قلم بلاگ

پست های وبلاگ قلم بلاگ از سایتهای وبلاگی با ذکر منبع به صورت خودکار بازنشر شده و در این صفحه نمایش داده شده است. در صورتیکه این اطلاعات دارای محتوای نامناسب بوده و یا دارای هر گونه تخلف میباشد بر روی گزینه ‘درخواست حذف’ کلیک نمائید

قلب سوخته


عاشقی بودم دیوانه و برای خودم عالمی در سر داشتم

عالم رویایی و دیوانگی

مثل من ی عاشق نبود ، عاشق تو و قلبت .

مثل من ی نبود که شب و روز به یاد عشقش باشد

ولحظه هایش را با چشمان خیس بگذارند.


این من بودم که اینهمه تو را از ته دل دوست داشتم

تو را بعد از خدای خویش می پرستیدم.

عاشقی بودم عاشقترین ، برای تو بهترین.

چه عاشقانه در عشقت سوختم و چیزی نگفتم .

چه بچه گانه از غم دوری و دلتنگی ات گریه می .

تو رفتی و مرا با کوله باری از عشق و دیوانگی تنها گذاشتی .

اما من عاشقت ماندم ، و اینک در آتش

غم ج ات در حال سوختنم.

شاید از این سوختن خا تری بر جا بماند که این خا تر چیزی جز

تکه های سوخته قلب عاشقم نیست .

خا تر قلب عاشقی که روزی بر باد میرود و دیگر چیزی

از آن باقی نمی ماند.

تنها خاطرات این عشق بر جا می ماند

که آن هم نیز دیگر سودی ندارد.

عاشقی بودم که به عشقم افتخار می و

او را بهترین و پاکترین عشق میدانستم.

نمی دانستم که برای تو عشق نبودم ،

تنها بازیچه ای بودم که روزی از بازی با من خسته

می شوی و مرا دور می اندازی .

تو برای من معنای واقعی یک عشق بودی ،



تو برای من عزیزترین بودی.


ای کاش اینک که از در غم ج ات

خا تر شده ام قدرم را بدانی

و افسوس بخوری که چرا مرا سوز .


عاشقی بودم دیوانه ترین ،

از همه عاشقان صادقترین.

اینک چیزی از من به جز خا تری


از این قلب سوخته به جا نمانده است.

عنوان وبلاگ : قلم بلاگ
برچسب ها : قلب سوخته - عاشقی ,سوخته ,چیزی ,اینک ,عاشقی بودم ,بودم دیوانه
قلب سوخته عاشقی ,سوخته ,چیزی ,اینک ,عاشقی بودم ,بودم دیوانه
بیزارم...

 

 بیزارم از تمام جمله هایی که با

" بیا منطقی فکر کنیم ... "

شروع می شود !

انگار که بخواهی به یک کودک

آب نبات چوبی بدهی

تا بتوانی از او عروسکی که خیلی دوست دارد 

را بگیری ...

اگر میخواهی

بعد از " دوستت دارم "

" اما " 

بیاوری

لطفا دوستت دارمت را در جیب هایت بگذار ،

تا شاید زمستان دل را گرمت کند .

اما به من نگو !

بگذار فقط اعتمادم را فقط نسبت به تو از دست بدهم ،

حداقل این کلمات بی گناه را قربانی نکن .

بگذار سال ها بعد به خودم بگویم 

او دوستم نداشت 

نه اینکه فکر کنم قانون همه ی دوست داشتن ها 

این گونه است !

به من که رحم نمی کنی

هیچ

به هم جنس های خودت ،

که بعد از تو سر راه من قرار می گیرند 

رحم کن !

رحم کن 

و این جملات احمقانه را بر زبانت نیاورده!

 

 

ساینا سلیمانی 

عنوان وبلاگ : قلم بلاگ
برچسب ها : بیزارم... - بگذار
بیزارم... بگذار
دور کن ...
؋ـڪرﺵ ﺭﺍ ﻫﻢ ﺍﺯ ﺧﻮﺩﺕ ﺩﻭﺭ ﮐﻦ !
ﺑﻪ ﻗﻮﻝِ ﻗﺪﯾﻤﯽ ﻫﺎ ﻫﻔﺘﺎﺩ ﻗﺮﺁﻥ ﺑﻪ ﻣﯿﺎﻥ
ﺍﮔﺮ ﺭﻭﺯﯼ ﺑﺮﺳﺪ
ﮐﻪ ﻣﻦ ﺯﺑﺎﻧﻢ ﻻﻝ
ﻣﯿﺎﻥِ ﺩﻟﺨﻮﺭﯼ ﻫﺎﯾﻢ ﺑﮕﻮﯾﻢ
ﺍﺻﻼ ﺭﺍﻫﺖ ﺭﺍ ﺑﮕﯿﺮ ﻭ ﺑﺮﻭ !
ﻋﺸﻖ ﺍﮔﺮ ﺑﻪ ﺍﺧﻤﯽ ﺑﻨﺪ ﺑﺎﺷﺪ
ﮐﻪ ﺍﺳﻤﺶ ﻋﺸﻖ ﻧﯿﺴﺖ
ﮐــــــــﺸﮏ ﺍﺳﺖ ،ﮐﺸﮏ
ﻧﺨﻨﺪ ... ﺧﻮﺩﻡ ﺷﻨﯿﺪﻡ ﮐﻪ ﺩﯾﺮﻭﺯ ﻣﺮﺩِ ﻫﻤﺴﺎﯾﻪ ﻣﺎﻥ
ﺑﺎ ﺩﻟﺨﻮﺭﯼ ﻣﯽ ﮔﻔﺖ
ﻫﻤﻪ ﯼ ﻗﻮﻝ ﻭ ﻗﺮﺍﺭﻫﺎﯾﻤﺎﻥ ﮐﺸﮏ ؟
ﺩﻟﻢ ﺑﺮﺍﯾﺶ ﺳﻮﺧﺖ
ﻓﻬﻤﯿﺪﻡ ﻣﺮﺩﻫﺎ ﻫﻢ ﮔﺎﻫﯽ ﭼﻪ ﺑﭽﮕﺎﻧﻪ ﻣﯽ ﺷﻮﻧﺪ
ﻭ ﮔﺎﻫﯽ ﺯﻥ ﻫﺎ ﻫﻤﻪ ﯼ ﺣﻖ ﺭﺍ ﺑﻪ ﺧﻮﺩ ﻣﯽ ﺩﻫﻨﺪ
ﺑﯽ ﺁﻧﮑﻪ ﺑﺪﺍﻧﻨﺪ ﯾﮏ ﻃﺮﻑِ ﻗﺼﻪ ﻣﺮﺩﯼ ﻧﺸﺴﺘﻪ
ﮐﻪ ﺍﻣﯿﺪﺵ ﺗﻨﻬﺎ ﺑﻪ ﻟﺒﺨﻨﺪِ ﺯﻥ ﺑﻨﺪ ﺍﺳﺖ
ﺣﺎﻻ ﻣﻦ ﺍﯾﻨﺠﺎ ﻧﺸﺴﺘﻪ ﺍﻡ ﻭ ﻣﯽ ﮔﻮﯾﻢ
ﺍﮔﺮ ﺭﻭﺯﯼ ﺍﺯ ﺳﺮِ ﻟﻮﺱ ﺑﺎﺯﯼ ﻫﺎﯼِ ﺩﺧﺘﺮﺍﻧﻪ
ﻭ ﻏﺮﻭﺭِ ﻣﺮﺩﺍﻧﻪ
ﺍﻭﻗﺎﺕِ ﺛﺎﻧﯿﻪ ﻫﺎﯾﻤﺎﻥ ﮐﻤﯽ ﺗﻠﺦ ﺷﺪ
ﺣﻮﺍﺳﺖ ﺑﺎﺷﺪ ، ﺣﻮﺍﺳﻢ ﻫﺴﺖ
ﺳﻘﻒِ ﺁﺭﺯﻭﻫﺎﯼِ ﻣﺎ ،ﻫﻤﺎﻥ ﭼﻬﺎﺭﺩﯾﻮﺍﺭﯼِ
ﺧﺎﻃﺮﻩ ﻫﺎﯼِ خوب و بد ﺍﺳﺖ....
عنوان وبلاگ : قلم بلاگ
برچسب ها : دور کن ...
دور کن ...
بلا تکلیفی...

راه دوری برای رفتن ندارم،

جای برای ماندن

و بلاتکلیفی پاهایم راه به هرجا می­برند

.تنهایی‌ام چمدانم را برمی­دارد

و دنبالم می­آید.

همین است که کفش، کشفِ پیش­پا­افتاده­ای می­شود،

چمدان، گوش سنگینی که از این حرفها پُر است

و قطاری که دور می­شود،

شاید، شاید به سرزمین دیگری برسد.

همین است که خیابان، وطنم می­شود

و هرکه سراغم می­آید - به من دست نزنید آقا!

آوارگی واگیر دارد.

یکی بیاید سیگاری میان لبهایم روشن کند؛

از خانه که بیرون می­آمدم، 

انگشتانم را جاگذاشتم،

گذاشتم مشقهای دخترم را بنویسند، وقتی از مدرسه برمی­گردد

و سراغ لانه خالی پشت پنجره می­رود

.یکی بیاید، پیش پایم را ببیند؛

از خانه که بیرون می­آمدم، چشمهایم را جا گذاشتم،

گذاشتم در انتظار پرستوی کوچکی باشند

که امسال هم از کوچ جا خواهد ماند.

یکی بیاید، بگوید اگر غیر از اینجا جای دیگری نیست،

قطاری که دور می­شود، چرا دور می­شود؟

 

لیلا کرد بچه

عنوان وبلاگ : قلم بلاگ
برچسب ها : بلا تکلیفی... - می­شود،
بلا تکلیفی... می­شود،
تاوان...
 
 
ﻭﻗﺘﯽ ﺁﺩم مقابلت " ﺁﺩﻡ " ﻧﯿﺴﺖ ....
 
ﺧﺎﻣﻮﺵ ﮐﻦ ﻓﺎﻧﻮﺱ ﻭﺍﺑﺴﺘﮕﯽ ﺍﺕ ﺭﺍ ...

ﮔﺎﻫـی ﭼﻪ ﺍﺻﺮﺍﺭ ﺑـﻴﻬﻮﺩﻩ ﺍﻳﺴﺖ ...

ﺍﺛــــﺒﺎﺕ ﺩﻭست ﺩﺍشتنمان ﺑﻪ ﺁﺩﻡ ﻫﺎ ،

ﻣﻌﺮﻓﺖ ﻫﺎی ﺑﯽ ﺟﺎﻳﻤﺎﻥ ...

ﻣﻬﺮﺑﺎنی ﻛﺮﺩﻥ ﻫﺎی ﺍﻟﻜﻴﻤﺎﻥ ...

ﺑﻬﺎ ﺩﺍﺩﻥ ﻫﺎی ﺑﻴﺶ ﺍﺯ ﺣﺪﻣﺎﻥ ...

ﺗﻼﺵ ﻫﺎی بی ﻣﻮﺭﺩ ﺑﺮﺍی ﺣﻔﻆ ﺭﺍﺑﻄﻪ ﻫﺎﻳﻤﺎﻥ !

ﻭﻗتی ﺑﺮﺍی ﺁﺩﻡ ﻫﺎی ﺍﻣﺮﻭﺯی ﺧﻮبی ﻭ ﺑﺪی ﻳﻜسان ﺍﺳﺖ !

ﺑﯿﺶ ﺍﺯ ﺣﺪ " ﺣﻮﺍ " ﺑﻮﺩﻥ ﺗﺎﻭﺍﻥ ﺳﻨﮕﯿﻨﯽ ﺩﺍﺭﺩ...
عنوان وبلاگ : قلم بلاگ
برچسب ها : تاوان...
تاوان...
وای از وقتی که ی نباشد...

 

گاهی ادای رفتن در می آوری

فقط خودت می‌دانی که

چمدانت خالیست و پایت نای رفتن

و دلت قصد کندن ندارد.

ادای رفتن در می آوری

بلکه دستی از آستین درآید

و دودستی بازویت را بچسبد.

چشمی اشک آلود زل بزند توی چشمانت

و بگوید بمان ! 

و تو چقدر به شنیدنش محتاجی ...

گاهی ادای رفتنی ها را در می آوری

بلکه به خودت ثابت کنی

ی خواهان ماندنت هست هنوزو 

وای 

وای از وقتی که نباشد ی ...

با چمدان خالی و پای بی اراده و دل جامانده

کجا میشود رفت؟ 

کجا..؟ 

 

هستی دارایی

 

عنوان وبلاگ : قلم بلاگ
برچسب ها : وای از وقتی که ی نباشد... - آوری ,رفتن ,ادای ,آوری بلکه ,ادای رفتن ,گاهی ادای
وای از وقتی که ی نباشد... آوری ,رفتن ,ادای ,آوری بلکه ,ادای رفتن ,گاهی ادای
ساده که میشوی...

ساده که می شوی همه چیز خوب می شود.

برایت فرقی نمی کند تجمل چیست، قیمت تویوتا لندکروزچند است.

مهم نیست نیاوران کجاست...

همیشه لبخند بر لب داری...

روی ج های کنار خیابان راه می روی،زیر باران دهانت را باز می کنی ...

آدم برفی که درست می کنی؛ شال گردنت را به او می بخشی.

ساده که باشی آدم های ساده را دوست داری.

ساده که می شوی فرمول نمی خواهی،

ای تو همیشه مساوی ایگرگ توست ،

ساده که می شوی ،حجم نداری، جایی نمی گیری

زود به یاد دوستان می آیی و... دیر از خاطر می روی.

ساده که می شوی کوچک می شوی...

توی دل همه جا می شوی...

عنوان وبلاگ : قلم بلاگ
برچسب ها : ساده که میشوی... - ساده
ساده که میشوی... ساده
تولد
یادت هست...به من گفته بودی روز میلادت که فرا برسد...در کنار هم بهترین روز  دنیا را رقم خواهیم زد... امروز همان روزیست که منتظرش بودیم...پس کجایی؟گمان کنم یادت رفته ایام ماهای پاییز را در تقویمت بنگری...مگر باهم دور دو آبان را یک قلب سرخ کوچک نکشیده بودیم؟!...
2.8.95

"فاطمه مهرنور"

عنوان وبلاگ : قلم بلاگ
برچسب ها : تولد
تولد
مادری که زود رفت.. اما هست
حدود دوازده شب بود که از پادگان رسیدم خونه.طبق معمول برای خودم قهوه ای درست و، چند صفحه ای هم کتاب "من پیش از تو" رو خوندم که در همان ح ه نشسته خوابم برد..
،توی ذهنم،توی خواب،مامان منصوره داشت تسبیح مینداخت..تا ماچش بیدار شد.منو که دید خندیدو بلند گفت حامد...خیلی قبراق از جاش بلند شدو خوشحالیشو جوری الهام بخشید که تمامه خستگی هام از لالوهای درهای چوبیه خونمون خارج شدن..در حالی که داشتم لباسامو عوض می اومد بغلم نشست،گوشیشم با خودش آورده بود که میگفت برات یه دختره جوون پیدا ،بیین اگه خوبه برات بگیرمش..زل زدم به ع ..گفتم چقدر آشناس..چرا اخم کرده؟سوال های مکرره من مامانو هم خسته کرده بود و هم به خنده آورده بود در صورتی که من محوه اون ع شده بودم..محو ع ی که بیست سالگی های مامان منصوره بودو میخواست بعد چند مدت دوری سر به سرم بذاره که کمی از ته دل بخندیم آخه خیلی وقت بود که آسمونو زمین و آدماش از دیدنه دندون هامون محروم بودن..دندونای زیره لبی که مدتی محروم بود از خنده..مامان منصوره کلی حرفا و خنده ها و گریه های نکرده باهات دارم..با تویی که دگر نیسیو منم در نبودت در عذابم..امروز بعد از مدت ها به خوابم اومدیو خوشحالم کردی..الان که از خواب بیدار شدم دارم روی مبل تورو با بابا میبینم..چقد گُل گفتنتون لذت بخشه..کاش توی قالبه دو نفرتون منم جا داشتم..پیش شما دوتا جا میگرفتمو سه تا چایی میرختم که گوارای وجودتون بشه و منم از خوشحالیتون سره ذوق بیام..بعد تو میگفتی چه خبر دیگه سر حالی؟
تو میگفتی برو تو حیاط بهار نارنجارو جمع کن قربونت برم..آفتاب بهار هم الان از پنجره ی بزرگمون اومده توی خونه..
رو میز و مبل و قالی فیروزه ایمون پهن شده و هممون مست شدیم از بهار شیراز..
مامان منصوره امیدوارم همیشه لبخند بزنی واسم..لبخندت واسم حمایتو صبرو مهربانی میاره که موجب میشه دوریتو کمتر حس کنم..دلم میخواد یه روزی حداقل توی خواب اینو ببینم که با بابا محرم دست در دسته هم جنگلای خوفناکه طالقون رو با هم طی کنید تا برسید به رودی که مسیرش به سمته مهربانی سرازیر میشدو تو هم برامون ریحون میچیدی..مامان منصوره هر شب منتظرم که توی خواب ببینمت..اسمتم پشته پلکه چپم خالکوبی که در هر شرایطی جولو چشام باشی...زندگیمی

عنوان وبلاگ : قلم بلاگ
برچسب ها : مادری که زود رفت.. اما هست - منصوره ,بهار ,خنده ,خواب
مادری که زود رفت.. اما هست منصوره ,بهار ,خنده ,خواب
لبیک یا حسین...

 

دوباره بغض و کمی آه ،علتش این است

حرم نرفته بمیرم، خج ش این است

سلام می دهم از بام خانه سمت حرم

ببخش نوکرتان را ،بضاعتش این است...

          
پ ن : رو به شش گوشه ترین قبله ی عالم هر شب

بردن نام حسین بن علی میچسبد

اَلسَّلامُ عَلَیْکَ یا اَبا عَبْدِاللهِ

وَعَلَی الاَْرْواحِ الَّتی حَلَّتْ بِفِنائِکَ

عَلَیْکَ مِنّی سَلامُ اللهِ اَبَداً ما. بَقیتُ وَبَقِیَ اللَّیْلُ وَالنَّهارُ

وَلا جَعَلَهُ اللهُ آخِرَ الْعَهْدِ مِنّی لِزِیارَتِکُمْ،

اَلسَّلامُ عَلَی الْحُسَیْنِ وَعَلی عَلِیِّ بْنِ الْحُسَیْنِ وَعَلی اَوْلادِ الْحُسَیْنِ وَعَلی اَصْحابِ الْحُسَیْنِ

ماس دعا...

عنوان وبلاگ : قلم بلاگ
برچسب ها : لبیک یا حسین... - الْحُسَیْنِ ,وَعَلی ,الْحُسَیْنِ وَعَلی
لبیک یا حسین... الْحُسَیْنِ ,وَعَلی ,الْحُسَیْنِ وَعَلی
بی سبب نیست که عالم همه ماتم شده است...

 

تا گلو گریه کند، بغض فراهم شده است

چشم ها بس که مطهّر شده، زمزم شده است

 نه فقط شاعر این شعر عزا پوشیده است

غزلم نیز عزادار محرّم شده است

 ظهر داغی ست، عطش ریزی روحم گویاست

از سرم، سایه ی طوبا نفسی، کم شده است

 هر که دارد هوسش، نه! عطشش، بسم الله

راه عشق است و به این قاعده م م شده است

 سوگواران شما، مرثیه خوان خویش اند

بی سبب نیست که عالم، همه ماتم شده است

"من ملک بودم و فردوس برین" - می داند -

این ملک شور که را داشت، که آدم شده است

 من نه مداحم و نه مرثیه سازم، امّا

سر فراز آن که به طوفان شما خم شده است 

 

محمدعلی بهمنی

 

 

 

عنوان وبلاگ : قلم بلاگ
برچسب ها : بی سبب نیست که عالم همه ماتم شده است...
بی سبب نیست که عالم همه ماتم شده است...
لبیک یا حسین...

 

دوباره بغض و کمی آه ،علتش این است

حرم نرفته بمیرم، خج ش این است

سلام می دهم از بام خانه سمت حرم

ببخش نوکرتان را ،بضاعتش این است...

          
پ ن : رو به شش گوشه ترین قبله ی عالم هر شب

بردن نام حسین بن علی میچسبد

اَلسَّلامُ عَلَیْکَ یا اَبا عَبْدِاللهِ

وَعَلَی الاَْرْواحِ الَّتی حَلَّتْ بِفِنائِکَ

عَلَیْکَ مِنّی سَلامُ اللهِ اَبَداً ما. بَقیتُ وَبَقِیَ اللَّیْلُ وَالنَّهارُ

وَلا جَعَلَهُ اللهُ آخِرَ الْعَهْدِ مِنّی لِزِیارَتِکُمْ،

اَلسَّلامُ عَلَی الْحُسَیْنِ وَعَلی عَلِیِّ بْنِ الْحُسَیْنِ وَعَلی اَوْلادِ الْحُسَیْنِ وَعَلی اَصْحابِ الْحُسَیْنِ

ماس دعا...

عنوان وبلاگ : قلم بلاگ
برچسب ها : لبیک یا حسین... - الْحُسَیْنِ ,وَعَلی ,الْحُسَیْنِ وَعَلی
لبیک یا حسین... الْحُسَیْنِ ,وَعَلی ,الْحُسَیْنِ وَعَلی
چشم دارم در راه...

 

خانه دل تنگِ غروبی خفه بود

مثلِ امروز که تنگ است دلم!

پدرم گفت: "چراغ"

و شب از شب پُر شد!

من به خود گفتم: "یک روز گذشت..."

مادرم آه کشید:

"زود بَر خواهد گشت..."

ابری آهسته به چشمم لغزید

و سپس خوابم بُرد...

که گمان داشت که هست این همه درد

در کمینِ دلِ آن کودکِ خُرد؟

آری آن روز چو می رفت ی

داشتم آمدنش را باور

من نمی دانستم

معنی هرگز را

تو چرا بازنگشتی دیگر؟

آه ای واژه شوم

خو نکرده ست دلم با تو هنوز

من پس از این همه سال

چشم دارم در راه

که بیایند عزیزانم... آه...

 

هوشنگ ابتهاج

عنوان وبلاگ : قلم بلاگ
برچسب ها : چشم دارم در راه...
چشم دارم در راه...
معاشقه...

 

معاشقه تنها در رخت‌خواب نیست ..

وقتی زنی آستین ِ مردی را به دقت سه تا می‌زند که تا آرنج بالا بیاید

و آنجا به بستن تکمه‌ای قرار گیرد،

وقتی مردی در خیابان زانو می‌زند تا بندهای از هم باز شده‌ی کفش ِ زن را دوباره گره بزند،

به آن نگاه ِ آمیخته از عشق و محبت و رضایت در چهره‌شان بنگر

که از آستین و کفش شروع می‌شود و پیچک‌وار بر تن ِ محبوب بالا می‌آید

و به چهره‌اش پایان می‌پذیرد – که نه، تازه عشقی آغاز می شود ...

نفست را که می‌شمارد و بی‌اختیار لبخند می‌زند، دستش را که بی‌هوا می‌آورد

و گونه‌ات را پاک می‌کند ، بازویت را که هنگام رد شدن از خیابان ناگاه می‌کشد،

و هزارها نکته از این معنی که گفتیم و نگفتیم و همین باشد ..

آن ، معاشقه است ..


حسین وی

عنوان وبلاگ : قلم بلاگ
برچسب ها : معاشقه... - معاشقه
معاشقه... معاشقه
پاییز امسال...

 

دوباره شروع می شود…
باران های تند
چتر های باز
دلشوره های خیس خورده پشت چراغ های قرمز
فال های نم کشیده
انار های سرخ
نارنگی های سبز
دوباره شروع می شود…
روزهای نصفه نیمه
بی پایان
نیمکت های خط خطی
ایستگاه های شلوغ
ترافیک های صبور
شروع دوباره ی
زندگی…
پر از بوی برگ ،بوی خاک
بوی عشق


دوستان مهربانم
جهان را عاشقانه ببینیم
عاشقـانه دوست بداریم
پاییز امسال زیباتر از همیشه
زندگیتون عاشقانه

عنوان وبلاگ : قلم بلاگ
برچسب ها : پاییز امسال...
پاییز امسال...
سکوت
گاهی باید سکوت کردو رفت ...
نه چیزی را نوشت...
و نه چیزی را بیان کرد...
گاهی باید فقط نگاه کنی...
به همه چیز هایی که روزی برایت مهم بودن...
و کلی با حوصله برایشان وقت می گذاشتی...
دیگر حوصله ی خودت را هم نداری...
گاهی باید فقط سرد شوی و بگذری...
از همه دلبستگی هایی که روزگاری برایت با ارزش ترین کار دنیا بودند...
و هنگامی که به پشت سر نگاه میکنی...
میبینی دگر آن آدم قبل نیستی...
به خودت نگاه میکنی...
جای خالی ادمی را حس میکنی... که روزگاری دوستش داشتی...
اما حالا در گذشته جا مانده...
و تو م و خودت....

"فاطمه مهرنور"

عنوان وبلاگ : قلم بلاگ
برچسب ها : سکوت - میکنی ,خودت ,گاهی ,گاهی باید ,نگاه میکنی
سکوت میکنی ,خودت ,گاهی ,گاهی باید ,نگاه میکنی
این نیز بگذرد...

«نذر کرده ام

یک روزی که خوشحال تر بودم

بیایم و بنویسم که

 

زندگی را باید با لذت خورد

که ضربه های روی سر را باید آرام بوسید

و بعد لبخند زد و دوباره با شوق راه افتاد

یک روزی که خوشحال تر بودم

می آیم و می نویسم که

این نیز بگذرد

مثل همیشه که همه چیز گذشته است و

آب از آسیاب و طبل طوفان از نوا افتاده است

یک روزی که خوشحال تر بودم

یک نقاشی از پاییز میگذارم , که یادم بیاید زمستان تنها فصل زندگی نیست

زندگی پاییز هم می شود , رنگارنگ , از همه رنگ , ب و ببر

یک روزی که خوشحال تر بودم

نذرم را ادا می کنم

تا روزهایی مثل حالا

که خستگی و ناتوانی لای دست و پایم پیچیده است

بخوانمشان

و یادم بیاید که

هیچ بهار و پاییزی بی زمستان مزه نمی دهد

و

هیچ آسیاب آرامی بی طوفان....»

 

مهدی اخون ثالث

عنوان وبلاگ : قلم بلاگ
برچسب ها : این نیز بگذرد... - روزی ,خوشحال ,زندگی ,یادم بیاید
این نیز بگذرد... روزی ,خوشحال ,زندگی ,یادم بیاید
خواب گریه ها...
باز هم امشب دلتنگش شده ام...
دلتنگ ی که بعد من عاشق ی شد...
که آن من نبودم...
دلم تنگ بودنش شد...
فکر اینکه در کنارم هست ... لبخند را مهمان لب هایم کرد... اما...
از ذهنم گذشت که بعد من...
با ی هم خواب شد... پس چطور می توانم کنار خود قبولش کنم...
تنی را که دیگری را در آغوش خود گرفته...
دستانی را که برای به آغوش کشیدن خیالش باز کرده بودم...
به دور پاهایم قفل و خودم را به آغوش کشیدم...
و من باز ش تم از مرور آن لحظه ای که یارم در آغوش دیگری آرام گرفت...
در حالی که من در تنهایی خود در آغوش بالشتم به خواب گریه ها رفتم...
و بار دیگر شبم را بدون شب بخیر او به طلوع آفتاب رساندم....

"فاطمه مهرنور"

عنوان وبلاگ : قلم بلاگ
برچسب ها : خواب گریه ها... - آغوش ,خواب ,خواب گریه
خواب گریه ها... آغوش ,خواب ,خواب گریه
ادامه ی غزلم دست پاییز است...

 

 

همیشه از تو سرودن خیال انگیز است

نثار توست غزل هام اگر چه ناچیز است

اگر چه قاعدتا در خیال تو مرده ست

جنازه ای متحرک که پشت این میز است

مرا به مرز جنون می کشد…نمی دانی

سکوت تلخ اتاقی که از تو لبریز است

همیشه چرخش ما بر مدار باطل بود

و قبل و بعد زمستان همیشه پاییز است

نمی شود که بر انداخت نسل چشمانت

اساس سلطنتی را که سلسله خیز است

……
خدا! ببر قفسم را شمال غرب غزل

بگو که کوچه ی شمسم کجای تبریز است؟

……

ادامه ی غزلم دست باد پاییز است

در این زمان که مترسک خدای جالیز است…..

عنوان وبلاگ : قلم بلاگ
برچسب ها : ادامه ی غزلم دست پاییز است... - پاییز
ادامه ی غزلم دست پاییز است... پاییز
نامه ی عاشقانه

حالا تو مانده ای ودره هایی که به پاهایت پیچیده اند،

حالا من مانده ام و بلندای تلخ قله ای که حسرتی سرد

در رگ هایم ریخت

بگذار در ابتدای همین چه باید بنویسم ها تکلیف

اعتراف هایم را با چراهای ایستاده در کنار تیرک

تاریک این روزهاروشن کنم .

منه ساده آمده از همان سمت هایی که نمی آمدی

وبعدها آمدی باآنقدر"توای پری کجایی"حنجره ام را

که سکوت هم زبانش به"مه وستاره درد من

می داند" وا شد

برمن چه گذشت و افق های حرف مکث کودکی عاشق

را برایت فاش داما تو تا هنوز به ای کاش

پرنده ای فکر می کنی که من هنوز احترام هجرتش 

را هر سال در آبان های بی آشیان پرخواهم زد

 

"اوما" ای ماه ای نجوم ازلی دو ظلعی هم که باشیم

فکر خط سومی ما را مثلث حرف خواهد کرد

عنوان وبلاگ : قلم بلاگ
برچسب ها : نامه ی عاشقانه
نامه ی عاشقانه
بزرگ شده ام
                                                            من یه دخترم ، جنس مونث اسمم ت تانیث داره اما دنیا روزی

 سه بار مردم کرده گوشمو پیچونده دلمو چزونده زمینم زده و...

اما حالا دیگه گریه نمی کنم نه واسه رد شدن تو امتحان

نه اینکه ی از روم رد شه من بزرگ شدم روزی سه دفعه

با اشکام بچگیامو آب دادم ناز و بزرگشون

دلمو چفت وبست زدم چشامو از کاسه در آوردم و خون جاشون گذاشتم

که امروز برسه گوش دنیا رو بپیچونم اشکشو در آرم و روزی 

سه باربه روش بخندم        

عنوان وبلاگ : قلم بلاگ
برچسب ها : بزرگ شده ام
بزرگ شده ام
شب رویایی...
شب بود...

نسیم خنکی می وزید...

صدای آب رودخانه کنار کوچه پس کوچه ها...

توام با آرامش شب همه وجودت را آرام میکرد...

من آهسته قدم میزدم...

و تو شانه به شانه من می آمدی...

دل تو در پی یار دگر...

دل من ش ته از یار دیرینه ام...

دستانم را در آغوش گرفتم و در سکوت به راه خود ادامه دادم...

آهنگ کلامت در وجودم پیچید...

 هنگامی که دلداری ام میدادی ...

تا شاید کمی آرام گیرد...

روح زخم خورده خسته ام از درد روزگار...

نا امید و خسته از کلام تکراری در چشمانم خیره شدی... 

چیزی نیافتی...

غافل از اینکه همه وجود من پر شده بود از حس آرامش...

حسی خالص از بی تفاوتی...

و من چقدر ممنون تو بودم...

که روح زخم خورده ام را یام بخشیدی...

گذشت روزگاری از اون لحظه ناب...

که در آغوش شب همراهی ام کردی...

و مرا به دست آرامش سپردی...

و امروز با مرور آن شب رویایی...

همه وجودم آرام می گیرد...

از ناملایمتی های روزگار...

و گاهی دلم می خواهد...

آن شب در ثانیه های دلتنگی ام تکرار شود....

اما افسوس که خاطرات دیگر باز نمی گردند...
"فاطمه مهرنور"

عنوان وبلاگ : قلم بلاگ
برچسب ها : شب رویایی... - آرام ,آرامش
شب رویایی... آرام ,آرامش
وابستگی یا دلبستگی...؟!

 

 

 چه زیبا می گوید نلسون ماندلا:

ﻭﺍﺑﺴﺘﮕﯽ ﯾﺎ ﺩﻟﺒﺴﺘﮕﯽ؟

"ﻭﺍﺑﺴﺘﮕﯽ" ﯾﻌﻨﯽ ﻣﯿﺨﻮﺍﻫﻤﺖ؛
ﭼﻮﻥ ﻣﻔﯿﺪﯼ
"ﺩﻟﺒﺴﺘﮕﯽ" ﯾﻌﻨﯽ ﻣﯿﺨﻮﺍﻫﻤﺖ؛
ﺣﺘﯽ ﺍﮔﺮ ﻣﻔﯿﺪ ﻧﺒﺎﺷﯽ

ﻣﻦ ﺑﻪ ﺧﻮﺩﮐﺎﺭ ﮔﺮﺍﻥﻗﯿﻤﺖ ﺭﻭﯼ ﻣﯿﺰﻡ ﺑﺮﺍﯼ ﺟﻠﺴﺎﺕ ﻣﻬﻢ، ﻭﺍﺑﺴﺘﻪﺍﻡ، ﺍﻣﺎ ﺑﻪ ﺟﻌﺒﻪﯼ ﺁﺑﺮﻧﮓ ﺑﯽﺧﺎﺻﯿﺘﯽ ﮐﻪ ﯾﺎﺩﮔﺎﺭ ﺩﻭﺭﺍﻥ ﮐﻮﺩﮐﯿﻢ ﺍﺳﺖ ﺩﻟﺒﺴﺘﻪ...
ﻣﻦ ﺑﻪ ﻣﯿﺰی ﮐﻪ ﻫﺮ ﺭﻭﺯ ﭘﺸﺖ ﺁﻥ ﻣﯽﻧﺸﯿﻨﻢ ﻭﺍﺑﺴﺘﻪﺍﻡ، ﺍﻣﺎ ﺑﻪ ﺁﻥ ﮔﻠﺪﺍﻥ ﮐﻮﭼﮏ ﮐﺎﮐﺘﻮﺳﯽ ﮐﻪ ﮐﻨﺎﺭ ﭘﻨﺠﺮﻩ ﮔﺬﺍﺷﺘﻪﺍﻡ، ﺩﻟﺒﺴﺘﻪ...
ﻭﺍﺑﺴﺘﮕﯽﻫﺎ ﺭﺍ ﺟﺎﻣﻌﻪ ﻭ ﻓﺮﻫﻨﮓ ﻭ ﻭﺍﻟﺪﯾﻦ ﻣﯽﺁﻣﻮﺯﻧﺪ ﻭ ﭘﺮﻭﺭﺵ ﻣﯿﺪﻫﻨﺪ، ﺍﻣﺎ ﺩﻟﺒﺴﺘﮕﯽﻫﺎ ﺍﻧﻌﮑﺎﺱ "ﺧﻮﺩ ﻭﺍقعی من" ﻫﺴﺘﻨﺪ...

به ی که دوستش داری ""دلبسته"" باش نه وابسته!!!
هرگز، منتظر" فرداى خیالى" نباش.
سهمت را از" شادى زندگى"، همین امروز بگیر.
فراموش نکن "مقصد"، همیشه جایى در "انتهاى مسیر" نیست!
"مقصد" لذت بردن از قدمهاییست، که برمى داریم!

چایت را بنوش!
نگران فردا مباش،
از گندم زار مشتی کاه میماند برای بادها

 

عنوان وبلاگ : قلم بلاگ
برچسب ها : وابستگی یا دلبستگی...؟!
وابستگی یا دلبستگی...؟!
خواستن تو جنینی ست در دست من ...

 

هربار به تو فکر می‌کنم

یکی از دکمه‌هایم شل می‌شود

انقراض آغوشم یک‌نسل به تأخیر می‌افتد

و چیزی به نبضم اضافه می‌شود

که در شعرهایم نمی‌گنجد

کافی‌ست تورا به نام بخوانم

تا ببینی لکنت، عاشقانه‌ترینِ لهجه‌هاست

و چگونه لرزش لب‌های من دنیا را به حاشیه می‌بَرد

دوستت دارم

با تمام واژه‌هایی‌که در گلویم گیرکرده‌اند

و تمام هجاهای غمگینی‌که به‌خاطر تو شعر می‌شوند

دوستت دارم با صدای بلند

دوستت دارم با صدای آهسته

دوستت دارم

و خواستن تو جنینی‌ست در من

که نه سقط می‌شود،

نه به دنیا می‌آید....

 

لیلا کردبچه

عنوان وبلاگ : قلم بلاگ
برچسب ها : خواستن تو جنینی ست در دست من ... - دوستت ,دوستت دارم
خواستن تو جنینی ست در دست من ... دوستت ,دوستت دارم
شه

هیچ شه‌ ای زشت نیست ؛
شه‌ ای که اجبار شود زشت می‌ شود

هیچ فردی زشت نیست ؛
فردی که زیبا نین د زشت می‌ شود

انسان‌ ها همه با محبت‌ اند ؛
انسانی که اراده‌ اش را تحمیل می‌ کند ، ظالم است

انسان‌ ها همه عاشقند ؛
انسانی که نیاموخته عشق بورزد ، بی‌تفاوت است

انسان‌ ها همه شادند ؛
انسانی که نیاموخته شادی را لمس کند ، افسرده و غمگین است

" از امروز زیبا ببینیم "

عنوان وبلاگ : قلم بلاگ
برچسب ها : شه - ؛انسانی
شه ؛انسانی
هیچ...

 

با رفتن هر آدمی، بخشی از کیفیت سبک زندگی ما تغییر می کند.
بسیار پیش می آید که می بینیم حتی در خلوت ترین خلوتهامان هم، ها و فکرهایمان، متاثر از "دیگری" به ظاهر فراموش شده ای است که روزگاری پیش، چند صباحی را با او سپری کرده ایم.
من کتاب می خوانم، اما ی را داشته ام که وقتی بود، شاید به خاطر همان بودنش، بیشتر و دیوانه وارتر کتاب می خواندم.
من می بینم اما ی در گوشه ای از زندگی ام بوده است که دیدن در کنارش معنا و مفهوم دیگری داشته است.

من قهوه می خورم، اما ه نی ی را تجربه کرده ام که نوشیدن قهوه با او طعم دیگری داشته است. من احتمالا باز هم "دوست" خواهم داشت، اما ی در حوالی دوست داشتنهایم بوده است که...

خودخواهانه اگر بخواهم تحلیل کنم، تلاش ما برای نگاه داشتن دیگران در کنار خودمان، در بهترین شرایط، چیزی نیست جز تلاش برای حفظ بقایای آن گونه ای از زندگی که به آن دل بسته ایم .
از بیرون که نگاهمان کنند خواهند گفت: "این که زندگی اش فرقی نکرد؛ اتفاقا برایش بهتر شد؛ سر و مر و گنده کتاب می خواند و می بیند و کوبیده می لمباند و می د.
وضع جیبش هم که توپ شده. دورش هم که شلوغتر است. پس خوشی زیر دلش زده".
اما نخواهند دانست پوست آدمیزاد کلفت تر از این حرف هاست. کنار می آید؛ با همه چیز کنار می آید. ما نمی میریم. دق نمی کنیم. حتی زندگیمان را با رفتن ی تعطیل نمی کنیم.
شاید هم موفقتر و پیروزتر، دروازه های فردا را فتح کنیم. اما لا و لوی این زیستن ها و موفقیت ها و پیروزی ها و قهوه خوردن ها و یدن ها و دوست داشتن ها، پنهان و یواشکی، یاد آن کیفیت از دست رفته می افتیم، انگشتهای پایمان گر می گیرد، قلبمان مچاله می شود، پلکمان خیس می شود، نفسمان بند می آید و در جواب دیگریِ دیگری که در برابرمان ایستاده و می پرسد: "چی شد؟"، می گوییم: "هیچی عزیزم، هیچی".

 

حمیدرضا ابک

عنوان وبلاگ : قلم بلاگ
برچسب ها : هیچ... - زندگی ,دیگری ,کنار ,کنیم ,دوست , ,دیگری داشته
هیچ... زندگی ,دیگری ,کنار ,کنیم ,دوست , ,دیگری داشته
طعم دوست داشتن...
 

 

دوست داشتنت امشب طعم انار و مالو می دهد ،

طعم سفره یلدا وسط گرمای مرداد

که همه را کلافه کرده ،

که همه را به جان هم انداخته

و تو را به جان من !

دوست داشتنت طعم یخ در بهشت می دهد امشب .

شب که نه ، دو سه پله دیگر صبح است ؛

می ترسم برف بگیرد فردا و حیرت رو مه ها شهر را بردارد !

تو که می خو ،

می ترسم خوابِ برف ببینی

و برف بگیرد و تابستان ماتش ببرد !

یا خو ببینی که درخت سبز شود بر تخت

و همسایه از صدای روییدن ریشه از خواب بپرد .

حساب و کتاب ندارد با تو

نه فصلها ،

نه هوا،

نه ماجراها .

همیشه می آیی و می روی ،

یا شاید هم نمی آیی که بخواهی بروی

و من همیشه دربدر دنبال تشبیه طعم دوست داشتنت می گردم

به چیزهایی که کلمه برایشان اختراع شده باشد قبلها ...

 

مهدیه لطیفی

عنوان وبلاگ : قلم بلاگ
برچسب ها : طعم دوست داشتن... - دوست ,داشتنت ,دوست داشتنت
طعم دوست داشتن... دوست ,داشتنت ,دوست داشتنت
به جستجوی تو...

به جستجوی توبر درگاه کوه می گریم ، در آستانه ی دریا وعلف،

به جستوجوی تو در معبد بادها می گریم، درچهار راه فصول

در چارچوب ش ته ی پنجره ای که آسمان ابرآلوده را ق کهنه می گیرد

به انتظار تصویر تو این دفترخالی تاچند تا چند ورق خواهد خورد

جریان باد را پذیرفتن وعشق را که خواهر مرگ است

وجاودانگی که رازش را با تو در میان نهاد پس به هییت گنجی درامدی 

بایسته و آزانگیز، گنجی از آن دست که تملک خاک را ودیاران را

ازین سان دلپذیر کرده است نامت سپیده دمی ست که بر پیشانی

آسمان می گذرد متبرک باد نام تو

وما همجنان دوره می کنیم شب را و روز را هنوز را

 

*احمد شاملو*

عنوان وبلاگ : قلم بلاگ
برچسب ها : به جستجوی تو...
به جستجوی تو...
بزرگ شده ام
من یه دخترم ، جنس مونث اسمم ت تانیث داره اما دنیا روزی

 سه بار مردم کرده گوشمو پیچونده دلمو چزونده زمینم زده و...

اما حالا دیگه گریه نمی کنم نه واسه رد شدن تو امتحان

نه اینکه ی از روم رد شه من بزرگ شدم روزی سه دفعه

با اشکام بچگیامو آب دادم ناز و بزرگشون

دلمو چفت وبست زدم چشامو از کاسه در آوردم و خون جاشون گذاشتم

که امروز برسه گوش دنیا رو بپیچونم اشکشو در آرم و روزی 

سه باربه روش بخندم 

عنوان وبلاگ : قلم بلاگ
برچسب ها : بزرگ شده ام
بزرگ شده ام
اخرین جستجو ها
شنیداری صدای توالی مهارت یادآوری صداها شنیداری عبارت یادآوری توالی اکمال شنیداری توالی شنیداری تمیز شنیداری حافظه توالی شنیداری the ottoman lieutenant زمان پخش بازی تراکتورسازی و سیاه جامگان دریافت نمونه پاسخنامه ازمون بسیج دانش اموزی پایه پنجم سال u062fu0631 u0645u0648u0631u062f u0641u0648u0627u06ccu062f u062fu0631u062eu062a u0648 u062fu0631u062eu062au06a9u0627u0631u06cc کودک بدخلقی ک ن کنترل رفتار بدخلق بدخلقی کودک کنترل کنید؟ تعویض پوشک برای کودک شرایط چگونه انفجار درونی خودتان البته انفجار درونی مدرسه شیروان شهرستان امنایی هزار هیات هیات امنایی مدارس هیات رحمانی فضلی اسان شمالی مدیر آموزش کتاب قصه هدیه خوبان سوال در متن سلامت روان زندگی اجتماعی آموزش طرز تهیه هات چاکلت غلیظ کافی شاپی با پودر کاکائو کتابهای که محمدحسین میثاقیان معرفی کرد طرح کرامت درباره ی تفکر نقاد حکایت رفتارنیکان از سعدی روزهادیرمیگذره ومن خسته ام زندگی بافتن یک قالی است citrix sharefile for xenmobile انشا در مورد آدم برفی دنیای آینده ی رسانه ای چه مزایا و چالش هایی خواهد داشت زندگی نامه زمان ع زبان فشرده مکالمه انگلیسی دوره زبان انگلیسی مکالمه زبان داستان ضرب المثل دل که پاک است زبان بی باک است ریمل قیمت تومان queen dark farmasi dark queen farmasi dark فارماسی farmasi ریمل فارماسی ید ریمل ریمل فارماسی farmasi کمتر هزینه خواهید محصول دارای uv400 قسمت ا diesel paign wall with border wall خدایا چقدر خیلی همین خوبه بخاطر همین خدایا شکرت حالش خوبه پایه نهم سوالات متن دس نهم تاریخ ایرانی متحد و یکپارچه بازدید مهد ک ن برتر در تاریخ 9 29 از بخش کودک کتابخانه ناس عامل ایجاد سرطان دهان و لثه با تبلیغات ارگانیک محصولاتی مضر list اطلاع‌نگاشت سفارش و تأکید می‌کنم متن آهنگ جعفر شصتم تو چشم یاره سوالات چهاردهمین مسابقات ازمایشگاهی شیمی ازمون کتبیسوم عالم بی عمل چه عاقبتی دارد موزیک ویدیو erfly از bts انشا ذهنی جانشین سازی مترسک مبلغ دیه سال 95 اعلام شد u062au0631u0627u0645u067e u0642u0627u0646u0648u0646 u0627u0633u0627u0633u06cc u0627u0645u0631u06ccu06a9u0627 u0631u0627 u0646u0642u0636 u06a9u0631u062f ع و تصاویر مراسم تشییع پیکر حسن جوهرچی 17 بهمن 95 مراسم تشییع جنازه حسن جوهرچی روش آسان جهت عضویت رایگان در 24 آبان قضیه مهدیار اون طبل شادانه رو بیار سازمان ضربانی سازمان موضوع انشا درباره ایام فاطمیه this spider super creepy سیستم همکاری در فروش مفهوم ضرب المثل دشمن دانا بلندت می کند بر زمینت می زند نادان دوست جواب مراحل بازی معجون آموزش تعمیر فندک سیگار معنی ضرب المثل تو نیکی میکن در دجله انداز که ایزد در بیابانت دهد باز چیست کانال تلگرام درمسیر ا ت به مناسبت عید سعید غدیر خم u0627u0646u0634u0627 u062fu0631 u0645u0648u0631u062f u0645u0642u0627u06ccu0633u0647 u06a9u062au0627u0628 u0628u0627 u062fu0648u0633u062a متناسب با عرض صف سریال عاشقانه چندشنبه ها به بازار میاد تاریخ حاکمیت ایرانیان بر خلیج فارس مسجد کار در خانه ریاضی ششم سال 95 فصل اول فروش دستگاه اتومات غذادهی زالو حفاظ انواع حفاظ اهنگ پشت خطت نمیمونم از مجید علیپور کنمدر بـهـار رهـایش کنمدر رهـایش کنمدر بـهـار کتاب مورد علاقه محمد حسین میثاقی که در برنامه خندوانه معرفی کرد u062fu0627u0631u0648 u0686u0627u0642 u06a9u0646u0646u062fu0647 u06afu0627u0645u0628u0648 u062cu0648u0627u0628 u0686u06ccu0633u062au0627u0646 u0622u0646 u0686u06ccu0633u062a u0631u0646u06afu0634 u0628u0646u0641u0634u0647 u0627u0633u0645u0634 u0646u0627u0645 u06ccu06a9u06cc u0627u0632 u0627u06cc u0627u06ccu0631u0627u0646u0647 u0627u06afu0647 u0 انشای ذهنی جانشین سازی درباره خ ر سرود عید غدیر معرفی کتاب اوا تزیین کیسه برنج برای عیدی عروس شعر در مورد خشونت از کجا نشات گرفته است استاندارد مهارت مسئول سفارشات پایه دهم کاردانش voice changer پست آموزشی آموزش برنامه windows movie maker نرم افزار تدوین شراره پاسخ فعالیت های کتاب تفکر سواد رسانه ای پایه دهم کانال دودانگه روستای دورتو روستای دورتو ویژه روستای طایفه دودانگه ویژه روستای دورتو u0644u06ccu0646u06a9 u06afu0631u0648u0647 u062au0644u06afu0631u0627u0645 u0645u0647u0627u0628u0627u062f u0648 u0627u0637u0631u0627u0641 صدام خیلی گرفته مثل صدای سازم میخوام دنیامو بازم کنار تو بسازم جواب کل درک مطلب های فارسی ششم همه درس ها رویت، رویت، رویتهر بسیمثل منیچشم مستانه مستانهخواهم مستانه، مستانه هریچشم نرگستمستانه مستانه، مستانه مستانهخواهم نرگستمستانه مستانه وظایف و رس های یک روابط عمومی کارآمد و مبتکر شلیک به هندوانه با گلوله های سدیم و پتاسیم پانزدهمین دوره مسابقات علمی کاربردی شاخه کاردانش انشا جانشین سازی درمورد خورشید خانوم واقای ماه سامانه ثبت دانش آموزان فارغ حصیل امین گلوله دیروز گلوله امروز روابط‌ عمومی تغییر celebrity babies of 2017 saffron burrows chelsea houska more p os مخاطبین تلگرام شماره مخاطبین تلگرام همینجوری ما بدون ما انشا درباره ی مقایسه کتاب با انسان با برگ درختان با آسمان نوشته قصه ی حماسه ی هرمز ارسال فرم امتیاز بندی سال 95 به مدارس بارم بندی درس اقتصاد پایه دهم روشن شخصیتهای قرآنی 3 رشاد خلیفه گروه تلگرام کنکور ارشد سنجش از دور سیستم اطلاعات جغرافیایی متن میثاق نامه برای چهار شنبه سوری دانش آموزان کفس ارزان معماری ایرانی کانال طرفداران سیامک عباسی مقاله درباره پرسشگری و تفکر نقادانه 4 صفحه به صورت ورد اسپری رینوکورت در بارداری
Facebook Twitter Google Plus Digg Share This RSS
کلیه فعالیتهای وبلاگ724 تابع قوانین جمهوری اسلامی ایران میباشد. تمامی اطلاعات، خبرها و مقالات بصورت خودکار از سایت ها و وبلاگهای فارسی دریافت و با ذکر منبع نمایش داده می شوند و وبلاگ 724 هیچگونه مسئولیتی در قبال محتوای آنها ندارد. در صورت مشاهده هر نوع تخلف یا محتوای نا مناسب بر روی دکمه “درخواست حذف وبلاگ” در آن صفحه کلیک نمائید.
All rights reserved. © weblog724 2012-2017 Run in 0.346 seconds
RSS