آوای آینه

پست های وبلاگ آوای آینه از سایتهای وبلاگی با ذکر منبع به صورت خودکار بازنشر شده و در این صفحه نمایش داده شده است. در صورتیکه این اطلاعات دارای محتوای نامناسب بوده و یا دارای هر گونه تخلف میباشد بر روی گزینه ‘درخواست حذف’ کلیک نمائید

« لایزال نگریستن » و « در حال زیستن »!/471

  #دل_دیدنی_های_شهرسرب_وسراب(فرگرد 714

 

« در حال زیستن » و « لایزال نگریستن » !

 

من غنچه را دیدم با دلی پر از « نوید خودآرایی » و « امید به شکوفایی »...

و گل را دیدم با دلی « انباشته از حسرت » و « انگاشته از غارت » ....

 و گلاب را دیدم که پس از گذر از « سطر سطر خطرات » تنها « عطر خاطرات »

از دل شیشه ای اش می تراوید.  

بنابراین دریافتم که « باید لایزال نگریست » و « شاید در حال زیست »!

 

#شفیعی_مطهر

---------------------------

انگاشتن : پنداشتن،گمان ،خیال ،تصور

لایزال : بی زوال،جاوید،ابدی،زوال ناپذیر

باید : بایسته است،واجب است

شاید : شایسته است

 

شما را چشم در راهم در

گاه گویه های مطهر   telegram.me/amotahar

 

عنوان وبلاگ : آوای آینه
برچسب ها : « لایزال نگریستن » و « در حال زیستن »!/471 - لایزال ,لایزال نگریستن
« لایزال نگریستن » و « در حال زیستن »!/471 لایزال ,لایزال نگریستن
« کرامتِ انسانی » و « سلامتِ نفسانی » /472

  #دل_دیدنی_های_شهرسرب_وسراب(فرگرد 724

 

« کرامتِ انسانی » و « سلامتِ نفسانی »

 

  انی توانستند « دنیا را اسیر » و « دنیاطلبان را تحقیر » کنند،  

که در دنیا « زنجیر اسارت را گسستند »

و « شمشیر حقارت را ش تند »!

انسانی که « کرامت » خود را « بشناسد »، 

از پذیرش هر گونه « حقارت می هراسد»! 

انسانیّتِ انسان نه به « قد و قامت »،که به « کرامت » است!

انسانی می تواند « رذایل را بزداید» و « خود را به فضایل بیاراید »

که از « کرامتِ انسانی » و « سلامتِ نفسانی » برخوردار باشد!

 

#شفیعی_مطهر

-----------------

شما را چشم در راهم در

گاه گویه های مطهر   telegram.me/amotahar

 

عنوان وبلاگ : آوای آینه
برچسب ها : « کرامتِ انسانی » و « سلامتِ نفسانی » /472 - انسانی ,نفسانی ,سلامتِ ,کرامتِ ,سلامتِ نفسانی ,کرامتِ انسانی
« کرامتِ انسانی » و « سلامتِ نفسانی » /472 انسانی ,نفسانی ,سلامتِ ,کرامتِ ,سلامتِ نفسانی ,کرامتِ انسانی
«نسل سرگردان » در « فصل عِصیان »/473
   #دل_دیدنی_های_شهرسرب_وسراب(فرگرد 734)  

 

« نسل سرگردان » در « فصل عِصیان » 

 

похожее изображение

من در این « دَیر و دیار » و این « روز و روزگار »

یک « نسل سرگردان » را دیدم در « فصل عِصیان »!

نسلی که پیش از « دیدن فصل سبز شکفتن » ، 

تجربه « راز دل نهفتن » را « می اندوزد ».

و پیش از آموزشِ « اصل شِگِردِ راهبُردن » ، 

« فصل زرد پژمُردن » را « می آموزد »! 

بیاییم در « بوستان بشریّت » و در جمع « دوستان حُرّیّت »،

نگذاریم « رجّاله های پلید »،« لاله های امید » را « به خاک و خون » کشند 

و « بهار شکوفایی » را به « خزان میرایی » « دگرگون »کنند!

 

#شفیعی_مطهر

---------------------------------

دَیر: صومعه،معبد راهبان،کنایه از دنیا

عِصیان: نافرمانی،سرکشی، ترک طاعت،عدم انقیاد

شِگِرد : روش،شیوه،طرز عمل

راهبُرد : استراتژی ،شیوه عمل

رجّاله : افراد پست و فرومایه

 

شما را چشم در راهم در 

گاه گویه های مطهر   telegram.me/amotahar

 

عنوان وبلاگ : آوای آینه
برچسب ها : «نسل سرگردان » در « فصل عِصیان »/473 - عِصیان ,سرگردان
«نسل سرگردان » در « فصل عِصیان »/473 عِصیان ,سرگردان
« لحظه های پُربار » و « لمحه های ماندگار » / 474

    #دل_دیدنی_های_شهرسرب_وسراب(فرگرد 744)   

 

« لحظه های پُربار » و « لمحه های ماندگار »

картинки по запросу ‫قطار شهربازی‬‎

من بسیاری از افراد را چون « قطار شهر بازی » 

در « استمرار سفر مجازی » دیدم ،

که با « بودن در کنارشان » و « شنودن گفتارشان » لذّت می بریم ،

ولی با آنان نه به « هدفی والا » ،

بل که به « شَعَفی گذرا » می رسیم!

بیاییم « لحظه ها را پُربار » و « لمحه ها را ماندگار » کنیم!

هر لحظه « مرواریدی ناب » و « نویدی از آفتاب » در بردارد.

بیاییم « ایّام را قدر بدانیم » و « اغتنام را بر صدر بنشانیم »!

 

#شفیعی_مطهر

------------------------------

شَعَف: شیفته شدن،خوشدل شدن،خوشحال شدن،شادمانی

لمحه: یک بارنگریستن،با شتاب به چیزی نظر

اغتنام :غنیمت شمردن،غنیمت دانستن چیزی

 

شما را چشم در راهم در 

گاه گویه های مطهر   telegram.me/amotahar

 

عنوان وبلاگ : آوای آینه
برچسب ها : « لحظه های پُربار » و « لمحه های ماندگار » / 474 - لمحه ,لحظه ,ماندگار ,پُربار
« لحظه های پُربار » و « لمحه های ماندگار » / 474 لمحه ,لحظه ,ماندگار ,پُربار
« کاری بزرگ » و « ابتکاری ستُرک »/476
  #دل_دیدنی_های_شهرسرب_وسراب(فرگرد 764


« کاری بزرگ » و « ابتکاری ستُرک »

 похожее изображение

من خود را چون « درختی کُهن » و « نهالی تَهمتَن »دیدم 

که « تبرها بر ریشه ام نواختند » و « اخگرها بر شه ام افروختند»، 

  اما با همه « توش و توان کوشیدم » و چه بسیار« زهرِ بُهتان نوشیدم » 

تا توانستم « پایدار بمانم » و بر همه « بوم و بر ، بر و بار، برافشانم ». 

« کوشش در صحرای کویر » و « پویش با پای در قیر »،

« یاد، در روزگارِ فراموشان » و « فریاد، در دیارِ خاموشان »، 

« کاری بزرگ » است و « ابتکاری ستُرک »؛

امّا برای « سبزماندن » و « برگ و بارافشاندن»،

ناگزیر باید این « درگاه را گشود » و این « راه را پیمود»!

 

#شفیعی_مطهر

-----------------------

تَهمتَن : تنومند،تناور،قوی جُثّه،نیرومند

بوم و بر: سرزمین،زمین،جا،ناحیه،شهر

بر و بار: میوه،ثمر

 

شما را چشم در راهم در 

گاه گویه های مطهر   telegram.me/amotahar

 

عنوان وبلاگ : آوای آینه
برچسب ها : « کاری بزرگ » و « ابتکاری ستُرک »/476 - ستُرک ,ابتکاری ,کاری ,ابتکاری ستُرک ,کاری بزرگ
« کاری بزرگ » و « ابتکاری ستُرک »/476 ستُرک ,ابتکاری ,کاری ,ابتکاری ستُرک ,کاری بزرگ
ما ز بالاییم و بالا می رویم.../477

#دل_دیدنی_های_شهرسرب_وسراب(فرگرد 774

 

ما ز بالاییم و بالا می رویم ...

 

картинки по запросу ‫رود وشان‬‎

من « رود روان » را دیدم که « امان و بی امان » « می گذشت»

و « کوه فرازمند » و این « بشکوه سربلند » را تنها « می گذاشت ». 

« کوه نستوه » با « دنیایی از اندوه »: گفت:

ای « رود روان » و ای « خشم آلود وشان »! 

« به کجا چنین شتابان » و « چرا خزان و خیزان »؟

کجا از من « چکادی سربلندتر » و « بنیادی فرازمندتر » می ی ؟ 

رود پاسخ داد:

ما ز بالاییم و بالا می رویم     

ما ز دریاییم و دریا می رویم  

(مولانا،غزلیات دیوان شمس)

 

#شفیعی_مطهر

------------------------------

بِشکوه : باشکوه،دارای شکوه،باشوکت و هیبت

خزان : خزنده،درحال خزیدن(در اینجا صفت فاعلی)

 

شما را چشم در راهم در 

گاه گویه های مطهر   telegram.me/amotahar

 

عنوان وبلاگ : آوای آینه
برچسب ها : ما ز بالاییم و بالا می رویم.../477 - بالاییم
ما ز بالاییم و بالا می رویم.../477 بالاییم
« کوخ های یخین » و « کاخ های پوشالین »! / 470

 #دل_دیدنی_های_شهرسرب_وسراب(فرگرد 470

 

« کوخ های یخین » و « کاخ های پوشالین »! 

 

 

 من شهری را دیدم با « بناهایی یخین » و « سراهایی نمادین »!

« بانیان این بناها » و « زندانیان این سراها »  

از ترس ذوب شدن این « یخ های سیاّلی » و « بناهای پوشالی » 

از هر « زبانه آتش » و « سوزانه سرکش »می هراسند

و با هر « ناره ای از نور » و « شراره ای از شعور » می جنگند.   

...و من چه « شباهتی شگفت آور » و « مشابهتی جلوه گر »دیدم

بین این « کوخ های یخین » و « کاخ های پوشالین »!

آن را « خامگان » می سازند و این را « خ مگان »!

هر دو « محکوم به زوال » اند و « محروم از کمال »؛

اما آن را با « خیال ویرانی » ساختند و این را با « آمال جاودانی»!

غافل از این که هر گونه « سرای ستمگری » و « بنای بیدادوری » محکوم به فناست!

 

  #شفیعی_مطهر

---------------------------

سَیّال : بسیار روان،جاری

کوخ :خانه بی پنجره،خانه ای که کشاورزان میان کشتزار می سازند

خام(خامه): نارس، ناپخته،ناآزموده،چیزی که در آن دستکاری نشده و ح طبیعی دارد 

 

شما را چشم در راهم در 

گاه گویه های مطهر   telegram.me/amotahar

 

عنوان وبلاگ : آوای آینه
برچسب ها : « کوخ های یخین » و « کاخ های پوشالین »! / 470 - یخین ,پوشالین
« کوخ های یخین » و « کاخ های پوشالین »! / 470 یخین ,پوشالین
« هر آیینه»،رویشگر « هزار شاخه کینه»! / 457
 #دل_دیدنی_های_شهرسرب_وسراب(457)   

 

« هر آیینه»،رویشگر « هزار شاخه کینه»!

 image result for ک ن کار

 

من « ک نی معصوم » و « طفلانی مظلوم » را دیدم 

که « شادی و شادمانی » و « کامه و کامرانی » را 

نه در « رُویت »،که در « رویا » می دیدند.

اینان از « رویا ،روایت » می د و از « ریا »،« شکایت ». 

سرهایشان در « عُسرت بالشی نرم » بود و 

پاهایشان در « حَسرت گالشی گرم »!

در این شهر « داس های دسیسه و دنائت » ،

« ساقه های تُرد صداقت » را درُو می کرد!

بلور بغض در گلو « ش ته » 

و « چشمه های عاطفه » در « چشم های عطوفت» « یخ بسته »!

در رگ های ک ن درد « ریخته اند » 

و دریا را در کنار اشک هایشان « آویخته اند»!

« امروز »چشمانشان رمز هزار آیینه « می گوید»

و « فردا »از « هر آیینه»،« هزار شاخه کینه»« می روید»!

ای کاش سبوی همه دریاها در چشمانشان« می ش ت» 

و « زنجیر شرم» و « زنجیره آزرم» « می گسست»،

تا ما ژرفای فاجعه را « می نگریستیم » و اندکی درد را « می گریستیم»!

 تا آن گاه در شهر یک « خُردسال نژند» و « نونهال نیازمند» هست،

هیچ « روی آرامش » را نمی بیند و « بوی آسایش » را نمی بوید!

 

#شفیعی_مطهر

------------------------

کامه: کام،آرزو،مراد،مقصود

 عُسرت : تنگی، سختی ،دشواری، تنگدستی

نژند : پژمُرده،غمگین

 

شما را چشم در راهم در 

گاه گویه های مطهر   telegram.me/amotahar

 

عنوان وبلاگ : آوای آینه
برچسب ها : « هر آیینه»،رویشگر « هزار شاخه کینه»! / 457 - هزار ,شاخه ,هزار شاخه ,شاخه کینه»
« هر آیینه»،رویشگر « هزار شاخه کینه»! / 457 هزار ,شاخه ,هزار شاخه ,شاخه کینه»
هر « کُهَنی » ،« کُهنه » نیست! /468
 #دل_دیدنی_های_شهرسرب_وسراب(468)   

 

هر « کُهَنی » ،« کُهنه » نیست!

 

 آشنایی با خانه های قدیمی کردستان

من « دو لنگه دَرِ حیاط » را نگاهبان « بساط انبساط » دیدم . 

گرچه « کهنه و قدیمی » اند،امّا « صامت و صمیمی »اند! 

و گر چه گاهی « گیر » و زمانی « جیرجیر »می کنند، 

امّا  هنوز « مردانه » و « بی بهانه »، 

دست در دست یکدیگر « نهاده » و با روی « گشاده »

« خانه را پاس می دارند» و « آشیانه را حسّاس می انگارند». 

 بنابراین دانستم که هر « کُهَن » ،« کُهنه » نیست!

بل که چه بسیار « پدیده های کُهَن » و « گُزیده های سخن»،

که « گذار زمان » و « گذر زمین » 

آن ها را « نمی فرساید»، و بر ارزششان « می افزاید »! 

#شفیعی_مطهر

------------------------

بساط : ایوان،صُفّه،چیز گستردنی مانند فرش

انبساط : بازشدن،گسترده شدن،گشاده رویی،شادی

صامت: ت ،خاموش

 

شما را چشم در راهم در :

گاه گویه های مطهر   telegram.me/amotahar

 

عنوان وبلاگ : آوای آینه
برچسب ها : هر « کُهَنی » ،« کُهنه » نیست! /468 - کُهنه
هر « کُهَنی » ،« کُهنه » نیست! /468 کُهنه
« پاسداری » و « سپاسگزاری »!/459
  #دل_دیدنی_های_شهرسرب_وسراب(459) 

« پاسداری » و « سپاسگزاری »!

 

به جذابترین گروه اینترنتی یاهو ملحق شوید | bestirangroups 

 من چه بسیار « سلمان ها » و « سلیمان ها »

و حتی چه« رونالد ریگان ها » را دیدم 

که پس از « مرگ و ممات » و افتادن واپسین « برگ حیات » 

چقدر آنان را « بزرگ می نمودند » و « سترگ می ستودند »!

نه تنها در « عَلَمِ تندیس » ، که در « عالَمِ تقدیس ».  

در حالی که « نهال ارزندگی » تنها از « زُلال زندگی » سقایت می شود.

خدمات انسان های بزرگ را نه در « آستان ممات » که در « دوران حیات »

باید « پاس داشت » و « سپاس گزاشت »!

 

#شفیعی_مطهر

-----------------------

عَلَم : رایت،پرچم،نشان،نشانه 

 

شما را چشم در راهم در گاه گویه های مطهر   telegram.me/amotahar

 

عنوان وبلاگ : آوای آینه
برچسب ها : « پاسداری » و « سپاسگزاری »!/459
« پاسداری » و « سپاسگزاری »!/459
« بهشتی برین » و « سرنوشتی شیرین » / 460
 #دل_دیدنی_های_شهرسرب_وسراب(فرگرد 604)

 

« بهشتی برین » و « سرنوشتی شیرین »

 

من زائری را دیدم نه در « خیال آسایش » ،که در « حال نیایش » 

و نه در « کنار دریا » ،که در « غار حرا » و بر فراز « دیار خدا »!

نمی دانم او از خدا چه می خواست؛ 

اما می دانم خدا او را « می پیراست » و از او « می خواست » 

تا در این « دنیای دون » و « سرای آزمون » 

با « عزّت و » و « بصیرت و برازندگی » زندگی کند.

او نه در « افلاک نمادین » ،که در این « خاک فُرودین »

باید « بهشتی برین » و « سرنوشتی شیرین » بسازد!  

زیرا نه تنها « سرنوشت مشهود »،که « بهشت موعود »  

نیز « ساختنی » و « پرداختنی » است،

نه « اه » و « سو »!  

 

#شفیعی_مطهر

--------------------------

پیراستن: برش دادن،تراش دادن،ب و کم زیادتی برای خوش نما چیزی

فُرودین: زیرین،پایینی،پست تر

پرداختن: جلادادن و آراستن ،ساختن،مرتب

سودا : معامله،داد و ستد، ید و فروش

 

شما را چشم در راهم در گاه گویه های مطهر   telegram.me/amotahar

 

عنوان وبلاگ : آوای آینه
برچسب ها : « بهشتی برین » و « سرنوشتی شیرین » / 460 - شیرین ,سرنوشتی ,برین ,بهشتی ,سرنوشتی شیرین ,بهشتی برین
« بهشتی برین » و « سرنوشتی شیرین » / 460 شیرین ,سرنوشتی ,برین ,بهشتی ,سرنوشتی شیرین ,بهشتی برین
« تَناهی تَوَهُّم » و « آگاهی مردم » ! / 461
 #دل_دیدنی_های_شهرسرب_وسراب(461)  

 

« تَناهی تَوَهُّم » و « آگاهی مردم » ! 

 

به جذابترین گروه اینترنتی یاهو ملحق شوید | bestirangroups 

من « رَخشی رَخشان » و « آذَرَخشی درخشان » را دیدم  

که چون « شمشیری آخته »، برکشیده از « نیامی گداخته »بود. 

این آذَرَخش نور » با همه « شَرَر و شور » 

« به حِدّت می گداخت » و بر پیکر سرد و سیاه شب « به شِدّت می تاخت ». 

او شوکت شب را « می ش ت »، اما بنیانش را « از هم نمی گسست». 

زیرا ش ت واقعی برای « شب سیاه » تنها در « پرتو پگاه » رخ می نماید. 

بنابراین دانستم آنچه پشت « شب تیره » و « بولَهَب چیره » را می شکند،

نه « شهاب واهی »،که « آفتاب آگاهی » است! 

و آنچه « بیداد را زبون » و « استبداد را سرنگون » می کند

« تَناهی تَوَهُّم » است و « آگاهی مردم » ! 

 

#شفیعی_مطهر

------------------------

آذَرَخش : برق،صاعقه

آخته:برکشیده،برافراشته،بیرون کشیده شده

حِدََّت : تیزی،تندی،برندگی،خشم،غضب

تَناهی: به نهایت رسیدن،پایان یافتن،بازایستادن و بس

تَوَهُّم: گمان بردن،وهم داشتن،به گمان افتادن،خیال و گمان  

 

شما را چشم در راهم در گاه گویه های مطهر   telegram.me/amotahar

 

عنوان وبلاگ : آوای آینه
برچسب ها : « تَناهی تَوَهُّم » و « آگاهی مردم » ! / 461 - تَناهی ,آگاهی ,تَوَهُّم ,گمان ,مردم ,آگاهی مردم ,تَناهی تَوَهُّم
« تَناهی تَوَهُّم » و « آگاهی مردم » ! / 461 تَناهی ,آگاهی ,تَوَهُّم ,گمان ,مردم ,آگاهی مردم ,تَناهی تَوَهُّم
« دل و دلبر » یا « سر و سَروَر»؟! / 462
  #دل_دیدنی_های_شهرسرب_وسراب(فرگرد 462) 

 

 « دل و دلبر » یا « سر و سَروَر»؟! 

 

 картинки по запросу

من ماری را دیدم با « تَنی تناور »و « بدنی دو سر »!

گویا چون با یک سر نمی توانست « مشاکِلِ چیده » 

و « مسائل پیچیده » هزاره سوم را 

« عقلاً تحلیل » و « عُرفاً تعلیل »کند!! 

  ناگزیر سری دیگر نیز برآورده بود!

چقدر افسوس خوردم بر حال « ملّت هایی خسته » با « افکاری بسته»

که همه « زحمتِ کاویدن » و « همّتِ شیدن » 

و نیز « نعمتِ تفکّر » و « مُوهبتِ تدبُّر »

و همچنین « سرشت » و « سرنوشت »خویش را 

« بی خبر بُرده اند » و به یک « سر سپُرده اند »!! 

آن هم « سری سرکش » با « زبانی از آتش »!!

آنان از یک « سر »، « سَروَر » « ساخته اند»

و همه « کشور » را بدان « سَروَر » « باخته اند»!

اگر « آفرینشگرِ حکیم » در آفرینشِ « بشرِ فهیم »

برای هر « دلی »،« دلبری آفریده »،

برای هیچ « سری »،« سَروَری برنگزیده »! 

 

#شفیعی_مطهر

-------------------------- 

مشاکل : مشکل ها، کارهای سخت و دشوار

چیده: برگزیده،چیزی جداشده از میان چیزهای دیگر 

تعلیل : علت ذکر ، علت و سبب امری را بیان

 

شما را چشم در راهم در گاه گویه های مطهر   telegram.me/amotahar

 

عنوان وبلاگ : آوای آینه
برچسب ها : « دل و دلبر » یا « سر و سَروَر»؟! / 462
« دل و دلبر » یا « سر و سَروَر»؟! / 462
سه آذر جاودان و هزاران اخگر فروزان(2)

 سه آذر جاودان و هزاران اخگر فروزان(2)

 

(به بهانه ۱۶ آذر روز دانشجو)

 

  #شفیعی_مطهر

 

دانشجو دو بعد و دو جنبه دارد: عنصر جوانی و عنصر دانش دو مولفه ای است که او را در بین سایر لایه های اجتماعی ممتاز و مشخص می سازد.

دانشجو جوان است و جوان مشتاقانه و عطشناک به سوی زلال محبت می آید و در ظلال مودت می آساید .اما اگر زلال ناب نیابد ، ناگزیر به سوی ضلال سراب می شتابد. باید به هر تشنه ای آب داد و به هر نیاز، جواب .

عنوان وبلاگ : آوای آینه
برچسب ها : سه آذر جاودان و هزاران اخگر فروزان(2) - دانشجو ,اخگر فروزان ,هزاران اخگر
سه آذر جاودان و هزاران اخگر فروزان(2) دانشجو ,اخگر فروزان ,هزاران اخگر
« رفتار زیبا » است یا « رُخسار فریبا »؟! /463
 #دل_دیدنی_های_شهرسرب_وسراب(فرگرد 634

 

 « رفتار زیبا » یا « رُخسار فریبا »؟!

 
 похожее изображение

من هرگاه سیمای خویش را در آیینه ، زیبا دیدم؛ 

کوشیدم تا با کارهای زشت آن را « نیالایم ».

...و چون روزی دیگر سیمای خود را زشت دیدم؛ 

کوشیدم تا با کارهای زیبا آن را « بیارایم ». 

آنچه همواره شخصیت انسان را از « زشتی ها می پالاید » 

و به « زیبایی ها می آراید»، 

« رفتار زیبا » است ،نه « رُخسار فریبا »! 

 

#شفیعی_مطهر

----------------------

شما را چشم در راهم در گاه گویه های مطهر   telegram.me/amotahar

 

عنوان وبلاگ : آوای آینه
برچسب ها : « رفتار زیبا » است یا « رُخسار فریبا »؟! /463 - فریبا ,رُخسار ,زیبا ,رفتار ,رفتار زیبا ,رُخسار فریبا ,دیدم؛  کوشیدم
« رفتار زیبا » است یا « رُخسار فریبا »؟! /463 فریبا ,رُخسار ,زیبا ,رفتار ,رفتار زیبا ,رُخسار فریبا ,دیدم؛  کوشیدم
« بام های کوتاه » و « حُکّام دُژآگاه »!/ 464
 #دل_دیدنی_های_شهرسرب_وسراب(464) 

 

 « بام های کوتاه » و « حُکّام دُژآگاه »! 

 картинки по запросу ‫تحقیر‬‎

من « سقف هایی کوتاه » را بر « ستون هایی سیاه » استوار دیدم 

که جز « کوتوله های پَست » و « مُزدوران دنیاپرست » در زیر آن نمی گنجیدند. 

« سَروقَدان آزاده » و « رادمردان دلداده » 

در زیر این « بام های حقیر » و « دام های تحقیر » 

یا باید « بی سر بِزیَند » ،یا بر آستان سرکشان « سر بسایند ».

تا « سقف های کوتاه » بر « سرهای آگاه » « سایه گستر »است،

امید هر گونه « رُشد و رَشاد » و « رشادت و ارشاد » « بی ثمر » است.

این « سروهای ناز » و « سرهای سرافراز » است  

که نه « بام های کوتاه » را برمی تابند و نه « حُکّام دُژآگاه » را!

 

#شفیعی_مطهر

 --------------------------------

بِزیَند: زندگی کنند

رُشد: از گمراهی به راه آمدن،پایداری در راه راست،نمُوّ و بالیدگی و ترقّی

رَشاد: به راه راست رفتن،ایستادگی و پیروزی

رَشادت: دلیری،دلاوری،شجاعت

ارشاد: راهنمایی، ی،هدایت

حُکّام : حاکمان،فرمانروایان

دُژآگاه: بد ش،بددل،بدخو،تندخو،نادان،بی تربیت

 

شما را چشم در راهم در گاه گویه های مطهر   telegram.me/amotahar

 

عنوان وبلاگ : آوای آینه
برچسب ها : « بام های کوتاه » و « حُکّام دُژآگاه »!/ 464 - دُژآگاه ,حُکّام ,کوتاه ,حُکّام دُژآگاه
« بام های کوتاه » و « حُکّام دُژآگاه »!/ 464 دُژآگاه ,حُکّام ,کوتاه ,حُکّام دُژآگاه
« حیله طَنّاز » یا« وسیله پرواز » ! /465
  #دل_دیدنی_های_شهرسرب_وسراب(465)   

 

« حیله طَنّاز » یا« وسیله پرواز » ! 

 

 image result for دنیا

من « دنیاخوارانی پَست » و « سرمستانی هَوَس پرست » را دیدم 

که جز « سنگِ گور » و « ننگِ نفرت و نفرین و نفور » با خود نبردند

دنیا نه « مایه وَبال » ،که « سرمایه کمال » است.

در راه صعود به « قُلّه کمال » و « حُلّه جلال »،

دنیا « ابزار سعادت » است ،نه « افسار اسارت »!

در پویش از « خاک تا افلاک » و از « دَرَک تا ادراک »،

دنیا « وسیله پرواز » است ،نه « حیله طَنّاز »!

خوشا آن که « دنیا را شناخت » و آن را با « رویا درنباخت »

و با این « ابزار و خِشت » ،« ساختار سرنوشت » را « ساخت »!

 

#شفیعی_مطهر

----------------------------------

نُفور :رمیدن،بیرون رفتن،دورشدن 

وَبال: سختی ،عذاب،سوء عاقبت

حُلّه : جامه،لباس نو،جامه بلند که بدن را بپوشاند

دَرَک : نهایت گودی و قعر چیزی مثل دریا،ته دوزخ

ادراک : درک ،دریافتن،دررسیدن،پی بردن،فهمیدن

طَنّاز: شوخ و پُرناز،مس ه کننده،فُسوس کننده

 

شما را چشم در راهم در گاه گویه های مطهر   telegram.me/amotahar

 

عنوان وبلاگ : آوای آینه
برچسب ها : « حیله طَنّاز » یا« وسیله پرواز » ! /465 - طَنّاز ,وسیله ,حیله ,وسیله پرواز ,حیله طَنّاز
« حیله طَنّاز » یا« وسیله پرواز » ! /465 طَنّاز ,وسیله ,حیله ,وسیله پرواز ,حیله طَنّاز
هر که « ژرف تر »،« کم حرف تر »!/451
 #دل_دیدنی_های_شهرسرب_وسراب(فرگرد 451) 

 

هر که « ژرف تر »،« کم حرف تر »!

 картинки по запросу

من « بزُرگ ترین بیماری » و « ستُرگ ترین شرمساری » را 

برای « جوان پرشور » و « انسان مغرور » در این دیدم 

که نه « سوادِ گُفتن » داشته باشد و نه « استعدادِ شنُفتن ». 

« آفرینشگر بشر » و « گزینشگر خیر و شر »

به انسان دو « گوش شنوا » داد و یک « زبان گویا »!

یعنی « بیشتر بشنود » و « کمتر بگوید»

و چون « دانای خموش » « سراپای گوش » باشد! 

که هر « برازنده تر »،« شنونده تر »!

و هر « ژَرف تر »،« کم حَرف تر »

هنرِ گوش،شنیدن « گفتار سکوت » است،نه « انفجار باروت»!

 

#شفیعی_مطهر

 

شما را چشم در راهم در گاه گویه های مطهر   telegram.me/amotahar

عنوان وبلاگ : آوای آینه
برچسب ها : هر که « ژرف تر »،« کم حرف تر »!/451
هر که « ژرف تر »،« کم حرف تر »!/451
« پنجره های باز » و « حنجره های آواز »! /452
  #دل_دیدنی_های_شهرسرب_وسراب(فرگرد 452)  

 

« پنجره های باز » و « حنجره های آواز »! 

 картинки по запросу

من « شیرین ترین توت » و « نوشین ترین قوت » را 

« ریخته در زیر درخت » و « آمیخته با هر لَخت » دیدم؛ 

در حالی که دیگران به « توت های نارس و کال » بر « بلندای نهال  » 

« چشم می دوزند » و « دل می بازند».  

بنابراین دریافتم که « هر دوری، شیرین » و « هر دیری، نوشین » نیست!

گاه ممکن است که « نیک ترین هدف » در« نزدیک ترین طَرَف »باشد.

گاه نومیدی از دیدن یک « دَرِ بسته » و « پَرِ ش ته »،

نگاه ما را از ده ها « پنجره باز » و « حنجره آواز » باز می دارد!

هیچ « بن بستِ سدید» و هیچ « ش تِ شدید » 

نمی تواند« انسان بااراده » و « جوان آزاده »را از هدف بازدارد!

 

#شفیعی_مطهر

---------------------------

قوت : خوردنی،طعام،روزی،آنچه انسان می خورد 

لَخت : تکّه و ای از چیزی

سدید : محکم و استوار، راست و درست

 

شما را چشم در راهم در گاه گویه های مطهر   telegram.me/amotahar

عنوان وبلاگ : آوای آینه
برچسب ها : « پنجره های باز » و « حنجره های آواز »! /452 - آواز ,حنجره ,پنجره
« پنجره های باز » و « حنجره های آواز »! /452 آواز ,حنجره ,پنجره
« قَدر شناسی» و « غَدر هراسی » !
 #دل_دیدنی_های_شهرسرب_وسراب(453)  

 

 « قَدر شناسی» و « غَدر هراسی »  ! 

 

 похожее изображение

 

من « گُواهی » « صادق تر از آب » 

و « نگاهی » « عاشق تر از آفتاب » ندیدم. 

آب ،« سیمینه ای صاف » و « آیینه ای شفّاف » است 

که واقعیت ها را « می نماید» 

و آفتاب برای همه « پدیده های دَیجور » ،

« شعر نور و سرور » « می سراید».  

آب و آفتاب « نمودهایی مُنوّر » و « نمادهایی روشنگر»ند،

که جز « حقیقت را نمی جویند» و جز « واقعیت را نمی گویند»

من نه تنها « آب و آفتاب » که همه « آفریده های ربّ الارباب » را 

« بی کم و کاستی »،« آیه های راستی » یافتم؛

اما تنها موجودی که می تواند « حقایق را وارونه » 

و « دقایق را واژگونه » نشان دهد،انسان است!

انسان می تواند « عالی ترین نبوغ » و « خیالی ترین دروغ » را تجلّی بخشد!

زهی افسوس برای ی که خود را « قَدر نشناسد» و از« غَدر نهراسد » !

 

#شفیعی_مطهر

----------------------------

می نماید : نشان می دهد

 دقایق : نکات دقیق،نکته های باریک،امور غامض

 غَدر : خیانت، بی وفایی، مکر و فریب

از غَدر نهراسد: از خیانت و فریبکاری نپرهیزد

 

شما را چشم در راهم در گاه گویه های مطهر   telegram.me/amotahar

 

عنوان وبلاگ : آوای آینه
برچسب ها : « قَدر شناسی» و « غَدر هراسی » ! - آفتاب ,غَدر ,قَدر ,غَدر نهراسد ,غَدر هراسی
« قَدر شناسی» و « غَدر هراسی » ! آفتاب ,غَدر ,قَدر ,غَدر نهراسد ,غَدر هراسی
« لال گفتن » و « زلال شکفتن »! /454
  #دل_دیدنی_های_شهرسرب_وسراب(فرگرد 454) 

 

« لال گفتن » و « زلال شکفتن »!

похожее изображение

 

من در « بازار بزُرگ زندگی » و « ساختار ستُرگ ارزَندگی » 

  « کالایی ارزان تر از لبخند » و « نوایی گران تر از نیوَند » ندیدم.   

لبخند پنجره ای است گشوده به « باغ ریاحین رحمت » و « چراغ زرّین مرحمت »!

لبخند زبانی برای « لال گفتن » است و بیانی برای « زلال شکفتن »! 


با پر و بال لبخند می توان از « شوخه شور » به بلندای « شاخه شعور » پرواز کرد.

لبخند،« کلید بهشت » است و « امید به سرنوشت ».

مبادا که با « پندار پلید » این « گُ ار امید » را « بفرساییم»

و « گُلِ لبخَند » را با « گِلِ تَلخَند » « بیالاییم»!

 

#شفیعی_مطهر

----------------------------------

نوا : اسباب معاش، خوراک و توشه ،سروسامان

نیوند : فهم و ادراک

شوخ(شوخه): چرک

شور :آشوب،غوغا و فریاد،فتنه،هیجان و آشفتگی

 

شما را چشم در راهم در گاه گویه های مطهر   telegram.me/amotahar

عنوان وبلاگ : آوای آینه
برچسب ها : « لال گفتن » و « زلال شکفتن »! /454 - لبخند ,شکفتن ,زلال ,گفتن ,زلال شکفتن
« لال گفتن » و « زلال شکفتن »! /454 لبخند ,شکفتن ,زلال ,گفتن ,زلال شکفتن
« دریای آب » یا « غوغای حُباب »؟!/455
 #دل_دیدنی_های_شهرسرب_وسراب(فرگرد 455)

 

« دریای آب » یا « غوغای حُباب »؟!

 

 

من « صابون زبون شوینده » و « دریای نیلگون وشنده » را دیدم 

که اولی بر اثر « آب » و دومی بر اثر « شتاب » ،کف بر دهان برمی آورد.

حجم عظیم کف ، « باد و بُروت » است در « بیداد برهوت ». 

کف،« کوهی است،اما از حُباب » و « شکوهی است،اما از سراب ». 

بنابراین دانستم که هیچ گاه از « کوه قُدرت » و « شکوه شُوکت » نهراسم!

آن چه اص دارد « دریای آب » است،نه « غوغای حُباب »! 

 

#شفیعی_مطهر

--------------------

زبون :ناتوان، عاجز، خوار، زیردست

باد و بُروت: غرور ، نخوت،خودبینی

شُوکت : فَرّ و شکوه،قوه و قُدرت،جاه و مرتبه

 

شما را چشم در راهم در گاه گویه های مطهر   telegram.me/amotahar

عنوان وبلاگ : آوای آینه
برچسب ها : « دریای آب » یا « غوغای حُباب »؟!/455 - دریای ,حُباب ,غوغای ,غوغای حُباب
« دریای آب » یا « غوغای حُباب »؟!/455 دریای ,حُباب ,غوغای ,غوغای حُباب
« اَلَمی گدازان » و « جهنّمی سوزان »! / 456
  #دل_دیدنی_های_شهرسرب_وسراب(456)   

 

« اَلَمی گدازان » و « جهنّمی سوزان »! 

 похожее изображение

من ملّتی را دیدم که « تلخند را نوش » 

و « لبخند را فراموش » کرده اند. 

آنان خنده را یا در « خواب » می بینند، یا در « قاب ». 

از« در و دیوار شهر » و « حصر و حصار دهر » 

« غم می جوشد » و « ماتم می وشد»! 

« رُخسارها همه پژمُرده » است و « عِذارها همه افسُرده »!

« رفتارها ،خشن » است و « گفتارها،موهن »! 

« خُشونت، نمادِ زرنگی » است و « رُعونت، نمودِ فرهنگی »!

اگر خنده ای دیده می شود،نه « لبخند شادی » ،که « تلخند شَیّادی » است!

لبخندها « تحمیلی بر لب ها » است، نه « تحلیلی از مکتب ها»!

گویی « همه مردم  شهر » با « همه قُوّت و قَهر » 

« دست به دستِ هم داده » و « پای ش تِ هم ایستاده »اند ،

تا « اَلَمی گدازان » و « جهنّمی سوزان » برای همدیگر بسازند!!

 

#شفیعی_مطهر

--------------------------

دهر : روزگار بی اول و بی آ ،زمان دراز،زمانه

عِذار: رخسار،چهره

موهن: ضعیف کننده ،سُست کننده، خوارکننده

رُعونت : نادانی،کم عقلی،سُستی،یاوه سرایی 

نمود : نشان،نشانه

قهر : چیرگی،غلبه

اَلَم : درد،رنج

 

شما را چشم در راهم در گاه گویه های مطهر   telegram.me/amotahar

 

عنوان وبلاگ : آوای آینه
برچسب ها : « اَلَمی گدازان » و « جهنّمی سوزان »! / 456 - سوزان ,جهنّمی ,گدازان ,اَلَمی ,جهنّمی سوزان ,اَلَمی گدازان
« اَلَمی گدازان » و « جهنّمی سوزان »! / 456 سوزان ,جهنّمی ,گدازان ,اَلَمی ,جهنّمی سوزان ,اَلَمی گدازان
« واپسین منزلگاه » و « آ ین پناهگاه » /446
 #دل_دیدنی_های_شهرسرب_وسراب(446)  

 

« واپسین منزلگاه » و « آ ین پناهگاه »  

 

картинки по запросу

من در گورستانی « متروک » جمجمه ای را دیدم « مفلوک » ، 

هر چه برایش « گریستم » و بدان « نگریستم »، 

نفهمیدم که این کاسه سر « خ مه ای خطیر » است یا « بینوایی فقیر»؟ 

بنابراین دانستم که « واپسین منزلگاه » و « آ ین پناهگاه » 

برای هر « شاه و فقیر » و هر « صغیر و کبیر » ،

هر « زشت و زیبا » و هر « پارسا و پریسا »همین جاست!

 

#شفیعی_مطهر

----------------------------

جمجمه : استخوان سر،کاسه سر

 پارسا :پرهیزگار،پاکدامن،زاهد

پریسا : افسونگر

 

شما را چشم در راهم در گاه گویه های مطهر   telegram.me/amotahar

 

عنوان وبلاگ : آوای آینه
برچسب ها : « واپسین منزلگاه » و « آ ین پناهگاه » /446 - پناهگاه ,آ ین ,منزلگاه ,واپسین ,آ ین پناهگاه ,واپسین منزلگاه
« واپسین منزلگاه » و « آ ین پناهگاه » /446 پناهگاه ,آ ین ,منزلگاه ,واپسین ,آ ین پناهگاه ,واپسین منزلگاه
« داوری » و « دادوری »!/447
 #دل_دیدنی_های_شهرسرب_وسراب(فرگرد 447) 

 

« داوری » و « دادوری »!

من تنها ی را که دیدم همواره مرا « نُخُست » 

با دیدی « دُرُست »ارزی می کند، خَیّاطم است؛ 

زیرا هر بار پس از « تحقیق » و اندازه گرفتن « دقیق »، 

با « قیاس مناسب »برایم « لباس متناسب »می دوزد ؛ 

اما دیگران با « خیالات پریشان » و بر « قامت گمان »  

با « احساسی از آمال » ،« لباسی از خیال » بر اندامم می پوشانند.

ای کاش همه ما چون « خَیّاط » با دیدی « مُحتاط » 

پیش از هر« سازه » نخست « اندازه »می گرفتیم!

بیاییم پیش از هر « داوری » کمی « دادوری » کنیم! 

 

 #شفیعی_مطهر

 

شما را چشم در راهم در گاه گویه های مطهر   telegram.me/amotahar

 

عنوان وبلاگ : آوای آینه
برچسب ها : « داوری » و « دادوری »!/447 - دادوری ,داوری
« داوری » و « دادوری »!/447 دادوری ,داوری
« عصر سنگ » و « مردم بی فرهنگ »!/448
  #دل_دیدنی_های_شهرسرب_وسراب(فرگرد 448) 

 

« عصر سنگ » و « مردم بی فرهنگ »!

 

homo-sapien-sapien

من « آدمیان دیرین » و « انسان های نُخُستین » را دیدم 

که « از جفا می وشیدند »

و تنها « برای بقا می کوشیدند» .

...و چه « شباهتی شگفت آور» و « مشابهتی جلوه گر » دیدم 

بین « انسان های عصر سنگ » و « مردمان بی فرهنگ »!

 انسان های زیر« ستم و استبداد» و مردم تحت « بیداد و انقیاد » 

گر چه در دوران پسامدرن هزاره سوم زندگی می کنند؛

اما تا آن گاه که « بیداد را تحمّل » و با « استبداد تعامُل »می کنند،

همچنان در « فقر می زیَند » و « فقیر می زایند»! 

 آن چه توسعه و تحوّل می آفریند « نگاه نو » است،نه « پگاه نو »!

 

#شفیعی_مطهر

 

شما را چشم در راهم در گاه گویه های مطهر   telegram.me/amotahar

عنوان وبلاگ : آوای آینه
برچسب ها : « عصر سنگ » و « مردم بی فرهنگ »!/448 - فرهنگ ,مردم
« عصر سنگ » و « مردم بی فرهنگ »!/448 فرهنگ ,مردم
« رمز رفعت » و « راز موفّقیّت » / 449
 #دل_دیدنی_های_شهرسرب_وسراب(449)   


« رمز رفعت » و « راز موفّقیّت » 

 

 

من « رمز رفعت » و « راز موفّقیّت » در زندگی را ، 

نه « داشتن امکانات » و « انباشتن ثمرات » دیدم ، 

بل که « مکانت در بی مکانی » و « مُکنت در بی امکانی » را  

بهترین « نُقطه قُوّت » و برترین « نُکته قُدرت » یافتم .   

هنر انسان تلاشگر « آبادی در کویر مرارت » و « از زنجیر اسارت »است!

تجلّی تلاش در شنا در جهت « خلاف رود » « به سوی صعود»است،

و گرنه هر« پَرِ کاه بی افاده » و هر « هرزه گیاه بی استفاده » ،

هر « ماهی مُرده » و هر « گیاهی پژمُرده »

همسوی « جریان آب » به سوی « هرزاب » می روند!  

 

#شفیعی_مطهر

--------------------------

مکانت: پایگاه، منزلت،مقام

مُکنت: قدرت، توانایی، نیرو، توانگری

نُکته: نقطه سیاه در روی چیزی سفید یا نقطه سفید بر روی یک چیز سیاه،مسئله دقیق

مرارت: تلخی،سختی، مشقّت

صعود: بالارفتن،برآمدن،برشدن

افاده: فایده دادن،فایده رساندن،(در فارسی به معنی تکبّر و خودبینی)  

 

شما را چشم در راهم در گاه گویه های مطهر   telegram.me/amotahar

 

عنوان وبلاگ : آوای آینه
برچسب ها : « رمز رفعت » و « راز موفّقیّت » / 449 - موفّقیّت ,رفعت
« رمز رفعت » و « راز موفّقیّت » / 449 موفّقیّت ,رفعت
باروری باورها / 450
 #دل_دیدنی_های_شهرسرب_وسراب(450) 

 

باروری باورها

 похожее изображение

 

من زندانیان را دیدم با « حیله های حِرمان »، 

ولی در پشت « میله های زندان » . 

من آنان را « کنجکاوانه نگریستم » و « غمگنانه گریستم »!

اما آنان مرا «رِندانه دیدند» و « شادمانه خندیدند». 

...و من درماندم که آیا زندان آن سوی میله هاست یا این سوی آن؟! 

زندان هر « وجود زنده » و « موجود برازنده » 

جایی است که در آن « فریادهای خُفته » و «استعدادهای نهفته» را 

بتواند « آزادانه عیان سازد» و «بی بهانه بیان آغازد»!

جامعه آزاد،جامعه ای است که در آن « داور » ها « دادور » باشند و

« باور » ها ، « بارور »!

و انسان آزاد ی است که بتواند با موازین منطقی نظرِ « داور » را « باور »

و « باور» های خود را « بارور » کند!

 

#شفیعی_مطهر

 -----------------------------------

دادور : دادگر، عادل

حیله: قدرت و توانایی،(در فارسی به معنی مکر و فریب)

حِرمان: بازداشتن،بی روزی،نومیدی

 

شما را چشم در راهم در گاه گویه های مطهر   telegram.me/amotahar

 

عنوان وبلاگ : آوای آینه
برچسب ها : باروری باورها / 450 - زندان ,باروری باورها
باروری باورها / 450 زندان ,باروری باورها
دل بستن و جان را رستن!

دل بستن و جان را رستن!

"آسمان زیر پر و بال من است"

این سخن را مرغکی با سنگ گفت

آسمان با این بلندی 

کوه با این ارجمندی

ابر با این اوج 

دریا با هزاران موج

جنگل و صحرا و دشت و دره

سرتاسر همه زیر پر و بال من است

ای سیه دل سنگ سنگین!  

ای سراسر نفرت و نفرین!

و ای آرام آشفته!  

و ای خاموش ه!

تو نمی دانی چرا این راز را؟ 

و قدرت پرواز را؟

زیرا که تو دل بسته ای بر خاک و...

من جان رسته ام از خاک!

                            شفیعی مطهر

عنوان وبلاگ : آوای آینه
برچسب ها : دل بستن و جان را رستن!
دل بستن و جان را رستن!
« بالِ پ » یا « وبالِ دیدن »؟! /443
     #دل_دیدنی_های_شهرسرب_وسراب(443) 

 

« بالِ پ » یا « وبالِ دیدن »؟! 

 картинки по запросу

من انی را دیدم که خیلی « می فهمیدند »؛ 

اما آن چه را که باید زود « می فهمیدند»، دیر « فهمیدند»!

...و آن این که سرانجام  « فهمیدند » 

که نباید زیاد « می فهمیدند» !!

« درک و فهم» گر چه « بالِ پ » است،

لیک در این دیار « وبالِ دیدن » است! 

 چه زیبا می سراید آن سخنسرای وطنی،شفیعی کدکنی:

گَه مُلحد و گَه دَهری و کافر باشد

گَه دشمن خلق و فتنه پرور باشد

باید  بچشد  عذاب  تنهایی  را

هر که ز عصر خود فراتر باشد

 

 #شفیعی_مطهر

-------------------------------------

دیدن : دید،بینش

وبال : سختی،عذاب،سوء عاقبت،وخامت امر

 

مقدمتان گلباران در گاه گویه های مطهر   telegram.me/amotahar

 

عنوان وبلاگ : آوای آینه
برچسب ها : « بالِ پ » یا « وبالِ دیدن »؟! /443 - دیدن ,وبالِ ,پ ,بالِ ,وبالِ دیدن ,بالِ پ
« بالِ پ » یا « وبالِ دیدن »؟! /443 دیدن ,وبالِ ,پ ,بالِ ,وبالِ دیدن ,بالِ پ
« جوان مُوَلِّد » یا « انسان مُقَلِّد »! /444
  #دل_دیدنی_های_شهرسرب_وسراب(444) 

 

« جوان مُوَلِّد » یا « انسان مُقَلِّد »! 

 image result

من زمان را چون موم « نرم و مطیع »

و چون پهنه آسمان « گرم و وسیع » دیدم 

در دست های انی که « ژرف می نگرند » و « شگرف می شند»....

و چه بسیار « افراد واداده » و « آحاد بی اراده » را دیدم 

چون « موم، نرم و تسلیم » و چون « سَموم، گرم و سقیم »

که در « چنبره زمان، اسیر» و در « گردونه زمین، زمینگیر » بودند.

زمان در چیره و چنبره « جوان های مُوَلِّد » است، 

نه « انسان های مُقَلِّد »! 

 

#شفیعی_مطهر

--------------------------

شگرف: عجیب،طُرفه،نیکو و خوش آیند،کمیاب و بی نظر در خوبی و زیبایی

واداده: شُل،ول شده

سَموم: باد گرم،باد زهرآگین ،باد خفقان آور

 

مقدمتان گلباران در گاه گویه های مطهر   telegram.me/amotahar

 

عنوان وبلاگ : آوای آینه
برچسب ها : « جوان مُوَلِّد » یا « انسان مُقَلِّد »! /444 - مُقَلِّد ,انسان ,مُوَلِّد ,انسان مُقَلِّد ,جوان مُوَلِّد
« جوان مُوَلِّد » یا « انسان مُقَلِّد »! /444 مُقَلِّد ,انسان ,مُوَلِّد ,انسان مُقَلِّد ,جوان مُوَلِّد
پیام اربعین حسینی
 پیام اربعین حسینی

 

تا می توان در خاک و خون خُفت

چون می توان خواری پذیرُفت؟

یا زندگی با ف و عزّت

یا مرگ با عزّ شهادت

تا می توان با سادگی مُرد

کی توان شرمندگی بُرد؟!

похожее изображение

اربعین نه « تجلیل از یک عدد و رقم»،که « تحلیل تاریخ عالم» است 

و پیامش این است که « زندگی » بدون« »،زیستی حیوانی است !

و اینک من با « دلی پرخون » و « رویی گلگون» 

ضمن عرض تسلیت اربعین حسینی به جناب عالی 

و همه «آزادگان زمین» و «حقجویان زمان »،

موفقیت روز افزون شما و همگان را در پویش راه عزت و کرامت حسینی را 

از درگاه خداوند متعال مسئلت دارم.

#شفیعی_مطهر

شما را چشم در راهم در گاه گویه های مطهر   telegram.me/amotahar

عنوان وبلاگ : آوای آینه
برچسب ها : پیام اربعین حسینی - توان ,اربعین حسینی
پیام اربعین حسینی توان ,اربعین حسینی
،« لال گفتن » است و « زلال شکفتن »/438
 #دل_دیدنی_های_شهرسرب_وسراب(438) 

 

  ،« لال گفتن » و « زلال شکفتن »

 

ترک عامل بسیاری از بز اری‌ها در جامعه است

 

من را پنجره ای دیدم گشوده از  « آخور آشیانه » به « آ ت جاودانه » . 

،« وش دریای درون » است در « گوش دنیای بیرون ».

،« فریاد رهایی وجود » است از « انقیاد وضع موجود »؛

،« رهایی از زمین » است و « تنهایی در زمان ».

، ناله « زندانی خاک » است در فراق « آژمانی افلاک ».

،« شعر بلند رهایی » است از « قفس نژند تنهایی ». 

،« شکوفایی شوق پرواز » است به سوی « ملکوت راز ».

،« لال گفتن » است و « زلال شکفتن ».

،پلی از « رنگین کمان تابناک » است افراشته « از خاک تا افلاک ».

،پرواز از « شوخه شور » است بر بلندای« شاخه شعور ».

،« شعله شوق جنان » است از « آتشفشان جان ».

،پیوستن « قطره ها به دریا»است و اتّصال « ذرّه ها به بی انتها ».

،« روزنه ای به خَلوَتِ خورشید » است و « پنجره ای به جَلوَتِ نور اُمید ».

،« تجلّی روح تنها » است و « تسلّی قلب ناشکیبا ».

،پنجره ای است از « بَرَهوت تنهایی» به « مَلکوت خ ».

،« پشت پازدن به دنیا»است و « دست افشاندن از مافیها ».

،« ب بندهای زمینی » است و « پیوندهای زمانی ».

،« گسستن از زمین » است و « پیوستن به آسمان ».

،« دل » کندن از « گِل » است و « آکندن جان از ایمان ».

،سفر از « صحرای سرد سراب » است به « سرزمین آب و آفتاب ».

،گریز از « فضای حُباب » است به « هوای احباب ».

،« دل ب از موج » است و « جان دیدن از اوج ».

،« تنفّس در هوای عطرآگین لاهوتی » است 

و « تقدّس در فضای مشگین ملکوتی ».

،« نوشیدن جرعه ای از زلال نور » است و « پوشیدن جُبّه ای از ثیاب سرور ».

،« کلید بهشت » است و « امید به سرنوشت ».

،« ستون دین » است و « استوانه آیین ».

،« گسستن طوق علایق » است و « پیوستن به شوق شقایق  ».

،« غرال غزل آفرینش » است و « جمال جمیل بینش ».

،« سلم و سلام » است و « پرچم ».

،« شکفتن شه » است و « سبزشدن از ریشه ».

،« صعود بر قُلّه عرفان » است و « ورود به قلعه ایمان ».

،« والاترین یاد » است و « بالاترین فریاد ».

، « بازوی آمال » است و « ترازوی اعمال ».

،« سراج ایمان » است و « معراج مومن ».

، « مایه آرامش قلوب » است و « سرمایه وصال محبوب ».

،« نسیم رحمت » است و « تسنیم مرحمت ».

،« تندیس نمادین پرواز » است و « پردیس پر از ریاحین راز ». 

،« زدودن زنگارهای تعلُّق » است و « گسستن زنجیرهای تملُّق ».

...و ، « سازنده نور » است و « بازدارنده از فجور ».

 

#شفیعی_مطهر

----------------------------------------------------------------- 

آژمان : بی زمان

نژند: اندوهگین،افسرده،پزمرده،سرگشته،خشمگین

شوخ (شوخه ): چرک،چرک بدن و لباس

جُبّه : جامه گشاد و بلند که روی جامه های دیگر بر تن کنند

ثیاب : جامه ها ،لباس ها

تسنیم : نام چشمه ای در بهشت

پردیس :باغ،بستان،فردوس

 

حضورتان گلباران در گاه گویه های مطهر   telegram.me/amotahar

 

عنوان وبلاگ : آوای آینه
برچسب ها : ،« لال گفتن » است و « زلال شکفتن »/438 - ،« , ,شکفتن ,زلال ,ایمان ,جامه ,زلال شکفتن , ،« گسستن
،« لال گفتن » است و « زلال شکفتن »/438 ،« , ,شکفتن ,زلال ,ایمان ,جامه ,زلال شکفتن , ،« گسستن
« خطوط زندگی » و « سقوط ارزندگی »/ 440
   #دل_دیدنی_های_شهرسرب_وسراب(440)  

 

« خطوط زندگی » و « سقوط ارزندگی »

 

https://dncache-mauganscorp.netdna-ssl.com/thumbseg/1838/1838235-bigthumbnail.jpg

من در نوشتن « مشق زندگی » و « سرمشق ارزندگی » 

هرگاه احساس که به « آ خط » و « بستر شط » رسیده ام، 

همان جا نقطه ای « گذاشتم » و « گذشتم » 

و به سر خط بعد« برگشتم ».  

زیرا نه « خطوط زندگی » « نُقطه پایان » دارد  

و نه « سقوط ارزندگی » ، « سُلطه زمان »!   

 

#شفیعی_مطهر

------------------------

شط: کرانه رود،رود بزرگ

 

مقدمتان گلباران در گاه گویه های مطهر   telegram.me/amotahar

عنوان وبلاگ : آوای آینه
برچسب ها : « خطوط زندگی » و « سقوط ارزندگی »/ 440 - ارزندگی ,زندگی ,خطوط ,سقوط ارزندگی ,خطوط زندگی
« خطوط زندگی » و « سقوط ارزندگی »/ 440 ارزندگی ,زندگی ,خطوط ,سقوط ارزندگی ,خطوط زندگی
« چاپلوسی » و « دست بوسی »! /435
 #دل_دیدنی_های_شهرسرب_وسراب(435)

 

 « چاپلوسی » و « دست بوسی »! 

картинки по запросу

من در این شهرِ « سیراب » از « سراب »

بسیاری از « شهروندان کوشا » و « نیرومندان پویا » را دیدم 

که عمری « می دویدند»؛ اما « به جایی نمی رسیدند»؛ 

ولی معمولا انی « به قدرت می رسیدند » که « به نُدرت می دویدند»!! 

در دیاری که « چاپلوسی » « بُرش » دارد و « دست بوسی »،« ارزش »،

 دیگر نه « شایستگی، بازار » دارد و نه « بایستگی، یدار »!

 « نخبگان، خون جگر » می خورند و « پخمگان، میِ گُلگون ساغر »! 

اینان « شایگانی قَدر » اند و آنان « قربانی غَدر »!

 

#شفیعی_مطهر

-------------------

 پخمه : کودن،کندفهم،کم هوش،کم عقل

ساغَر : پیاله ،جام

شایگان : سزاوار،شایسته،لایق،درخور

قَدر : حرمت و وقار(در اینجا)

غَدر : خیانت،بی وفایی،مکر و فریب،پیمان شکنی

 

گاه گویه های مطهر   telegram.me/amotahar

 

عنوان وبلاگ : آوای آینه
برچسب ها : « چاپلوسی » و « دست بوسی »! /435 - بوسی ,چاپلوسی
« چاپلوسی » و « دست بوسی »! /435 بوسی ,چاپلوسی
« پنجره ای باز » و « روزنه ای فراز »/436
#دل_دیدنی_های_شهرسرب_وسراب(436) 


 « پنجره ای باز » و « روزنه ای فراز » 

 картинки по запросу

من رایانه را « پنجره ای باز » و « روزنه ای فراز » دیدم 

به سوی « زمانی بی کران » و « جهانی بی پایان ».

با پیدایش « پدیده ای به نام رایانه » و « گزیده ای به فرنام رسانه » 

من از آن پس همه « دیده ها » و « پدیده ها »ی جهان آفرینش را 

در دو عرصه متفاوت «واقعی» و «مجازی» متبلور دیدم. 

آنجا که « د »،« نیک و بد » را بسنجد ،

« مجاز » هم می تواند « رنگ واقعیّت بگیرد » 

و « فرهنگ حقیقت بپذیرد ».

 

#شفیعی_مطهر

----------------------------

فراز : باز،(نقیض بسته)

فرنام: عنوان،لقب

 

گاه گویه های مطهر   telegram.me/amotahar

 

عنوان وبلاگ : آوای آینه
برچسب ها : « پنجره ای باز » و « روزنه ای فراز »/436 - فراز ,روزنه ,پنجره
« پنجره ای باز » و « روزنه ای فراز »/436 فراز ,روزنه ,پنجره
« کانون قدرت » یا« قانون بشریت » ؟!/432
 #دل_دیدنی_های_شهرسرب_وسراب(432) 


« کانون قدرت » یا« قانون بشریت » ؟!

картинки по запросу

من شهریارانی را دیدم که « زبان » شان،« زبون » بود،

ولی « بیان »شان،« قانون »!

خود را « اشرف » و مردم را « مکلّف » می دانستند.

در حالی که کامل‏ ترین حکومت، حکومتی است 

که در آن « قانون بشریت » به جای « کانون قدرت » 

« شایگان بماند » و « فرمان براند ».

همواره باید آن که سخن آ را می گوید، 

« مفاد قانونی » باشد،نه « ارشاد همایونی »!

 

#شفیعی_مطهر

----------------------------

زبون : بیچاره،ناتوان،عاجز،خوار،زیردست

شایگان: شایسته و سزاوار لایق درخور

مفاد : معنی، مفهوم

 

گاه گویه های مطهر   telegram.me/amotahar

عنوان وبلاگ : آوای آینه
برچسب ها : « کانون قدرت » یا« قانون بشریت » ؟!/432 - بشریت ,قدرت ,کانون ,قانون بشریت ,کانون قدرت
« کانون قدرت » یا« قانون بشریت » ؟!/432 بشریت ,قدرت ,کانون ,قانون بشریت ,کانون قدرت
« قانون طاغوت » یا « تار عنکبوت »!/433
  #دل_دیدنی_های_شهرسرب_وسراب(433)

« قانون طاغوت » یا « تار عنکبوت »!

 

картинки по запросу


من قانون « روزگار طاغوت » را چونان « تار عنکبوت » دیدم 

که اگر « چیزی کوچک » یا « پشیزی اندک » در آن بیفتد، 

« گرفتار تار » و « اسیر این حصار »خواهد شد، 

ولی اگر « چیزی بزرگ » و « پرویزی ستُرگ » در آن بیفتد، 

آن « تار را » و آن « تور را چاره »خواهد کرد. 

 

#شفیعی_مطهر

-------------------------------

طاغوت: متعدی،سرکش،هر معبودی جز خدا،بت،صنم

پشیز : پولک،فلس،پول خُرد ف ی کم ارزش،پول سیاه

پرویز :پیروز،مظفّر،فاتح

 

گاه گویه های مطهر   telegram.me/amotahar

 

عنوان وبلاگ : آوای آینه
برچسب ها : « قانون طاغوت » یا « تار عنکبوت »!/433 - طاغوت ,عنکبوت ,قانون طاغوت
« قانون طاغوت » یا « تار عنکبوت »!/433 طاغوت ,عنکبوت ,قانون طاغوت
« بهار شکوفایی » و « روزگار رهایی » ! /434
 #دل_دیدنی_های_شهرسرب_وسراب(434)  

 

« بهار شکوفایی » و « روزگار رهایی » !

 картинки по запросу

من در این « دَیر و دیار » و در این « عصر و روزگار»

انی را دیدم که همه « شکوه شخصیّت » شان و « انبوه هویّت » شان 

نه در « احساس و تفکُّر » که در « لباس و تظاهُر »خلاصه می شد. 

در منطق اینان این سروده سعدی نه « تعریف »،

که این گونه « تحریف »  می شود:

تن آدمی شریف است به جان آدمیت؟!

نه ! همین لباس زیباست نشان آدمیت!

 اینان در « بهار شکوفایی » و « روزگار رهایی »

نه « ذوق گفتن » دارند و نه « شوق شکفتن »!

بل که « سر بر زیر » دارند و « پای در قیر»!

 

#شفیعی_مطهر

-------------------------

دَیر : صومعه،آتشکده،عبادتگاه

دیار: شهر و قبیله،خانه ها

انبوه: پیچیده و درهم،بسیار

تحریف: کج ،تغییر و تبدیل سخن ی از ح اصلی خود

 

گاه گویه های مطهر   telegram.me/amotahar

عنوان وبلاگ : آوای آینه
برچسب ها : « بهار شکوفایی » و « روزگار رهایی » ! /434 - رهایی ,روزگار ,شکوفایی ,بهار ,روزگار رهایی ,بهار شکوفایی
« بهار شکوفایی » و « روزگار رهایی » ! /434 رهایی ,روزگار ,شکوفایی ,بهار ,روزگار رهایی ,بهار شکوفایی
زندگان رجیم » و « مُردگان فهیم »!/429
  #دل_دیدنی_های_شهرسرب_وسراب(429) 

« زندگان رجیم » و « مُردگان فهیم »!

من بسیاری از « ک ن زیرک » و « نونهالان کوچک » را دیدم 

که به آنان می گفتند: بچه است، نمی فهمد!

وقتی نوجوان هم شد، می گفتند: نوجوان است، نمی فهمد!

وقتی جوان شد، گفتند: جوان و خام است، نمی فهمد! 

وقتی بزرگ شد، گفتند: دارد پیر می شود، نمی فهمد ...

وقتی هم پیر شد، گفتند: پیر است، حالیش نیست، نمی فهمد! 

فقط وقتی مُرد،آمدند و بر سَرِ گورش گفتند: 

عجب انسان فهمیده ای بود!! 

 

#شفیعی_مطهر

-------------------------------- 

رجیم : رانده شده،نفرین شده،ملعون

 

گاه گویه های مطهر   telegram.me/amotahar

عنوان وبلاگ : آوای آینه
برچسب ها : زندگان رجیم » و « مُردگان فهیم »!/429 - فهمد ,گفتند ,است، ,رجیم ,فهمد وقتی ,مُردگان فهیم ,زندگان رجیم
زندگان رجیم » و « مُردگان فهیم »!/429 فهمد ,گفتند ,است، ,رجیم ,فهمد وقتی ,مُردگان فهیم ,زندگان رجیم
در هر « سَری »،« سِرّی » است!/430
  #دل_دیدنی_های_شهرسرب_وسراب(430)  

در هر « سَری »،« سِرّی » است!

 من جابه جایی « یک کوه »

و تغییر مسیر یک « رود بشکوه » را 

آسان تر دیدم از « تغییر شخصیت » و « تاثیر تربیت »

بر انسانی که شخصیتش « شکل پذیرفته »، 

اما یک گل از گ ار استعدادهایش هنوز « نشکفته » . 

  در هر « سَری »،« سِرّی » است 

و در هر « سِرّی »،« سُروری »!

باید « دُرجِ اسرار را شناخت » 

و « بُرجِ افکار را ساخت »!

 « تربیت » از « هنگام ولادت » آغاز می شود،

نه تنها « ایّام عبادت »!

 

#شفیعی_مطهر

----------------------------

دُرج : صندوقچه،جعبه کوچک جواهرات و زینت آلات یا عطریات

 

گاه گویه های مطهر   telegram.me/amotahar

 

عنوان وبلاگ : آوای آینه
برچسب ها : در هر « سَری »،« سِرّی » است!/430 - سِرّی ,سَری
در هر « سَری »،« سِرّی » است!/430 سِرّی ,سَری
پول « ابزار مبادله »یا « عیار مجادله »؟! /431
 #دل_دیدنی_های_شهرسرب_وسراب(431)

 

پول « ابزار مبادله »یا « عیار مجادله »؟! 

 картинки по запросу

من افرادی را دیدم که با پول نه « کارسازی »،که « بازی » می کنند. 


اینان نه به « خاصیت وجودی »، 

که تنها به رقم « صفرهای موجودی » می شند .

پول « ابزار مبادله »است،نه « عیار مجادله »!

پول « وسیله رفاه » است،نه « حیله گناه »!

پول ،نه « قُلّه هدف » ، که « حُلّه شرف »است.

با آن هم می توان « مدینه فاضله » ساخت و هم « مزبله نازله »!

این نوع « نگریستن » است که  « چگونه زیستن » را رقم می زند!

 

#شفیعی_مطهر

--------------------------

حُلّه : جامه، لباس نو، جامه بلند که بدت را بپوشاند

مزبله: جای ریختن خاکروبه و سرگین

نازله: فرودآینده،پایین رونده،پایین رو

 

  گاه گویه های مطهر   telegram.me/amotahar

عنوان وبلاگ : آوای آینه
برچسب ها : پول « ابزار مبادله »یا « عیار مجادله »؟! /431 - مجادله ,عیار ,مبادله ,ابزار ,عیار مجادله ,ابزار مبادله
پول « ابزار مبادله »یا « عیار مجادله »؟! /431 مجادله ,عیار ,مبادله ,ابزار ,عیار مجادله ,ابزار مبادله
« والاترین تعبیر »،« بالاترین تغییر »است!/427
 #دل_دیدنی_های_شهرسرب_وسراب(427) 

 

« والاترین تعبیر »،« بالاترین تغییر »است!

 картинки по запросу

من در « درازای زمان » و « پهنای زمین »، 

راز و رمز همه « تحولّات شگرف » را در « تغییرات ژرف » دیدم،

در « تغییر باورها » و « پذیرش خطرها ».   

هماره « والاترین تعبیر »،« بالاترین تغییر » است! 

 

 #شفیعی_مطهر

 

گاه گویه های مطهر   telegram.me/amotahar

عنوان وبلاگ : آوای آینه
برچسب ها : « والاترین تعبیر »،« بالاترین تغییر »است!/427 - تغییر ,بالاترین ,تعبیر ,والاترین ,والاترین تعبیر ,بالاترین تغییر ,تغییر »است
« والاترین تعبیر »،« بالاترین تغییر »است!/427 تغییر ,بالاترین ,تعبیر ,والاترین ,والاترین تعبیر ,بالاترین تغییر ,تغییر »است
« ناتوان از تغییر » و « اسیر در دام تقدیر » / 425
 #دل_دیدنی_های_شهرسرب_وسراب(425) 


« ناتوان از تغییر » و « اسیر در دام تقدیر »

 картинки по запросу

من انسان های « ناتوان از تغییر » 

و « اسیر در دام تقدیر » را 

چون « نشیبیِ برگ » در « سراشیبیِ مرگ » دیدم؛ 

« مرگی آرام » با « ساز و برگی در نیام »!

« جوانه زندگی، رویش » است و « نشانه ارزندگی،پویش ».

بنابراین هر موجود زنده « هر لمحه در خیال تدبیر » است 

و « هر لحظه در حال تغییر »!

...و آن گاه « با انفعال می میرد » و « زوال می پذیرد »

که « از تدبیر بازمی ماند » و « تغییر را نمی تواند»!

 

#شفیعی_مطهر

  -------------------------------------

نشیب : پستی،سرازیری،پایین

نیام : غلاف، غلاف شمشیر و خنجر

 

گاه گویه های مطهر   telegram.me/amotahar

عنوان وبلاگ : آوای آینه
برچسب ها : « ناتوان از تغییر » و « اسیر در دام تقدیر » / 425 - تغییر ,تقدیر ,اسیر ,ناتوان
« ناتوان از تغییر » و « اسیر در دام تقدیر » / 425 تغییر ,تقدیر ,اسیر ,ناتوان
« رفتار شایگان »و « بهار جاودان » /426
 #دل_دیدنی_های_شهرسرب_وسراب(426)

 

 « رفتار شایگان »و « بهار جاودان » 

image result

من آبشارانی را دیدم که از « بلندای کوه » 

« بی شکیب و باشکوه »،

  « از ستیغ، لطافت می بخشیدند »

و  « بی دریغ، طراوت می با د»؛

اما دنیایی را دیدم « پراکنده از خشکی ایمان » 

و « آکنده از خشونت انسان ».  

از « طبیعت جهان، گُل »می روید 

و از « خشونت انسان،گُلوله »!

از « نَفَسِ آن نسیم بهار » می وزد 

و از نَفسِ این جحیم آتشبار »!

بیاییم شیشه « خشم خواب » را در « چشم مُرداب » بشکنیم

و روی « زمین پاک » و « زمینه خاک » ،

با « رفتاری شایگان »، « بهاری جاودان » بیافرینیم! 

 

#شفیعی_مطهر

 --------------------------

ستیغ: قُلّه کوه

جحیم: دوزخ،جهنم،آتش قوی و سخت،جای بسیار گرم

شایگان: شایسته و سزاوار ،لایق ؛درخور

 

گاه گویه های مطهر   telegram.me/amotahar

عنوان وبلاگ : آوای آینه
برچسب ها : « رفتار شایگان »و « بهار جاودان » /426 - شایگان ,جاودان ,بهار ,بهار جاودان ,رفتار شایگان
« رفتار شایگان »و « بهار جاودان » /426 شایگان ,جاودان ,بهار ,بهار جاودان ,رفتار شایگان
خدا دیدن چه شیرین است!

 خدا دیدن چه شیرین است! 

#شفیعی_مطهر

تقدیم به آنان که از دشمن، جور می بینند و از دوست، جفا!

 

سحر بر درگه معشوق نالیدن چه شیرین است!
سری بر آستان دوست ساییدن چه شیرین است!

دلی خونبار و چشمی اشکبار و چهره ای خندان
به روی بحرخون خویش خندیدن چه شیرین است!

به راه حق فراتر از تن و جان آبرو دادن
به راه عشق خوددادن خدادیدن چه شیرین است!

به زیر سلطه دشمن بلادیدن اگرسخت است
به روز حاکمیت هم ستم دیدن چه شیرین است!

ز دشمن گرهزاران تیر زهرآگین خوری سهل است
ز دست دوست جام زهر نوشیدن چه شیرین است!

مسلمان بودن و ازکفر رنجیدن سزاوار است
به جُرم دین ز دینداران جفادیدن چه شیرین است!

اگر ظلمت هزاران تیرکین بر پیکرت بارد
بر اوج آسمان چون مهرت دن چه شیرین است!

به غمخواری غم دل گفتن آرامش دهد اما
غمت با چاه گفتن زار گرییدن چه شیرین است!

در آن شهری  که فهمیدن گناه دردمندان است
صدای درد را از دل نیوشیدن چه شیرین است!

بلور دل ش تن بر سریر سرخ  پیروزی
اگر تلخ است طعم دردفهمیدن چه شیرین است!

وضو با خون دل تکبیر از سوز جگر گفتن
ز باغ سبز سجاده ثمرچیدن چه شیرین است!

ز ناپاکی خود گر طعن بشنیدی روا باشد
"مطهر"بودن و دشنام بشنیدن چه شیرین است!

(گاه گویه های مطهر   telegram.me/amotahar)

عنوان وبلاگ : آوای آینه
برچسب ها : خدا دیدن چه شیرین است! - شیرین ,دیدن
خدا دیدن چه شیرین است! شیرین ,دیدن
دل بستن و جان را رستن!

دل بستن و جان را رستن!  

 

#شغیعی_مطهر

"آسمان زیر پر و بال من است"

این سخن را مرغکی گ گفت

آسمان با این بلندی 

کوه با این ارجمندی

ابر با این اوج 

دریا با هزاران موج

جنگل و صحرا و دشت و دره

سرتاسر همه زیر پر و بال من است

ای سیه دل سنگ سنگین!  

ای سراسر نفرت و نفرین!

و ای آرام آشفته!  

و ای خاموش ه!

تو نمی دانی چرا این راز را؟ 

و قدرت پرواز را؟

زیرا که تو دل بسته ای بر خاک و...

من جان رسته ام از خاک!

                      گاه گویه های مطهر   telegram.me/amotahar

عنوان وبلاگ : آوای آینه
برچسب ها : دل بستن و جان را رستن!
دل بستن و جان را رستن!
عیب بزرگ انسان ها ! /423
 #دل_دیدنی_های_شهرسرب_وسراب(423) 

 

عیب بزرگ انسان ها !

 картинки по запросу

من در این « شَهرِ سُرب و سراب » 

و « دَهرِ نَقب و نقاب » دو چیز را هرگز ندیدم: 

 یکی « زنده خوب » و دیگری « مُرده بد »!!  

گویی عیب بزرگ انسان ها، زنده بودن آن هاست!!

 

#شفیعی_مطهر

----------------------------------

نَقب: سوراخ و راه باریک در زیرزمین

دهر: زمانه، عصر و زمان

 

گاه گویه های مطهر   telegram.me/amotahar

عنوان وبلاگ : آوای آینه
برچسب ها : عیب بزرگ انسان ها ! /423 - انسان ,بزرگ انسان
عیب بزرگ انسان ها ! /423 انسان ,بزرگ انسان
دو « کالای کمیاب » و دو « سوال بی جواب »!/419
 #دل_دیدنی_های_شهرسرب_وسراب(419) 


دو « کالای کمیاب » و دو « سوال بی جواب »!

картинки по запросу

 

من هر « وجود زنده » و « موجود فرازنده » را دیدم، 

به دنیال یافتن « خانه ای امن » و « همخانه ای امین » بود....

و افسوس که در « زمانی سَتَروَن » و « زمینی ناایمَن » زندگی می کنیم، 

که « امانت » و « صداقت » 

دو « کالای کمیاب » و دو « سوال بی جواب » اند. 

 آری، زندگی را « امانتی باید » و « صداقتی شاید »، 

تا من « نگاهدار دلی باشم که از او بُردم »

و او « امانتدار مَشعَلی باشد که بدو سپُردم»!

و در « مَشی و مرام » و در « نام و فَرنام » ، 

« آن گونه باشیم که می نماییم »

یا « آن گونه بنماییم که هستیم »!

 

#شفیعی_مطهر

----------------------------

سَتَروَن : عقیم،نازا

باید : بایسته است

شاید : شایسته است

فَرنام : عنوان،لقب

 

گاه گویه های مطهر   telegram.me/amotahar

عنوان وبلاگ : آوای آینه
برچسب ها : دو « کالای کمیاب » و دو « سوال بی جواب »!/419 - جواب ,سوال ,کمیاب ,کالای ,کالای کمیاب
دو « کالای کمیاب » و دو « سوال بی جواب »!/419 جواب ,سوال ,کمیاب ,کالای ,کالای کمیاب
« هوادار شیفته » یا « مخالف فریفته »؟!
  #دل_دیدنی_های_شهرسرب_وسراب(420)

« هوادار شیفته » یا « مخالف فریفته »؟!

image result

 من « خ مگان خودخواه » را چونان « کرگدنی ناآگاه » دیدم 

که همه « جهان فراخ » را در « دو سوی شاخ » می بینند؛

تک شاخی که بر « زَبَرِ زنخدان » و در « برابر دیدگان »، 

بر « فراز پیشانی » چون « راز نشانی » روییده است.

اینان همه شهروندان را یا « سپید سرور » می بینند ،یا « سیاه دیجور » ، 

  همه مردم را یا « هوادار شیفته » می دانند و یا « مخالف فریفته ».

در نگاه اینان « دمند فکور » و « شهروند باشعور » وجود ندارد.

مُوافقان را « زلال » می خوانند و مُخالفان را در « ضلال »!

در نگاه خ مه هر آن که نه « با من » است،پس « بر من » است

و هر که « بر من » است،« دشمن » است!

 

 #شفیعی_مطهر

-------------------------------

زنخدان : چانه

دیجور: تاریکی،تیره رنگ مایل به سیاهی

شیفته: عاشق ،دلباخته

فریفته: فریب خورده،گول خورده

زلال: آب صاف و گوارا،آب شیرین خوشگوار

ضلال: گمراهی

 با من : هودار من

بر من : مخالف من

 

گاه گویه های مطهر   telegram.me/amotahar

 

عنوان وبلاگ : آوای آینه
برچسب ها : « هوادار شیفته » یا « مخالف فریفته »؟! - فریفته ,مخالف ,شیفته ,هوادار ,مخالف فریفته ,هوادار شیفته
« هوادار شیفته » یا « مخالف فریفته »؟! فریفته ,مخالف ,شیفته ,هوادار ,مخالف فریفته ,هوادار شیفته
آخرین وبلاگهای به روز شده
وبلاگهای اتفاقی
اخرین جستجو ها
مانتو سنتی بهار ویژه مجلسی جدید ویژه بهار مانتو سنتی سنتی ویژه جدید مانتو مانتو مجلسی سازمان برند کارفرما کارکنان بازاری ارزش برند کارفرما منابع انسانی ایجاد انگیزه باید کارکنان میان کنشی رستوران تهران تهران، آدرس منوی شمعدان آدرس تهران، ترین رستوران سایر طبقات رستوران دیوان رستوران شمعدان آدرس تهران، خیابان قاجاری بس است second theranos lab has blood testing license revoked دورة إعداد الکوادر لموسم عاشوراء سنة 1439هـ اتهام تعرض cliff stratton devin stratton تومور طناب نخاعی تکمیل پروژه‌ زیرگذر میدان تا پایان دادماه ٩٦ قیمت انواع ک نت ساختمان خـبـر آمـد خبـری نیـست اوضاع ساخت و ساز و مسکن مهسان چت چت مهسان مهسان چت اصلی برگزاری جلسه پرفیض زیارت عاشورا در کتابخانه شهید مطهری گناباد lunar eclipse ایده هایی برای شلوار جین کهنه محبوب ناراحت همسرش نفت با افزایش اعتماد ۵۲۵ دلاری شد تحقیق در مورد نقش فسفر در کشاورزی برندینگ ب و کارهای اینترنتی ارائه مدارک روادید گواهی کننده دهید ارائه دهید دعوت کننده خواست روادید مدارک لازم مدرک مبنی توانند گواهی اشتغال کاهش 12 درصدی سرقت در تهران استقرار 553 ایستگاه پلیس و چادر در محلات انداختند شیان میدان تهران منطقه مس ی، تهران آپارتمان مس ی، فروش آپارتمان مس ی، تهران منطقه آپارتمان مس ی، تهران فروش آپارتمان مس ی، توفیقی دیگر برای آقای محمد جواد سعیدیان عد رفتاری در مدیریت خیابانی دعای مردم گزارشگر بستری دلیل جواد خیابانی بیمارستان بستری ستون فقرات درب اتوماتیک نگه اصل ایتالیا kisah 20 sahabat 20 ke 11 20 suhaib 20 ar rumi 20 radhiyallahu anhu 20 20 ust 20alamah 20 ma پرویز اسماعیلی پادشاه عاشق پیشه زندگی پرماجرای ادوارد، دوک ویندسور پوینت ومصوت صامت پاور شماره ج پاور پوینت صامت ومصوت ج صامت باهوش افراد اشتباهات اشتباه افراد باهوش 1061 mdx تحقیق در مورد بانکداری 79 ص nfl shopping ‘tnf’ digital rights again twitter bidding against youtube facebook amazon report ممکنه نوشته فروش عمده سبد گرد ، بیضی ، چهارگوش تأتیر نمادها بر شاخص 22 آذر 95 در یک نگاه fan video shows wwe’s undertaker sneaking into ring while lights are out htu5 5zb2 ejscreen environmental justice screening and m clip کیفیت film space master کیفیت film clip space film color space master color master color space ؛ خلاصه بازی لاس پالماس ۰ ۱ سوسیه داد کاهش کشت گوجه در جم رئیس کل دادگستری اسان رضوی با صدور بخشنامه‌ای به کلیه واحدهای قضایی بر وم انجام کلیه معاملات از آهنگ جدید رضا پیشرو به نام چه خبر از بهشت ده جمله زیباوکاربردی کلاه‌بردای عمرش بزرگ‌ترین کلاه‌بردای دوباره کی‌روش افشاگری دوباره افشاگری دوباره کی‌روش دوش در حــلقه مــا قصــه گیســوی تـو بود 937 kkrl آلبانی نخست زهرا قلیزاده خانم زهرا نامه خانم دیپلمات افغان در کراچی پا تان کشته شد پاسپورت جهان پاسپورت جهان بدون ویزا بادمجون هلو interval timer بسمه تعالی جوانمردی زنده است یادداشت میهمان سالیانی مردم منت balanced مکمل افزایش قد رفتارمذهبی کردها جزوه ترجمه متون و قواعد عربی دوم دبیرستان برفراز دودها انشا درباره ناخن کلاس هفتم +":80" +":8080" +":3128" شیوه نامه تقویت وارتقاء مکالمه دبیرخانه کشوری درس عربی مسابقه علمی بسیج دانش آموزی 96 95 بودجه بندی اتوبار یوسف آباد – باربری یوسف اباد two dogs and no shame thunderify flyer maker the biggest boobs in hollywood tattoo lettering design oscars the 5 closest races with final balloting underway mm 8bitbach list میلاد زمان losing cryer frcmedia news کینگزلی کومان بایرن مونیخ vivo releases v5 plus limited indian premier league edition best picture that oscars land” envelope best picture been given full statement warren beatty error that morning report 11 03 17_هنرمند 10 راه برای ارتباط موثر با مشتری سوالات دوره مبانی اصول اموزش پرورش در شاخه فنی حرفه ای سال تحصیلی 96 95 با کد گذشته ساعت ساعت گذشته dr cleaner pro کدخدا داشت وقتی پروژه تمامی مرکز طراحی بورلند پروژه پروژه الگوریتم مرکز پروژه پروژه بسیار پروژه پروژه الگوریتم پروژه پروژه همایش انگ ز در سبزوار مقاله درباره سلامت روان خودآگاهی دمندی نامه به همسرم2 ع روز نشنال جئوگرافیک؛ نقطه نظرات مقاله در مورد سوگ معنی ضرب المثل تو نیکی میکن و در دجله انداز متن سخنرانی دهه فجر 95 و پیروزی انقلاب ی 22 بهمن لوله کاروگیت قانون ت اوباما، دلیل حضور نام ایران در فرمان اجرایی ترامپ سرمایه براى سازمان نقدینگى نسبت مقیاسهاى صاحبان سهام حقوق صاحبان بهاى تمام سرمایه استقراضى درباره نقدینگی قراردادهاى استقراضى موجود عد در قیام حسین ع طرح جابر از موضوع دستگاه گردش خون قلب داریوش نیاز
Facebook Twitter Google Plus Digg Share This RSS
کلیه فعالیتهای وبلاگ724 تابع قوانین جمهوری اسلامی ایران میباشد. تمامی اطلاعات، خبرها و مقالات بصورت خودکار از سایت ها و وبلاگهای فارسی دریافت و با ذکر منبع نمایش داده می شوند و وبلاگ 724 هیچگونه مسئولیتی در قبال محتوای آنها ندارد. در صورت مشاهده هر نوع تخلف یا محتوای نا مناسب بر روی دکمه “درخواست حذف وبلاگ” در آن صفحه کلیک نمائید.
All rights reserved. © weblog724 2012-2017 Run in 0.713 seconds
RSS