قلم بلاگ

پست های وبلاگ قلم بلاگ از سایتهای وبلاگی با ذکر منبع به صورت خودکار بازنشر شده و در این صفحه نمایش داده شده است. در صورتیکه این اطلاعات دارای محتوای نامناسب بوده و یا دارای هر گونه تخلف میباشد بر روی گزینه ‘درخواست حذف’ کلیک نمائید

قلب سوخته


عاشقی بودم دیوانه و برای خودم عالمی در سر داشتم

عالم رویایی و دیوانگی

مثل من ی عاشق نبود ، عاشق تو و قلبت .

مثل من ی نبود که شب و روز به یاد عشقش باشد

ولحظه هایش را با چشمان خیس بگذارند.


این من بودم که اینهمه تو را از ته دل دوست داشتم

تو را بعد از خدای خویش می پرستیدم.

عاشقی بودم عاشقترین ، برای تو بهترین.

چه عاشقانه در عشقت سوختم و چیزی نگفتم .

چه بچه گانه از غم دوری و دلتنگی ات گریه می .

تو رفتی و مرا با کوله باری از عشق و دیوانگی تنها گذاشتی .

اما من عاشقت ماندم ، و اینک در آتش

غم ج ات در حال سوختنم.

شاید از این سوختن خا تری بر جا بماند که این خا تر چیزی جز

تکه های سوخته قلب عاشقم نیست .

خا تر قلب عاشقی که روزی بر باد میرود و دیگر چیزی

از آن باقی نمی ماند.

تنها خاطرات این عشق بر جا می ماند

که آن هم نیز دیگر سودی ندارد.

عاشقی بودم که به عشقم افتخار می و

او را بهترین و پاکترین عشق میدانستم.

نمی دانستم که برای تو عشق نبودم ،

تنها بازیچه ای بودم که روزی از بازی با من خسته

می شوی و مرا دور می اندازی .

تو برای من معنای واقعی یک عشق بودی ،



تو برای من عزیزترین بودی.


ای کاش اینک که از در غم ج ات

خا تر شده ام قدرم را بدانی

و افسوس بخوری که چرا مرا سوز .


عاشقی بودم دیوانه ترین ،

از همه عاشقان صادقترین.

اینک چیزی از من به جز خا تری


از این قلب سوخته به جا نمانده است.

عنوان وبلاگ : قلم بلاگ
برچسب ها : قلب سوخته - عاشقی ,سوخته ,چیزی ,اینک ,عاشقی بودم ,بودم دیوانه
قلب سوخته عاشقی ,سوخته ,چیزی ,اینک ,عاشقی بودم ,بودم دیوانه
بیزارم...

 

 بیزارم از تمام جمله هایی که با

" بیا منطقی فکر کنیم ... "

شروع می شود !

انگار که بخواهی به یک کودک

آب نبات چوبی بدهی

تا بتوانی از او عروسکی که خیلی دوست دارد 

را بگیری ...

اگر میخواهی

بعد از " دوستت دارم "

" اما " 

بیاوری

لطفا دوستت دارمت را در جیب هایت بگذار ،

تا شاید زمستان دل را گرمت کند .

اما به من نگو !

بگذار فقط اعتمادم را فقط نسبت به تو از دست بدهم ،

حداقل این کلمات بی گناه را قربانی نکن .

بگذار سال ها بعد به خودم بگویم 

او دوستم نداشت 

نه اینکه فکر کنم قانون همه ی دوست داشتن ها 

این گونه است !

به من که رحم نمی کنی

هیچ

به هم جنس های خودت ،

که بعد از تو سر راه من قرار می گیرند 

رحم کن !

رحم کن 

و این جملات احمقانه را بر زبانت نیاورده!

 

 

ساینا سلیمانی 

عنوان وبلاگ : قلم بلاگ
برچسب ها : بیزارم... - بگذار
بیزارم... بگذار
دور کن ...
؋ـڪرﺵ ﺭﺍ ﻫﻢ ﺍﺯ ﺧﻮﺩﺕ ﺩﻭﺭ ﮐﻦ !
ﺑﻪ ﻗﻮﻝِ ﻗﺪﯾﻤﯽ ﻫﺎ ﻫﻔﺘﺎﺩ ﻗﺮﺁﻥ ﺑﻪ ﻣﯿﺎﻥ
ﺍﮔﺮ ﺭﻭﺯﯼ ﺑﺮﺳﺪ
ﮐﻪ ﻣﻦ ﺯﺑﺎﻧﻢ ﻻﻝ
ﻣﯿﺎﻥِ ﺩﻟﺨﻮﺭﯼ ﻫﺎﯾﻢ ﺑﮕﻮﯾﻢ
ﺍﺻﻼ ﺭﺍﻫﺖ ﺭﺍ ﺑﮕﯿﺮ ﻭ ﺑﺮﻭ !
ﻋﺸﻖ ﺍﮔﺮ ﺑﻪ ﺍﺧﻤﯽ ﺑﻨﺪ ﺑﺎﺷﺪ
ﮐﻪ ﺍﺳﻤﺶ ﻋﺸﻖ ﻧﯿﺴﺖ
ﮐــــــــﺸﮏ ﺍﺳﺖ ،ﮐﺸﮏ
ﻧﺨﻨﺪ ... ﺧﻮﺩﻡ ﺷﻨﯿﺪﻡ ﮐﻪ ﺩﯾﺮﻭﺯ ﻣﺮﺩِ ﻫﻤﺴﺎﯾﻪ ﻣﺎﻥ
ﺑﺎ ﺩﻟﺨﻮﺭﯼ ﻣﯽ ﮔﻔﺖ
ﻫﻤﻪ ﯼ ﻗﻮﻝ ﻭ ﻗﺮﺍﺭﻫﺎﯾﻤﺎﻥ ﮐﺸﮏ ؟
ﺩﻟﻢ ﺑﺮﺍﯾﺶ ﺳﻮﺧﺖ
ﻓﻬﻤﯿﺪﻡ ﻣﺮﺩﻫﺎ ﻫﻢ ﮔﺎﻫﯽ ﭼﻪ ﺑﭽﮕﺎﻧﻪ ﻣﯽ ﺷﻮﻧﺪ
ﻭ ﮔﺎﻫﯽ ﺯﻥ ﻫﺎ ﻫﻤﻪ ﯼ ﺣﻖ ﺭﺍ ﺑﻪ ﺧﻮﺩ ﻣﯽ ﺩﻫﻨﺪ
ﺑﯽ ﺁﻧﮑﻪ ﺑﺪﺍﻧﻨﺪ ﯾﮏ ﻃﺮﻑِ ﻗﺼﻪ ﻣﺮﺩﯼ ﻧﺸﺴﺘﻪ
ﮐﻪ ﺍﻣﯿﺪﺵ ﺗﻨﻬﺎ ﺑﻪ ﻟﺒﺨﻨﺪِ ﺯﻥ ﺑﻨﺪ ﺍﺳﺖ
ﺣﺎﻻ ﻣﻦ ﺍﯾﻨﺠﺎ ﻧﺸﺴﺘﻪ ﺍﻡ ﻭ ﻣﯽ ﮔﻮﯾﻢ
ﺍﮔﺮ ﺭﻭﺯﯼ ﺍﺯ ﺳﺮِ ﻟﻮﺱ ﺑﺎﺯﯼ ﻫﺎﯼِ ﺩﺧﺘﺮﺍﻧﻪ
ﻭ ﻏﺮﻭﺭِ ﻣﺮﺩﺍﻧﻪ
ﺍﻭﻗﺎﺕِ ﺛﺎﻧﯿﻪ ﻫﺎﯾﻤﺎﻥ ﮐﻤﯽ ﺗﻠﺦ ﺷﺪ
ﺣﻮﺍﺳﺖ ﺑﺎﺷﺪ ، ﺣﻮﺍﺳﻢ ﻫﺴﺖ
ﺳﻘﻒِ ﺁﺭﺯﻭﻫﺎﯼِ ﻣﺎ ،ﻫﻤﺎﻥ ﭼﻬﺎﺭﺩﯾﻮﺍﺭﯼِ
ﺧﺎﻃﺮﻩ ﻫﺎﯼِ خوب و بد ﺍﺳﺖ....
عنوان وبلاگ : قلم بلاگ
برچسب ها : دور کن ...
دور کن ...
بلا تکلیفی...

راه دوری برای رفتن ندارم،

جای برای ماندن

و بلاتکلیفی پاهایم راه به هرجا می­برند

.تنهایی‌ام چمدانم را برمی­دارد

و دنبالم می­آید.

همین است که کفش، کشفِ پیش­پا­افتاده­ای می­شود،

چمدان، گوش سنگینی که از این حرفها پُر است

و قطاری که دور می­شود،

شاید، شاید به سرزمین دیگری برسد.

همین است که خیابان، وطنم می­شود

و هرکه سراغم می­آید - به من دست نزنید آقا!

آوارگی واگیر دارد.

یکی بیاید سیگاری میان لبهایم روشن کند؛

از خانه که بیرون می­آمدم، 

انگشتانم را جاگذاشتم،

گذاشتم مشقهای دخترم را بنویسند، وقتی از مدرسه برمی­گردد

و سراغ لانه خالی پشت پنجره می­رود

.یکی بیاید، پیش پایم را ببیند؛

از خانه که بیرون می­آمدم، چشمهایم را جا گذاشتم،

گذاشتم در انتظار پرستوی کوچکی باشند

که امسال هم از کوچ جا خواهد ماند.

یکی بیاید، بگوید اگر غیر از اینجا جای دیگری نیست،

قطاری که دور می­شود، چرا دور می­شود؟

 

لیلا کرد بچه

عنوان وبلاگ : قلم بلاگ
برچسب ها : بلا تکلیفی... - می­شود،
بلا تکلیفی... می­شود،
تاوان...
 
 
ﻭﻗﺘﯽ ﺁﺩم مقابلت " ﺁﺩﻡ " ﻧﯿﺴﺖ ....
 
ﺧﺎﻣﻮﺵ ﮐﻦ ﻓﺎﻧﻮﺱ ﻭﺍﺑﺴﺘﮕﯽ ﺍﺕ ﺭﺍ ...

ﮔﺎﻫـی ﭼﻪ ﺍﺻﺮﺍﺭ ﺑـﻴﻬﻮﺩﻩ ﺍﻳﺴﺖ ...

ﺍﺛــــﺒﺎﺕ ﺩﻭست ﺩﺍشتنمان ﺑﻪ ﺁﺩﻡ ﻫﺎ ،

ﻣﻌﺮﻓﺖ ﻫﺎی ﺑﯽ ﺟﺎﻳﻤﺎﻥ ...

ﻣﻬﺮﺑﺎنی ﻛﺮﺩﻥ ﻫﺎی ﺍﻟﻜﻴﻤﺎﻥ ...

ﺑﻬﺎ ﺩﺍﺩﻥ ﻫﺎی ﺑﻴﺶ ﺍﺯ ﺣﺪﻣﺎﻥ ...

ﺗﻼﺵ ﻫﺎی بی ﻣﻮﺭﺩ ﺑﺮﺍی ﺣﻔﻆ ﺭﺍﺑﻄﻪ ﻫﺎﻳﻤﺎﻥ !

ﻭﻗتی ﺑﺮﺍی ﺁﺩﻡ ﻫﺎی ﺍﻣﺮﻭﺯی ﺧﻮبی ﻭ ﺑﺪی ﻳﻜسان ﺍﺳﺖ !

ﺑﯿﺶ ﺍﺯ ﺣﺪ " ﺣﻮﺍ " ﺑﻮﺩﻥ ﺗﺎﻭﺍﻥ ﺳﻨﮕﯿﻨﯽ ﺩﺍﺭﺩ...
عنوان وبلاگ : قلم بلاگ
برچسب ها : تاوان...
تاوان...
وای از وقتی که ی نباشد...

 

گاهی ادای رفتن در می آوری

فقط خودت می‌دانی که

چمدانت خالیست و پایت نای رفتن

و دلت قصد کندن ندارد.

ادای رفتن در می آوری

بلکه دستی از آستین درآید

و دودستی بازویت را بچسبد.

چشمی اشک آلود زل بزند توی چشمانت

و بگوید بمان ! 

و تو چقدر به شنیدنش محتاجی ...

گاهی ادای رفتنی ها را در می آوری

بلکه به خودت ثابت کنی

ی خواهان ماندنت هست هنوزو 

وای 

وای از وقتی که نباشد ی ...

با چمدان خالی و پای بی اراده و دل جامانده

کجا میشود رفت؟ 

کجا..؟ 

 

هستی دارایی

 

عنوان وبلاگ : قلم بلاگ
برچسب ها : وای از وقتی که ی نباشد... - آوری ,رفتن ,ادای ,آوری بلکه ,ادای رفتن ,گاهی ادای
وای از وقتی که ی نباشد... آوری ,رفتن ,ادای ,آوری بلکه ,ادای رفتن ,گاهی ادای
ساده که میشوی...

ساده که می شوی همه چیز خوب می شود.

برایت فرقی نمی کند تجمل چیست، قیمت تویوتا لندکروزچند است.

مهم نیست نیاوران کجاست...

همیشه لبخند بر لب داری...

روی ج های کنار خیابان راه می روی،زیر باران دهانت را باز می کنی ...

آدم برفی که درست می کنی؛ شال گردنت را به او می بخشی.

ساده که باشی آدم های ساده را دوست داری.

ساده که می شوی فرمول نمی خواهی،

ای تو همیشه مساوی ایگرگ توست ،

ساده که می شوی ،حجم نداری، جایی نمی گیری

زود به یاد دوستان می آیی و... دیر از خاطر می روی.

ساده که می شوی کوچک می شوی...

توی دل همه جا می شوی...

عنوان وبلاگ : قلم بلاگ
برچسب ها : ساده که میشوی... - ساده
ساده که میشوی... ساده
تولد
یادت هست...به من گفته بودی روز میلادت که فرا برسد...در کنار هم بهترین روز  دنیا را رقم خواهیم زد... امروز همان روزیست که منتظرش بودیم...پس کجایی؟گمان کنم یادت رفته ایام ماهای پاییز را در تقویمت بنگری...مگر باهم دور دو آبان را یک قلب سرخ کوچک نکشیده بودیم؟!...
2.8.95

"فاطمه مهرنور"

عنوان وبلاگ : قلم بلاگ
برچسب ها : تولد
تولد
مادری که زود رفت.. اما هست
حدود دوازده شب بود که از پادگان رسیدم خونه.طبق معمول برای خودم قهوه ای درست و، چند صفحه ای هم کتاب "من پیش از تو" رو خوندم که در همان ح ه نشسته خوابم برد..
،توی ذهنم،توی خواب،مامان منصوره داشت تسبیح مینداخت..تا ماچش بیدار شد.منو که دید خندیدو بلند گفت حامد...خیلی قبراق از جاش بلند شدو خوشحالیشو جوری الهام بخشید که تمامه خستگی هام از لالوهای درهای چوبیه خونمون خارج شدن..در حالی که داشتم لباسامو عوض می اومد بغلم نشست،گوشیشم با خودش آورده بود که میگفت برات یه دختره جوون پیدا ،بیین اگه خوبه برات بگیرمش..زل زدم به ع ..گفتم چقدر آشناس..چرا اخم کرده؟سوال های مکرره من مامانو هم خسته کرده بود و هم به خنده آورده بود در صورتی که من محوه اون ع شده بودم..محو ع ی که بیست سالگی های مامان منصوره بودو میخواست بعد چند مدت دوری سر به سرم بذاره که کمی از ته دل بخندیم آخه خیلی وقت بود که آسمونو زمین و آدماش از دیدنه دندون هامون محروم بودن..دندونای زیره لبی که مدتی محروم بود از خنده..مامان منصوره کلی حرفا و خنده ها و گریه های نکرده باهات دارم..با تویی که دگر نیسیو منم در نبودت در عذابم..امروز بعد از مدت ها به خوابم اومدیو خوشحالم کردی..الان که از خواب بیدار شدم دارم روی مبل تورو با بابا میبینم..چقد گُل گفتنتون لذت بخشه..کاش توی قالبه دو نفرتون منم جا داشتم..پیش شما دوتا جا میگرفتمو سه تا چایی میرختم که گوارای وجودتون بشه و منم از خوشحالیتون سره ذوق بیام..بعد تو میگفتی چه خبر دیگه سر حالی؟
تو میگفتی برو تو حیاط بهار نارنجارو جمع کن قربونت برم..آفتاب بهار هم الان از پنجره ی بزرگمون اومده توی خونه..
رو میز و مبل و قالی فیروزه ایمون پهن شده و هممون مست شدیم از بهار شیراز..
مامان منصوره امیدوارم همیشه لبخند بزنی واسم..لبخندت واسم حمایتو صبرو مهربانی میاره که موجب میشه دوریتو کمتر حس کنم..دلم میخواد یه روزی حداقل توی خواب اینو ببینم که با بابا محرم دست در دسته هم جنگلای خوفناکه طالقون رو با هم طی کنید تا برسید به رودی که مسیرش به سمته مهربانی سرازیر میشدو تو هم برامون ریحون میچیدی..مامان منصوره هر شب منتظرم که توی خواب ببینمت..اسمتم پشته پلکه چپم خالکوبی که در هر شرایطی جولو چشام باشی...زندگیمی

عنوان وبلاگ : قلم بلاگ
برچسب ها : مادری که زود رفت.. اما هست - منصوره ,بهار ,خنده ,خواب
مادری که زود رفت.. اما هست منصوره ,بهار ,خنده ,خواب
لبیک یا حسین...

 

دوباره بغض و کمی آه ،علتش این است

حرم نرفته بمیرم، خج ش این است

سلام می دهم از بام خانه سمت حرم

ببخش نوکرتان را ،بضاعتش این است...

          
پ ن : رو به شش گوشه ترین قبله ی عالم هر شب

بردن نام حسین بن علی میچسبد

اَلسَّلامُ عَلَیْکَ یا اَبا عَبْدِاللهِ

وَعَلَی الاَْرْواحِ الَّتی حَلَّتْ بِفِنائِکَ

عَلَیْکَ مِنّی سَلامُ اللهِ اَبَداً ما. بَقیتُ وَبَقِیَ اللَّیْلُ وَالنَّهارُ

وَلا جَعَلَهُ اللهُ آخِرَ الْعَهْدِ مِنّی لِزِیارَتِکُمْ،

اَلسَّلامُ عَلَی الْحُسَیْنِ وَعَلی عَلِیِّ بْنِ الْحُسَیْنِ وَعَلی اَوْلادِ الْحُسَیْنِ وَعَلی اَصْحابِ الْحُسَیْنِ

ماس دعا...

عنوان وبلاگ : قلم بلاگ
برچسب ها : لبیک یا حسین... - الْحُسَیْنِ ,وَعَلی ,الْحُسَیْنِ وَعَلی
لبیک یا حسین... الْحُسَیْنِ ,وَعَلی ,الْحُسَیْنِ وَعَلی
بی سبب نیست که عالم همه ماتم شده است...

 

تا گلو گریه کند، بغض فراهم شده است

چشم ها بس که مطهّر شده، زمزم شده است

 نه فقط شاعر این شعر عزا پوشیده است

غزلم نیز عزادار محرّم شده است

 ظهر داغی ست، عطش ریزی روحم گویاست

از سرم، سایه ی طوبا نفسی، کم شده است

 هر که دارد هوسش، نه! عطشش، بسم الله

راه عشق است و به این قاعده م م شده است

 سوگواران شما، مرثیه خوان خویش اند

بی سبب نیست که عالم، همه ماتم شده است

"من ملک بودم و فردوس برین" - می داند -

این ملک شور که را داشت، که آدم شده است

 من نه مداحم و نه مرثیه سازم، امّا

سر فراز آن که به طوفان شما خم شده است 

 

محمدعلی بهمنی

 

 

 

عنوان وبلاگ : قلم بلاگ
برچسب ها : بی سبب نیست که عالم همه ماتم شده است...
بی سبب نیست که عالم همه ماتم شده است...
لبیک یا حسین...

 

دوباره بغض و کمی آه ،علتش این است

حرم نرفته بمیرم، خج ش این است

سلام می دهم از بام خانه سمت حرم

ببخش نوکرتان را ،بضاعتش این است...

          
پ ن : رو به شش گوشه ترین قبله ی عالم هر شب

بردن نام حسین بن علی میچسبد

اَلسَّلامُ عَلَیْکَ یا اَبا عَبْدِاللهِ

وَعَلَی الاَْرْواحِ الَّتی حَلَّتْ بِفِنائِکَ

عَلَیْکَ مِنّی سَلامُ اللهِ اَبَداً ما. بَقیتُ وَبَقِیَ اللَّیْلُ وَالنَّهارُ

وَلا جَعَلَهُ اللهُ آخِرَ الْعَهْدِ مِنّی لِزِیارَتِکُمْ،

اَلسَّلامُ عَلَی الْحُسَیْنِ وَعَلی عَلِیِّ بْنِ الْحُسَیْنِ وَعَلی اَوْلادِ الْحُسَیْنِ وَعَلی اَصْحابِ الْحُسَیْنِ

ماس دعا...

عنوان وبلاگ : قلم بلاگ
برچسب ها : لبیک یا حسین... - الْحُسَیْنِ ,وَعَلی ,الْحُسَیْنِ وَعَلی
لبیک یا حسین... الْحُسَیْنِ ,وَعَلی ,الْحُسَیْنِ وَعَلی
چشم دارم در راه...

 

خانه دل تنگِ غروبی خفه بود

مثلِ امروز که تنگ است دلم!

پدرم گفت: "چراغ"

و شب از شب پُر شد!

من به خود گفتم: "یک روز گذشت..."

مادرم آه کشید:

"زود بَر خواهد گشت..."

ابری آهسته به چشمم لغزید

و سپس خوابم بُرد...

که گمان داشت که هست این همه درد

در کمینِ دلِ آن کودکِ خُرد؟

آری آن روز چو می رفت ی

داشتم آمدنش را باور

من نمی دانستم

معنی هرگز را

تو چرا بازنگشتی دیگر؟

آه ای واژه شوم

خو نکرده ست دلم با تو هنوز

من پس از این همه سال

چشم دارم در راه

که بیایند عزیزانم... آه...

 

هوشنگ ابتهاج

عنوان وبلاگ : قلم بلاگ
برچسب ها : چشم دارم در راه...
چشم دارم در راه...
معاشقه...

 

معاشقه تنها در رخت‌خواب نیست ..

وقتی زنی آستین ِ مردی را به دقت سه تا می‌زند که تا آرنج بالا بیاید

و آنجا به بستن تکمه‌ای قرار گیرد،

وقتی مردی در خیابان زانو می‌زند تا بندهای از هم باز شده‌ی کفش ِ زن را دوباره گره بزند،

به آن نگاه ِ آمیخته از عشق و محبت و رضایت در چهره‌شان بنگر

که از آستین و کفش شروع می‌شود و پیچک‌وار بر تن ِ محبوب بالا می‌آید

و به چهره‌اش پایان می‌پذیرد – که نه، تازه عشقی آغاز می شود ...

نفست را که می‌شمارد و بی‌اختیار لبخند می‌زند، دستش را که بی‌هوا می‌آورد

و گونه‌ات را پاک می‌کند ، بازویت را که هنگام رد شدن از خیابان ناگاه می‌کشد،

و هزارها نکته از این معنی که گفتیم و نگفتیم و همین باشد ..

آن ، معاشقه است ..


حسین وی

عنوان وبلاگ : قلم بلاگ
برچسب ها : معاشقه... - معاشقه
معاشقه... معاشقه
پاییز امسال...

 

دوباره شروع می شود…
باران های تند
چتر های باز
دلشوره های خیس خورده پشت چراغ های قرمز
فال های نم کشیده
انار های سرخ
نارنگی های سبز
دوباره شروع می شود…
روزهای نصفه نیمه
بی پایان
نیمکت های خط خطی
ایستگاه های شلوغ
ترافیک های صبور
شروع دوباره ی
زندگی…
پر از بوی برگ ،بوی خاک
بوی عشق


دوستان مهربانم
جهان را عاشقانه ببینیم
عاشقـانه دوست بداریم
پاییز امسال زیباتر از همیشه
زندگیتون عاشقانه

عنوان وبلاگ : قلم بلاگ
برچسب ها : پاییز امسال...
پاییز امسال...
سکوت
گاهی باید سکوت کردو رفت ...
نه چیزی را نوشت...
و نه چیزی را بیان کرد...
گاهی باید فقط نگاه کنی...
به همه چیز هایی که روزی برایت مهم بودن...
و کلی با حوصله برایشان وقت می گذاشتی...
دیگر حوصله ی خودت را هم نداری...
گاهی باید فقط سرد شوی و بگذری...
از همه دلبستگی هایی که روزگاری برایت با ارزش ترین کار دنیا بودند...
و هنگامی که به پشت سر نگاه میکنی...
میبینی دگر آن آدم قبل نیستی...
به خودت نگاه میکنی...
جای خالی ادمی را حس میکنی... که روزگاری دوستش داشتی...
اما حالا در گذشته جا مانده...
و تو م و خودت....

"فاطمه مهرنور"

عنوان وبلاگ : قلم بلاگ
برچسب ها : سکوت - میکنی ,خودت ,گاهی ,گاهی باید ,نگاه میکنی
سکوت میکنی ,خودت ,گاهی ,گاهی باید ,نگاه میکنی
این نیز بگذرد...

«نذر کرده ام

یک روزی که خوشحال تر بودم

بیایم و بنویسم که

 

زندگی را باید با لذت خورد

که ضربه های روی سر را باید آرام بوسید

و بعد لبخند زد و دوباره با شوق راه افتاد

یک روزی که خوشحال تر بودم

می آیم و می نویسم که

این نیز بگذرد

مثل همیشه که همه چیز گذشته است و

آب از آسیاب و طبل طوفان از نوا افتاده است

یک روزی که خوشحال تر بودم

یک نقاشی از پاییز میگذارم , که یادم بیاید زمستان تنها فصل زندگی نیست

زندگی پاییز هم می شود , رنگارنگ , از همه رنگ , ب و ببر

یک روزی که خوشحال تر بودم

نذرم را ادا می کنم

تا روزهایی مثل حالا

که خستگی و ناتوانی لای دست و پایم پیچیده است

بخوانمشان

و یادم بیاید که

هیچ بهار و پاییزی بی زمستان مزه نمی دهد

و

هیچ آسیاب آرامی بی طوفان....»

 

مهدی اخون ثالث

عنوان وبلاگ : قلم بلاگ
برچسب ها : این نیز بگذرد... - روزی ,خوشحال ,زندگی ,یادم بیاید
این نیز بگذرد... روزی ,خوشحال ,زندگی ,یادم بیاید
خواب گریه ها...
باز هم امشب دلتنگش شده ام...
دلتنگ ی که بعد من عاشق ی شد...
که آن من نبودم...
دلم تنگ بودنش شد...
فکر اینکه در کنارم هست ... لبخند را مهمان لب هایم کرد... اما...
از ذهنم گذشت که بعد من...
با ی هم خواب شد... پس چطور می توانم کنار خود قبولش کنم...
تنی را که دیگری را در آغوش خود گرفته...
دستانی را که برای به آغوش کشیدن خیالش باز کرده بودم...
به دور پاهایم قفل و خودم را به آغوش کشیدم...
و من باز ش تم از مرور آن لحظه ای که یارم در آغوش دیگری آرام گرفت...
در حالی که من در تنهایی خود در آغوش بالشتم به خواب گریه ها رفتم...
و بار دیگر شبم را بدون شب بخیر او به طلوع آفتاب رساندم....

"فاطمه مهرنور"

عنوان وبلاگ : قلم بلاگ
برچسب ها : خواب گریه ها... - آغوش ,خواب ,خواب گریه
خواب گریه ها... آغوش ,خواب ,خواب گریه
ادامه ی غزلم دست پاییز است...

 

 

همیشه از تو سرودن خیال انگیز است

نثار توست غزل هام اگر چه ناچیز است

اگر چه قاعدتا در خیال تو مرده ست

جنازه ای متحرک که پشت این میز است

مرا به مرز جنون می کشد…نمی دانی

سکوت تلخ اتاقی که از تو لبریز است

همیشه چرخش ما بر مدار باطل بود

و قبل و بعد زمستان همیشه پاییز است

نمی شود که بر انداخت نسل چشمانت

اساس سلطنتی را که سلسله خیز است

……
خدا! ببر قفسم را شمال غرب غزل

بگو که کوچه ی شمسم کجای تبریز است؟

……

ادامه ی غزلم دست باد پاییز است

در این زمان که مترسک خدای جالیز است…..

عنوان وبلاگ : قلم بلاگ
برچسب ها : ادامه ی غزلم دست پاییز است... - پاییز
ادامه ی غزلم دست پاییز است... پاییز
نامه ی عاشقانه

حالا تو مانده ای ودره هایی که به پاهایت پیچیده اند،

حالا من مانده ام و بلندای تلخ قله ای که حسرتی سرد

در رگ هایم ریخت

بگذار در ابتدای همین چه باید بنویسم ها تکلیف

اعتراف هایم را با چراهای ایستاده در کنار تیرک

تاریک این روزهاروشن کنم .

منه ساده آمده از همان سمت هایی که نمی آمدی

وبعدها آمدی باآنقدر"توای پری کجایی"حنجره ام را

که سکوت هم زبانش به"مه وستاره درد من

می داند" وا شد

برمن چه گذشت و افق های حرف مکث کودکی عاشق

را برایت فاش داما تو تا هنوز به ای کاش

پرنده ای فکر می کنی که من هنوز احترام هجرتش 

را هر سال در آبان های بی آشیان پرخواهم زد

 

"اوما" ای ماه ای نجوم ازلی دو ظلعی هم که باشیم

فکر خط سومی ما را مثلث حرف خواهد کرد

عنوان وبلاگ : قلم بلاگ
برچسب ها : نامه ی عاشقانه
نامه ی عاشقانه
بزرگ شده ام
                                                            من یه دخترم ، جنس مونث اسمم ت تانیث داره اما دنیا روزی

 سه بار مردم کرده گوشمو پیچونده دلمو چزونده زمینم زده و...

اما حالا دیگه گریه نمی کنم نه واسه رد شدن تو امتحان

نه اینکه ی از روم رد شه من بزرگ شدم روزی سه دفعه

با اشکام بچگیامو آب دادم ناز و بزرگشون

دلمو چفت وبست زدم چشامو از کاسه در آوردم و خون جاشون گذاشتم

که امروز برسه گوش دنیا رو بپیچونم اشکشو در آرم و روزی 

سه باربه روش بخندم        

عنوان وبلاگ : قلم بلاگ
برچسب ها : بزرگ شده ام
بزرگ شده ام
شب رویایی...
شب بود...

نسیم خنکی می وزید...

صدای آب رودخانه کنار کوچه پس کوچه ها...

توام با آرامش شب همه وجودت را آرام میکرد...

من آهسته قدم میزدم...

و تو شانه به شانه من می آمدی...

دل تو در پی یار دگر...

دل من ش ته از یار دیرینه ام...

دستانم را در آغوش گرفتم و در سکوت به راه خود ادامه دادم...

آهنگ کلامت در وجودم پیچید...

 هنگامی که دلداری ام میدادی ...

تا شاید کمی آرام گیرد...

روح زخم خورده خسته ام از درد روزگار...

نا امید و خسته از کلام تکراری در چشمانم خیره شدی... 

چیزی نیافتی...

غافل از اینکه همه وجود من پر شده بود از حس آرامش...

حسی خالص از بی تفاوتی...

و من چقدر ممنون تو بودم...

که روح زخم خورده ام را یام بخشیدی...

گذشت روزگاری از اون لحظه ناب...

که در آغوش شب همراهی ام کردی...

و مرا به دست آرامش سپردی...

و امروز با مرور آن شب رویایی...

همه وجودم آرام می گیرد...

از ناملایمتی های روزگار...

و گاهی دلم می خواهد...

آن شب در ثانیه های دلتنگی ام تکرار شود....

اما افسوس که خاطرات دیگر باز نمی گردند...
"فاطمه مهرنور"

عنوان وبلاگ : قلم بلاگ
برچسب ها : شب رویایی... - آرام ,آرامش
شب رویایی... آرام ,آرامش
وابستگی یا دلبستگی...؟!

 

 

 چه زیبا می گوید نلسون ماندلا:

ﻭﺍﺑﺴﺘﮕﯽ ﯾﺎ ﺩﻟﺒﺴﺘﮕﯽ؟

"ﻭﺍﺑﺴﺘﮕﯽ" ﯾﻌﻨﯽ ﻣﯿﺨﻮﺍﻫﻤﺖ؛
ﭼﻮﻥ ﻣﻔﯿﺪﯼ
"ﺩﻟﺒﺴﺘﮕﯽ" ﯾﻌﻨﯽ ﻣﯿﺨﻮﺍﻫﻤﺖ؛
ﺣﺘﯽ ﺍﮔﺮ ﻣﻔﯿﺪ ﻧﺒﺎﺷﯽ

ﻣﻦ ﺑﻪ ﺧﻮﺩﮐﺎﺭ ﮔﺮﺍﻥﻗﯿﻤﺖ ﺭﻭﯼ ﻣﯿﺰﻡ ﺑﺮﺍﯼ ﺟﻠﺴﺎﺕ ﻣﻬﻢ، ﻭﺍﺑﺴﺘﻪﺍﻡ، ﺍﻣﺎ ﺑﻪ ﺟﻌﺒﻪﯼ ﺁﺑﺮﻧﮓ ﺑﯽﺧﺎﺻﯿﺘﯽ ﮐﻪ ﯾﺎﺩﮔﺎﺭ ﺩﻭﺭﺍﻥ ﮐﻮﺩﮐﯿﻢ ﺍﺳﺖ ﺩﻟﺒﺴﺘﻪ...
ﻣﻦ ﺑﻪ ﻣﯿﺰی ﮐﻪ ﻫﺮ ﺭﻭﺯ ﭘﺸﺖ ﺁﻥ ﻣﯽﻧﺸﯿﻨﻢ ﻭﺍﺑﺴﺘﻪﺍﻡ، ﺍﻣﺎ ﺑﻪ ﺁﻥ ﮔﻠﺪﺍﻥ ﮐﻮﭼﮏ ﮐﺎﮐﺘﻮﺳﯽ ﮐﻪ ﮐﻨﺎﺭ ﭘﻨﺠﺮﻩ ﮔﺬﺍﺷﺘﻪﺍﻡ، ﺩﻟﺒﺴﺘﻪ...
ﻭﺍﺑﺴﺘﮕﯽﻫﺎ ﺭﺍ ﺟﺎﻣﻌﻪ ﻭ ﻓﺮﻫﻨﮓ ﻭ ﻭﺍﻟﺪﯾﻦ ﻣﯽﺁﻣﻮﺯﻧﺪ ﻭ ﭘﺮﻭﺭﺵ ﻣﯿﺪﻫﻨﺪ، ﺍﻣﺎ ﺩﻟﺒﺴﺘﮕﯽﻫﺎ ﺍﻧﻌﮑﺎﺱ "ﺧﻮﺩ ﻭﺍقعی من" ﻫﺴﺘﻨﺪ...

به ی که دوستش داری ""دلبسته"" باش نه وابسته!!!
هرگز، منتظر" فرداى خیالى" نباش.
سهمت را از" شادى زندگى"، همین امروز بگیر.
فراموش نکن "مقصد"، همیشه جایى در "انتهاى مسیر" نیست!
"مقصد" لذت بردن از قدمهاییست، که برمى داریم!

چایت را بنوش!
نگران فردا مباش،
از گندم زار مشتی کاه میماند برای بادها

 

عنوان وبلاگ : قلم بلاگ
برچسب ها : وابستگی یا دلبستگی...؟!
وابستگی یا دلبستگی...؟!
خواستن تو جنینی ست در دست من ...

 

هربار به تو فکر می‌کنم

یکی از دکمه‌هایم شل می‌شود

انقراض آغوشم یک‌نسل به تأخیر می‌افتد

و چیزی به نبضم اضافه می‌شود

که در شعرهایم نمی‌گنجد

کافی‌ست تورا به نام بخوانم

تا ببینی لکنت، عاشقانه‌ترینِ لهجه‌هاست

و چگونه لرزش لب‌های من دنیا را به حاشیه می‌بَرد

دوستت دارم

با تمام واژه‌هایی‌که در گلویم گیرکرده‌اند

و تمام هجاهای غمگینی‌که به‌خاطر تو شعر می‌شوند

دوستت دارم با صدای بلند

دوستت دارم با صدای آهسته

دوستت دارم

و خواستن تو جنینی‌ست در من

که نه سقط می‌شود،

نه به دنیا می‌آید....

 

لیلا کردبچه

عنوان وبلاگ : قلم بلاگ
برچسب ها : خواستن تو جنینی ست در دست من ... - دوستت ,دوستت دارم
خواستن تو جنینی ست در دست من ... دوستت ,دوستت دارم
شه

هیچ شه‌ ای زشت نیست ؛
شه‌ ای که اجبار شود زشت می‌ شود

هیچ فردی زشت نیست ؛
فردی که زیبا نین د زشت می‌ شود

انسان‌ ها همه با محبت‌ اند ؛
انسانی که اراده‌ اش را تحمیل می‌ کند ، ظالم است

انسان‌ ها همه عاشقند ؛
انسانی که نیاموخته عشق بورزد ، بی‌تفاوت است

انسان‌ ها همه شادند ؛
انسانی که نیاموخته شادی را لمس کند ، افسرده و غمگین است

" از امروز زیبا ببینیم "

عنوان وبلاگ : قلم بلاگ
برچسب ها : شه - ؛انسانی
شه ؛انسانی
هیچ...

 

با رفتن هر آدمی، بخشی از کیفیت سبک زندگی ما تغییر می کند.
بسیار پیش می آید که می بینیم حتی در خلوت ترین خلوتهامان هم، ها و فکرهایمان، متاثر از "دیگری" به ظاهر فراموش شده ای است که روزگاری پیش، چند صباحی را با او سپری کرده ایم.
من کتاب می خوانم، اما ی را داشته ام که وقتی بود، شاید به خاطر همان بودنش، بیشتر و دیوانه وارتر کتاب می خواندم.
من می بینم اما ی در گوشه ای از زندگی ام بوده است که دیدن در کنارش معنا و مفهوم دیگری داشته است.

من قهوه می خورم، اما ه نی ی را تجربه کرده ام که نوشیدن قهوه با او طعم دیگری داشته است. من احتمالا باز هم "دوست" خواهم داشت، اما ی در حوالی دوست داشتنهایم بوده است که...

خودخواهانه اگر بخواهم تحلیل کنم، تلاش ما برای نگاه داشتن دیگران در کنار خودمان، در بهترین شرایط، چیزی نیست جز تلاش برای حفظ بقایای آن گونه ای از زندگی که به آن دل بسته ایم .
از بیرون که نگاهمان کنند خواهند گفت: "این که زندگی اش فرقی نکرد؛ اتفاقا برایش بهتر شد؛ سر و مر و گنده کتاب می خواند و می بیند و کوبیده می لمباند و می د.
وضع جیبش هم که توپ شده. دورش هم که شلوغتر است. پس خوشی زیر دلش زده".
اما نخواهند دانست پوست آدمیزاد کلفت تر از این حرف هاست. کنار می آید؛ با همه چیز کنار می آید. ما نمی میریم. دق نمی کنیم. حتی زندگیمان را با رفتن ی تعطیل نمی کنیم.
شاید هم موفقتر و پیروزتر، دروازه های فردا را فتح کنیم. اما لا و لوی این زیستن ها و موفقیت ها و پیروزی ها و قهوه خوردن ها و یدن ها و دوست داشتن ها، پنهان و یواشکی، یاد آن کیفیت از دست رفته می افتیم، انگشتهای پایمان گر می گیرد، قلبمان مچاله می شود، پلکمان خیس می شود، نفسمان بند می آید و در جواب دیگریِ دیگری که در برابرمان ایستاده و می پرسد: "چی شد؟"، می گوییم: "هیچی عزیزم، هیچی".

 

حمیدرضا ابک

عنوان وبلاگ : قلم بلاگ
برچسب ها : هیچ... - زندگی ,دیگری ,کنار ,کنیم ,دوست , ,دیگری داشته
هیچ... زندگی ,دیگری ,کنار ,کنیم ,دوست , ,دیگری داشته
طعم دوست داشتن...
 

 

دوست داشتنت امشب طعم انار و مالو می دهد ،

طعم سفره یلدا وسط گرمای مرداد

که همه را کلافه کرده ،

که همه را به جان هم انداخته

و تو را به جان من !

دوست داشتنت طعم یخ در بهشت می دهد امشب .

شب که نه ، دو سه پله دیگر صبح است ؛

می ترسم برف بگیرد فردا و حیرت رو مه ها شهر را بردارد !

تو که می خو ،

می ترسم خوابِ برف ببینی

و برف بگیرد و تابستان ماتش ببرد !

یا خو ببینی که درخت سبز شود بر تخت

و همسایه از صدای روییدن ریشه از خواب بپرد .

حساب و کتاب ندارد با تو

نه فصلها ،

نه هوا،

نه ماجراها .

همیشه می آیی و می روی ،

یا شاید هم نمی آیی که بخواهی بروی

و من همیشه دربدر دنبال تشبیه طعم دوست داشتنت می گردم

به چیزهایی که کلمه برایشان اختراع شده باشد قبلها ...

 

مهدیه لطیفی

عنوان وبلاگ : قلم بلاگ
برچسب ها : طعم دوست داشتن... - دوست ,داشتنت ,دوست داشتنت
طعم دوست داشتن... دوست ,داشتنت ,دوست داشتنت
به جستجوی تو...

به جستجوی توبر درگاه کوه می گریم ، در آستانه ی دریا وعلف،

به جستوجوی تو در معبد بادها می گریم، درچهار راه فصول

در چارچوب ش ته ی پنجره ای که آسمان ابرآلوده را ق کهنه می گیرد

به انتظار تصویر تو این دفترخالی تاچند تا چند ورق خواهد خورد

جریان باد را پذیرفتن وعشق را که خواهر مرگ است

وجاودانگی که رازش را با تو در میان نهاد پس به هییت گنجی درامدی 

بایسته و آزانگیز، گنجی از آن دست که تملک خاک را ودیاران را

ازین سان دلپذیر کرده است نامت سپیده دمی ست که بر پیشانی

آسمان می گذرد متبرک باد نام تو

وما همجنان دوره می کنیم شب را و روز را هنوز را

 

*احمد شاملو*

عنوان وبلاگ : قلم بلاگ
برچسب ها : به جستجوی تو...
به جستجوی تو...
بزرگ شده ام
من یه دخترم ، جنس مونث اسمم ت تانیث داره اما دنیا روزی

 سه بار مردم کرده گوشمو پیچونده دلمو چزونده زمینم زده و...

اما حالا دیگه گریه نمی کنم نه واسه رد شدن تو امتحان

نه اینکه ی از روم رد شه من بزرگ شدم روزی سه دفعه

با اشکام بچگیامو آب دادم ناز و بزرگشون

دلمو چفت وبست زدم چشامو از کاسه در آوردم و خون جاشون گذاشتم

که امروز برسه گوش دنیا رو بپیچونم اشکشو در آرم و روزی 

سه باربه روش بخندم 

عنوان وبلاگ : قلم بلاگ
برچسب ها : بزرگ شده ام
بزرگ شده ام
اخرین جستجو ها
حسین مطالعه محرم حسین جواد امشب ج سخته تولدت عزیزم پراز ستاره بارون تواند مزاحمت باشد، ممکن تمساح تلخندی به سخنان تحقیق درباره بررسی نقش و جایگاه منابع سرمایه‌داری و بانکها در رشد و توسعه اقتصادی بیست ویک عشق محمدکدخ عرفان بهینه سازی فازی بهترین ساعات بهار جدید بررسی حقوق در مورد دیه برخورد دو کشتی باری در هند برج کبوتر بایدها و نبایدهای عمل لیزیک چشم بانک خودپردازهای بانک بدون کارت امکان برداشت باشگاه‌های بد ار حق جذب خارجی‌ها را ندارند پاداش ۱۵ میلیون تومانی به اعضای تیم فوتبال ساحلی باخت اگ تنهایی u06afu0644u0627u06ccu0647 u0631u062du0645u062au06cc u0627u0632 90 u062fu0642u06ccu0642u0647 u0641u062du0627u0634u06cc u062fu0631 u062au0628u0631u06ccu0632 اول راهنمایی انفجار انتحاری اندروید برنامه برنامه پیام کوتاه برنامه اندروید فایل فلش skyview a1 با پردازشگر mt6580 و حل مشکل خاموشی السلام علیک یا علمدار کربلا پارتیشن استفاده مس ی محیط جداکننده راحتی فضاهای مس ی پارتیشن بندی راحتی میتوان راحتی جابجا متحرک هستند اضطراب و استرس منجر به سکته قلبی و مغزی اصول راه اندازی ب و کار اینترنتی از بین بردن منافذ باز پوست به بهترین شکل he left me forever 2525 salvatore adamo ارکان کمال بشر در حسن مجتبی علیه السلام ارائه خدمات فوری ترجمه رسمی به زبان انگلیسی و آلمانی احادیث زیبا از هشتم اثرات مشوق های مالیاتی بر اقتصاد انشا ذهنی مقایسه قلم با اسلحه آهنگ زمانی بنام یوسف زمانی جدید یوسف آهنگ جدید آهنگ آهنگ جدید سندی بنام مو خوشوم آنونس سن پترزبورگ آرامگاه عطار و آرامگاه کمال الملک ع های زیبا از آن آخه 9 میلیون؟ السیسی به سفر می‌کند هماهنگ سازی سازمان با agile چابک اظهار نظر جالب مردم عراق در مورد سلیمانی webwide crawldata 2017 03 12t20 10 47pdt to 2017 03 12t13 25 41pdt السلام علیک یا بقیة الله فی ارضه پاسخ فعالیتهای کتاب سواد رسانه ای دهم تعبیر چسباندن ادامس به دندان السلام علیک یا اباعبدالله ع kellyanne conway responds to report shes been sidelined from tv appearances رئیس پلیس فتا ت مخالف ینگ اینستاگرام است مزاحم تلفنی هتل فردوسی حاجی لند الحمد لله رب العالمین سیده نفیسه راستخانه this seven blade razor actually exists and you can get it for 3 exclusive معرفی کادر اداری هنرستان کشاورزی حذف نرم افزار hamrah e aval الحمد لله رب العالمین نوحه بشنو برادر فریاد زینب کرده اینقد قیافه ژئودزی و تغییرات زمین در میان ادیان الهی انشا با موضوع پروانه ای هستیدکه در تاریکی شب شمعی روشن پیدا کرده اید به آزمون نگاه کنید موالات ولیکم ثبتنام ناظرین صندوق انتخابات درسال جاری microsoft will start blocking malicious links in word excel and powerpoint 90 تیم بازرسی در استان کرمانشاه طرح بسیج سلامت نوروزی را اجرا می‌کنند 719 دلبر که جان فرسود از او 3000 متر باغ ویلا در ملارد lo505 28 خوردن اولین آش ✍ اروین_یالوم وقتی_نیچه_گریست ترجمه_ _سپیده_حبیب تمرین صفحه 86 هفتم ک نی که با کتک پای سفره عقد می‌نشینند کارگروه های افسران ؛ تولید محتوای گرافیک ، رصد ؛ و انتشار و در سومین نشست افسران کارآفرینی راه اندازی کارگاه حلقوی پودی 38 ص چیزهایی که برای سلامتی مضر هستند وهوش را کم می‌کنند چه لطیف ها چه زیبا گفت سهراب سپهری پرداخت 95 میلیارد ریال تسهیلات بانکی به واحدهای تولیدی در شهرستان ملکان پاییز اومده پی نامردی روش آماده سازی و طرز تهیه کافه گلاسه بسیار خوشمزه و خوش طعم پایان نامه تحلیل ترمودینامیکی و طراحی سیکل تبرید مغناطیسی هیچ وقت برای پاسخگوی در دادگاه حاضر نشد همه آنچه از آدامس نمیدانید های بزرگ نگران زنگ خطر صندلی‌های خالی الاهلی دقیقه پرسپولیس کرنر میدان محمد فرستاد دقیقه کرنر فرستاد کرنر فرستاد دقیقه کشته شدن یه جوان امروز در تظاهرات اهواز بخاطر اعتراض به قطع آب وبرق بدست نیروی انتظامی نمونه سوالات استخدامی قوه قضاییه مددکار اجتماعی نمایندگی تعمیر ماشین لباسشویی پاکشوما نشریات و آیین نامه های مربوط به مصالح تقویت سازه ها درس مصالح ساختمانی ناگفته های پیچیده ترین عملیات اطلاعاتی ایران مقاله hbr مقاله تولید چدن داکتیل نشکن دلت پاک باشد مقاله ای برای کتاب نخوانی لاہور ڈیفنس میں بم دھماکا، 8 پا تانی شہید،معتدد زخمی فروش پکیج بافت ادریک و کفش نایک ایر مشکی فرمانده انتظامی شهرستان ملکان خبر داد کشف بیش از ۱۱۵ هزار نخ سیگار خارجی قاچاق در ملکان عملیات عاشورای سه عشاق
Facebook Twitter Google Plus Digg Share This RSS
کلیه فعالیتهای وبلاگ724 تابع قوانین جمهوری اسلامی ایران میباشد. تمامی اطلاعات، خبرها و مقالات بصورت خودکار از سایت ها و وبلاگهای فارسی دریافت و با ذکر منبع نمایش داده می شوند و وبلاگ 724 هیچگونه مسئولیتی در قبال محتوای آنها ندارد. در صورت مشاهده هر نوع تخلف یا محتوای نا مناسب بر روی دکمه “درخواست حذف وبلاگ” در آن صفحه کلیک نمائید.
All rights reserved. © weblog724 2012-2017 Run in 0.366 seconds
RSS