دختر بدبخت

پست های وبلاگ دختر بدبخت از سایتهای وبلاگی با ذکر منبع به صورت خودکار بازنشر شده و در این صفحه نمایش داده شده است. در صورتیکه این اطلاعات دارای محتوای نامناسب بوده و یا دارای هر گونه تخلف میباشد بر روی گزینه ‘درخواست حذف’ کلیک نمائید

من دارم میمیرم
پای راستم کاملا بی حس شده.فشار روده اون سمت بیشتره.تمام مفاصلم درد میاد
مامانم زور میکنه میگه شیاف صابون بذار!
بدتر میکنه.همش داره اذیتم میکنه
.دارم میمیرم.درد وحشتناک دارم
لعنتی ها همون   هفته قبل انما اصولی می  نه زخم بودم نه این وضع.
با سرم سرد انما  د که روده هام کار بیفته! یه چی میریختین نرم و شل بشه.
کاش اون سوپ و اب و...نمیخوردم .این توده همون مواد غذایی که خوردم

عنوان وبلاگ : دختر بدبخت
برچسب ها : من دارم میمیرم
من دارم میمیرم
تف به روی همتون.الان کیف میکنید من عذاب میکشم.ظالمها
حالم بده.بارون میاد.داغونم.درد دارم.هر هشت دقیقه یه دقیقه جیغم میره هوا.پاهام توان نداره.نمیتونم بشینم.راه برم.من چندسالمه به این روز افتادم؟این حرف خودم بود تو.پست های قبل.  هم دیروز گفت.
از ارمایش های سابق پرسید
گفتم هفده سالگی ازمایش دادم.کلسیم و.ویتامین دی کم بود.اهن کمبود.
من نرمال بودم.تا همون 13-14.
بعد داغون شدم.داستانش مفصله.هرروزش من عذاب روحی کشیدم .عذاب .
الانم داغونتر داغونتر.داغونتر.
کاش بمیرم.اصا نمیتونم.خودمو.نگه دارم.راه میرم میفتم. ب رفتم.قرص بردارم افتادم.پاهام تپش داره. ب تب و.لرز کرذم.مادرم منو نگه داشت سه تا پتو انداخت روم
تف به روی همتون.همتون.همتون

عنوان وبلاگ : دختر بدبخت
برچسب ها : تف به روی همتون.الان کیف میکنید من عذاب میکشم.ظالمها - همتون
تف به روی همتون.الان کیف میکنید من عذاب میکشم.ظالمها همتون
داغونم
من اصا بهم نیومده.عادی باشم.اکی.هرچی کوچکی و رعیت نیا تعیین  .باشه.باشه
ازین به بعد مث بدبختا مراعات میکنم.مث پیرزان پیرمردا.
فقط الان خوب بشم.دارم میمیرم.کارم به جراحی نکشه.درد داره منو.میکشه
توان راه رفتن ندارم حتی.الان ژلوفن خوردم کرخت شد بدنم.
این چه وضعیه.چه روزگاریه.خاک برسرم کنن .خاک بر سرم.همون سال 92 روزهای مز ف رو پیش بینی می  که خودکشی  .که بردنم بیمارستان.بخت بد زنده موندم.اونموقع عاقل بودم.الان احساسی.و البته.الان به حقیقت رسیدم.که بهشت و جهنم دروغه.و این دردناکه.برای من که زندگی دنیاییم نابود شد.به دست بشر.نه انسان.بشر
الان من جون ندارم راه برم.به جون خواهرم پای چشمام گود و.سیاه شده.رنگ صورتم زرد 
پاهام جون نداره :((((((( داغونم.حالم مساعد نیست.خیلی خیلی وضعم  ابه.این دارویه که داد مدت اثر کمی داره و دوز پایین.کاش میدونستم دوز بالاترش هست یا نه بگم مامان بیچاره همراه ژلوفن و اون چیز کوفتی اینم ب ه.فقط نیم ساعت مثت اثرشه!
کاش.کاش.کاش.همون   که مریض شدم پیگیری جدی می .
خیلی حالم بده.
مامانم.همش غصه میخوره.همش میگی دخترک تو.میمیری.
بابام .سرش پتو داده خو ده
اوندفعه .شهادت   رصا بود.من همین مرضو خفیفترش داشتم.بابام رفتم مشهد.یکشنبه شبش سر زد به اتاقم خواب بودم.میگم که مث الان شدید نبود.چهارتا نوچ.نوچ از رو غصه گفت و صلوات فرستاد گفت خدا شفا بده.
همین.
من دخترتم بابا.دخترت سلاخی شد من سالها ناله   گفتم من حتی مث اول نیستم.از ح  اولیه خارج شدم.نگفتن چی میگی.
دوباره حالم بد شده.خیلی بد.

عنوان وبلاگ : دختر بدبخت
برچسب ها : داغونم
داغونم
دارم میمیرم
الان دو تا ژلوفن و یع استامیتوفن خوردم که جیغم نره هوا 
دیروز صبح با حال زار رفتیم بیمارستان.اورژانس.تمام مسایل چندروزه رو.گفتم.ولی به گفته های من توجهی نشد.که هر پنچ دقیقه عذاب میکشم.درد دارم.و.گفت بیا قرص+شیاف.
شیافش حرکت روده هامو بیشتر میکرد.یعنی از پنج به دو.سه دقیقه.گفتم نه.گفتن نه خوب میشی
تهش گفت چرا غذا نمیخوره؟بذنج میوه سبزی؟
مامانم گفت چندماه میوه سبزی اصلا برنج هم اصلا .رووری یه وعده اونم کم.
گفت چرا میخواد رژیم بگیره؟
مامانم زبون باز کرد.ترسیدم قضیه کوچکی رعیت رو.بگه نخواستم داستانم اینجا هم پخش بشه.خودم گفتم اشتها ندارم.گفت ببرینش متخصص گوارش.
اگه با اینا گرفتگی روده اش خوب نشد بیاین شنبه.
اومدم.شیاف و قرص گذاشتم.نشد.هیچی هیچی.ژلوفن خوردم یکم بخوابم.بیست دقیقه بعد با درد شدید بیدار شدم.خون دیدم.
موقع خواب نشد خودمو نگه دارم و اون لعنتی سفت و سخت اومد و زخم کرد
دردا بیشتر شد.بابام رفت گمپوت گرفت.ارامبخش گرفت.مامانم دمکرده درست کرد.و...
افاقه نکرد.مامانم صبح بعد اومدن رقت خونه مردم.کل روز جیغ زدم.بیشتر و بیشتر و ییشتر.
من قبلا گریرکردگی مدفوع داشتم یه بار بچگی ولی اینقدرررر درد نداشت.حس دفع هر پنج دقیقه نبود.تهوع نبود.
دیروز هرچی خوردم ریختم.تمام دلم درد میکرد.تند و تند پیچ و تاب میخورد.
امروز بدتر.صبح رفتم قرص خوردم.شیاف دوم.درد بسیاررر زیاد و.سوزش.هر دقیقه درد.نخو دم.شیش روزه کاملا بیدارم از درد.
عین جسد شدم.
مامانم گفت تو.چرا بین اینا همه بدبختی ها برای توست؟مگه من گفتم منو به دنیا بیارن؟
میگه خانومه دیروز پرستار بود از اجی پرسیدم تلفنی ح و.گفت همونه.به پرستار گفتم گفت این شیافش قویه چطور همونه؟!!!!
 همین شیاف لعنتی شهریور گذاشتم ولی داغونم کرد.
مامانم زنگ زد اورژنس.گفت داره پشتی تختشو جدا میکنه از درد.گفتن فردا صبح ببرش کلینیک فلان پیش جراح!!!!
همین! من اونجا گفتم قرص و.شیاف اثر نداره.گفتم قبلا پوستم کنده شده شد و روشهای نامعقول به کار بستم.گفتم از درد دارم میمیرم.
الانم همین.درکم نمیکنند.
لااقل تا دیروز زخم نبود همون  هاب خارجی بود.داغون شدم.
دارم میمیرم.این قرصا هم اثرش کمه کمه.پماد هم دیگه اثر نداره هیچی. لعنت به زندگی
حالم خیلی خیلی بده خیلی خیلی خیلی 

عنوان وبلاگ : دختر بدبخت
برچسب ها : دارم میمیرم
دارم میمیرم
دارم میمیرم واییی
شکمم درد میاد
بعد این قضیه از سال 90 اینا به خاطر عوارضش دچار یبوست میشم.تقریبا سالی پنج شیش بار.بقیه سال هم همچین مساعد نیست اوضاعم.
امروز کلاس دارم.  حذفم میکنه اگه نرم.
الان یه مهمون ناخوانده اومده.من حالم بده خیلی بد.
کاش بمیرم.بمیرم
اگه این اتفاق نمیفتاد من مث قدیم.....اونوقت الان روده معده و...داغون نمیشد.
یادمه قبل این اتفاق فقط یه بار وقتی پنج سالم بود اینجوری شدم.اللن هرسال چند بار مبتلا میشم
اصا هم دارو جواب نمیده فقط دلدرد بیشتر  رو سبب میشه
خسته ام.تازه عفونت ادرارم که اونم واسه نخوردن اب کافی بود خوب شده بود.
دارم میمیرم از درد.اهه مهمون بره گمشه
لعنت به   که روند زندگی عادیمو بهم ریخت.دیگه اون دخترک سالم و شاد سابق نیستم
این زنه موندگاره ظاهرا.حالم بده خیلی بددد .
درد همه زندگی منه
تو سن نوجوونی به انواع مرضها دچار شدم..
الان لابد تو ذهنتون راه درمانه .من عقل دارم میدونم.اما شرایطم جوریه که تا حد اممان میشه رعایت کنم.همش از بقیه جدا.....
لعنت به 

عنوان وبلاگ : دختر بدبخت
برچسب ها : دارم میمیرم واییی
دارم میمیرم واییی
جن فرشته بهشت جهنم ...
خوب
ببینید .در مورد موجودات فرازمینی (فضایی) که شکی ندارید؟بارها سفینه هاشون دیده شده و مستنداتی مبنی برذوجودشون هست.
من بگم چی فکر میکنم؟
قدیمتر ها که دنیا تا این حد پیشرفته نبود. فصایی ها میومدن میرفتن.
اونهایی که در اسمان دیده میشد با نام فرشته.و اونهایی که  تو زمین جن.
بعد دیدن ااا اینا میرن تو.اسمون و.دور میشن.گفتن پس بهشت و.جهنم و دنیای دیگه ای هست...
شما چرا موقع دعا به اسمان نگاه میکنی؟
از قدیم رواج یافته.
چون ما در زمین هرچه میبینیم هست.یعنی ادم ماشین خونه.مسلما جایی برای خداتون نیست.
بعد از قدیم گفتن خب فرشته ها از اسمونن(همون ادم فضایی ها) بهشت و جهنمم به اسمونه.پس خدا تو اسمونه

بچه که بودم موامانم میگفت دخترک دستاتو.به اسمون دراز کن خدا دوست داره.خدا دعای بچه هارو میشنوه.دعا می .خدایا   هام بختشون باز بشه.خدایا  م بچه دار بشه.خدایا مامان بابام و من و اجی ها سلامت باشیم.

هیچ.کدوم براورده نشد.مورد سلامتی.به مضحک ترین شکل ممکن از من گرفته شددددددددد
میگفتم مامان.خدا خورشیده؟میگفت نه.
میگفتم چرا؟مگه نمیگی تو اسمونه و از جنس نوره؟
مامانم میگفت خدا تو همه جا هست.
میگفتم خدا زنه یا مرد؟خدا تو.کعبه است؟
این سوالا تو.مغزتون اومده لابد.و.جواب های دری وری دادن بهتون.
خدا مادی هست؟پس چرا بارها گفته شده حرف میزنه؟

عنوان وبلاگ : دختر بدبخت
برچسب ها : جن فرشته بهشت جهنم ...
جن فرشته بهشت جهنم ...
من یه ددایناسور بزرگ دارم
باورتون میشه؟نه؟ چی؟میگین دایناسور وجود نداره؟ثابت کنید وجود ندارهمن ادعای وجودش رو دارم باید ثابت کنم هست.نه تو که به دلیل عقلی و.منطقی میگی نیست.نبود؟مستجاب الدعوه نبود؟معجزه نبود؟
بیخود میکنید داستانهای یه کتابو باور میکنید
برین شاهنامه و هزار و.یک شب هم باور کنید
احمقها

عنوان وبلاگ : دختر بدبخت
برچسب ها : من یه ددایناسور بزرگ دارم
من یه ددایناسور بزرگ دارم
ز له نبود؟
متن قبل اصا نمیدونم ا ش چی نوشتم سریع ارسالو زدم.
یهو حس   تخت و بدنم میلرزه. ب هم حس  .شدیدتر بود امروز.
رفتم. لرزه نگاری چک   ز له نبود
الانممممممممم لرزیدم.
نمیدونم چیه.
پاهام جدیدا شدید درد میاد.پشت زانوهام دقیقا صاف میکنم پامو درد میاد.گاهی خم هم باشه ح  نبض میزنه.مث الان پای راستم.
بازوهامم درد میاد شدید.
تازه کلیه درد هام خوب شد.
من نمسدونم این زجر کش شدنها چیه؟همش بعد اون اتفاق اشتباه  ...عین مار شوم افتاد زندگیمو با نبشش زهرالود کرد
الان پای چپم درد میاد
میترسم بخوابم. ب خواب دیدم دو تا فیل لهم   بعد پاشدم نیمه شب خو دم خواب جن دیدم.جن همون چیزی که تعریف 
امروزم دو بار توهم زدم سایه دیدم
پست بعد میگم سال 92 چه خوابهایی عجیبی میدیدم.لعنت به   که شد فتنه زندگیم

عنوان وبلاگ : دختر بدبخت
برچسب ها : ز له نبود؟
ز له نبود؟
کمک.کنید
یه مادری میگفت یه   اشتباه مشابه این رو رو دخترش انجام داد...البته این دخترش شانس اورد   اصلیش خودش گفت نمیذاره عوارضش بیشتر بشه و نذاشت و نشد...
از بخت بد.من این وضع تفتادم
چی میشد خداتون! از اول جوری نمیکرد منو که نیاز به اصلاح باشه؟مگه ندید من چطور مراقب بودم؟چرا با خطای یه   باید بهوضع نکبتی بیفتم؟
اخه چرا من همششش باید حسرت بخورم؟چرا؟
بیایین جلو  های حسود امریکایی بایستید.سالهاست جلوگیری  د از کارازمایی بالینی...تو.کل دنیا نمیذارن
خب گناه یکی مث من..یا یکی که تصادف کرد چیه؟یا یکی بر اثر بیماری.یا یکی مادرزاد...و....
اینا موارد حاد و خاص محسوب میشه.
من فقط 21 سالمه
توروخدا نذارین بیشتر عذاب بکشم.بیشتر وشه نشین باشم

عنوان وبلاگ : دختر بدبخت
برچسب ها : کمک.کنید
کمک.کنید
دستم بشکنه
حوواسم نبود نظراتو غیرفعال ن
طرف میگه خودتو عذاب نده غصه نخور!!!!
اولا که من دارم عذاب جسمی میکشم.حالیتونه؟اگه پا نداشتم تهش این بود راه نرم.نمیمردم اگه راه نرم.
من جسممو.مث سابقش میخوام 
میگه غصه نخور?
تو هم از ته قلبم میخوام   الاغی بیاد دخ  کنه ناقصت کنه.
بگو.غصه بخور.تو.هم اگه چندسال هرروز کتاب دستت بود برا کنکور بعد دم کنکور نابودیت کامل بشه.عذابت بیشتر بشه...لعنتی ها.
من نیاز به همدردی و دلداری ندارم
منو.مثل قبل کنید
بسه عذاب
دلم میسوزه...همه دم کنکور شرایط عادی داشتن.حداقل از نظر جسمی یهو بهشون شوک وارد نشد...

عنوان وبلاگ : دختر بدبخت
برچسب ها : دستم بشکنه
دستم بشکنه
تاریخ داره تکرار میشه
نه سر موقعش...نه به همون دلیل
امشب بردنم اورژانس..مث سال 92 هزینه 43 تومن شد!
کاش این.مرض منو بکش ... زجر کش نشم.عذاب میکشم.میدم...
من سالم تندرست به چه روزی انداختن
مامان بدبختم منو کول کرد تا پایین پله
بمیری کوچکی و رعیت نیا.برین به جهنم
کاش میشد جونمو بدم مادرم و برم
همین مرض دقیقااا پاییز 92 بود....دیگه بعد این بلا که   خبیث باعث بود اصلا حال هیچی ندارم.
افسرده ترینم
لعنت به من.مرگ به من

عنوان وبلاگ : دختر بدبخت
برچسب ها : تاریخ داره تکرار میشه
تاریخ داره تکرار میشه
از دیوار راست بالا میرفتم
بچه بودم شلد و اجتماعی بودم...کم کم با بروز مشکل ظاهری و شدت گرفتنش تو سال 83 اینا رفتم تو خودم
ولی باز ادم بودم.جسمم سالم بود هرچی بود
سال 85 بردنم که اصلاح کنند.ولی   الاغ کور صفت ندید منو چشماشو بست.و گفت کجایی هستی؟پاشاکلایی؟و.
یه اشتباه کرد.بعدش فهمید هیچچچ.کار نگرد
رفتیم پیش بعدی.اون گفت عیب نداره درست میکنم.از سال 85 تا 88 زبر دستش نابودتر شدم.از بین رفتم...
اوابل فقط جای خالی عضو قطع شده مشکل ظاهری بود...اوا  88 دیدم تو کاراییش مشکل پیش اومده مث قبل سال 85 نیست...
...
حالم خوش نیست.شاید بقیه اش و بگم..تگرار مگرراته

عنوان وبلاگ : دختر بدبخت
برچسب ها : از دیوار راست بالا میرفتم
از دیوار راست بالا میرفتم
کجاش عد ه؟
اصلا عادلانه نیست.

لعنت به دنیا.به سرنوشت.به خدا.به .به همه حسودها.به شما.به من

من دلم میخواست معمولی بمونم.کلافه ام.همش فکر میکنم چرا؟

شب و روز فکر میکنم ولی جو دستگیرم نمیشه جز اینکه خداتون بد منو میخواست.همینه.

میگفتن خدا بد هیچ بنده ای را نمیخواد.

هی مستجاب الدعوه ها ثابت کنید .میگین خدا بخواد غیر ممکن ممکن میشه.

من هر روز پست میذارم یاد اوری میکنم.

دعا کنید.مدام دعا کنید .دعا کنید.

که تو همون امریکا یا ژاپن بتونن ازمایشات بالینی رو سریعا شروع کنند.مخالفت نکنند ای حسود بخیل

خب یکی مث من حقش نیست اذیت بشه. ای گوساله اینکارو د.منو بدبخت .

من دلم میخواد عادی بشم.

اذیت نشموشبها گریه نکنم.جلوی اینه برم.ماسک نزنم.بخندم.شاد باشم.گوشه نگیرم.از همه مهم تر کاراییش...

مثل سابق عادی بشه

مادر و پدرم احمق بودن.اون زمان من زاررررررررررررررررررررر زدم . سال ۸۸ زار زدم مامان بابا نشد بدتر شد . این....(اشتباه کوچکی) جرا ؟ اگه لازم نبود چرا؟اگه لازم بود چرا رعیت ول کرد گزاشت....

درگیری فکری یه دختر 14 ساله این بود چرا دو تا از ح عادی و کاراییش خارج د

الان دارم اشک میریزم.مثل هر شب . چشمام افتاده تر شده.

دارم یه فکرایی میکنم.

میخوام بدونم تیمارستان تی هم داریم؟ میخوام برای همیشه برم اونجا.جدی میگم.ادمای بیرون همه ظالم و روانی هستن سالم هارو هم روانی میکنند.ولی ادمهای اسایشگاه مظلوم و روانی هستن .ازار نمیرسونند

سرنوشتم این بود عذاب جسمی بشه قاتل روحم.قاتل سرنوشتم

دعا کنید لااقل امشب بمیرم

تالاییی دستم رفت رو شلنگ گاز اما نه ..الان اتاق خواهرم اینا هستم.

خیلی دلم مرگ میخواد.یه مرگ راحت.دلم میخواست روح وجود داشت.

اونوقت درنگ نمی .

واقعا علاوه بر عذاب جسمی و روحی ناشی از اون

فشاار دیگران و خواسته هاشون رومه...

نیستین.من همه خیلی بگم 5 دقیقه از روزمره

خسته ام.دلم مرگ میخواد

چی میشد این اتفاق لعنتی نیفته؟

 

عنوان وبلاگ : دختر بدبخت
برچسب ها : کجاش عد ه؟ - میکنم ,روانی ,عادی ,میخواد ,میخواست ,عذاب جسمی ,روانی هستن
کجاش عد ه؟ میکنم ,روانی ,عادی ,میخواد ,میخواست ,عذاب جسمی ,روانی هستن
خسته ام از زندگی
زندگی من خیلی مز فه.خیلی 
خسته ام.
من هیچی دیگه ندارم.دلم به چی خوش باشه؟خسته تر از همه هستم.
از تولدم متنفرم..از روز تولدم..من اشتباهی متولد شدم
من جنایت نمیکنم.ازدواج نمیکنم.بچه دار نمیشم.
بچه چه گناهی کرده بیاد تو این دنیای کثیف؟با ادمهای گرگ صفت؟چه گناهی کرده نقص و زشتی از مادرش به ارث ببره؟البته من اصلا یه چیز مز فم.نه به مادرم رفتم نه به پدرم.تمام نقص ها و زشتی ها از هردو گرفتم...
حالا فقط ظاهری بود یه نقص دو نقص...
اما اجزای مهم بوده.
من در حال مرگم.
من غمگین شدم.وقتی این بلا سرم اورد  ه که کاربردش از بین رفت...که عذاب شد برام...
لعنت به من
اگه از اول اول مث همه ادما عادی بودم...
کاش بمیرم.کاش بمیرم

عنوان وبلاگ : دختر بدبخت
برچسب ها : خسته ام از زندگی
خسته ام از زندگی
خدا مرده
دنبالش نگردید.از اولش نبوده.چیزی به اسم خدا وجود خارجی نداشته
 کلا میگم.نه چون این اتفاقا برام افتاد 
یه نگاه بندازید.مغز اکبندتون رو به کار بندازید قران.تورات .انجیل ...بخونید با مغز خودتون و.دیدن دنیایی اطراف ببینید چی درسته چی غلط...
دنبال تفسیر و.چرندیات نباشید
مذهب نابودگر علم و پیشرفته.
تو امریکا و اروپا نذاشتن پیوند سر انجام بشه به خاطر سوالات مذهبی که برا مردم پیش خواهد امد...
دین و مذهب مانع زندگی سالم انسانهاست.
دین و مذهب ساخته ذهن انسانه.نه از جانب پروردگار.
این از این.
میمونه بحث خدا
کی میتونی شهودی بهم ثابت کنه؟نه با چرت و پرتای کتاب دینی و.......
با معجزه.معجزه هم چیز  ق عادته.نه اینکه چیزای عادی...
به هر حال اگه وجود داشته باشه خیلی ظالمه.خیلی خیلی ظالمه.نه عادل و حکیم و رحمان و رحیمه.نه قادر و توانا و...
لعنت به دنیایی با چنین خ

عنوان وبلاگ : دختر بدبخت
برچسب ها : خدا مرده
خدا مرده
161 نفر فقط
یه سایت رفتم حامیان مسایل مختلف.
مثلا اون   که تو.کلمبیا داره تحقیق میکنه نیاز به حامی داره.برای انجام ازمایشهای رو انسانها...اما فقط 161 ونفر تو سایت حمایت  ...حق دارن خب.ملت در حد من نیستن بفهمن من چی به سرم ومد..هیچ کجای دنیا احمق ترین و بی سوادترین ادم هم این کار که   کرد رو نمیکنه.
بدترین سن ممکن بهم اسیب زد.اگه الان بود انقد اسیب جانبی وسیع نبود...
تو همون سایت حامیان بازتولیدمثل یه ببر!!! 25000 نفر بود!!!!! 
تز تز تز تز
اول به فکر ادمها باشین بعد تز روشنفکری و حمایت از حیوانات.
ه اگه کلییییی حامی هم داشته باشه در خوشبینانه ترین ح  تا سه سال دیگه تاییدیه سازمان غذا دارو میگیره.اگه بدن البته! همون قضیه منفعت طلبی عده ای...
حتی واسه ازمایش که پول نمیگیرن چون ریسکه من حاضرم پول بدم.
زشت زست زست.ثکتر زشت سیرت.  خبیث.  شارلاتان.بی چشم رو
الان خواهرم با مامانم دعوا کرد.گفت قران بیار جلو این دوتا مهمون که اومدن ببین دستور از عمو گرفتن اومدنیا سرزده اومدن.
مامانم گفت اینا قران حالیشون میشه؟
یاد   کلاش افتادم .مگه قران حالیش میشه؟.

عنوان وبلاگ : دختر بدبخت
برچسب ها : 161 نفر فقط
161 نفر فقط
خطاب به دو پلید
ﺁﻥ ﮔﺎﻩ ﮐﻪ ﻏﺮﻭﺭ ﮐﺴﯽ ﺭﺍ ﻟﻪ ﻣﯿﮑﻨﯽ،ﺁﻧﮕﺎﻩ ﮐﻪ ﮐﺎﺥ ﺁﺭﺯﻭﻫﺎﯼ
ﮐﺴﯽ ﺭﺍ ﻭﯾﺮﺍﻥ ﻣﯽ ﮐﻨﯽ ،ﺁﻧﮕﺎﻩ ﮐﻪ ﺷﻤﻊ ﺍﻣﯿﺪ ﮐﺴﯽ ﺭﺍ ﺧﺎﻣﻮﺵ
ﻣﯽ ﮐﻨﯽ،ﺁﻧﮕﺎﻩ ﮐﻪ ﺑﻨﺪﻩ ﺍﯼ ﺭﺍ ﻧﺎﺩﯾﺪﻩ ﻣﯽ ﺍﻧﮕﺎﺭﯼ ،ﺁﻧﮕﺎﻩ ﮐﻪ
ﺣﺘﯽ ﮔﻮﺷﺖ ﺭﺍ ﻣﯿﺒﻨﺪﯼ ﺗﺎ ﺻﺪﺍﯼ ﺧﺮﺩ ﺷﺪﻥ ﻏﺮﻭﺭﺵ ﺭﺍ
ﻧﺸﻨﻮﯼ، ﺁﻧﮕﺎﻩ ﮐﻪ ﺧﺪﺍ ﺭﺍ ﻣﯽ ﺑﯿﻨﯽ ﻭ ﺑﻨﺪﻩ ﺧﺪﺍ ﺭﺍ ﻧﺎﺩﯾﺪﻩ ﻣﯽ
ﮔﯿﺮﯼ، ﻣﯽ ﺧﻮﺍﻫﻢ ﺑﺪﺍﻧﻢ، ﺩﺳﺘﺎﻧﺖ ﺭﺍ ﺑﻪ ﺳﻮﯼ ﮐﺪﺍﻡ ﺁﺳﻤﺎﻥ
ﺩﺭﺍﺯ ﻣﯽ ﮐﻨﯽ ﺗﺎ ﺑﺮﺍﯼ ﺧﻮﺷﺒﺨﺘﯽ ﺧﻮﺩﺕ ﺩﻋﺎ کنی؟

عنوان وبلاگ : دختر بدبخت
برچسب ها : خطاب به دو پلید
خطاب به دو پلید
های با شماهام
من رو مث همون موقع کنید حالیتون میشه نفهمها؟
 الاغ یه اشتباه  ه من تاوانشو چندددبرابر پس بدم؟
ازش متنفرم.ازش بیزارم.من سالم و عادی رو گرفت ناقص کرد گوساله وحشی.الان این من هستم که عذاب میکشم.تو سن 21 سالگی بدبختم.
چرا متوجه نیستین؟منو از خ  عادی که بودم خارج  .اولی یه لشتباه کرد دومی سه ساللللل زیردستش بودم نابودترم کرد.   
من همون که بودم .کارایی داشت عضوم...زشت بود ولی کارا بود. سالم بودم.مث همه.عادی بودم
الان زجر میکشم.چرا؟چون   خنگ الاغ وکاری کرد که نباید
  زود باشین.تند باشین
بس نیست ؟الان سالهاسسست دارم زجر میکشم.سالهاست دارم اشک میریزم از زجر.
من رو.مث اول کنید.
به درک که عمرم رفت.به درک که دم کنکور فهمیدم چه بلایی سرم اومده و نابود شدم.به درک که همه دوستامو ترک  .به درک که کلی اسیب دیدم
از نو شروع میکنم.
بسه.تو رو به   زملنتون بسه.ایششششش به من.
ننگ به  .مرگ به من.مرگ بر من.مرگ بر من 
بیایید نامه بدین به اوباما یا هر   دیگه ای..مارک زاکربرگ یا هر کی دیگه.بگین یکی مث من گناهش چی بود؟که زجر بکشم؟تنها و.گوشه گیر باشم.از درس و زندگی بیفتم.نتونم عادی باشم.جسمم نابود بشه....
چی میشد این مشکل مث ادم حل میشد؟من که قبلش واسه وضعم زجر کشیده بودم حقم نبود...حق هیچ کی نیست.
ماجراش ساده است.
من مث تو بودم.تویی که پشت سیستم نشستی.
الان مث خودمم نیستم.
خدا منو ناقص ظاهری افرید.  قناص کارایی کرد.
احمق ترین و بی سوادترین   دنیا هم اینکارو نمیکرد که این کرد.
فک کن.من عادی بودم.الان دارم عذاب میکشم.بعد از من انتظار دارن دم نزنم...
لعنتی ها.شما چی از ارزوهام میدونستید؟چی؟هان؟تو مغز من بودید؟حای من نیستید یه لحظه نمیتونید جای من باشید.
لعنتی ها

عنوان وبلاگ : دختر بدبخت
برچسب ها : های با شماهام
های با شماهام
لعنت لعنت
هی احمقها بسه خب؟بسه.بسه.بسه
من ومیخوام بی عذاب درس بخونم.نمیخوام اذیت بشم.
میخوام بشم مث دخترک راهنمایی و اوایل دبیرستان...
خواهش میکنم...تمنا میکنم
این اتفاق نباید میفتاد.  نباید اشتباه میکرد.بسه بسه بسه
چرا همش باید زجر جسمی بکشم..طاهری بکشم...گوشه گیر و افسرده باشم.تنها و دل مرده باشم
کارایی داشت لااقل.لااقل کارایی داشت
مگه من چیکار  ؟چرا باید به اشتباه   کثیف بسوزم؟الهی بمیرم زودتر...هیچکدپم نبودین تو سالهای 88 به بعد ببینید چی کشیدم...
نیستین الان ببینید چی میکشم
این چه بلایی بود   حرومخوار کثیف سرم اورد؟ اخه چرا؟من دلم نمیخواست   نابودم کنه.لااقل میذاشت عادی کارایی داشته باشه
اصا چرا خدا کمبود داد؟چرا نقص داد؟گناه من چی بود؟وراحتتتتتتت قابل اصلاح بود. 
من میخوام سالم بشم .میخوام شاد بشم مث قدیم.مث دوران راهنمایی.میخوام زجور نکشم.بشم همون که بودم
تمنا تمنا میکنم...بسه
سالها عذاب و رنج بسه.زجر بسه.خفه خون گرفتن بسه.به حقم نرسیدن بسه
شما گوساله ها تنتون سالم بود کنکپر دادین.من اونجور بودم ..سال 92 نابودی کامللل
الان خواهرم اومد چرت گفت رفت.
من جسممو.میخوام.مث اول.چرا حسرت بخورم؟چرا عذاب بکشم؟بسه.به خدا بسه.بسه بسه بسه بسه.متو.مث اول کنید.مث سال 85 کنید.منو مث اول کنید.منو مث اول کنید 
 کفتار کثیف
الان با خولهرکوچیکم حزف زدم گفت وجدان کاری نداشت
ندارن
شماها هم همین
میخواستین پزشک و..بشین واسه پولش.وجهه اجتماعیش و...
نه واسه درمان مردم.
وگرنه الان به فکر مردم بودن نه جیب خودشون 

عنوان وبلاگ : دختر بدبخت
برچسب ها : لعنت لعنت
لعنت لعنت
پوست کلفت نباشید
ز بزنید.تا یه درگیری روحی پیش میاد ناله کنید.قوی نباشید.جدی میگم.
من هزاران هزار مشکل برام بود همه را تحمل می  میگفتم اشکالی نداره تنت سالمه که جسمتم سالمه .ظاهر نداری.پول نداری پدر مادر خوب و خوش اخلاق نداری خواهر خوب نداره کمبود محبت داری دوست نداری اشکال نداره ...
درستو بخن.
من ابت ی پنجم دچار افسردگی و کمبود اعتماد به نفس بودم.عقل حکم میکنه برای  ی که میگن از همه مهربانتره.که دستمو بگیره ...کمکم کنه...
نکرد ببشتر هلم داد تو لجن.
دقیقا همون سال تابستانش رفتیم پیش   و نابودی من رقم خورد.
چرا،؟هرچی فکر میکنم نمیفهمم چرا.من کم بدبختی داشتم؟چرا این عذاب همیشگی برام ایجاد شد؟خسته ام.خیلی خیلی خسته.
من با زجر زندگی میکنم.این حقم نیست.نبود.نیست
همه روزی میمیریم.بهشت و جهنم و...همش دروغه.
من مرگ میخوام الان.خدا کو؟خدا کجاست جواب بنده اش رو بده؟من خدا میخوام.یه خدای خوب.نه این خدا...خ  که بچه هارو دوست بداری نه که اذیتشون کنه.
من از بچگی یه چشمم اشک بود یه چشمم خون.من محکوم به زندگی شدم.تولدم خواسته من نبود.مرگم چی؟اونم خودم نخوام؟
باورتون میشه من پنج ساله اصلا نخندیدم؟
بیایید از فامیل بپرسید نن قبلا چی بودم.برین راهنمایی من از دانش اموزاش بپرسین من چه شاد بودم.
من مردم.له شدم
خواهرم امشب گفت بدبخت اگه منم دماغتو زمین نمیزدم تو با این گریه ها خودزنی ها صدبار نلقصش کردی...
چرا؟چرا اینهمه بلا؟این همه زجر و عذاب روحی جسمی واسه یه اشتباه احمقانه  .
چرا؟به چه جرمی؟به چه جرمی من باید از ادامه تحصیل باز بمونم؟گریه کنم شب و روز.ترس از اجتماع پیدا کنم.اجتماع گریز بشم.حال حوصله هیچ کاری نداشته باشم.چرا؟چرا؟من خدا میخوام یه خدای دست به خیر.شاد.مهربون
خ  که بگم خسته شدم نگاهی به زندگیم  ه بگه جانم دخترکم چی میخوای بنده ی من؟بگم خداجونم یادته منو؟چرا کمکم نکردی؟چرا خدا نبودی؟چرا؟بعد بگم حالا ازت میخوام منو ببری پیش خودت.خدا جانم خسته ام.اگه بهشت و جهنمی هست منو ببر اگرم نیست ببر.من تصمیمات بدی(از نظر خانواده ) برای اینده دارم.تصمیماتی که بهم تحمیل شد.بعد این اتفاق.
پس بمیرم.زندگی من به کلی بهمریخت
هیچ  نبود تو خونه ما ببینه اوضاع را
دلم گرفته ای دوست هوای گریه با من
دلم مرگ میخواد مرگ راحت و بی دردسر.بی دغدغه.
 به من جفا کرد.من حقم این نبود ادمها.من حقم این. نبود.
خسته شدم.چه   که تقدیر اینجور شد؟
من گناهم چی بود؟ممن خدا بشم هیچکی غصه نمیخوره.
بکین یه روز .نه یه ساعت جاشو با من عوض کنه

عنوان وبلاگ : دختر بدبخت
برچسب ها : پوست کلفت نباشید
پوست کلفت نباشید
امان از خوابها
قبلا ها از کابوس گله داشتم.الان از خوابهای قشنگ
تو خوابهام مث الان نیستم.همون جوری مث دختر ابت  هستم.ولی خیلی شادم.تو خوابم شاداب و اجتماعی هستم
کی فکرشو میکرد ؟من خسته ام از دنیا.هیچی نصیبم نکرد.هرچی داشتم ازم گرفتن
از دنیا بدم میاد.یکی را همه چی میده(پدر مادر خوب و عاقل،پول،زیبایی و سلامتی جسمی،فامیل درست حس  و....)
به من هیچییییییییییییییییی نداد.
همون بچه بودم هیچی نداشتم الانم همه چی ازم گرفته شد.این چه مس ه بازیی؟نفرین به افریننده بی عد  و.نادان.

عنوان وبلاگ : دختر بدبخت
برچسب ها : امان از خوابها
امان از خوابها
ماهی و گربه
شو دارم میبینم.مربوط به ماجرایی تو سال 77 هست

چقدر شخصیت مینا چندشههههههههههه

اهه.ازین دخترای جلف.جلف ها.

بعد جالبه سال ۷۷ موبایل داشت کامبیز:/ پول . مایه :)))))))) 

بادبادکهاشون چه بزرگن!

دلم گرفت.یعنی واقعا اون جوونهایی که ناپدیدشدن چی شدن؟ گرخیدم.

سال 77 من 4 سال داشتم.

حالم بده.نمیشد عزراییل جون منو میگرفت؟همون سالها بود که من مردم.و زنده شدم.

الان مردم.کی زنده میشم؟هیچوقت

عنوان وبلاگ : دختر بدبخت
برچسب ها : ماهی و گربه
ماهی و گربه
بیزارم از همه
حالم اصلا خوب نیست.از همه بیزارم.همتون لای پنبه بزرگ شدین.ازتون متنفرم.همه بدبختی های مز فو خدا سر من اورد.
لااقل به جسمم رحم میکرد.چشماش کور بود؟نذید من چقدر تلاش دارم؟چقدر سخت کوش هستم؟چقدر امید و انگیزه دارم؟چرا از اول من کمبود مادرزادی داشتم که بعدا نیاز به اصلاح پیدا کنم؟که گیر   دخ  کار بیفتم؟که کارایی که داشت ازش بگیره؟که روحم جسمم نابود بشه؟مگه من گناهم چی بود؟من نمیخوام این وضعو.من میخوام مث همون سال 84 اینا بشمم.از خدا متنفرم.همه نقص های بد به من داد .نقص هایی که لازم بود اصلاح بشه.نه بزای زیبایی بیشتر.برای عادی بودن.برای اسیب ندیدن.
مثلا من اگه عمل پلک انجام میدادم یا بدم زیباتر میشم.اما مهم نیست.اگه گونه بکارم زیباتر میشم اما مهم نیست.چون نقص نیست.یه مدل چهره هست.
اما اینکه بینیم بزرگ و با انحراف و.ش تگی بود مثل بینی محمد رضا شاه بود مدلش که با صورت لاغر و درازم نمیخوند.باید عمل میشد....حالا بماند خواهر بدجنس و.حسودم دو هفته بعدش واسه سر صداهایی که میکرد و نفرینهام زدم زمین...رفتیم پیش   الکی گفتم تو اشپزخانه سر خوردم!
دختره اومده بود مدل بینیش مثل این بازیگره   مایک بود.دختر 17 ساله.میخواست عمل کنه!!!!!!!!! خیلی هم عجله داشت.من نمیدونم چی رو میخواست عمل کنه .چی میموند؟بقیه اجزای صورتش هم زیبا 
بود.
من غمگین ترین دختر دنیام.اغراق نیست.من هرشب گریه میکنم.چند ساله.هرشب با ارزوی مرگ میخوابم
من فقط میخوام بدونم.چرااااااااااا...ایا   کور بود؟چرا به من نگاه نکردو همینجوری هردمبیلی کار کرد؟
چرا ظلم کرد به من؟چرا الان وجدانش بو گرفته؟چرا همون روز وجدان نداشت اگه قابل پیوند بود پیوند بزنه اگه نه وجدان   بسته اش رو ازاد میکرد.
من نمیدونم چقدر بی حیاست.دستهای نجسشو بذاره رو قران انجیل تورات یا قسم بخوره بگه چرا اینکارو کرد.به جان خواهرم قسم میبخشیدمش.اگه همون زمان میگفت و گردن میگرفت و در پی جبران بر می امد میبخشیدمش...
دخ  کرد.نابودم.کرد.
هیچکی جز من و خواهرام نمیدونیم عوارض بیشترش چطور بود.مغزمو بشکافین.دستگاه دروغ سنج بیارین..

عنوان وبلاگ : دختر بدبخت
برچسب ها : بیزارم از همه
بیزارم از همه
خسته ام
داشتم فکر می  اگه فقط همین یه نقص چه مادرزاد چه خطای   که بدترررر کرد نبود.
یا لااقل همون مادرزاد میبود.من یه مدت عذاب کشیده بودم از ظاهرش...
همش عذاببببب
کاش یه پیشگو بود همون نوزادیم میگفت این بچه اینده پر نقص میشه...میکشتنم.
من عادی میخواستم باشم نه زیبا نه زشت
عادی یعنی که .اجزای صورتم و جسمم نقص نداشنته باشن ولی مثلا به هم نیان....
خیلی دلم میخواست بشم همون دخترک سال 87 به قبل...شاد سرزنده پرشور و پرانرژی با امید و انگیزه
با وجود سرکوبهای خواهرم
ننهاییم
ظاهرم که اون زمان کنار نیامده بودم.
بی پولی
و....
خیلی طلمه.خیلی خیلی ظلمه
شما فکر کن
دو تا بچه داری.یکیشو با دست خودت ناقص به دنیا اوردی:| فرض کن
بعداگه واقعا دوسش داری تو طول زندگی سعی نمیکنی هواشو داشته باشی؟مواظبش باشی به خاطر کاری که زمان تولد کردی؟
پس چرا خدا دوسم نداشت؟
چرا وقتی خودش نقص های فراوان داد .  دخ گر انداخت جلو راه ما؟مامان بدبختم گفت اقا ع  بنویس بریم پیش فلانی فلانی...کاش میمردم.کاش دست و پام میش ت.کاش ونروز کوچکی سرماخورده بود نمی امد میرفتیم اون یکی   ع  مینوشت میرفتیم.دیگه دخ  نمیکرد...
اخه چرااااااا
چرا چیزاییی که همه دارن .منن نداشته باشم
ببین این که همه مث ادم داشتن و دارن.من نه.تازه واسه اصلاحش رفتیم که   کورررررر اشتباه کوربازی در اورد ناقصم کرد.
اگه نمیرفتیم لااقل کاراییش حفظ میشد.عذاب جسمی نمیکشیدم
چرا؟
من چرا اینجور شدم؟
 من نه بهشت و جهنم قبول دارم نه ا ت و....
چرا ؟من دنیامو میخوام.کوچکی منو مثل همون سال 85 کن.
من گناهم چی بود؟چی بود؟
کلی ایه حدیث هست خدا یار ستمدیدگان است! مطلومان است! و....
من تا همین ا ای سال 92 اعتقاداتم به جا بود ..بعدا ...بیخیال
امشب داشت یانگوم میداد.  یانگوم گفت به انگیزه انتقام پزشک شدم.انتقام چی؟مرگ پدر مادرش اوارگی خودش.نه نقص جسمی...نه بدبختی 
کاش متولد نمیشدم.کاش عد  اجرا بشه و من بمیرم .کاش دنیا تموم بشه
چی؟که چی؟وقتی هیچیییییییییی دیگه ندارم واسه چی بمونم؟اگه جسمم مث اول میشد میموندم.اگه عضو قطع شده و بقبه کناریهاش مثل اول میشدن میموندم.چون جسمم سالم بود.عذاب نمیکشیدم.مجبور به زجر جسمی و روحی نبودم.مجبور به گوشه گیری نبودم...
چرا خدا بد کرد با من؟این امتحان نیست
امتحان قبلی ها بود.بی پولی گذرا بود.کمبود محبت قابل کنار امدن.مشکل ظاهری بخشیش قابل حل بودن بخشیش کنار اومده بودم.
پس خدا چی میخواست؟کولی بازی در بیارم؟سر هر مشکل قبلی داد و بیداد کنم؟چه میخواست از جانم؟
شما ادم با شعور.ببینی یکی مشکلات زیاد داره اما هدف و امید داره تلاش میکنه..ببینی یه مشکل قراره جسمشو نابود کنه توانایی داشته باشی جلوشو.بگیری وای میسی نگاه میکنی؟کمکش نمیکنی؟
خدا کجا بود.دلم پره.خیلی خیلی پر
من یه مستجاب الدعوه میخوام تا وجود خدا رو باور کنم.یه سالک
.

عنوان وبلاگ : دختر بدبخت
برچسب ها : خسته ام
خسته ام
نظر یه خانم درباره ابراهیم و اسماعیل
ﻣﻦ ﺍﮔﻪ ِجای ﺧﺪﺍﺷﻮﻥ ﺑﻮﺩﻡ ، ﺑﻪ ِجای ﺍﯾﻨﮑﻪ ﺑﮕﻢ ﺣﺎﻻ ﮐﻪ ﺣﺎﺿﺮﺷﺪﯼ ﺑﭽﺘﻮ ﺑﮑﺸﯽ ﺧﯿﻠﯽ ﻋﺰﯾﺰﯼ ﻭ ﻓﻼﻥ ﻭ ﺑﯿﺴﺎﺭ،ﻣﯿﮕﻔﺘﻢ ﻣﯿﺨﻮﺍﺳﺘﻢ ﺍﻣﺘﺤﺎﻧﺖ ﮐﻨﻢ ﺗﺎ ﺑﺒﯿﻨﻢ ﺁﯾﺎ ِکار ﺑﺪ ﺭﻭ ﺩﺭ ﻫﺮ ﺷﺮﺍﯾﻄﯽ ﺭﺩ ﻣﯿﮑﻨﯽ ﯾﺎ ﻧﻪ، ﺁﯾﺎ قدرت ﺍﯾﻨﻮ ﺩﺍﺭﯼ ﮐﻪ ﺩﺭ ﻣﻔﻬﻮﻡ ﻭ ﺣﻖ ﺣﺘﯽ ﺑﺎ ﻣﻦ ﻣﻨﺎﻇﺮﻩ ﮐﻨﯽ ﯾﺎ نه؟ﻭﻟﯽ ﻣﯿﺒﯿﻨﻢ ﮐﻪ ﻧﻪ نداری!ﻭ ﺑﻌﺪ ﺍﺯ ِمقام ﭘﯿﺎﻣﺒﺮﯼ ﺧﻠﻌﺶ می
عنوان وبلاگ : دختر بدبخت
برچسب ها : نظر یه خانم درباره ابراهیم و اسماعیل
نظر یه خانم درباره ابراهیم و اسماعیل
تولد خواهرم
چندروز دیگه تولد خواهرمه..خیاطی و طراحی لباس دوست داره میخواد کنار درسش اونام جدا یا بگیره. میخوام یه چیز مرتبط براش بگیرم.یه دکوری دیثم تو یه سایت تبلیغش بود چرخ خیاطی بود که اهنگ میزد. ما گرامافونش رو داریم. این به درد نمیخوره... لوازم هم خودش داره. کلیپ و مجله و اینا هم داره...یه جعبه دیدم تو اینترنت مخصوص لوازم خیاطی.خود ادم درست کرده بود. من جعبه سازی رفته بودم وقتی شونزده سالم بود بلدم.شاید همونو درست کنم توش یه سری لوازم بذارم بهشش بدم. دلم خسته است.خیلی خیلی خسته.کاش از اول مث ادم عادی به دنیا اومده بودم.کاش اینهمه زجر نبود. یکی که احمق و روانی بود عین الینا ولی اون ازونور بوم افتاده بود میگفت خوبی این ماجرا این بود از مغزت درست استقاده کردی و اعتقاداتت عوض شد گفتم میخواستم صد سال سیاهعوص نشه.به چه دردم خورد؟همه ما میمیریم تمام... چه فرقی داشت اگه بی خدا باشم یا باخدا؟ .... من سالهاست گوشواره نمیذاشتم. کلا بعد اون قضیه ها سال 88 اینا از دختر بودن . انسان بودنم حتی بیزار شدم... گوشواره داشتم و دارم نمیذاشتم. چندروز پیش ازین میخی های قدیمی واسه خواهرم فکر کنم گذاشتم.شب خو دم دیگه گوشم بود تا ب. اولس نمیرفت تو.سوراخ گوشم بسته شده بود انگار خواهرم به زور کرد داخل... یه شبانه روز بود فقط... از صبح خیلی درد میکنه...دست زدم دیدم ورم داره خواهرم میگه ح عفونت داره! راست میگفت.یکم فشار دادم ازش یه چیز اب مانند اومد بیرون.... کلا افرینش من اشتباه بود هیچوقت از پدر و مادرم نمیگذرم...هیچوقت از کثیف نمیگذزم...از خودم که هنوز زنده ام نمیگذرم باور کنید اگه اون رذل اینکارو نمیکرد من عادی روند زندگیم پیش میرفت.هیچ سسس نبود جای من.تو خونه من. کاش کاش بمیرم. الینا هم بمیره با اون چرت و پرتاش.هر وقت ارزوی مرگ میکنم واسه خودم یاد چرندیاتش میفتم حالم از ادمها بهم میخوره.ایکاش دنیا دست من بود اونوقت هیچ رو اذیت نمی .مریضی و نقص وجود نداشت...فقیر و گرسنه نبود...ظلم و جنایت... شما بدبختها دلتون رو به بهشت خوش کردین...متاسفم...به چیزای ندیده ایمان دارید!
عنوان وبلاگ : دختر بدبخت
برچسب ها : تولد خواهرم - خواهرم ,نبود ,خیلی ,درست ,لوازم ,خیاطی
تولد خواهرم خواهرم ,نبود ,خیلی ,درست ,لوازم ,خیاطی
بچه دار شدن
چندوقت پیش گفتم همینجا برای اینکه گریه کنم برای ا ین بار تو عمرم رفتم داخل زاده یحیی.همونجا که سال 92 محرم و صفر هر شب اونجا بودم.گفتم که بعد این ماجرا هنوز مسلمان و خدادوست بودم! بعد... خلاصه.اونجا خانومه شروع کرد درددل ... میگفت ما خیلی برادر خواهر بودیم :| تعداد نگفت...همش پدر مادرش رو نفرین میککرد که واسه هوس بچه زیاد اوردن و مواظب و مسیول نبودن.اینجا گریه ام بیشتر شد ..من سرم پایین بود اون حرف میزد... خلاصه .گفت به یه سنی رسیدم مادر پدرم گفتن با اولین خاستگار ازدواج کن وگرنه از خونه. بیرونت میکنیم. بعد میگفت ازدواج ..میگفت بی پولللل بودیم .خیلی شدید.مواردی هم تعریف کرد که جاش نیست ذکر کنم... میگفت بچه به دنیا اوردم دختر...بعد پسر.. میگفت اختلافاتی بود اوایل! میگفت این اوا این شوهر خیانت کرد.بعد برا من پاپوش درست کرد و حضانت بچه ها را گرفت! .... .اینش جالبه! میگفت شوهرم منو میزد همیشه.میگفتم بزن بزن.تو شوهرمی .تو نزنی کی بزنه؟ ..... خلاصه طلاق گرفتن. میخواست بره ازین شهر مز ف.از ساری اب شده.از این جهنم... ولی کجا؟...اونجام بدتر ازینجا.ادمهای بد زیاد شدن تو کشور..چون جای اینکه انسانیت یادمون بدن خدادوستی یادمون میدن. تو یه کشپر شرقینمیدونم کره یا زاپن کلی واحد دروس ابت انسانیت و اخلاق و..هست به نظرم ما ایرانیها خیلی بدبختیم. ... بحث اینجاست. خانوم محترم ...شما که تو زندگی مجردی خیر ندیدی چرا بچه دار شدی؟مگه نگفتی فقیر بودین؟نگفتی اختلااتی داشتین؟ هان؟ بچه شده اسباب بازی..هروقت دلشون بخواد به دلیلهای مس هههه بچه میارن. بدون وجود شرایط واقعا بچه دار شدن جرمه .ظلمه. یه کتاب دارم میخونم قحطی بزرگ
عنوان وبلاگ : دختر بدبخت
برچسب ها : بچه دار شدن - میگفت ,خیلی ,خلاصه
بچه دار شدن میگفت ,خیلی ,خلاصه
کرم گل رز
اگه جایی بوته گل رز دیدید برین سمتش رو..گل یا برگ هاش نگاه کنید.
کرمهایی سبز با کله گرد زرد با چشمهای مشکل..فوق العاده بامزه هستن...
امروز سه تا گرفتم لای دستمال گذاشتم اوردم خونه.میذارم رو دستم بازی میکنم.انگشتمو میذارم وکنارش خوشو بلند میکنه میگذاره روش...
کلا موجود با مزه ای هست.
فایده خاصی نداره فقط گل رز هارو میخوره.
ولی من دوسشون دازمممم
امروز تو.کوچه یه گربه طلایی دیدم.رنگ.گارفیلد.تپل بود برخلاف گربه های لاغر خیابونی..خواستم بگیرمش ولی بزرگگگگ بود خیلی بزرگ.ترسیدم چنگ بندازه.من برم سراغ کرمها.بهشون یاددادم مسابقه میدن :) البته کج میرن...

عنوان وبلاگ : دختر بدبخت
برچسب ها : کرم گل رز
کرم گل رز
مادرم میترسه
یر شب یه دعوای مفصل باهاش و کلی اشکم رو در اورد کلی فریاد زدم گمشو بیرون... ماجراش مفصله سرم داره میترکه شاید فردا گفتم اگه زنده بودم... بعدش مادرم برگشت اتاق من نشست بعد خو د.. گفتم حالم بده.داشتم با خودم حرف میزدم این بیدار بود گفت قرص خوردی؟... رفت حالم بده.واقعا بده. از همه چی متنفرم.از همه چی بیزارم....کاش یه اتقاق یه معجزه رخ میداد...کاش مرگ من برسه... مرگ رو خیلی جذب میکنم... بخوابم بخوایم بخوابم برای همیشه.کاش امشب شب مرگ باشه همه روزی میمیریم زندگی سگی و عذاب اورم تموم بشه با مرگ ارامش بگیرم. بمیرم روحم اول میره سراغ الینا.چنان بلایی سرش میارم ارزوی مرگ کنه نیاد اینجا تز نده.ازش متنفرم متنفرمممم
عنوان وبلاگ : دختر بدبخت
برچسب ها : مادرم میترسه
مادرم میترسه
مادرم و خواهرم اینا دارن میرن تکیه پهنه کلا
پارسال من هم رفته بودم هوا بارون بود.من و خواهرم و بارون دعا کردیم... امشب مادرم گفت بیا.جوابش ندادم.بار گفت گفتم نه...اصضرار کرد. همیشه همینه.از من انتطار داره هون دخترک سابق باشم.شرایطم. رو درک نمیکنه. کاش بمیرم راحت بشم ب با هم بحث کردیم.وحشتناک.... نمیگم موضوع بحث رو.ولی میخواد به زور از خونه بیرونم کنه.الان نه خودش گفت چنوقت بعد لعنت به کوچکی...لعنت بهش من گفتم میمیرم.من بهار رو نمیبینم.میکشم خودم رو.فقط منتظر جوتبم ار کوچکی و رعیت نیا ببینم چراااااا اینکارو با من کذردند.چرا ... چه جواب ندن هم تا بهار میکشم خودم رو.لوله گاز هست.بهترین رهه...فقط باید وقت مناسب اینکارو م چون اکه دیر م نزدیک صبح مثلا..مادر پدزم میفهمن میبرنم بیمارستان.مث چندسال پیش.سال 92.... میگفتن ان مع العسر یسری! دروغ بود. من ایمان داشتم بعد اونهمهههه درس خوندن سخت به چیزی که هوشش رو.داذم میرسم من تیزهوشان بودم.با روحیه گندم درس میخوندم... اما دم کنکور فهمیدم ابنا که رعیت نیا گذاشت...بشه دیگه.... برام مفهومی نداشت یه سه سال برم پیشش بذاره ناقص بشم.تو.مخیله ام نمیگنجید ی تا این حد بدطینت باشه...واسه همین همون سال 88 تنها نتیجه گیریم این بود اینا دوباره....... مغزم کار نمیکرد که احمق بود. جنایت کدرد همشش به خاطر دخ بیجای کوچکی بود.....لعنتی.بی وجدان.ر بود مگه :((((( من برم پی بدبختیم... شما خوش باشید.کمتر مینویسم.ولی زندگی به همون روال سابقه. ظاهرا با من سر لج داره.ای پیمو انگار بلاک کرده! اینه استقلال ازادی! ازادی! ازادی! ازادی فقط یه میدونه تو ایران دارم برای خواهرم جعبه خیاطی درست میکنم.دستم زخم شد.پوستش کنده شد.... خیلی حال و هوای مرگ دارم. این نقص حق هیچ.ادمی نبود....چه برسه به یه بچه 11 ساله... من درک نمیکنم چرا با من اینکارو د؟ خسته ام مستجاب الدعوه ای میخوام که معجزه طلب کنه.که باورم بشه خدا هست.... هیچ اتفاقی نیفتاد تو زندگی که روند عادی نبوده باشه... همش بدی و ظلم.... خیلی حالم بده.جسمیییییی و روحی کاش میشد خدا دوسم داشت...
عنوان وبلاگ : دختر بدبخت
برچسب ها : مادرم و خواهرم اینا دارن میرن تکیه پهنه کلا - ازادی , ,اینکارو ,کوچکی ,خواهرم ,ازادی ازادی ,میکشم خودم ,ازادی ازادی ازادی
مادرم و خواهرم اینا دارن میرن تکیه پهنه کلا ازادی , ,اینکارو ,کوچکی ,خواهرم ,ازادی ازادی ,میکشم خودم ,ازادی ازادی ازادی
بمیرم براش
یه خانه متروکه کنار خونمونه.از تراس اتاقم تو حیاطش یکم دید دارم.البته درختهای انجیر مانع هستن. از دوشنبه شب تا الان! صدا یه بچه گربه میاد..هر دو سه ساعت صدا میکنه.حدود نیم ساعت بعد اروم.میشه..الانم صداش میاد مشخصه کوچولوست.صداش خیلی ریز و نازکه .کاش میشد بپرم تو خونش ببینم چشه.شاید زخمی شده.یا جایی گیر کرده... صدای گریه هامو.میشنوه صداش بلندتر میشه,! ت میشم ت میشه..فکر کنم جدی به کمک.نیاز داره که صدای انشان میشنوه صدا میکنه اگه فردا هم ادامه داشت سعی میکنم راهی پیدا کنم براش.الانم صداش میاد الان قطع شد میترسم بلایی سرش بیاد.در دروازه خونع قفله.تنها راه ورود اینه یه نردبون از بالای سنگکاری تراس بذارم اون سرش بره رو سقف خونه/اون تک طبقه هست) بعد چی جوری برم تو.حیاط! حدود شیش متر ارتفاعششه... اخ صداش میاد دوباره...
عنوان وبلاگ : دختر بدبخت
برچسب ها : بمیرم براش - صداش ,میاد ,میشه ,صداش میاد ,الانم صداش
بمیرم براش صداش ,میاد ,میشه ,صداش میاد ,الانم صداش
خدا بزرگ و.مهربون!!!
کاربر1:سلام ﺍﻻﻥ ﺩﺍﺷﺘﯿﻢ ﻣﯿﻮﻣﺪﯾﻢ خونه. 20 ﮐﯿﻠﻮﻣﺘﺮﯼ ﺧﻮﻧﻤﻮﻥ ﻣﻮﺗﻮﺭﻣﻮﻥ ﭘﻨﭽﺮ ﺷﺪ.ﭘﺴﺮﻡ ﺧﻮﺍﺏ ﺑﻮﺩ. ﻫﻨﻮﺯ 2ﺗﺎ ﻗﺪﻡ ﭘﯿﺎﺩ ﺭﺍﻩ ﻧﺮﻓﺘﻪ ﺑﻮﺩﯾﻢ ﮐﻪ ﯾﻪ ﻣﻮﺗﻮﺭﯼ ﺍﻣﺪ ﮔﻔﺖ ﺑﯿﺎ ﺧﺎﻧﻢ ﺑﭽﻪ ﻫﺎﺕ ﺭﻭ ﺑﺮﺳﻮﻥ ﺑﺎ ﻣﻮﺗﻮﺭ ﻣﻦ ........ ﺍصلا ﻣﻨﻮ ﺷﻮﻫﺮﻡ ﺩﻭﺗﺎﯾﯽ ﻣﻮﻧﺪﯾﺪﯾﻢ ﭼﯽ بگیم ﻣﻦ ﮐﻪ ﺭﻭﻡ ﻧﺸﺪ ﭼﯿﺰﯼ ﺑﮕﻢ ﺑﻬﺶ ﻓﻘﻂ ﺍﺭﺯﻭ ﻣﯿﮕﻢ ﻫﺮﭼﯽ ﺍﺯ ﺧﺪﺍ ﻣﯿﺨﻮﺍﺩ ﺑﻬﺶ ﺑﺪﻩ کاربر 2:ﻋﺰﯾﺰﻡ ﺑﺨﺎﻃﺮ ﺩﻝ ﻣﻬﺮﺑﻮﻥ ﺧﻮﺩﺕ ﺑﻮﺩﻩ ﺷﺎﯾﺪ ﺧﺪﺍ ﺍﻭﻥ ﻣﻮﺗﻮﺭﯼ ﺭﻭ ﺳﺮ ﺭﺍﻫﺘﻮﻥ ﮔﺬﺍﺷﺘﻪ ﺧﺪﺍ ﺑﺰﺯﺯﺯﺯﺯﺯﺭﮒ ﻭ ﻣﻬﺮﺑﻮﻥ خدا موتوری گذاشت سر راهشو؟پس خدا کوچکی رو فرمان داد دخ ه؟بعدش هم ...هزاربار گفتم خدا بزرگ! تو چی؟تو ظالمی بزرگه؟تو سنگدلی؟ مهریون! خنده داره ! کدوم یک از شماها حاضرید بلایی سر عزیزترین انتون بیارید؟ مگه من ادم خوبی نبودم؟بودم...ییاین از معلم مدیر دانش اموزای مدرسه نزهت ساری بپرسین.سال 81 تا 85 قبلش کلاس اولم رو مدرسه هدایت بودم..برین راهنمایی یپرسین از فامیل بپرسین. بپرسین من بد بودم؟بپرسین من تا بحال ی رو.مس ه ؟تهمت زدم؟انگ زدم؟دروغ گفتم؟غیبت ؟سر ی از بچه ها مدرسه مدیر ادمهای بیرون داد زدم؟پرخاش کرده بودم؟ الان یاغی شدم.دهن دریده شدم.هر ازار کلامی ه تو نت اذیتش میکنم. تو بیرونم که دیگه نمیرم با ی ارتباط ندارم . لعنت به بی چشم و رو... دخ گر کور شده بی وجدان... لعنت به من منفور خلقت
عنوان وبلاگ : دختر بدبخت
برچسب ها : خدا بزرگ و.مهربون!!! - بپرسین ,مدرسه
خدا بزرگ و.مهربون!!! بپرسین ,مدرسه
تو اتاق هستم....
ثر رو از پشت بستم.قفل ..هی از پشت دستگیره رو بالا پایین میکنن دیوونه ها..جیغ خواهرم در اومد..گفتم برو.کوچکی و بگو منو.بکشه بعد. میخوام اذیتشون کنم... اینا خواهر نیستن.من همچین اتفاقی واسه خواهرم میفتاد خودم سالم بودم میرفتم رو میکشتم حاللا مرگ که وضع منو بهبود نمیبخشه..ولی میخوام گناهشو تممیل کنه...زجرکش من.از بین رفتن زندگیم میخوام منو بکشه.یه تفنگ یا سم یا امپول هوا یا.... خواهرم جیغش هوا رفت... الان بابام اومد پشت در. ترسیدن گمونممممم...فکر مث سال 92 گاز باز . گفتم برو گمشو بابای بیغیرت و بی عرضه.... ازه گفتم.حقشه. هربابای دیگه بود اینهمه زجر رو.میدید میرفت رو.جررررر میداد
عنوان وبلاگ : دختر بدبخت
برچسب ها : تو اتاق هستم.... - ,میخوام ,گفتم ,خواهرم
تو اتاق هستم.... ,میخوام ,گفتم ,خواهرم
خدا میدونه چی رو به کی بده!
یه جا بحث دعا بود..یه نفر گفت چرا هرچی دعا میکنم نمیشه! یکی گفت خدا میدونه چی رو به کی بده به کی نده! یه جمله کلیشه ای برای ملت... .. اگه اینجوره...مثال میزنم ب یه سایتی بخش انجمنش بحث بود.طرف میگفت دختر عمو یا دختر شوهرش قیافه و اندام فوق العادهههه زیبایی داره.ماذرزاد میگفت پنج بار ازدواج دایم کرد و از هرکدوم طلاق گرفت و مهریه.. هم چندین بار .. الان تو فکر همسر موقت یا دایم. جدید بود.که این اقا زن و بچه داشت... خب الان این زنک لیاقت داشت؟جنبه و ظرفیت داشت؟ یا مثلا تو رو مه حوادث دو سه سال پیش خوندم یه پدر و مادر تو بوشهر چشمهای پسرشونو از کاسه در اوردند...این ها لیاقت داشتن؟ یا مثلا همین هایی که وجدان و شعور ندارند لیاقت داشتند پزشک بشن؟ ..... یا برع ش.. ی که فوق العاده انسان خوبی هست.چرا نباید بچه دار بشه اونوقت پدر مادر نااگاه و بی اعصاب من بشن؟ چرا یکی مث من که تو بچگی به خاطر مشکلاتش صبور و عاقل شده بود.تو رفتار با مردم...چرا همچین بلایی باید سرم میومد که عذاب بکشم؟ چرا ؟ پس چرند نگینننننن..... اگه خدا هست عادل نیست....نیست..حکیم نیست..مهربان نیست... نیسسسست هرکی با وجد همه اینها بگه خدا مصلحت دانه! مغزش معیوبه...دلش از سنگه
عنوان وبلاگ : دختر بدبخت
برچسب ها : خدا میدونه چی رو به کی بده! - لیاقت
خدا میدونه چی رو به کی بده! لیاقت
خوابم نمیبره..
متاسفمممم تو نت پخش شده اسم یا حسین روی ماه هست...زشته این حرفها.. شما سرچ کن .علی روی ماه......ببین همین ماه بوده قبلا از روش یا علی در اوردن الان یا حسین... ششما سرچ کن...moon 1880 moon 2016 تصاویر گوگل ببین فرق دارن باهم؟ نههه...زشته این افات...من به خواهر بعد من که معتقد هست بر خلاف من گفتم ماه رو بیین چی نوشته؟چیزی نگفت..بعد گفتم یا حسین نمیبینی گفت نه! اون یکی کوچیکتره گفت اره... ببینید از قبل که پیش زمینه ای نداشتن گفتن نه چیزی نمیبینیم...بعدش که گفتم یا حسین گفت اره! یعنی ذهنش ساخت.. اون علی روی ماه رو سرچ کردید.یه سایت پایخگو (pasokhgoo) تو نتایج جستجو میاد اون رو هم باز کنید.... ادم عقل داشته باشه خب ;(( اینها باعث تمس دیگران نسبت به دین میشه.حالا من که میدونم اینا افه هست..اون خارجی که نمیدونه فکر میکنه جدی جدی این اعتقاد همه مسلمانهاست... قدیم میگفتن ع !!! بابا ماه یکی هست...از سال 1880 که اولین تصویر واضح ماه ثبت شد تا الان..یکیه این شکلها واسه کوه ها و حوصچه های روش هست
عنوان وبلاگ : دختر بدبخت
برچسب ها : خوابم نمیبره.. - حسین ,گفتم
خوابم نمیبره.. حسین ,گفتم
17 میلیون نفر ..115 میلیون دلارررر!!!
این تعداد نفر تو چلنج اب و یخ شرکت د و این مقدار پول جمع شد...دادن به پژوهشگران ...اونها دارو رو کشف د.همین دو ماه پیش بودم(حدودا) اینجا گفتم فاز سوم انسانی رو طی کرده...الان گفتن تا ماه ششم سال بعد دارو عرضه میشه ..زیر پست خیلی ها گفتن سریعتر تا اون موقع خیلی ها میمیرند واقعا راست گفتن... نمیدونم داروش چجوریه.یعنی برای همه بیماران مبتلا هست یا نه عده ای که خفیف تره بیماریشون... ولی در کل درک نمیکنم چرا اینقدر دیر...وقتی دارو الان اماده هست .سازمان غذا دارو هم تایید کرده.... اینهمه پول گرفتن میخوان دقیقا سه سال بشه,!!!! کاش یه خارجی دست به کار بشه برای بیماری ام اس..و قطع نخاع هم چلنج بذاره.....باور کنید دوستان مبتلا به این بیماری ها هم خوب میشن... من خودم خوندم دارویی تو کانادا درست ولی چون ایراداتی داشت نپذیرفتن.گفتن روش تحقیق بیشتر میکنیم.برای ام اس بعد جالب اینجاست! تو سایت برترین ها یه حسود که ترسید بیمارانش از دست بده برای ویزیت هر ماه یا دوماه ...گفت اقا دارو کشف نشده خوشبین نباشین:||||||||||| تو خود سایتهای اونوری نوشته بود داروش رد شده و گفت تنها امیدی به اینده است... بدبین باشین :)))) مثلا فکر کنید داروی قطعی سرطان کشف بشه...این جاهایی که شیمی درمانی و پرتو درمانی میکنند بیکار میشن;) در زاده ها بسته میشه ;) از الان صدای عزاداری میاد... داشتم فکر می .همین مردم روز تولد حسین تو شعبان شادی میکنند روز شهادتش غصه میخورن ;/ بقیه ها همین من روز تولد ام غمگین بودم.میگفتم اگه الان زنده بود فلان ساله بود...... مگه روز تولد حسین تو ذهنتون نمیاد که چه مظلومانه شهید شد! پس قاعدتا باید اشکتوون روز تولدش دربیاد...
عنوان وبلاگ : دختر بدبخت
برچسب ها : 17 میلیون نفر ..115 میلیون دلارررر!!! - دارو ,گفتن ,الان ,تولد ,همین
17 میلیون نفر ..115 میلیون دلارررر!!! دارو ,گفتن ,الان ,تولد ,همین
زنده است!!!!!
دیروز تو حیاط پشت گل رز دیدم ..رفتم روش رو دیدم. از این کرم های سبز گوکه مله زرد دارن با چشم سیاه...خیلی بامزه هستن..ازینا دیدم...یه دستمال گرفتم کرم رو گذاشتم داخلش.گذاشتم جیب مانتوم خواستم بیارم خونه... ب یادم رفت در بیارم.موقع خواب گفتم لابد الان له شده تو دستمال و کلییی عذابب وجدان گرفتم. الان دیدم رو استین مانتوم داره بالا میره!!!!!! چجوری از تو دستمال اومد بیرون؟ چجورییییی ... بلد نیستم ع شو بذارم...اینجا همش ارور میده...اگه شد تو بخش ادامه مطلب میذارن گذاشتمش رو کاغذ همش نگاش میکنم...وجدانم اسوده شد که زنده موند اکه میمرد اینم میومد رو غمهام میدونید ..متاسفانه جهنم دروغه.بهشت دروغه.صرفا برای امیدوار ادمهاست... دروغه محضه
عنوان وبلاگ : دختر بدبخت
برچسب ها : زنده است!!!!! - دروغه ,دستمال
زنده است!!!!! دروغه ,دستمال
دعا
یه. سری خنگن..دعاهای عادی میکنن میگن وووی خدا مهربونه دعامو براورده کرد..از اتفاقت عادی زندگی به نام معجزه یاد میکنن یه سری احمق بی سواد(سواد منظور مطالعه هست نه مدرک همشون مدرک دارن ولی اطلاعات نه.) مثلا شوهرش کار پیدا میکنه...زنه باردار میشه بعد مدت ها نازایی...خوب اینا کجاش معجزه است؟.اصا دعا نمیکردید هم میشد..چقد ادم بی دین نشون بدم کار و بارشون جوره؟ لابد میگین اونا خدا هواشونو داره و فلان!!! چقدر گول میزنین خودتونو؟ اقا میگین خدا تواناست درسته؟میگین هیچ غیرممکنی برای خدا وجود نداره؟به طوری که زمان الاان حدود هزار ساله زنده است :|||||||| خببببب ..بگین یه مستجاب الدعوه که دعاهای خیرش براورده میشه دعا کنه مثلا مثلا. .یکی که چشم نداره مثل امنه بهرامی(مثاله ها!!) چشمش مجدد رسد کنه!:/ میشه؟این معجزه است...معجزه یعنی اتفاقی ق عادت.یعنی و تو زندگی عادی نشه اتفاق بیفته... ن نا ..ناشنوا..فلج..شفا میگیرن.واسه ایمان و انرژی هست نه خدا!!!! اتفاقای دنیا داره پیش میره.خودش. الان من میتونم بیام خونه رو اب کنم.اراده خدا میتونه جلومو بگیره؟تونست جلوی کوچکی رو بگیره سال 85 یه 11 ساله رو بدبخت نکنه؟........ اگه واقعا خدا قادر و تواناست چرا جلوشو نگرفت؟یعنی منو دوست نداره؟به عذاب و رنج من راضیه؟ اگه قادره باید دعای مستجاب الدعوه رو براورده کنه...زودددددددددددد میخ داغ میکنن رو بدن بجه مینویسن الله,! الله با این قدرتش کجا بود؟کجاااا بود وقتی خودسر خواست دخ کنه لعنتیییی
عنوان وبلاگ : دختر بدبخت
برچسب ها : دعا - معجزه ,مثلا ,براورده ,میکنن ,عادی ,مستجاب الدعوه
دعا معجزه ,مثلا ,براورده ,میکنن ,عادی ,مستجاب الدعوه
محرم 92
سال 92 محرمش شب ها از خونه میزدم بیرون...میرفتم زاده یحیی ساری...انقد اونجا دعا می گریه می ... گاهی مامانمم میومد همراهم.عین بدبختا شده بودم.مرده متحرک. یه شب ساعت پنج از خونه زدم بیرون شناسنامه و اینا هم برداشتم...گوشیم هم سیمک و در اوردم. رفتم زاده.بعدش ساعت 10 اینا رفتم خیابون شهبند هی کوچه پس کوچه هاشو بالا پایین ...هی رفتم و اومدم...هی اشک ریختم تو کوچه تاریک و خلوت... ساعت 11:30 شب برگشتم خونه..پدرم رو دیدم تو.کوچه منتظر بود.هیچی نگفت اومدم خونه مادرم گریه میکرد...کل هال و پذیرایی بهم ریخته بود... لعنت به کوچکی و رعیت نیا امسال دیگه مث اونموقع نیستم.میشینم تو اتاق در رو میبندم گریه میکنم.چراغو خاموش میکنم.چرا مامان بابام اذیت بشن؟دخ کوچکی مقصرش فقط و فقط خود فضولش بود ازش متنفرم.نفرینش میکنم.. همش میگم چرا واقعا؟خدا اینقد بی شعور بود؟نمیدونست اشتباه اون منو نابود میکنه؟چرا جلوشو نگرفت؟من کم مشکل داشتم؟داشتم زندگیمو خودم میساختم... لعنتی.اگه شعور داشت بعد اشتباهش موش نمیشد اعتراف میکرد..الان اینهمههههه اسیب جانبی نمیدیدم. چه وجدان خفه ای داره؟ الان ایام محرم این دین و ایمان داره؟عزاداری میکنه؟فکر میکنه قبوله وقتی من رو ناقص کرده؟ جواب اشک من و مادرم..غصه پذر و خواهرام..اینده و.جسم و روح داغونم رو چحوری اون دنیا میده؟(اگه میگین ا ت هست) من هیچ.وقت شاد نمیشم..روز به روز فکر خودکشی تو.من بیشتر میشه..مث سال 92 که دو بار همون زمان ادمیت به ج میداد...بعدش گیر رعیت نیای نابلد نمی افتادیم...لعنت بهش. مرگ من برسه. من چند ساله شب ها گریه میکنم....چند ساله عذاب میکشم...چندساله غصه میخورم.... روند زندگیم عوض شد این بحران مز ف اوجش سال 91 بود..حالم اصلا خوب نیست. یکی میگفت از رقیه بخواه حاجتتو بده.. من تابستون 300000 ذکر استغفر الله ربی و اتوب علیه از ته دلم گفتم...دعا تا ا تابستون بمیرم.نشد.دروغ بود.دروغغغغغغغ من هیچ ارزویی ندارم.جز مرگ یا نه میتونین منو برگردونین سال 85؟ قبل اشتباه کوچکی... ازش نمیگذزم.اگه خ بالا باشه واسه تک تک عذاب هایی که کشیدم و خواهم کشید مجازاتشون میکنه.تک تک اشک ها..اینده داغون خواهرم داشت غر میزد که مدرسه ال و بله و من خسته شدم. گفتم خواهر جان من همین مدرسه بودم.گفتم نیا.گفتم ازمونش شرکت نکن برنامه ریزی افتضاحه اینجا.پوستتو.میکنن.گوش ندادی گفتم من با همه افسردگی خوندم..معدلم خوب بود بی کلاس بیرون... فکر کنید اگه این اتفاق لعنتی نمی افتاد افسردگی نداشتم چی بودم...اگه دم کنکور لعنتی نمیفهمیدم فکرام اشتباه بود.مث اول نمیشم چی دم... من معجزه میخوام...یا مرگ...یا اعتراف خود کوچکی ...بس نیست ده سالللل موش شد و کارشو ادامه داد؟ اگه همون زمان خودش میگفت اشتباه و تمام جهای خطایی که کرد به عهده میگرفت احتمال 90 درصد میبخشیدمش. فرارش چه سودی داشت؟ مداحس مسجد نزدیک خونمون صداش میاد...پنجره رو باز گریه میکنم.عین بدبخدا لعنت به باعثش
عنوان وبلاگ : دختر بدبخت
برچسب ها : محرم 92 - میکنم ,گفتم ,کوچکی ,خونه ,کوچه ,اشتباه ,گریه میکنم ,همون زمان , کوچکی
محرم 92 میکنم ,گفتم ,کوچکی ,خونه ,کوچه ,اشتباه ,گریه میکنم ,همون زمان , کوچکی
خواهرم دیگه باهام حرف نمیزنه
خواهر کوچیکم..همون که بعد این فجایع هوای منو داشت..چقدرررر بهم دلداری میداد.چقدر مراقبم بود..چقدر شبها تاقتی بیدار بودم بالاسرم مینشست تا خوابم ببره..کابوس هم نبینم...کابوس میدیدم بیدار میشدم چراغ رو روشن میکرد تا به خودم بیام که خواب بوده..موقع امتحان ترم پیش و کنکور کتابامو برام میخوند..طوری که امشب با خواهرم حرف میزد میگفتادبیات سوم رو نگاه برام اشناست... امشب رفتم پیشش.کلی سوال .هی گفتم مگه نمیگی خدا هست؟مگه دوسمنداشت؟مگه توانا نبود؟و....... کلافه شد. من بعضی شبا با عروسک خواهرم حرف میزنم...انتظار جواب ندارم..گاهی میرم رو تراس با دیوار حرف میزنم... خسته ام...الان اومدم اتاق خواهرم ... کاش زودتر بمیرم....از این دنیا متنفرم. معجزه بشه امشب بمیرم.نذر حضرت رقیه اگه بمیرم هر اعضایی از جسدم قابل استفاده بود بردارن.... دیگه چیکار کنم؟ خودکشی نه...یه احمقی میگفت تو میخوای بمیریو میگی از دنیا سیری چرا میگی ودکشی نه؟چرا مامانت برات مهمه! و کلی چرت و پرت دیگه من دلیل خودکشیم فقط و فقط روحی نیست اکثر ایی که دکشی میکنن به دلیل روحیه من اگه این اتفاق لجن بار نمی افتاد با همه مشکلات زیاد قبلی میساختم...ولی ظاهرا خداجونتون حسود بود نخواست الانم مامانم خواهرام برام مهمن....اگه مرگ عادی بمیرم میگن قسمت بود و فلان اگه خودکشی کنم خودشونو مقصر میدونن اون دفعه داشتم اب نمک غلیظ درست میگردم..شهریور...خواهرم اومد از دستم گرفت گفت وقتی من هستم اینکارو نکن.تا ا عمر خودمو نمیبخشم خونه بودم نشد جلوتو. بگیرم داشتم فکر می اون دو تا میخونن؟وقتی من حلالشون ن .... روزه عزاداریشون قبوله؟ دین دارها و مذهیبا میدوننن... یه کودک 11 ساله رو ناقص کرد و من تا 14 سالگی فکر نمی چه شده...و بعد تا حدی فهمیدم...بعد تو 18 سالگی فهمیدم نابودیم همیشگس بوده.... کاش بمیرم...........
عنوان وبلاگ : دختر بدبخت
برچسب ها : خواهرم دیگه باهام حرف نمیزنه - بمیرم ,خواهرم ,امشب ,برام
خواهرم دیگه باهام حرف نمیزنه بمیرم ,خواهرم ,امشب ,برام
خبر مرگ
امروز زنگ زدن خبر مرگ اشنایی را دادن.پیر بود. یادمه سال 81 دیدمش پیر بود..الان که پیرتر ... مامانم اشکش در اومد!:| خانوم خوب و مهربانی بود.اون سال اومده بود خانه ما ...چقد خوب بود اون سال... سال 80 دو تا مرگ تو عید داشتیم.مادربزرگم و ام. سال 81 دو تا عروسی تو تابستان. الان داشتم فکر می .خبر مرگ من رو کی میده به اشناها؟بگن چی شد مرد؟بگن خودکشی که خواهرم و مامانم ایتا همش مس ه میشن...بابام باید انتقالی بگیره.نمیگیره... کاش مرگ عادی بمیرم.من واسه وضع جسمی که کوچکی مستقیم و غیر مستقیم ایوجاد کرد میخوام بمیرم.نه مشکلات با خانواده! من خانواده ام رو با همه بدی ها قلبا دوست دارم.جز خواهر بزرگم.. اونم دلیل نفرتم کوچکی و رعیت نیا عستن.اتفاقاتی که سال 88 و 91 و 92 افتاد در پی گند ااینا کاش بمیرم...به خواهر کوچیکم گفتم من نذر اگه مردم فلان کنه( میگن نذر رو نگین) اگه خدا وجود داشته باشه اینبار دعامو براورده کنه...هیچچچچچوقت که صدامو نشنید قاتل من این دو تا هستن. من الان زنده ام.زندگی نمیکنم.گند زده شد به روحم...اینده ام..جسمم.. خانواده ام اینا جنایت . تف به ذات کثیفشون. حسین بزنه کمرشون. حسین متو بکشه راحت بشم
عنوان وبلاگ : دختر بدبخت
برچسب ها : خبر مرگ - خانواده ,بمیرم ,الان , حسین
خبر مرگ خانواده ,بمیرم ,الان , حسین
خلوتگاه/مسیر مخفی
تنهام...خواهر بزرگم رفته سمت شوهرش اینا مادر و خواهرا و پدرم هم رفتن مسجد نزدیک خونه مامانم گفت دخترک تو هم بیا.یه بد دادم...گفت تو بچه بودی زنجیر میزدی برای حسین.اب میخوردی سلام بر حسین لعنت به یزید میگفتی .چی شدی؟ گفتم چه کرد حسینتون برا من؟گذاشتن دنیا برام بمونه؟ا ت میخوام چکار/ وقتی واسه خودشون دعا می .زیارت عاشورا خالصانه خوندم ...اما وقتی نیاز داشتم کمکم ن ..میشد .میشد فکر کوچکی رو منحرف کنند دخ نکنه...حواسش پرت نشه اصا ..یا بعدش... نبودن.الان بهشتم بهم بدن نمیخوام.هیچی نمیخوام.من دوسشون داشتم.اونا از من نفرت دارن.چرا باز دوسشون بدارم/ مامانم با گریه رفت. لعنت به کوچکی. لعنت به من مرگ به من. الان شبکه تماشا داره میده...بکش بکشه توش.همه مردن ا ش پدر و پسره زنده موندن(فعلا) یه جا پسره با گریه از پدرش پرسید پدر تو.چرا خدا رو دوست داری؟حتی این پایین؟یادم نیس پدره چی گفت... خواهرم گفت شاید فردا بره مراسم شیرخوارگان مصلی ساری...گفت تو هم بیا.تو نوزاد دوست داشتی..گفتم الان ببینم.خفه شون میکنم.میکشم من اومدم خوب بشم قسمت نبود.... حالم از خدا بهم میخوره.تو بحرانی ترین لحظه ممکن مراقبم نبود.تو 11 سالگی...لعنت به من.که منفورم پیش خدا
عنوان وبلاگ : دختر بدبخت
برچسب ها : خلوتگاه/مسیر مخفی - لعنت ,الان
خلوتگاه/مسیر مخفی لعنت ,الان
دارم دیوونه میشم
من به اندازه کافی مشکل و گزفتاری داشتم..یادمه دوم راهنمایی یه دوستم گفت بیام خونت درس بخونیم؟من گفتم نه :((( تنها راحت ترم..میدونید چرا؟چون. مادرم سوظن داشت.من میترسیدم.....دو سال بعدش دوست خواهر بزرگم اومد مادرم گفت این دختره از عمو زن عموت دستور میگیره!!! یه دوست دیگه داشت تلفن میزد از خودش میگفت.مامانم میگفت این از زنعموت دستور میگیره.... خواهرم با دو تاشون قطع رابطه کرد.نه پاسه حق دونستن حرف مادرم.نه..واسه اینکه مادرم به یمیشون زنگ زد گفت فلانی اینقد نیا دخترم درس داره! فکر کنید.دختر بیست ساله مادرش زنگ بزنه بگه نیا دخترم ... همش دوستهای کمی. داشتم دوران راهنمایی...دبیرستان که هیچی تقریبا.همش میگفتم عیبی نداره بعدا میرم شهر دیگه مسستقل میشم کلی دوست پیدا میکنم...من ابت بودم تا سوم با بچه بودم بذار بگم اول. ابت با دوستهای خواهرم هم شوخی می ! ...اونام منو دوست داشتن...با بیشتر بچه های کلای دوست بودم... کم کم بزرگتر شدم خج ی شدم.واسه مشکلاتم. گفتم که نمونش پنجم دبستان...تو نمایش قرار شد باشیم.به من گفتن تو نه.گفتم شما که بازی ننو ندیدی ...گفت نه قیافت نمیخوره شاه باشی(تیاتر 22 بهمن) :|||||| والا شاه هم دماغش بزرگ بود ...خوشگلترین دختر کلاس رو انتخاب ... دقیق یادم نیست..مغزم زایل شده..سوم دبستان هم دم عید مدرسه جمع شدیم یه برنامه هایی داشتیم.نشد.اونم یادمه به من یه چیزی گفتن وسط کار وسایلمو جمع برگشتم خونه....مدرسه تعطیل بود.یعنی بچه ها قرار گذاشتن نیان... من از ده سالگی به قبل داره برام کمرنگ تر میشه... من میگم خدا نیست ... اگه بود مواظبم بود.میدونست این اتفاق نابودم میکنه.مثل بقیه کنار اومدنی نیست...چرا گذاشت بیفته؟ حتما باید کارد به استخونتون برسه یکم منطقی فکر کنید؟ مقایسه کنید.عقلتونو به مار بندازید... والا من با اینهمه بلا و مصیبت از سال 92 گفتم خذا نیست باز گفتم هست باز گفتم نیست شما دیگه ازتون انتظار. نمیره..با دو تا حرف من عقلتونو به کار بندازید.. ....... امروز یه دختر دیدم شاد بود چنان چشم غره ای بهش رفتم بدبخت ترسید...دست خودم نیست.قبلا عاشققق دخترای شاد بودم.میگفتم منم یه روز مث اینا با اعتماد به نفس و شاد میشم...نشد...نذاشتن حالا بدم میاد... چون من میشد جای اون باشم. نذاشت... من خوب بودم جوابم این بلا بود...حالا میخوام مدت زیادی بد باشم.بدی کنم. فردا هم شاید برم بیرون میخوام بدم .هوار بزنم :))) جدی.اگه صحنه ای دیدم دلم خواست ممیگم عاشقالللللللللل میشد من جای تو بودم .چه فرقی بین من و.تو بود؟چرا تو اون خانواده و من این خانواده زاده شدم؟ کاش بمیرم همه از شرم راحت بشن... اگه خودکشی کنم مامانم میشه همون که بعد ام شد.خواهرام همینطور... من خواهرکوچیکام رو دوست دارم ب گریه می میگفتم شما هم میرین خوابگاه من تنها میشم.بعدش لابد عروسی میکنید... بعدش به خودم گفتم فکر کن مستقل شدی..
عنوان وبلاگ : دختر بدبخت
برچسب ها : دارم دیوونه میشم - گفتم ,دوست ,میشم ,مادرم ,میگفتم ,دختر ,دستور میگیره
دارم دیوونه میشم گفتم ,دوست ,میشم ,مادرم ,میگفتم ,دختر ,دستور میگیره
پارسال نذر کرده بودم..
من خل و.چلم...نذر کرده بودم اگه تا محرم امسال کوچکی وجدانش درد بگیره بعد ده سال بیاد به من بگه چرااااااا این بلا رو سرم اورد بره خودشو.معرفی کنه.. من روز عاشورا چندتا اب معدنی پخش کنم بین عزاداران....گفتن نذر علی اصغره.جواب میده! گفتن نذر صلوات ...14000 گفتن 124000 صلوات گفتن ختم چهل روزه یس.. کو؟:)))) وجدان گند گرفته اش خوابه من خاک بر سرم...برم بمیرم..نذر کنم بمیرم... گفتم اگه مردم عضو بدنمو اهدا کنید.نذر ..کارت اهدا گرفتم..دقیقا چند روز بعد سال 92 که فهمیدم فکرام تهش نابودی بود... فهمیدم رعیت نیا ول کرد به حال خودم چون سهل انگار بود ...قبلا اصلا تو مغزم نمیگنجید که نشه کاری کرد و ول کرد به حال خودم... یه طرحی توی مجلس تصویب شد..طرح انتقال عضو از بدن جسد..مثلا من مردم کلیه هامو بدن به دیگه که لازم داره به خواهرم گفتم. من دو بار وصیت نامه نوشتم.یک بار دقیقا یکی دو هفته بعد اینکه رعیت نیا گفت تموم شد...سال 88 یک بار همزمان با کارت اهدا... اما یکی گفت وصیت نامه طول عمرو زیاد میکننه:| تو چهارشنبه سوریی پارسال سوزوندمشون چقدر رذ تو.وجود خدا بود...میدونستتتتت این اتفاق منو نابود میکنه.هزارتا اسیب روحی جسمی دیگه میخورم بعدش...اما جلوشو نگرفت..که چی رو ثابت کنه؟قدرت داره؟ظالمه؟ از این دو تا +خدا متنفرم... من همه زندگیم نابود شد.... کی پاسخگوست؟ من داغونم...داغون.داغون این محرم دعا کنید بمیرم..اگه خدا باشه میگن حرف چهل نفر رو گوش میده...شما ها دعادکنید مرگ اسوده میخوام.تو.خواب نمیخوام مث قضیه ام پیش بیاد...من دلم نمیخواد مث اون خودخواه باشم...اون واسه اختلافات با شوهرش خودشو.کشت! چندتا بچهداش رو.بدبخت کرد مادرم و ام خواهرش بودن از نظر روحی داغون شدن که زندگی خانوادگی اونا رو هم اثر گذاشت.. و... اگه عادی میمرد انقدرر عذاب نمیکشید مامانم اگه من خودمو بکشم مامانم میمیره..میدونم.چون میره رو میکشه..من مامان دیوونمو میشناسم.یا نه خودش خودشو میکشه میگفت دخترک اگه بعد خودکشی زنده موندم واسه شما ها بوده... یعنی ممکنه بعد مرگم واسه خاطر خواهرام زنده بمونه؟ کوچکی و رعیت نیا به مغزشون خطور میکنه من هرروز گریه میکنم؟عذاب میکشم؟سرنوشتم اینده ام نابود شد؟شاگرد زذنگ کلاس بودمم الان....؟عاشق تحصیل و.حضور در اجتماع الان.....؟ چقدددددددر خدا بی رحمه صدای اذان میاد. بچه بودم میرفتم تند تند وضو میگرفتم میرفتم میخوندم پشت سر زمان باشم! الان تف و لعنت میفرستم به همهههههه ایی که روزی برا خودشون صداشون زدم بی حاجت دنیایی اما وقت نیاز کمک.ن ..وقتی که دست من و.مامانم نبود... حالم داغپن تر از این نمیشه... پیر شدم.پیر...
عنوان وبلاگ : دختر بدبخت
برچسب ها : پارسال نذر کرده بودم.. - گفتن ,داغون ,واسه ,الان , ,رعیت ,وصیت نامه ,کارت اهدا ,کرده بودم
پارسال نذر کرده بودم.. گفتن ,داغون ,واسه ,الان , ,رعیت ,وصیت نامه ,کارت اهدا ,کرده بودم
حالم از دنیاااا بهم میخوره خسته شدم دیگه
دیگه نمیتونم.بسه دیگه.چرا این اتفاق باید می افتاد و در پسش اینهمههه فشار روحی. من پدر مادرم احمق و کودن بودن.بعد همون سال نرفتن ازش شکایت کنن... اخه شما فکر کنید بزنه دخترتونو قطع عضو کنه بعدش دچار نقص بشه....ول میکنید؟ اخه بیخود کرد دخ کرد...لااقل بعدش شرف داشت اقدام لازم انجام میداد به اون روزی نیفتم که سال 88 شدم و الان بدتر... اصلا من بیخود افریده شدم..بیخود به دنیا اومدم امروز تو تراس نشسته بودم هی از مامانم همین سوالا که اینجا میگم میپرسیدم.درباره اینکه اگه خدا هست چرا.... همینها که اینجا پرسیدم.. ذهنم داغونه به سبب جسمم... ملت با -دخترشون کات میکنن ذعنشون درگیر میشه! یا دعواهای مامان باباشون.(منم داشتم ولی گوشه گیر و افسرده شدم نه که رو درسم اثر بذاره یا فکر خودکشی به سرم بزنه)و.... کلا مشکلات اینچنینی..که حل میشه... رفتم.پیج سوریلند یه ویدیو بود درباره قلی که فحاشی میکرد تو ص های مجازی..مشکلات قلی روحی بود..چیزایی که من تجربه .اما برا این مشکلم روانشناسی میخوندم.کتاب و مطلب رو مه و... لعنت به روزگار حسوددددد چشم نداشت ببینه من با مشکلات روحی و مالیو ظاهری کنار میام... کاش بمیرم امشب.. سالها قبل محرم ها میرفتیم خانه پدربزرگم...بعدش که فوت کرد همش همین دور و.ور میرن من تمامممم افکارم بعد این اشتباهشون نابود شد.. سال 92 که نابودی محض... اصلا حالم خوب نیست کاش بمیرم...تولدم اشتباه بود.اشتباه.اشتباه.اشتباه .اشتباه
عنوان وبلاگ : دختر بدبخت
برچسب ها : حالم از دنیاااا بهم میخوره خسته شدم دیگه - اشتباه ,مشکلات ,بیخود ,بعدش ,روحی ,اشتباه اشتباه ,اشتباه اشتباه اشتباه
حالم از دنیاااا بهم میخوره خسته شدم دیگه اشتباه ,مشکلات ,بیخود ,بعدش ,روحی ,اشتباه اشتباه ,اشتباه اشتباه اشتباه
کتاب -تاریخی-مذهبی
کلا انتخاب درستش سخته چون توش یه طرفه به قاضی رفتن هست... رفنم کتاب های خونه رو دیدم کت بگیرم بخونم ذهنم مشغول شه...کوفت پیدا ن .راستشو بخواین حوصلشو هم ندارم..دیگه هیچی برام جذاب نیست.میدونم افسرده ام .اما دلیلش منشا جسمی داره.نه مث شما ها ش ت عشقی.یا اوضاع داغون مملکت که بیکاری بیپولی و....به دنبال داره فکر کنم کتاب صوتی خوب باشه..ولی سرعت نت پایینه و حجم کارت اس دی گوشی کم :) من قبلا دوره راهنمایی عاشق کتاب بودم .یه کتاب 300 صفحه ای رو 11 تا 2 شب تموم می . یادمه رمان ربه کا خوندم اون زمان! که دخترای ایرانی بامداد خمار و چرت و پرتای 98ia میخوندن... بین کتابها کتابهتی دبیرستانمو دیدم..باز غمم گرفت.من به حقم نرسیدم.نه واسه تنبلی یا کمهوشی خودم ...واسه بلایی که سرم اومد.سرم اوار شد... نمیبخشم....اگه خدا هست و شاهده میدونه همه چی رو.... اگه ا تی هست..این ه فکر ا تشو نکرده؟حق الناس گردنشه..یه جا ندم تون میگفت اگه دو نفر ازتون حقی داشته باشن و نبخشن جاتون تو جهنمه..... داغونم....نمیشه معجزه بشه برگردم عقب؟ستل 85 لعنتییییی... خواهش میکنم.فقط جلوی همون اشتباه رو میگیرم ... گاهی میگم خدا اگه هست پس چرا مراقب من نبود؟اگه هست هزارتتاااا نشانه استم ازش نشان نداد... کاش زودتر بمیرم. دعا کنیدددددددددددددد بمیرم.
عنوان وبلاگ : دختر بدبخت
برچسب ها : کتاب -تاریخی-مذهبی - کتاب
کتاب -تاریخی-مذهبی کتاب
خدا تو قلب ادمهاست؟
... ببینید یه چیزی هست بهش میگن ندای درون..یه وقتی میخوای یه کاری انجام بدی ،یه حسی میگه نکن...یا میگه ... این حسه وقتی که از نظر روحی اشفته باشی خاموشه... صداشو نمیشنوی... یه سری به این میگن کمک خدا! خب..اگه خداست چرا فقط وقت ارامش روحی کمک میکنه؟ از نظر عقلی بررسی کنید ...منطقی بررسی کنید ... خیلی گیح کننده است اصل قضیه...ولی مسلما این الله نیست که کمک میکنه. یه جا. خوندم خدا گفته ما حوا رو از دنده ادم خلق ... مفسرین(ماله کش های ) مسلمان و ی و یهودی هرکدوم توضیح خودشونو دارن..یکی از یکی توهمی تر.... شما لیلیت رو سرچ کن برا اونا میاد... برای تفسیر مسلمانان هم همین ایه رو سرچ کن
عنوان وبلاگ : دختر بدبخت
برچسب ها : خدا تو قلب ادمهاست؟ - بررسی کنید
خدا تو قلب ادمهاست؟ بررسی کنید
موضوع انشا...
یادمه پنجم موضوع انشا گفت چه اختراعی دوست دارین ین..من یه انشای توپپپ نوشتم...نوشتار و جمله بندی و... تعریف از خود نباشه من استغداد نوستنم خوب بود..بود نوشتم ماشین زمان اختراع می برای برگشت به عقب ...و کلی مزیت نوشتم ا ش رو با این تموم ...امیدوارم هیچ کداممان اشتباهاتی مرتکب نشویم که نیاز به ماشین زمان رویایی باشد... معلم کلی افرین گفت بابت نگاهم! دقیقا تابستون سال بعدش من ماشین زمان لازم شدم...واسه اشتباه ..دخ .. حتی یادمه امتحان ترم هم موضوع انشا نمیدونم چی بود..ولی من نوشتم..رفتم تو پاگرد پایین/امتحان طبقه دوم بود .تو سالن/ منتظر دوستم بودم..میز معلم های مراقب. چسبیده به نرده بود اشراف کامل داشتم..معلم ما اون یکی معلم رو صدا کرد دو تایی میخوندن برگه ام رو... حتی انشای چهارم تو مدرسه اول یا دوم شدم...ع جایزه گرفتنم هنوز هیت... سر صف از این مراسم ها گرفتن ..همه نشستیم.اسمم رو صدا زدن.اصا فکر نمی انشایی که روش وقت نذاشتم برنده بشه رفتم جلو گرفتم جایزه رو دلم گرفته. خیلی دلم گرفته... حق من این نبود...من جسممو مث همون سال 85 میخوام... دلم میخواد لامپ اتاقم رو در بیارم..من کلا تو تاریکی هستم..خواهر بزرگم گاهی میاد چراغ رو روشن میکنه از تو کمد چیزی بر میداره....نور اذیتم میکنه.. دلم میخواست عادی باشم... کاش به خاطر تفکرم.از خودگذشتگیم.بهم لطف بشه امشبب بمیرم... من میگم هیچ وقت ازدواج نمیکنم بچه نمیارم ...حتی اگه معجزه بشه من مثل اول بشم... بچه اوردن جرمه...تو این کشور با این ادمها و افکار و... تو عراق افغانستان کره شمالی ور های افریقایی فلسطین هم جرمه.و خیلی کشورا دبگه تو فلسطین یه موجود بیگناه برای بقای نسل! و دفاع از کشور پدر مادرش به دنیا مباد مثل هدف حیوانات..برای بقای نسل قبیله و دفاع از قبیله حیوانی..مثل شیر شاه. اینچا هم دلایل زیادی داره قبلا گفتم..همش از رو دخواهی پدر و مادره من هم اگه میخواستم قبلا میگفتم بچه بزرگ لذت بخشه..میگفتم اشتباهات پدر مادرم رو تکرار نمیکنن اما پیچیده است...یه ادم نسل جدید پیچیده است. کاش بمیرم بمیرم من بعد اون اتفاق دیگه جسمم و روحم مث سابق نشد.
عنوان وبلاگ : دختر بدبخت
برچسب ها : موضوع انشا... - معلم ,نوشتم ,بمیرم ,زمان ,ماشین ,انشا ,موضوع انشا ,ماشین زمان ,برای بقای
موضوع انشا... معلم ,نوشتم ,بمیرم ,زمان ,ماشین ,انشا ,موضوع انشا ,ماشین زمان ,برای بقای
وقتی همه خوابن...
الان اکثر ملت خواب هستن..من و خواهر بعدی بیداریم..داره درس میخونه.مثل قدیم من...تا سه چهار صبح درس میخوندم..راهنمایی همیشه صبح بود شیفت مدرسه...تا دو مدرسه بودیم..تا بیام خونه دو و چهل دقیقه میشد.. چقدر خسته ام... از زندگی خسته شدم..نه واسه مشکلات قبلی..من به اونا عادت کرده بودم چون مسایل روحی و مالی و...بود..حتی ظاهرم با اینکه عذاب میکشیدم از نظر روحی اما کنار اومده بودم اما ایننننننننننن یکی ظالمانه است...کدوم ادم مهربانی میگه عذاب جسمی نقص جسمی حکمت و مصلحته؟یا کدوم ادم خوب و عاقلی میاد ی که دوستش داره رو با نقص جسمی امتحان میکننه؟بس کنید...اینقد از خدا تو ذهنتتون یه موجود بی عیی و نقص نسازین...یا بپذیرید ظالمه..یا وجود نداره ای کاش بمیرممممممم.بمیرم.خسته شدمممممم چند شب پیش خواب بدی دیدم که صبح سحر بیدار شدم...خواب فوت پدر و ام! تو به خانه بزرگ و قصر مانند بودیم... دلم میخواد بمیرم..من جسممو مث همون سال 85 میخوام... بی وجدان داشت اشتباه میکرد خدا کجا بود؟چرا تو ذهنش نیاورد دخ نکنه؟چراااا؟اصلا چرا دخ کرد؟ از خودم متنفرررررر شدم بعد این اتفاقا...سال 88 رعیت نیا گفت بسه... از خودم حالم بهم میخورد و میخوره حتییییی دنیا هم حالش از من بهم میخوره بابا بی انصاف حق من نیست گوشه خونع میموندم بی هیچ دوستی..تنها دور از بقیه خانواده... این به عواقب کارش فکر نکرد؟ اگه خدا هست کاش رحم کنه و.من رو بکشه.عمرم تقدیم شما...اعضای قابل پیوندم رو هم بگیرین به دیگران بدین بسه دیگه
عنوان وبلاگ : دختر بدبخت
برچسب ها : وقتی همه خوابن... - جسمی ,خسته ,خواب
وقتی همه خوابن... جسمی ,خسته ,خواب
ای بابا نیومد:(
نوچ... تموم,شد باز نیومد :( ای وای... کی میخواد بیاد؟ والا یه جا نوشته زمینه ظهور مهیا بشه ادمها خوب بشن... یه جا نوشته. اگه بیش از دو سوم مرد جهان کشته بشن! یه کتاب بزرگ داریم ه روش ع پنجره و پروانه داره..الان دم دست نیست ..میگم بعد برین بخونین ..پر از تناقض! جان من ول کنید به نشستن منجی بیاد نجاتشون بده. ملت دارن از کره زمین میرن. زمانم میره مریخ؟:) لابد با قالیچه سلیمان! ازونور ی ها هم میگن روزی عیسی بر میگرده..ولی اینجور. شور ن ماجرا رو ... .... یه جا خوندم تا چندسالللل اینده حدود نیم قرن بعد میاد روشی که من بشم مث همون دخترک 11 ساله!!!! رفتم تو توییتر دانشمند و محقق که داشت رو قضیه تحقیق میکرد... هر ا هفته یه خبر جدید از ازمایش هفته میداد... اینجا هر میشینن بببنن اقا میاد یا نه کاش جلوی گسترش نقص گرفته میشد....کاش همون زمان دخ صورت نکیگرفت :( ....همه چیزتی داشته رو ازم گرفتن من جهنم و بهشت نمیخوام.همین دنیامو میخوام.جسم سالممو میخوام. الان. اینقدر اذیتم... تعجب میکنم چرا چرا؟چرا حواسشو جمع نکرد؟بعد اشتباه فهمید.بعدش دید ع و.بابا واضح بود.چرا این کور بازی در اورد:(((((( از خودم بدم میاد...مشکلات ظاهری بس نبود؟ بسه دیگه
عنوان وبلاگ : دختر بدبخت
برچسب ها : ای بابا نیومد:( - ,میاد ,
ای بابا نیومد:( ,میاد ,
آخرین وبلاگهای به روز شده
وبلاگهای اتفاقی
اخرین جستجو ها
بازدید دانشجویان البرزی از مناطق عملیاتی جنوب کشور تصاویر انشا جانشین سازی خورشید مقاله ترجمه شده طراحی مدل برای ت الکترونیک در کشورهای در حال توسعه برگزاری اولین نشست کتابخوان شهرستانی خوشاب ب مقام نائب قهرمانی در مسابقات بدمینتون مدارس منطقه گله دار اعلام برندگان مسابقه کتابخوانی وصیت نامه اعلام ترکیب احتمالی پرسپولیس در دیدار امروز برابر شاگردان مارکت واچ قیمت جهانی طلا در ماه ژانویه به طور چشمگیری بالا رفت پاسخ به شبهه پرچم البیعة لله_نقد مطالب و آرای احمد بصری و اتباعش محتوای دوره مبانی اصول اموزش پرورش در فنی حرفه ای انشادرموردضرب المثل هرکه بامش بیش برفش بیشتر قلیچدار اوغلو مردم ترکیه به اصلاحات اردوغان رای منفی خواهند داد قالیباف سفرش را نیمه‌تمام گذاشت، باید به او نشان لیاقت داد هشدار پلیس راه به رانندگان؛ از سفرهای شبانه خودداری کنید متن عینی در مورد کوه گوشی b170 بیلدنامبر فارسی گوشی بیلدنامبر b170 گوشی huawei مستقیم سیاحت قرآن کریم موضوع نامه قرآن کریم پایان نامه ادامه مطلب پایان افتتاح رسمی گازرسانی به سیستان و بلوچستان با حضور رئیس جمهوری ماجرای پاشیدن اسپری فلفل به صورت محسن یگانه دز کنسرت شهر بم مهلت مجدد ثبت نام برای آزمون سراسری ۹۶ ثبت نام از ۱۵ اسفند ماه kim kardashian and kanye west were ‘very happy’ during super bowl weekend family reunion how to watch north carolina vs butler sweet 16 ncaa tournament live stream online ریاضی هشتم ریاضی هشتم هشتم صفحه رشد ۴۲ درصدی تولید خودرو به هر خودرویی اجازه واردات نمی دهیم فدراسیون قهرمانی مجله ورزش اندام ویدر قهرمانی برسد پرورش اندام hirad gym کد آوای انتظار ای حرمت ملجا درماندگان کریمخانی پخش آنلاین مورد لاستیک زاده خانوادگی ماشین لینک تعویض لاستیک امکانات تامین ارایه آمار متناقض از سوی مسولان مردم را دچار بی اعتمادی می کند سرویس اشتراک جدید یوتیوب برای مشاهده ویدئوها بدون تبلیغ کالیبراسیون تجهیزات ابزار دقیق آموزش کالیبراسیون تجهیزات تجهیزات ابزار آموزش کالیبراسیون ابزار دقیق اندازه ری کالیبراسیون تجهیزا طلسم رجعت معشوق برگزاری جلسه هماهن مسابقات قرانی وزارت نیرو در آبفای یزد scandal s election results were more twisted than we ever could ve imagined برگزاری کلاسهای مهارت آموزی در مرکز خاتم الانبیاء تاتان عملیات نشست و برخاست در فرودگاه ها طبق برنامه درحال انجام است انشاء درمورد یک مهمانی فامیلی ب صورت عینی نو ردازی اتاق خانه لوستر سانتی اصول اصول نو ردازی خانه اصول نو ردازی خانه داشته باشید باید حدود مدیران صفحات پرمخاطب فضای مجازی را در فضای واقعی ملاقات کنید فایل پروژه کارافرینی طرح توجیهی پرورش مرغ گوشتی به ظرفیت نگاهی به تجارت خارجی سنگ های تزئینی معدنی و قوانین موضوعی طباطبایی علامه جدید علامه طباطبایی علامه علامه طباطبایی خواسته وزارت کشور از مردم برای اجتناب از سفرهای غیرضروری مقاله اثرات ارزی و محیط زیست در word پروژه بررسی میزان افسردگی در بین دانشجویان پسر غیر بومی نسبت به لینک فرستادن دابسمش به استیج کتاب کلید حسابداری در ا ل تهران انتخابات شورای تهران برای سابق تهران فرماندار سابق بازی لینک شبیه دلفین مبارزات لینک frontier برای برای شبیه factory frontier rune factory rune factory frontier آموزش بازی نبرد مرزی طوفان گلوله اندروید نسخه مود شده پول بی نهایت اقتدار مفهوم مشروعیت چنین دانش میشود مفهوم اقتدار دانش وجود دارد تخم مرغ تانگرام پوچتینو آ ین بار ما چلسی را ش ت دادیم و این کیفیت ما را نشان می دهد مجانی بررسی فقهی آسیب‏ های قضائی ترمیم‏‏ شده در قانون مجازات ی بررسی رابطه بین سبک های حل مساله بین دانشجویان افسرده و بهنجار چالش های توسعه مدارس هوشمند در کشور همایش ارتباطات، رسانه و اقتصاد مقاومتی در ایلام برگزار شد قسمت 4 چهارم برنامه سه ستاره 17 اسفند 95 مهمان و برترین های سال آ ین وضعیت فروش بلیت‌های دیدار حساس پرسپولیس و تراکتورسازی نخستین مرکز درمانی فیزیوتراپی ورزشی سیستان و بلوچستان افتتاح شد پیروزی کلیولند با تریپل دابل جیمز ش ت سنگین پلیکانز مقابل راکتس استیکر اسم ایوب برای تلگرام معنی ضرب المثل دل ک پاک است زبان بی باک است رواج کمپین نه به چهارشنبه سوری ارائه پرونده خوانده بوده موکلین مورث مورث موکلین محضر دادگاه صورت گرفته وکلای خواهان خصوص پرونده اقدام ناگهانی دیگری از گوگل ؛ نام پیام‌رسان messenger تغییر پیدا کرد رشد 4 درصدی جابه‌جایی ریلی مسافر در دور اول سفرهای نوروزی زیارت عاشورا در هیئت فرهن مذهبی آزادگان شهرستان فریدونکنار ستاره پیشین یوونتوس وراتی بهترین بازیکن امروز و فردای ایتالیاست دستور العمل رسید موضوع تبصره 7ماده 17 قانون مالیات بر ارزش افزوده کانال بهداشت عمومی تلگرام بهداشت کانال تلگرام تلگرام بهداشت عمومی کانال تلگرام بهداشت انشا ذهنی درمورد مقایسه جنگ و صلح تداوم تظاهرات‌ در بحرین درآستانه محاکمه آیت‌الله عیسی قاسم عروسک‌های اپرا موزه‌دار شدند انجام طراحی‌های موزه تئاتر ایران مجموعه کامل آزمون هوشی ریون با پرسشنامهتفسیرنمره گذاری word جواب فصل پنجم کلاغ سپید ریاضی پنجم ش ت پروژه ایران هراسی با معرفی آثار باستانی ایران به گردشگران خارجی lauren dolgen joins viceland as head of west coast development انشا درمورد دریا که به صورت عینی باشد ترکیبات پماد رویان بوعلی کره شمالی از تحریم نمی‌ترسیم به توان حمله پیش‌گیرانه دست می‌ی م لایسنس نود 32 جدید ،کد فعالساز نود 32 برای ید لایسنس نود 32 کلیک کنید چرا وضعیت استخدامی شرکتی‌های مخابرات به‌سامان نمی‌شود؟ هشدار نسبت به لغزندگی جاده‌های کوهستانی و سیل ‌شدن رودخانه‌ها ترجمه مقاله سخت شدن بلوک های خاک رس در طول چرخه های انجماد و ذوب خانواده زند زند دینی خانواده مسجدی شاخص‌های خانواده شاخص‌های خانواده مسجدی سیاه‌جامگان1ــ2تراکتورسازی تبریز شاگردان ژنرال همچنان مدعی غایبان دیدار رئال ناپولی حضور رونالدو در هاله‌ای از ابهام بزرگداشت هفته تربیت بدنی، ع، آموزش پرورش ، ورزش دانش آموزی fun with food and art valentine s tea انصاری ژیمناستیک‌کارم و بعد از هر گلم پشتک می‌زنم طبقه سنوات ارتقاء مدرک ی دیپلم سنوات ارتقاء ی حرفه ارتقاء ی طبقه شغلی سنوات ارتقاء ی پکیج ست مردانه ادیداس مدل vinat وساعت puma استقلال رکورد دار انتقام در لیگ برتر تایید اجرای یک طرفه چرا؟؟؟؟؟؟؟ strike talks contract talks هتل حنون کربلا 6 غذایی که هرگز نخواهیم خورد survival island army prisoner fast ben 10 level jungle run you didn t even say good bye
Facebook Twitter Google Plus Digg Share This RSS
کلیه فعالیتهای وبلاگ724 تابع قوانین جمهوری اسلامی ایران میباشد. تمامی اطلاعات، خبرها و مقالات بصورت خودکار از سایت ها و وبلاگهای فارسی دریافت و با ذکر منبع نمایش داده می شوند و وبلاگ 724 هیچگونه مسئولیتی در قبال محتوای آنها ندارد. در صورت مشاهده هر نوع تخلف یا محتوای نا مناسب بر روی دکمه “درخواست حذف وبلاگ” در آن صفحه کلیک نمائید.
All rights reserved. © weblog724 2012-2017 Run in 1.776 seconds
RSS