین است. جوان مؤمنِ حزب‌اللهیِ انقل فراموش نکند دستاوردهای نظام را. دستاوردهای نظام یکی دو مورد نیست، هزاران است. حالا مثلاً اشاره د، در کشوری که فرض بفرمایید از آن‌چنانی هندی و فیلیپینی استفاده میشده، امروز برترین متخصّص‌ها، بهترین متخصّص‌ها، برجسته‌ترین متخصّص‌ها [وجود دارد]؛ حالا این یکی از گوشه‌ها است، ازاین‌قبیل موفّقیّت‌ها، ده‌ها و صدها وجود دارد که اینها جای توجّه و دقّت دارد.

 به‌‌هرحال، پس این انقلاب توانست به ما، هم هویّت بدهد، هم آرمان بدهد؛ این مهم است. ما، هم هویّت پیدا کردیم ما فهمیدیم چه‌ ی هستیم، فهمیدیم که ما مغلوب و هضم‌شده‌ی در هاضمه‌ی سیاست جهانی و نظام سلطه نیستیم؛ ما هستیم، ما خودمانیم؛ هویّت و آرمان؛ به ما آرمان داد، آرمانهای فراوان که حالا اشاره میکنم.

 خب، این دایره‌ی معیوب ش ته شد، [لذا] یک مبارزه‌ای قهراً شروع میشود. وقتی یک ‌چنین وضعی پیش می‌آید، خب طرف مقابل چه‌ انی هستند؟ آن روز در مرقد گفتم؛(۵) تهای قوی، قدرتهای توانا، جریانهای بسیار مؤثّر؛ جریانهای ‌ای که امروز در اروپا بلکه در تها را می‌آوردند و میبَرند! ت سر کار می‌آورند، ت از کار می‌اندازند. این جریانها، همه در مقابل نظام صف‌آرایی د، توانایی‌های خودشان را آزمودند، ضربه‌های خودشان را زدند؛ یک مبارزه‌ای شروع شد، مبارزه‌ی سخت، نیمه‌سخت و نرم؛ مبارزات سخت و مبارزات نیمه‌سخت و مبارزات نرم. یکی از میدانهای این مبارزه هم بود.

 دانشجو خواهی‌نخواهی وارد این میدان مبارزه شد، از روز اوّل! از دوران مبارزات؛ خب دانشجوها مشغول مبارزه بودند. از روزی هم که این نظام تشکیل شد و این انقلاب به پیروزی رسید، درگیر شد. مبارزه، خیلی‌ها را درگیر کرد امّا یکی از مهم‌ترین مراکز، و دانشجو بود. آن‌وقت دشمن بر روی و دانشجو متمرکز شد و اوایل انقلاب، [بر آن] مسلّط شدند؛ یعنی دشمن سوار شد بر . خیلی از شماها خب آن‌وقت شاید در دنیا هم نبودید، دانشجو که قطعاً نبودید، امّا بنده همان‌وقت‌ها هر هفته در تهران جلسه داشتم. هر هفته من میرفتم مسجد تهران و سخنرانی و پاسخ به سؤالات؛ و دانشجوها جمع میشدند، سؤال می د، ابهام داشتند، حرف میزدند، ما هم جواب میدادیم؛ جنگ به‌معنای واقعی، و تیراندازی [بود] داخل تهران به جوری شد که یکی از روزها که هفته‌ا‌ی ‌یک ‌بار دوشنبه‌ها یا یکشنبه‌ها میرفتم، وقتی‌که آمدم جلوی در ، بعضی‌ها آمدند گفتند وارد نشوید، خطرناک است؛ چند نفر محافظ هم خود ما داشتیم، اینها هم گفتند نروید؛ گفتم نمیشود، من باید بروم ، در مسجد لابد منتظر من هستند؛ آمدیم وارد شدیم. خلوت! تیراندازی بود، همدیگر را میزدند؛ همین تهران! آمدم مسجد ، دیدم هیچ خبری نیست، دانشجوها هم نیامده‌اند، ترسیده‌اند. دیدیم وقتی جوانها بترسند، ما [هم] به طریق اولیٰ! برگشتیم؛(۶) یک‌ چنین وضعیّتی در بود. واقعاً میدان جنگ شده بود؛ این تسلّط دشمن بود. حالا چه‌ انی بودند؟ چپها بودند، طرف‌دارهای سلطنت هم بودند! اینهایی که همیشه در مقابل هم بودند، در مقابل انقلاب و نظام ی و بزرگوار، دستشان در دست هم متّحد شده بودند؛ باهم متّفق بودند؛ بچّه‌های ساواکی‌ها هم بودند -بالا ه ساواکی‌ها هم، زن و بچّه و جوان و دانشجو داشتند؛ آنها هم بودند- چپهای مار یست هم بودند؛ فدائیان خلق و مجاهدین و همینهایی که می‌شناسید و شنیده‌اید و شاید خوانده‌اید و مانند اینها، همه در مقابل مجموعه‌ی دانشجویان مسلمان [بودند].

 البتّه دانشجوی انقل مسلمان، را فتح کرد؛ این را شما بدانید. یعنی دانشجوهای مسلمان، هم در مباحثات توانستند را فتح کنند، هم در مبارزات جنگی؛ یعنی در همین اتّفاقاتی که افتاد، دانشجوها توانستند را فتح کنند؛ بعد هم که خب به تعطیلی و مانند اینها [انجامید]. منتها [بعد] در بین خود مجموعه‌ی دانشجوی مسلمان، یک اختلالاتی به وجود آمد. دانشجوی مسلمان، را فتح کرد، لانه‌ی جاسوسی را فتح کرد امّا خودش از درون مغلوب شد! این به نظر من نکته‌ی قابل توجّهی است. چرا؟ برای خاطر اینکه دچار ضعف تحلیل و ضعف محتوا بود؛ هیجانات بود، خیلی هم تند -بعضی از بچّه‌های دانشجو در آن ‌روز، ماها را که آن‌وقت تازه از زیر زندان و تبعید و این قبیل ‌چیزها بیرون آمده بودیم، انقل نمیدانستند؛ یعنی در مقام قضاوت، ماها را تخطئه می د؛ همینهایی که الان هم هستند؛ حالا بعضی‌هایشان هنوز هم هستند؛ یعنی واقعاً اُرتدُ [بودند]، یک انقل اُرتدُ ِ سفت و سخت، خیلی قرص و محکم- منتها آن ذهنیّت، از محتوای لازم خالی بود، [لذا] در یک نقطه‌ی حسّاسی ضربه خورد. خب، حوادث زیاد است؛ دیگر من نمیخواهم مرور کنم، [فقط] خواستم یک اشاره‌ای م به ریشه‌های حوادث .

 آنچه من میخواهم عرض م این است که در این سالها، علیه و برای خارج از این صحنه‌ی مبارزه خیلی تلاش د؛ علّتش هم این است که مهم است. اگر در خدمت انقلاب باشد خیلی مهم است؛ از خیلی از قشرهای دیگر تأثیرش بیشتر است. اوّلاً همه جوانند، کم­‌تعلّقند، آماده­‌به­‌کارند، ذهن فعّالی دارند، فهیمند؛ اینها خیلی نکات مهمّی است؛ بعد هم بر روی محیط جامعه تأثیر دارند؛ یعنی دانشجوی انقل میتواند روی محیط پیرامونی خودش اثر بگذارد؛ اوّلش خانواده است، بعد مرتبطینند، بعد دوستان، و در محیط اجتماعی اثر میگذارد؛ لذا برای اینکه را از هویّت انقل خالی کنند و خلاص ند، خیلی تلاش د، خیلی کار د، خیلی سیاست­‌ورزی د در این زمینه. متأسّفانه از داخل خود ما هم در مواردی کمک شد به اینها که بتوانند را انقلاب­ز کنند؛ یعنی روحیّه‌ی انقل ، روحیّه‌ی حزب‌اللّهی، روحیّه‌ی مبارزه از محیط دانشجویی گرفته بشود. اینها مقدّمه بود.

 من میخواهم این را عرض م به شما، البتّه من میدانم همه‌ی مجموعه‌ی دانشجویان کشور با تنوّعی که دارند -گروه‌هایی که در هستند، انگیزه‌ها، گرایشها- اینجا حضور ندارند؛ این را من میدانم. بنده بی­اطّلاع نیستم از این وضعیّتی که امروز در کشور وجود دارد، لکن خطاب من به مجموعه‌ی انقل و علاقه‌مند به مسائل انقلاب است؛ آنهایی که انقلاب را دوست دارند، آنهایی که به­معنای واقعی کلمه انقلاب ی را وسیله‌ی نجات این کشور و تأمین آینده‌ی این کشور میدانند؛ خطاب من به آنها است. من میگویم شما دانشجوها باید خودتان را در صفوف مقدّم این مبارزه حس کنید. یک مبارزه‌ای است، وجود دارد، تمام نشده، ممکن است حالاحالاها هم تمام نشود، ادامه داشته باشد؛ در صفوف مقدّم این مبارزه باید خودتان را احساس کنید و قرار بدهید. صحنه‌ی درگیری را ببینید. یکی از اشکالات بزرگ این است که بعضی درگیری را حس نمیکنند، صحنه‌ی درگیری را نمی‌بینند، نمیفهمند که ما درگیری داریم. ارتباط این مبارزه با خودتان را مدّنظر داشته باشید. دانشجو باید احساس مسئولیّت انسانی، احساس مسئولیّت ملّی، احساس مسئولیّت دینی و اجتماعی و بین‌المللی د؛ این چیزی است که از دانشجو توقّع میرود.

 نگاه دانشجو به مسائل کشور. بنده این نگاه نقّادانه‌ای را که [اینجا] دانشجویان داشتند صددرصد تأیید میکنم. [البتّه] ممکن است بعضی نقدها را وارد ندانم؛ چه آنچه مربوط به دستگاه‌های قوّه‌ی مجریّه است، چه آنچه مربوط به قوّه‌ی قضائیّه است، چه آنچه مربوط به دفتر ی است. ممکن است بعضی‌ وارد باشد، بعضی‌ وارد نباشد، لکن نفْس این نگاه نقّادانه را من صددرصد تأیید میکنم. من میگویم این نگاه نقّادانه و دغدغه­مند، از دانشجو و محیط نباید گرفته بشود. هم نقّادانه، هم آرمان‌گرایانه؛ باید دنبال آرمانها باشند. روی کاستی‌ها و کژی‌ها علامت سؤال بگذارند؛ دانشجو باید کاستی‌ها را ببیند، کجی‌ها را ببیند، عیوب را ببیند و سؤال کند. حالا ممکن است طرف، برای جواب ندادن به این سؤال یک عذر موجّهی داشته باشد، لکن این موجب نمیشود که شما سؤال نکنید؛ شما سؤال کنید. روحیّه‌ی سؤال ، امربه­‌معروف، نهی­‌ازمنکر، مطالبه‌ی جدّی آرمانها و ارزشها در دانشجو، روحیّه‌ی قابل قبول است.

 و از ش تهای مقطعی هم دانشجو نباید مأیوس بشود؛ این را توجّه داشته باشید؛ اینکه حالا یک جایی ما گفتیم [ولی] نشد، در یک جایی فلان مقصود را داشتیم [ولی] تحقّق پیدا نکرد؛ مطلقاً بایستی اجازه ندهید که یأس و ناامیدی بر شما غالب بشود. اگر بنا باشد که انسان از ش تها مأیوس بشود، ما صد بار باید در دوران مبارزه و صد بار باید در جنگ هشت­ساله‌ی تحمیلی مأیوس میشدیم، عقب­نشینی میکردیم. شب میریختند در خانه­‌ی آدم، جلوی زن و بچّه‌ی آدم، آدم را کتک میزدند، دستبند به دست آدم میزدند، بعد هم میبردند آدم را، یا از اینها بالاتر. اگر بنا باشد که انسان از ضربه خوردن و به قول این دختر عزیزمان از کتک خوردن مأیوس بشود، ناراحت بشود، پس در آن دوره‌ی مبارزه، آنهایی که مبارزه می د باید مأیوس میشدند، [ولی] مأیوس نشدند؛ اگر مأیوس میشدند، مبارزه به پیروزی نمیرسید. در جنگ هم همین‌جور؛ در جنگ، بارها آن چیزی که ما تصوّر میکردیم و پیش­بینی میکردیم تحقّق پیدا نکرد. فرض کنید در عملیّات رمضان تصوّر میکردیم که عملیّات پیش خواهد رفت، تابستان هم بود، هوا هم گرم بود، ماه رمضان هم بود، عدّه‌ی زیادی از بچّه‌های ما شهید شدند، عملیّات هم ش ت خورد. مأیوس شدیم؟ مأیوس شدند؟ در کربلای ۴ همین‌جور، در والفجر مقدّماتی همین‌جور. در والفجرمقدّماتی یک جمعیّت عظیمی از ‌ها رفتند جبهه، یک منطقه‌ای را هم معیّن کرده بودند، تقریباً مطمئن هم بودیم که در این عملیّات ما پیش خواهیم رفت و موفّق خواهیم شد -عملیّات، جلوی عماره‌ی عراق بود- عملیّات لو رفته بود، به شکل عجیبی ش ت خورد. اگر بنا بود انسان با ش ت و با عقب­نشینی مقطعی و مانند اینها مأیوس بشود که هیچ چیز به سامان نمیرسید. نخیر! یأس به­خاطر ناکامی‌های مقطعی و موقّت، مطلقاً در زندگی‌تان راه نداشته باشد.

 یک نکته‌ی دیگر [نیز] که این را قبلاً هم اشاره کرده­ام؛ مجموع دستاوردها و موفّقیّتهایی که بعضی‌شان واقعاً بی‌نظیرند، همیشه در مدّنظرتان باشد؛ یعنی احساس سرافرازی کنید به­خاطر انقلاب. ببینید عزیزان من! امروز سیاستهای بزرگ­ترین قدرتهای دنیا، در منطقه‌ی غرب آسیا به گِل نشسته، پیش نرفته؛ خود آنها میگویند به­خاطر اعمال نفوذ و اقتدار است؛ این خیلی مهم است. بنا بود هر بلائی که میخواهند سر عراق یا سر یا فلان ­[کشور] دربیاورند و نتوانستند. خب این خیلی مهم است؛ این همان چیزی است که شما میخواستید؛ این همان چیزی است که انقلاب میخواست. خواسته‌ی انقلاب تحقّق پیدا کرد، خواسته‌ی و همراهان -نه­‌فقط - تحقّق پیدا نکرد. این یک نمونه است و ازاین­قبیل پیروزی‌های زیاد، توانایی‌های زیاد، پیشرفتهای زیاد هست؛ اینها را هیچ­وقت از یاد نبرید. یکی از شگردهای دشمن این است که بگوید شما نمیتوانید، شما ش ت خوردید، از شما کار برنمی‌آید، تمام شدید، رفتید؛ این یکی از شگردهای دشمن است. این شگرد را به‌هیچ‌وجه نپذیرید. البتّه در داخل هم انی هستند که همان خواسته‌ی دشمن را با صدای بلند در اینجا بیان میکنند، به زبان می‌آورند؛ هستند انی ازاین‌قبیل که همان چیزی را که دشمن میخواهد در ذهنیّت جامعه به وجود بیاید، همان را اینجا با صدای بلند در رو مه، در غیر رو مه و در فضای مجازی -حالا که فضای مجازی هم هست- بیان میکنند. من عرض میکنم که بنابراین، من آن دغدغه داشتن، آن هشداردهی، آن طلبکارانه در مسائل و مشکلات نظام و نواقص وارد شدن را صد درصد تأییدمیکنم.

 این را البتّه در حاشیه‌ عرض میکنم که نوع برخورد با مشکلات درون نظام، باید علاج‌جویانه و طبیبانه باشد. طبیب، گاهی اوقات به مریض خودش هم ممکن است تشر بزند، یک حرف تلخی هم بزند، امّا مقصودش معالجه‌ی او است. در مقابله‌ی با دشمن، نوع برخورد باید قاطع و صریح و طبق برخورد خود او -که خصمانه است- خصمانه باشد؛ امّا در داخل و با نظام، نه؛ دلسوزانه، علاج‌جویانه و مانند اینها. البتّه شما در برخورد با دشمن خارجی در حرف زدن و در موضع گرفتن و مانند اینها د. حالا البتّه در زمینه‌های دیپلماسی یک رنگ‌وروغن‌های دیپلماسی لازم است، آن به عهده‌ی دیپلمات‌ها، آنها هرکار خواستند [ ند] و بروند هرجور میخواهند رنگ‌وروغن بزنند؛ [امّا] شما به‌عنوان دانشجو، به‌عنوان مجموعه‌های دانشجویی، حرفتان را صریح و قاطع و با صدای بلند بیان کنید.

 یک نکته‌ی مهم را من در مورد بگویم که فراموش نشود؛ و آن [این است] که محلّ دانش است. معنای این حرفهایی که ما زدیم، این نیست که دیگر محل دانش نیست [و فقط] محلّ فعّالیّت است؛ نه، رکن اساسی ، دانش است. یعنی چه؟ یعنی در باید هم عالِم تولید بشود، هم علم تولید بشود، هم عِالم و علم جهت درست پیدا کند؛ این سه نکته‌‌ی اساسی در باید باشد. تربیت عالِم که من از آن تعبیر میکنم به تولید عالم، و تولید علم که همان چیزی است که سالها است تکرار میکنیم؛ یعنی خطوط مرزیِ علم را ش تن و جلو رفتن که این کاری است که ما در کشورمان هنوز نتوانسته‌ایم آن‌چنان‌‌که شایسته‌ی نظام است به آن برسیم؛ البتّه کارهایی شده، لکن عقبیم. باید بتوانیم از لحاظ علمی جلو برویم؛ وقتی علم جلو رفت، آن‌وقت فنّاوری هم جلو میرود؛ وقتی فنّاوری جلو رفت، تأثیر در زندگی میگذارد؛ وقتی فنّاوری جلو رفت، در دنیا چشمها به شما متوجّه میشود و احساس نیاز میکنند؛ در زندگی انسانها تأثیر میگذارید؛ اینها مسائل بسیار مهمّی است. تکیه‌ی بنده بر روی علم و فنّاوری و مانند اینها که همیشه میگویم، به‌خاطر این است؛ اینها فراموش نشود. همه‌ی مجموعه‌ی -مدیران ، از محترم گرفته تا رؤسای ‌ها، ها، دانشجوها، متون درسی، فرآیندهای آموزشی، کارگاه‌ها و مانند اینها؛ همه‌ی اینها- باید در این چهارچوب قرار بگیرند؛ یعنی بایستی تولید علم، تولید عالم و جهت‌دهی صحیح [صورت بگیرد]؛ این سوّمی را توجّه داشته باشید: جهت‌دهی صحیح به علم و عالم. علم و عالم در تمدّن مادّی وسیله‌ی بدبختی انسان شد: وسیله‌ی تولید بمب اتم شد، وسیله‌ی تولید سلاح شیمیایی شد، وسیله‌ی تولید ویروس‌های خطرناکی شد که امروز متأسّفانه قدرتمندها از طُرُق مختلف دارند آنها را در جسم و جان جوامع داخل میکنند؛ علم این‌جوری شد؛ علم منحرف شد؛ علم، در جهت درست، در جهت نفع، در جهت کمال انسان [باشد]. این راجع به دانشجو و مجموعه‌ی مسائل دانشجویی.

 امّا راجع به تشکّلها. البتّه من که عرض میکنم، میدانم تشکّلهای گوناگونی در وجود دارد؛ پارسال هم گفتم تشکّلهای یکبارمصرف.(۷) بعضی‌شان یکبار مصرفند؛ [مثلاً] قبل از انتخابات تشکّل درست میشود. حالا نوع دیگری از تشکّلها هم وجود دارد که یکبارمصرف نیست امّا برای معارضه‌ی با مجموعه‌ی انقل و مجموعه‌های متدیّن اصلاً به وجود می‌آید؛ با آنها کاری ندارم؛ من تشکّلهایی را میگویم که تحت هر نامی، معتقد به انقلابند، معتقد به دینند، معتقد به نظام ی‌اند، معتقد به این مبارزه‌ی عظیمند؛ تحت هر نامی که هستند فرق نمیکند؛ خطابم به آنها است.

 اوّلاً آرمان‌گرایی را فراموش نکنید آرمان‌گرایی را فراموش نکنید. آرمانها چیست؟ رسیدن به جامعه‌ی عادل، جامعه‌ی آزاد، جامعه‌ی پیشرفته، جامعه‌ی مؤمن، جامعه‌ی متعبّد، جامعه‌ی مرفّه، جامعه‌ی متّحد، جامعه‌ی قوی و مستحکم، جامعه‌ی مستقل؛ اینها آرمان است. ارزش دارد که انسان جانش را در راه این آرمانها، برای خاطر خدا [بدهد]؛ برای همین‌ آیه‌ی شریفه‌ی سوره‌ی نساء که: وَ ما لَکُم لا تُقاتِلونَ فی سَبیلِ اللهِ وَ المُستَضعَفینَ مِنَ الرِّجالِ وَ النِّسآءِ وَ الوِلدان؛(۸) این است دیگر؛ یعنی در راه نجات کشور، نجات مستضعفان، دستور قتال [صادر شده]. حالا البتّه آن آیه، آیه‌ی قتال است؛ این را توجّه داشته باشند آن برادرمان که این آیه، آیه‌ی قتال است، آیه‌ی جهاد نیست؛ جهاد، چیزی است؛ قتال، چیز دیگری است؛ بینشان عموم و خصوص مطلق است. بنابراین، این مبنای است، این جهت‌گیری است. باید در راه این آرمانها [حرکت کرد]. این آرمانهایی که گفتم -یک چنین جامعه‌ای- هدف شما است. آرمان‌گرایی را فراموش نکنید.

 واقع‌بینی؛ واقع‌بین باشید. بنده یک‌بار در جلسه‌ی(۹) مسئولین در ماه رمضان در همین‌جا گفتم، مدام به ما میگویند واقع‌بین باشید، واقع‌بین باشید؛ مرادشان از «واقع‌بین باشید» این است که موانع را ببینید؛ من میگویم ‌واقع‌بین باشید، یعنی واقعیّات مثبت را ببینید؛ جمعیّت جوان را، جمعیّت بااستعداد را، توانایی‌های بشری فوق‌العاده را، استعداد فوق‌العاده‌ی ملّت را، امکانات زیرزمینی را، موقعیّت جغرافیایی را، پیشرفت را؛ اینها را ببینید، اینها واقعیّات است. پس اینها بخشی از واقعیّات است که اینها را باید دید.

 یک بخش دیگر از واقعیّات این است که شما وقتی آرمان‌گرا هستید و میخواهید به سمت این آرمان حرکت ید، باید توجّه داشته باشید که این‌جوری نیست که انسان با معجزه خودش را به آرمان بتواند برساند؛ نه، مشکلاتی وجود دارد، موانعی وجود دارد؛ لابه‌لای این موانع باید راه را پیدا کرد؛ ‌واقع‌بین یعنی این. شما حالا خب حرفهای خیلی خوبی زدید، موانع را مرتّب شمردید؛ آیا لابه‌لای این موانع راهی وجود دارد برای اینکه شما پیش بروید یا نه؟ بگردید آن راه را پیدا کنید. من عرض م قطعاً و یقیناً راه وجود دارد؛ بگردید آن راه را پیدا کنید. ‌واقع‌بینی یعنی این. خب البتّه همه‌ی اینها بحثهای شه‌ورزانه -یعنی به قول فرنگی‌مَآب‌ها بحثهای تئوریک- نیاز دارد. اینهایی که عرض میکنم کارهایی است که باید کار شه‌ورز درباره‌اش کرد.

 توصیه‌ی سوّم. تشکّلها نقش فعّال داشته باشند و تماشاچی نباشند. تشکّل نباید بنشیند، در یک حادثه‌ای که پیشرفتی هست اظهار خوشحالی کند، در یک حادثه‌ای که مثلاً پسرفتی هست احساس حزن و اندوه د؛ نه، باید فعّال باشد، در هر دو جا باید فعّال باشد؛ تماشاچی نباشد.

 توصیه‌ی بعدی؛ تلاش جدّی و همه‌جانبه برای غلبه دادن گفتمان انقلاب در . نگویید در دیگر نمیشود کاری کرد؛ شنفتم این را که بعضی‌ها میگویند که « آقا، دیگر در نمیشود کاری کرد»؛ نه آقا، در خیلی میشود کار کرد، اتّفاقاً در باید کار کرد. چه ی باید در کار د؟ شما. شما تشکّلها هستید که در باید کار ید. البتّه خطاب بنده در غیر از این جلسه به همه است؛ من به همه‌ی آن هسته‌های فکری و عملیِ جهادی، فکری، فرهنگی در سرتاسر کشور مرتّباً میگویم: هرکدام کار کنید؛ مستقل و به‌قول میدان جنگ، آتش‌به‌اختیار. البتّه در جنگ، قرارگاه مرکزی وجود دارد که دستور میدهد، امّا اگرچنانچه رابطه‌ی قرارگاه ‌قطع شد یا قرارگاه عیبی پیدا کرد، اینجا فرمانده دستورِ آتش‌به‌اختیار میدهد. خب شما افسرهای جنگ نرمید -قرار شد شما افسران جوان جنگ نرم باشید- آنجایی که احساس میکنید دستگاه مرکزی اختلالی دارد و نمیتواند درست مدیریّت کند، آنجا آتش‌به‌اختیارید؛ یعنی باید خودتان تصمیم بگیرید، فکر کنید، پیدا کنید، حرکت کنید، اقدام کنید.

 گاهی اوقات انسان احساس میکند دستگاه‌های مرکزی فکر و فرهنگ و سیاست و مانند اینها دچار اختلالند، دچار تعطیلند؛ واقعاً آدم گاهی اوقات احساس میکند. حالا مثلاً فرض بفرمایید این‌همه ما مسئله‌ی فرهنگی در کشور داریم، مسائل مهم که شاید من بتوانم ده مسئله‌ی اصلیِ فرهنگی را بشمارم که اینها دچار مشکل است؛ فرض کنید مسئله‌ی سینما، یک مسئله‌ی مهم است، [یعنی] مسئله‌ی فرهنگی مهمّی است که سینمای کشور چه جوری اداره میشود، از کجا پشتیبانی میشود -حالا پشتیبانی خارجی هم پیدا میکنند برای ‌ها- اداره‌ی هنر کشور و سینما که چیز کوچکی نیست؛ مثلاً فرض کنید ده مسئله‌ی این‌جوری میشود پیدا کرد، [امّا] ناگهان می‌بینید مثلاً فرض کنید اینکه فلان آهنگ قبل از افطار پخش بشود یا نشود، میشود مسئله‌ی اصلی؛ نامه‌نگاری میکنند!(۱۰) پیدا است که این دستگاه اختلال پیدا کرده که مسئله‌ی اصلی را از مسئله‌ی فرعی تشخیص نمیدهد و یک مسئله‌ی اصلاً بی‌اعتبارِ بی‌اهمّیّت فرعی را به‌عنوان یک مسئله‌ی اصلی، درشت میکنند. وقتی این‌جوری دستگاه‌های مرکزی اختلال دارند، آن‌وقت اینجا جای همان آتش‌به‌اختیاری است که عرض .(۱۱)

 اهتمام به تخاطب واقعی. فضای مجازی چیز خوبی است، فرصتی است امّا کافی نیست. بعضی‌ها چسبیده‌اند به فضای مجازی -توئیتر و مانند اینها- برای اینکه پیامهایشان را برسانند، این فایده ندارد؛ تخاطب واقعی لازم است، میزگرد لازم است، سخنرانی لازم است، نشریّه لازم است، بحثهای دونفره و سه‌نفره لازم است، جلسات تحلیل لازم است؛ این‌جور با مخاطبینتان بنشینید؛ و مانند این کارها.

 توصیه‌ی بعدی. چند کلیدواژه‌ی اصلی هست، این کلیدواژه‌های اصلی را فراموش نکنید:
- مسئله‌ی «نقش مردم در حکومت» یکی از این کلید‌واژه‌ها است؛ این کلیدواژه است. بعضی‌ها از بچّه‌های خوب و انقل تعجّب میکنند که فلانی مدام میگوید در انتخابات شرکت کنید، شرکت کنید؛ از من گله‌مند میشوند که چرا شما مدام گفتید بیایید در انتخابات شرکت کنید. آقاجان! توجّه داشته باشید که مصیبت، آن‌روزی است که مردم پشت کنند به صندوق رأی؛ این مصیبت است؛ و دشمن این را میخواهد. الان شماها باید زودتر از من بشنوید، بنده هم شنفته‌ام صداهایی را که بلند میشود، آرزو میکنند و انتظار میکشند روزی را که نود درصد مردم پای صندوقها شرکت نکنند. حالا مثلاً فرض کنید که گفتند بیست‌وچند درصد پای صندوقها شرکت ن د، نیامدند؛ میگویند این کافی نیست، باید کاری کنیم که نود درصد مردم پای صندوقهای رأی نیایند؛ مصیبت آن است. بنده آن را میبینم. حضور مردم پای صندوق رأی، یک نعمت بزرگی است. «مردم‌سالاری»، این جزو کلیدواژه‌های اصلی است؛ این را فراموش نکنید. خب، شما میخواهید که مردم پای فلان صندوق بیایند، پای آن صندوق نیایند، خب تلاش کنید تا آن کاری که شما می‌خواهید تحقّق پیدا کند. جلوی حضور مردم پای صندوق رأی نَایستید.

- مسئله‌ی «استقلال» هم که من گفتم، خیلی مهم است. حالا همین مسئله‌ی ۲۰۳۰ -این قضیّه‌ی سند ۲۰۳۰- از همین قبیل است؛ این مسئله‌ی استقلال است. حالا بعضی‌ها می‌آیند میگویند آقا، مثلاً فرض کنیم ما تحفّظ داده‌ایم یا گفته‌ایم فلان‌چیزش را قبول نداریم؛ نه، بحث سر اینها نیست. فرض کنیم در این سند، هیچ‌چیز واضح بیّنی هم که مخالف با باشد وجود نداشته باشد -که البتّه وجود دارد؛ آنهایی که خیال میکنند ما گزارش درست نگرفته‌ایم؛ نه، گزارشهای ما گزارشهای درستی است- حرف من این است که نظام آموزشی کشور نباید بیرون کشور نوشته بشود؛ حرف من این است. شما میگویید این مثلاً فرض کنید خلاف ندارد؛ داشته باشد یا نداشته باشد، اینجا ایران است، اینجا است، اینجا یک ملّت بزرگند. نظام آموزشی ما را چهار نفر در یونسکو یا سازمان ملل یا فلان‌جا بنشینند بنویسند؟ چرا؟ این همان مسئله‌ی استقلال است. استقلال ابعادش تا اینجاها است.

- مسئله‌ی «نفی نظام سلطه» جزو کلیدواژه‌های اصلی‌ است،

- مسئله‌ی « » جزو کلید‌واژه‌های اصلی‌ است؛ را درست باید تبیین کنید.

- مسئله‌ی «عد » جزو کلیدواژه‌های اصلی ا‌ست؛ و از‌این‌قبیل.

 اینها را باید تبیین کنید. یعنی توصیه‌ی من به تشکّلهای دانشجویی این است که این کلید‌واژه‌های اساسی و اصلی را درست تبیین کنند. از بیانات استفاده کنید و مانند اینها.

 یک توصیه‌ی دیگر هم مسئله‌ی تدیّن و تعبّد در عمل و گفتار است. من فراموش نمیکنم آن‌ روزی را -سالها پیش البتّه- که شنیدم یک مجموعه‌ی دانشجویی که خب با ما هم مرتبط بود و خیلی هم گرم و گیرا، مثلاً در فلان جلسه‌شان یک‌ چیز خلاف شرعی اتّفاق افتاده؛ نگران شدم؛ نه به‌خاطر اینکه اینها گناه د -که خب آن البتّه نگرانی داشت- نگران شدم از اینکه راه اینها عوض شده و بعد دیدم همین‌جور هم بود. یعنی واقعاً «ثُمَّ کانَ عاقِبَةَ الَّذینَ اَسآؤُا السّواىٰ‌ اَن کَذَّبُوا بِایٰتِ الله‌»؛(۱۲) وقتی‌که انسان برطبق تکلیف عمل نمیکند، تعبّد را رها میکند، خدای متعال هدایتش را از او میگیرد.

 یک سفارش دیگر هم شجاعت در اقدام است. گاهی اوقات بعضی از تشکّلها میگویند «نکند این کار را -مثلاً فرض کنید که- فلان آدم یا فلان دستگاه نگران بشوند، ناراحت بشوند یا فلان»؛ نه، شما اقدامتان را انجام بدهید، منتها آن‌وقتی که فهمیدید این اقدام نادرست است، از همان‌جا متوقّفش کنید، یعنی همان‌جا برگردانید راه را؛ یعنی در انجام کارها و اقدام [شجاعت داشته باشید]. البتّه برای اینکه انسان یک اقدامی د، بایستی که جوانب کار را قشنگ بسنجد.(۱۳)

 یک توصیه‌ی دیگر، سفارش به دانشجویان خواهر است. این دو دانشجوی خواهر انصافاً خیلی خوب صحبت د و هر دو نفرشان خیلی مطالب خوبی را بیان د؛ من سفارش میکنم یکی از نکاتی که دانشجویان خواهر در تشکّلها دنبال کنند، مسئله‌ی زن در غرب باشد؛ ما کمتر به این مسئله میپردازیم. البتّه در یکی از جلسات سالهای قبل، یکی از خواهران -یادم نیست که بود یا دانشجو- اینجا صحبت مفصّل خیلی خوبی در این زمینه انجام دادند امّا معتقدم باید کار کرد و میدان کار در این زمینه وجود دارد. این هم این مسئله.

 و آ ین حرف ما هم این است که تشکّلها امید را تزریق کنند در ‌ها؛ خودشان امیدوار بمانند و امید را هم تزریق کنند در ‌ها و نگذارند جوّ ناامیدی به وجود بیاید.

 دو نکته‌ی آ هم عرض م. [نکته‌ی اوّل] راجع به فساد؛ در صحبتهای دوستان هم بود، بیرون هم شنفتم که میگویند. ببینید؛ نگاه من، دید من، این است که فساد در کشور سیستمی نشده. هر میگوید سیستمی است بیخود میگوید. فساد سیستمی یک چیز دیگر است. فساد سیستمی در زمان حکومت طاغوت بود؛ سیستم به طور طبیعی فسادآور و فسادپرور بود، یعنی باید آدم میگشت تا آدم سالم در آن پیدا میکرد؛ امروز این‌جوری نیست؛ البتّه فساد هست، فسادهای بدی هم هست، [امّا] موردی است و باید برخورد بشود. حالا اینکه شما میگویید بایستی شفّاف باشد، شفّاف‌سازی [بشود] که من یادداشت ، نکته‌ی بسیار درست و خوبی است، این به جای خود محفوظ، منتها این‌جور نیست که فساد، سیستمی باشد؛ فساد موردی است و این فسادهای موردی را میشود علاج کرد.

 نکته‌ی دوّم؛ اینکه انی بخواهند کشور را غرق کنند در فرهنگ غربی و گرایش به فرهنگی غربی را روز‌به‌روز در کشور توسعه بدهند، این واقعیّتی است؛ بله، وجود دارد. بعضی‌ها به‌خاطر اعتقاد و ایمان به فرهنگ غربی، بعضی هم از روی ضعف نفس و سست‌عنصری و عدم توجّه و مانند اینها، میکشانند کشور را به سمت فرهنگ غربی؛ این هست، امّا اینکه اینها بتوانند انقلاب را از خطّ خود منحرف کنند و کشور را در فرهنگ غربی غرق کنند، بدانید که قطعاً چنین چیزی اتّفاق نخواهد افتاد. این نسلی که بحمدالله امروز تربیت شده و گسترده هم هست، این نسل علاقه‌مند به انقلاب و علاقه‌مند به و پای کار، نخواهد گذاشت چنین چیزی اتّفاق بیفتد و هر روزی هم که بگذرد، مسلّماً گسترش این نسل و عمق این نسل بیشتر خواهد شد؛ همچنان‌که امروز حرفهایی که شما اینجا زدید، خیلی عمیق‌تر و قوی‌تر بود از حرفهایی که مثلاً فرض کنید پنج سال پیش دانشجوهای قبل از شما اینجا میزدند.

 و ملّت ایران دارد حرکت میکند، پیش میرود؛ این کارها و این ترقّه‌بازی‌های شبیهِ کاری‌ که امروز شد،(۱۴) در اراده‌ی مردم هیچ تأثیری نخواهد گذاشت؛ این را همه بدانند؛ و اینها کوچک‌تر از آن هستند که بتوانند در اراده‌ی ملّت ایران و مسئولین کشور اثری بگذارند و البتّه همین‌طور که دوستان در اینجا گفتند، خود این حوادث نشان داد که اگرچنانچه در آن نقطه‌ای که مرکز اصلی این فتنه‌ها است ایستادگی نمیکرد، تا حالا ما گرفتاری‌های زیادی از این ناحیه در داخل کشور داشتیم. ان‌شاءالله کَلَک اینها کنده خواهد شد.

 پروردگارا! توفیقات روزافزون به این جوانهای عزیز عنایت کن. پروردگارا! همه‌ی این جوانهای عزیز را و ما را در صراط مستقیم ثابت‌قدم بدار. پروردگارا! به حقّ محمّد و آل محمّد، لطف و رحمت و تفضّل خود را و قضای حاجات این برادران را امروز به اینها عطا کن؛ توفیق صفا و لطافت روزافزون در این ماه مبارک و بخصوص در شبهای قدر به این عزیزان و به این حقیر عنایت بفرما؛ بزرگوار و را با پیغمبر محشور کن؛ قلب مقدّس ولیّ‌عصر را از ما راضی و خشنود بفرما.

والسّلام علیکم و رحمةالله و برکاته


۱) در ابتدای این دیدار، تعدادی از دانشجویان و نمایندگان تشکّلهای دانشجویی، مطالبی بیان د.
۲) جواهر لعل نهرو، از ان استقلال هند و کنگره‌ی ملّی هند.
۳) رهایی یافتن
۴) حمله‌ی تروریستی به مجلس شورای ی و مرقد مطهّر حضرت (قدّس سرّه الشّریف) که منجر به شهادت و زخمی شدن تعدادی از مردم شد.
۵) بیانات در مراسم بیست‌وهشتمین سالگرد رحلت حضرت (قدّس سرّه الشّریف) (۱۳۹۶/۳/۱۴)
۶) خنده‌ی معظّمٌ‌له و حضّار
۷) بیانات در دیدار جمعی از دانشجویان (۱۳۹۴/۴/۲۰)
۸) سوره‌ی نساء، بخشی از آیه‌ی ۷۵؛ « ...چرا شما در راه خدا [و در راه نجاتِ‌] مردان و ن و ک ن مستضعف نمىجنگید؟ ...»
۹) بیانات در دیدار مسئولان و کارگزاران نظام (۱۳۹۲/۴/۳۰)
۱۰) خنده‌ی حضّار
۱۱) خنده‌ی حضّار
۱۲) سوره‌ی روم، بخشی از آیه‌ی ۱۰؛ «آنگاه فرجام انی که بدی د [بسی] بدتر بود، [چرا] که آیات خدا را تکذیب د...»
۱۳) معظّمٌ‌له در پاسخ به یکی از حضّار که دستش را بلند کرده بود فرمودند: «من هم اگر وسط حرف شما دستم را بلند کنم، شما ت نمیشوید، شما هم که دستت را بلند کرده‌ای من ت نمیشوم» که خنده‌ی معظّمٌ‌له و حضّار را در پی داشت.
۱۴) حمله‌ی تروریستی به مجلس شورای ی و مرقد مطهّر حضرت (قدّس سرّه الشّریف) که منجر به شهادت و زخمی شدن تعدادی از مردم شد.
عنوان وبلاگ : سراج معلم
برچسب ها : بیانات معظم انقلاب در دیدار جمعی از دانشجویان در دوازدهمین روز از ماه مبارک رمضان - اینها , ,یعنی ,وجود ,خیلی ,کشور , ,وجود دارد ,مانند اینها ,همان چیزی ,استفاده د، ,توجّه داشته باشید ,مجلس شورای ی ,صددرصد تأیید میکنم ,نظام
بیانات معظم انقلاب در دیدار جمعی از دانشجویان در دوازدهمین روز از ماه مبارک رمضان اینها , ,یعنی ,وجود ,خیلی ,کشور , ,وجود دارد ,مانند اینها ,همان چیزی ,استفاده د، ,توجّه داشته باشید ,مجلس شورای ی ,صددرصد تأیید میکنم ,نظام
حوادث دیروز ...

گران فروشی یک جا خوب است و آن هم اینکه جانت را گران بفروشی. جانشان را گران فروختند ، به غیر از قیمت خدا نفروشید ضرر می کنید!

م عان حرم

عنوان وبلاگ : سراج معلم
برچسب ها : حوادث دیروز ... - گران
حوادث دیروز ... گران
میلاد کریم اهل بیت حسن مجتبی علیه السلام مبارک

انسان ۲۵۰ ساله | افشای خط نفاق، شیوه حسن علیه‌السلام

شیوه‌ی حسن علیه‌السلام افشای خط نفاق بود. انقلاب ۱۳۵۹/۵/۶
سال 1396
عنوان وبلاگ : سراج معلم
برچسب ها : میلاد کریم اهل بیت حسن مجتبی علیه السلام مبارک - ,علیه السلام ,مجتبی علیه
میلاد کریم اهل بیت حسن مجتبی علیه السلام مبارک ,علیه السلام ,مجتبی علیه
نـمـــــاز صحیــــح بــا تـلفــظ صحیـــح حـــروف ده گـانـــــه !

بسم الله الرحمن الرحیم
مطابق فتوای همه مراجع تقلید عظام، رعایت مخارج حروف زبان عربی در خواندن ، واجب می باشد. متأسفانه تعداد زیادی از افراد توجه چندانی به این مسأله ندارند. امیدواریم مطالب تهیه شده مورد استفاده ی شما عزیزان قرار گیرد. مخارج حروف: زبان عربی دارای 28 حرف می باشد. که فقط 10 حرف از این حروف دارای تلفظ متفاوت با زبان فارسی می باشند. این حروف ده گانه عبارتند از:

( ث ، ح ، ذ ، ص ، ض ، ط ، ظ ، ع ، غ ، و )

در اینجا تلفظ صحیح این حروف را در زبان عربی بیان می کنیم:
حرف « ث » این حرف را باید به اصطلاح «نوک زبانی» و نازک و کم حجم تلفظ کرد (مانند کودکی که نوک زبانی صحبت می کند!). یعنی در حالی که نوک زبان با دندان های جلو در آرواره بالا تماس دارد هوا را بیرون می دمیم (فشار نوک زبان بر دندان ها زیاد نباشد). حرف «ث» بدون اینکه صدای سوت از آن شنیده شود تلفظ می گردد.
حرف « ح » حرف «حاء» با گرفتگی خاصی در حلق ایجاد می شود. مانند ی که بخواهد مثلاً پوست تخمه ای را که در حلق خود گیر کرده با فشار هوا خارج کند!
حرف « ذ » حرف «ذال» عیناً مانند حرف «ث» از تماس نوک زبان و دندان های بالا و با صدای نازک و «کم حجم» تلفظ می گردد. دقت کنید که فشار نوک زبان بر دندان ها زیاد نباشد.
حرف « ص » حرف «صاد» مانند «س» تلفظ می گردد؛ فقط به همراه آن، صدا پر حجم و درشت می گردد (سین پرحجم = سین مفخم). برای این کار گلو را پر حجم کنید. به اصطلاح عامیانه، باد در گلو بیندازید!. حرف «ص» دارای دو صفت «اطباق» و صفیر می باشد. اطباق در لغت به معنای «چسبانیدن و روی هم قرار دادن دوسطح» و در اصطلاح قرائت، عبارت است از «منطبق شدن بخشی از سطح زبان با سقف دهان به هنگام تلفظ حرف». همچنین صفت «صفیر» نیز باعث می شود «سایش هوا یا صدا» در م ج این حرف پدید آید. تأکید می شود که هنگام تلفظ «ص» نباید صدای سوت شنیده شود.
حرف « ض » حرف «ضاد» از تماس کناره زبان با دندان های آسیای بالا (از هر طرف که مقدور باشد) و با صدای پر حجم و درشت تلفظ می شود. حرف «ض» نیز دارای صفت «اطباق» می باشد. اگر دقت کنید اکثر قراء مشهور جهان که نوار تلاوتشان در دسترس است، ف صاد را مانند «دال» همراه با صدای پر حجم تلفظ می کنند (دال مفخم). البته در صورتی که بخواهیم به این روش تلفظ نماییم، بهتر است «دال مفخم» را کمی نرم تر اداء کنیم و مانند «دال» باشدت همراه نباشد.
حرف « ط » حرف «طاء» مانند حرف «ت» تلفظ می شود با این تفاوت که صدای آن درشت و پر حجم می باشد (تاء مفخم). حرف «ط» نیز دارای صفت «اطباق» می باشد. حرف «ط» قوی ترین حرف زبان عربی می باشد.
حرف « ظ » این حرف دقیقاَ مانند حرف «ذ» از تماس نوک زبان و سر دندان های جلوی آرواره ی بالا ایجاد می شود؛ با این تفاوت که صدا در حرف «ظاء» درشت و پر حجم می گردد (ذال مفخم). حرف «ظ» نیز دارای صفت اطباق می باشد. باید دقت کرد که هوا با فشار دمیده نشود.
حرف « ع » این حرف از میان حلق و به صورت نرم تلفظ می شود و گویی صدا «کش» می آید! (البته این به معنای افراط در نرمی حرف نیست). دقت کنید که حرف «ع» مفخم و پر حجم اداء نشود.
حرف « غ » حرف «غین» از همان محل تلفظ حرف «خاء» یعنی از ناحیه حلق تلفظ شده، ولی صدای آن نرم و کشیده . دنباله دار است، و ح اش و خشونت «خاء» را ندارد. در واقع در تلفظ «خاء» تارهای صوتی مرتعش نمی شوند، در حالی که در تلفظ «غ» تارهای صوتی مرتعش می شوند. صدای «غ» را می توانیم هنگامی که مقداری آب در گلو «غرغره» می کنیم بشنویم. صدای «غ» باید درشت و پر حجم باشد.
حرف « و » برای تلفظ «واو» نباید مثل صدای فارسی آن، دندان های بالا با لب پایین مماس گردد؛ بلکه در اداء این حرف، لب ها به ح «غنچه» در می آید و صدای «و» از میان دو لب خارج می شود. باید دقت کرد که حرف «واو» کم حجم و نازک اداء شود.
منابع: «حلیة القرآن، بلده» «روانخوانی و تجوید قرآن کریم، علی حبیبی- محمد رضا شهیدی» به کوشش قاری ارجمند «جناب آقای هادی خانی»

ماس دعا
عنوان وبلاگ : سراج معلم
برچسب ها : نـمـــــاز صحیــــح بــا تـلفــظ صحیـــح حـــروف ده گـانـــــه ! - تلفظ ,زبان ,صدای ,دندان ,دارای ,درشت ,زبان عربی ,تارهای صوتی ,صوتی مرتعش ,مانند «دال» ,زیاد نباشد
نـمـــــاز صحیــــح بــا تـلفــظ صحیـــح حـــروف ده گـانـــــه ! تلفظ ,زبان ,صدای ,دندان ,دارای ,درشت ,زبان عربی ,تارهای صوتی ,صوتی مرتعش ,مانند «دال» ,زیاد نباشد
حجت ال عالی: چگونه برکت در وقت داشته باشیم؟

از پیغمبر اکرم صلی الله علیه و آله روایت است که می فرمایند: خانه هایتان را با تلاوت قرآن نورانی کنید و مثل قبرستانی قرارش ندهید که هیچ عبادتی در آن نمی شود که یهود و نصاری هم این چنین عمل می کنند که عبادتشان را در کنیسه به صورت جمعی انجام می دهند و در خانه هایشان خبری از عبادت نیست. خانه ای که در آن تلاوت قرآن هست وسعت پیدا می کند. هم وسعت مادی و هم وسعت معنوی. خیلی از گره ها را باز می کند. این اشتباه را باید مراقب باشیم که فقط در جای دسته جمعی قرآن خوانده نشود. روزانه حداقل 20 آیه تا 50 آیه خوانده شود. ما چون این کارها را نمی کنیم وقتمان بی برکت شده است.

برکت وقت یعنی عمر هفتاد ساله به اندازه دو هزار سال فایده دارد. مرحوم علامه حلی از علمای با عظمت ما است که کتاب های متعدد و مختلفی دارد، تعداد کتاب های ایشان را حساب د که ایشان چقدر باید وقت گذاشته باشد که این تعداد کتاب چاپ شده باشد وقتی حساب د دیدند از وقتی به دنیا آمده است باید روزی هزار خط نوشته باشد تا این تعداد کتاب به دست ما رسیده باشد. همه می دانیم حداقل از بیست سالگی باید شروع به نوشتن کتاب کرده باشند.

المومنین علیه السلام شبی هزار رکعت می خواندند. وسعت وقت یعنی همین، یعنی کار در 16 ساعت را در یک ساعت انجام می دهند. طی الارض یعنی مسافت های طولانی را با چند قدم می رود در اینجا طی ا مان را هم بشنوید. زمان های طولانی را در چند دقیقه طی می کند. وسعت و برکت وقت، چیزی است که باید روی آن حساب کنیم.

حضرت زهرا سلام الله علیها سرشان شلوغ بود و نمی رسیدند کارهایشان را انجام بدهند و پیش پدر بزرگوارشان صلی الله علیه و آله رفتند و فرمودند: من کارهایم زیاد است می شود یک خادمی برای من در نظر گرفته شود؟ پیغمبر اکرم صلی الله علیه و آله فرمودند: چیزی به تو می دهم که از خادم برایت بهتر است. 34 بار الله اکبر و 33 بار الحمدلله و 33 بار سبحان الله بخوان، که تسبیحات حضرت زهرا سلام الله علیها نام دارد. این تسبیحات یکی از خاصیت هایش گشایش وقت است. بر خواندن تسبیحات حضرت زهرا سلام الله علیها مداومت داشته باشید.

خانه ای که در آن قرآن خوانده می شود برای اهلش وسعت پیدا می کند. وسعتش مکانی نیست. به معنای این است که وقت و عمرشان وسعت پیدا می کند.

«وَاعْتَصِمُواْ بِحَبْلِ اللّهِ جَمِیعًا»1 تمسک به حبل الله داشته باشید که حبل الله یک مصداقش قرآن و یک مصداقش اهل بیت علیهم السلام هستند. در این آیه خدا می فرماید به حبل الله تمسک داشته باشید. نفرموده اند: تمسک داشته باشید و بالا بیایید، همین که چنگ بزنید خودشان شما را بالا می کشند و لازم نیست خودمان بالا بیاییم. انس با قرآن را سعی کنیم بیشتر شود به خصوص قرائتش و همه این ها مقدمه ای برای عمل است.

عنوان وبلاگ : سراج معلم
برچسب ها : حجت ال عالی: چگونه برکت در وقت داشته باشیم؟ - الله ,وسعت ,قرآن ,کتاب ,داشته ,برکت ,داشته باشید ,حضرت زهرا ,زهرا سلام ,سلام الله ,الله علیه ,تمسک داشته باشید
حجت ال عالی: چگونه برکت در وقت داشته باشیم؟ الله ,وسعت ,قرآن ,کتاب ,داشته ,برکت ,داشته باشید ,حضرت زهرا ,زهرا سلام ,سلام الله ,الله علیه ,تمسک داشته باشید
بیانات ی در دیدار خانواده‌های ی مرزبان و م ع حرم

در روز بیست و سوم ماه مبارک رمضان (۱)

بسم‌الله‌الرّحمن‌الرّحیم
و الحمدلله ربّ العالمین و الصّلاة و السّلام علی سیّدنا و نبیّنا ‌القاسم المصطفی محمّد و علی آله الاطیبین الاطهرین المنتجبین الهداة المهدییّن سیّما بقیّة‌الله فی الارضین.

 بسیار جلسه‌ی شیرین و جالبی است از این جهت که عطر شهادت در این جلسه پیچیده است. بله، همه‌ی خانواده‌های در اینجا نیستند لکن یک مجموعه‌ای از خانواده‌های عزیز شهیدان ما، چه شهیدان [م ع] حرم، چه شهیدان مرزبانی، چه شهیدان -نیروی زمینی- چه شهیدان ، چه شهیدان نیروی انتظامی و دیگران در اینجا اجتماع کرده‌اید و عطر شهیدان در فضای حسینیّه پیچیده است.

 شهادت یک مفهوم عجیبی است، یک مقوله‌ی عجیبی است، یک مقوله‌ی عمیقی است. شهادت یعنی معامله‌ی با خدا، یک معامله‌ی دوجانبه‌ی بی‌دغدغه‌ی با خدای متعال؛ جنس هم معلوم، بهای جنس هم معلوم. جنس عبارت است از جان. جان یعنی سرمایه‌ی اصلی هر انسانی در این دنیای مادّی؛ این جنس است؛ این را شما تقدیم میکنید؛ در مقابل، چه میگیرید؟ در مقابل، سعادت ابدی و حیات جاودان در برترین نعمتهای الهی را میگیرید. خب، این که شما در شهادت میدهید، یک جنس ماندگار نیست. این جنس مثل همان یخی است که فروشنده‌ی یخ، روز تابستان آمده بود یخ را عرضه میکرد، میگفت مردم! این جنس را از من ب ید که اگر ن ید، اصل مایه از دست خواهد رفت؛ این‌جوری است دیگر. حالاها که داخل خانه‌ها یخ هست، قدیمها که یخ را از بازار می یدیم، فروشنده‌ی یخ این یخ را لای کیسه‌گونی و مانند اینها نگه میداشت که بماند تا بیایند ب ند. اگر نمی یدند چه میشد؟ اگر مشتری پیدا نمیشد و یخ را نمی ید چه میشد؟ یخ آب میشد، از بین میرفت. این مشتری‌ای که می‌آید این جنس نابودشدنی را از شما می د، خیلی مشتری باارزشی است. این جانی که من و شما داریم، همان یخ است، این دارد ذرّه‌ذرّه [از بین] میرود دیگر؛ مگر این‌جور نیست؟ ذرّه‌ذرّه دارد تمام میشود. هر یک روزی که میگذرد، ما به آن سرآمد داریم نزدیک‌تر میشویم؛ یعنی به قبر داریم نزدیک‌تر میشویم؛ این دارد روزبه‌روز [از بین] میرود. حالا چقدر طول بکشد؟ بعضی‌ها این سرآمدشان چهل‌سالگی است، بعضی پنجاه‌سالگی است، بعضی هشتادسالگی است؛ بالا ه تمام میشود؛ دیر و زود دارد، سوخت و سوز ندارد؛ دارد تمام میشود. حالا [برای] این که چه شما بفروشی و چه نفروشی بالا ه تمام خواهد شد، یک مشتری پیدا شده و میگوید من این را از تو می م، آن‌هم به بالاترین قیمت می م. آن بالاترین قیمت چیست؟ بهشت. همین آیه‌ای که این قاریِ(2) خوش‌خوانِ عزیز ما امروز تلاوت د: اِنَّ اللهَ اشتَرىٰ‌ ‌مِنَ المُؤمِنینَ اَنفُسَهُم وَ اَموالَهُم بِاَنَّ لَهُمُ الجَنَّة؛(3) این جنس را از شما می ند که به شما بهشت بدهند. یُقاتِلُونَ فی‌ سَبیلِ اللهِ فَیَقتُلونَ وَ یُقتَلون؛(4) یعنی وقتی شما در راه خدا مجاهدت میکنید، چنین نیست که برَوی جانت را دو‌دستی بدهی دست دشمن و بگویی بکُش؛ نه آقا! شما هم ضربه میزنی به او. این مرزبان ما که در مرزها به شهادت میرسد، قبلش مبالغ زیادی ضربه به دشمن زده، مانع نفوذ دشمن شده، جلوی توطئه‌ی دشمن را گرفته، جلوی فساد دشمن را گرفته؛ این جوان ما که در دفاع از حرم، در فلان کشور خارجی در مقابل ایستاده و شهید شده، قبل از اینکه شهید بشود، صد ضربه به او زده، جلوی او را گرفته، اه او را ناکام کرده، پدر او را درآورده، حالا هم شهید میشود. فَیَقتُلونَ وَ یُقتَلُون؛ هم میکُشند، بعد هم خودشان کشته میشوند. وَعدًا عَلَیه‌؛ این یک وعده‌ی الهی است؛ خدا دارد به شما وعده میدهد. اینکه میگوید از تو می یم این جنس را به قیمت بهشت؛ بهشت یعنی سعادت ابدی، سعادتی که در آنجا دیگر مثل این یخ نیست که لحظه‌به‌لحظه آب برود؛ نه، بقاء دائمی است، همیشگی است، لذّت همیشگی است، نعمت همیشگی است؛ در مقابل این دارند این جان ازبین‌رفتنی را از شما می ند و میگیرند؛ این وعده، وعده‌ی خدا است. این وعده‌ی حقّی است که خدای متعال به شما داده است، مخصوص دین شما هم نیست؛ این وعده را خدا در کتابهای آسمانیِ قبلی هم داده است: وَعداً عَلَیهِ حَقًّا فِی َّوراةِ وَ الاِنجیلِ وَ القُرءان؛(5) شهادت این است. بعد هم میفرماید: وَ مَن اَوفىٰ‌ بِعَهدِهِ مِنَ الله؛(6) چه ی به عهد خود وفا‌کننده‌تر است از خدا؟ این وعده وفا میشود. بنابراین شهادت یک مفهوم این‌جوری است. ظاهرش را که نگاه میکنید، ظاهر دردناکی دارد، تلخی دارد؛ پدر انسان، مادر انسان، همسر انسان، بچّه‌ی انسان، برادر و خواهر انسان، داغدار میشوند، غصّه میخورند؛ ظاهرش این است؛ امّا باطنش چه؟ باطنش فروش یک جنس ضایع‌شدنی و اب‌شدنی و غیرقابل‌ماندن به یک قیمت فوق‌العاده بالا است. بنده از قدیم با دوستان در صحبت و سخنرانی و مانند اینها که صحبت میکردیم میگفتم شهادت، مرگ تاجرانه است؛ یعنی در آن زرنگی هست؛ آنهایی که شهید میشوند، خدای متعال بیشترین لطف را به آنها میکند، بالاترین لطف را به آنها میکند؛ این شهادت است.

 شماها خانواده‌های هستید، البتّه رنج میبرید؛ فرزندتان، برادرتان، پدرتان، همسرتان از دستتان میرود، [آنها را] دوست دارید، محبّت دارید، بدیهی است که داغدار میشوید؛ در این تردیدی نیست. امّا با این نگاه وقتی نگاه کنید، خواهید دید که شما هم برنده‌اید. چرا؟ برای خاطر اینکه او که عروج پیدا کرد و رفت به درجات عالی، او قدرت دارد شفاعت کند؛ او میتواند در برزخ و در قیامت نقش ایفا کند. همین الان هم انی که در دنیا هستند، بعضی‌ها که با اُنس بیشتری دارند، در مشکلات زندگی متوسّل به میشوند و جواب میدهند. در این شرحِ­‌حال­هایی که ما میخوانیم از خانواده‌ی ، ازاین­‌قبیل زیاد هست که همسر شهید، پدر شهید، مادر شهید دچار یک مشکلی میشوند، به شهید متوسّل میشوند؛ میگویند «تو که دستت باز است، تو که میتوانی، کمکمان کن»، و او کمک میکند. در برزخ هم همین‌جور است. شماها میروید دیگر؛ شماها هم که ماندنی نیستید؛ من و شما همه رفتنی هستیم؛ ما هم همین عالم برزخ را، همین دالان را، همین وادی را در پیش داریم، به آنجا خواهیم رسید. وقتی‌که رفتید، آنجا گرفتاری‌ها زیاد است؛ اگر انسان آنجا بتواند شفیعی داشته باشد که این شفیع به درد آدم بخورد، خیلی قیمت دارد. این شهید، شفیع شماها است.

 البتّه درباره‌ی خانواده‌ی من حرفْ زیاد دارم؛ زیاد هم حرف زده‌ام؛ حرفهای زیادی دارم درباره‌ی خانواده‌ی . مسئله‌ی خانواده‌ی فقط این نیست که یک شهید از آنها در راه حق به شهادت رسیده؛ صبر آنها خودش یک کوه باارزش است. همین­‌که پدر شهید، مادر شهید، همسر شهید، فرزند شهید، صبر میکنند بر این مصیبت، خود این یک ارزش بسیار والایی است؛ بسیار والا. اُولٰئِکَ‌ عَلَیهِم‌ صَلَوٰتٌ‌ مِن رَبِّهِم وَ رَحمَة؛(7) شما باور میکنید که خدا بر شما صلوات بفرستد؟ خدا صلوات بفرستد بر شما! شما که خانواده‌ی شهید هستید، وقتی صبر میکنید بر این مصیبت و شکر میکنید خدا را و تحمّل میکنید و این را پای خدا حساب میکنید، این صبر شما موجب میشود که خدای عزّوجل -که مالک مُلک و ملکوت است، مالک عالم وجود است- بر شما صلوات بفرستد. اینها ارزش است؛ ما این مفاهیم را باید درست بفهمیم. این مفاهیم، نیروهای عجیبی در وجود ما ایجاد میکند، ما را آماده میکند برای خیلی کارهای بزرگ.

 دشمنها میخواهند این مفاهیم را از ما بگیرند. بعضی از همین قلم­‌به­‌دست­‌های مزدور -که دلشان میخواهد دل بیگانه‌ها را به دست بیاورند به جای اینکه دل اولیای خدا را به دست بیاورند- یک چیزهایی مینویسند، یک حرفهایی مینویسند در بعضی از این مطبوعات، رو مه‌ها یا فضای مجازی؛ اینها نمیفهمند چه‌کار میکنند. مفهوم شهادت، مفهوم مجاهدت فی‌سبیل‌الله، مفهوم صبر بر اینها، مفاهیم عظیمی است؛ اینها در زندگی روزمرّه‌ی جامعه‌ی ی اثر دارد. برادر، خواهر! همینها انقلاب را حفظ کرده.

 این انقلاب و نظامی که به وجود آمد، از اوّل با دشمنی‌های سخت مواجه بود، حالا به این هارت‌و‌پورت‌های این بابایی که تازه آمده (8) [سرِ کار]، نگاه نکنید؛ اینها جدید نیست، اینها از اوّل بود، حالا زبانهایشان و لحنهایشان فرق میکند. از روز اوّل این هارت‌و‌هورت‌ها علیه بوده تا امروز؛ قریب چهل سال است. هیچ غلطی نتوانستند ند. این نهال را آن‌وقتی که یک ترکه‌ی نازک بود روی زمین، نتوانستند بکَنند، امروز تبدیل شده به یک درخت تناور؛ [مگر] میتوانند بکَنند؟ غلط میکنند. میگویند میخواهیم نظام را تغییر بدهیم؛ خب کِی بوده که شما نخواسته‌اید این کار را ید؟ همیشه خواسته‌اید، همیشه سرتان به سنگ خورده، همیشه دماغتان به خاک مالیده شده؛ بعد از این هم همین خواهد بود. ملّت ایران را اینها نشناخته‌اند؛ این مفاهیم، ملّت ایران را زنده نگه ‌داشته.

 اینهایی که تازه آمده‌اند سرِ کار در ، مثل این انی که تازه وارد عالَم چاقو‌کشی شده‌اند -این چاقوکش‌های تازه‌کار و بی‌تجربه که به هرجا میرسند یک نیش چاقویی میزنند- نمیفهمند چه‌‌کار دارند میکنند؛ تا وقتی توی دهانشان بخورد؛ وقتی توی دهانشان خورد، آن‌وقت میفهمند حساب چیست، کتاب چیست. را اینها نشناخته‌اند، ملّت ایران را اینها نشناخته‌اند، مسئولین را نشناخته‌اند. ملّت ایران آن ملّتی است که از روز اوّل تا امروز، با همین‌جور توطئه‌ها و با همین‌جور حرفها مواجه بوده؛ آنها خواسته‌اند به ملّت ایران سیلی بزنند، [ولی] ملّت ایران به آنها سیلی زده؛ آنها خواسته‌اند نظام را ساقط کنند، [امّا] یکی یکی در حسرت این آرزو به گور رفتند. شما ببینید از اوّل انقلاب، [تعداد] این انی که در آرزوی نابودی بودند و حالا از این دنیا با حسرت و با ناکامی رفتند در اعماق جهنّم، چقدر است. با اقتدار کامل [ایستاده]؛ بعد از این هم همین‌جور خواهد بود. این را همه بدانند -هم دشمن بداند، هم دوستان با اخلاص بدانند، هم آن دوستانی که گاهی دلشان میلرزد بدانند- که مستحکم ایستاده است و بدانید آنها نمیتوانند به ما سیلی بزنند، ما به آنها سیلی خواهیم زد.

 و این به‌خاطر تجهیزات مادّی نیست. تجهیزات مادّی نقش اساسی و تعیین‌کننده ندارند، چیزهای دیگری وجود دارد؛ آن، تجهیزات معنوی است؛ آن عزم و اراده‌ی ثابت است، آن راه‌های استحکام درونی دلهای یکایک آحاد مردم است، آن قدرت تربیت جوانهایی است که در این طوفان عجیب فساد -که در دنیا به‌وسیله‌ی صهیونیست‌ها و امثال آنها دارد ترویج پیدا میکند- قرص و محکم در صراط مستقیم در ایران ایستاده‌اند. ، قدرت ی، نظام ی، میتواند این‌جور جوانهایی را تربیت کند و امروز تربیت کرده و هستند. این، قدرت است؛ با این قدرت، هیچ قدرت مادّی‌ای تواناییِ مقابله ندارد. و روح [این قدرت] هم، روحِ همین شهادت است.

 البتّه در کنار این حرفها، ارزش ی ما هم باید معلوم باشد. ی دفاع از حرم اگر نبودند، ما باید حالا با عناصر فتنه‌گرِ خبیثِ دشمنِ اهل‌بیت و دشمن مردم شیعه، در ای ایران میجنگیدیم. در برنامه‌های دشمن بود دیگر؛ در عراق که بودند، اینها در یک منطقه‌ای بودند و سعی می د خودشان را بکشانند به سمت منطقه‌ی مرزی با ؛ و خودشان را برسانند به مناطق شرقی‌شان که همسایه‌ی است؛ سعی می د بیایند به این استانهایی که با ما هم‌مرزند؛ جلویشان گرفته شد، بهشان تودهنی زده شد، تارومار شدند، پدرشان درآمد، حالا [هم] که دارند بکلّی اِزاله(9) میشوند، جارو میشوند. در هم همین‌جور؛ اگر این کاری را که ان با‌ارزش ما انجام دادند انجام نمیدادند، به قول این آقای مدّاح(10) عزیزمان، حالا باید در همین دوروبَر و اطراف با اینها میجنگیدیم؛ باید در همین خیابانهای خودمان و ای خودمان با اینها مبارزه میکردیم. بخش مهمّی از این امنیّتی که امروز شما دارید، مربوط به همین م عان حرم است.

 بخش مهمّ دیگری از امنیّت، مربوط به این مرزداران ما است؛ چه از نیروی انتظامی که در مرز مستقرّند، چه از نیروهای زمینی که در مرز مستقرّند، چه از بقیّه‌ی نیروهایی که در مرزها در حال رفت‌وآمد و استقرار و فعّالیّت و تلاشند؛ این ناشی از برکات آنها است؛ آنها -طفلکها- دیده هم نمیشوند! شما در خانه‌هایتان نشسته‌اید؛ از مرز چه خبر دارید؟ شما پسرتان را، دخترتان را میفرستید مدرسه، می‌آید، نگران نیستید؛ خودتان میروید محلّ کار و می‌آیید، نگران نیستید؛ میروید در پارک می‌نشینید، نگران نیستید؛ راه‌پیمایی میکنید، نگران نیستید؛ نگران ناامنی نیستید، دارید با امنیّت زندگی میکنید. چه خبر دارید که آن ‌که در مرز ایستاده و جلوی دشمن را گرفته که وارد کشور نشود، او دارد چه میکشد؟ این را مردم خبر ندارند؛ او مظلوم است. ی مرزی ما مظلومند؛ چه در مرزهای جنوب شرقی یعنی منطقه‌ی بلوچستان و کرمان و مانند اینها، چه منطقه‌ی شمال غربی [یعنی] منطقه‌ی کردستان و کرمانشاه و بقیّه‌ی جاها، چه بقیّه‌ی مناطق دیگری که در مرزها مشکلاتی وجود دارد؛ در همه‌ی اینها، این مرزدارهای ما هستند که دارند با همه‌ی وجود، آنجا دفاع میکنند. اگر این مرزدارها نباشند، از بعضی از مرزهای ما هزارکیلو هزارکیلو موادّ مخدّر وارد کشور میکنند که هر یک کیلویش ممکن است صد جوان را بدبخت کند و به روز سیاه و به خاک سیاه بنشاند. چه ی جلوی اینها را میگیرد؟ مرزدار ما! اینها هستند که دارند فداکاری میکنند؛ بعد هم شهید میشود؛ این شهید خیلی ارزش دارد. شهید م ع حرم آن‌جور، شهید مرزبان این‌جور.

 شهید کارهای امنیّتی و اطّلاعاتی در داخل کشور [هم] یک‌جور؛ اینهایی که با چشمهای نافذ خودشان میگردند و تیم‌های ابکار را، تیم‌های تروریست را -که شکل و قیافه‌شان با بقیّه‌ی مردم فرق ندارد، دلهایشان جهنّمی است که دیده نمیشود- پیدا میکنند این مأمور امنیّتی ما با تجربه‌ای که دارد، با هوشی که دارد، با کمکی که از مردم میگیرد، با هدایتی که خدا میکند، میتواند اینها را پیدا کند. اینها را پیدا میکنند و یک‌وقت شما می‌شنوید که چهل تیم را ضربه زدند، بیست تیم را ضربه زدند که هریک از این تیم‌ها میتوانست ده‌ها نفر را به خاک و خون بکشد؛ یک‌وقتی هم یکی از اینها به شهادت میرسد؛ اینها خیلی ارزش دارند.

 شما که خانواده‌ی هستید، خودتان داغدارید و دستتان در کار است؛ من میخواهم این را عرض م -این حرفها پخش میشود، گفته میشود تا مردم بدانند که این شهیدان ما چقدر دارند به این کشور خدمت میکنند- خدمت، فقط دادن آب و نان نیست؛ بالاتر از آب و نان، امنیّت است؛ اینها دارند امنیّت کشور را تأمین میکنند. در همه‌ی مرزهای کشور این‌جوری است؛ چه آنهایی که در خارج کشور در دفاع از حرم کار میکنند، چه آنهایی که در مرزها کار میکنند، چه آنهایی که در داخل ا و جادّه‌ها برای امنیّت کار میکنند، همه‌ی اینها حقّ حیات به گردن کشور دارند.

 قدر را باید بدانیم، قدر خانواده‌های را باید بدانیم. برادران عزیز، خواهران عزیز! هر ی که سعی کند که یاد به فراموشی س بشود، به این کشور خیانت کرده؛ هر ی که سعی کند که به خانواده‌های اهانت بشود یا بی‌اعتنائی بشود یا مورد تعرّض زبانی قرار بگیرند، به این کشور خیانت کرده؛ [چون] اینجا بحث نظام نیست، بحث کشور است؛ به کشور خیانت کرده. به باید احترام بگذارند و قدر آنها را بدانند؛ به خانواده‌ی باید احترام بگذارند و قدر آنها را بدانند؛ خود را زیر بار منّت شهیدان بدانند. خب «زیر بار منّت شهیدان» یعنی چه؟ یعنی زیربار آن همسری که راضی میشود شوهرش برود در میدان جنگ به شهادت برسد؛ پس زیر بار [منّت] آن خانم هم هستند؛ زیر بار منّت آن پدر یا آن مادری که رضایت میدهد فرزندش برود [هم هستند]؛ زیر بار منّت اینها قرار بگیرند و همه بدانند، اینها است که ارزشها را در کشورمان زنده میدارد.

 پروردگارا! به محمّد و آل محمّد تو را سوگند میدهیم روزبه­‌روز یاد شهیدان ما را در کشور ما زنده‌تر کن. پروردگارا! روزبه­‌روز عزّت شهیدان و عزّت خانواده‌های شهیدان را در کشور ما بیشتر کن. پروردگارا! این نور شهادت، این فضای شهادت، این طلب شهادت، این شور و شوق به شهادت را که در دل بعضی‌ها هست، خاموش مکن. پروردگارا! هر ی را که این شوق و شور به‌معنای واقعی کلمه در دل او هست، به این فضیلت برسان؛ تفضّلات خودت را درباره‌ی آنها زیاد کن، را با پیغمبر محشور کن، با ی کربلا محشور کن. روح مطهّر بزرگوار ما را که سلسله‌جنبان شهادت بود، از ما راضی و خشنود کن. قلب مطهّر ولیّ‌عصر را از ما راضی و خشنود کن و ما را به رضای آن بزرگواران روزبه­‌روز نزدیک‌تر کن.

والسّلام­ علیکم­ و رحمةالله­ و برکاته


۱) در این دیدار -که در روز بیست‌وسوّم ماه مبارک رمضان برگزار شد- خانواده‌های ی م ع حرم، وزارت اطّلاعات، مرزبانی ، ، نیروی انتظامی و ... حضور داشتند.
۲) آقای محمّدحسن موحّدی‌قمی
۳) سوره‌ی توبه، بخشی از آیه‌ی ۱۱۱؛ «در حقیقت، خدا از مؤمنان، جان و ان را به [بهای] اینکه بهشت برای آنان باشد، یده است؛ ...»
۴) همان؛ «... همان انی که در راه خدا میجنگند و میکُشند و کشته میشوند ...»
۵) همان؛ «... وعده‌ی حقی در تورات و انجیل و قرآن برعهده‌ی اوست ...»
۶) همان؛ «... و چه ی از خدا به عهد خویش وفادارتر است؟ ...»
۷) سوره‌ی بقره، بخشی از آیه‌ی ۱۵۷؛ «بر ایشان درودها و رحمتی از پروردگارشان [باد] ...»
۸) دونالد ترامپ (رئیس‌جمهور )
۹) از بین رفتن
۱۰) آقای حسین سازوَر
عنوان وبلاگ : سراج معلم
برچسب ها : بیانات ی در دیدار خانواده‌های ی مرزبان و م ع حرم - اینها ,است؛ , ,کشور ,است، ,شهادت , ,ملّت ایران ,خانواده‌ی ,خانواده‌های ,نگران نیستید؛ ,باید احترام بگذارند ,کشور خیانت کرده؛ ,نظام ,داریم نزدیک??
بیانات ی در دیدار خانواده‌های ی مرزبان و م ع حرم اینها ,است؛ , ,کشور ,است، ,شهادت , ,ملّت ایران ,خانواده‌ی ,خانواده‌های ,نگران نیستید؛ ,باید احترام بگذارند ,کشور خیانت کرده؛ ,نظام ,داریم نزدیک??
باورهای غلط

باورهای غلط ،رفتارهای غلط به دنبال دارد . سیب تا سالم است پروانه دورش می گردد و وقتی گندید مگس ها بر او می نشینند! انسان هم همینطور است ، اگر گرفتار باورهای اشتباه شد انی سراغش می آیند که باورها و رفتارهایشان غلط است.

عنوان وبلاگ : سراج معلم
برچسب ها : باورهای غلط - باورهای
باورهای غلط باورهای
"ترامپ و کارگران اراک"

♦️بیکاری تلخ است و حتی به تلخی خود مرگ. از صبح تا شب تمام انرژی‌ات در یک ملال همیشگی بگندد و از دست برود. می فهمی؟ تحمل مرگ آسان‌تر است. تا بیکار نباشی نمی توانی معنایش را بفهمی. اما تلخ‌تر از این بیکاری هم وجود دارد. اگر آن را مرگ بدانید، حتما این یکی خود دق مرگ است.

♦️فرض کنید جایی کار می‌کنید. باز نشسته‌اید و حق‌تان است که حقوق بگیرید؛ یک ماه، دو ماه، سه ماه. شش ماه می‌گذرد. خبری نمی‌شود. دیگر ی نمانده است که اهل قرض دادن باشد و اصلا با چه امیدی قرض بگیرید. وقتی نمی‌دانید دستمزدی در کار است و یا نه. به مقامات مراجعه می‌کنید. ماس می‌کنید. صبر می‌کنید و خبری نمی‌شود. گرسنگی زن و بچه، شرمنده‌تان می‌کند. به فکر فروختن کلیه می‌افتید. چند بار می‌توانید این کار را ید.

♦️به تنگ می‌آیید دسته جمعی به خیابان می‌آیید. نه حرف می‌زنید. نه شعار می‌دهید. کتک می‌خورید. زخم بر می‌دارید. با دست و پای ش ته و چشم بسته به خانه بر می‌گردید. می‌دانید ی از آه مظلوم نمی‌ترسد. تازه شانس بیاورید شلاق نخورید. زندان نروید و ...

♦️این عد نیست، با هیچ اسمی نیست، با خود می گویید روزگاری می‌گفتند خدا هم کارگر است. تا عرق کارگر خشک نشده باید حقوق‌اش را پرداخت. می‌شنوید اهالی قدرت نمی‌دانند با ثروت‌های بادآورده‌شان چه کنند. ‌های چند هزار میلیاردی، هم‌برگ ۲۵۰ هزار تومانی، بستنی چهارصد هزار تومانی و ... تو م با حسرت نان و پنیر. می‌شنوی ماشین‌های پورشه، خانه‌های اشرافی زیاد و زیادتر می‌شوند و تعداد بیکارها و بی‌ حقوق‌ها بیشتر و بیشتر و تو حق آخ گفتن هم نداری.

♦️ترامپ ایران را تهدید می‌کند و ... اگر مردم راضی باشند و عد ی ببینند از هیچ دشمنی کاری بر نمی‌آید، ولی وقتی دشمنان در اتاق‌های ریاست نشسته باشند و بجای دادن فرمان ستاندن داد مظلوم فرمان متفرق بی حقوق‌ها و گرسنه‌ها و بی پناه‌ها را می‌دهند باید ترسید.

♦️وقتی ظلم بی حد شد این فکر در جانها می‌دود مگر دشمن چه ظلمی می‌تواند د که دوست نمی‌کند. خیلی ماجرا ترسناک می‌شود. از آه مظلوم نمی‌ترسید برای خودتان شده تغییر رویه بدهید. مگر نمی‌شنوید کارگران داد می‌زنند یک کم بشه مشکل ما حل می‌شه‌. اگر عزم برخورد با ‌گران را ندارید حداقل بگذارید بدبخت ها دادشان را بزنند کمی سبک بشوند.

♦️اگر تحمل این یکی را هم ندارید تاوان پس می‌دهید. تاریخ را بخوانید. همیشه اتفاق‌ها وقتی می‌افتد هیچ تصورش را نمی‌کرد و نمی‌کند. از ما گفتن از شما نشنیدن. این کارها در ت #تدبیر_و_امید انجام می‌شود. با همدستی #اصولگراها، آنهم وقتی #اصلاح_طلبان گرفتن پست کورشان کرده و یا گرفتن تبلت و خودرو. یک اصلاح طلب صاحب نامی از جمله خاتمی یک کلام از حقوق معوق کارگران نمی گوید، از درد و رنج‌های‌شان. چرا که مشغول جشن تولدند و قسمت کیک قدرت و ثروت. آی. چه روزگار پلشتی شده است

محمد_آقازاده

عنوان وبلاگ : سراج معلم
برچسب ها : "ترامپ و کارگران اراک" - می‌کنید ,کارگران ,مظلوم ,هزار ,خبری نمی‌شود
"ترامپ و کارگران اراک" می‌کنید ,کارگران ,مظلوم ,هزار ,خبری نمی‌شود
پای قدرتمند خود را با عصای بیگانه عوض نکنید!

دیدار رئیس و اعضای مجلس خبرگان ی با انقلاب

حضرت آیت‌الله خامنه‌ای معظم انقلاب ی صبح امروز (پنجشنبه) در دیدار رئیس و نمایندگان مجلس خبرگان، با اشاره به جایگاه بی‌نظیر و استثنایی این مجلس در نظام ی، وظیفه‌ای مهم را از مجلس خبرگان درخواست د و گفتند: این مجلس باید با تشکیل یک هیئت شه‌ورز که دارای نگاه کلان و راهبردی و عمیق باشد، به بررسی چگونگی حرکت انقلاب ی در ۳۸ سال گذشته به سمت اه اصلی خود و پیشرفت‌ها، توقف‌ها و احیاناً پسرفت‌ها در این مسیر بپردازد و بر اساس جمع‌بندی خود از دستگاه‌های مختلف مطالبه‌گری کند.

انقلاب ی همچنین با اشاره به سخنان سخیف، زشت، ابلهانه، آشفته و سراسر غیرواقعیِ رئیس‌جمهور در مجمع عمومی سازمان ملل تأکید د: این سخنان ناشی از قدرت نبود، بلکه ناشی از عصبانیت، درماندگی و سبک‌مغزی است زیرا یی‌ها از اینکه نقشه‌های چندین‌ساله‌ی آن‌ها در منطقه‌ی غرب آسیا، با حضور مؤثر ایران، نقش بر آب شده است، به‌شدت ناراحت و عصبانی هستند.

حضرت آیت‌الله خامنه‌ای، مجلس خبرگان را مجلسی استثنایی و بی‌نظیر از لحاظ ترکیب، کارکرد و وظایف خواندند و افزودند: این مجلس در کنار وظایف کنونی آن، باید یک نگاه و ارزی کلان و راهبردی به مسیر و حرکت انقلاب ی داشته باشد.

انقلاب ی در بیان این وظیفه و سازوکار اجرای آن، خاطرنشان د: قوای سه‌گانه، مأمور اداره‌ی کشور هستند و باید کشور را انقل اداره کنند اما مجلس خبرگان باید با تشکیل یک هیئت شه‌ورز، میزان پیشرفت‌ها یا پسرفت‌ها را در مسیر حرکت به سمت اه انقلاب، ارزی ، و بر اساس آن از دستگاه‌های مسئول، مطالبه کند.

ایشان سپس با بیان چند نمونه، به تبیین وظیفه‌ی مطالبه‌گری پرداختند و گفتند: یکی از عناوین انقلاب ما، «نه شرقی نه غربی» بود و امروز اگرچه قطب شرق وجود ندارد اما غرب یعنی و ت‌های اروپایی با قدرت و قوت وجود دارند.

حضرت آیت‌الله خامنه‌ای افزودند: «نه غربی» یعنی در سیاست، مجذوب و ملحق و مطیع و تحت تأثیر غرب نباشیم، در مسیر خواست آن‌ها نیفتیم و کشور و فرهنگ آن را از آمیختگی با فرهنگ منحط غرب پالایش کنیم، و مجلس خبرگان باید در این خصوص ارزی و مطالبه‌گری کند.

ایشان، «اقتدار اقتصادی» را از ارکان اقتدار کشور خواندند و گفتند: از عناصر اصلی اقتدار اقتصادی، «قدرت پول ملی و قدرت ید مردم» است، بنابراین اگر بر اثر بی‌مبالاتی و سیاست‌های غلط، ارزش پول ملی روزبه‌روز تنزل یافت و در این زمینه عقب‌گرد و پسرفتی داشتیم، خبرگان باید از ت، مجلس و دستگاه‌های مسئول، مطالبه‌گری کند.

مسئله‌ی «عد ، مبارزه با فقر و تقسیم صحیح ثروت» سومین مسئله‌ای بود که انقلاب ی از آن در زمره‌ی مسائل اصلی انقلاب و مسائلی که نیازمند ارزی و مطالبه‌گری خبرگان است، نام بردند و افزودند: عد و توزیع درست ثروت در کشور، مورد تأکید و متفاوت با حرف‌های نادرست مار یستی است و باید کشور را به‌نحوی اداره کرد که فاصله‌ی فقیر و غنی یا همان چیزی که امروز در دنیا به‌عنوان ضریب جینی مطرح است، کاهش یابد.

حضرت آیت‌الله خامنه‌ای، «حفظ و حراست از روحیه و انگیزه‌های انقل » را شرط تدوام انقلاب ی خواندند و گفتند: بدون روحیه‌ی انقل ، زحمات و فداکاری‌ها و خون‌هایی که مردم در راه احیاء دادند، از بین خواهد رفت و اگر حکومتی هم بر سر کار باشد، آن حکومت، نخواهد بود؛ بنابراین خبرگان باید از میزان انگیزه‌ی انقل در جامعه و عوامل مقابله با آن، ارزی داشته باشد و بر اساس آن، مطالبه کند.

ایشان تأکیدات مکرر خود بر کمک و حمایت از نیروهای انقل و حزب‌اللّهی را نوعی مطالبه‌گری بر اساس نگاه به حرکت انقل ِ کشور دانستند و افزودند: البته مسلم است که در این زمینه کشور پیشرفت داشته و به عقب نرفته است.

انقلاب ی، مسئله‌ی «تدیّن مردم» را مسئله‌ای مهم برشمردند و با اشاره به تکرار این حرف از سوی برخی افراد که «ما نمی‌خواهیم مردم را به زور به بهشت ببریم»، افزودند: این تعبیر، نادرست و مغالطه‌آمیز است زیرا هیچ‌ نمی‌خواهد مردم را به زور به بهشت ببرد اما باید از راه و به شکل درست، مسیر بهشت را به روی مردم باز، و آن‌ها را به حرکت در آن مسیر، تشویق کنیم.

ایشان افزودند: فلسفه‌ی ارسال ان، هدایت مردم به بهشت و دور آنان از جهنم بوده است، البته این حرف هم که در هیچ اجباری وجود ندارد، حرف درستی نیست و حدود شرعی در برخی موارد وجود دارد.

حضرت آیت‌الله خامنه‌ای در جمع‌بندی این بخش از سخنانشان، خاطرنشان د: هیئت شه‌ورز مجلس خبرگان باید موارد فوق و امثال آن را ارزی و بر اساس پیشرفت یا عقب‌گرد درخصوص هر یک از آن‌ها از دستگاه‌ها مطالبه کند و این عناوین مهم را به گفتمان و مطالبه‌ی عمومی مردم تبدیل کند، زیرا رسیدگی به این مسائل در شأن مجلس خبرگان است.

حضرت آیت‌الله خامنه‌ای در ادامه به برخی مسائل و مشکلات ازجمله مشکلات اقتصادی اشاره د و گفتند: آحاد مردم و همچنین مسئولان کشور بدانند، حل مشکلات اعم از اقتصادی و فرهنگی، تنها به دست خودِ مردم و اتکا به توان و ظرفیت‌های داخلی امکان‌پذیر است و نه با اتکا به بیگانه.

ایشان خاطرنشان د: این موضوع باید آن‌قدر در جامعه تکرار شود تا به‌صورت یک گفتمان رایج و قطعی درآید زیرا کشور، جوان‌های پرانگیزه و افراد توانا و صاحب فکر و ایده و خلاقیت در بخش‌های مختلف تولیدی و علمی و آموزشی دارد که باید از آنان استفاده شود.

انقلاب ی با تأکید بر اینکه بیگانه نمی‌تواند مشکلات کشور را حل کند، افزودند: من نمی‌گویم با دنیا قطع رابطه کنیم و از اول انقلاب تاکنون همواره بر ارتباطات گسترده با دنیا تأکید داشته‌ام اما می‌گویم «پای قدرتمند خود را با عصای بیگانه عوض نکنید!»

حضرت آیت‌الله خامنه‌ای درخصوص موضوع اتکا به بیگانه، به مذاکرات هسته‌ای اشاره د و گفتند: اشکالی که نسبت به مذاکرات هسته‌ای داشته و داریم و مکرر نیز در جلسات با مسئولان مطرح کردیم این است که مذاکره اشکالی نداشت اما باید در این مذاکره مراقبت و دقت لازم انجام می‌گرفت تا این‌گونه نباشد که هر غلطی که طرف مقابل انجام بدهد، نقض محسوب نشود اما هر اقدام ایران، نقض محسوب شود.

انقلاب ی گفتند: باید با دنیا کار کنیم و ا امات آن را هم می‌پذیریم اما نباید به بیگانه چشم دوخت.

حضرت آیت‌الله خامنه‌ای با تأکید بر اینکه در مقابل ، جبهه‌ای از دشمنان وجود دارد، خاطرنشان د: نظام ی به لطف خداوند، تاکنون به جبهه‌ی دشمن ضربه وارد کرده و آن‌ها را عقب رانده است و در آینده نیز به همین صورت خواهد بود اما باید بدانیم که در مقابلِ ما یک «نقطه» به‌عنوان دشمن قرار ندارد بلکه با یک «جبهه» مواجهیم.

ایشان یکی از دلایل اصلی عصبانیت بدخواهان ملت ایران را پیشرفت روزافزون نظام ی در مسائل منطقه‌ای و جهانی دانستند و با اشاره به سخنان رئیس‌جمهور در مجمع عمومی سازمان ملل، گفتند: علتِ نطق ابلهانه و بسیار زشت و سخیف و با ادبیات گانگستری و کابویی و سراسر دروغ محض و با آشفتگیِ رئیس‌جمهور ، عصبانیت و درماندگی و سبک‌مغزی آن‌ها است.

انقلاب ی تأکید د: سخنان رئیس‌جمهور ، برای ملت افتخارآمیز نبود و باید نخبگان ، از این سخنان و داشتن چنین رئیس جمهوری احساس شرم کنند که این احساس شرم را نیز بیان کرده‌اند.

حضرت آیت‌الله خامنه‌ای درخصوص عصبانیت مقامات یی، گفتند: یی‌ها از سال‌ها قبل برای منطقه‌ی غرب آسیا طراحی و نقشه داشتند و نام آن را هم «خاورمیانه‌ی جدید» یا «خاورمیانه‌ی بزرگ» گذاشته بودند و سه محور اصلی این طراحی نیز، عراق، و لبنان بودند اما در هر سه کشور با ش ت مواجه شدند.

ایشان تأکید د: بر اساس این طراحی قرار بود، عراق با آن سابقه‌ی کهن تاریخی و تمدنی و به‌عنوان کانون مقاومت و لبنان با جایگاه ویژه‌ی خود، تحت سلطه و نفوذ و رژیم صهیونیستی باشند.

انقلاب ی گفتند: اما اکنون واقعیات منطقه به‌گونه‌ای دیگر است زیرا آن‌ها نتوانستند در لبنان کاری از پیش ببرند؛ در عراق، درست بر ع خواسته‌ی آن‌ها محقق شده است و در به‌رغم جنایت‌های بی‌شمار و متحدانش و قتل‌عام مردم این کشور و حمایت‌های گسترده از گروه‌های تروریستی تکفیری، در حال حاضر به پایان راه خود رسیده و گروه‌های تکفیری همچون جبهةالنصره، منزوی شده‌اند.

ایشان افزودند: حضور و تأثیر ایران موجب محقق نشدن طراحی‌ها و خواست‌های و رژیم صهیونیستی در منطقه شده است و همین، دلیلِ عصبانیت آن‌هاست.

انقلاب ی خاطرنشان د: برخی در تحلیل‌های خود اشتباه نکنند زیرا مواضع به‌دلیل قدرت و توانایی در مقابل ایران نیست بلکه کاملاً به‌دلیل ضعف و ش ت و عصبانیت اوست.

حضرت آیت‌الله خامنه‌ای با اشاره به حضور موفقیت‌آمیز و عزتمندانه‌ی در مسائل منطقه و جهان، تأکید د: باید این عزت را با عقل و تدبیر و فکر درست، و همچنین با اشتباه ن در نحوه‌ی مراودات و تصمیم‌گیری‌ها و موضع‌گیری‌ها، حفظ کرد.

ایشان با تأکید بر اینکه این عزت به‌واسطه‌ی مجاهدت مردم و جوانان و ریخته شدن خون به‌دست آمده است، گفتند: شهید عزیز محسن حُججی یک نمونه بود و ما از این نمونه‌ها در میان جوانان بسیار داریم و خداوند متعال این نمونه را به دلایلی در مقابل دیدگان برجسته کرد تا همه تسلیم این حقیقت شریف شوند که انگیزه‌ی انقل در میان جوانان، به فضل الهی روزبه‌روز در حال افزایش است.

انقلاب ی با اشاره به درخواست‌های بی‌شمار جوانان از طریق نامه و پیغام‌، برای اجازه‌ی حضور در جبهه‌ی دفاع از حرم و مبارزه با دشمن، خاطرنشان د: این، همان انگیزه‌های رو به افزایش انقل در میان جوانان است و چنین انگیزه‌هایی در شرایطی که عوامل بازدارنده و وسوسه‌گر همچون فضای مجازی وجود دارد، نشانگر معجزه و لطف الهی است.

انقلاب ی همچنین ماه محرم را ماه حسین (علیه‌السلام) و ماه همه‌ی ارزش‌های متبلور در وجود مقدس آن حضرت همچون جهاد، شهادت، اخلاص، وفا، گذشت، اهتمام به حفظ دین خدا و ایستادگی در مقابل قدرت‌های معارض دین خواندند.

ایشان تأکید د: این حادثه در طول زمان زنده‌تر شده و گرامیداشت این حماسه‌ی عظیم، هر سال نسبت به قبل، پر ر و گسترده‌تر است که همین موضوع دربردارنده‌ی پیام و معنای خاصی است و به فضل الهی این جریان به ی حسین (علیه‌السلام)، در دنیا پیش خواهد رفت.

پیش از سخنان انقلاب، آیت‌الله جنتی رئیس مجلس خبرگان، مواضع انقل معظم انقلاب ی را را مایه‌ی دلگرمی مردم خواند و افزود: انقل بودن شرط موفقیت است و اگر انقل نباشیم، توفیقی حاصل نمی‌شود.

رئیس مجلس خبرگان با اشاره به فعالیت‌های علمی و تحقیقاتی مجلس خبرگان، از برگزاری همایش‌هایی برای طلاب و یان در نقاط مختلف کشور خبر داد و بر وم ساماندهی و پاسخگویی به شبهات مطرح‌شده در فضای مجازی تأکید کرد.

همچنین آیت‌الله هاشمی شاهرودی نایب رئیس مجلس خبرگان، گزارشی از مهم‌ترین محورهای مباحث مطرح‌شده در اجلاسیه و نطق‌های اعضای خبرگان بیان کرد.
عنوان وبلاگ : سراج معلم
برچسب ها : پای قدرتمند خود را با عصای بیگانه عوض نکنید! - ی ,انقلاب ,مجلس , ,آیت‌الله ,کشور ,انقلاب ی , انقلاب ,حضرت آیت‌الله ,آیت‌الله خامنه‌ای ,مجلس خبرگان , انقلاب ی ,حضرت آیت‌الله خامنه‌ای ,انقلاب
پای قدرتمند خود را با عصای بیگانه عوض نکنید! ی ,انقلاب ,مجلس , ,آیت‌الله ,کشور ,انقلاب ی , انقلاب ,حضرت آیت‌الله ,آیت‌الله خامنه‌ای ,مجلس خبرگان , انقلاب ی ,حضرت آیت‌الله خامنه‌ای ,انقلاب
تفسیر حبل‌الله از زبان رسول اکرم… (صلی الله علیه و آله و سلم

در کتاب غیبت نعمانی که از متون معتبر روایی ماست این حدیث آمده و سند حدیث به سجّاد علیه السلام می‌ رسد. آن حضرت فرمود:

(کانَ رَسوُل اللهذاتَ یَوْمٍ جالِساً وَ مَعَهُ اَصْحابُهُ فِی الْمَسْجِدِ فَقالَ یَطْلُعُ عَلَیْکُمْ مِنْ هذا الْبابِ رَجُلٌ مِنْ اَهْلِ الْجَنَّة)؛

«روزی اکرمبا اصحابشان در مسجد نشسته بودند،در اثناء سخن فرمودند: الآن از این در مردی وارد می ‌شود  که اهل بهشت است».

(یَسْأَلُ عَمّا یَعْنِیهِ)؛ «می ‌آید و از مطلبی که نافع به حالش هست سؤال می ‌کند».

این خود درسی است که انسان عاقل باید درباره‌ی مطلبی به سؤال و جواب بپردازد که نافع به حال دنیا و یا آ تش باشد! فرموده‌اند:   (مِنْ حُسْنِ اِسْلامِ الْمَرءِ تَرْکُهُ ما لا یَعنِیهِ)؛[1]

«مسلمان خوب آن ی است که آنچه نافع به حالش نیست رها کند [و عمر خود را با سؤال و جواب ‌های بیهوده تلف نکند]».

رسول خدا (صلی الله علیه و آله و سلم) فرمود: این مردی که هم اکنون وارد می‌ شود آدم عاقلی است و از مطلبی سؤال خواهد کرد که نافع به حالش می ‌باشد. طبیعی است که همه چشم به در مسجد دوختند.

(فَطَلَعَ رَجُلٌ طُوالٌ یُشْبِهُ بِرِجالِ مُضِرَ)؛ «از در مسجد مرد بلند قامتی وارد شد که شبیه مردان مضر بود[ظاهراً مضر نام قبیله‌ ای بوده است]».  تعبیر به طَلَعَ شده است که حاکی از درخشندگی معنوی آن مرد است!

(فَتَقَدَّمَ وَ سَلَّمَ وَ جَلَس)؛ «وارد شد و سلام کرد و نشست». بدون اینکه حرفهای زیادی بزند تا نشست گفت:

(یا رَسُولَ الله اِنّی سَمِعْتُ الله عَزَّ وَ جَلَّ یَقوُلُ فیما اَنْزَلَ‌{وَ اعْتَصِموُا بِحَبْلِ الله جَمیعاً وَ لا تَفَرَّقوُا})؛

«ای رسول خدا! من می ‌شنوم که خداوند عزّ و جلّ در کت که نازل کرده است می ‌فرماید: همگی چنگ به ریسمان خدا بزنید و پراکنده نشوید».

(فَما هذَا الْحَبْلُ الَّذِی اَمَرَنا بِالْاِعْتِصامِ بِهِ وَ اَلاّ نَتَفَرَّقَ عَنْهُ)؛

«حالا این ریسمانی که خدا ما را امر کرده که به آن معتصم بشویم و از آن کناره نگیریم ، چیست»؟

چه سؤال عاقلانه ‌ای طرح کرده است!آدمی است مؤمن به قرآن. در قرآن آیه‌ای دیده که برایش مبهم است و احتیاج به تفسیر دارد و خود قرآن گفته است: (...فَسْئَلُوا أهْلَ الذِّکْرِ إنْ کُنْتُمْ لا تَعْلَمُونَ)؛[2]

«...هر چه را ندانستید از اهل اطّلاع و آگاهان سؤال کنید»!

و همچنین خدا به ش فرموده است: {...وَ أنْزَلْنا إلَیْکَ الذِّکْرَ لِتُبَیِّنَ لِلنَّاسِ ما نُزِّلَ إلَیْهِمْ...}؛[3]

«...ما قرآن را به تو نازل کرده‌ایم و تو را مبیّن مجملات قرآن قرار داده‌ایم...».

این مرد هم دیده کلمه‌ی {حبل الله}در قرآن مُجْمَل* است و نیاز به بیان دارد و لذا مستقیماً به خود رسول اکرم(صلی الله علیه و آله و سلم) رجوع کرده و از آن حضرت تقاضای بیان نموده است. رسول اکرم(صلی الله علیه و آله و سلم) وقتی این سؤال را شنید در روایت هست که: (فَاَطْرَقَ رَسُولُ اللهِ مَلِیّاً)؛ «رسول خدا یک زمان طولانی سر به پایین افکند و سکوت کرد».

این شیوه در مقام پاسخ دادن به یک سؤال با ارزش هم نشان از حکمت جواب دهنده و هم نشان از اهمّیّت مطلب سؤال شده است! شخص حکیم اگر چه کاملاً عالم به جواب است و نیاز به تفکّر ندارد؛ امّا حکمت و پختگیش اقتضاء تأملّ در جواب دارد. شتابزدگی در جواب هر سؤال هم ناپختگی انسان را نشان می‌ دهد و هم از عظمت مطلب سؤال شده می‌ کاهد و لذا:

(اَطْرَقَ رَسُولُ الله ملیّاً)؛ رسول خدا (صلی الله علیه و آله و سلم)یک زمان طولانی سر به پایین افکند و سکوت کرد!و با این عمل توجّه تمام حضّار را جلب نمود! آن چنانکه همه ت و گویی سراپا گوش برای شنیدن جواب از زبان رسول خدا(صلی الله علیه و آله و سلم) شدند. (ثُمَّ رَفَعَ رَأسَهُ وَ اَشارَ بِیَدِهِ اِلی عَلیّ بْنِ اَبیطالب)؛

پس از زمانی رسول خدا (صلی الله علیه و آله و سلم)سر بلند کرد و در حالی که با دست خود اشاره به علی ‌بن ‌ طالب می‌ کرد ، فرمود: (هذا حَبْلُ اللهِ الَّذِی مَنْ تَمَسَّکَ بِهِ عُصِمَ بِهِ فِی دُنیاهُ وَ لَمْ یَضِلَّ بِهِ فِی آخِرَتِه)؛

«این[علی] حبل‌الله و آن ریسمان الهی است که هر که به او تمسّک کند در دنیا از لغزش و انحراف از صراط مستقیم مصونیّت می ‌یابد و در آ ت طریق به سوی بهشت جاودان را گم نمی ‌کند»!

تنها به گفتن با زبان اکتفا نکرد بلکه با اشاره ‌ی دست،شخص وجود اقدس او را هم مشخّص نمود.! همان کار را که در روز عید غدیر در مقام نصب آن حضرت به ولایت امر انجام داد. در قسمت بالای آن منبر گونه ‌ای که در وسط بیابان از جهاز شتران درست کرده بودند، ایستاد و علی را هم در یک پله پایین ‌تر از خود نگه داشت،آنگونه که هر دو را تمام جمعیّت دیدند و پس از سخنان بسیار دست علی را گرفت و بلند کرد و با صدای هر چه بلندتر فرمود:

(اَیُّهَا النّاس)؛ «همه ببینید و بشنوید»! (مَنْ کُنْتُ مَوْلاهُ فَهذا عَلیٌّ مَوْلاهُ)؛

«این علی! که شخص او را می ‌بینید و دستش به دست من است پس از من مولای شماست».

در این حدیث هم تنها به گفتن اکتفا نفرمود که بگوید:(علیٌّ حَبْلُ الله)؛بلکه با اشاره‌ی دست ابتدا شخص او را مشخّص کرد و آنگاه فرمود:(هذا حَبْلُ الله)؛در دنباله‌ی حدیث آمده است : وقتی رسول خدااینگونه جواب آن مرد سؤال کننده را داد و {حبل الله}قرآن را بالعیان مشخّص نمود:

(فَوَثَبَ الرَّجُلُ اِلَی عَلِیٍّ)؛ «آن مرد سؤال کننده از جا جست و به سوی علی(علیه السلام)رفت».

انسان گاهی به طور عادی از جا برمی ‌خیزد امّا گاهی با عجله و شتاب از جا بر می ‌جهد آنچنان که گویی می ‌خواهد از زمین پرواز کند! آن مرد از جا پرید و خود را به المؤمنین (علیه السلام) رساند: (فَاحْتَضَنَهُ مِنْ وَراءِ ظَهْرِهِ)؛ «از پشت سر آن حضرت را در بغل گرفت [در حالی که]»: (وَ هُوَ یَقوُلُ اعْتَصَمْتُ بِحَبْلِ الله وَ حَبْلِ رَسُولِه)؛ «می‌ گفت: اعتصام جستم به حبل خدا و حبل رسول خدا».(ثُمَّ قامَ فَوَلَّی وَ خَرَجَ)؛ «آنگاه برخاست و راه خود را پیش گرفت [و از مسجد] خارج شد».

در زمانی کوتاه سؤالی نافع کرد و جو روشن گرفت و رفت. نه وقتی گرفت و نه حرف زیادی زد و نه چون و چرایی کرد!

او که رفت مردی از اصحاب که نشسته بود گفت: یا رسول الله! اجازه می ‌دهید من بروم و به او برسم و از او بخواهم که برای من از خدا طلب مغفرت کند.فرمود:

(اِذاً تَجِدُهُ مُوَفَّقاً)؛ «او را مؤفّق خواهی یافت».

آن مرد صح رفت و به او رسید و گفت: برای من دعا کن و از خدا بخواه که مرا بیامرزد. حال اگر ما باشیم می‌ گوییم ممنونم. من که قابل نیستم امّا او خیلی صریح جواب داد و گفت: (اَفَهِمْتَ ما قالَ لِی رَسُولُ اللهِ وَ ما قُلْتُ لَهُ)؛

«آیا فهمیدی که (صلی الله علیه و آله و سلم)به من چه گفت و من به او چه گفتم»؟ گفت: بله،فهمیدم.گفت:

(فَاِنْ کُنْتَ مُتَمَسِّکاً بذلِکَ الْحَبْلِ غَفَرَ اللهُ لَکَ وِ اِلاّ فَلا غَفَرَاللهُ لَکَ)؛[4]

اگر به همین ریسمان که اکرم (صلی الله علیه و آله و سلم) معرّفی کرد تمسّک جستی خدا تو را بیامرزد وگرنه خدا تو را نیامرزد. تعارفی درکار نیست.

برگرفته از سلسله مباحث معارفی حضرت آیت الله سید محمد ضیاء آبادی (جزوه شماره 028 )

---------------------------------------

[1]ـ المحجهْْ‌‌‌البیضاء،جلد5،صفحه‌ی200.

[2]ـ سوره‌ی نحل،آیه‌ی43.

[3]ـ همان،آیه‌ی44.

*  مُجْمَل: دارای اجمال و نیازمند به شرح و تفصیل.

[4]ـ غیبت نعمانی،صفحه‌ی42.          منبع انتشار اینترنتی:www.ahadith.ir

عنوان وبلاگ : سراج معلم
برچسب ها : تفسیر حبل‌الله از زبان رسول اکرم… (صلی الله علیه و آله و سلم - الله ,سؤال ,علیه ,رسول ,جواب ,قرآن ,الله علیه ,علیه السلام ,رسول اکرم… ,مشخّص نمود ,زبان رسول
تفسیر حبل‌الله از زبان رسول اکرم… (صلی الله علیه و آله و سلم الله ,سؤال ,علیه ,رسول ,جواب ,قرآن ,الله علیه ,علیه السلام ,رسول اکرم… ,مشخّص نمود ,زبان رسول
مصدق در دادگاه لاهه

می گویند زمانی که قرار بود دادگاه لاهه برای رسیدگی به دعاوی انگلیس در ماجرای ملی شدن صنعت نفت تشکیل شود، مصدق با هیات همراه زودتر از موقع به محل رفت. در حالی که پیشاپیش جای نشستن همه ی شرکت کنندگان تعیین شده بود مصدق رفت و روی صندلی انگلستان نشست. قبل از شروع جلسه یکی دو بار به مصدق گفتند که اینجا برای هیات انگلیسی در نظر گرفته شده و جای شما آن جاست اما پیرمرد تحویل نگرفت و روی همان صندلی نشست.

جلسه داشت شروع می شد و هیات نمایندگی انگلیس روبروی مصدق منتظر ایستاده بود تا بلکه بلند شود و روی صندلی خودش بنشیند اما پیرمرد اصلاً نگاهشان هم نمی کرد. جلسه شروع شد و قاضی رسیدگی کننده به مصدق رو کرد و گفت که شما جای انگلستان نشسته اید و جای شما آن جاست. کم کم ماجرا داشت پیچیده می شد که مصدق بالا ه به حرف آمد و گفت:خیال می کنید نمی دانیم صندلی ما کجاست و صندلی انگلیس کدام است؟ نه آقای رییس، خوب می دانیم جایمان کجاست اما راستش را بخواهید چند دقیقه ای روی صندلی دوستان نشستن برای خاطر این بود تا دوستان بدانند برجای ایشان نشستن یعنی چه. او اضافه کرد که سال های سال است که ت انگلستان در سرزمین ما خیمه زده و کم کم یادشان رفته که جایشان این جا نیست. با همین ابتکار و حرکت عجیب بود که تا انتهای نشست فضای جلسه تحت تاثیر مستقیم این رفتار پیرمرد قرار گرفت و در نهایت هم انگلستان محکوم شد.

عنوان وبلاگ : سراج معلم
برچسب ها : مصدق در دادگاه لاهه - مصدق ,صندلی ,جلسه ,انگلستان , ,پیرمرد , مصدق ,دادگاه لاهه
مصدق در دادگاه لاهه مصدق ,صندلی ,جلسه ,انگلستان , ,پیرمرد , مصدق ,دادگاه لاهه
نیکی به پدر و مادر -1

وَ وَصَّیْنَا الْانسَانَ بِوَالِدَیْهِ حُسْنًا

{ سوره عنکبوت آیه 8 } (  و ما به انسان، توصیه نمودیم که به والدینش نیکى نماید )

المومنین علی (علیه السلام) فرمود : بزرگترین و مهمترین تکلیف الهی نیکی به پدر و مادر است.  میزان الحکمة  جلد 10 صفحه 709

صادق (علیه السلام) فرمود : برترین کارها عبارت است از: 1- در وقت 2- نیکی به پدر و مادر 3- جهاد در راه خدا.  بحارالانوار جلد 74  صفحه 85

عنوان وبلاگ : سراج معلم
برچسب ها : نیکی به پدر و مادر -1 - مادر ,نیکی ,السلام فرمود ,علیه السلام ,علیه السلام فرمود
نیکی به پدر و مادر -1 مادر ,نیکی ,السلام فرمود ,علیه السلام ,علیه السلام فرمود
شش میم در تربیت موفق

نیاز روانی بچه‌های ما، عبارت است از انتقال اثر شش میم. این شش میم را هر در کارنامه گذشته زندگی‌اش دریافت کرده باشد، میم هفتمش موفقیت است که خود به خود پدید خواهد آمد:

1- تو محبوبی، 2- تو محترمی، 3- تو مطرحی، 4- تو مهمی، 5- تو مفیدی و 6- تو می‌فهمی.

اگر ما در رفتار و گفتارمان این 6 میم را به فرزندان‌مان انتقال دهیم میم هفتم "موفقیت" خود به‌‌ خود خواهد آمد؛ یعنی باتری روانی انرژی‌‌دهنده فرد شارژ خواهد شد. در آن صورت این آدم در تحصیل و زندگی و کار و... . موفق خواهد شد.

ضد این شش میمی چیزهای دیگری هم هستند که اگر پدر و مادرها انجامش ندهند، ع این نتیجه را می گیرند:

 آرایه 7 «ت» است که خیلی سخت است. این 7 «ت» را هر ی دریافت کرد، «ت» هشتمش تباهی است که انتظارش را می‌کشد:

1- تنبیه، 2- توهین، 3- تهدید، 4- تحقیر، 5- تبعیض، 6- تنفر و 7- ترس.

همه افراد ش ت خورده و جامعه ستیزها و...، در کارنامه‌های‌خود این «ت» ها را دارند، یعنی تاثیر «ت» تحقیر با «ت‌» تحسین، زمین تا آسمان است.»      منبع: تبیان- کهتری

عنوان وبلاگ : سراج معلم
برچسب ها : شش میم در تربیت موفق
شش میم در تربیت موفق
کودتای نرم در آموزش‌وپرورش؟!(بازخوانی خبر 1393/11/09)
 

محمد واعظی: به تجربه می‌توان مدعی شد بخش مهمی  از ایرادات ساختاری نظام ناشی از نسبت عمیق کرسی‌ها و مراکز آینده‌ساز با جریانات دوره‌ای است. تقریبا هیچ نهاد بالادستی در کشور یافت نمی‌شود که در بحبوحه قدرت گرفتن گروه‌ها و سلایق متنوع ، به فاصله 4 یا 8 ساله انتخاب ت‌ها یا دوره 4 ساله مجلسی‌ها،  زیر و رو نشود! شاید برای خوانندگان گرامی جالب باشد که بدانند در هیچ‌یک از کشورهای پیشرفته جهان، دست‌کم حوزه تربیت نسل آینده به واسطه تغییرات دوره‌ای و قدرت گرفتن احزاب دستخوش تغییر حتی در شکل جزئی نمی‌شود. به طور مثال هیچ تی در کشورهای توسعه یافته از توان تغییر گسترده رؤسای ‌ها یا کتب درسی و ساختار آموزش مدارس برخوردار نیست. نکته اساسی اینجاست که به فرض مقایسه، دغدغه‌های حاکمیت و مردم در حوزه هسته‌ای و فضایی را می‌توان پس از تغییر رئیس‌جمهور، حل و فصل کرد و جشن «فک پلمب» تاسیسات هسته‌ای و احیای برنامه فضایی کشور را به‌رغم عقب ماندن از  مسیر علمی- صنعتی جهانی برگزار کرد اما سپردن کرسی‌های آموزش و پرورش نسل آینده در دوره‌های مختلف سلایق حزبی- عواقبی غیرقابل جبران به همراه دارد. معظم انقلاب با تاکید بر همین موضوع می‌فرمایند: «داشتن نگاه‌های جریانی و و حزبی و جناحی و این چیزها برای آموزش و پرورش «سم» است.» اما آیا با ساختاری که همه اجزای حافظ «سیاست‌های کلی»‌اش از جمله شورایعالی انقلاب فرهنگی با ریاست ت اداره می‌شود، می‌توان حوزه آموزش و پرورش نسل‌های آینده را از دست‌اندازی سلایق دور نگاه داشت؟ دوره تحصیلات ابت و ی بزرگسالان فعلی هر چه بود؛ «خوب یا بد» سپری شد و فرصت برای «تربیت مجدد» نسل فعلی دست‌کم به شکل متمرکز هرگز نصیب حاکمیت نخواهد شد. مدارس و معلمان چند دهه اخیر به واسطه نوپایی انقلاب ی، از اشکالاتی برخوردار بودند که با در نظر گرفتن شرایط و روزگار سپری شده قابل توجیه است. اما آیا در برابر دغدغه‌مندی نسل‌های آینده در حوزه «آموزش و پرورش ی» نیز می‌توانیم توجیه «بی‌تجربگی» را علم کنیم؟ متاسفانه در طول دو سال اخیر، تلاش برای ی ساختار آموزش و پرورش کشور به صورت جدی کلید خورده است. یک مرحله از این پروسه خطرناک را می‌توان در طرح اجاره مدارس تی به بخش خصوصی توأم با برون‌سپاری وظیفه استخدام معلمان جست‌وجو کرد که در 900 مدرسه مناطق محروم کشور بدون ب اجازه از مجلس شورای ی اجرایی شد! به واسطه این طرح ت عملا به جز پرداخت مبلغی ناچیز در قرارداد سالانه، اداره این مدارس را به مدیران بخش خصوصی واگذار می‌کند. شباهت این طرح به پروژه تشکیل مدارس هیات امنایی و غیرانتفاعی در دوره کارگزاران و اصلاحات بسیار زیاد است و با نقض عملیاتی موضوع نظارت و برون‌سپاری وظیفه استخدام معلمان و کادر آموزشی مدارس، امکان ویژه‌ای برای ون و متقاضیان تکیه زدن بر کرسی آموزش نسل آینده در نظر گرفته شده است. دقیقا مشابه همین جریان در برون‌سپاری وظایف آموزش و پرورش در امر تربیت ک ن یک تا 5 سال به سازمان بهزیستی با نظارت ناچیز بر بدنه صورت گرفت که نتیجه آن رشد روزافزون مهدهای کودکی شد که مربیان بهایی به صورت نامحسوس در آنها جولان می‌دهند و روش‌های آموزش غربی را بدون طی پروسه‌ای قانونی با فراغت کامل ترویج می‌کنند! فتح فرهنگیان به عنوان مادر مراکز تربیت معلم کشور، حلقه نهایی پروسه وج حوزه آینده‌ساز «آموزش و پرورش» نسل‌های آینده نظام ایران از حیطه قدرت و نظارت حاکمیت است. بنا بر اطلاعات به‌دست آمده، با گذشت یک سال و نیم  از س رستی «مهرمحمدی» بر فرهنگیان، پس از کش و قوس‌های فراوان و با اصرار شورایعالی انقلاب فرهنگی، جلسه‌ای به منظور رای‌گیری درباره صلاحیت نامبرده به عنوان ک دای مورد حمایت ت برای ریاست بر فرهنگیان شکل می‌گیرد. براساس برخی اخبار تایید نشده، پس از بحث اعضای شورایعالی انقلاب فرهنگی درباره اقدامات نامطلوب مهرمحمدی در دوره س رستی، رئیس‌جمهور در این جلسه برخوردی عصبی با منتقدان داشته است! فارغ از تایید یا تکذیب اصل جریان، آنچه در درجه اولی اهمیت قرار دارد، به تاخیر افتادن مجدد رای‌گیری درباره رئیس فرهنگیان و طولانی شدن مجدد س رستی فردی بر این مرکز مهم تربیتی است که بنا بر اقوال اساتید و رؤسای مراکز تربیت معلم، اعتقادی به ساختار «تربیت معلم» ندارد! برگزاری میتینگ‌های با دعوت از برخی فتنه‌گران، ممانعت از استخدام دانش‌آموختگان مراکز تربیت معلم، بلاتکلیف رها شدن 200 عضو قدیمی این در صف ایستای استخدام هیات‌های علمی و لغو شرایط استخدامی بورسیه‌های مرکز توأم با استخدام «افراد با سوابق خاص و جریانات فکری» از دلایل عدم اقبال اعضای شورایعالی انقلاب فرهنگی به این فرد است. اما متاسفانه این پایان راه نیست! براساس اخبار به‌دست آمده، پروسه‌ای مشابه تعیین علوم در تحرکات تی‌ها در تعیین ک دای ریاست بر فرهنگیان در پیش است. پس از یک سال و نیم تکیه زدن مهرمحمدی بر کرسی س رستی این ، بلافاصله پس از اعلام مخالفت جدی اعضای شورایعالی با وی، تلاش‌ها برای انتقال گزینه رزرو از کرمان آغاز شده است! فراموش نکنیم تیم ت یازدهم به واسطه ضعف ساختاری شورایعالی انقلاب فرهنگی به علت وابستگی شدید نظرات شورا به منویات رئیس‌جمهور به عنوان رئیس شورا و مجموعه‌ای از اعضای هیات ت، در حیطه تغییر رؤسای اغلب ‌های کشور موفق ظاهر شد. هر چند از دست رفتن نیروهایی همچون فرجی‌دانا، میلی‌منفرد و نیلی برای ت بی‌هزینه هم نبود اما نکته اصلی اینجاست که میزان خسارات وارده به حوزه «آموزش، تحقیقات و پرورش» کشور بسیار بیشتر از خسارات حزبی یک جناح است. هم اکنون تهران رئیس ندارد! فرهنگیان «بدس رست» است و بخشی از اساتید و دانشجویان ا اجی همچون فعالان فتنه 88، به کلاس‌های درس بازگشته‌اند، مهدهای کودک به جولانگاه «فعالان حقوق کودک بهایی» و وابستگان به سازمان‌های بین‌المللی تبدیل شده‌ است، آموزش و پرورش به واسطه تضعیف نهاد تربیت معلم و تقویت جریان علاقه‌مند به برون‌سپاری وظایف حاکمیت به غیر با بحران‌های جدی روبه‌رو است و به این ترتیب «حوزه بنیادین  تربیت نسل آینده کشور» به واسطه سلایق یک گروه با قدرت مشروط 4 ساله، زیر و رو شده است!  آیندگان چگونه ضعف شدید قانونی و ساختارز ما را قضاوت خواهند کرد؟ از ژاپن گرفته تا انگلیس و ، تاکید بر استقلال شوراهای عالی به حدی جدی است که ت‌ها و احزاب هرگز فرصت ایجاد تغییرات ساختاری و دستکاری سیاست‌های کلی نظام را نمی‌یابند! زمان برای جبران بسیار اندک است و انتظار کشیدن برای بلند شدن دود و آتش از پس چنین ساختارشکنی بیهوده! چرا که هدف از ایجاد چنین تغییرات بنیادینی فتنه‌افروزی در حد و اندازه 18 تیر با پایلوت قرار دادن نیست. آرمان چنین بی‌نظمی ساختاری، فتح آینده کشور از درون است. کودتایی خاموش و نرم... بدون دود و آتش!

عنوان وبلاگ : سراج معلم
برچسب ها : کودتای نرم در آموزش‌وپرورش؟!(بازخوانی خبر 1393/11/09) - آموزش , , ,آینده ,پرورش ,تربیت , فرهنگیان ,شورایعالی انقلاب ,انقلاب فرهنگی ,مراکز تربیت ,نسل‌های آینده ,شورایعالی انقلاب فرهنگی ,مراکز تربیت مع?
کودتای نرم در آموزش‌وپرورش؟!(بازخوانی خبر 1393/11/09) آموزش , , ,آینده ,پرورش ,تربیت , فرهنگیان ,شورایعالی انقلاب ,انقلاب فرهنگی ,مراکز تربیت ,نسل‌های آینده ,شورایعالی انقلاب فرهنگی ,مراکز تربیت مع?
3 دسته روایت درباره دلایل نبا باران

حسینی با بیان اینکه نبا باران از منظر روایات، دلایل مختلفی دارد، افزود: در مورد نیامدن باران و خش الی 3 گروه روایات داریم:

در گروه اول که تعداد بیشتری از روایات را شامل می شود، خود مردم خطاب روایات هستند. حضرت رسول اکرم (صلوات الله علیه و آله) می فرماید: هرگاه کم فروشی شود، خداوند ایشان یعنی مردم را به خش الی و کمبود گرفتار می کند. رسول خدا (ص) در حدیث دیگری می فرماید: همیشه امتم در خوشى و خوبى باشند تا زمانى که با هم دوستى کنند و بهم هدیه دهند و امانت را بپردازند و از حرام دورى کنند و از مهمان پذیرائى کنند و را ب ا دارند و زکات را بدهند، چون‏ انجام ندهند گرفتار قحطى و خش الى شوند. جلد شانزدهم بحار الانوار صفحه 251

پیغمبر اکرم صلوات الله علیه و آله فرمود: هیچ مردمى عهدشکن نشدند مگر اینکه دشمن آنها بر آنها مسلّط گردید و هیچ قومى ظلم ن د مگر اینکه کشتار در بین آنها زیاد شد. و هیچ قومى از پرداخت زکات امتناع ن د مگر اینکه از آمدن باران ممنوع شدند. و در ما بین آنها عمل منافى عفّت و اء ظاهر نشد مگر اینکه در میان آنها مرگ مفاجات شیوع پیدا کرد. و هیچ قومى کم فروشى ن د مگر اینکه به خش الى مبتلا شدند. ارشاد القلوب - ترجمه طباطبایى صفحه 283

گروه دوم حاکمان هستند که در جامعه کنونی ما روسای یک حکومت و مناصب قضاوت را می توانیم در جایگاه حاکمان قرار دهیم.

حضرت رسول صلوات الله علیه و آله فرمود: هر گاه زمامدار ستم کند باران کم مى‏شود و هر گاه اهل ذمّه را فریب دهند و نیرنگ بازى کنند دشمنانشان بر آنان آشکار گردد و هر گاه کارهاى زشت و ناپسندید آشکار شود زمین لرزه ایجاد شود و هر گاه امر بخوبى و معروف و پیشگیرى از محرّمات کم شود محرمات مباح شمرده شود همانا گناه بجاى ثواب و ثواب بجاى گناه قرار گیرد بعد شه کنند پس از فکر و شه پشیمانى و بازگشت است. نهج الفصاحه - مجموعه کلمات قصار حضرت رسول صلوات الله علیه و آله صفحه 197
گروه سوم کارگزاران هستند که مصداقش همین کارمندهای دستگاه های عمومی هستند. رضا علیه السلام فرمود: چون زمامداران دروغ پردازند باران قطع مى‏شود، و چون سلطان ستم کند پایه‏ هاى تش سست مى‏گردد (و تش از چشم مردم مى‏افتد)، و چون زکات داده نشود چهار پایان مى‏میرند.

عنوان وبلاگ : سراج معلم
برچسب ها : 3 دسته روایت درباره دلایل نبا باران - باران ,اینکه ,علیه ,صلوات ,الله ,رسول ,الله علیه ,صلوات الله ,حضرت رسول ,رسول صلوات ,اکرم صلوات
3 دسته روایت درباره دلایل نبا باران باران ,اینکه ,علیه ,صلوات ,الله ,رسول ,الله علیه ,صلوات الله ,حضرت رسول ,رسول صلوات ,اکرم صلوات
هشتمین روز عجب حال دعایی دارم

هشتمین روز عجب حال دعایی دارم
ح مشهدی و کرببلایی دارم
حرم امن خدا پنجره فولاد شماست
و خدا گفت که دیدی چه رضایی دارم؟
واقعا معرکه ای هست میان
عشق بازیست عجب حال و هوایی دارم
نفسم، خواب و خوراکم،همه ام هست ثواب
و بدانید که اینگونه خ دارم
ز اسان بروم کرببلا جان بدهم
که گریزی بزنم میل سنایی دارم
روضه ای آمد و آمد شب هشتم یادم
شمشیر ز اکبر چه نمایی دارد
ناگهان گفت حسین این چه مکرر شدن است؟
شکر بهر بدنت تکه عبایی دارم

عنوان وبلاگ : سراج معلم
برچسب ها : هشتمین روز عجب حال دعایی دارم
هشتمین روز عجب حال دعایی دارم
کج ! (گفت و شنود- باز خوانی تاریخ)

گفت: رو مه ایران به اعتراض‌های گسترده علیه پیاده‌روی ظریف و کری در ژنو پاسخ داده است. گفتم: هزاران آفرین، صد بارک‌الله. حتما به نمایندگی از ت و وزارت ‌خارجه از مردم پوزش خواسته است؟! گفت: کجای کاری؟!... نوشته جلیلی هم با «ویلیام برنز» 45 دقیقه پیاده‌روی کرده است! گفتم: ولی همه می‌دانند که قضیه کاملا برع بوده و حتی رسانه‌های یی هم اعتراض کرده بودند که چرا جلیلی با وجود درخواست مکرر ویلیام ‌برنز و 9بار وساطت نمایندگان 5+1 حاضر به ملاقات جداگانه با ویلیام برنز نشده است. گفت: وقتی می‌دانند که هیچ دروغشان را باور نمی‌کند، چه اصراری به اینهمه دروغگویی دارند و اصلا این دروغگویان در ت راستگویان چه می‌کنند؟! گفتم: چه عرض کنم؟! یارو دعا می‌کرد و می‌گفت؛ خدایا! می‌دانی که توان رفتن به راه راست را ندارم! پس خودت راه راست را به طرف من کج کن!   kayhan.ir

عنوان وبلاگ : سراج معلم
برچسب ها : کج ! (گفت و شنود- باز خوانی تاریخ) - گفتم , جلیلی
کج ! (گفت و شنود- باز خوانی تاریخ) گفتم , جلیلی
حاج آقا قرائتی
بسم الله الرحمن الرحیم
اللَّهُمَّ صَلِّ عَلَى مُحَمَّدٍ وآلِ مُحَمَّدٍ وعَجِّلْ فَرَجَهُمْ
«من یک سؤال می‌کنم شما جواب بدهید. افطاری خوشمزه‌تر است یا نهار؟ بگویید… همه با هم بگویید…. افطاری. همه می‌گویند: افطاری بهتر است. چرا؟ برای اینکه در افطاری آدم مدتی نخورده، آدمی که مدتی نخورد، غذا برایش خوشمزه است. اما ناهار آن خوشمزگی را ندارد. چون قبل و بعدش هرچیزی گیرش آمده خورد. آدمی که به مردم نگاه نکند مثل آدمی است که خودش را نگه داشته است. آنوقت خانم خودش، شوهر خودش برایش بیست است. چون هیچی ندیده جز همسرش. این همسرش برای خوشمزه است. مثل افطاری، چیزی نخورده… ولی آدمی که هی راه می‌رود مغز بادام می‌خورد، تخمه می‌خورد، سیگار می‌کشد، چای می‌خورد، بیسکوییت می‌خورد، آدمی که هی با او دست می‌دهد، او را می‌بوسد. با او بستنی می‌خورد، با او سینما می‌رود، آدمی که هی راه می‌رود و یک چیزی می‌خورد، این دیگر وقتی همسر خودش را دید برایش آن مزه‌ی افطاری را ندارد. غربی‌ها سرشان کلاه رفت که ول شدند. بی‌حج و بد حج ما کلاه سر خانواده می‌گذاریم…»
اللَّهُمَّ صَلِّ عَلَى مُحَمَّدٍ وآلِ مُحَمَّدٍ وعَجِّلْ فَرَجَهُمْ
عنوان وبلاگ : سراج معلم
برچسب ها : حاج آقا قرائتی - می‌خورد، ,آدمی ,افطاری ,مُحَمَّدٍ ,برایش ,خودش ,مُحَمَّدٍ وعَجِّلْ ,وعَجِّلْ فَرَجَهُمْ ,وآلِ مُحَمَّدٍ ,مُحَمَّدٍ وآلِ ,صَلِّ عَلَى ,مُحَمَ?
حاج آقا قرائتی می‌خورد، ,آدمی ,افطاری ,مُحَمَّدٍ ,برایش ,خودش ,مُحَمَّدٍ وعَجِّلْ ,وعَجِّلْ فَرَجَهُمْ ,وآلِ مُحَمَّدٍ ,مُحَمَّدٍ وآلِ ,صَلِّ عَلَى ,مُحَمَ?
اطلاع‌نگاشت | سفارش و تأکید می‌کنم

انقلاب ی در پی حضور پرشکوه و حماسی مردم در انتخابات ۲۹ اردیبهشت‌ماه پیام تشکر و قدردانی صادر، و در ادامه به نکات مهمی تأکید د. ایشان در بخشی از این پیام خطاب به ت دوازدهم مرقوم د: «به رئیس‌جمهور محترم و همه‌ی انی که در ت آینده شرکت خواهند داشت سفارش و تأکید میکنم که کار و تلاش پرانگیزه و شیده و جوانانه را برای برطرف مشکلات کشور در پیش گیرند و لحظه‌ئی از این خط مستقیم غفلت نکنند. رعایت قشرهای ضعیف، توجه به روستاها و مناطق فقیر، در نظر گرفتن اولویتها، برخورد با فساد و با آسیبهای اجتماعی، باید در صدر برنامه‌ها قرار گیرد.»؛ «عزت ملّی و رعایت حکمت در ارتباطات جهانی و اهتمام به اقتدار بین‌المللی نیز از جمله‌ی اولویتهای مدیریت انقل و ی است.»

پایگاه اطلاع‌رسانی khamenei.ir مجموعه‌ی این نکات را در اطلاع‌نگاشت «سفارش و تأکید می‌کنم» منتشر می‌کند.

برچسب‌ها: حجت‌ال ؛ اطلاع‌نگاشت (اینفوگرافیک)؛ انتخابات ۹۶؛  ت دوازدهم؛

عنوان وبلاگ : سراج معلم
برچسب ها : اطلاع‌نگاشت | سفارش و تأکید می‌کنم - تأکید
اطلاع‌نگاشت | سفارش و تأکید می‌کنم تأکید
فقرا

روزی فقرا خدمت گرامی اسلــام صلوات الله علیه و آله و سلم آمدند و گفتند:پولدار ها که پولدار هستند،بنده می ند و آزاد میکنند ، ما که نداریم چیکار کنیم؟!  پولدار ها به مکه میروند و ما که پول نداریم چه کنیم؟! پولدار ها صدقه میدهند ،مسجد میسازند و به فقرا کمک میکنند، ما که نداریم چه کنیم؟! پولدار ها به جبهه ها کمک میکنند و جهاد میکنند ، پس ما چه کنیم؟! آنها بهشت را می ند اما ما هیچی...
حضرت صلوات الله علیه و آله و سلم  فرمودند :من به شما چیزی یاد میدهم که دست خالی نروید:

ی که روزی صد بار الله اکبر بگوید بالاتر از صد بنده آزاد است.

ی که روزی صد تا سبحان الله بگوید انگار که صد شتر را قربانی کرده باشد.

 و ی که صد بار الحمدالله بگوید از این بالاتر است که صد تا اسب با زین و رکاب برای خدا به جنگ بفرستد. 

و ی که روزی صد بار لا اله الا الله بگوید عملش از همه افضل تر است.

منبع:سخــنان حاج آقــا مجتهدی تهرانی


عنوان وبلاگ : سراج معلم
برچسب ها : فقرا - کنیم؟ , پولدار ,روزی صد ,نداریم ,الله ,میکنند ,کنیم؟  پولدار ,الله علیه ,صلوات الله
فقرا کنیم؟ , پولدار ,روزی صد ,نداریم ,الله ,میکنند ,کنیم؟  پولدار ,الله علیه ,صلوات الله
حجت ال مرادی: وقتی برنامه های شعبده بازی رو نگاه میکنم متوجه نکته خوبی میشم:

مردم برای ی دست میزنن که گیجشون کنه، نه آگاهشون...

عنوان وبلاگ : سراج معلم
برچسب ها : حجت ال مرادی: وقتی برنامه های شعبده بازی رو نگاه میکنم متوجه نکته خوبی میشم:
حجت ال مرادی: وقتی برنامه های شعبده بازی رو نگاه میکنم متوجه نکته خوبی میشم:
سایه جنگ این بار از طرف خلیج فارس

مهدی محمدی
به فاصله یک روز از پیروزی ترامپ و ملک سلمان ایران را تهدید به جنگ کرده اند. در ایام انتخابات می گفت آمده تا ایران را از جنگ مصون بدارد. حالا جوهر ورقه اعلام پیروزی او خشک نشده که سعودی دور برداشته است؛ همان کشوری که در ایام انتخابات سنگ آن را به می زد و رقبایش را متهم می کرد چرا با حمله کنندگان به سفارت سعودی در تهران زمانی ع یادگاری گرفته اند. حالا لابد ملت منتظر است که ببینید رئیس جمهور چگونه موضع خواهد گرفت.
این البته تازه شروع بازی است برای رئیس تی که میان خود و حافظان امنیت مرز کشیده و به بیرون پالس "تسلیم های بیشتر" داده است. این اولین کادوی پیروزی آقای است، اما آ ین آن نخواهد بود.

عنوان وبلاگ : سراج معلم
برچسب ها : سایه جنگ این بار از طرف خلیج فارس - ,پیروزی ,ایام انتخابات
سایه جنگ این بار از طرف خلیج فارس ,پیروزی ,ایام انتخابات
رضا (علیه السلام) فرمود: هر ماه رمضان یک آیه از کتاب خدا را قرائت کند

مثل اینست که درماههاى دیگر تمام قرآن را بخواند.

من قرا فى شهر رمضان ایة من کتاب الله کان کمن ختم القران فى غیره من الشهور.

بحار الانوار ج 93، ص 346

عنوان وبلاگ : سراج معلم
برچسب ها : رضا (علیه السلام) فرمود: هر ماه رمضان یک آیه از کتاب خدا را قرائت کند
رضا (علیه السلام) فرمود: هر ماه رمضان یک آیه از کتاب خدا را قرائت کند
چرا انتخابات اینگونه شد؟

❌چرا جریان تزویرو اشرافیت به راحتی رای میآوردند؟
❌چرا مردم خسته از رانت و فساد و آقازاده بازی و نجومی بگیران،برای به قدرت رسیدن دوباره جریان اشراف در خیابانها می ند؟
اشکال کار در کجاست؟
اشکال در ی انتخابات یا تکنیک های مناظره ای نبود!

❌مشکل از خیلی خیلی قبل تر بود!
آن زمان که خیلی ها خواب بودند و دشمن اما بیدار!
از تقریباً سال 67!

❌آنجا که برای اولین بار جامعه از شبیخون فرهنگی نام برد!
آنجا که های جنگ نرم فرهنگی به گوش میرسید!
❌آنها سالهاست که در پی عوض ارزش ها و عقاید مردم بودند!
سالهاست که با رسانه هایشان مثل موریانه پایه های ایمان مردم را میخوردند!
فقط ارزش ها باید عوض میشد!
باورها که تغییر کند، همه چیز امکان پذیر میشود!
❌نبردی که در پنتاگون به the battle for heart and minds معروف است!
نبردی برای تسخیر قلبها و ذهن ها!
قلبها باید تصرف میشد!
❌اعتقادات باید دگرگون میشد!
جای خوب و بد باید عوض میشد!
در مردان غیرت و در ن حیا باید زدوده میشد!
ها به نمایش درآمد!
کتابها نگاشته شد!
قلم ها به حرکت درآمد!
جنگ فرهنگی آغاز شده بود!
جنگی که صدای غرش توپ های آن را ی نمیشنید!
مگر گوش های آگاه، و وجدان های بیدار!
❌اه معلوم بود!
جهاد،را تندروی د!
شهادت خشونت طلبی شد!
امت، شهروند شد!
برهنگی را جا زدند!
بی بندباری فرهنگ شد!
حجاب را عقب افتادگی معرفی د!
مستکبرین عالم،جامعه بین‌المللی معرفی شد!
مقاومت جای خود را به تعامل داد!
را باید به موزه میرفت!
علیه خدا تظاهرات میشد!
حسین اگر اشتباه میکرد باید استیضاح میشد!
ی باید شورایی میشد!
18 تیر و داد 88 ایجاد د!
دیگر ارزش ها عوض شده بود!
❌حالا دیگر حرف حق یدار نداشت!
حالا قلب رآکتور آماده بتن ریزی بود!
قرارداد ها آماده امضاء شدن!
مردم آماده یدن!
دیگر ی دنبال تکنولوژی های نوین و و سانتریفیوژ و رآکتور و بالستیک نبود!

حالا وقت صحبت از کنسرت بود!
چون ارزش ها دیگر عوض شده بود!
❌موزیک امشب را سالها پیش نواخته بودند!

امشب این را از اعماق جان فهمیدم، که صبر دشمن بسیار زیاد است!
بسیار زیاد!
والعاقبت للمتقین
meysam_zlf

عنوان وبلاگ : سراج معلم
برچسب ها : چرا انتخابات اینگونه شد؟ - میشد ,مردم ,ارزش ,بودند ,خیلی ,فرهنگی ,بسیار زیاد
چرا انتخابات اینگونه شد؟ میشد ,مردم ,ارزش ,بودند ,خیلی ,فرهنگی ,بسیار زیاد
قابل توجه آن هایی که با رای خود دنبال آن بودند که سایه جنگ را از سر مردم ایران دفع کنند!

رائفی پور :

دقیقا همان روزی که آرا انتخابات ایران اعلام شد امضای قرارداد ۱۱۰ میلیارد دلاری فروش اسلحه به عربستان از سوی ، همچنین تشکیل ناتوی عربی در اطراف مرز های ایران همزمان با فشار های داخلی بر فعالیت های موشکی و کاهش بودجه دفاعی کشورمان فقط یک پیام دارد !

عنوان وبلاگ : سراج معلم
برچسب ها : قابل توجه آن هایی که با رای خود دنبال آن بودند که سایه جنگ را از سر مردم ایران دفع کنند!
قابل توجه آن هایی که با رای خود دنبال آن بودند که سایه جنگ را از سر مردم ایران دفع کنند!
پیام ی به مناسبت حضور گسترده و حماسی مردم در انتخابات

در پی حضور پرشکوه و حماسی مردم در دوازدهمین دوره‌ی انتخابات ریاست جمهوری و پنجمین دوره‌ی انتخابات شوراهای ی شهر و روستا، حضرت آیت‌الله خامنه‌ای انقلاب ی پیام تشکر و قدردانی صادر و بر نکات مهمی تأکید د.

متن پیام انقلاب ی به این شرح است:

بسم‌الله‌الرحمن‌الرحیم
ملت عزیز ایران
جشن حماسی انتخابات دیروز،‌ بار دیگر گوهر درخشانِ عزم و اراده‌ی ملی را در برابر چشم جهانیان به جلوه آورد. مشارکت گسترده و پرشور شما، و هجوم مشتاقانه به مراکز رأی‌گیری، و تشکیل صفهای طولانی برای رسیدن به صندوق‌های رأی در همه جای کشور، و از همه‌ی قشرهای اجتماعی، نشانه‌ئی آشکار از استحکام پایه‌های مردم‌سالاری ی و دلبستگی همگانی به این موهبت بزرگ پروردگار بود و ایران و ایرانی را در آزمونِ میدان عمل، سرافراز و روسفید کرد. دیروز با این حضور متراکم و افکندن بیش از چهل میلیون برگه‌ی رأی در صندوقها، نصاب تازه‌ئی در انتخابات ریاست جمهوری پدید آمد و پیشرفت روزافزون ملت ایران را در عرصه‌ی حضور و بروز قدرتمندانه نشان داد. ایران ی بار دیگر بدخواهان و کین‌ورزان و حسودان را عقب نشانید و دل دوستان و تحسین‌کنندگان خود را لبریز از شادی و افتخار کرد. پیروز انتخابات دیروز، شما مردم ایرانید و نظام است که به‌رغم توطئه و تلاش دشمنان، توانسته است اعتماد این ملت بزرگ را به‌طور فزاینده جلب کند و در هر دوره درخشش تازه‌ئی نشان دهد. آزمون برجسته‌ی دیروز تنها مشارکت گسترده نبود، آرامش و متانت و نجابت شرکت‌کنندگان که امنیت انتخابات را تضمین کرد، نیز بخش مهمی از این آزمون خیره‌کننده بود. همه‌ی قشرها، همه‌ی سلیقه‌ها، همه‌ی گرایشهای در کنار هم به صحنه آمدند و دوشادوش یکدیگر به نظام رأی دادند.

اینجانب با خشوع در برابر خدای بزرگ، جبهه‌ی سپاس بر خاک میسایم، و لطف و رحمت و پاداش شایسته برای ملت ایران مسئلت می‌نمایم و به پیشگاه حضرت بقیة‌الله الاعظم ارواحنافداه عرض سلام و اخلاص میکنم و نکاتی چند را متذکر می‌شوم:

۱ـ به مردم عزیز، عرض میکنم خدای را بر موفقیت در برگزاری انتخابات شکر گزارید و پس از هابِ روزها و هفته‌های پیش از انتخابات، اکنون به اتحاد و اتفاق عمومی بی شید که بی‌شک یک عامل مهم استحکام و اقتدار ملی است. همه در زیر سایه‌ی نظام و فرزندان این میهنِ سرافرازید، بکوشید تا سهم خود از وظیفه‌ی پیشبرد کشور به سمت هدفهای بزرگ را بشناسید و دنبال کنید. برآمدن همه‌ی آرزوهای ملی در گرو چنین شیدن و چنین عمل است.

۲ـ به رئیس‌جمهور محترم و همه‌ی انی که در ت آینده شرکت خواهند داشت سفارش و تأکید میکنم که کار و تلاش پرانگیزه و شیده و جوانانه را برای برطرف مشکلات کشور در پیش گیرند و لحظه‌ئی از این خط مستقیم غفلت نکنند. رعایت قشرهای ضعیف، توجه به روستاها و مناطق فقیر، در نظر گرفتن اولویتها، برخورد با فساد و با آسیبهای اجتماعی، باید در صدر برنامه‌ها قرار گیرد.

۳ـ عزت ملّی و رعایت حکمت در ارتباطات جهانی و اهتمام به اقتدار بین‌المللی نیز از جمله‌ی اولویتهای مدیریت انقل و ی است.

۴ـ لازم میدانم از یکایک آحاد شرکت‌کننده در انتخابات و نیز انی که در ترغیب آنان به این وظیفه نقش آف د تشکر کنم، بویژه مراجع معظم و علماء اعلام و نخبگان ی و و فرهنگی و هنری.

۵ ـ لازم میدانم از حضرات نامزدهای ریاست جمهوری نیز که در این روشنگری و شورآفرینی برای انتخابات تأثیر جدّی بر جای نهادند تشکر کنم.

۶ـ لازم میدانم از همه‌ی دست‌اندرکاران اجراء و نظارت انتخابات ریاست جمهوری و نیز انتخابات شوراهای شهر و روستا که متحمل زحمات طاقت‌فرسا شدند تشکر کنم.

۷ـ لازم میدانم از حافظان امنیت انتخابات و نیز از رسانه‌ی ملّی که انتخابات پرشور، مرهون تلاش شبانه‌روزی و هنرمندانه‌ی آنان است سپاسگزاری کنم.

۸ ـ در پایان، خود و همگان را به تقوا و تلاش در راه وظیفه‌ی الهی و اجتماعی و پایبندی به مسیر انقلاب که میراث ارزشمند بزرگ و ی گرانمایه است دعوت میکنم و شادی روح و علو درجات آنان را از خداوند متعال مسئلت می‌نمایم.

والسلام علیکم و رحمة‌الله 
سیّد علی خامنه‌ای     
سی‌ام اردیبهشت‌ماه ۱۳۹۶
عنوان وبلاگ : سراج معلم
برچسب ها : پیام ی به مناسبت حضور گسترده و حماسی مردم در انتخابات - انتخابات , ی ,همه‌ی ,جمهوری ,تشکر ,لازم ,لازم میدانم ,ریاست جمهوری ,انتخابات ریاست ,نظام جمهوری , ,انتخابات ریاست جمهوری ,نظام , انقلاب ی
پیام ی به مناسبت حضور گسترده و حماسی مردم در انتخابات انتخابات , ی ,همه‌ی ,جمهوری ,تشکر ,لازم ,لازم میدانم ,ریاست جمهوری ,انتخابات ریاست ,نظام جمهوری , ,انتخابات ریاست جمهوری ,نظام , انقلاب ی
قلمت بشکند ای تاریخ

قلمت بشکند ای تاریخ... اگر ننویسی سرزمین فرزندان روح الله به دست اپوزیسیون ها افتاد. اینجا می رود جان می دهد تا آن که نظام را هم قبول ندارد بتواند در امنیت بخوابد... ؟

اینجا حتی زیارت تربت شاه شهیدان را هم عرب پرستی می دانند ولی با خیال راحت کوروش می پرستند؟.

قلمت بشکند ای تاریخ...اگر ننویسی که همت ها، باکری ها و ازی در این مملکت جان دادند تا ظریف و عراقچی و تیم نیویورکی ها در سالهای جنگ در تحصیل کنند و حالا عزت ملی که باخون هزاران شهید بدست آمد را به راحتی بفروشند...؟.

اینجا جوانان 20 ساله به جنگ می رود و جان می دهد تا ساز کشورش با پول اسپانسرهای سیاهی از مملکتش بسازد واز دشمنان اسکار و س طلایی بگیرد... ؟.

قلمت بشکند ای تاریخ... اگرننویسی از سرفه های خونین جانبازان شیمیایی که روز وشب بر روی تخت جان می کند تا مبادا چهره دخترکی بی حجاب روحش را آزار دهد... تا مبادا دل دخترک شهید م ع حرمی بشکند... ؟.

قلمت بشکندای تاریخ... اگر ننویسی از آن مادر شهیدی که دستفروشی می‌کند...اگر ننویسی از آن ی م ع حرمی که شناسنامه مهاجر افغانی درست د تا ی نگوید بخاطر پول می روند...؟.

قلمت بشکند ای تاریخ... اگر ننویسی که اینجا پرچم عزای حسین را آتش می زنند ولی دو سال بعد،مسئولان اپوزیسیون حاضر ادعای رفع حصرو شتر دیدی ندیدی می کنند...؟.

قلمت بشکند ای تاریخ... اگر ننویسی که اشک ریختن در فتنه 88 حماسه 9 دی را بوجود آورد...؟.

قلمت بشکند ای تاریخ... اگر ننویسی اینجا دانشمندانش را ترور میکنند و دستاوردهای آنان را بتون د... ؟.

قلمت بشکند ای تاریخ... اگر از ساده زیستی ش ننویسی، انقل اش دست می دهد تا مبادا دست دوستی به دشمن بدهد! اینجا ش با صندلی و قبای قدیمی برای فرزندان سرزمینش دل می سوزاند و کار می کند اما عده‌ای حقوق چند میلیونی و حق اوقات فراغتشان از قلم نمی افتد؟.

قلمت بشکند ای تاریخ... اگر جیغ های آرمیتا و علیرضا را فراموش کنی... قلمت بشکند اگر ننویسیاینجا هواپیمای مسافربری ات را با موشک می زنند و تحریمت می کنند تا هزاران نفر از هموطنانت تاوانش را با جان می دهند ودر مقابل لیبرالهای ک با آنها دست می دهند و لبخند می زنند و آنها را مودب و باهوش می خوانند؟.

همه این اتفاق ها می افتد آن هم در امنیت و آرامش! و در آ حزب الهی و انقل ون م ع وطن و نظام می شوند تندرو و بزدل! راست می گویند این همه تند روی و ساخت موشک به چه درد می خورد!؟ پراید و پیکان را بچسب با آبگوشت بزپاش!

اینجا صدقه سری امنیتی که اول خدا، دوم عنایات ان معصوم و سوم قدرت سربازان انقلاب دامنش هستند پول سفر به دیسکو های آنتالیا و جزایر ترکیه فقط چند برابر بودجه های عمرانی مملکت است. واز نذری و هیئت و اربعین حسین انتقاد می کنند که شکم نیازمندان را سیر می کند.. وگرنه آقازاده های پورشه سوار که در صف نذری نمی مانند...

قلمت بشکند ای تاریخ... اکر از تراژدی های بچه ها و هیئتی ها ننویسی!... اگر از بغض های عصر در شبهای تاریک چاه جمکران ننویسی...

قلمت بشکند ای تاریخ... اگرننویسی از هنجارشکنی عده‌ای در شهر معصوم و توهین به ساحت مقدس رضا علیه السلام؟.

قلمت بشکند اگر ننویسی تنها وصیت حفظ حجاب بوده ولی این روزها.... بگذریم... از هق هق های شبانه مادران شهید، جانبازان، ها فرزندان ... می گذریم...از بی احترامی ها بگذریم... اما از خائنین به و کشورم هرگز....

چرا که این مملکت صاحب دارد و روزی با ذوالفقار جدش مرتضی علی (ع) به خون خواهی از حسین ( ع) و مادرشهیده اش قیام خواهد کرد، از اشک های او نمی گذریم ،نه نمی گذریم...

یاحق

عنوان وبلاگ : سراج معلم
برچسب ها : قلمت بشکند ای تاریخ - بشکند ,قلمت ,تاریخ ,ننویسی , ,زنند ,قلمت بشکند ,م ع حرمی ,تاریخ اگرننویسی
قلمت بشکند ای تاریخ بشکند ,قلمت ,تاریخ ,ننویسی , ,زنند ,قلمت بشکند ,م ع حرمی ,تاریخ اگرننویسی
رأی مردم، دروغگو را صادق نمی‌کند

کبری آسوپار

رأی مردم‌ حتماً جای پیروزی و جشن دارد؛ اینکه اکثریت مردم تو را تایید کرده باشند، حتماً حس خوبی دارد؛ به خوبی یک‌ پیروزی عظیم که حالا حتماً و حامیانش در آن غرق شده‌اند. شعارهایشان رأی آورده، رقبا را در نبرد دموکراسی از میدان بدر کرده‌اند و ۴ سال دیگر می‌توانند سرمست پیروزی باشند؛ اما خیلی گزاره‌های دیگر هم وجود دارد که رأی مردم آنها را تغییر نمی‌دهد؛ دروغگویی یکی از آنهاست. ی که دروغ گفته باشد، چه رأی اکثریت با او باشد و چه رای اقلیت، همانی هست که بود.

بی اخلاقی ها، بگم بگم ‌ها، تهمت زدن‌ها و دورویی‌ها را رأی مردم تبدیل به حسنه نمی‌کند و ی که ‌مناظرات انتخاباتی را از این مسیر پیش برده، با بیشتر رأی آوردن نسبت به رقیبش، ناگاه تبدیل به یک فرد بااخلاق و صادق و خالص نمی‌شود... فقط می‌تواند این شه را در ذهن بیاورد که چه مهارتی در بی اخلاقی داشته و چه حرفه‌ای توانسته بخشی از رأیش را با فریب مردم بدست بیاورد. همان طور که سعه صدر، رفتار اخلاق مدارانه، صداقت و ... با کمتر رأی آوردن از رقیب تبدیل به سیئه نمی‌شود و ارزش خود را از دست نمی‌دهد.

رأی مردم فقط مقام را تغییر می‌دهد و یک ک دا را تبدیل به یک رییس جمهور می کند؛ آن ک دا اگر بی‌اخلاق باشد، بعد از انتخابات تبدیل به یک رییس جمهور بی اخلاق می‌شود؛ ارتقای مقام باعث ارتقای ناگهانی اخلاق نیست. خصوصاً وقتی تلاش شده تا "به هر قیمتی" حداکثر باشند. در اولین ساعات بدست آوردن رأی حداکثری مردم، ۱۶ میلیون نفری را که به رقیبش رأی دادند، تلویحا طرفدار خشونت نامید؛ همان ادبیات تند و بی ادبانه‌ی همیشه‌ی او. گفتم که رأی مردم، بی اخلاقی را تغییر نمی‌دهد.

** به ماجرای رأیی که با تزویر و دروغ بدست آمده و رأیِ حرام بعدتر مفصل می‌پردازم.

۳۰ اردیبهشت ۹۶
@asoupar

عنوان وبلاگ : سراج معلم
برچسب ها : رأی مردم، دروغگو را صادق نمی‌کند - مردم ,اخلاق ,مردم، ,بدست ,تغییر ,پیروزی ,رییس جمهور
رأی مردم، دروغگو را صادق نمی‌کند مردم ,اخلاق ,مردم، ,بدست ,تغییر ,پیروزی ,رییس جمهور
بیانات ی در دیدار اقشار مختلف مردم-۱۳۹۶/۰۲/۲۷

در آستانه‌ی برگزاری انتخابات ریاست جمهوری و شوراهای ی

[pdf mobile]

بسم‌الله‌الرّحمن‌الرّحیم
و الحمدلله ربّ العالمین و الصّلاة و السّلام علی سیّدنا و نبیّنا ‌القاسم المصطفی محمّد و علی آله الاطیبین الاطهرین المنتجبین المعصومین سیّما بقیّةالله فی الارضین و لعنةالله علی اعدائهم اجمعین.

 خیلی خوش‌آمدید برادران عزیز، خواهران عزیز! و در این ایّام مهم و مبارک، فضای حسینیّه‌ی ما را با حضور خودتان، با اخلاص خودتان و با لطف خودتان مزیّن و نورانی کردید.

 این ایّام از این جهت که روزهای آ ماه مبارک شعبان است، روزهای بسیار مغتنمی است. این را همیشه باید به یاد داشته باشیم که از فرصتهایی که خدای متعال در اختیار ما قرار میدهد حدّاکثر استفاده را ؛ یکی از این فرصتها، ماه مبارک شعبان است که ماه دعا است، ماه مناجات است، ماه توسّل است، ماه انتظار است. یک نعمت بزرگ دیگر، ماه مبارک رمضان است که نزدیک است و خیلی مناسب است که ما در ماه شعبان، خودمان را آماده کنیم برای ماه رمضان. ماه رمضان، ماه ضیافت الهی است؛ ورود در عرصه‌ی ضیافت الهی احتیاج به آمادگی‌هایی دارد، این آمادگی‌ها را در خودمان به وجود بیاوریم.

 کار شما جوانهای عزیز آسان‌تر از ما است. جوانها با دلهای پاکشان، با دلهای صافشان، با عدم آلودگی‌هایی که در طول زمان برای انسان به وجود می‌آید، بیشتر آمادگی دارند؛ و قدر بدانند این آمادگی را، این دعاهای ماه مبارک شعبان را، بخصوص این مناجات [شعبانیّه] را؛ مناجات معروفی که از ائمّه (علیهم‌السّلام) نقل شده است. بنده یک‌وقتی از بزرگوار سؤال که در بین این دعاهای مأثور از اهل‌بیت (علیهم‌السّلام)، شما بیشتر دلبسته‌ی کدام دعا هستید و به آن اُنس دارید؛ فرمودند مناجات شعبانیّه و دعای کمیل. ایشان، این مرد عارفِ پخته‌ی عمل‌کننده‌ی در راه خدا، به این دو دعا توجّه داشتند. ان‌شاءالله که در این ایّام باقی‌مانده همه‌مان بتوانیم از این روزها استفاده کنیم و خودمان را در این وادی رحمت الهی به معنویّت وارد کنیم و بهره ببریم؛ اصل این است.

 یک نکته‌ی دیگر که در مورد این روزها وجود دارد و من ترجیح میدهم چند جمله‌ای درباره‌‌ی آن صحبت کنم، مسئله‌ی انتخابات است. مردم -ملّت ایران- خود را دارند آماده میکنند برای یک حماسه‌ی بزرگ، برای انتخابات، با شور و شوق. آن‌طوری که من می‌شنوم و اطّلاع پیدا میکنم، بحمدالله شور و شوق انتخابات در سرتاسر کشور در مردم هست؛ مردم خودشان را دارند آماده میکنند. خب این خیلی مهم است؛ این درخشش ملّت ایران در یک حماسه‌ی بزرگ دیگر است. هرکدام از این انتخابات‌ها که شما در آنها شرکت میکنید، یک حماسه است، یک حرکت عظیم مردمی است که جلوی چشمهای مردم دنیا قرار میگیرد؛عزّت ملّت را بالا میبرد، قدرت ملّی را افزایش میدهد. انتخابات‌ها این[جور] است؛ مردم‌سالاری ی را در مقابل چشم مدّعیان سیاست در دنیا به نمایش میگذارد. مردم‌سالاری دینی یا مردم‌سالاری ی یک شه‌ی نو بود، یک تجربه‌ی نو  برای بشریّت بود که به‌وسیله‌ی نظام و بزرگوار عرضه شد؛ این را شما روز در مقابل چشم مردم دنیا -از سیاستمدار و تحلیل‌گر و مسئول و مدیر و غیر مدیر و آحاد ملّت- به نمایش میگذارید و نشان میدهید؛ اهمّیّت انتخابات این است.

 همه هم در دنیا چشمشان به این انتخابات شما است؛ این را عرض . همه که عرض میکنیم یعنی مسئولان کشورها، از دستگاه‌های تی شما بگیرید، تا قدرتهای اروپایی و کشورهای اروپایی، تا تهایی در این منطقه که دنباله‌رو هستند، تا آن نخست‌ (۱) گردن‌ش ته‌ی رژیم صهیونیستی(۲) -همه‌ی اینها- چشمشان به این است که شما روز چگونه وارد میدان میشوید و با چه حجمی وارد میدان میشوید، با چه روحیّه‌ای وارد عرصه‌ی انتخابات میشوید؛ همه دارند نگاه میکنند. این یک طرف قضیّه است؛ یک طرف دیگر قضیّه هم ملّتهای منطقه‌اند که غالباً با چشم عظمت به ملّت ایران نگاه میکنند و خیلی از آنها حسرت این و این مردم‌سالاری را که در اینجا هست میبرند و نگاه میکنند و ملّت ایران را تحسین میکنند. اینها هم دوستداران شما هستند؛ اینها هم چشمشان در روز به انتخابات است. اگر انتخابات ما یک انتخابات ضعیفی باشد، شرکت مردم ضعیف باشد، یک‌جور قضاوت میکنند، یک‌جور تصمیم‌گیری میکنند؛ اگر حضور مردم، حضور هوشمندانه، قوی، در صحنه و با حجم زیاد باشد، جور دیگری قضاوت میکنند، جور دیگری نظر میدهند. حقیقتاً با تجدید این انتخابات‌ها در سالهای معیّن و دوره‌های معیّن، طراوت تازه‌ای پیدا میکند؛ خود را در دلها و چشمهای مردم دنیا به شکل جدیدی، به شکل برجسته‌ای، به شکل طُرفه‌ای(۳) مجسّم میکند و نشان میدهد؛ این است که واقعاً روز انتخابات برای نظام ، روز جشن است، روز شادی و شور است.

 شما نگاه کنید به منطقه، منطقه‌ی ما، منطقه‌ی غرب آسیا و شمال آفریقا امروز غرق در ناامنی است؛ چه با حضور تروریست‌ها و عناصر مسلّحی که غالباً از سوی تهای بددل و بدخواه تقویت میشوند، چه با جنگهای داخلی در بعضی از کشورها که در همه‌ی اینها هم باز دست قدرتهای استعمارگر دنیا مشاهده میشود. ناامنی است دیگر، محیطِ ناامن است. نگاه کنید به کشورهای منطقه؛ کجا هست که این ناامنی نباشد. در بین این مجموعه‌ی ناامن، بحمدالله با توفیق پروردگار، با امنیّت، با آرامش، مشغول تدارک انتخابات است. امروز دو روز به انتخابات بیشتر باقی نمانده است، بحمدالله محیط کشور محیط آرام، همراه با آرامش، همراه با سکینه [است]. اینها خیلی ارزش دارد؛ برادران عزیز، خواهران عزیز! اینها را باید خیلی قدر بدانیم؛ خیلی قیمت دارد. انتخاباتی در یک کشور هشتاد ‌میلیونی به راه می‌افتد -که گفتند پنجاه‌و‌چند میلیون حقّ انتخاب دارند- و مردم با شور و شوق خود را آماده میکنند، امّا همه‌جا آرامش برقرار است؛ این خیلی با ارزش است، خیلی با اهمّیّت است. این را باید قدر دانست.

 فضای را به ما داد. اگرچه بعضی ناسپاسی میکنند و از همین فضای آزاد استفاده میکنند و را نفی میکنند. این ناشکری و ناسپاسی است که بعضی میکنند؛ خب ند. در کشور بحمدالله فضای آزاد هست، فضای حضور مردم هست، و فضای تأثیر رأی مردم [هست]؛ در انتخاب مسئول درجه‌ی یک اجرائی کشور که ریاست جمهوری است، و همچنین [انتخاب] مدیران شهری که انتخابات شوراها است، مردم رأی دارند، نظر دارند، تصمیم میگیرند؛ این خیلی باارزش است. ملّتهایی در منطقه‌ی ما که تهایشان تحت‌الحمایه‌ی رژیم ایالات متّحده‌‌ی هستند، حسرت این را میخورند، غبطه‌ میخورند به حال ملّت ایران؛ برایشان یک رؤیا است که بتوانند وارد صحنه بشوند؛ دو نفر، سه نفر، پنج نفر، رقابت کنند بر سر ریاست اجرائی کشور، و بعد مردم حق داشته باشند یکی از اینها را انتخاب کنند؛ این برای کشورهای منطقه‌ی ما مثل یک رؤیا میماند. این [کار] هر چهار سال یک بار در کشور ما تکرار میشود. مردم وارد میشوند، انتخاب میکنند، تشخیص میدهند، این خیلی باارزش است. این را باید قدر دانست.

 حضور مردم در این صحنه خیلی پُرمعنا است. این نشان‌دهنده‌ی دو مطلب اساسی است؛ البتّه ذیل این دو مطلب، مطالب  دیگری هم وجود دارد لکن در این حضور مردمی، دو مطلب اساسی است: یکی اعتماد مردم و علاقه‌ی مردم به نظام ، پیوند مردم با نظام ؛ یکی [هم] قدرت اراده و تصمیم‌گیری‌ای که در مردم وجود دارد؛ این دو چیز خیلی مهم است. وقتی شما در صحنه حاضر میشوید، هم نشان میدهید که به نظام که توانسته است کشور را استقلال ببخشد و ببخشد، دلبسته‌اید؛ هم نشان میدهید که ملّت ایران یک ملّت زنده است، پای کار است، مصمّم است، عازم است؛ این را نشان میدهید. هر دوی اینها برای کشور دارای ارزش زیادی است؛ البتّه هرکدام [هم] زیرمجموعه‌هایی دارد؛ فواید بیشتری هم دارد. هرچه این حضور بیشتر باشد، هرچه این انضباطی که بحمدالله در بین مردم وجود دارد بیشتر باشد، آبروی ملّت ایران و احترام ملّت ایران در پیش چشم ناظران جهانی بیشتر است.

 این نکته‌ی انضباط که عرض ، نکته‌ی مهمّی است. این انضباط مردمی، خیلی بااهمّیّت است، خیلی باارزش است؛ هم قبل از انتخابات، هم در حین انتخابات و روز انتخابات، هم بعد از انتخابات. این انضباط مردمی و پایبندی به نظم و قانون خیلی مهم است. این همان چیزی است که بسیاری از کشورها آن را ندارند و ملّت ما بحمدالله دارد نشان میدهد که این را دارا است. و ما ملّت ایران این را از تجربه‌های گذشته یاد گرفته‌ایم؛ ما هم تجربه کرده‌ایم؛ سالهای متمادی است که تجربه میکنیم. ملّت ایران تجربه کرده است که این انضباط چقدر به نفع او است و بی‌انضباطی و بی‌قانونی چقدر برایش مضر است؛ این را ملّت ایران تجربه کرده.

 خب، البتّه نامزدهای متعدّدی در عرصه هستند؛ حرف میزنند، نظر میدهند، هرکدام طرف‌دارانی دارند. ایرادی ندارد؛ یک نفر بالا ه از این جمع، به‌اصطلاح معمول و متعارف برنده خواهد شد؛ بنده که معتقد به برنده و بازنده نیستم؛ یک نفر بالا ه رأی می‌آورد، چند نفر هم رأی نمی‌آورند، امّا برنده‌ی اصلی در این ماجرا ملّت ایران است؛ هر ی که رأی بیاورد. برنده‌ی اصلی نظام است، برنده‌ی اصلی ملّت ایران است. هر ی که میخواهد در رأس قرار بگیرد، آن که در واقع برنده است، مردمند که توانسته‌اند با رأی خودشان یک نفر را انتخاب کنند. این خیلی باارزش است. خب خوشبختانه دستگاه‌های گوناگون هم دست‌اندرکارند.

 این را هم بنده عرض م؛ همه بدانند! دستگاه‌های اجرائی، دستگاه‌های نظارتی، دستگاه‌هایی که حافظ امنیّتند، اینها به‌طور جدّی مشغول کارند. مورد اعتمادند؛ دارند کار میکنند، هماهنگ هم دارند حرکت میکنند و کار میکنند. البتّه من با وجود این، به همان دستگاه‌هایی که مورد اعتمادند تأکید میکنم و سفارش میکنم که مراقب باشند آراء مردم، مأمون(۴) باشد، امانت آن حفظ بشود. خب، ممکن است در این خلال و این وسطِ کار، انی باشند که بخواهند یک تخلّفاتی ند، لکن دستگاه‌ها بحمدالله مورد قبولند، مورد اعتمادند؛ چه دستگاه‌های نظارتی، چه دستگاه‌های اجرائی، چه دستگاه‌هایی که حافظ امنیّتند و امنیّت را حفظ میکنند؛ اینها همه ارزش دارند؛ همه مشغولند.

 البتّه همه مراقبت کنند و بدانند که ملّت ایران دشمن دارد؛ در مقابل دشمن باید چهره‌ی ملّت، چهره‌ای باشد که حاکی باشد هم از تصمیم، هم از اطمینان به نفْس؛ سکینه و آرامش. این دو چیز باید وجود داشته باشد. عزم و تصمیم راسخ، آنجایی که باید تصمیم گرفت، و در هر حال توکّل به خدای متعال و اعتماد به نفْس و احساس قدرت و توانایی که خوشبختانه ملّت ایران این را دارند، انسان این را احساس میکند. خب حالا در بحثها و حرفهای انتخاباتی، گاهی یک حرفهایی زده شد که شایسته‌ی ملّت بزرگ ایران نبود، لکن حضور مردم همه‌ی این مسائل را حل خواهد کرد؛ این چیزها تأثیری در حضور مردم نخواهد گذاشت  ان‌شاءالله و به توفیق الهی. ان‌شاءالله مردم -زن و مرد- در سرتاسر کشور شرکت خواهند کرد و آبرو خواهند بخشید به نظام ، با حضور خودشان، با عزم راسخ خودشان.

 من یک عرض هم م به طرف‌دارهای نامزدهای انتخاباتی؛ خب هر ی از این آقایان محترم نامزدهای انتخابات، یک عدّه طرف‌دار و علاقه‌مند و ‌چاک و دوست‌دار و مانند اینها دارد، اینها هم متانت خودشان را حفظ کنند؛ هم طرف‌دارها، هم ستادها، متانت خودشان را حفظ کنند، انضباط خودشان را حفظ کنند؛ مقصودشان انجام وظیفه باشد، آنچه برای ما مهم است این است. این چند صباحِ زندگی، این چند صباحِ کار و تلاش -زید یا عمرو یا بکر- اینها خواهد گذشت، آنچه میمانَد، عمل ما است که در محاسبه‌ی الهی به‌حساب می‌آید و باید جواب بدهیم. وَ استَعمِلنی بِما تَسأَلُنی غداً عَنه؛(۵) خدای متعال فردا از ما، از چیزهایی سؤال خواهد کرد؛ به فکر آن باید بود، برای آن باید تلاش کرد. هم آحاد مردم، هم خود نامزدهایی که در عرصه‌ی رقابتهای انتخاباتی وارد شدند، هم طرف‌دارانشان و دوستانشان، کاری کنند که هر حرکتشان حسنه‌ای باشد در نزد کرام‌‌‌‌‌‌الکاتبین الهی؛ کاری کنند که اعمال آنها، رفتار آنها، گفتار آنها پیش خدای متعال حسنه محسوب بشود و خدای متعال ثواب برای آن معیّن د. این کِی خواهد شد؟ آن‌وقتی که ما کارهایمان را برای خدا انجام بدهیم. [همه] تلاش کنند، مبارزه کنند، کار کنند، خوب است، امّا نیّتها را نیّتهای خ ند؛ اگر این[طور] شد، آن‌وقت خدای متعال هم به کار برکت خواهد داد، به ملّت ایران برکت خواهد داد و آنچه به نفع ملّت ایران است، به توفیق الهی پیش خواهد آمد. به‌هر‌حال همه موظّفیم که به قانون و انضباط قانونی پایبند باشیم و آن را عمل .

 این را من به شما عرض م: برادران عزیز، خواهران عزیز! هر دوره‌ای از دور‌ه‌ها که بر گذشته است، با شرایط گوناگون و مختلفی که در دنیا و در منطقه و در خود کشور وجود داشته است، پیش رفته است. ممکن است عملکردهای مسئولینی از قبیل بنده، در یک جاهایی مناسب یا مثبت یا کامل یا جامع نباشد، امّا حرکت عظیم و حضور مردم و همکاری مردم با نظام ی، کار خودش را کرده است و پیش رفته‌ایم؛ و ان‌شاءالله این پیشرفت، روزبه‌روز و دوره‌به‌دوره ادامه پیدا خواهد کرد و آن روزی را خواهد دید که دشمنان، مأیوس بشوند و از تهدید و زیاده‌گویی و یاوه‌گویی نسبت به و ملّت ایران دست بردارند؛ به توفیق الهی.

 امیدواریم خداوند متعال به ملّت ایران برکت عنایت کند؛ به این آزمون بزرگی که در پیشِ رو داریم، خدای متعال ان‌شاءالله عنایت کند و برکت بدهد؛ و ان‌شاءالله آنچه را به خیر مردم و صلاح کشور و صلاح ملّت است، آن را برای مردم پیش بیاورد.

والسّلام علیکم و رحمةالله و برکاته


۱) بنیامین نتانیاهو
۲) خنده‌ی حضّار
۳) شگفت‌آور، جالب
۴) ایمن، در امان
۵) صحیفه‌ی سجّادیّه، دعای بیستم

عنوان وبلاگ : سراج معلم
برچسب ها : بیانات ی در دیدار اقشار مختلف مردم-۱۳۹۶/۰۲/۲۷ - مردم ,ملّت ,است، ,جمهوری ,خیلی ,انتخابات ,ملّت ایران , ,نظام جمهوری ,خدای متعال ,خیلی باارزش ,نظام ، ,برادران عزیز، خواهران ,نظام ,ملّت ایران تجرب
بیانات ی در دیدار اقشار مختلف مردم-۱۳۹۶/۰۲/۲۷ مردم ,ملّت ,است، ,جمهوری ,خیلی ,انتخابات ,ملّت ایران , ,نظام جمهوری ,خدای متعال ,خیلی باارزش ,نظام ، ,برادران عزیز، خواهران ,نظام ,ملّت ایران تجرب
زره پولادین انتخابات

حضرت آیت‌الله خامنه‌ای:«حضور در انتخابات یکی از مستحکم‌ترین وسیله‌هایی است که ملت ایران می‌تواند آن را مثل یک زره پولادین در مقابل خود و در مقابل حمله دشمنان نگه دارد. پس انتخابات باید با حضور ملت، پُرشور، سالم و قوی انجام گیرد.» ۱۸/ ۸۲/۱۰

پایگاه اطلاع‌رسانی khamenei.ir بر اساس این بخش از بیانات انقلاب طرح«زره پولادین انتخابات» را، در آستانه‌ی انتخابات دوازدهمین دوره‌ی ریاست جمهوری و پنجمین دوره‌ی  شوراهای ی شهر و روستا منتشر می‌کند.


عنوان وبلاگ : سراج معلم
برچسب ها : زره پولادین انتخابات - انتخابات ,پولادین
زره پولادین انتخابات انتخابات ,پولادین
انتخابات مایه اتحاد ملت

انقلاب ی: «انتخابات یک عرصه‌ی ظهور و بروز وحدت ما، عقلانیت ما، شعور ملی ما میتواند قرار بگیرد. بعضی خیال میکنند انتخابات، ‌های انتخابات، فضای انتخاباتی، مایه‌ی اختلاف است؛ نه، میتواند مایه‌ی اتحاد باشد؛ میتواند تشجیع کننده‌ی به سرعت عمل و پیشرفت باشد؛ با رقابت مثبت. هر گروهی سعی کنند برای خدمتگزاری به این ملت، سهم متناسب با خودشان را که لایق خودشان میدانند، به دست بیاورند؛ هیچ اشکالی ندارد. این رقابت مثبت به جامعه نشاط میبخشد، ما را زنده‌دل میکند، روح جوانی را بر جامعه‌ی ما حاکم میکند. در همین انتخابات اگر بد عمل ، به هم بد بگوئیم، با هم کینه‌ورزی کنیم، به یکدیگر تهمت بزنیم، برخلاف قوانین و مقررات رفتار کنیم، میتواند وسیله‌ی سقوط و ضعف و انحطاط باشد؛ دست خود ماست؛ امتحان الهی است.» ۱۳۸۶/۷/۲۱

پایگاه اطلاع‌رسانی khamenei.ir هم‌زمان با ایام انتخابات دوازدهمین دوره‌ی انتخابات ریاست جمهوری و پنجمین دوره‌ی شوراهای ی شهر و روستا، پوستر «انتخابات مایه اتحاد  ملت» را براساس این بخش از بیانات انقلاب منتشر می‌کند.

برچسب‌ها: وحدت ملی؛ انتخابات ۹۶؛

عنوان وبلاگ : سراج معلم
برچسب ها : انتخابات مایه اتحاد ملت - میتواند ,انتخابات ,باشد؛ ,رقابت مثبت , انقلاب
انتخابات مایه اتحاد ملت میتواند ,انتخابات ,باشد؛ ,رقابت مثبت , انقلاب
این، یکی از آثار دروغ‌‌گویی است

‍نبی اکرم صلى الله علیه و آله فرمودند:
ی که بدون عذر شرعی دروغ بگوید، هفتاد هزار ملک او را لعنت می‌کنند و از قلب او بویی به سوی آسمان خارج می‌شود که همه ملائکه آسمان او را لعنش می‌کنند.( بحارالأنوار، ج 69، ص 263.)
 حضرت حق که می‌فرماید: «دروغ نگو» می‌خواهد این آثار به من نرسد و این نتایج را برای من نداشته باشد.

عنوان وبلاگ : سراج معلم
برچسب ها : این، یکی از آثار دروغ‌‌گویی است
این، یکی از آثار دروغ‌‌گویی است
۱۰ تذکر انقلاب درباره مسائل معلمان و آموزش و پرورش

نکات مطرح شده بیانات انقلاب در دیدار معلمان و فرهنگیان؛

http://farsi.khamenei.ir/themes/fa_def/images/ver2/breadcrump.gifhttp://farsi.khamenei.ir/themes/fa_def/images/ver2/breadcrump.gif حضرت آیت‌الله خامنه‌ای در دیدار معلمان و فرهنگیان در تاریخ ۹۶/۲/۱۷، نکات فراوانی درباره مسائل معلمان و آموزش و پرورش بیان د که پایگاه اطلاع‌رسانی khamenei.ir محورهای این موضوعات را در ج زیر مرور می‌کند.

 ۱۰ تذکر انقلاب درباره مسائل معلمان و آموزش و پرورش
مطرح شده در دیدار معلمان و فرهنگیان ۹۶/۲/۱۷
 ۱  استفاده از نظرات شهید آیت‌الله مطهری در مسائل آموزش و پرورش
 ۲  قدر دانستن جایگاه شغل معلمی توسط خود معلم‌ها، مردم و مسئولان
 ۳  سرمایه‌گذاری در فرهنگیان برای تربیت معلم
 ۴  پرهیز از استفاده از جامعه معلمین
 ۵  افزایش ظرفیت ‌های معلم‌پرور برای نیاز به معلم در آینده
 ۶  تربیت نسل با ایمان در آموزش و پرورش
 ۷  توجه به تلاش جریانی برای نفوذ و از بین بردن ارزش آموزش و پرورش و اعتماد به آن
 ۸  غلط بودن ‌گرایی در آموزش و پرورش و وم تقویت و افزایش بخشهای فنی‌حرفه‌ای
 ۹ جدی گرفتن سند تحول آموزش و پرورش
 ۱۰ غلط  بودن پذیرفتن سند ۲۰۳۰ یونسکو
 

۱. استفاده از نظرات مرحوم آیت الله مطهری در مسائل آموزش و پرورش
به ‌مناسبت روز معلّم، یاد شهید عزیز بزرگوارمان مرحوم آیت‌الله مطهّری (رضوان‌الله‌تعالی‌علیه) را گرامی میداریم؛ حقیقتاً معلّم بود... من جدّاً توصیه میکنم از نظرات آن بزرگوار، چه در زمینه‌ی مسائل آموزش‌و‌پرورش و چه در زمینه‌های دیگر، هر‌چه میتوانید استفاده کنید، بهره‌مند بشوید؛ کتابهای ایشان ذهن را هدایت میکند، پرورش میدهد، پُربار میکند از معارف صحیح و متین ی.

۲. قدر دانستن جایگاه شغل معلمی توسط خود معلمها، مردم و مسئولان
خود جامعه‌ی معلّم، ارج و قرب و قدر این جایگاه را، این شغل را بداند... و بعد، جامعه قدر معلّم را بداند و احترام و تکریم برای معلّم قائل بشود؛ و سپس مسئولان، این اهمّیّت را درک کنند. بنده بارها گفته‌ام، آموزش‌و‌پرورش و هزینه‌ برای معلّم، سرمایه‌گذاری است! برای معلّم هزینه کنند.

۳. سرمایه‌گذاری در فرهنگیان برای تربیت معلم
فرهنگیان را مسئولین جدّی بگیرند؛ فرهنگیان را -که تولیدکننده‌ی معلّم است- جدّی بگیرند؛ هرچه میتوانند برای این سرمایه‌گذاری کنند؛ به یک لحاظ، اهمّیّت این از همه‌ی ‌های دیگر بیشتر است.

۴. پرهیز از استفاده از جامعه معلمین
بنده همیشه از سالها پیش اعتراض داشتم به انی‌که جامعه‌ی معلّمین را در زمینه‌های مثل یک ابزار میخواهند به کار ببرند؛ این جفا است. مال امروز نیست این؛ مال سالهای ۶۰، از سال ۶۰، سالهای دهه‌ی ۶۰؛ بعضی از این کارها می د.

۵. افزایش ظرفیت ‌های معلم‌پرور برای نیاز به معلم در آینده
من اطّلاع پیدا که در آینده‌ی نه چندان دوری یک تعداد خیلی زیادی معلّم بازنشسته خواهند شد و نیاز به معلّم وجود خواهد داشت؛ این از جمله‌ی نیازهای نزدیک آینده‌ی آموزش‌وپرورش است... در درجه‌ی اوّل ظرفیّتهای این ‌های معلّم‌پرور را باید تا آنجایی که ممکن است افزایش داد، این از همه مقدّم است؛ اگر این هم جواب ندهد باید ضابطه گذاشت؛ مراکز اصلی بنشینند، ضابطه بگذارند برای [جذب] معلّم.

۶. تربیت نسل با ایمان در آموزش و پرورش
آموزش‌وپرورش [باید] بتواند نسلی تربیت د باایمان؛ اصلش ایمان است... باوفا، مسئولیّت‌پذیر، دارای اعتماد به نفس، دارای ابتکار، راست‌گو، شجاع، نسل باحیا، بافکر، اهل فکر ، اهل به کار گرفتن شه، عاشق کشور، عاشق نظام، عاشق مردم، [نسلی که] کشورش را دوست بدارد، مصالح کشورش را مصالح شخص خودش بداند، از آنها دفاع کند؛ یک چنین نسلی باید پرورش پیدا کند؛ یک نسل محکم، قوی، عازم، جازم، باابتکار، پیشرُو، فعّال؛ این‌جور نسلی [لازم است]؛ این کار آموزش‌وپرورش [است].

۷. توجه به تلاش جریانی برای نفوذ و از بین بردن ارزش آموزش و پرورش و اعتماد به آن
گزارشهایی که به من میرسد نشان میدهد که یک جریانی در کشور سعی میکند آموزش‌وپرورش را از چشمها بیندازد؛ ارزش آموزش‌وپرورش را و اعتماد به آموزش‌وپرورش را در دلها از بین ببرد؛ مقاصدی دارند. این [جریان] از بیرون هم هدایت میشود. حالا بعضی‌ها لجشان میگیرد؛ تا ما میگوییم دستهای خارجی، میگویند شما مدام به خارجی‌ها حمله میکنید! نه، ما ضعفهای خودمان را می‌بینیم؛ اگر ما قوی باشیم، آن خارجی هیچ غلطی نمیتواند د، امّا او از همین ضعفهای ما است که دارد استفاده میکند، برنامه‌ریزی میکند، نقشه میکشد، نفوذ میکند؛ راه‌های مستقیم را کج میکند، معوج میکند.

۸. غلط بودن ‌گرایی در آموزش و پرورش و وم تقویت و افزایش بخشهای فنی‌حرفه‌ای
یکی از اشکالات آموزش‌وپرورش ما، بیماری ‌گرایی است. در سطح محیط دانش‌آموزی ما ‌گرایی وجود دارد؛ یعنی اگر ی بخواهد درس بخواند و به نرسد، کأنّه درس نخوانده؛ این خطا است، این غلط است، ومی ندارد. ما این‌قدر در کشور نیازهای فوری، فوتی، لازم و مهم داریم که هیچ احتیاجی به تحصیلات ی ندارد؛ احتیاج به مدرک ی و ارشد و غیرذلک ندارد؛ این‌که بنده سالهای متمادی -چندین بار تا حالا- روی این هنرستان‌ها و فنّی‌حرفه‌ای‌ها تکیه میکنم، به‌خاطر این است. این بخشهای مربوط به فنّی‌حرفه‌ای را باید تقویت کرد، باید افزایش داد.

۹. جدی گرفتن سند تحول آموزش و پرورش
یک مسئله‌ی مهمّ دیگر، این مسئله‌ی سند تحوّل است... تا کِی باید نشست تا این نظام‌نامه‌هایی که گفته میشود در ذیل سند تحوّل باید تحقّق پیدا کند، تنظیم بشود؟ این کار باید زود انجام بگیرد. معلوم میشود شور و شوقِ لازم نیست، انگیزه‌ی لازم نیست. بنده جدّاً از محترم و مسئولین محترم میخواهم که مسئله‌ی تحوّل را جدّی بگیرند.

۱۰. غلط  بودن پذیرفتن سند ۲۰۳۰ یونسکو 
این سند ۲۰۳۰ سازمان ملل و یونسکو و این حرفها، اینها چیزهایی نیست که بتواند شانه‌اش را زیر بار اینها بدهد و تسلیم اینها بشود... اگرچنانچه با اصل کار شما نمیتوانید مخالفت ید، حدّاقلّش این است که بِایستید بگویید خودش ممشیٰ دارد، خطّ‌و‌ربط دارد، ما سندهای بالادستی داریم... بنده از شورای عالی انقلاب فرهنگی هم گله‌مند هستم؛ آنها باید مراقبت می د، نباید اجازه میدادند این ‌کار تا اینجا پیش بیاید که ناچار بشویم ما جلوی آن را بگیریم و ما وارد قضیّه بشویم. اینجا است؛ اینجا، مبنا است، مبنا قرآن است؛ اینجا جایی نیست که سبک زندگی معیوبِ ویرانگرِ فاسدِ غربی بتواند در اینجا این‌جور اِعمال نفوذ کند.

نسخه چاپی نسخه قابل چاپ

عنوان وبلاگ : سراج معلم
برچسب ها : ۱۰ تذکر انقلاب درباره مسائل معلمان و آموزش و پرورش - آموزش ,پرورش ,معلّم ,آموزش‌وپرورش ,مسائل ,فرهنگیان , فرهنگیان , انقلاب , ,مسائل معلمان ,دیدار معلمان ,درباره مسائل معلمان ,ظرفیت ‌های معلم‌پرو
۱۰ تذکر انقلاب درباره مسائل معلمان و آموزش و پرورش آموزش ,پرورش ,معلّم ,آموزش‌وپرورش ,مسائل ,فرهنگیان , فرهنگیان , انقلاب , ,مسائل معلمان ,دیدار معلمان ,درباره مسائل معلمان ,ظرفیت ‌های معلم‌پرو
اکرم «صلی الله علیه و آله» فرمودند :اگر خدا به‌وسیله‌ی تو یک نفر را هدایت کند

برای تو بهتر است از آن‌که دنیا و آن‌چه را که در آن است به تو بدهند.

 «لان یهدی الله بک رجلا واحدا خیر لک من الدنیا و ما فیها»

منیه المرید

عنوان وبلاگ : سراج معلم
برچسب ها : اکرم «صلی الله علیه و آله» فرمودند :اگر خدا به‌وسیله‌ی تو یک نفر را هدایت کند
اکرم «صلی الله علیه و آله» فرمودند :اگر خدا به‌وسیله‌ی تو یک نفر را هدایت کند
بیانات ی در افسری و تربیت پاسداری حسین (علیه‌السلام)

 

در مراسم دانش‌آموختگی دانشجویان (۱)

[pdf mobile]

بسم‌­الله‌الرّحمن‌الرّحیم
و الحمدلله ربّ العالمین و الصّلاة و السّلام علی سیّدنا و نبیّنا ­‌القاسم المصطفی محمّد.

 ان‌شاءالله بر همه‌ی شما برادران عزیز مبارک باشد؛ هم بر فارغ‌ ّحصیلان این ، هم بر واردشدگان و سردوشی‌بگیرانی که ان‌شاءالله با طیّ مراحل تحصیلی و تمرینی به رتبه‌ی پاسداری خواهند رسید.

 ماه شعبان است، ماه بارش رحمت الهی است. اگر انسان فقرات مناجات شعبانیّه و ادعیّه‌ی ماه شعبان در شب نیمه و دیگر دعاها و اعمال را نگاه کند، احساس میکند که ماه شعبان یک ظرف زمانی بسیار ارزشمندی است برای بهره‌گیری از رحمت پروردگار. شما جوانهای عزیز، با دلهای پاک، با روحهای آماده، میتوانید خیلی بهره بگیرید و امیدوارم که ان‌شاءالله از برکات این ماه و از رحمت الهی در این ماه بهره بگیرید.

 یکی از برجسته‌ترین خصوصیّات ماه شعبان مسئله‌ی ولادت باسعادت قطب عالم امکان، حضرت بقیّةالله (ارواحنا فداه) است. برجستگی این روز و شب با این ولادت بزرگ بسیار بیشتر و مضاعف شده است. البتّه شب نیمه‌ی شعبان شب مبارکی است، شب دعا است، شب مناجات است، گفته شده است که از موارد لیلةالقدر است، لکن با این ولادت همه‌ی اینها مضاعف میشود. یک توجّهی به وجود مقدّس بقیّةالله (ارواحنا فداه) با چند نکته­‌ی کوتاه در مورد آن بزرگوار. البتّه در درجه‌ی اوّل، باید تبریک عرض به همه‌ی شما این میلاد را‌، این ایّام را، این شیرینی ولادت باسعادت آن بزرگوار را. ماه شعبان، از اوّل تا آ ، ماه الطاف الهی و شیرینی‌ها و چشم­‌روشنی‌ها است. البتّه امسال متأسّفانه با این حادثه­‌ای که در معدن پیش آمد،(۲) ما داغدار شدیم، و قبل از آن­‌هم حادثه‌ی مربوط به مرزبانان ما در جنوب کشور(۳) دلها را افسرده کرد و داغدار کرد، ولیکن ماه، ماه شادی و دلباختگی دلباختگان اهل‌بیت (علیهم‌السّلام) است.

 در مورد زمان (عجّل‌الله‌له‌الفرج و سلام‌الله‌علیه) نکته‌ی اوّل این [است] که این بزرگوار داعی‌الله است. نگاه به آن بزرگوار وسیله‌ای است برای عرض ارادت و عبودیّت به درگاه حضرت حقّ متعال. اَلسَّلامُ عَلَیکَ یا داعیَ ‌اللهِ وَ رَبّانیَّ آیاتِه؛(۴) همه‌چیز، همه‌ی انبیا، همه‌ی اولیا، همه‌ی مقدّسات، همه‌ی ارواح طیّبه که نورافشانی میکنند بر زندگی ما، بر عالم ما، بر همه‌ی عالم وجود، آیات حقّند، جلوه‌های حضرت پروردگارند؛ این نکته‌ای است که باید توجّه داشت. به زمان توجّه میکنیم، توسّل میکنیم، در مقابل آن بزرگوار عرض خا اری میکنیم، برای اینکه این خا اری به ذات احدیّت برسد و پیش خدای متعال اظهار عبودیّت کرده باشیم.

 دوّم اینکه نام این بزرگوار و یاد این بزرگوار، دائماً به ما یادآوری میکند که طلوع خورشیدِ حق و عدل در پایان این شب ظلمانی، قطعی است. انسانها گاهی که امواج متراکم ظلمت و ظلم را مشاهده میکنند، مأیوس میشوند. یاد زمان نشان‌دهنده‌ی این است که خورشید طلوع خواهد کرد، روز خواهد آمد؛ بله، ظلمات هست، ظالمان و تاریکی‌آفرینان هستند در دنیا، و قرنهای متمادی بوده‌اند امّا پایان این شب سیاه و ظلمانی، قطعاً طلوع خورشید است؛ این آن ‌چیزی است که اعتقاد به زمان به ما می‌آموزد؛ این وعده‌ی تضمین‌شده‌ی پروردگار است: اَلسَّلامُ‌ عَلَیکَ‌ اَیُّهَا العَلَمُ‌ المَنصوبُ وَ العِلمُ المَصبوبُ وَ الغَوثُ وَ الرَّحمَةُ الواسِعَةُ وَعداً غَیرَ مَکذوب‌؛(۵) وعده‌ی تخلّف‌ناپذیر الهی است. در اوّل زیارت [هم دارد]: اَلسَّلامُ عَلَیکَ یا وَعدَ اللهِ الَّذی ضَمِنَه؛(۶) وعده‌ای که تضمین‌شده است از طرف پروردگار، ظهور این بزرگوار است. بنابراین این هم نکته‌ی دوّم است. معتقدین به ظهور ولیّ‌عصر و وجود ولیّ‌عصر (ارواحنا فداه) هیچ‌گاه دچار نامیدی و یأس نمیشوند، و میدانند که قطعاً این خورشید طلوع خواهد کرد و این تاریکی‌ها و این سیاهی‌ها را برطرف خواهد کرد.

 نکته‌ی سوّم این است که ما مأمور به انتظاریم؛ انتظار یعنی چه؟ انتظار به معنای مترصّد ‌بودن است. در ادبیّات نظامی یک‌ چیزی داریم به نام «آماده‌باش»؛ انتظار یعنی «آماده‌باش»! باید «آماده‌باش» باشیم. انسان مؤمن و منتظر، آن‌ ی است که در حال «آماده‌باش» است. اگر شما که مأمورِ به ایجاد عد و استقرار عد در کلّ جهان است، امروز ظهور د، باید من و شما آماده باشیم. این «آماده‌باش» خیلی مهم است؛ انتظار به این معنا است. انتظار به معنای بی‌‌صبری و پا به زمین کوبیدن و چرا دیر شد و چرا نشد و مانند اینها نیست، انتظار یعنی باید دائم در حال «آماده‌باش» باشید.

 نکته‌ی چهارم و آ [اینکه] این انتظار، مست م صلاح و عمل است؛ باید خودمان را اصلاح کنیم، باید اهل عمل به آن چیزی باشیم که دل آن بزرگوار را شاد میکند. اگر بخواهیم این‌جور عمل و این صلاح و اصلاح را برای خودمان فراهم ، طبعاً نمیتوانیم به عمل فردی اکتفا کنیم. در محیط جامعه، در محیط کشور، در محیط جهانی هم وظایفی هست که باید انجام بدهیم؛ این وظایف چه هستند؟ این همان چیزی است که نیاز دارد به بصیرت، نیاز دارد به معرفت، نیاز دارد به نگرش جهانی، نیاز دارد به روشن‌بینی؛ این آن چیزی است که شما جوان عزیز فعّالِ امروز به آن موظّفید.

 خب، در مورد افسری حسین؛ اوّلاً مبارک است بر شما که در این هستید، درس خو د یا درس خواهید خواند؛ این خیلی فرصت باارزش و مغتنمی است؛ ثانیاً، این محلّ سر برآوردن نهالهایی است که در زمین مستعدّی نشانده شده‌اند. این ، آنجایی است که میتواند انسانهای مستعد را به نقطه‌ای برساند که هر انسان بامعرفت برجسته‌ای وقتی به آن نقطه نگاه میکند، نسبت به آن غبطه بخورد. ی مثل بزرگوار ما، آن شخصیّت عظیم، آن شخصیّت معنوی، آن عالم به دین، آن فقیه، آن حکیم -آدم کوچکی نبود - وقتی نگاه میکند به جایگاه رزمندگان و شهیدان این راه، با غبطه نگاه میکند؛ در فرمایشات ایشان، این به تکرار شنیده شده است؛ این ، انسانها را، جوانها را به آنجا میرساند. این مصداق این آیه‌ی شریفه است: کَزَرعٍ اَ َجَ شَطئَهُ فَئازَرَهُ فَاستَغلَظَ فَاستَوىٰ‌ عَلىٰ سُوقِهٖ یُعجِبُ‌ ا ُّرّاعَ‌ لِیَغیظَ بِهِمُ الکُفّار؛(۷) آن انی که این مزرعه را آماده کرده‌اند، خودشان گاهی از محصولات این مزرعه به شگفت می‌آیند! مزرعه‌ی بابرکتی است و میتواند این‌جور نهالهای بارآوری و پُرباری را پرورش بدهد و به جامعه تقدیم کند. لِیَغیظَ بِهِمُ الْکُفّار؛ و کفّار هم از این انسانی که در اینجا پرورش پیدا میکند، دچار غیظ و خشم و غضب میشوند.

 امروز اگر نگاه کنیم در بین قشرهای جامعه‌ی ما، چند قشرند که در تبلیغات بین‌المللی استکبار، در اظهارات ّون استکبار، در رفتارهای توطئه‌گرانه‌ی استکبار، نشانه‌ی بغض استکبار نسبت به این چند قشر آشکار است؛ در رأس اینها پاسداران است. چرا؟ با چرا این‌قدر بدند؟ با این جوان برومندی که تربیت میشود، رشد میکند، قد میکشد در معنویّت، چرا این‌قدر دشمنند؟ چون مایه‌ی اقتدار کشور است؛ این نکته خیلی مهم است. علّت دشمنی آنها این است که این مجموعه، مایه‌ی اقتدار کشور است. هر چیزی که مایه‌ی اقتدار ایران ی باشد مبغوض آنها است، مورد کینه‌ی آنها است، مورد غیظ آنها است.

 دو سه نمونه‌ی دیگر هم وجود دارد، آنها را هم عرض م. علم هم مایه‌ی اقتدار است؛ پیشرفت علمی ما هم مورد غیظ و غضب آنها است. دیدید، آدم فرستادند دانشمند هسته‌ای ما را ترور د، یعنی دانه دانه شناسایی د، مسیرهایشان را پیدا د، به مزدورها پول دادند که بیایند آنها را ترور ند. علم و عالم ازجمله‌ی چیزهایی است که آنها را به غیظ و غضب می‌آورد.

 اقتصاد قوی و مستقلّ کشور ما هم مایه‌ی اقتدار ما است لذا با آن مخالفند. تحریم میکنند، برای اینکه اقتصاد را ضربه بزنند؛ تد ر گوناگونی به کار میبندند که ای کاش اقتصاددان‌های مؤمن ما بیایند برای مردم تشریح کنند تد ری را که دشمنان ما در آن سوی مرزها به کار میبرند تا ما نتوانیم در داخل، اقتصاد محکم و مستقل و قوی داشته باشیم؛ چرا؟ چون اقتصاد مایه‌ی اقتدار است و یک کشوری که اقتصاد محکمی دارد، این کشور یک وسیله‌ی اقتدار دارد.

 قدرت نظامی، مایه‌ی اقتدار است. می‌بینید، درباره‌ی مسائل موشکی چه جنجالی در دنیا راه می‌اندازند، که ایران موشک دارد، ایران موشک دقیق دارد. بله، ما موشک داریم، موشک دقیق [هم] داریم؛ موشک ما هدف را از فاصله‌ی چند هزار کیلومتری با فاصله‌ی چند متری قادر است بزند؛ این را با قدرت به دست آوردیم، با قدرت حفظ میکنیم، با قدرت افزایش خواهیم داد؛ ان‌شاءالله. با این هم چون مایه‌ی اقتدار کشور است مخالفند، با آن دعوا دارند، غیظ و غضب دارند. می‌بینید چه میکنند در دنیا.

 عنصر نظامی فداکار هم مایه‌ی اقتدار است؛ علاوه بر سازمانهای نظامی، یک عنصر نظامی فداکار، یک صیّاد ، یک شهید شوشتری و خودِ یک انسان فداکار هم که یک عنصر نظامی است و فداکار و صادق است، مورد غیظ و غضب است. اینها در جنگ به شهادت نرسیدند، اینها ترور شدند؛ یعنی شناسایی شدند، تعقیب شدند و ترور شدند، برای خاطر اینکه خودشان را به‌عنوان یک مانعی در مقابل دست‌اندازی دشمن نشان میدادند و مایه‌ی اقتدار کشور بودند؛ [پس] با آنها هم دشمنند.

 ایمان و حیا و اخلاق جوانان هم مایه‌ی اقتدار است، [لذا] با آن دشمنند. این‌همه در فضای مجازی و در رسانه‌ها فعّالیّت میکنند، میلیاردها ج میکنند برای اینکه بتوانند از جوان ایرانی اخلاق را، ایمان را، پایبندی به شریعت را، حیا را سلب کنند و بگیرند؛ چرا؟ چون اینها مایه‌ی اقتدار کشور است. با جوان مؤمن متشرّعِ با‌حیای باایمان که در مقابل این وسایل ‌انگیز نمیلغزد و میتواند خودش را نگه دارد، و برای کشور مایه‌ی اقتدار است؛ دشمنند.

 روحیّه‌ی جهاد و مقاومت در ملّت یکی از مایه‌های اقتدار است، لذا با روحیّه‌ی جهاد و مقاومت دشمنند. در ادبیّات استعماری جهانی به روحیّه‌ی مقاومت، به روحیّه‌ی جهاد، تهمتِ خشونت میزنند؛ خشونت، تندرَوی -که متأسّفانه گاهی ما هم از آنها یاد میگیریم و همانها را تکرار میکنیم- این به‌خاطر این است که روحیّه‌ی جهاد و شهادت مایه‌ی اقتدار است برای یک کشور.

 خب، اینها همه مایه‌ی اقتدارند و همه مبغوضند، امّا آن چیزی که حافظ امنیّت است، در درجه‌ی بالاتری از امنیّت قرار دارد؛ مجموعه‌ای که میتواند امنیّت کشور را حفظ کند اهمّیّت بیشتری دارد. برای همین است که با مجموعه‌های حافظ امنیّت -که نیروهای مسلّح ازجمله‌ی مهم‌ترین اینها هستند- مخالفند؛ به‌خاطر اینکه اگر امنیّت نبود، علم هم نیست، اقتصاد هم نیست، ابتکار هم نیست. آن چیزی که موجب میشود یک کشور بتواند دانشمند تربیت کند، بتواند در بخشهای مختلف رشد کند، وجود امنیّت است. بستر امنیّت برای یک کشور از همه‌چیز مهم‌تر و لازم‌تر است. آن چیزی که حافظ امنیّت کشور است، موجب ناراحتی آنها است؛ [لذا] تلاش میکنند این امنیّتی را که در کشور وجود دارد از بین ببرند. این یکی از نکات بسیار مهم است.

 خب، برادران عزیز من، فرزندان عزیز من، جوانان عزیز من! ما امروز « ت مقاومت»ایم. ت مقاومت خیلی مهم است. ت مقاومت با فلان سازمان مقاومت فرق دارد، با فلان جریان مقاومت در فلان کشور فرق دارد، با فلان شخصیّت مقاومت فرق دارد. [البتّه] با آنها هم دشمنند؛ استکبار جهانی که اهل زیاده‌طلبی است، اهل است، اهل دست‌اندازی به همه‌ی ثروتهای مادّی و معنوی ملّتهای عالم است، با هر عنصر مقاومت مخالف است، [لذا] با سازمانهای مقاومت هم مخالف است، با انسانهای مقاوم هم مخالف است، امّا اینها کجا و ت مقاومت که بر اساس مقاومت تشکیل بشود، کجا! ت مقاومت است؛ ت مقاومت که سیاست دارد، اقتصاد دارد، نیروی مسلّح دارد، حرکات بین‌المللی دارد، منطقه‌ی نفوذ وسیع در درون کشور و بیرون کشور دارد؛ این بسیار مهم است، و با هیچ عنصر مقاومت دیگری قابل مقایسه نیست. برای همین است که دشمنی‌ها از همه‌جای دنیا -چه از سوی قدرت‌طلبان، چه از سوی نوکران قدرت‌طلبان- متوجّه است.

خب، « ت مقاومت» یعنی چه؟ یعنی تسلیم زورگویی نشدن، تسلیم زیاده‌طلبی نشدن، در موضع اقتدار ایستادن. ت مقاومت در موضع اقتدار قرار میگیرد. ببینید، ت مقاومت نه اهل است، نه اهل سلطه‌طلبی و دست‌اندازی به ملّتها و کشورها است، نه اهل فرو رفتن در لاک دفاعی و موضع انفعال است؛ هیچ‌کدام از اینها نیست. بعضی خیال میکنند اگر ما بخواهیم خودمان را از تهمت سلطه‌طلبی و اقتدارطلبی بین‌المللی و منطقه‌ای برکنار کنیم، باید برویم در لاک دفاعی؛ این‌جوری نیست. در لاک دفاعی نمیرویم، در موضع انفعال قرار نمیگیریم، بلکه ما در موضع «اَعِدّوا لَهُم مَا استَطَعتُم مِن قُوَّةٍ وَ مِن رِباطِ الخَیلِ تُرهِبونَ بِهٖ عَدُوَّ اللهِ وَ عَدُوَّکُم»(۸) قرار میگیریم. در موضعی قرار میگیریم که در این آیه‌ی شریفه از آن تعبیر شده است به «تُرهِبونَ بِهٖ عَدُوَّ اللهِ وَ عَدُوَّکُم»؛ «تُرهِبونَ بِه» یعنی چه؟ «تُرهِبونَ بِه» همان چیزی است که در ادبیّات امروز به آن «قدرت بازدارندگی» میگویند. در جایگاهی قرار میگیرد که دارای قدرت بازدارندگی است؛ دارای اقتدار بازدارنده است؛ میخواهند این اقتدار نباشد.

 آنچه دارد، آنچه تاکنون تحصیل کرده است -که با ابتکار خود و با همّت خود تحصیل کرده است و رهین منّت هیچ ت و هیچ قدرت دیگری نیست- برای بازدارندگی و برای داشتن اقتدار بازدارنده به دست آورده است و تحصیل کرده است، بعد از این­‌هم در این راه پیش خواهد رفت. ما، بعد از این­‌هم، تا آنجایی که بتوانیم و با همه‌ی همّتمان، با همه‌ی تلاشمان‌، با همه‌ی استعداد نیروی انسانی­‌مان که کم هم نیست، در راه افزایش قدرت بازدارندگی پیش خواهیم رفت و آن را به کار خواهیم گرفت، برای اینکه دشمن به فکر تعرّض نیفتد و بداند که اگرچنانچه تعرّض کرد، ضربه‌ی محکمی خواهد خورد، واکنش سختی خواهد دید. من مدّتها قبل(۹) گفتم دوران «بزن و دررو» به دیگر گذشته است؛ اینکه بیا بزن و دررو، [دیگر] این‌جوری نیست؛ اگر زدند پایشان گیر می‌افتد؛ شروع ممکن است با آنها باشد امّا تمام دیگر با آنها نیست و در اختیار آنها نیست. این همان قدرتی است که دشمن از آن بیمناک است؛ این همان اقتداری است که دشمن مایل نیست که آن را داشته باشد.

 خب، دشمن چه چیزی را هدف گرفته؟ من این را به شما میگویم. شما برادران عزیز من، فرزندان من و جوانان من هستید. گزارشی هم که فرماندهان عزیز ما اینجا دادند، نشان میدهد که شما علاوه بر آموزش نظامی، آموزش بصیرت و معنویّت و نگاه و مانند اینها هم دارید. دشمن دنبال چیست؟ هدف دشمن در چیست؟ دشمن چه چیزی را هدف گرفته است؟ من عرض میکنم دشمن یک هدف کوتاه‌مدّت دارد، یک هدف میان‌مدّت دارد، یک هدف بلند‌مدّت دارد. هدف کوتاه‌مدّت دشمن به هم زدن امنیّت کشور است، ایجاد آشوب و فتنه در کشور است، از بین بردن این افتخار بزرگ است که بحمدالله از آن برخوردار است. ما در یک منطقه‌ی پر از تشنّج، پر از ناآرامی، بلکه در یک دنیای پر از تشنّج و ناآرامی، توانسته­‌ایم محیط امنی را برای کشور خودمان به وجود بیاوریم. این [کار] را ملّت کرده است، این را مسئولین دلسوز انجام داده‌اند‌، این را آگاهی‌ها و هشیاری‌ها و به‌روزبودن‌ها به وجود آورده است؛ میخواهند این را از ملّت بزرگ ایران بگیرند. یکی از مهم‌ترین اه یا شاید مهم‌ترین هدف کوتاه‌مدّت دشمن، این است که بتوانند امنیّت را از کشور سلب کنند. من بعد در این زمینه باز یک جمله‌ی دیگر عرض خواهم کرد.

 هدف میان‌مدّت آنها مسئله‌ی اقتصاد کشور است، مسئله‌ی معیشت مردم است. اقتصاد بایستی حرکت نکند، معیشت مردم بایستی لنگ بماند، کار و تولید باید در کشور پایین بماند، بیکاری باید به‌عنوان یک بلا در کشور عمومیّت پیدا کند، مردم بایستی از و از نظام ی به‌خاطر مشکلات معیشتی ناامید و مأیوس بشوند. این هدف دشمن است؛ دنبال این هستند، دارند تلاش میکنند، برایش برنامه‌ریزی میکنند، به قول خودشان اتاقهای فکر تشکیل میدهند، برای اینکه بتوانند این کار را در کشور ما انجام بدهند. این هدف میان‌مدّت آنها است که دنبالش هستند. ما وقتی این هدف را فهمیدیم، آن‌وقت باید علاج ؛ علاج هم میتوانیم ، اگر به خود بیاییم، یک­‌قدری توجّه کنیم، دنبال کنیم. اگر همین شعاری را که ما اوّل سال مطرح کردیم -«اقتصاد مقاومتی؛ تولید ملّی و اشتغال»- دنبال ، آن نقشه‌ی دشمن مسلّماً از بین خواهد رفت؛ همچنان‌که اگرچنانچه متوجّه باشیم و آماده باشیم برای برخورد و مواجهه‌ی با آن هدف کوتاه‌مدّت و هدف نزدیک که مسئله‌ی ناامنی است و ایجاد ناامنی و ایجاد فتنه و آشوب، قطعاً خواهیم توانست آن را خنثی کنیم.

 هدف بلند‌مدّت هم، اصل نظام ی است. یک روزی صریحاً میگفتند که نظام ی باید از بین برود؛ بعد دیدند این حرف، حرفی است که به ضررشان تمام میشود و اوّلاً، نمیتوانند و در آن میمانند و آبرویشان پیش طرف‌دارانشان، تهای وابسته و مزدورشان در دنیا میرود؛ [لذا] آمدند این را تعدیل د و گفتند: تغییر رفتار . بنده همان‌وقت به مسئولین عزیز کشور گفتم: آقایان! توجّه داشته باشید که تغییر رفتار، با تغییر نظام هیچ فرقی ندارد. معنای تغییر رفتار این نیست که اگر صبح ساعت هفت می‌آمدیم، حالا هفت و نیم یا شش و نیم بیاییم. تغییر رفتار یعنی اینکه راه را میرفتیم، راه انقلاب را میرفتیم، خطّ را میرفتیم، حالا زاویه بگیریم؛ اوّل ۲۰ درجه، بعد ۴۵ درجه، بعد ۹۰ درجه، بعد ۱۸۰ درجه در طرف مقابل حرکت ؛ تغییر رفتار یعنی این؛ یعنی همان از بین بردن نظام ی؛ این هدف بلندمدّت آنها است. بنابراین، هدف دشمن اینها است. دشمن، دشمن است؛ از هرچه که بتواند اِعمال دشمنی د، استفاده خواهد کرد.

 یک کلمه [هم] راجع به انتخابات عرض م. انتخابات، یکی از آن زمینه‌هایی است در کشور که [هم] میتواند مایه‌ی اعتلاء و آبرو بشود، هم میتواند مایه‌ی ضعف و سستی و ایجاد مشکلات بشود؛ انتخابات این‌جوری است. اگر مردم شرکت کنند، با نظم شرکت کنند، با اخلاق حرکت ند، حدود ی را رعایت ند، قانون را همه رعایت ند، این مایه‌ی آبرو و عزّت نظام است؛ و اگر قانون‌شکنی کنند، اگر بد‌اخلاقی کنند، اگر با حرفهای خود، دشمن را به خودشان امیدوار کنند، انتخابات به ضرر ما تمام خواهد شد. ما برای انتخابات تازه‌کار نیستیم. ما ۳۷ سال، ۳۸ سال است که با انتخابات سروکار داریم -قبلها، هر سالی تقریباً یک انتخابات بود؛ حالا هم چند سالی است که هر دو سال یک بار، یک انتخابات بزرگ در این کشور به راه می‌افتد- ما مجرّبیم در کار انتخابات، میدانیم انتخابات چیست، میدانیم آن انی که در انتخابات، طرف قضیّه هستند و دخ دارند، در چه محیط‌های فکری ممکن است قرار بگیرند، چه دشمنی‌هایی با اینها میشود، چه وسوسه‌هایی به اینها رو می‌آورد؛ اینها چیزهایی است که برای ما تجربه‌شده است؛ اینها روشن است.

 من توصیه میکنم به همه‌ی این آقایان محترمی که نامزدهای انتخاباتی هستند و به آنها میگویم -آنچه را به مردم باید عرض ، عرض کردیم- به آنها من عرض میکنم که در وعده‌های خود، در اظهارات خود، در برنامه‌هایی که به مردم میدهند، توجّه کنند که دو سه چیز را حتماً رعایت ند: یکی مسائل اقتصادی است. حتماً توجّه کنند به مسائل اقتصادی و بگویند و قاطع بگویند که برای اقتصاد کشور میخواهند تلاش ند؛ این یکی از مسائل مهم است. بگویند که در درجه‌ی اوّل، معیشت مردم برایشان دارای اهمّیّت است.

 نکته‌ی دوّمی که در برنامه‌ریزی‌هایشان، در اظهاراتشان، در وعده‌هایی که به مردم میدهند، باید خودنمایی کند، مسئله‌ی عزّت ملّی و استقلال ملّت ایران است. آقایان! ملّت ایران، یک ملّت انقل است، ملّت ایران یک ملّت سرافراز است، ملّت ایران ملّتی است که از نهایت ضعف و وابستگی توانست خودش را به اوج اقتدار و عزّت بین‌المللی برساند؛ این ملّت را نباید تضعیف کرد، این ملّت را نباید سرش ته کرد، این ملّت را نباید در مقابل ملّتهای دیگر، در مقابل قدرتهای بزرگ به تسلیم واداشت؛ این ملّت، با اقتدار زنده است؛ اگرچنانچه این اقتداری که این ملّت دارد نشان میدهد نمیبود، دشمن اکتفا نمیکرد به اینکه بخواهد بیاید یک دستوری را به فلان رئیس‌جمهور ما یا به فلان مأمور ما بدهد؛ می‌آمد مسلّط میشد بر این کشور. همان کاری را اینها با میخواهند ند و در آن صورت می د که با این کشورهای وابسته‌ی مزدورِ بی‌آبروی بعضی از مناطق عالم ازجمله در منطقه‌ی ما دارند انجام میدهند؛ همان رفتار را با ملّت ما میخواستند انجام بدهند. باید عزّت ملّی، سربلندی ملّت و عظمت ملّت در مقابل استکبار حفظ بشود؛ [نامزدهای انتخاباتی] نشان بدهند که در مقابل زیاده‌خواهی ، در مقابل خباثتهای صهیونیست‌ها ایستاده‌اند.

 نکته‌ی سوّمی که باید خیلی در برنامه‌ها و اظهارات و وعده‌های نامزدهای محترم مورد توجّه قرار بگیرد، همین امنیّت ملّی است، همین آرامش ملّی است. سعی کنند گسلهای اعتقادی یا جغرافیایی یا زبانی یا قومی را تحریک نکنند؛ مراقب باشند! سالهای متمادی است که دشمنان ما دارند روی این گسلها کار میکنند. دشمنان روی کردستان کار د [امّا] مردمِ کُردِ مؤمنِ ما با مشت به دهان اینها کوبیدند. اینها آمدند بر روی مردم متعصّب و غیور آذربایجان کار د، سرمایه‌گذاری د [امّا] مردم غیور آذربایجان مثل صاحبان انقلاب، سر بلند د و در روی آنها ایستادند و آنها را مردود د؛ همین‌جور با مردم عرب خوزستان، با مردم بلوچستان، با مردم ترکمن. دارند کار میکنند، سرمایه‌گذاری میکنند، پول میدهند، مزدور میگیرند، حرف درست میکنند، برای اینکه بتوانند این گسلها را فعّال کنند؛ امّا اقوام ایرانی با همه‌ی قدرت، با همه‌ی صمیمیّت، با همه‌ی اخلاص، با همه‌ی ایمان ایستاده‌اند. نامزدهای ریاست جمهوری مراقب باشند به‌خاطر خطای در تشخیص، کاری را که دشمن نیمه‌کاره انجام داده و نتوانسته پیش ببرد، به نفع دشمن تعقیب نکنند و این گسلها را تحریک نکنند.

 مسئله‌ی امنیّت و آرامش برای این کشور بسیار مهم است. در انتخابات، مسئولان امنیّت، مسئولان آرامش، از قوّه‌ی قضائیّه، از نیروی انتظامی، از وزارت کشور، و بقیّه و بقیّه باید همه مراقبت ند که امنیّت را حفظ ند. اگر ی علیه امنیّت این کشور بخواهد قیام د، قطعاً با ع ‌العمل و واکنش سخت مواجه خواهد شد؛ این را بدانند. آن صهیونیستِ پول‌دارِ ییِ خبیث که گفت من گرجستان را با ده میلیون دلار توانستم زیرورو کنم، در سال ۸۸ به فکر افتاد که را هم این‌جوری [کند]. ببینید این خطای در تطبیق و این حماقت در شناخت به کجا میرسد که ِ با این عظمت را، ملّت ایرانِ با این عظمت را مقایسه کنند با کشورهای دستِ چندم دنیا و بخواهند اثر بگذارند و کار ند؛ خب برخورد د با دیوار مستحکم اراده و عزم ملّی. امروز هم همین‌جور است؛ این را بدانند که امنیّت برای این کشور خیلی مهم است، مردم به امنیّت اهمّیّت میدهند، این حقیر هم به‌تَبَع مردم، به امنیّت این کشور اهمّیّت میدهم؛ در انتخابات باید امنیّت به‌صورت کامل محفوظ بماند؛ و هر ی که از این راه تخطّی د، قطعاً بداند سیلی خواهد خورد.

 قدرتها متعلّق به خدا است، دلها متعلّق به خدا است، دلها «بَینَ اِصبَعَیِ الرَّحمٰن»(۱۰) -لابه‌لای اراده‌ی الهی- است؛ دلها دست خدا است. مردم ایران با اتّکاء به لطف الهی این راه را با قدرت طی کرده‌اند، بعد از این هم ان‌شاءالله طی خواهند کرد. و در میان ملّت ایران، جوانان نقش برجسته‌تری دارند، و در میان جوانان، شما جوانهای عزیز خصوصیّتی دارید؛ این را قدر بدانید، خدای متعال را شکرگزار باشید.

 پروردگارا! تو را به مهدی موعود، تو را به آن‌ ی که «بِیُمنِهِ رُزِقَ الوَریٰ وَ بِوُجودِهِ ثَبَتَتِ الاَرضُ وَ السَّماء»(۱۱) سوگند میدهیم این جوانان را و همه‌ی جوانان کشور را، همه‌ی ملّت بزرگ ایران را در سایه‌ی لطف و عنایت خود محفوظ بدار؛ ملّت ایران را بر دشمنانش پیروز کن. پروردگارا! به محمّد و آل محمّد تو را سوگند میدهیم ارواح طیّبه‌ی و روح مطهّر را با ارواح طیّبه‌ی محمّد و آل محمّد محشور بفرما.

والسّلام علیکم و رحمةالله و برکاته
 

۱) در ابتدای این مراسم -که در حسین (ع) برگزار شد- سرلشکر پاسدار محمدعلی جعفری (فرمانده کلّ پاسداران انقلاب ی) و دریادار پاسدار مرتضی صفاری (فرمانده حسین (ع)) گزارشی ارائه د.
۲) اشاره به حادثه‌ی انفجار در معدن زمستان یورت شهرستان آزادشهر در استان گلستان و جان باختن تعدادی از معدنچیان.
۳) اشاره به شهادت جمعی از مرزبانان نیروی انتظامی در اقدام گرو تروریستی در مرز میرجاوه.
۴) احتجاج، ج ۲، ص ۴۹۳
۵) همان
۶) همان
۷) سوره فتح، بخشی از آیه‌ی ۲۹؛ «... چون کشته‌ای است که جوانه‌ی خود برآورد و آن را مایه دهد تا ستبر شود و بر ساقه‌های خود بِایستد و دهقانان را به شگفت آورد تا از [انبوهیِ] آنان [خدا] کافران را به خشم دراندازد...»
۸) سوره‌ی انفال، بخشی از آیه‌ی ۶۰؛ «و هرچه توان دارید از نیرو و اسبهای آماده بسیج کنید، تا با این [تدارکات]، دشمن خدا و دشمن خودتان را بترسانید …»
۹) بیانات در دیدار مسئولان و کارگزاران نظام (۱۳۸۶/۶/۳۱)
۱۰) عوالی اللئالی، ج‌۱، ص ۴۸ (با اندکی تفاوت)
۱۱) زادالمعاد (دعای عدیله)، ص ۴۲۳

عنوان وبلاگ : سراج معلم
برچسب ها : بیانات ی در افسری و تربیت پاسداری حسین (علیه‌السلام) - کشور ,است، ,است؛ ,اقتدار , ی ,دشمن , ,مایه‌ی اقتدار , ت مقاومت ,برای اینکه ,اقتدار کشور ,برای اینکه بتوانند ,بِهٖ عَدُوَّ اللهِ
بیانات ی در افسری و تربیت پاسداری حسین (علیه‌السلام) کشور ,است، ,است؛ ,اقتدار , ی ,دشمن , ,مایه‌ی اقتدار , ت مقاومت ,برای اینکه ,اقتدار کشور ,برای اینکه بتوانند ,بِهٖ عَدُوَّ اللهِ
اعمال شب نیمه شعبان
شب بسیار مبارکى است، از صادق علیه السّلام روایت شده که از باقر علیه السّلام از فضیلت شب نیمه شعبان سؤال شد، ایشان فرمود: این شب پس از شب قدر برترین شب هاست.در این شب خدا فضل خود را بر  بندگان سرازیر می کند، و آنان را به بخشش و کرم خویش می آمرزد، پس در تقرّب جستن به سوى خداى تعالى در آن بکوشید، که آن شبى است که خدا به ذات مقدّس خود سوگند یاد کرده، که سائلى را از درگاه خویش با دست خالى بازنگرداند مادام که انجام معصیتى را درخواست نکند، و شب نیمه شعبان شبى است که حق تعالى آن را براى ما قرار داد و در عوض شب قدر که آن را مخصوص صلى اللّه علیه و آله فرمود، پس در دعاى و ثنا بر خداى تعالى کوشش کنید...، تا آ خبر.از جمله برکات این شب مبارک، ولادت با سعادت حضرت سلطان عصر زمان (ارواحنا له الفداء) است  که در سحر چنین شبى در سال دویست وپنجاه وپنج هجرى قمرى در سرّمن رأى [سامراى کنونى] واقع شد، و باعث فزونی شرافت این شب مبارک گشت.براى این شب چند عمل دارد است: اوّل: غسل که باعث تخفیف گناهان است.دوّم: شب زنده دارى به و دعا و استغفار، چنان که زین العابدین علیه السّلام انجام می دادند، و در روایت آمده: هرکه این  شب را به رازونیاز و عدابت بپردازد دل او نمیرد در روزى که دل ها بمیرند.سوّم: زیارت حسین علیه السّلام که افضل اعمال این شب است و باعث آمرزش گناهان است، و هرکه میل دارد تا ارواح صدوبیست  وچهار هزار با او دست آشنایى دهند، در این شب حسین علیه السّلام را زیارت کند، کم ترین حدّ زیارت آن حضرت ان است که بر بالاى بامى برآید و به جانب راست و چپ نظر کند، سپس سر به جانب آسمان برآرد، و با این کلمات حضرت را زیارت کند:

السَّلامُ عَلَیْکَ یَا أَبَا عَبْدِ اللَّهِ السَّلامُ عَلَیْکَ وَ رَحْمَةُ اللَّهِ وَ بَرَکَاتُهُ

درود بر تو اى ابا عبد اللّه، درود و رحمت و برکات خدا بر تو و هر در هر کجا باشد و در هر زمان آن حضرت را به این شیوه زیارت کند، امید است که پاداش حجّ و عمره براى او نوشته شود.و ما زیارت مخصوص این شب را در باب زیارات به خواست خدا ذکر خواهیم نمود.چهارم: خواندن دعایى که شیخ و سیّد نقل کرده اند، و به منزله زیارت زمان (صلوات اللّه علیه) است:

اللَّهُمَّ بِحَقِّ لَیْلَتِنَا [هَذِهِ ] وَ مَوْلُودِهَا وَ حُجَّتِکَ وَ مَوْعُودِهَا الَّتِی قَرَنْتَ إِلَى فَضْلِهَا فَضْلاً فَتَمَّتْ کَلِمَتُکَ صِدْقاً وَ عَدْلاً لا مُبَدِّلَ لِکَلِمَاتِکَ وَ لا مُعَقِّبَ لِآیَاتِکَ نُورُکَ الْمُتَأَلِّقُ وَ ضِیَاؤُکَ الْمُشْرِقُ وَ الْعَلَمُ النُّورُ فِی طَخْیَاءِ الدَّیْجُورِ الْغَائِبُ الْمَسْتُورُ جَلَّ مَوْلِدُهُ وَ کَرُمَ مَحْتِدُهُ وَ الْمَلائِکَةُ شُهَّدُهُ وَ اللَّهُ نَاصِرُهُ وَ مُؤَیِّدُهُ إِذَا آنَ مِیعَادُهُ وَ الْمَلائِکَةُ [فَالْمَلائِکَةُ] أَمْدَادُهُ سَیْفُ اللَّهِ الَّذِی لا یَنْبُو وَ نُورُهُ الَّذِی لا یَخْبُو وَ ذُو الْحِلْمِ الَّذِی لا یَصْبُو مَدَارُ الدَّهْرِ وَ نَوَامِیسُ الْعَصْرِ وَ وُلاةُ الْأَمْرِ وَ الْمُنَزَّلُ عَلَیْهِمْ مَا یَتَنَزَّلُ [یَنْزِلُ ] فِی لَیْلَةِ الْقَدْرِ ،

خداى به حق این شب و مولود در آن، و به حق حجتّت و موعود او، که به فضیلتش فضیلت دیگرى را قرین ساختى، پس کامل شد کلمه ات به راستى و عد ، براى کلماتت دگرگون سازى نیست، و براى آیاتت پس زنده اى نمى باشد، نور درخشانت، و پرتو فروزانت، و نشانه روشنت در شب تاریک، آن غایب پوشیده از نظر، که عظیم بوده ولادتش، و شریف است اصل و نسبش، فرشتگان گواه اویند، و خدا یاور و تأیید کننده اش آنگاه که وعده ظهورش در رسد و فرشتگان مددکاران اویند، شمشیر خداست که کند نشود، و نور حق است که خاوش نگردد، و با بردبارى است که کارى بی منطق انجام ندهند، مدار روزگار است.[پدرانش] نوامیس عصر، و متولّیان حکومت حق اند، نازل شده بر آنان آنچه در شب قدر نازل مى شود،

وَ أَصْحَابُ الْحَشْرِ وَ النَّشْرِ تَرَاجِمَةُ وَحْیِهِ وَ وُلاةُ أَمْرِهِ وَ نَهْیِهِ اللَّهُمَّ فَصَلِّ عَلَى خَاتِمِهِمْ وَ قَائِمِهِمْ الْمَسْتُورِ عَنْ عَوَالِمِهِمْ اللَّهُمَّ وَ أَدْرِکْ بِنَا أَیَّامَهُ وَ ظُهُورَهُ وَ قِیَامَهُ وَ اجْعَلْنَا مِنْ أَنْصَارِهِ وَ اقْرِنْ ثَارَنَا بِثَارِهِ وَ اکْتُبْنَا فِی أَعْوَانِهِ وَ خُلَصَائِهِ وَ أَحْیِنَا فِی دَوْلَتِهِ نَاعِمِینَ وَ بِصُحْبَتِهِ غَانِمِینَ وَ بِحَقِّهِ قَائِمِینَ وَ مِنَ السُّوءِ سَالِمِینَ یَا أَرْحَمَ الرَّاحِمِینَ وَ الْحَمْدُ لِلَّهِ رَبِّ الْعَالَمِینَ وَ صَلَوَاتُهُ عَلَى [وَ صَلَّى اللَّهُ عَلَی] سَیِّدِنَا مُحَمَّدٍ خَاتَمِ النَّبِیِّینَ وَ الْمُرْسَلِینَ وَ عَلَى أَهْلِ بَیْتِهِ الصَّادِقِینَ وَ عِتْرَتِهِ النَّاطِقِینَ وَ الْعَنْ جَمِیعَ الظَّالِمِینَ وَ احْکُمْ بَیْنَنَا وَ بَیْنَهُمْ یَا أَحْکَمَ الْحَاکِمِینَ

اصحاب و نشرند، و مفسّران وحى خدا، و والیان امر و نهى حق.خدایا! بر خاتم و قائمشان که پوشیده از عوالم ایشان است درود فرست.خدایا! ما را به درک ایام او و ظهور و قیامش  نایل فرما، و از یارانش قرارمان ده، و خوخواهى او قرین کن، و ما را در شمار یاران و دل دادگانش ثبت فرما، و در تش شاد و ّم زنده بدار، و از ه نى اش بهره مند ساز و ب ادارنده حقش قرارمان ده، و از بدیها به سلامت بدار، ای مهربان ترین مهربانان، و سپاس خداى را پروردگار عالمیان، و درودهاى بى پایان خدا بر آقایمان محمّد خاتم ان و رسولان، و بر اهل بیت راستگو و خاندان حق گویش باد، و خدا لعنت فرست بر همه ستمکاران، و بین ما و بین آنان داورى کن، اى داورترین داوران. پنجم: شیخ از اسماعیل بن فضیل هاشمى روایت کرده که گفت: حضرت صادق علیه السّلام این دعا را به من تعلیم داد که آن را در شب نیمه شعبان بخوانم:

أَنْتَ الْحَیُّ الْقَیُّومُ الْعَلِیُّ الْعَظِیمُ الْخَالِقُ الرَّازِقُ الْمُحْیِی الْمُمِیتُ الْبَدِی ءُ الْبَدِیعُ لَکَ الْجَلالُ وَ لَکَ الْفَضْلُ وَ لَکَ الْحَمْدُ وَ لَکَ الْمَنُّ وَ لَکَ الْجُودُ وَ لَکَ الْکَرَمُ وَ لَکَ الْأَمْرُ وَ لَکَ الْمَجْدُ وَ لَکَ الشُّکْرُ وَحْدَکَ لا شَرِیکَ لَکَ یَا وَاحِدُ یَا أَحَدُ یَا صَمَدُ یَا مَنْ لَمْ یَلِدْ وَ لَمْ یُولَدْ وَ لَمْ یَکُنْ لَهُ کُفُواً أَحَدٌ صَلِّ عَلَى مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ وَ اغْفِرْ لِی وَ ارْحَمْنِی وَ اکْفِنِی مَا أَهَمَّنِی وَ اقْضِ دَیْنِی وَ وَسِّعْ عَلَیَّ فِی رِزْقِی فَإِنَّکَ فِی هَذِهِ اللَّیْلَةِ کُلَّ أَمْرٍ حَکِیمٍ تَفْرُقُ وَ مَنْ تَشَاءُ مِنْ خَلْقِکَ تَرْزُقُ فَارْزُقْنِی وَ أَنْتَ خَیْرُ الرَّازِقِینَ فَإِنَّکَ قُلْتَ وَ أَنْتَ خَیْرُ الْقَائِلِینَ النَّاطِقِینَ وَ اسْئَلُوا اللَّهَ مِنْ فَضْلِهِ فَمِنْ فَضْلِکَ أَسْأَلُ وَ إِیَّاکَ قَصَدْتُ وَ ابْنَ نَبِیِّکَ اعْتَمَدْتُ وَ لَکَ رَجَوْتُ فَارْحَمْنِی یَا أَرْحَمَ الرَّاحِمِینَ

خدایا تویى زنده به خود پاینده برتر بزرگ، آفریننده روزى بخش، زندگى بخش میراننده، آغاز کننده پدیدآورنده، بزرگى توراست، برتری توراست، سپاس از آن توست، نعمت و جود، کرم و فرمان، بزرگواری و شکر تنها توراست، یگانه اى، شریکى براى تو نیست، اى یگانه اى یکتا، اى مقصود خلق، اى آن که نزاده و زاده نشده و برایش همتایى نبوه، بر محمّد و خاندان محمّد درود فرست و مرا بیامرز و به من رحمت آر، و نیازهاى مهمّ مرا کفایت فرما، بد ارى ام را ادا کن، روزى ام را وسعت ده، به درستى که تو در این شب هر کار استوارى را مقدّر مى کنى، و هرکه از خلق خود را بخواهى روزى می دهى، پس مرا روزى ده که تو بهترین روزى دهندگانى، تو گفتى و تو بهترین گوینده و سخنگویى: «از فضل خدا بخواهید» بنابر این از فضلت می خواهم، و تو را قصد و به فرزند ت اعتماد نمودم، و به تو امید بستم، بر من رحم کن، اى مهربان ترین مهربانان. ششم: دعایى را بخواند که حضرت رسول صلى اللّه علیه و آله در این شب میخواندند

اللَّهُمَّ اقْسِمْ لَنَا مِنْ خَشْیَتِکَ مَا یَحُولُ بَیْنَنَا وَ بَیْنَ مَعْصِیَتِکَ وَ مِنْ طَاعَتِکَ مَا تُبَلِّغُنَا بِهِ رِضْوَانَکَ وَ مِنَ الْیَقِینِ مَا یَهُونُ عَلَیْنَا بِهِ مُصِیبَاتُ الدُّنْیَا اللَّهُمَّ أَمْتِعْنَا بِأَسْمَاعِنَا وَ أَبْصَارِنَا وَ قُوَّتِنَا مَا أَحْیَیْتَنَا وَ اجْعَلْهُ الْوَارِثَ مِنَّا وَ اجْعَلْ ثَارَنَا عَلَى مَنْ ظَلَمَنَا وَ انْصُرْنَا عَلَى مَنْ عَادَانَا وَ لا تَجْعَلْ مُصِیبَتَنَا فِی دِینِنَا وَ لا تَجْعَلِ الدُّنْیَا أَکْبَرَ هَمِّنَا وَ لا مَبْلَغَ عِلْمِنَا وَ لا تُسَلِّطْ عَلَیْنَا مَنْ لا یَرْحَمُنَا بِرَحْمَتِکَ یَا أَرْحَمَ الرَّاحِمِینَ

خدایا از خشیتت چنان نصیب ما کن، که بین ما و نافرمانى تو حایل شود، و از طاعتت آنچه که ما را به خشنودى ات برساند، و از یقین به قدرى که گرفتاری هاى دنیا را بر ما آسان سازد، خدایا مار را به گوشهای مان و دیدگانمان و نیروهایمان تا گاهى که ما را زنده میدارى بهره مند گردان، و آن را وارث ما قرار بده، و انتقام ما را بر عهده ى قرار ده که بر ما ستم روا داشته، و ما را بر ى که با ما دشمنى ورزیده یارى ده، و مصیبت ما را در دین ما قرار نده، و دنیا را بزرگ ترین شه و نهایت دانش ما قرار مده، و آن را که به ما رحم نمی کند بر ما چیره مکن، به مهربانى ات اى مهربان ترین مهربانان. این دعا دعاى جامع و کاملى است که خواندن آن در اوقات دیگر هم، مغتنم است، و از کتاب «غوالى اللئالى» چنین روایت شده که حضرت رسول صلى اللّه علیه و آله همواره این دعا را مى خواندند.هفتم: بخواند صلوات هر روز را که هنگام زوال [هنگام ظهر شرعى] می خواند: اللّهم صلّ على محمّد و ال محمّد شجرة النّبوّة و موضع الرّسالة...» هشتم: دعاى کمیل را بخواند که ورودش در این شب است، و به طور کامل در باب اوّل گذشت.نهم: هر یک از ذکرهاى «سبحان اللّه» و «الحمد للّه» و «اللّه اکبر» و «لا اله الاّ اللّه» را صد مرتبه بگوید، تا  خداى تعالى همه گناهان گذشته او را بیامرزد، و حاجتهاى دنیا و آ ت او را برآورد.دهم: شیخ طوسى در کتاب  (مصباح) از ابو یحیى در ضمن خبرى در فضیلت شب نیمه شعبان روایت کرده است که گفت: به مولاى خود صادق علیه السّلام گفتم: بهترین دعاها در این شب کدام است؟ فرمود: هرگاه عشا را بجا آوردى، دو رکعت به این ترتیب بخوان در رکعت اول سوره «حمد» و سوره «کافرون» و در رکعت دوم سوره «حمد» و سوره «توحید» و چون سلام دادى، بگو: «سبحان اللّه» سى وسه مرتبه، و «الحمد للّه» سى وسه مرتبه و «اللّه اکبر» سى وچهار مرتبه، سپس بگو:

یَا مَنْ إِلَیْهِ مَلْجَأُ الْعِبَادِ [یَلْجَأُ الْعِبَادُ] فِی الْمُهِمَّاتِ وَ إِلَیْهِ یَفْزَعُ الْخَلْقُ فِی الْمُلِمَّاتِ یَا عَالِمَ الْجَهْرِ وَ الْخَفِیَّاتِ [وَ] یَا مَنْ لا تَخْفَى عَلَیْهِ خَوَاطِرُ الْأَوْهَامِ وَ تَصَرُّفُ الْخَطَرَاتِ یَا رَبَّ الْخَلائِقِ وَ الْبَرِیَّاتِ یَا مَنْ بِیَدِهِ مَلَکُوتُ الْأَرَضِینَ وَ السَّمَاوَاتِ أَنْتَ اللَّهُ لا إِلَهَ إِلا أَنْتَ أَمُتُّ إِلَیْکَ بِلا إِلَهَ إِلّا أَنْتَ فَیَا لا إِلَهَ إِلّا أَنْتَ اجْعَلْنِی فِی هَذِهِ اللَّیْلَةِ مِمَّنْ نَظَرْتَ إِلَیْهِ فَرَحِمْتَهُ وَ سَمِعْتَ دُعَاءَهُ فَأَجَبْتَهُ وَ عَلِمْتَ اسْتِقَالَتَهُ فَأَقَلْتَهُ وَ تَجَاوَزْتَ عَنْ سَالِفِ خَطِیئَتِهِ وَ عَظِیمِ جَرِیرَتِهِ فَقَدِ اسْتَجَرْتُ بِکَ مِنْ ذُنُوبِی وَ لَجَأْتُ إِلَیْکَ فِی سَتْرِ عُیُوبِی اللَّهُمَّ فَجُدْ عَلَیَّ بِکَرَمِکَ وَ احْطُطْ خَطَایَایَ بِحِلْمِکَ وَ عَفْوِکَ وَ تَغَمَّدْنِی فِی هَذِهِ اللَّیْلَةِ بِسَابِغِ کَرَامَتِکَ وَ اجْعَلْنِی فِیهَا مِنْ أَوْلِیَائِکَ الَّذِینَ اجْتَبَیْتَهُمْ لِطَاعَتِکَ وَ اخْتَرْتَهُمْ لِعِبَادَتِکَ وَ جَعَلْتَهُمْ خَالِصَتَکَ وَ صَفْوَتَکَ .

اى آن که پناه بندگان در سختی ها به سوى اوست، و بندگان در رخدادهاى ناگوار به سوى او پناه می برند، اى داناى آشکار و نهان، اى آن که خیالات وهم و فکر، و آنچه را اوهام در نظر مى آورد بر او پنهان نمى ماند، اى پروردگار خلایق و آفریده ها، اى آن که ملکوت زمین ها و آسمان ها به دست اوست، تویى خدا، معبودى جز تو نیست، به اینکه معبودى جز تو نیست توسّل مى جویم، پس اى آن که معبودى جز تو نیست، مرا در این شب از انى قرار ده که به ایشان نظر کردى و به آنان رحم نمودى، و دعایشان را شنیدى پس اجابت کردى و درخواست گذشت از گناهشان را دانستى، پس ایشان را آمرزیدى، و از خطاى گذشته و گناه بزرگشان درگذشتى، به تحقیق از گناهانم به تو پناه آوردم، و براى پوشى عیب هایم به تو پناهنده شدم، خدایا! با کرم و فضلت بر من ببخش، و به بردبارى و گذشت خطاهایم را بریز، و مرا در این شب با کرامت کاملت فرو پوشان، و از اولیایت که براى طاعتت برگزیدى، و براى عبادتت اختیار کردی و خالص و برگزیده درگاهت نمودى قرار ده.

اللَّهُمَّ اجْعَلْنِی مِمَّنْ سَعَدَ جَدُّهُ وَ تَوَفَّرَ مِنَ الْخَیْرَاتِ حَظُّهُ وَ اجْعَلْنِی مِمَّنْ سَلِمَ فَنَعِمَ وَ فَازَ فَغَنِمَ وَ اکْفِنِی شَرَّ مَا أَسْلَفْتُ وَ اعْصِمْنِی مِنَ الازْدِیَادِ فِی مَعْصِیَتِکَ وَ حَبِّبْ إِلَیَّ طَاعَتَکَ وَ مَا یُقَرِّبُنِی مِنْکَ وَ یُزْلِفُنِی عِنْدَکَ سَیِّدِی إِلَیْکَ یَلْجَأُ الْهَارِبُ وَ مِنْکَ یَلْتَمِسُ الطَّالِبُ وَ عَلَى کَرَمِکَ یُعَوِّلُ الْمُسْتَقِیلُ َّائِبُ أَدَّبْتَ عِبَادَکَ بِ َّکَرُّمِ وَ أَنْتَ أَکْرَمُ الْأَکْرَمِینَ وَ أَمَرْتَ بِالْعَفْوِ عِبَادَکَ وَ أَنْتَ الْغَفُورُ الرَّحِیمُ اللَّهُمَّ فَلا تَحْرِمْنِی مَا رَجَوْتُ مِنْ کَرَمِکَ وَ لا تُؤْیِسْنِی مِنْ سَابِغِ نِعَمِکَ وَ لا تُخَیِّبْنِی مِنْ جَزِیلِ قِسَمِکَ فِی هَذِهِ اللَّیْلَةِ لِأَهْلِ طَاعَتِکَ وَ اجْعَلْنِی فِی جُنَّةٍ مِنْ شِرَارِ بَرِیَّتِکَ رَبِّ إِنْ لَمْ أَکُنْ مِنْ أَهْلِ ذَلِکَ فَأَنْتَ أَهْلُ الْکَرَمِ وَ الْعَفْوِ وَ الْمَغْفِرَةِ،

خدایا! مرا از انى که کوشش شان قرین سعادت شد، و بهره شان از خیرات کامل گشت قرار ده، و نیز مرا از انى قرار ده که سلامت یافتند و نعمت پذیر و رستگار گشته پس بهره بردند، و مرا از گزند آنچه پشت سر گذاردم کفایت فرما، و از زیاده روی در معصیتت نگاه دار، طاعتت و هر آنچه مرا به تو نزدیک می سازد و مقرّب درگاهت مى نماید محبوب من قرار ده، سرورم هر فرارى به تو پناه می آورد، و هر جوینده به تو ماس مى کند، و هر عذرخواه توبه کار بر کرم تو تکیه مى زند، بندگانت را با احترام گذرادن به آنان ادب کردى و تو کریم ترین کریمانى، و بندگانت را دستور به گذشت دادی و تویى آمرزنده مهربان.خدایا! مرا نسبت به آنچه از کرمت امیدوارم بى بهره مکن، و از نعمتهاى کاملت ناامید  مساز، و از بهره فراوانت که در این شب براى اهل طاعتت مقرّر نموده اى بى نصیب مکن، و مرا از شرار مخلوقاتت در سپر استوارى قرار ده، پرودگارا هرچند سزاوار آن همه عنایت نباشم، ولى تو اهل کرم و گذشت آمرزشى،

وَ جُدْ عَلَیَّ بِمَا أَنْتَ أَهْلُهُ لا بِمَا أَسْتَحِقُّهُ فَقَدْ حَسُنَ ظَنِّی بِکَ وَ تَحَقَّقَ رَجَائِی لَکَ وَ عَلِقَتْ نَفْسِی بِکَرَمِکَ فَأَنْتَ أَرْحَمُ الرَّاحِمِینَ وَ أَکْرَمُ الْأَکْرَمِینَ اللَّهُمَّ وَ اخْصُصْنِی مِنْ کَرَمِکَ بِجَزِیلِ قِسَمِکَ وَ أَعُوذُ بِعَفْوِکَ مِنْ عُقُوبَتِکَ وَ اغْفِرْ لِیَ الذَّنْبَ الَّذِی یَحْبِسُ عَلَیَّ [عَنِّی ] الْخُلُقَ وَ یُضَیِّقُ عَلَیَّ الرِّزْقَ حَتَّى أَقُومَ بِصَالِحِ رِضَاکَ وَ أَنْعَمَ بِجَزِیلِ عَطَائِکَ وَ أَسْعَدَ بِسَابِغِ نَعْمَائِکَ فَقَدْ لُذْتُ بِحَرَمِکَ وَ تَعَرَّضْتُ لِکَرَمِکَ وَ اسْتَعَذْتُ بِعَفْوِکَ مِنْ عُقُوبَتِکَ وَ بِحِلْمِکَ مِنْ غَضَبِکَ فَجُدْ بِمَا سَأَلْتُکَ وَ أَنِلْ مَا الْتَمَسْتُ مِنْکَ أَسْأَلُکَ بِکَ لا بِشَیْ ءٍ هُوَ أَعْظَمُ مِنْکَ .

بر من چنان که شایسته آنى مرحمت فرما، نه چنان که سزاوار آنم، زیرا گمانم به تو نیکو است، و امیدم تو برجا، و به کرمت آویخته ام، پس تو مهربان ترین مهربانانى، و کریم ترین کریمانى، خدایا! خاص گردان مرا از روى کرمت به فراوانى روزى، و پناه می آورم به عفوت از عقابت، و بیامرز بر من گناهى را که زشت خویى آورد، و روزى را بر من تنگ مى کند، تا به خشنودى درخورت بپا خیزم، و به فراوانی عطایت متنعم شوم، و به نعمت هاى کاملت خوشبخت گردم، هرآینه به آستانت پناه آوردم، و متعرّض کرمت شدم، و به عفوت از مجازاتت، و به بردبارى ات از خشمت پناه بردم، پس ببخش مرا آنچه که از تو درخواست نمودم، و به من برسان آنچه را از تو خواهش ، از تو مى خواهم به حق خودت نه به چیزى که بزرگتر از تو باشد که چیزى بزرگتر از تو نیست. آنگاه به سجده مى روى و مى گویى: پرودگارا «یا ربّ» بیست مرتبه، خدایا «یا اللّه» هفت مرتبه، و نیرویى جز به خدا نیست هفت مرتبه، خواست خواست خدا است ده مرتبه، نیرویى جز به خدا نیست ده مرتبه، پس صلوات مى فرستى بر و آل او علیهم السّلام.و از خدا حاجت خود را می خواهى، پس سوگند به خدا که اگر در پى این عمل، به عدد قطرات باران حاجت بخواهى هرآینه  خدا (عزّ و جل) به کرم فراگیر و فضل بزرگش، آن حاجت را به تو مى رساند.یازدهم: شیخ طوسى و کفعمى فرموده اند که در این شب این دعا را بخواند:

إِلَهِی تَعَرَّضَ لَکَ فِی هَذَا اللَّیْلِ الْمُتَعَرِّضُونَ وَ قَصَدَکَ الْقَاصِدُونَ وَ أَمَّلَ فَضْلَکَ وَ مَعْرُوفَکَ الطَّالِبُونَ وَ لَکَ فِی هَذَا اللَّیْلِ نَفَحَاتٌ وَ جَوَائِزُ وَ عَطَایَا وَ مَوَاهِبُ تَمُنُّ بِهَا عَلَى مَنْ تَشَاءُ مِنْ عِبَادِکَ وَ تَمْنَعُهَا مَنْ لَمْ تَسْبِقْ لَهُ الْعِنَایَةُ مِنْکَ وَ هَا أَنَا ذَا عُبَیْدُکَ الْفَقِیرُ إِلَیْکَ الْمُؤَمِّلُ فَضْلَکَ وَ مَعْرُوفَکَ فَإِنْ کُنْتَ یَا مَوْلایَ تَفَضَّلْتَ فِی هَذِهِ اللَّیْلَةِ عَلَى أَحَدٍ مِنْ خَلْقِکَ وَ عُدْتَ عَلَیْهِ بِعَائِدَةٍ مِنْ عَطْفِکَ فَصَلِّ عَلَى مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ الطَّیِّبِینَ الطَّاهِرِینَ الْخَیِّرِینَ الْفَاضِلِینَ وَ جُدْ عَلَیَّ بِطَوْلِکَ وَ مَعْرُوفِکَ یَا رَبَّ الْعَالَمِینَ وَ صَلَّى اللَّهُ عَلَى مُحَمَّدٍ خَاتَمِ النَّبِیِّینَ وَ آلِهِ الطَّاهِرِینَ وَ سَلَّمَ تَسْلِیماً إِنَّ اللَّهَ حَمِیدٌ مَجِیدٌ اللَّهُمَّ إِنِّی أَدْعُوکَ کَمَا أَمَرْتَ فَاسْتَجِبْ لِی کَمَا وَعَدْتَ إِنَّکَ لا تُخْلِفُ الْمِیعَادَ.

الهى در این شب روى آوردند به سوى تو روى آورندگان، و قصد تو نمودند قصدکنندگان، و فضل و احسانت را آرزو د جویندگان، از جانب تو در این شب نسیم هاى رحمت و هدایا و عطاها و مواهبى است که به هر از بندگانت بخواهى تفضّل می کنى، و از هر که پیشینه عنایتت شامل حال او نگشته باز مى دارى، هم اینک من این بنده کوچک تو، نیازمند به تو، احسان و نیکى ات را آرزومندم، چنانچه اى مولاى من در جایگاهى که در این شب بر یکى از بندگانت احسان نمودى، و بر او جایزه اى عطا کردى، پس بر محمّد و خاندان محمّد که پاکان و پاکیزگان و نیکوکاران و برترینند درود فرست، و از نعمت و نیکى ات بر من ببخش اى پروردگار جهانیان، و درود خدا و سلام بسیار بر محمّد خاتم ان و خاندان پاکش باد، به درستى که خدا ستوده و بزرگوار است.خدایا! تو را مى  خوانم آنچنان که فرمان دادى، پس دعایم را به اجابت برسان همانطورکه وعده فرمودى، که تو هرگز از وعده خویش تخلّف نکنى. و این دعایى است که در سحرها در پى شفع خوانده میشود.دوازدهم: بعد از هر دو رکعت از شب و شفع، و بعد از دعاهاى وتر دعایى را که شیخ طوسى و سیّد ابن طاووس روایت کرده اند بخواند.سیزدهم: سجده ها  و دعاهایى را که از رسول خدا صلى اللّه علیه و آله روایت شده بجا آورد از جمله روایتى است که شیخ از حمّاد بن عیسى از ابان بن تغلب روایت کرده که گفت، صادق علیه السّلام فرمودند: شب نیمه شعبانى فرا رسید، رسول خدا در آن شب در منزل عایشه بود، چون شب به نیمه رسید از بستر خود براى عبادت برخاست، هنگامی که عایشه بیدار شد، دریافت که از خوابگاه خویش بیرون رفته، وى را همچون اغلب ن وسوسه گرفت، گمان کرد آن حضرت نزد همسر دیگرى از همسرانش رفته، از جا برخاست و چادرش را بر خود پیچید و سوگند به خدا که چادر او از ابریشم و کتان نبود، تارش از مو، و پودش از کرک شتر مایه داشت، حجره به حجره در حجره هاى ن رسول خدا جستجو مى کرد، در این میان که در جستجوی آن حضرت بود، ناگهان نگاهش به رسول خدا افتاد که مانند جامه اى بر زمین چسبیده در حال سجده است، به نزدیک آن حضرت رفت، شنید در سجده اش چنین مى گوید:

سَجَدَ لَکَ سَوَادِی وَ خَیَالِی وَ آمَنَ بِکَ فُؤَادِی هَذِهِ یَدَایَ وَ مَا جَنَیْتُهُ عَلَى نَفْسِی یَا عَظِیمُ [عَظِیما] تُرْجَى [یُرْجَی] لِکُلِّ عَظِیمٍ اغْفِرْ لِیَ الْعَظِیمَ فَإِنَّهُ لا یَغْفِرُ الذَّنْبَ الْعَظِیمَ إِلّا الرَّبُّ الْعَظِیمُ.

همه هستى و شه ام برایت سجده کرد، و دلم به تو ایمان آورد، این است دستانم و آنچه بر خود جنایت اى بزرگى که براى هر کار بزرگى به او امید است، از من گناه بزرگ را بیامرز، زیرا گناه بزرگ را جز پروردگار بزرگ نمی آمرزد. سپس سر مبارک خویش را از سجده برداشت، و دوباره به سجده برگشت، عایشه شنید که آن حضرت مى گوید:

أَعُوذُ بِنُورِ وَجْهِکَ الَّذِی أَضَاءَتْ لَهُ السَّمَاوَاتُ وَ الْأَرَضُونَ وَ انْکَشَفَتْ لَهُ الظُّلُمَاتُ وَ صَلَحَ عَلَیْهِ أَمْرُ الْأَوَّلِینَ وَ الْآخِرِینَ مِنْ فُجْأَةِ نَقِمَتِکَ وَ مِنْ تَحْوِیلِ عَافِیَتِکَ وَ مِنْ زَوَالِ نِعْمَتِکَ اللَّهُمَّ ارْزُقْنِی قَلْباً تَقِیّاً نَقِیّاً وَ مِنَ الشِّرْکِ بَرِیئا لا کَافِراً وَ لا شَقِیّاً

پناه می آورم به نور جلوه ات که آسمان ها و زمین ها بر آن روشن شد، و تاریکی ها با آن برطرف گشت، و با ان کار گذشتگان و آیندگان اصلاح شد، از فرا رسیدن عذاب نابهنگامت و از دگرگونى عافیتت، و از زایل شدن نعمتت.خدایا! دل با تقوا و صفا یافته، و بیزار از شرک، نه کافر و بدبخت روزى من گردان. سپس دو طرف روى خود را بر خاک نهاد و گفت:

عَفَّرْتُ وَجْهِی فِی ُّرَابِ وَ حُقَّ لِی أَنْ أَسْجُدَ لَکَ.

روى خویش را به خاک ساییدم، و مرا سزاست که تو را سجده کنم. آنگاه که رسول خدا صلى اللّه علیه و آله خواست به اطاق برگردد، عایشه با شتاب به جانب بستر خویش رفت، و هنگامى که رسول خدا صلى اللّه علیه و آله به خوابگاه خویش آمد، شنید که عایشه بلند نفس می زند، فرمود: این بلند نفس زند چیست؟ آیا ندانستى که امشب چه شبى است؟ این شب نیمه شعبان است که در آن روزی ها قسمت مى شود، و زمان مرگ اشخاص ثبت مى گردد، و نام انی که باید به حج بروند نوشته می شود، به درستى که خداى تعالى آمرزد از میان خلق خود بیش از عدد موهاى بزهاى قبیله کلب را، و در این شب خداى تعالى فرشتگان را از عالم بالا به سوى مکه در زمین مى فرستد.چهاردهم: جناب جعفر طیّار را بجا آورد، چنان که شیخ از رضا علیه السّلام روایت کرده.پانزدهم: هاى این شب را بجا آورد که بسیار است، از جمله ى است که ابو یحیى صنعانى از باقر و صادق علیه السّلام روایت کرده، و همچنین سى نفر از انى که مورد اطمینان و اعتماد هستند از آن دو بزرگوار روایت کرده اند که هرگاه شب نیمه شعبان فرا رسید چهار رکعت بجا آور به این ترتیب که در هر رکعت سوره «حمد» و پس از آن صد مرتبه سوره «توحید» را بخوان. و چون فارغ شدى بگو:

اللَّهُمَّ إِنِّی إِلَیْکَ فَقِیرٌ وَ مِنْ عَذَابِکَ خَائِفٌ مُسْتَجِیرٌ اللَّهُمَّ لا تُبَدِّلْ اسْمِی وَ لا تُغَیِّرْ جِسْمِی وَ لا تَجْهَدْ بَلائِی وَ لا تُشْمِتْ بِی أَعْدَائِی أَعُوذُ بِعَفْوِکَ مِنْ عِقَابِکَ وَ أَعُوذُ بِرَحْمَتِکَ مِنْ عَذَابِکَ وَ أَعُوذُ بِرِضَاکَ مِنْ سَخَطِکَ وَ أَعُوذُ بِکَ مِنْکَ جَلَّ ثَنَاؤُکَ أَنْتَ کَمَا أَثْنَیْتَ عَلَى نَفْسِکَ وَ فَوْقَ مَا یَقُولُ الْقَائِلُونَ.

خدایا! نیازمند به توام، و از عذابت بیمناک و به تو پناهنده ام، خدایا! نامم را از گروه بندگان به گروهى دیگر تبدیل مکن، جسمم را تغیر مده، آزمونم را سخت مکن، دشمن شادم مساز، پناه مى آورم به عفوت از مجازاتت، و به رحمتت از عذابت، و به خشنویت از خشمت، و به تو از تو، ثنایت بس بزرگ است، تو چنانى که خود بر خویش ثنا کردى و برتر از آنچه گویندگان گویند. و بدان که براى خواندن صد رکعت در این شب به این ترتیب که در هر رکعت سوره «حمد» یک مرتبه و سوره «توحید» ده مرتبه خوانده شود، فضیلت بسیار بسیار وارد شده، و در اعمال ماه رجب دستور العمل شش رکعت در این شب با سوره هاى «حمد» و «تبارک» و «لیس» و «توحید» گذشت.
برچسب ها : اعمال شب نیمه شعبان - مِنْ ,علیه ,لَکَ ,خدایا ,براى ,عَلَى ,علیه السّلام ,اللّه علیه ,نیمه شعبان ,روایت کرده ,هَذِهِ اللَّیْلَةِ ,علیه السّلام روایت ,إِلَهَ إِلّا أَن
اعمال شب نیمه شعبان مِنْ ,علیه ,لَکَ ,خدایا ,براى ,عَلَى ,علیه السّلام ,اللّه علیه ,نیمه شعبان ,روایت کرده ,هَذِهِ اللَّیْلَةِ ,علیه السّلام روایت ,إِلَهَ إِلّا أَن
علامه مجلسی فرمودند : شب مشغول مطالعه بودم، به این دعا رسیدم

بسم الله الرحمن الرحیم،

الْحَمْدُ لله مِنْ اَوَّلِ الدُّنْیا اِلی فَنائِها
وَ مِنَ الآخِرَه اِلی بَقائِها, اَلْحَمْدُاللهِ عَلی کُلِّ نِعْمَه، اَسْتَغْفِرُالله مِنْ کُلِّ ذَنْبٍ وَ اَتُوبُ اِلَیْه، وَ هُوَ اَرْحَمُ الرّاحِمینَ

بعد یک هفته مجدد خواستم ، آنرا بخوانم، که در ح مکاشفه از ملائکه ن شنیدم ، که ما هنوز از نوشتن ثواب قرائت قبلی فارغ نشده ایم...

قصص العلماء، ص 80

عنوان وبلاگ : سراج معلم
برچسب ها : علامه مجلسی فرمودند : شب مشغول مطالعه بودم، به این دعا رسیدم
علامه مجلسی فرمودند : شب مشغول مطالعه بودم، به این دعا رسیدم
ی که درباره‌ی ما شکّ و تردید داشته باشد خدا عملش را نمی ‌پذیرد

✅مردی خدمت حضرت صادق (علیه السلام) آمد و گفت: آقا؛ این فرقه‌ای که در مذهب، مخالف ما هستند و شما را هم به ت قبول ندارند مسلمانان خیلی خوبی هستند، خوب می ‌خوانند، روزه‌ی خوب می ‌گیرند، در رفتار و گفتارشان صادق و امین هستند، در عباداتشان خضوع و خشوع دارند و از ما بهتر عبادت می‌ کنند؛ حال، آیا اینها بهره‌ای از عباداتشان نمی ‌برند ؟

(علیه السلام) قصّه‌ای برای او نقل د و فرمودند: در بنی‌ خانواده‌ای بودند که روششان این بود که هرگاه مشکلی برایشان پیش می‌ آمد و حاجتی داشتند چهل شبانه ‌روز عبادت می‌ د و ریاضت می‌ کشیدند! سپس دعا می ‌ د و دعایشان مستجاب می ‌شد. یکی از آنها حاجتی برایش پیش آمد و چهل شبانه ‌روز به ریاضت مشغول شد و عبادت‌های خیلی مفصّلی انجام داد و بعد دعا کرد، امّا دعایش اجابت نشد.خدمت حضرت عیسی (علیه السلام) آمد و گفت: آقا؛ مطلب این است و شما از خدا بخواه که دعای ما را اجابت کند. در روایت است که: حضرت عیسی تحصیل طهارت کرد و به ایستاد و برای او دعا کرد. از جانب خدا به ایشان وحی شد که این شخص از غیر آن دری که من گفته‌ام بسوی من می‌آید و من قبولش نمی‌ کنم! آن دری که من معیّن کرده‌ام و از آن در باید رو به من بیاورد، درِ نبوّت توست و او درباره‌ی نبوّت تو در حال شک و تردید است و تا زمانی که چنین است، اگر آنقدر عبادت کند که گردنش قطع شود و بدنش متلاشی گردد از او قبول نمی ‌کنم تا اینکه اذعان به نبوّت تو بنماید. حضرت عیسی (علیه السلام) رو به او کرد و فرمود: درباره‌ی نبوّت من شک داری؟! او سر به پایین افکند و گفت: بله، یا روح الله؛ شک داشتم ولی حالا که از سرّ ضمیر من خبردار شدی، توبه و به نبوّت تو اقرار نمودم. از خدا بخواه که توبه‌ام را بپذیرد و مرا به خودش راه دهد.

✅سپس صادق (علیه السلام) فرمود:(وَ کَذلِکَ نَحْنُ أهْلَ الْبَیْتِ)؛ «ما خاندان نیز چنین هستیم».(لا یَقْبَلُ اللهُ عَمَلَ عَبْدٍ وَ هُوَ یَشُکُّ فِینا)؛« ی که درباره‌ی ما شکّ و تردید داشته باشد خدا عملش را نمی ‌پذیرد».چنانچه عرض شد دوستی‌ شان وقتی صحیح است که با تبرّی از دشمنانشان توأم باشد،اگرنه ادّعای کذب است.حال، امیدواریم ما را بپذیرند، چون این احساس را در قلب خود داریم که تولّیشان با تبرّی از دشمنانشان توأم است و آن بزرگواران را نیز به صفت احسان و کرم شناخته‌ایم و در زی ان می ‌گوییم:(عادَتُکُمُ اْلاِحْسانُ وَ سَجِیَّتُکُمُ الْکَرَمُ).
برگرفته از فرمایشات حضرت آیت الله سید محمد ضیاءآبادی

عنوان وبلاگ : سراج معلم
برچسب ها : ی که درباره‌ی ما شکّ و تردید داشته باشد خدا عملش را نمی ‌پذیرد - حضرت ,نبوّت ,علیه ,السلام ,درباره‌ی ,تردید ,علیه السلام ,حضرت عیسی ,تردید داشته ,داشته باشد ,دشمنانشان توأم
ی که درباره‌ی ما شکّ و تردید داشته باشد خدا عملش را نمی ‌پذیرد حضرت ,نبوّت ,علیه ,السلام ,درباره‌ی ,تردید ,علیه السلام ,حضرت عیسی ,تردید داشته ,داشته باشد ,دشمنانشان توأم
ای سیر تو را نان جوین خوش ننماید

معشوق منست انکه به نزدیک تو زشت
حوران بهشتی را، دوزخ بود اعراف 
از دوزخیان پرس که اعراف بهشت است.

عنوان وبلاگ : سراج معلم
برچسب ها : ای سیر تو را نان جوین خوش ننماید
ای سیر تو را نان جوین خوش ننماید
برترین بشر

علی بن موسی الرضا از پدرش از صادق از پدرش از سجاد از پدرش نقل میکند که رسول خدا (صلی الله علیه و آله و سلم) به علی بن طالب علیه السلام فرمود : 

((( ای علی (علیه السلام) ! تو بهترین انسان هستی ، در این حقیقت شک ندارد مگر کافر )))


ترجمه کتاب مناقب المومنین(علیه السلام) (تالیف : ابن شاذان قمی ره ) صفحه 131 . انتشارات طوبای محبت

عنوان وبلاگ : سراج معلم
برچسب ها : برترین بشر - علیه ,السلام ,پدرش ,علیه السلام
برترین بشر علیه ,السلام ,پدرش ,علیه السلام
نگاه اطرافیان رئیس‌جمهور به کارگران انسانی نیست
عنوان وبلاگ : سراج معلم
برچسب ها : نگاه اطرافیان رئیس‌جمهور به کارگران انسانی نیست
نگاه اطرافیان رئیس‌جمهور به کارگران انسانی نیست
این های چماق بدست
در به قول خودش روشنفکر بود. یک روز فهمید که من   هستم. جلوی جمع برگشت گفت: شنیده ام توهم چماق بدستی؟ گفتم بله چماق بدستم. زمان دفاع مقدس که امثال تو سوراخ موش اجاره می د چماقمان را برداشتیم و به شکل اسلحه در آوردیم و برای شماها  سپر کردیم. بعد از دفاع که شما ها دنبالعشق و ح ان بودید چماقمان را دست گرفتیم و شکل کلنگ در آوردیم و شروع به آبادانی کشور و ساختن سد ها و جاده ها و نیروگاه ها کردیم. وقتی ز له بم و سیل گلستان و ز له آذربایجان و ... آمد و شماها در خانه های خود لم می دادید و فریاد انسان دوستی سر میدادید چماق هایمان را برداشتیم و به شکل برانکارد در آوردیم و رفتیم تا مردم را از زیر آوار و گل و لای در بیاوریم. زمانی که شما به فکر کوی و عشق بازیهایتان بودید چماق های مان را برداشتیم و به شکل بیل در آوردیم و رفتیم اردو های جهادی تا به محرومان کشور کمک کنیم. زمانی که شما ها دنبال  مردم بودید و عده ای بی غیرت مثل خودتان دنبال تان بودند چماق هایمان را برداشتیم تا از شما ها دفاع کنیم.

این های چماق بدست

 اما شما ها چه کردید؟ مگر نمیگویید روشنفکر هستید؟ مگر نمیگوید گفتگوی تمدن ها؟ پس چرا چماقتان را برداشتید و مثل شعبان بی مخ ها کشور را به آشوب کشیدید؟ شیشه هارا ش تید، ماشین ها را آتش زدید، خیابان ها را بستید، از بیگانه دفاع کردید، به کشور خیانت کردید، به اقتصاد ضربه زدید، اوتوها و لباسشویی ها را در ساعت 8 شب روشن کردید تا برق بیمارستان ها قطع شود و .... پس کو آن همه شعار های قشنگتان؟ پس کو روشنفکریتان؟ بله من چماق بدستم و به این چماق بدستی افتخار می کنم اما تو چی؟

عنوان وبلاگ : سراج معلم
برچسب ها : این های چماق بدست - چماق ,آوردیم ,برداشتیم ,چماق هایمان
این های چماق بدست چماق ,آوردیم ,برداشتیم ,چماق هایمان
دل‌نوشته سلیمانی درباره کتاب «وقتی مهتاب گم شد»

پس از توصیه انقلاب درباره ترویج کتاب‌های دفاع مقدس منتشر شد:

«وقتی مهتاب گم شد» عنوان کتاب خاطرات جانباز سرافراز آقای علی خوش‌لفظ است که انقلاب چندی پیش آن را مطالعه کرده و یادداشتی بر آن نوشتند. متن این یادداشت در مراسمی در همدان رونمایی شد. اما انقلاب در دیدارهای مختلفی به این کتاب اشاره و از آن تمجید نمودند و دیگران را به خواندن آن توصیه د.

از این رو، سرلشکر حاج قاسم سلیمانی فرمانده نیروی قدس پاسداران انقلاب ی، پس از مطالعه‌ی کتاب «وقتی مهتاب گم شد» یادداشتی را خطاب به جانباز سرافراز آقای علی خوش‌لفظ نوشته است که پایگاه اطلاع‌رسانیkhamenei.ir متن آن را منتشر می‌کند.

بسمه‌تعالی
عزیز برادرم علی عزیز
همه ء و حقایق آن دوران را در چهره‌ی تو دیدم
یکبار همه خاطراتم را به رخم کشیدی. چه زیبا از انی حرف زده‌ای که صدها نفر از آنها را همینگونه از دست دادم و هنوز هر ماه یکی از آنها را تشییع میکنم و رویم نمی‌شود در تشییع آنها شرکت کنم. ده روز قبل بهترین آنها را -مراد و حیدر را- از دست دادم، اما خودم نمی‌روم و نمی‌میرم، در حالی که در آرزوی وصل یکی از آن صدها شیر دیروز له‌له می‌زنم و به درد «چه کنم» دچار شده‌ام. امروز این درد همه وجودم را فراگرفته و تو نمکدانی از نمک را به زخم‌هایم پاش . تنهای تنهایم.
ع ت را بروی جلد بوسیدم ای شهید آماده رفتن و دوست ندیده‌ام که بهترین دوستت را در کنارم از دست دادی. امیدوارم سربلند و زنده باشی تا مردم ایران در زمین همانند دب اکبر در آسمان نشانی خدا را از تو بگیرند و به تماشایت بنشینند.
برادر جامانده‌ات 
قاسم سلیمانی
۹۶/۱/۳۰      

بعد حریر: این نوشته در مقابل آن دستخط مخلص عارف حکیم، ولی و م و عشقم ارزشی ندارد.
قاسم سلیمانی
۹۶/۲/۱۸
عنوان وبلاگ : سراج معلم
برچسب ها : دل‌نوشته سلیمانی درباره کتاب «وقتی مهتاب گم شد» - کتاب ,انقلاب ,قاسم ,سلیمانی ,مهتاب ,«وقتی , انقلاب ,«وقتی مهتاب ,کتاب «وقتی ,سرافراز آقای ,قاسم سلیمانی ,کتاب «وقتی مهتاب
دل‌نوشته سلیمانی درباره کتاب «وقتی مهتاب گم شد» کتاب ,انقلاب ,قاسم ,سلیمانی ,مهتاب ,«وقتی , انقلاب ,«وقتی مهتاب ,کتاب «وقتی ,سرافراز آقای ,قاسم سلیمانی ,کتاب «وقتی مهتاب
سخنان رادیکال اخیر ناشی از احساس ش ت است
snn

ی در گفت‌وگو با خبرگزاری دانشجو:
۱۳۹۶/۲/۱۹

radio onآقای رئیس‌جمهور! به‌عنوان یک « » تقوای کلام داشته باشید

عضو دفتر مرکزی حزب موتلفه با انتقاد از برخی سخنان رئیس‌جمهور گفت: وی در لباس یک مجتهد است که در خبرگان با این عنوان و سمت حضور دارد و انتظاری که از یک مجتهد می‌رود تقوای رفتار و کلام است.

 

عنوان وبلاگ : سراج معلم
برچسب ها : سخنان رادیکال اخیر ناشی از احساس ش ت است
سخنان رادیکال اخیر ناشی از احساس ش ت است
بیانات مقام مععظم ی در دیدار معلمان و فرهنگیان به مناسبت هفته‌ی معلم

بسم‌الله‌الرّحمن‌الرّحیم

و الحمدلله ربّ العالمین و الصّلاة و السّلام علی سیّدنا محمّد و آله الطّاهرین.

 خوشامد عرض میکنم به همه‌ی برادران و خواهران عزیز. واقعاً جامعه‌ی معلّم یک جامعه‌ی عزیز و محبوب برای هر ی است که ارزش تعلیم و تربیت را بداند.

 ماه شعبان است، ماه توسّل و دعا و توجّه است؛ مقدّمه‌ی ماه مبارک رمضان است؛ ماهی است که در دعاهای مأثورِ این ماه، راه‌های سعادت برای ما روشن شده است. اِلَهی هَب لی قَلباً یُدنیهِ مِنکَ شَوقُهُ وَ لِساناً یُرفَعُ اِلَیکَ صِدقُهُ وَ نَظَراً یُقَرِّبُهُ مِنکَ حَقُّه ... اِلَهی هَب لی کَمالَ الاِنقِطاعِ اِلَیک.(۲) این آرزوهای والای اولیای خدا است که در قالب الفاظ به ما یاد داده‌اند تا ذهن ما را هدایت کنند به آنچه باید خواست، به راهی که باید پیمود، به نوع ارتباطی که با خدا باید داشت. عزیزان من، جوانان من، معلّمین عزیز! این فرصت را قدر بدانید، از ماه شعبان استفاده کنید. نیمه‌ی شعبان، میلاد مبارک حضرت بقیّة‌الله (ارواحنا ‌فداه) است. شب و روز واقعاً مبارکی است به برکت این میلاد مقدّس. علاوه‌ی بر این، خود شب نیمه‌ی [شعبان]، یک شب بسیار باعظمت است؛ بعضی گفته‌اند شب قدر است. یادتان نگه دارید شب نیمه‌ی ماه شعبان را و با دعا، با توسّل، با ذکر، با یاد خدا طراوت ببخشید به جان خودتان؛ خواسته‌هایتان را با خدای متعال در میان بگذارید، با خدا حرف بزنید.

 به ‌مناسبت روز معلّم، یاد شهید عزیز بزرگوارمان مرحوم آیت‌الله مطهّری (رضوان‌الله‌تعالی‌علیه) را گرامی میداریم؛ حقیقتاً معلّم بود. هم در زبان، هم در عمل، هم در سبک زندگی و شیوه‌ی سلوکِ با زمان و اهل زمان، به ‌معنای واقعی کلمه یک آموزگار و یک معلّم بود؛ او را از دست دادیم. دشمنان بشر، دشمنان کشور، دشمنان او را از ما گرفتند، لکن بحمدالله آثار او باقی است. من جدّاً توصیه میکنم -آقای هم اشاره د، کاملاً درست است- از نظرات آن بزرگوار، چه در زمینه‌ی مسائل آموزش‌و‌پرورش و چه در زمینه‌های دیگر، هر‌چه میتوانید استفاده کنید، بهره‌مند بشوید؛ کتابهای ایشان ذهن را هدایت میکند، پرورش میدهد، پُربار میکند از معارف صحیح و متین ی.

 بنده درباره‌ی سه موضوع، هرکدام یک چند کلمه‌ای عرض دارم با شما: یکی درباره‌ی معلّم، یکی درباره‌ی آموزش‌وپرورش، یک جمله‌ی کوتاه هم درباره‌ی انتخابات که مسئله‌ی روز ما است که ان‌شاءالله عرض خواهم کرد.

 در مورد معلّم، اهمّیّت او اینجا است که همه‌ی جامعه‌ی تحصیل‌کرده‌ی‌ کشور مدیون قشر معلّمند؛ این چیز خیلی‌ مهمّی است. شما هر انسان فرزانه، آگاه، عالم، تحصیل‌کرده و باسواد را که پیدا کنید، مدیون معلّم است؛ قشر معلّم یک‌ چنین جایگاهی دارد. همه این را قبول دارند که قدرت و قوّت و اعتبار و آبروی یک کشور، بیش از همه‌چیز به نیروی انسانی آن کشور است. درست است؟ این ‌را همه قبول داریم. خب نیروی انسانی را چه‌ ی درست میکند؟ نیروی انسانی را چه‌ ی نقد(۳) میکند؟ چه‌ ی فعلیّت میبخشد؟ معلّم. ببینید، اینها ارزشها و نشانه‌های واقعی ارزش معلّم است.

 چرا این را میگوییم؟ این برای این است که اوّلاً خود جامعه‌ی معلّم، ارج و قرب و قدر این جایگاه را، این شغل را بداند؛ خیلی مهم است. این حرف بسیار خوبی بود که آقای گفتند، من حقیقتاً از این حرف لذّت بردم که معلّمی، صرفاً فقط کارمندی یک اداره نیست، [بلکه] معلّمی یک شأن، یک جایگاه و یک مقام است؛ این را خود معلّم در درجه‌ی اوّل بداند. ما اگر کرامت خودمان را در هر بخشی بدانیم، تن به پَستی و سُستی و پلیدی نخواهیم داد؛ این در درجه‌ی اوّل؛ و بعد، جامعه قدر معلّم را بداند و احترام و تکریم برای معلّم قائل بشود؛ و سپس مسئولان، این اهمّیّت را درک کنند. بنده بارها گفته‌ام، آموزش‌و‌پرورش و هزینه‌ برای معلّم، سرمایه‌گذاری است! برای معلّم هزینه کنند. این یکی از وظایف ما -وظایف مسئولین کشور و وظایف ت- است.

 یک نکته‌ی دیگری که در ذیل آن تمجید و تکریمِ از معلّم باید عرض کرد، این [است] که معلّمین، خودشان را برای این مسئولیّت بزرگ آماده کنند. خب، معلّم خود را به‌ چه وسیله آماده کند؟ با وسایلی که دستگاه کشور در اختیار او میگذارد. لذا من الان اینجا تأکید میکنم، فرهنگیان را مسئولین جدّی بگیرند؛ فرهنگیان را -که تولیدکننده‌ی معلّم است- جدّی بگیرند؛ هرچه میتوانند برای این سرمایه‌گذاری کنند؛ به یک لحاظ، اهمّیّت این از همه‌ی ‌های دیگر بیشتر است.

 هر معلّم یک پرورنده -یعنی معلّم اخلاق- هم هست؛ معلّم ریاضیّات، معلّم فیزیک، معلّم طبیعی، در عین حال معلّم اخلاق هم هست. گاهی یک معلّم سرِ کلاس، فرض بفرمایید در وسط درس هندسه یا درس شیمی، در زمینه‌ی مسائل معنوی یا در زمینه‌ی خداشناسی یک کلمه بر زبانش جاری میشود که گاهی آن یک کلمه، بیش از یک کتاب در ذهن دانش‌آموز اثر میگذارد و باقی میمانَد؛ با اخلاق خود، با منش خود؛ معلّمِ دارای اخلاق، پرورنده‌ی اخلاق در دانش‌آموز است. معلّم منیع‌الطّبع،(۴) معلّم صبور، معلّم متدیّن، معلّم متین، این خصوصیّات و خصلتها را با رفتار خود به دانش‌آموز خود منتقل میکند ولو یک کلمه هم در این زمینه‌ها حرف نزند؛ این نقش معلّم است. معلّم بنابراین بسیار مهم است. از اینجا است که بنده همیشه از سالها پیش اعتراض داشتم به انی‌که جامعه‌ی معلّمین را در زمینه‌های مثل یک ابزار میخواهند به کار ببرند؛ این جفا است. این مال امروز نیست؛ مال سالهای دهه‌ی ۶۰ [است]؛ بعضی از این کارها می د. شأن معلّم اینها است؛ نمیشود این الماس قیمتی را وسیله‌ی یک‌قُل‌دوقُل قرار داد و با آن بازی کرد. معلّم شأنی دارد، جایگاهی دارد؛ این جایگاه معلّم است.

 البتّه اینجا من اطّلاع پیدا که در آینده‌ی نه چندان دوری یک تعداد خیلی زیادی معلّم -حالا من رقم نگویم- بازنشسته خواهند شد و نیاز به معلّم وجود خواهد داشت؛ این از جمله‌ی نیازهای نزدیک آینده‌ی آموزش‌وپرورش است. خب چه کار کنیم؟ فرض بفرمایید ظرفیّتِ فرهنگیان و شهید رجائی هم جواب نمیدهد. چه کار کنیم؟ راه را باز کنیم و همین‌طور بی‌حساب‌وکتاب افراد را وارد آموزش پرورش کنیم؟ نه، باید فکر کرد. اوّلاً در درجه‌ی اوّل ظرفیّتهای این ‌های معلّم‌پرور را باید تا آنجایی که ممکن است افزایش داد، این از همه مقدّم است؛ اگر این هم جواب ندهد باید ضابطه گذاشت؛ مراکز اصلی بنشینند، ضابطه بگذارند برای [جذب] معلّم. این یک جمله درباره‌ی معلّم.

 امّا در مورد آموزش و پرورش؛ آموزش و پرورش زیرساخت اصلی علم و تحقیق در کشور است. زیرساخت‌های کشور خیلی مهم است؛ زیرساخت‌های ی کشور، زیرساخت‌های علمی کشور، زیرساخت‌های ادبی و فرهنگی کشور، اینها خیلی مهم است. وقتی در یک کشوری، زیرساخت‌ها در یک بخش فراهم بود، تولید در آن بخش آسان خواهد شد. زیرساخت علم و تحقیق، آموزش‌وپرورش است. اگر آموزش‌وپرورش با سیاستهای خود، با رفتارهای خود، با برنامه‌ریزی‌های درست خود، حرکت درستی را دنبال د، این زیرساخت روزبه‌روز بهتر و قوی‌تر خواهد شد؛ در زمینه‌ی علم و تحقیق که نیاز اصلی و اساسی و بلندمدّت و میان‌مدّت و کوتاه‌مدّت ما است، کشور غنی خواهد شد؛ اهمّیّت آموزش‌وپرورش این است. اگر ما آموزش‌وپرورش را به حال خودش رها کنیم، دقّت لازم را نکنیم و در آموزش‌وپرورش مشکل درست بشود، این زیرساخت لطمه خواهد خورد؛ آن‌وقت ضررش دیگر غیر قابل محاسبه است.

 یک‌وقتی در زمان طلبگیِ ما در قم، یک خیّاط فهیم و دانایی در قم داشتیم که لباس طلبگی درست میکرد و قبا درست میکرد. برای یکی از علمای معروف آن روزِ قم، قبا درست کرده بود؛ آن عالم، ظاهراً یک ایرادی گرفته بود به این قبا؛ ایشان گفته بود که «آقا! اِذا فسد الخیّاط، فَسَدَ القَبا؛ امّا اِذا فَسَدَ العالِم، فَسَدَ العالَم»؛(۵) من اگر کارم را درست انجام ندهم، قبای شما یک خُرده اینجایش مثلاً اشکال پیدا میکند امّا شما اگر خدای‌نکرده اشکالی پیدا کردید، «فَسَدَ العالَم» میشود. ببینید، حالا خدای‌نکرده «اذا فسد آموزش‌وپرورش» شما ببینید چه اتّفاقی در کشور می‌افتد.

 وظیفه‌ی آموزش‌وپرورش، تربیت یک نسل است؛ وقتی در نگاهِ میان‌مدّت نگاه میکنیم، یک نسل را برای یک دوره‌ی آینده میخواهد تربیت کند. چه‌جوری تربیت خواهد کرد؟ چه تربیت خواهد کرد؟ آموزش‌وپرورش [باید] بتواند نسلی تربیت د باایمان؛ اصلش ایمان است. بچّه‌های لااُبالی و هُرهُری‌مذهب(۶) که به هیچ‌چیز پابند نیستند، اینها در آینده‌ی کشور، نه برای خودشان مفیدند، نه برای کشور مفیدند، نه برای جامعه مفیدند؛ اوّل ایمان است. نسل باایمان، باوفا، مسئولیّت‌پذیر، دارای اعتماد به نفس، دارای ابتکار، راست‌گو، شجاع، نسل باحیا، بافکر، اهل فکر ، اهل به کار گرفتن شه، عاشق کشور، عاشق نظام، عاشق مردم، [نسلی که] کشورش را دوست بدارد، مصالح کشورش را مصالح شخص خودش بداند، از آنها دفاع کند؛ یک چنین نسلی باید پرورش پیدا کند؛ یک نسل محکم، قوی، عازم، جازم،(۷) باابتکار، پیشرُو، فعّال؛ این‌جور نسلی [لازم است]؛ این کار آموزش‌وپرورش [است]؛ ببینید چه کار با اهمّیّتی است! میگویم کار آموزش‌وپرورش، نمیگویم کار معلّم. با اینکه وسیله معلّم است، امّا معلّم، تنها عاملِ ایجاد یک‌ چنین نسلی نیست؛ آموزش‌وپرورش است که فضا را فراهم میکند برای معلّم‌، برای دانش‌آموز، برای اولیا، برای طرّاحان، برای نویسندگان کتابهای درسی؛ اینها همه مؤثّر است؛ آموزش‌پرورش است که این کارها را انجام میدهد.

 این را توجّه داشته باشید، گزارشهایی که به من میرسد نشان میدهد که یک جریانی -این را من «جریان» احساس میکنم- در کشور سعی میکند آموزش‌وپرورش را از چشمها بیندازد؛ ارزش آموزش‌وپرورش را و اعتماد به آموزش‌وپرورش را در دلها از بین ببرد؛ مقاصدی دارند. این [جریان] از بیرون هم هدایت میشود. حالا بعضی‌ها لجشان میگیرد؛ تا ما میگوییم دستهای خارجی، میگویند شما مدام به خارجی‌ها حمله میکنید! نه، ما ضعفهای خودمان را می‌بینیم؛ اگر ما قوی باشیم، آن خارجی هیچ غلطی نمیتواند د، امّا او از همین ضعفهای ما است که دارد استفاده میکند، برنامه‌ریزی میکند، نقشه میکشد، نفوذ میکند؛ راه‌های مستقیم را کج میکند، معوج میکند.

 یکی از اشکالات آموزش‌وپرورش ما، بیماری ‌گرایی است. در سطح محیط دانش‌آموزی ما ‌گرایی وجود دارد؛ یعنی اگر ی بخواهد درس بخواند و به نرسد، کأنّه درس نخوانده؛ این خطا است، این غلط است، ومی ندارد. ما این‌قدر در کشور نیازهای فوری، فوتی، لازم و مهم داریم که هیچ احتیاجی به تحصیلات ی ندارد؛ احتیاج به مدرک ی و ارشد و غیرذلک ندارد؛ این‌که بنده سالهای متمادی -چندین بار تا حالا- روی این هنرستان‌ها و فنّی‌حرفه‌ای‌ها تکیه میکنم، به‌خاطر این است. این بخشهای مربوط به فنّی‌حرفه‌ای را باید تقویت کرد، باید افزایش داد. خیلی‌ها هستند که در تحصیلات مربوط به هنرستان کار کرده‌اند، در فنّی‌حرفه‌ای پیش رفته‌اند، یاد گرفته‌اند، بلد شده‌اند که چه کار کنند، آمده‌اند، مشغول کار ند؛ هم زندگی مادّی‌شان تأمین است، هم ازلحاظ روحی شادابند، هم دارند به جامعه خدمت میکنند؛ این بهتر است یا آن ‌که زحمت کشیده و مدرک ی هم گرفته، [امّا] بیکار نشسته آنجا، کار پیدا نمیکند، یا اگر کاری هم پیدا د، یک کار سطحیِ کم‌ارزش در فلان دستگاه یا در فلان اداره که [بگویند] برو به‌عنوان مثلاً مشاور یا مانند اینها آنجا بنشین! چه ارزشی دارد این‌همه درس خواندن و این‌همه زحمت کشیدن؟ ‌گرایی خطا است.

 بله، ما نیاز به علم داریم، نیاز به تحقیق داریم؛ هرچه در زمینه‌ی علم پیش برویم، زیاد نیست؛ این را من سالها است دارم میگویم و بحمدالله پیشرفت هم کرده‌ایم، امّا معنایش این نیست که هر ی پایش را میگذارد در دبستان یا دبیرستان، هدف خودش را بداند؛ نه، هزاران کار وجود دارد که اینها احتیاج به ندارد، احتیاج به آن هزینه‌ی سنگین ندارد، آن شور و شوق و استعداد لازم [ ی] را نیاز ندارد. اینها را ما از یاد نبریم؛ اینها ثروتهای ما است، ثروت ما است. این جوانی که میتواند در فنّی‌حرفه‌ای کار د و به‌ یک جایی برسد -در هر زمینه‌ای: در زمینه‌های هنر‌، در زمینه‌های صنعت، در زمینه‌های فنّی و غیره- این ثروت ملّی است، این مال کشور است؛ باید از او استفاده بشود.

 یک مسئله‌ی مهمّ دیگر، این مسئله‌ی سند تحوّل است. خب، دوستان و مسئولین مجرّب و باسابقه نشستند، زحمت کشیدند، سند تحوّل را درست د؛ خیلی خوب، ابلاغ هم شد. شروع‌ شد که عملیّاتی بشود ولی تا حالا پنج شش سال هم گذشته، [امّا] نشده؛ چرا؟ تا کِی باید نشست تا این نظام‌نامه‌هایی که گفته میشود در ذیل سند تحوّل باید تحقّق پیدا کند، تنظیم بشود؟ این کار باید زود انجام بگیرد. معلوم میشود شور و شوقِ لازم نیست، انگیزه‌ی لازم نیست. بنده جدّاً از محترم و مسئولین محترم میخواهم که مسئله‌ی تحوّل را جدّی بگیرند. آموزش‌وپرورش ما نیازمند تحوّل است. این سند تحوّل نشان‌دهنده‌ی این است که ما نیاز داریم به تحوّل. تحوّل هم صِرف عوض ظواهرِ کار نیست، یعنی یک کار عمقی باید انجام بگیرد. آن‌طور که متخصّصین این‌کار میگویند -چون بنده که تخصّص این‌ کار را ندارم- این سند تحوّل علی‌الظّاهر میتواند؛ کف میکند و کفایت میکند این را؛ باید دنبال کنند.

 یک مسئله‌ی دیگر هم من اینجا عرض م: این سند ۲۰۳۰ سازمان ملل و یونسکو و این حرفها،(۸) اینها چیزهایی نیست که بتواند شانه‌اش را زیر بار اینها بدهد و تسلیم اینها بشود. به چه مناسبت یک مجموعه‌ی به‌اصطلاح بین‌المللی‌ای -که قطعاً تحت نفوذ قدرتهای بزرگ دنیا است- این حق را داشته باشد که برای کشورهای مختلف، برای ملّتهای گوناگون، با تمدّنهای مختلف، با سوابق تاریخی و فرهنگی گوناگون، تکلیف معیّن کند که شما باید این‌جوری عمل کنید؟ اصل کار، غلط است. اگرچنانچه با اصل کار شما نمیتوانید مخالفت ید، حدّاقلّش این است که بِایستید بگویید خودش ممشیٰ دارد، خطّ‌و‌ربط دارد، ما سندهای بالادستی داریم، ما میدانیم باید در زمینه‌های آموزش، پرورش، اخلاق، سبک زندگی چه‌کار کنیم؛ احتیاج به این سند وجود ندارد. اینکه ما برویم سند را امضا کنیم و بعد هم بیاییم شروع کنیم بی‌سروصدا اجرائی ، نخیر، این اصلاً مطلقاً مجاز نیست؛ ما اعلام هم کرده‌ایم به دستگاه‌های مسئول. بنده از شورای عالی انقلاب فرهنگی هم گله‌مند هستم؛ آنها باید مراقبت می د، نباید اجازه میدادند این ‌کار تا اینجا پیش بیاید که ناچار بشویم ما جلوی آن را بگیریم و ما وارد قضیّه بشویم. اینجا است؛ اینجا، مبنا است، مبنا قرآن است؛ اینجا جایی نیست که سبک زندگی معیوبِ ویرانگرِ فاسدِ غربی بتواند در اینجا این‌جور اِعمال نفوذ کند. البتّه متأسّفانه اِعمال نفوذ دارند میکنند و از طُرق مختلف وارد میشوند امّا [اینکه] این‌جور به‌طور رسمی سند به ما بدهند که «تا پانزده سال دیگر باید شما این‌جوری ید، این‌جوری ید»، ما هم بگوییم بله، معنی ندارد این کار.

 خب، صحبت طولانی شد. ما با شما عزیزان آموزش‌وپرورش خیلی حرف داریم. چند برابر آنچه عرض ، حرف هست برای گفتن با شما منتها مجال نیست که حالا همه‌ی آن مطالب را عرض ؛ یک‌قدری طولانی شد لکن یک جمله راجع به انتخابات عرض م.

 برادران و خواهران عزیز و همه‌ی ملّت ایران که خواهید شنید! بدانید که انتخابات حیاتی است؛ نه این انتخاباتِ بالخصوص، [بلکه] همه‌ی انتخابات‌های کشور، بخصوص انتخابات ریاست جمهوری که از همه مهم‌تر است، در همه‌ی دوره‌ها، واقعاً برای کشور حیاتی است؛ هم به لحاظ نفْس انتخابات مهم است -که این یک مقوله‌ی مهمّی است؛ خب است؛ جمهوری، ما جمهوری هستیم؛ مناصب ما و مقامات ما برآمده‌ی از جمهورِ ملّت است، از مردم است؛ این را بایستی ما با کمال دقّت حفظ کنیم، این خیلی باارزش است؛ اگر این [انتخابات] در نظام وجود نمیداشت، امروز از نظامی که با آن انقلاب به وجود آمد، خبری باقی نبود، این خیلی مهم است؛ از دل این معنا درمی‌آید و استفاده میشود؛ این‌جور نیست که ما جمهوری را گرفته باشیم و منضمّ(۹) به کرده باشیم؛ نه، خود به ما این‌جور یاد میدهد؛ حالا این یک مقوله‌ای است- لکن علاوه‌ی بر این، آنچه برای اداره‌ی کشور و حفظ کشور و منافع ملّت به صورت فوری، فوتی لازم است، حضور مردم است؛ حضور مردم است! حضور مردم است که گره‌گشا است، حضور مردم است که دشمنان را از هیبت میترسانَد؛ این واقعیّتی است، این را بدانید.

  در چشم دشمنانش هیبت دارد؛ این هیبت ناشی از چیست؟ ناشی از امثال حقیر و مانند اینها است؟ ابداً، این ناشی از مردم است، ناشی‌ از این حضور عظیم مردمی است، ناشی از این احساسات و عواطفی است که خودش را در همه‌ی عرصه‌ها و صحنه‌های حضور نشان میدهد؛ بنده این را میگویم؛ نیایند حرفی را که بنده بصراحت بیان کرده‌ام، تعبیر کنند و تأویل کنند و بگویند «نخیر؛ مراد فلانی این است که این حضور مردم -فرض کنید- یک تی را سر کار می‌آورد که آن ت [هیبت ایجاد میکند]»؛ نه آقا! تها تأثیری ندارند. [مگر] یادتان رفته که در دهه‌ی ۷۰، یکی از تهای اروپایی، رئیس‌جمهور ما را متّهم کرد و به دادگاه احضار کرد؟(۱۰) رئیس‌جمهور ایران را! با اینکه اتّفاقاً آن رئیس‌جمهور با آن ت، روابطشان روابط خیلی بود؛ باهم پیام مبادله می د، میفرستادند، نامه میدادند، گاهی شاید تلفنی صحبت می د -حالا این تلفنی‌اش یادم نیست امّا مرتّب نامه و‌ نامه‌نگاری- و او اظهارِ [دوستی میکرد]؛ همان ت، رئیس‌جمهور ما را با وجود اظهار دوستی و ارادت و علاقه، در دادگاه‌های کشورش به‌صورت متّهم احضار کرد! توی دهنش زدیم که عقب نشست؛ اگر توی دهنش نمیخورد، پیش میرفتند. دشمن، دشمن است؛ این ت و آن ت ندارد. اگر بتواند دشمنی کند، اگر بتواند زهرش را بریزد، میریزد؛ ملاحظه‌ی هیچ‌ را هم نمیکند. ملاحظه‌ی لفّاظی و زبان‌بازی و موضع‌گیری و مانند اینها را هم اصلاً نمیکند؛ دشمن است دیگر. آن چیزی که مانع میشود دشمن اِعمال دشمنی کند، ترس از حضور مردم است. میبیند که اگرچنانچه دشمنی د، نتیجه بع خواهد شد؛ برای خاطر اینکه یک کشور هشتاد میلیونی در مقابلش می‌ایستد. این شوخی است؟ هشتاد میلیون جمعیّتیم ما؛ کشور باعظمت، با مردم آگاه و هوشمند، با نیروی انسانی قوی، با این‌همه جوان؛ این است که در چشم دشمن ابُّهت ایجاد میکند، عظمت ایجاد میکند برای نظام . این را توجّه داشته باشید.

 اگر میخواهید این احساس، این عظمت، این مصونیّت باقی بماند برای ما، باید در انتخابات شرکت کنید؛ اگر میخواهید نظام ، اقتدار خودش را در چشم جهانیان -چه دشمن، چه دوست- حفظ د، باید در انتخابات شرکت کنید. حضور در انتخابات، حفظ اقتدار کشور است، حفظ ابُّهت کشور است، حفظ مصونیّت کشور است؛ این است. اگرچنانچه در مورد انتخابات کوتاهی بشود، عواملی دست‌اندرکار بشوند که مردم را دلسرد کنند، مأیوس کنند و کوتاهی بشود در انتخابات، به کشور لطمه خواهد خورد، ضربه خواهد خورد؛ هر ی هم در این لطمه سهیم باشد، پیش خدای متعال مسئول است. باید در انتخابات، همه شرکت کنند. البتّه سلایق مختلف است، نظرات مختلف است، مذاقهای مختلف است؛ شما زید را می‌پسندی، شما عمرو را میپسندی؛ شما به زید رأی میدهی، شما به عمرو رأی میدهی؛ اشکالی هم ندارد؛ اینها مهم نیست، مهم این است که همه بیایند، همه باشند، همه نشان بدهند که حاضرند از ، از نظام ی، از حمایت کنند، دفاع کنند، مصونیّت کشورشان را حفظ کنند. و بدانید! اگرچنانچه این همّت، این اراده -به حول و قوّه‌ی الهی- در مردم ما، با همین شدّت و ابُّهتی که وجود دارد ادامه پیدا کند، دشمن هرگز هیچ غلطی در مقابل کشور نخواهد توانست د.

 پروردگارا! آنچه گفتیم و شنیدیم برای خودت و در راه خودت قرار بده. پروردگارا! روح مطهّر ، روح بزرگوار، ارواح طیبّه‌ی بزرگان را مشمول رحمت و لطف خودت قرار بده.

والسّلام علیکم و رحمةالله


۱) در ابتدای دیدار، آقای ف الدّین احمدی دانش‌آشتیانی ( آموزش و پرورش) گزارشی ارائه کرد.
۲) اقبال الاعمال، ج ۲، ص ۶۸۷ (مناجات شعبانیّه)
۳) حاضر و آماده
۴) بلندهمّت
۵) خنده‌ی حضّار
۶) بی‌اعتقاد و بی‌بندوبار
۷) استوار، مصمّم
۸) سند آموزش ۲۰۳۰ یونسکو با رویکرد تأثیر بر همه‌ی حوزه‌های آموزشی کشورها، در سال ۲۰۱۵ میلادی و برای اقدام عملی کشورها، در سازمان ملل متّحد ارائه شد. ایران نیز از کشورهای شرکت‌کننده در این اجلاس بود که متعهّد به اجرای این سند شد و در سال ۱۳۹۵، سند ملّی آموزش ۲۰۳۰ ایران را تصویب کرد.
۹) متّصل، ضمیمه‌شده
۱۰) د ی اعلام رأی نهائی دادگاه می وس در برلین در فروردین‌ماه سال ۱۳۷۶، این دادگاه آلمانی چند نفر -از جمله رئیس‌جمهور وقت ایران- را متّهم کرد.
عنوان وبلاگ : سراج معلم
برچسب ها : بیانات مقام مععظم ی در دیدار معلمان و فرهنگیان به مناسبت هفته‌ی معلم - معلّم ,است؛ ,کشور ,است، ,آموزش‌وپرورش ,اینها , ,حضور مردم ,نیروی انسانی , فرهنگیان ,مانند اینها , ایران ,نظام
بیانات مقام مععظم ی در دیدار معلمان و فرهنگیان به مناسبت هفته‌ی معلم معلّم ,است؛ ,کشور ,است، ,آموزش‌وپرورش ,اینها , ,حضور مردم ,نیروی انسانی , فرهنگیان ,مانند اینها , ایران ,نظام
روی تک تک فشنگ‌هایمان «مرگ بر اسراییل» را حک می‌کنیم

snn

غیب پرور در مراسم سالگرد ی خان طومان:

غیرت م عان حرم؛ رمز ش ت تکفیری‌ها

 

عنوان وبلاگ : سراج معلم
برچسب ها : روی تک تک فشنگ‌هایمان «مرگ بر اسراییل» را حک می‌کنیم
روی تک تک فشنگ‌هایمان «مرگ بر اسراییل» را حک می‌کنیم
تیتر نیم صفحه نخست رو مه‌های ۱۹ اردیبهشت ۹۶
عنوان وبلاگ : سراج معلم
برچسب ها : تیتر نیم صفحه نخست رو مه‌های ۱۹ اردیبهشت ۹۶
تیتر نیم صفحه نخست رو مه‌های ۱۹ اردیبهشت ۹۶
من،تو،او....

من به مدرسه میرفتم تا درس بخوانم
تو به مدرسه میرفتی به تو گفته بودند باید شوی
او هم به مدرسه میرفت اما نمی دانست چرا

من پول تو جیبی ام را هفتگی از پدرم میگرفتم
تو پول تو جیبی نمی گرفتی همیشه پول در خانه ی شما دم دست بود
او هر روز بعد از مدرسه کنار خیابان آدامس میفروخت

معلم گفته بود انشا بنویسید
موضوع این بود علم بهتر است یا ثروت

من نوشته بودم علم بهتر است
مادرم می گفت با علم می توان به ثروت رسید
تو نوشته بودی علم بهتر است
شاید پدرت گفته بود تو از ثروت بی نیازی
او اما انشا ننوشته بود برگه ی او سفید بود
خ رش روز قبل تمام شده بود

معلم آن روز او را تنبیه کرد
بقیه بچه ها به او خندیدند
آن روز او برای تمام نداشته هایش گریه کرد
هیچ نفهمید که او چقدر احساس حقارت کرد
خوب معلم نمی دانست او پول ید یک خ ر را نداشته
شاید معلم هم نمی دانست ثروت وعلم گاهی به هم گره می خورند
گاهی نمی شود بی ثروت از علم چیزی نوشت

من در خانه ای بزرگ می شدم که بهار توی حیاطش بوی پیچ امین ال ه می آمد
تو در خانه ای بزرگ می شدی که شب ها در آن بوی دسته گل هایی می پیچید که پدرت برای مادرت می ید
او اما در خانه ای بزرگ می شد که در و دیوارش بوی سیگار و ی را می داد که پدرش می کشید

سال های آ دبیرستان بود
باید آماده می شدیم برای ساختن آینده

من باید بیشتر درس می خواندم دنبال کلاس های تقویتی بودم
تو تحصیل در دانشگا های خارج از کشور برایت آینده ی بهتری را رقم می زد
او اما نه انگیزه داشت نه پول ....

درس را رها کرد دنبال کار می گشت

رو مه چاپ شده بود
هر دنبال چیزی در رو مه می گشت

من رفتم رو مه ب م که اسمم را در صفحه ی قبولی های کنکور جستجو کنم
تو رفتی رو مه ب ی تا دنبال آگهی اعزام دانشجو به خارج از کشور بگردی
او اما نامش در رو مه بود روز قبل در یک نزاع خیابانی ی را کشته بود

من آن روز خوشحال تر از آن بودم که بخواهم به این فکر کنم که ی ی را کشته است
تو آن روز هم مثل همیشه بعد از دیدن ع های رو مه آن را به کناری انداختی
او اما آنجا بود در بین صفحات رو مه برای اولین بار بود در زندگی اش که این همه به او توجه شده بود !!!!

چند سال گذشت
وقت گرفتن نتایج بود

من منتظر گرفتن مدارک ی ام بودم
تو می خواستی با مدرک پزشکی ات برگردی همان آرزوی دیرینه ی پدرت
او اما هر روز منتظر شنیدن صدور حکم ش بود

وقت قضاوت بود
جامعه ی ما همیشه قضاوت می کند

من خوشحال بودم که مرا تحسین می کنند
تو به خود می بالیدی که جامعه ات به تو افتخار می کند
او شرمسار بود که سرزنش و نفرینش می کنند

زندگی ادامه دارد
هیچ وقت پایان نمی گیرد

من موفقم من میگویم نتیجه ی تلاش خودم است!!!
تو خیلی موفقی تو میگویی نتیجه ی پشت کار خودت است!!!
او اما زیر مشتی خاک است مردم گفتند مقصر خودش است !!!!

من , تو , او

هیچگاه در کنار هم نبودیم
هیچگاه یکدیگر را نشناختیم

اما اگر به جای او بودیم آ داستان چگونه بود ؟؟؟

هر روز از کنار مردمانی می گذریم که یا من اند یا تو و یا او...

و به راستی نه موفقیت های من به تمامی از آن من است و نه تقصیرهای او همگی از آن او

عنوان وبلاگ : سراج معلم
برچسب ها : من،تو،او.... - رو مه ,ثروت ,معلم ,خانه ,مدرسه ,گفته
من،تو،او.... رو مه ,ثروت ,معلم ,خانه ,مدرسه ,گفته
بیکاری؛ نتیجه رکود

انقلاب ی: «اگر چنانچه به‌طور جدّی با رکود مبارزه نشود، همین رشد هم به خطر خواهد افتاد، تورّم هم بالا خواهد رفت، مشکل اشتغال هم پیش خواهد آمد... اگر به مسئله‌ی رکود رسیدگی نشود، روی همه‌ی نشانه‌ها و شاخصهای اقتصادی اثر خواهد گذاشت.» ۱۳۹۴/۶/۴

پایگاه اطلاع‌رسانی khamenei.ir بر اساس این بخش از بیانات انقلاب در دیدار رئیس‌جمهور و اعضای هیأت ت، پوستر «بیکاری؛ نتیجه‌ی رکود» را منتشر می‌کند.


عنوان وبلاگ : سراج معلم
برچسب ها : بیکاری؛ نتیجه رکود - رکود , انقلاب
بیکاری؛ نتیجه رکود رکود , انقلاب
آخرین وبلاگهای به روز شده
وبلاگهای اتفاقی
اخرین جستجو ها
popcorn and pop culture ep22 kmplayer guide guide kmplayer سنگ لعنت دفاین هتل تراسوانیا volkswagen’s finance arm squeezes out a record profit somehow دنیاغلامی شاعر خودرو خودروقیمت خودرو قیمت امروز تبلیغات در گوگل چگونه انتخاب رشته کنیم؟ صدام خیلی گرفته مثل صدای سازم میخوام دنیامو بازم کنار تو بسازم د ومین پا سخ به آ قا ی حمید u0631u0627u0645u0633u0631 arandtour u0646u0648u0631u0648u0632 tour u0634u0645u0627u0644 u0622u0628u0631u0648u062f طراحی پایه ، ی و تهیه ی نقشه طراحی سازی تبلیغاتی سایت رو مه صفحه نردبان شماره آیا ارتودنسی درد دارد ؟ شاخص های ارزی بهمن و اسفند u0627u0645u0627u0646 u0627u0632 u062au0646u0628u0644u06cc u0627u0645u0627u0627u0627u0627u0627u0627u0627u0627u0627u0646u0646u0646 u0627 مرجع در قید حیات قرآنیان پرسشنامه عزت نفس روزنبرگ المؤ منین adrien brody says trump targeting the arts is a shame video گفتگوی مستقیم با ارواح ترازوی دیجیتال 40 کیلویی zdf دورنمای پس از مذاکرات ژنو دریا چت چتروم دریا چت اصلی معرفی تالاب ازگن انشا درباره مقایسه دوچیز با استفاده از مقایسه آیینه با چهره یک انشای ذهنی بنویسید آموزش و نصب گجت ها بر روی دسکتاپ ویندوز دیدار معاون شرکت ملی نفت ایران با خانواده ی بهمئی تصاویر اسامی پذیرفته شدگان نیروهای حجمی شرکت فروغ چاچکام تحقیق بررسی نحوه تنظیم اسناد در دفتر اسناد رسمی مدهای عجیب و غریب دختران و پسران در فضای مجازی تصویری از داور دربی در حال مداوای ز له‌زده‌ها د وش آمید صنعتی میباشد ساخته قابلیت اتصال آمید بررسی تفاوت ثبت طرح صنعتی و علائم تجا رتی ثبت نام و لیست رشته های بدون کنکور بدون آزمون آزاد شهربا سازه نشان داده فایل برای فایل لینک پرداخت، لینک نوشتن کودک تمرین درشت دهید قرار دهید نویسی کودک آموزش ساخت بند عینک فایل در مورد یکتاپرستی و رفع شبهات مربوط به آن الله وَجْهِ ابْتِغاءَ إِلاَّ اللَّهِ انسان ابْتِغاءَ وَجْهِ وَجْهِ رَبِّهِمْ تُنْفِقُوا مِنْ صَبَرُوا ابْتِغاءَ مِنْ خَیْرٍ صَبَرُ u0627u0645u06a9u0627u0646 u0633u0646u062cu06cc u0638u0631u0641u06ccu062a u0647u0627u06cc u0642u0627u0646u0648u0646 u0627u0633u0627u0633u06cc u062c u0627 u0627 u062fu0631 u0645u062fu06ccu0631u06ccu062a u0645u06ccu06a9u0631u0648u0646u0627u0633u06ccu0648u064 کاریکاتورخارجی تصادفات عامل اصلی مرگ ایرانیان6 accident caricat انواع گزارشات اتوماسیون حضور و غیاب بیمارستان انشا با ناسازی معنایی درس هفتم کتاب نگارش پایه ی دهم adobe connect دوستت میکنم خودت خواستم دوستت دارم بگوییم دوستت اطلاعات درموردنقش شخم زدن در فرسایش خاک دوربین کوادکوپتر کوادکوپتر دوربین متن کوتاه عربی درقرآن که فعل امر داشته باشد مقاله و تحقیق درباره شمه‏اى از فضایل خدیجه سه ندای آسمانی در آ ا مان در بیان رضا ع رابطه سئو و سرچ معنای در گوگل چیست؟ spinoff theory bang bang theory young sheldon theory spinoff meet young meet young sheldon bang theory spinoff records master انشا ذهنی درمورد مقایسه جنگ و صلح نرم افزار اندرویدی اشعار محرم و صفر نسخه تحقیقی در مورد ذوب ف ات و تجهیزات ان liveweb پاو وینت کتاب شیمی کوانتومی قاسم خدادادی johanna ta injured and ill british number one to miss charleston tournament dark side of the universe مبارک مهدی زمان ولادت شعبان زمان ولادت نیمه شعبان زیبای تبریک ولادت حضرت زیبای تبریک ولادت بی نظمی ؛ چراغ سبز فرش قرمز برای دشمن فایل پاو وینت فرآیند تحلیل شبکه ای anp یالثارات سه سرخ محروم از هفته دوازدهم لیگ برتر canada gdp growth surprises with 26 fourth quarter gain فروشنده پارچه مغازه عاغا خاهر پارچه ترمه تحقیقی در مورد طرز عمل آهن های خا تری gray irons صنعتی behnam safavi aramesh جزوه کتاب تاریخ فرهنگ و تمدن ی پیام نور تست amp _دستگاه چاپ روی لیوان چیست؟ استعفای طاهری؛ پایان عصر ثبات در پرسپولیس horizon dawn zero جدیدی تصاویر horizon zero zero dawn dawn منتشر تصاویر جدیدی ۷ علتی که گوگل به خاطر آنها از وب سایت شما متنفر است چی میشه یکنفر بیاد از وبلاگم دین کنه؟ ۱۳ مدیر دوتابعیتی از طرف دادستان به معرفی شده اند منابع کنکور کارشناسی ارشد علوم اجتماعی wally keiynan lonsdale elements of quaternions نسلِ نسبی گوشت خطرناک قسمت گزارش شهردار تهران به نمایندگان ملت درباره پلاسکو گالری مدل های مانتو و لباس فرم اداری و رسمی شیک کنسرت شهرام شکوهی تحقیق در مورد رشد اخلاقی ک ن الله حضرت معاویه ایشان حضرت معاویه الله علیه رسول اکرم کد فعالسازی نود 32 ورژن 10 آپدیت نود 32 یکشنبه 22 اسفند کتابخانه کتاب سرابله کتابخوانی گزاران اهدای کتاب کبد چرب چیست؟ چه نوع لوازم زیباسازی صورت بهترمی باشند؟ بالا ه یاد میگیری چه انی را خس و خاشاک نامید؟ wwwagahan61 watch kristen bell talk entrepreneurship kick off be conference exclusive video گروه چت کردستان بخش خبری تهویه ۱۷
Facebook Twitter Google Plus Digg Share This RSS
کلیه فعالیتهای وبلاگ724 تابع قوانین جمهوری اسلامی ایران میباشد. تمامی اطلاعات، خبرها و مقالات بصورت خودکار از سایت ها و وبلاگهای فارسی دریافت و با ذکر منبع نمایش داده می شوند و وبلاگ 724 هیچگونه مسئولیتی در قبال محتوای آنها ندارد. در صورت مشاهده هر نوع تخلف یا محتوای نا مناسب بر روی دکمه “درخواست حذف وبلاگ” در آن صفحه کلیک نمائید.
All rights reserved. © weblog724 2012-2017 Run in 1.479 seconds
RSS