آن شب ِ پاییزی

پست های وبلاگ آن شب ِ پاییزی از سایتهای وبلاگی با ذکر منبع به صورت خودکار بازنشر شده و در این صفحه نمایش داده شده است. در صورتیکه این اطلاعات دارای محتوای نامناسب بوده و یا دارای هر گونه تخلف میباشد بر روی گزینه ‘درخواست حذف’ کلیک نمائید

یادت باشه جان
بعضی روز هارو یادت باشه 

که چقد راحت اشکمو در آوردی .... 

یادت باشه که چطور با بی محلی

و با خوندن و جواب ندادن پیام هام 

به اشتباه هم که شده حتی برا دقیقه هایی هم که شده

احساس که چقد بی ارزشم ‌...

این روز هارو یادت باشه همیشه 

نه برای اینکه بخوام یه روزی تلافی کنم 

این چیزا کار من نیست ... من دلم نمیاد هیچوقت 

فقط میخوام یادت باشه که شاید بعد این تکرار نشه

که یادت بیوفته قبل ها چقد با این رفتار ها قلبم ش ته .... 

 

 

 

 

 

 

 

نمیدونم امروز چی شد :( 

 

عنوان وبلاگ : آن شب ِ پاییزی
برچسب ها : یادت باشه جان - یادت ,باشه ,یادت باشه ,هارو یادت
یادت باشه جان یادت ,باشه ,یادت باشه ,هارو یادت
عشق ِ 2 ساله ی ما :)
امروز چندمه ؟؟؟؟ 

24 ام آذر 

یعنی دو سال تمام شد ؟؟؟ 

چه زود گذشت 

یعنی ما دو سال رو با هم پشت سر گذاشتیم ؟؟؟

همون آدم های تخس ِ روز های اول ؟؟؟؟ :| 

هوووووووووم 

همون آدم های تخس و مغرور دو سال رو پشت سر گذاشتیم 

با همه ی خوب و‌ بد ها 

با همه ی تخس بازی ها و قهر و آشتی ها

همه ی خاطرات خوووووووووب و دیدار های یهویی ... 

دو سال گذشت از شروع این رابطه 

دو سال میگذره از اون شبی که اومدی توو زندگیم

اون شب حواسم نبود 

با همه ی غرورم گفتم فقط یه رفاقت مجازی ! 

اما حواسم نبود که اون شب تو برای رفاقت نیومده بودی

حواسم نبود که اون شب سرنوشتم ثبت شده بود .... 

مرسی جان 

ممنونم که اون شب اومدی و پیدام کردی 

ممنونم که اینقد به موقع اومدی و رنگ آرامش پاشیدی به زندگیم

دوووووست دارم یکی یکدونم :) 

امروز خیلی بیشتر از روز های قبل عاشقتم

خیلی بیشتر از روزهای قبل حس آرامش و خوشبختی دارم :)

مرسی تاج سرم 

همیشه باش تا بی نهااااااایت ها ....‌ 

 

 

 

دو سالگیمون مبارک

به امید سال های بیشتر کنار هم :) 

عنوان وبلاگ : آن شب ِ پاییزی
برچسب ها : عشق ِ 2 ساله ی ما :) - حواسم ,اومدی ,خیلی بیشتر ,حواسم نبود
عشق ِ 2 ساله ی ما :) حواسم ,اومدی ,خیلی بیشتر ,حواسم نبود
یادت باشه جان
بعضی روز هارو یادت باشه 

که چقد راحت اشکمو در آوردی .... 

یادت باشه که چطور با بی محلی

و با خوندن و جواب ندادن پیام هام 

به اشتباه هم که شده حتی برا دقیقه هایی هم که شده

احساس که چقد بی ارزشم ‌...

این روز هارو یادت باشه همیشه 

نه برای اینکه بخوام یه روزی تلافی کنم 

این چیزا کار من نیست ... من دلم نمیاد هیچوقت 

فقط میخوام یادت باشه که شاید بعد این تکرار نشه

که یادت بیوفته قبل ها چقد با این رفتار ها قلبم ش ته .... 

 

 

 

 

 

 

 

نمیدونم امروز چی شد :( 

 

عنوان وبلاگ : آن شب ِ پاییزی
برچسب ها : یادت باشه جان - یادت ,باشه ,یادت باشه ,هارو یادت
یادت باشه جان یادت ,باشه ,یادت باشه ,هارو یادت
دلم گرفته ، دلتنگه ... دلتنگ
خیلی دلم تنگه ... خیلی :( 

قلبم داره منفجر میشه از دلتتگی 

اونقد دلتنگم که بهونه گیر شدم 

دلم خوش بود که میبینمت اما قسمت نشد

از شانس بد ِ من آنفولانزا گرفتی و نشد که بیینمت 

درسته خودم خواستم نیایی ، راضی نبودم با اون ح بیای 

اما الان دل ِ من این چیزا حالیش نیست 

سخت دلتنگ ِ و غمگین :( 

کاش چشامو میبستم و میرفتم توو آغوشت ، حست می  

نفس های گرمت میخورد به گوشم و آروم میشدم 

کاش یه دل سیر به خوابم بیای شاید به همین هم راضی شدم :(

عنوان وبلاگ : آن شب ِ پاییزی
برچسب ها : دلم گرفته ، دلتنگه ... دلتنگ
دلم گرفته ، دلتنگه ... دلتنگ
همیشه هستم
میدونی جان 

هر چی هم که بشه ... تو هرچقد هم که بی حوصله باشی 

هرچقد هم که حال نداشته باشی ... 

حتی پشت تلفن هم حرفی نزنی و سکوت کنی 

هر چقد هم که ناراحت باشی 

باز من دووووووست دارم ... عاااااشقتم بیشتر از روزای قبل 

هر چی هم که بشه تو‌ باز یکی یکدونه ی منی 

پسرک منی ... انگور منی .... عشق همیشگی منی 

هر چی که بشه 

خب ؟؟؟؟ 

همیشه اینا یادت باشه ... 

من همیشه از همون روزای اول بهت گفتم که تا آ ش هستم

هر چی که‌ بشه پا به پات میام و تنهات نمیذارم 

همیشه پای حرفم میمونم جان دلم .... 

من حتی بی حوصلگی ها و اخماتم قد خنده هات دوس دارم 

همیشه که قرار نیست ح خوب باشه و بگی و بخندی

یه وقتا هم بی حوصله میشی ... یه وقتا هم دلت غم میگیره 

وظیفه ی من کنارت بودنه .... وظیفه ی من همراه و‌‌ همقدم بودنه 

پس همیشه ، توو هر شرایطی ، با هر اتفاقی کناااااااارتم عشقم

شک نکن به این حرفم جان .... 

 

 

 

فقط شدییییییییییید دلم میخواست پیشت بودم 

کنارت بودم .... 

میتونستم ساعت ها بغلت کنم بدون هیچ حرفی 

فقط بغلت کنم و حس کنی که من هستم 

اما حیف که خیلی دورم از تو خیلی :( 

عنوان وبلاگ : آن شب ِ پاییزی
برچسب ها : همیشه هستم
همیشه هستم
من اینجام و قلبم پیش تو ...
امان از ی که خودت اینجایی 

و یه تیکه ای از وجودت جایی دیگه .... 

جسمت توو رختخواب باشه 

و قلب و فکر و روحت یه جای خیلی دور :(‌ 

 

 

 

نمیتونم بخوابم 

نگرانم 

نگران تو 

نمیتونم آرومت کنم ، نمیتونم خوبت کنم 

نمیتوووووونم و این عذابم میده .... 

 

 

 

 

از خدا دلگیرم 

خیلی دلگیر .... 

من باهاش حرف ها زدم ، ازش قول ها گرفتم 

اما حواسش نیست .... 

عنوان وبلاگ : آن شب ِ پاییزی
برچسب ها : من اینجام و قلبم پیش تو ... - نمیتونم
من اینجام و قلبم پیش تو ... نمیتونم
خدا هست :)
خواب بم

خیلی به موقع بود ... خیلی 

باور که خدا حواسش هست 

یه خواب پر از حس ِ خوب ِ آرامش ... 

مرسی خدا جونم 

مرسی بابت نشونه ی‌ قشنگت :) 

همیشه از ته دل بهت ایمان داشتم و دارم

ببخش که یه وقتایی غر میزنم :( 

 

 

 

 

امروزمون پر از انگیزه و انرژی بود

دوسش داشتم :) 

عنوان وبلاگ : آن شب ِ پاییزی
برچسب ها : خدا هست :)
خدا هست :)
ضعف :(
نیم ساعته زل زدم به صفحه ی وبلاگم دستم نمیرفت چیزی بنویسم

یعنی نمیدونستم که چی بنویسم ... از چی بنویسم 

فقط دلم میخواست اینجا یه چیزایی بنویسم که سبک شم یکم 

میدونی عزیزکم توو زندگی همه بعضی ضعف ها دارن که دست خودشون نیست

ضعف هایی که شاید خودشونم بیزار باشن ازش ولی نمیتونن کنترلش کنن

میدونی ضعف من زود گریه مه ... من خیلی زود به گریه میوفتم

خیلی زود .. با هر حرف و رفتار کوچیکی ... خیلی هاشو شاید طرف مقابل متوجه هم نشه

من حتی توو خونه هم اگه ی حرفی بزنه که ناراحت شم زورم بیاد گریه میکنم

اما هیچکدوم ... هیچوقت این گریه ها رو ندیدن ....

همه همیشه ضعف هاشونو پنهون میکنن که یه وقت ی نبینه

که یه وقت ی دست رو نقطه ضعفش نذاره که آزارش بده ... 

آره من خیلی زود گریه میکنم ... 

با هر شوخی ای که حالمو بگیره ... با هر ضد حالی که از سر شوخی باشه

با هر بی توجهی ای که عمدا و فقط از رو شوخی باشه ...

با هر حرف رفتن ...

با همه ی چیزایی که قلبمو درد بیاره و ناراحتم کنه حتی اگه شوخی باشه 

میدونم این خیلی بده ... ضعف خیلی بزرگیه برا یه دختر

اما دست خودم نیست ... خیلی وقتا نمیتونم کنترلش کنم

امروزم نتونستم کنترلش کنم 

نتونستم ضد حال های شوخیه تورو تحمل کنم ... نتونستم 

حتی نتونستم وسط گریه هام قطع تو تحمل کنم 

نتونستم جواب ندادن هاتو تحمل کنم ...

میدونی چقد سوختم وقتی اون همه زنگ زدم جواب ندادی 

وقتی آنلاین بودی و من اون همه معذرت خواهی و منت کشیدم جواب ندادی

هیچ کاری اینقد نمیتونه منو عذابم بده ..... زجرم بده 

میدونم بی حوصله بودی ... میدونم اعصابتو اب کرده بودم ... میدونم مقصر منم

اما جان عزیزت اینجوری بی محلی نکن که انگار اصلا من نیستم

انگار که نمیبینی و نمیشنوی ... این بدترین تنبیه و بدترین عذابه برام

میدونی الان تمام ترسم از اینه که امشبم همینجوری بگذره و باهام حرف نزنی جوابمو ندی

 

 

کاش بیدار که شدی زنگ بزنی ... کاش :(

 

عنوان وبلاگ : آن شب ِ پاییزی
برچسب ها : ضعف :( - خیلی ,میدونم ,نتونستم ,شوخی ,میدونی ,جواب ,کنم  نتونستم ,شوخی باشه ,گریه میکنم
ضعف :( خیلی ,میدونم ,نتونستم ,شوخی ,میدونی ,جواب ,کنم  نتونستم ,شوخی باشه ,گریه میکنم
چشم ِ بد
چه عصر ِ بد و دلگیریه :(

دلم تورو میخواد عشقم :( میخوامت اما نیستی .... 

 

 

الان داشتم به این فکر می که

من هر وقت پیش ی از تو گفتم ... از عشقم گفتم و تعریف

با کلی ذوق و شوق از دوست داشتنم گفتم ... از  تو و خوب بودنا و مهربونیات گفتم 

همیشه بعدش بینمون ناراحتی پیش اومده ... سر چیزای خیلی کوچیک

دیگه دارم ایمان میارم که خیلی زود چشم میخوریم ...

بار ها و بار ها این اتفاق افتاده و بعدش عذاب کشیدم :(( 

ب پیش دوستام از تو و رابطمون حرف زدم از اینکه چقد دوست دارم و دوسم داری

از همه ی خوبی های رابطمون ... از عشق قشنگمون گفتم تعریف

و امروزم اینجوری شد :( 

عنوان وبلاگ : آن شب ِ پاییزی
برچسب ها : چشم ِ بد - گفتم ,تعریف
چشم ِ بد گفتم ,تعریف
من ِ لعنتی
حالم خیلی بده

دلم شدید تورو میخواد و تا صداتو نشنوم تا باهام حرف نزنی آروم نمیگیرم

لعنت به من :(

لعنت به من که این همه ضعف دارم 

لعنت به من که هیچوقت نتونستم خودمو کنترل کنم

لعنت به من که همیشه گند زدم به اعصاب و حوصلت ... گند زدم به حال خودم

میدونی من ِ لعنتی همیشه از رو دوس داشتن ِ که عصبانیت میکنم

همیشه برا اثبات دوست داشتنمه که همه کاری میکنم 

برا نشون دادن عشقم ...

من ِ لعنتی وقتی کم آوردم وقتی نتونستم تحمل کنم گریه  

اشک های من اشک تمساح نبوده و نیست فقط از رو ضعف و احساسه

از رو دوس داشتنه ... از رو تحمل نداشتن دل لامصبمه

فقط نمیدونم چرا همیشه گند میزنه به همه چی ... 

 

 

 

دیگه هیچوقت گریه مو نخواهی دید ... دیگه هیچوقت اشکای منو نمیبینی

تحت هیچ شرایطی ... هیچوقت :(

عنوان وبلاگ : آن شب ِ پاییزی
برچسب ها : من ِ لعنتی - لعنت ,هیچوقت ,لعنتی ,دیگه هیچوقت ,من ِ لعنتی
من ِ لعنتی لعنت ,هیچوقت ,لعنتی ,دیگه هیچوقت ,من ِ لعنتی
یک عدد شرمنده هستم ^____^
هوووووم  باز من خیلی وحشتناک گیر داده بودم به یه موضوع :))  

نمیدونی که داشتم که بهت زنگ میزدم قلبم همچین تند تند میزد که نگو 

آی میترسیدم جوابمو ندی و باز من غمگین شم :( 

اما خب ضااااایع شدم جواب دادی که هیچ خیلی هم خوب بودی 

اصلا شرمنده شدم حس  

فقط اعصاب خودم و خودتو اب ا الکی الکی 

تازه باعث شدم که بعد از ظهر هم نخو :(

چقد دختر بدیم من انگار نه انگار که تو امشب شیفتی و باید اسنراحت میکردی 

 

 

یکم رو تربیت من وقت بذار خب :)))) 

 

 

 

 

 

مرسی عشقم که یه بار دیگه ثابت کردی دووووسم داری 

خیلی ذوووووق خیلی هم خوشحالم 

مرسییییییییییییییییی بالام :) 

عنوان وبلاگ : آن شب ِ پاییزی
برچسب ها : یک عدد شرمنده هستم ^____^ - خیلی
یک عدد شرمنده هستم ^____^ خیلی
برف ِ آبانی
سلام 

یک عدد پاندای برفی هستم ^____^* خیلی هم ذوق برف دارم 

وااااااااااای که چه برفی باریده اینجا ... از پریشب برف باریده تا امروز صبح

الانم به طور خیلی عجیبی داره بارون میباره :l

هیچی دیگه از پریشب تا الان ندید بدید بازی در آوردم :)))

کلی ع گرفتم توو این دو روز ... اونقد از در و پنجره آویزون شدم که نگو :)))) 

اونجا هم برف باریده ولی تو مریض شدی :( 

من بمیرم برات که ب سرما خوردی و پیشت نیستم که پرستاری کنم :( 

ایشالا که با قرص و دارو رفع شه و ادامه نداشته باشه اذیت شی :( 

دقیقا مثل نی نی هایی تا هوا سرد میشه زودی مریض میشی ... پسمل من 

همینا دیگه گفتم بیام اینجا هم خبر برفی ثبت کنم خاطره شه :)  

و گفتم بیام اینجا بنویسم که یادت باشه در آینده روز های برفی خونه موندن ممنوعه 

یعنی تا برف بارید باید لباس بپوشیم بزنیم بیرون 

وقتی برف میباره میریم پیاده روی زیر برف یخ میزنیم سردمون میشه کیف میکنیم

روز بعدش که دیگه خبری از بارش برف نیست میریم برف بازی :) 

روز های برفی و بارونی باید کلی خاطره بسازیم و دیوونه بازی کنیم ^___^* 

 

 

 

 

هوووم میدونی چی شده ؟؟؟

پامو کوبوندم به در و دیوار دو جاش کبود شده درد میکنه :( 

خیلی دست و پا چلفتیم من :( 

حیوونکی هم هستم :( 

عنوان وبلاگ : آن شب ِ پاییزی
برچسب ها : برف ِ آبانی - برفی ,بازی ,خیلی ,باریده ,بیام اینجا ,گفتم بیام
برف ِ آبانی برفی ,بازی ,خیلی ,باریده ,بیام اینجا ,گفتم بیام
کرمالو :))
کی گفته من شیطونم و گولت میزنم ؟؟؟؟ 

من فرشته هستم جانم فرشته ^____^* 

از اون فرشته های قشنگ و مهربون

از همونا که حالا بعضی وقتا تحت شرایطی شیطنتشون گل میکنه

و شایدم یکمی گول بزنن و از راه به در کنن :))

از همونام من آقا 

حالا ماجراهای ب اصلا به من ربطی نداره

لطفا تصویر فرشته رو ابش نکنید -____-* 

 

 

 

پسرک بی جنبه ی من :)

وااااای که چقققد خندیدم :)))

بعدشم تقصیر خودت بود دیگه کرم ریختی من گناهی نداشتم 

 همانا که خدا جواب کرم ریزندگان رو در خواب می دهد :)))) 

عنوان وبلاگ : آن شب ِ پاییزی
برچسب ها : کرمالو :)) - فرشته
کرمالو :)) فرشته
دلتنگ ِ ذره ذره ی توئم
باز هم نصفه شبه و من هنوز بیدارم 

امشب برع قبل خسته و‌کم خوابم اما باز خوابم نبرده 

میدونی امشب بیشتر از همیشه دلتنگی میکنم ... خیلی بیشتر 

مثلا دلم میخواست همه ی اتفاق های امروز عصر واقعی بود 

حتی ماجراهای امشب .... 

من از مجازی بودن خیلی چیزا بی زارم :( از دور بودن ها ... فاصله ها 

من از اینکه هر وقت دلتنگ شدم نمیتونم لمست کنم بی‌زارم ... 

از اینکه نمیتونم‌ بعضی شبا گرمای آغوشت رو حس کنم .... 

یادته چند روز پیش گفتم دلم برا نقطه به نقطه ی تنت تنگ شده ؟

امشب این دلتنگی رو با پوست و استخونم حس و غصه خوردم 

امشب وقتی که داشتیم افسوس واقعی نبودن بعضی لحظه هامونو میخوردیم 

سُر خوردن اشک‌ هامو رو گونه هام حس ... اشک ِ دلتنگی و حسرت 

من امشب عجیب دلتنگتم ... 

من این روزها عجیب هوس تورو دارم

هوس ِ نقطه به نقطه ی جسمت رو ... 

هوس آغوشی که بشه توش جون داد و تیکه شد ... 

 

 

 

 

 

 

دلم تنگته انگور جان .... 

عنوان وبلاگ : آن شب ِ پاییزی
برچسب ها : دلتنگ ِ ذره ذره ی توئم - امشب ,نقطه ,دلتنگی
دلتنگ ِ ذره ذره ی توئم امشب ,نقطه ,دلتنگی
پسمل مامان :)
دلم برات تنگ شده پسمل لوس لوسکم 

باز حس مادرانم نسبت بهت گل کرده هااااا :)) 

خب من دوس دارم یه وقتا مثل مامانا باشم 

لوست کنم ، قربون صدقت برم ، ناز نازت کنم 

اصلا حس مادرانم با تو میشه دیگه بچه مچه نمیخوام :))

 

 

 

هووووم من دلم تنگته :( 

دلم برا خودت و نقطه به نقطه ی تنت تنگه 

برا تک به تک خنده های خوشمزه و چشای قشنگت

برا بغل گرم و نرم و پر از آرامشت ... 

برا خیلی چیزااااااااا خیلی :(

عنوان وبلاگ : آن شب ِ پاییزی
برچسب ها : پسمل مامان :)
پسمل مامان :)
مَرد = تو ^____^*
ساعت 2:26 بامداد ... تو دو ساعت پیش رفتی بخو منم قرار شد زود بخوابم 

اما هنوز بیدارم ... سر درد شدیدی دارم انگار که سرم سنگینی میکنه 

حتی سرم رو بالش هم درد میکنه انگار سرمو رو  یه تیکه آهن گذاشتم 

نمیدونم احساس سرماخوردگی هم دارم ... همچنین خستگی  

و همه ی این درد و مرض و بی خو فقط و فقط یه دلیل داره 

دلیل مکرر ... هر ماه ... تکرار ... تکرار ِ درد و بی حالی 

چقققد متنفرم ازش ( دیگه بیشتر از این بازش نکنم دلیل رو :d )  

الان حال تایپ ندارما ولی امشب رو باید ثبت می  

امشب چیزایی دیدم که باید اینجا ثبتشون کنم 

امشب از مرد ِ زندگیم فهم و شعور دیدم ، درک دیدم .. مَرد بودن دیدم 

شاید از نظر تو خیلی چیز کوچیکی باشه ولی برا من خیلی بزرگ و قابل احترام بود 

مرسی مرد ِ باشعور و با درک ِ من 

بعضی رفتار ها و‌مردونگی ها باعث میشه بیشتر تر عاشقت شم 

باعث میشه در مورد تو غلیظ و با افتخار کلمه ی مَرد رو استفاده کنم

من خیلی خوشبختم خیلی :) 

چشم حسود کور .... 

 

 

 

 

 

حالا شاید سال ها بعد یادمون نباشه چه اتفاقی باعث شد این پست ثبت شه 

باید براش یه نشونه ای بذاریم که یادمون نره :)) 

همون دلیلی که به قول خودت باعث شد ذهنتم باز شه :) 

نشونش میشه ذهن باز کن :))))))) 

 

 

ذهنتم که باز کردیم :)) 

پس بعد این بیشتر میتونی تست بزنی 

تازه اونقدم زرنگ و باهوشی همه رو درست میزنی 

پسمل ِ باهوشمو فدااااا بشم من... 

تازه منم به لطف تو شدم بوپولی ِ ذهن باز کن :)))) 

خیلی هم با کلاس ^____^*

 

 

 

 

 

فکر کنم به سلامتی خواب داره میاد توو چشام 

شب بخیر جان 

عنوان وبلاگ : آن شب ِ پاییزی
برچسب ها : مَرد = تو ^____^* - خیلی ,باعث ,میشه ,مَرد ,امشب ,دلیل ,باعث میشه
مَرد = تو ^____^* خیلی ,باعث ,میشه ,مَرد ,امشب ,دلیل ,باعث میشه
دختر ِ خج ی ِ بابا :))
من چرا خیلی وقته اینجا چیزی ننوشتم ؟؟؟؟ 

هوووووم ؟؟؟

آهان خب بس که سرم شلوغ بوده این مدت 

همین هفته ی پیش من شده بودم خانوم کدبانو هی بپز بشور جمع کن

آ شب هم که غش می توو رختخواب :)))) 

ولی خوب آشپزی هستما اون چند روز که مامان نبود حس گل کاشتم 

بابا همچنان داره همه جا از آشپزی من میگه ^_____^* 

کی قسمت میشه پس برا آقامون آشپزی کنم ؟؟؟ :( 

حالا کمتر از کدبانو گری هام تعریف کنم بقیش سو رایز بمونه در آینده نشونت بدم :)) 

این روز ها هم که تمام ذهنم درگیر کنکور شده 

فکر کنم کم کم سر و کله ی استرس هام داره پیدا میشه :( 

مخصوصا شبا موقع خواب که چند باری از خواب بیدار میشم 

حالا از ب شروع عرق بهار نارنج میخورم که آرامبخشه و راحت میخوابم

و مسئله ی خیلی بزرگتر اینکه هنوز نتونستم به بابا در مورد تصمیمم چیزی بگم :( 

خیلی از ع العملشون میترسم ... اینکه حمایتم نکنن و مخالف باشن منو میترسونه

ولی باید بگم هر جور که شده اینجوری زمان از دستم میره 

خدایااااااااااا خودت شهامتشو بده من فردا با بابا حرف بزنم ...

نمیدونم چرا اینقد از بابا خج میکشم توو اینجور چیزا ؟؟ 

مثلا یکم پیش واقعا خج میکشیدم بهش بگم ک و بده تا شهریمو واریز کنم

اگه انتخاب واحدم نبودا حالا حالا ها روم نمیشد ک و بخوام

با اینکه بابا باهامون خیلی راحت و صمیمیه خیلی به نظرات و تصمیماتمون احترام میذاره

ولی باز من خیلی خج میکشم ازش :( 

شاید همه فکر کنن ازش میترسم یا حساب میبرما نه اصلا اینجوری نیست 

من فقط روم نمیشه در مورد موضوع ها و تصمیماتم بشینم باهاش حرف بزنم و قاتعش کنم

حالا خوبه یکی از بهترین بابا های دنیا قسمتم شده ها من اینقد خج میکشم ازش :)) 

واقعا این برام یه مشکل شده ها هر کاری میکنم به اندازه ی آبجی ها نمیتونم راحت باشم باهاش

مثلا اگه من چیزی به بابا بگم و مخافتی کنه دیگه نمیتونم چیزی بگم تا قانعش کنم

حتی امکان داره بیان توو اتاق یواشکی هم گریه کنم :))))))))))))) 

چقد خودمو لو دادم امشب :)) خب حالا بسه دیگه تو اینارو نخون جان :) 

 

 

 

در آ بگم هر چی هم که بشه من مطمئنم ما دوتا امسال و سال بعدش خیلی کارا خواهیم کرد

خیلی راه ها خواهیم رفت پا به پای هم با همه ی سختی ها و زحمت ها

آ این قصه قهرمان ما دوتاییم ... کنار هم

مطمئنم تو هم مطمئن باش عشق جان  

عنوان وبلاگ : آن شب ِ پاییزی
برچسب ها : دختر ِ خج ی ِ بابا :)) - خیلی ,حالا ,خج ,چیزی ,میکشم ,اینکه ,خج میکشم
دختر ِ خج ی ِ بابا :)) خیلی ,حالا ,خج ,چیزی ,میکشم ,اینکه ,خج میکشم
پسرای تخس ِ من :)
این پست قرار بود بعد از ظهر ثبت شه که دیگه باشگاه داشتم نشد 

چون من بعد از ظهر که باهات حرف میزدم کلی دلم ضعف رفت 

ذوق برا تک به تکه حرف هایی که از آینده میزدی 

برا همه ی برنامه هایی که چیدی .... 

میدونی بیشتر دلم برا چی ضعف رفت ؟؟؟؟ 

هوووم وقتی داشتی از بچه هامونم حرف میزدی و برنامه میریختی 

برنامه های مخصوصه پدر و پسری منم که حسووود داشتم جز جز می :)) 

هووووم که میخوای با پسرت هر روز ببینی و نقد کنین ؟؟؟

که میخوای هر روز با پسرت گیم بازی کنی ؟؟؟ هااااا ؟؟؟؟؟

منم که بوقم اینجا :|

پسرای بد :( اگه من گذاشتم شما دوتا تنها تنها بیینید و بازی کنید 

اووووم ولی چقد دلم ضعف رفت برا پسرم و باباش 

فکر کن دوتا مرد ... دو تا عشق ... خوشبختی ای بالاتر از اینم هست ؟؟

تازه هنوز نگفتم چقد دلم برا اتاق و اتاق گیمتون ضعف رفت

مطمئن باش که یه روزی توو خونه ی خودمون یه اتاق یا یه بخشی  مخصوص خواهیم داشت

با یه دکور خاص و کاملا سینمایی :)) 

اتاق گیم هم که اگه بچه های خوبی باشین براتون میسازم :))) 

منم که قرار شد‌ خانوم کدبانویی باشم و هر روز هر روز براتون کیک و دسر و این چیزا درست کنم ^____^* 

چه زندگی ِ قشنگی :) بَه بَه بَه ^___^* دووووسش دارم 

تو پشت تلفن اینارو میگفتی من اینور ضعف می برا تک به تکشون

چقد قشنگن این حرف ها و قول و قرار ها و برنامه های آینده 

و چقد خوبه که از همین امروز به فکرشون هستیم 

برنامه میریزیم که همه ی زورمونو بزنیم برا عملی شدن تک به تکشون 

و دلم قرصه که با وجود مرد ِ مسئولیت پذیری مثل تو همه ی اینا به حقیقت خواهند پیوست 

مطمئنم از تو جانم :) 

الان فقط صبوری و تلاش لازمیم تا رسیدن ِ روزهای خوب .....

 

 

 

ولی بازم بگم خیلی بی ادبین اگه منو توو اتاق بازیتون را ندین :))

تف میکنم توو اتاقتوناااا حواستون باشه :))))))) 

حسود هم نیستم من -____-* 

عنوان وبلاگ : آن شب ِ پاییزی
برچسب ها : پسرای تخس ِ من :) - برنامه ,اتاق ,
پسرای تخس ِ من :) برنامه ,اتاق ,
حرف های حال خوب کن
امشب حرفایی که هفته ی پیش توو ذهنم میچرخید و باعث شد تا صبح زار بزنم رو گفتم 

خیلی رو دلم سنگینی میکرد .. از طرفی هم به قوت قلب نیاز داشتم 

دلم میخواست از تو بشنوم که فکرای اون شبم اشتباه بوده

دوس داشتم از دهن تو بشنوم که منو همینجوری که هستم قبول داری 

میخواستم بگی که دوس داشتن تو هیچ ربطی به کنکور دادن و ندادن من نداره

فقط به شنیدن اینا نیاز داشتم که انگیزه و انرژی بگیرم 

که دلم قرص شه و مطمئن‌ شم تو منو هر جوری که باشم دوس داری 

مرسی که این حرفارو تکرار کردی و بهم انگیزه دادی 

میدونم که همه چی فقط به خاطر خود منه ... 

میدونم که تو فقط میخوای من خیلی آدم موفقی باشم .. از همه سر تر باشم 

بهت قول میدم که همه ی تلاشمو میکنم تا سربلندت کنم 

تا تو ازم راضی باشی و خی راحت شه ... 

به خاطر تو ، به خاطر زندگی و آیندمون همه کاری خواهم کرد ... همه کار 

قول میدم عشق جانم ... 

 

 

 

 

امشب حااااالم خوووووبه 

حرفات حالمو خوب کرد ... سرشار از انرژی و انگیزه شدم 

مرسی جاااااااااان مرسی :) 

عنوان وبلاگ : آن شب ِ پاییزی
برچسب ها : حرف های حال خوب کن - خاطر ,مرسی ,انگیزه
حرف های حال خوب کن خاطر ,مرسی ,انگیزه
آقای سخنران ِ من :)
نصفه شبه شدید خستم یعنی داغوووونا ولی خوابم نبرده هنوز 

حالا نمیدونم چرا من استرس سخنرانی گرفتم :)))  

اونقد که تو امروز درگیر سخنرانی فردا بودی منم استرس گرفتم 

قربونت برم که از سر شب همه چی‌ رو آماده و‌ مرتب کردی برا سخنرانی فردا 

هوووم چقد احساس غرور داره پسرم قراره فردا سخنرانی کنه

قربونش برم من ... پسرک و جذاب و سخنران من ^____^*

چقد هم استرس داشتی الهی ... ولی استرس نمیخواد که 

من مطمئنم که خیلی هم خوب و مسلط سخنرانی میکنی و همه میبینن چقد باسوادی و کلاست بالاست 

اصلا مگه اونجا همچین ی به خودش دیده ؟؟؟ نوووچ نوووووچ ندییییییده 

الانم میدونم خو ... ایشالا تا صبح راحت بخو  

منم اینجا برات کلی دعا میکنم که موقع سخنرانی استرس نداشته باشی 

دووووووستم دارم آقوی سخنران ^____^* 

 

 

 

هوووم راستی من خیلی خیلی دلم میخواست فردا اونجا بودم :(

حتی دلم میخواست امشب رو هم پیشت بودم که نذارم استرسی داشته باشی :(

چقد بده توو یه همچین روزای قشنگی دور بودن از تو :(( 

عنوان وبلاگ : آن شب ِ پاییزی
برچسب ها : آقای سخنران ِ من :) - سخنرانی ,استرس ,خیلی ,سخنران
آقای سخنران ِ من :) سخنرانی ,استرس ,خیلی ,سخنران
وراجی ِ نصف شبی
سلام جان

ساعت 1:21 بامداده همچنان با این ساعت جدید مشکل دارماااا

اما خوشحالم که وارد پاییز شدیم .. تابستون خیلی کش اومد خسته شدیم

حالا جدا از این من امسال عجیب ذوق پاییز رو دارم 

یه حس خوبی به پاییز امسال دارم ... ان شاالله که خوب بگذره برامون 

مثلا پر از سو رایز باشه برامون ... پر از دیدار باشه ... دلتنگی ها کمتر باشن 

خیلی خوووووب میشه ها اگه اینجور باشه :) 

میدونی کلا چند روزیه عجیب انرژی مثبت دارم 

مخصوصا اون شب که تلفنی حرف میزدیم برا درس و کنکور و آیندمون کلی برنامه ریختیم 

راستش ذهنم خیلی بابت دوباره کنکور دادن و تغییر رشته درگیر بود

ولی اون شب که حرف زدیم احساس تنها کاری که برا آیندمون میتونم انجام بدم همینه

مخصوصا اگه باهم بخونیم خیلی عالی میشه ... 

من دلم از بابت آینده خیلی روشنه ... مطمئنم که با هم به همه چی میرسیم

فقط یکم تلاش و از خود گذشتگی و صبر لازمه که ما میتونیم از پسش بر بیاییم

و یه چیزی هم اعتراف کنم ؟؟؟ 

همون شب که گفتیا کنکور بدیم نتیجه ی خوبی بگیریم بعدش نامزد میکنیم

من کلی کیف و ذوق مرگ شدم ولی پشت تلفن خودمو لو ندادم :))

میدونی خب من تورو فقط برا یه رابطه دوستی که نمیخوام 

من تورو میخوام که مرد زندگیم ، همسرم باشی .. بابایی بچه هام باشی

فقط خیلی در مورد ازدواج و اینا حرفی نمیزنم چون نمیخوام فشار زیادی روت باشه

نمیخوام احساس کنی باید ازدواج کنیم ... نه چیزی زورکی نیست 

نه من هیچوقت زورکی ازت نمیخوام و مجبورتم نخواهم کرد

اما ته ِ ته ِ دلم تورو برا خودم به عنوان همسر گذاشتم کنار نه دوس پسر 

و برا رسیدن به تو همه کاری خواهم کرد که منو لایق بدونی .... 

خلاصه اینکه من اونشب خیلی خوووشحال شدم که اونجوری گفتی 

ان شاالله اون روزا رو هم ببینیم جان .... 

امسال سال ماست .... باهم پیش به سوی اتفاق های بزرگ قدم برمیداریم 

خدا هم همیشه با ماست ... میدونم ... حسش میکنم :) 

خب حالا من عشقولانه بازی هامو در آوردم حالا هم یکم غر غر کنم :))) 

هوووووووم الان دلم برات تنگه .. خیلی هم شدیییییید :( 

ولی نیستی :( امروز اصلا صداتم نشنیدم 

کلا درست و حس هم جوابمو ندادی :( معلومه سرت شلوغه

بخدا غر نمیزنما به جونت خب رفتی تبریز پیش دوستات بایدم خوش بگذرونی 

ولی منم الان توجه لازمم خب :(

تازه هر چی هم ع فرستادم برات هیچ ذوق و‌ع العملی نشون ندادی ناراحت شدم :(

خودت بد عادتم کردی دیگه :( من عادت هروقت ع فرستادم کلی ذوق کنی قربون صدقم بری 

حتی ب با لباسی که تو برام یدی کلی ع گرفتم فرستادم که خوشح کنم 

اما تو هیچ نگفتی چقققد قشنگه ...‌ چقد بهم میاد ... چقد من خوشگلم :(( 

هوووووم الان دقیقا خودمم میدونم که لوس شدم :)) 

خلاصه اینکه من شدیدا توجه لازمم الان .... ولی نیستی 

 

 

 

من عاشق هوای خنک پاییزی ام 

برا همین چند شبه پنجره رو باز میذارم تا وقتی که احساس کنم یخ زدم 

بعدش میخزم زیر پتو و راحت میخوابم .... خیلی میچسبه 

البته ناگفته نماند بعضی شبا هم اونقد گرمم میشه که مجبوری پنجره باز میکنم تا خنک شم :))

 

 

 

معدم داره کم کم ضعف میره 

مثلا توو رژیمم امشب جای شام میوه خوردم 

این شکم من آب شه راحت میشما :((

تو هم که نیستییییییییی :( پس برم لالا 

شب بخیر عشق  

عنوان وبلاگ : آن شب ِ پاییزی
برچسب ها : وراجی ِ نصف شبی - خیلی ,الان ,باشه ,نمیخوام ,حالا ,تورو ,توجه لازمم ,خلاصه اینکه
وراجی ِ نصف شبی خیلی ,الان ,باشه ,نمیخوام ,حالا ,تورو ,توجه لازمم ,خلاصه اینکه
مگه میشه من بنویسم تو نخونی ؟؟؟ -___-*
هووووم چرا من فکر می خیلی خیلی وقته اینجارو نمیخونی ؟ 

بعد امشب که گفتم بهت ضایع شدم چووون عشق من میاد اینجارو‌ میخونه خیلی هم بی خبر 

اصلا همینجور بی خبر خوندناتم دووووس دارم آقا 

خیلی دوس دارم این همه ارزشی که میذاری ...‌ اینکه برات مهمه من چی مینویسم 

حس خوبی داره ... حس خوبی که اسمش عشقه عششششق 

بیشتر انگیزه میگیرم که برات بنویسم 

مطمئن باش من همیشه همه ی حرفامو اینجا برات مینویسم

همیشه این وبلاگ هست ... 

 

 

 

 

امشب قبل خو دنت چققققد قربون صدقم رفتی 

چقد ناز نوزم کردی و من هی مثل گربه ها بیشتر تر لوس شدم 

دووووووووس دارم وقتی قربون صدقم میری ... وقتی جان جان میکنی

عشق میکنم وقتی من زبون میریزم و تو از ته دل میخندی 

میدونی که چققققد عاشق خنده های خوشمزتم ... 

مرسی که اینقد عشق و‌محبت جم میکنی ... مرسی که همیشه همه جوره هستی 

دووووووست دارم انرژی مثبتم 

عنوان وبلاگ : آن شب ِ پاییزی
برچسب ها : مگه میشه من بنویسم تو نخونی ؟؟؟ -___-* - خیلی ,برات ,قربون صدقم
مگه میشه من بنویسم تو نخونی ؟؟؟ -___-* خیلی ,برات ,قربون صدقم
همیشه باهمیم :)
سلام عشقم 

فکر کنم عادت شبا قبل خواب بیام اینجا یه چی بنویسم بعد بخوابم

دوس داشتم امروز رو ثبت کنم اینجا ...

مثلا ظهر که برات ع یه لباس عروس فرستادم بعدش حرفایی که زدیم 

تو گفتی دلت گرفت ... من اینور خودم داشتم گریه می  

نمیدونم چرا یهو قلبم گرفت ... یه لحظه فکر هیچوقت به آرزوهایی که با تو دارم نخواهم رسید

بخوام راستشو بگم احساس تو هیچوقت منو برا آیندت انتخاب نخواهی کرد :( 

من هیچوقت زن ِ خونه و زندگی ِ تو نخواهم شد :( قلبم گرفت بغض :(

ته دلم میدونم که تو اینجوری نیستی و اینجوری هم فکر نمیکنی

میدونم و میبینم که تو چقد برا آینده ای که قراره باهم باشیم تلاش میکنی 

همیشه هم گفتم همه جوره بهت اعتماد دارم و باورت دارم

اما نمیدونم چرا یه لحظه یه همچین فکری از ذهنم گذشت و حالمو بد کرد :( 

بیشترم وقتی ناراحت شدم که تو گفتی دلم گرفت :( 

هیچوقت دلت نگیره جانم هیچوقت ... فکر چیزی رو هم نکن قربونت برم

من همیشه کنارتم ... تا وقتی که منو بخوای هستم پا به پای تو میام هر چی که بشه 

و همونقد که به تو ایمان دارم به آیندمون هم ایمان دارم 

مطمئنم که مرد ِ من برام بهترین زندگی و آینده رو میسازه .. مطمئنم به هر چی که بخواد میرسه

همه ی توکلم به خداست و همه ی امید و ایمانم به تو که میدونم میتونی

میدونم همیشه قهرمانی ... قهرمان ِ بزرگ ِ زندگی من :) 

دووووووووووست دارم قهرمانم ^___^* 

 

 

 

 

 

خب حالا برم سراغ امشبمون 

اووووووووووووووف امشب چقد برات ع فرستادم 

ع های پاییزی ِ قشنگ :)

کلی هم ذوق کردی و قربون صدقم رفتی که من چقد خوشگلم ^_____^* 

نمیدونم چرا امسال عجیب ذوق و شوق پاییز رو دارم 

هر بارونی که میباره سریع میرم حیاط ... هر برگ خشکی که میبینم عشق میکنم

توو ع ا هم دیدی که برگ های پاییزی رو گذاشته بودم موهام بود :) 

حالا خوبه متولد تابستونماااااااا اگه دختر پاییز بودم چه می :)))) 

راستی الان خیلی خوشحالم چون قرار شد در آینده یه دوربین حرفه ای ب ی که ازم ع بگیری

من ژست میگیرم تو ع میگیری ... هوووووووووووووورااااااااااااا خیلی ذوق  

و من قول میدم ژست های مخصوص هم بگیرم برا آقوی عکاس ^____^* 

کراوات و پاپیون و این حرفا :))))))))) 

 

 

هووووووم یه چیزی الان یادم افتاد

وااااااااااااااااااااااااااااای اون gif چی بود برام فرستاده بودی 

چقققققققققققققققققد دلم ضعف میره میبینمش 

چه بوسی میفرستی و چه چشمک دلبرونه ای میزنی اصلا فکر قلب من نیستیااااا

مرسی عشقم که همیشه اینقد منو به وجد میاری و بیشتر تر عاشقت میشم :) 

 

همیشه برام بمون جان 

عنوان وبلاگ : آن شب ِ پاییزی
برچسب ها : همیشه باهمیم :) - هیچوقت ,میدونم ,برام ,آینده ,زندگی ,نمیدونم ,قلبم گرفت
همیشه باهمیم :) هیچوقت ,میدونم ,برام ,آینده ,زندگی ,نمیدونم ,قلبم گرفت
مرد هم اینقد دلبر ؟؟؟ :|
امروز و امشبم رو دوس دارم 

حالم خوبه ... بیشتر تر از روزهای قبل دوست دارم 

مخصوصا که اون شکلکه رو میفرستی بیشتر عاااشقت میشم 

همون جمله ی "مال خودمه" توو شکلک دیوونم میکنه 

تو هم خوب بلدیا دلمو ببری پسرک دلبر :) 

 

 

 

خدارو شکر ... 

عنوان وبلاگ : آن شب ِ پاییزی
برچسب ها : مرد هم اینقد دلبر ؟؟؟ :|
مرد هم اینقد دلبر ؟؟؟ :|
مگه میشه من بنویسم تو نخونی ؟؟؟ -___-*
هووووم چرا من فکر می خیلی خیلی وقته اینجارو نمیخونی ؟ 

بعد امشب که گفتم بهت ضایع شدم چووون عشق من میاد اینجارو‌میخونه خیلی هم بی خبر 

اصلا همینجور بی خبر خوندناتم دووووس دارم آقا 

خیلی دوس دارم این همه ارزشی که میذاری ...‌ اینکه برات مهمه من چی مینویسم 

حس خوبی داره ... حس خوبی که اسمش عشقه عششششق 

بیشتر انگیزه میگیرم که برات بنویسم 

مطمئن باش من همیشه همه ی حرفامو اینجا برات مینویسم

همیشه این وبلاگ هست ... 

 

 

 

 

امشب قبل خو دنت چققققد قربون صدقم رفتی 

چقد ناز نوزم کردی و من هی مثل گربه ها بیشتر تر لوس شدم 

دووووووووس دارم وقتی قربون صدقم میری ... وقتی جان جان میکنی

عشق میکنم وقتی من زبون میریزم و تو از ته دل میخندی 

میدونی که چققققد عاشق خنده های خوشمزتم ... 

مرسی که اینقد عشق و‌محبت جم میکنی ... مرسی که همیشه همه جوره هستی 

دووووووست دارم انرژی مثبتم 

عنوان وبلاگ : آن شب ِ پاییزی
برچسب ها : مگه میشه من بنویسم تو نخونی ؟؟؟ -___-* - خیلی ,برات ,قربون صدقم
مگه میشه من بنویسم تو نخونی ؟؟؟ -___-* خیلی ,برات ,قربون صدقم
وقتی پاندا قلیون میکشد
سلام جان

باز مریض شدی تو :( کل زمستون فقط یه بار سرما خوردی 

ولی از وقتی تابستون اومده سه چهار بازی سرما خوردی خیلی شدید

حتی دیروز زیر سرم هم رفتی :( بمیرم برا عشقم که اینقد زود زود مریض میشه

اونقد هم دوریم از هم که نمیشه برات سوپ درست کنم بیارم بخوری :( 

منم که از ظهر دارم از دل درد به خودم میپیچم تو هم پیشم نیستی ناز نوزم کنی خوب شم

این چه زندگی ِ آخه ؟؟؟؟؟؟؟؟؟ 

ظهر چقد سنگین بیدار شدم .. تمام تنم درد میکرد انگار کتک خورده بودم

شدیییییییید ماساژ لازم بودم تا حالم جا بیاد ... اما کو اونی که ماساژمون بده ؟؟؟ 

هعععععععععععی زندگی :(( 

دیروز برای اولین بار توو عمرم قلیون کشیدم :)

بیشتر برا ژست ع گرفتنش کشیدم که مثلا ع ای خفن هم داشته باشم توو آرشیوم :)) 

ولی نمیدونم چرا ی باور نکرد اولین بارمه :( همه گفتن آخه برا بار اول همچین دودی

اینم بگم  هیچ خوشم نیومد فکر نکنم بخوام برا بار دوم امتحانش کنم

همین برا بار اول و آ م بود ... 

 

 

 

 

رفته رفته از بعضی فک و فامیل ها متنفر میشم 

همونایی که همیشه باعث بحث توو خونمون میشن تا اعصاب ما بهم بریزه

دیگه هیچ دلم نمیخواد ببینمشون ... 

 

عنوان وبلاگ : آن شب ِ پاییزی
برچسب ها : وقتی پاندا قلیون میکشد
وقتی پاندا قلیون میکشد
وعده ی دیدار
بلا ه فردا  همه ی دلتنگی ها و‌ زجه ها و غر غر ام  تموم میشه 

بعد از 4 ماه ... چقققققد زمان گذشته از آ ین باری که دیدمت 

برا همینه امشب اینقد ذوق دارم و دستپاچم 

دیگه تموم شد دلتنگی هام ... فردا میبینمت 

دستای گرمتو میگیرم ، نگاهت میکنم ... غرق میشم توو چشات 

کلی قربون صدقت میرم و از دلتنگی هام میگم 

هی زیر لب قربون صدقت میرم جز خودم و خودت ی نشنوه 

خیلی کارا خواهم کرد تا دلم آروم بگیره .... 

 

 

 

خیلی خووووشحالم و حالم خوبه 

خدایا شکرت :) 

عنوان وبلاگ : آن شب ِ پاییزی
برچسب ها : وعده ی دیدار - دلتنگی ,صدقت میرم ,قربون صدقت
وعده ی دیدار دلتنگی ,صدقت میرم ,قربون صدقت
مرد ِ خوش قول ِ من
دیروز ظهر وعده ی دیدارمون‌ رسید 

وقتی از دور دیدمت کلی ذوق داشتم بعد ماه ها بلا ه میدیدمت

چقد هم تو جذاب و خوشتیپ شدی قند توو دلم آب شد 

وقتی دیدمت تازه فهمیدم چقد دلتنگت بودم و چقد زمان گذشته از آ ین دیدارمون

تازه بیشتر تر به عمق فاجعه پی بردم :))  

دیروزم که من رو مود شیطنت بودم و موقع ناهار خوردن کلی شیطونی

دقیقا من مثل یه بچه ی تخسه شیطون بودم و تو هم در نقش بابایی صبور

بعدش هم دست توو دست خیابونارو قدم زدیم 

و‌ هی من نگات می و میگفتم دلم برات یه ذره شده بود هی تو نگام میکردی و‌میگفتی دلت برام یه ذره شده بود

اوووووف عجب ید هایی هم کرده بودی .... مرد هم اینقد خوش‌ سلیقه

هیچوقت فکر نمی حالا حالا ها کت پوشیدنتو ببینم 

ولی خب معلومه هر چی سن و‌س بیشتر میشه تیپت هم عوض میشه

عشقم رفته رفته مردونه ترم میشه ^____^* 

من مطمئنم که تو 90 سالگیت هم همینقد جذاب و خوشتیپی

دقیقا از اون مر هستی که هر چی سنشون بالاتر‌ میره جذاب تر میشن

چقققققققد کار من سخته :(( حیوونکی من :( 

اووووووم تازه دیروز کادوی تولدم رو هم گرفتم :) 

چققققققققققد دوسش‌ دارم ، چقققد خوشگله ... خوده خوده سلیقه ی منه ها

تو چقد خوب سلیقه ی منو شناختی :) 

دستت درد نکنه عشقم که هر سال کادوهای قشنگ قشنگ برام می ی 

وااای ایندفعه گازتم گرفتم بلا ه به آرزوم رسیدم :))) 

تازه بوستم ، بغلتم  

من که گفته بودم ایندفعه ببینمت دیگه برام مهم نیست وسط خیابونه ، پارکه ، آدم هست و اینا 

ولی باز اونجوری که دلم میخواست بچلونمت نشد :( ایشالا دفعه ی بعدی

تا بعد از ظهر باهم بودیم ولی ما که از هم سیر نمیشیم دوباره از عصر زدیم بیرون 

ایندفعه ولی اکیپی بودیم برا خودمون :)) تازه بعد یه سال آبجیمم دیدی 

و بهت ثابت شد که من در مقایسه با خواهرام خیلی مظلوم و آروم ترم 

فکر کنم حالا بیشتر تر قدرمو بدونی :)))))) 

چقد حس آرامش داشتم وقتی کنارت راه میرفتم‌

کنار یه مرد ِ خوشتیپه کت پوش :d که همش با عشق نگام میکرد و لبخند میزد

من اون لحظه کلی انرژی میگرفتم کلی آروم میشدم ... 

وقتی تو هستی ، وقتی دستات توو دستمه دلم قرصه خیالم راحته

یه حس فوق العاده ای دارم که قابل توصیف نیست 

همیشه برام بمون عشق جانم 

مرسی که مثل همیشه خوش قولی کردی و‌ زودتر اومدی پیشم 

دوووووووست دارم همیشگیم .... 

 

 

 

 

از امروز منتظر هفته ی بعد میمونم تا تو بیای ... 

عنوان وبلاگ : آن شب ِ پاییزی
برچسب ها : مرد ِ خوش قول ِ من - تازه ,برام ,ایندفعه ,میشه ,سلیقه ,جذاب
مرد ِ خوش قول ِ من تازه ,برام ,ایندفعه ,میشه ,سلیقه ,جذاب
دلتنگی های نصف‌ِ شبی :(
چرا امشب اینقد دلتنگتم 

یهویی وسط حرفامون عجیب‌دلم گرفت ... دلتنگ شدم 

دلم تورو خواست که الان کنارم باشی ...‌توو همین رختخواب‌ کنارم باشی 

چقد دیوونه وار دلم میخواد امشب بودی و‌بغلت می

تا صبح توو آغوشت میخو دم و با همه ی وجودم احساس خوشبختی می ...

پس کی قراره تو همیشه کنارم باشی ؟؟؟ 

کی قراره شب ها کنار تو ، توو آغوش تو به خواب برم ؟؟؟ 

تا کی من این همه حسرت و‌ دلتنگی و‌ دور بودن هارو تحمل کنم ؟؟؟ 

 

 

 

 

 

دلم‌ وحشیانه تورو میخواد 

همین امشب 

همین الان که‌‌ یه بند دارم از حسرت و‌ دلتنگی اشک میریزم 

اما نیستی .... من اینجام و تو یه شهر دیگه :( 

 

کاشکی امشب‌‌ کنارم بودی :( کاش :(‌‌ 

عنوان وبلاگ : آن شب ِ پاییزی
برچسب ها : دلتنگی های نصف‌ِ شبی :( - کنارم ,دلتنگی ,همین ,؟؟؟  ,کنارم باشی
دلتنگی های نصف‌ِ شبی :( کنارم ,دلتنگی ,همین ,؟؟؟  ,کنارم باشی
شوخی ِ تلخ :(
من چقد بیشورم که هیچوقت نمیفهمم داری باهام شوخی میکنی :( 

البته تو خیلی حرفه ای شوخی میکنی که من کاملا باورم میشه

مخصوصا وقتی حرف از رفتن و تموم میزنی دیگه نمیتونم خودمو کنترل کنم

امشبم دقیقا اینجوری شد مثل قبلنا که تا مهسا میگفتی دلم میریخت 

امشبم همونجوری شد :( 

نمیدونم چرا حرف رفتنت منو به این حال میندازه ... حتی شوخی هم باشه من قلبم طاقت نمیاره

یه لحظه مثل یه آدم ضعیف و بی پناه میشم که همه ی زورشو برا زنده موندن میزنه

همه کاری میکنم ... ماس .. خواهش .. گریه ... زاری ... همه جور کولی بازی ای را میندازم

کلی حرف میزنم که فقط برا اینکه نذارم بری ... اون لحظه حتی نمیدونم چی دارم میگم

امشب هم واقعا نمیدونستم چیکار کنم بغض کرده بودم .. دست و پام یخ بود 

نتونستم پیش جمع بشینم اومدم اینور که اگه اشکی هم ریخت ی متوجه نشه

و شروع به حرف زدن هی گفتم و گفتم .. فقط برا اینکه جلوتو بگیرم

من از کجا بدونم تو اون لحظه شیطنتت گل کرده و داری اذیتم میکنی و همه چی شوخیه

من تنم از حرف رفتنت داشت میلرزید و مجبور بودم هر کاری ازم بر میاد انجام بدم که جلوتو بگیرم

شاید تو هیچوقت نتونی حال اون موقع منو درک کنی و دلیل حرفامو بدونی

اما اینو بدون من هر حرفی که زدم اولش گفتم که اگه از اول قرار بود یه روزی تموم شه باید فلان کارو نمیکردی ... محددیت میذاشتی و این حرفا

من اینارو گفتم فقط هم به خاطر حرفت که گفتی بلا ه که یه روزی قراره این اتفاق بیوفته

پس من به عنوان یه دختر توو یه همچین موقعیتی حق داشتم که بگم اگه از اول قرار بود تموم شه پس چرا باهام اینجوری کردی ... چرا محدودیت هایی نذاشتی برا رابطمون 

وگرنه من که هیچوقت بی دلیل همچین چیزایی زبون نمیارم 

من وقتی تورو میشناسم و میدونم که مردونه اومدی وسط و هیچوقت الکی پشتمو خالی نمیکنی همچین چیزایی نمیگم که تا حالا هم نگفتم

ولی امشب اون حرفت آوار شد رو سرم .. اونقد جدی شوخی میکردی که باورم شد که از اول همین فکرو میکنی که یه روزی تموم میشه

من همه ی اون حرفارو در جواب این حرفت زدم ...

پس تو حق نداری بگی که از فردا تکلیفمو روشن میکنی ... حق نداری که بگی بعد این رفتارایی میبینی که نه شوخیه نه اذیت

حق نداری رفتاراتو باهام عوض کنی :( حق نداری از فردا همه چی فرق کنه :( حق نداری :(( 

به جان خودت که همه ی دنیای منی اون حرفارو فقط در جواب اون حرفت گفتم 

من که نمیدونستم شوخیه ... من که نمیدونستم داری اذیتم میکنی

تو که نمیدونی حرف رفتنت چی به حال من میاره ... تو که نبودی اون لحظه حال منو ببینی 

پس جان من رفتارات عوض نشه باهام ...

من همین مرد رو با همین اخلاقا و رفتاراش دوسش دارم و میخوام .. همینجوری عاشقش شدم

و از همه مهمتر من مردمو باور دارم ... میدونم که چقد مرده .. چقد حرفش حرفه 

اما این حرف رفتن ِ لامصب همه ی جونمو میگیره .. مغزم قفل میشه ... فقط همه ی زورمو میزنم برا نگه داشتنت به هر قیمتی که باشه :( 

امشب از ترس فردا .. از ترس عوض شدن رفتارات ... از ترس اینکه برام محدودیت بذاری خوابم نمیبره 

تا صبح ترس اینا جونمو میگیره و فردا با کلی ترس سراغتو خواهم گرفت 

با من جور دیگه ای نباش :( همینی که همیشه بودی باش .. خواهش میکنم :( 

عنوان وبلاگ : آن شب ِ پاییزی
برچسب ها : شوخی ِ تلخ :( - میکنی ,شوخی ,نداری ,هیچوقت ,حرفت ,گفتم ,همچین چیزایی ,جونمو میگیره ,روزی تموم ,اذیتم میکنی ,جلوتو بگیرم ,داری اذیتم میکنی
شوخی ِ تلخ :( میکنی ,شوخی ,نداری ,هیچوقت ,حرفت ,گفتم ,همچین چیزایی ,جونمو میگیره ,روزی تموم ,اذیتم میکنی ,جلوتو بگیرم ,داری اذیتم میکنی
سنجاق‌ میشه به پست‌‌ قبل
آخ‌ آخ آخ من فدای یکی یکدونه ی حساسم بشم که به خاطر حرفم دلخور شده 

دیگه هیچوقت و هیچوقت همچین کلمه ای رو حتی به شوخی هم نمیگم 

بار اول و آ م بود .... 

اصلا فکر نمی که بیدار باشی و‌ sms بارونم رو جواب بدی

خ خیلی دلم گرفته بود فکر خو همه حرفامو نوشتم فرستادم صبح بخونی

اما خدارو شکر بیدار بودی تا حرف بزنیم و دیگه غصه نخورم

دوووووووست دارما عشق ... 

 

 

 

 

 

خدایا شکرت

مثل همیشه حواست بهمون باشه

این روزا بیشتر‌ حتی ...

مرسی 

عنوان وبلاگ : آن شب ِ پاییزی
برچسب ها : سنجاق‌ میشه به پست‌‌ قبل
سنجاق‌ میشه به پست‌‌ قبل
22 سال تمام
سلام 22 سالگی ^____^* 

خوش اومدی ... لطفا خوب باش برامون 

شانس بیار 

سلامتی و خوشبختی و آرامش و برکت بیار برامون 

هم برا خودم هم برا 5 تا فرشته های زندگیم :) 

 

 

 

خیلی دوس داشتم امسال تولدم رو پیشم بودی 

اما قسمت نشد ... 

ایشالا تولد های بعدی کنار هم , توو آغوش هم 

عنوان وبلاگ : آن شب ِ پاییزی
برچسب ها : 22 سال تمام
22 سال تمام
اولین لحظه های 22 سالگی :)
سلام عشق قشنگم 

امشب بعد از ماه ها بلا ه موفق شدیم تماس تصویری برقرار کنیم

چقد دلم برات تنگ شده آخه :( برا اون چشات .. صورتت .. دستات .. خنده های خوشمزت

یادش بخیر روزایی که وقتی شیفت داشتی کلی تصویری حرف میزدیم

حتی وقتی مریض میومد هم قطع نمیکردی سایلنت میشدم فقط شکلک در میاوردم برات :)) 

خاک توو سرشون که نت بیمارستان رو جمع بیشورای حسود 

خلاصه امشبم درسته فقط چند دقیقه تونستم ببینمت ولی همونم خیلی چسبید

چقد هم مدل ریش جدیدت بهت میاد جان .. حتی بیشتر از ریش پرفسوری 

دوسشون دارم جذاب تر و خوشمزه تر و خواستنی تر شدی  ^___^*

بذار یه مدت بمونه حداقل من با ریشای خوشگلت ع یادگاری بگیرم بعد بزن :)) 

دیروز هم که تولدم بود بچه ها سو رایزم خیلی هم خوش گذشت 

خودمونو با برف شادی خفه کردیم :))) یعنی تمام موهای سرمون چسبیده بود به هم

تازه دستای من حساسیت هم داده بود قرمز شده بود :(

منم که حساااااااااااااااااااااااااااس  -___-* 

دیروز از وقتی که کوچیکه اومده بود برام آرزو کرد سال بعد کنار نامزدم باشم تا وقتی که بره

همش هم میگفت به دلم افتاده سال بعد نامزدتم پیشته :))) 

نیس که خیلی هم خوشگل و ناز شده بودم موهامم بافته شده بود ^____^* 

میگفت همین الانم مثل عروسایی شدی که جشن نامز ونه :))))))))))) 

تا تولد سال بعد باید بیای منو بگیری آرزوی برآورده شه نیایی ناراحت میشم :)) 

حالا من به نامزدی و اینا فکر نمیکنم فقط میخوام یکی از تولد ها رو کنار هم باشی 

یا تولد من یا تولد تو ... یه بهونه ای باشه که کنار هم آرزو کنیم و شمع فوت کنیم 

چققققققققققققققققد خوب میشه :) تصورش هم فوق العادست 

دختر عمو و دختر برام یه جفت س کوچولوی عروس دوماد یدن 

تازه خودشونم گفتن اینو با منظور یدیم یعنی مارو س فرض بی ادبا :)) 

21 سالگی رو دوس داشتم چون از اول تا آ ش تو بودی و خوب گذشت برام

22 سالگی رو هم با تو شروع و ایشالا با کلی خاطره های خوب کنار هم تموم کنیم 

میخوام 22 سالگیم سال باشه به همه ی خواسته ها و برنامه هامون برسیم

دیگه وقتی دارم شمع 23 سالگی رو فوت میکنم خیالمون از خیلی چیزا راحت یاشه

همیشه کنارم باش مرد مهربونم ... همیشه عشق و محبت رو یادم بده 

همیشه بذار گرمای دستاتو لمس کنم ... گرمای آغوشت رو با همه ی وجودم حس کنم

مرسی که هستی عشق جان ... سایت تا ابد بالا سرم باشه انگور جان 

آمین ... 

عنوان وبلاگ : آن شب ِ پاییزی
برچسب ها : اولین لحظه های 22 سالگی :) - سالگی ,خیلی ,تولد ,برام ,باشه
اولین لحظه های 22 سالگی :) سالگی ,خیلی ,تولد ,برام ,باشه
وقتی پاندا قلیون میکشد
سلام جان

باز مریض شدی تو :( کل زمستون فقط یه بار سرما خوردی 

ولی از وقتی تابستون اومده سه چهار بازی سرما خوردی خیلی شدید

حتی دیروز زیر سرم هم رفتی :( بمیرم برا عشقم که اینقد زود زود مریض میشه

اونقد هم دوریم از هم که نمیشه برات سوپ درست کنم بیارم بخوری :( 

منم که از ظهر دارم از دل درد به خودم میپیچم تو هم پیشم نیستی ناز نوزم کنی خوب شم

این چه زندگی ِ آخه ؟؟؟؟؟؟؟؟؟ 

ظهر چقد سنگین بیدار شدم .. تمام تنم درد میکرد انگار کتک خورده بودم

شدیییییییید ماساژ لازم بودم تا حالم جا بیاد ... اما کو اونی که ماساژمون بده ؟؟؟ 

هعععععععععععی زندگی :(( 

دیروز برای اولین بار توو عمرم قلیون کشیدم :)

بیشتر برا ژست ع گرفتنش کشیدم که مثلا ع ای خفن هم داشته باشم توو آرشیوم :)) 

ولی نمیدونم چرا ی باور نکرد اولین بارمه :( همه گفتن آخه برا بار اول همچین دودی

اینم بگم  هیچ خوشم نیومد فکر نکنم بخوام برا بار دوم امتحانش کنم

همین برا بار اول و آ م بود ... 

 

 

 

 

رفته رفته از بعضی فک و فامیل ها متنفر میشم 

همونایی که همیشه باعث بحث توو خونمون میشن تا اعصاب ما بهم بریزه

دیگه هیچ دلم نمیخواد ببینمشون ... 

 

عنوان وبلاگ : آن شب ِ پاییزی
برچسب ها : وقتی پاندا قلیون میکشد
وقتی پاندا قلیون میکشد
دلتنگی های شبانه
میخواستم بخوابم‌ اما شدییییید دلتنگت شدم 

هواتو ، هوای بودنت رو ، هوای آغوشت رو ، دست های گرمت رو 

دلم برا خیلی چیزا تنگ شده .... 

دلم برا روز های زمستونی ِ پارسال تنگ شده 

همون روز های سردی که صبح به بهونه میومدم پیشت

همیشه پشت در منتظرم بودی تا من بیام و‌ بپرم بغلت‌

چقد دوس داشتم چشم های خوابالوی پف پفی ِ اول صبحت رو‌

چقد خوب بود وقتی بغلم میکردی و من یه ریز حرف میزدم

یه بند ورجه وورجه می و تو فقط نگام میکردی ، دست میکشیدی به موهام 

یادته چقد سعی میکردی ببوسی منو و‌ منم شیطنتم گل میکرد و نمیذاشتم

تا اینکه خیلی یهویی لباتو میذاشتی رو لبام و من دیگه تسلیم میشدم

دیگه نه میتونستم حرفی بزنم نه ورجه وورجه کنم 

فقط چشامو میبستم و ادامه میدادم به بوسیدن لبای خوشمزت

توو گرمای آغوشت غرق میشدم و‌ دیگه رام ِ رام میشدم

دیگه خوده خودم بودم ، دختری عاشق نوازش و بوسه های معشوقش ... 

امشب عجیب یاد صبح های زمستونی ِ قشنگمون افتادم 

دلتنگ لحظه به لحظش شدم ...‌ 

چند روزم که بگذره چهار ماه تمام میشه ندیدنت .... نمیدونم چجوری دووم آوردم

البته میدونم امشب هم بهت گفتم من به همینم راضیم 

به همین که تو هستی و من هر روز صداتو میشنوم راضیم

دلتننگ که میشم فقط بودنت توو زندگیم آرومم میکنه

همین که میدونم مال خودمی و همیشه هستی دل گرمم میکنه

اینا بهم قدرت میدن که ماه ها ندیدنت رو هم تحمل میکنم 

فقط بعضی وقتا مثل الان دلتنگی جونمو میگیره و دیوونه میشم‌ .. 

عنوان وبلاگ : آن شب ِ پاییزی
برچسب ها : دلتنگی های شبانه - میشدم ,میکردی ,میشدم دیگه ,ورجه وورجه
دلتنگی های شبانه میشدم ,میکردی ,میشدم دیگه ,ورجه وورجه
بوی پاییز
کم کم میشه اومدن پاییز رو حس کرد 

هوای خنک ، بارونی که دیروز خیس کرد شهر رو ، تک و توک برگ های خشک شده 

من که دیروز عصر حس حالم خوب شد زیر بارون 

تازه چند تایی هم برگ خشک زیر پاهام افتاده بود 

و قشنگ پاییز رو لمس .... خیلی هم دلتنگ شدم 

میدونی یاد روزی افتادم که اولین بار باهم رفتیم بیرون

یه روز ِ بارونی ِ مهر ماهی دست توو دست هم قدم به قدم 

چقد ذوق داشتم اون روز کنارم راه میرفتی و هی زیر زیرکی نگات می

هوای دیروز دقیقا مثل همون روز بود همین باعث شد کلی دلتنگ شم

ب قول دادی که همین زودی بیای پیشم 

و من میدونم که همیشه قولت ، قوله ... خوش قول خودمی تو ^____^* 

زودتر بیا که کفش های شکلاتیمو برات بپوشم ذوق کنی :)

تازه کلی هم چیزای جدید یدم که هنوز برات نپوشیدم 

عجله کن جان یهو میبینی هوا سرد شد موندن برا سال بعد :))

عنوان وبلاگ : آن شب ِ پاییزی
برچسب ها : بوی پاییز - دیروز ,پاییز
بوی پاییز دیروز ,پاییز
djشدم رفت :))
هووووف ترکیدم اونقد آهنگ :((‌

دقیقا هفت ساعت بکوب‌ داشتم آهنگ می  

ولی ارزش داشت‌ :) همه ی آهنگ هایی که سفارش داده بودی رو  

بعد یه سری هم با سلیقه ی خودم امیدوارم که خوشت بیاد 

کلی هم از آهنگ هایی که خودم داشتم گلچین که همه رو گوش کنی لذت ببری

اصلا بیینم از سلیقه ی موسیقی من خوشت میاد یا نه :))‌ 

حالا اینا میمونه پیشم تا هر وقت که خودت اومدی تحویل بگیری :) 

عنوان وبلاگ : آن شب ِ پاییزی
برچسب ها : djشدم رفت :)) - ,آهنگ ,آهنگ هایی , ,آهنگ
djشدم رفت :)) ,آهنگ ,آهنگ هایی , ,آهنگ
وعده ی دیدار
بلا ه فردا  همه ی دلتنگی ها و‌ زجه ها و غر غر ام  تموم میشه 

بعد از 4 ماه ... چقققققد زمان گذشته از آ ین باری که دیدمت 

برا همینه امشب اینقد ذوق دارم و دستپاچم 

دیگه تموم شد دلتنگی هام ... فردا میبینمت 

دستای گرمتو میگیرم ، نگاهت میکنم ... غرق میشم توو چشات 

کلی قربون صدقت میرم و از دلتنگی هام میگم 

هی زیر لب قربون صدقت میرم جز خودم و خودت ی نشنوه 

خیلی کارا خواهم کرد تا دلم آروم بگیره .... 

 

 

 

خیلی خووووشحالم و حالم خوبه 

خدایا شکرت :) 

عنوان وبلاگ : آن شب ِ پاییزی
برچسب ها : وعده ی دیدار - دلتنگی ,صدقت میرم ,قربون صدقت
وعده ی دیدار دلتنگی ,صدقت میرم ,قربون صدقت
مرد ِ خوش قول ِ من
دیروز ظهر وعده ی دیدارمون‌ رسید 

وقتی از دور دیدمت کلی ذوق داشتم بعد ماه ها بلا ه میدیدمت

چقد هم تو جذاب و خوشتیپ شدی قند توو دلم آب شد 

وقتی دیدمت تازه فهمیدم چقد دلتنگت بودم و چقد زمان گذشته از آ ین دیدارمون

تازه بیشتر تر به عمق فاجعه پی بردم :))  

دیروزم که من رو مود شیطنت بودم و موقع ناهار خوردن کلی شیطونی

دقیقا من مثل یه بچه ی تخسه شیطون بودم و تو هم در نقش بابایی صبور

بعدش هم دست توو دست خیابونارو قدم زدیم 

و‌ هی من نگات می و میگفتم دلم برات یه ذره شده بود هی تو نگام میکردی و‌میگفتی دلت برام یه ذره شده بود

اوووووف عجب ید هایی هم کرده بودی .... مرد هم اینقد خوش‌ سلیقه

هیچوقت فکر نمی حالا حالا ها کت پوشیدنتو ببینم 

ولی خب معلومه هر چی سن و‌س بیشتر میشه تیپت هم عوض میشه

عشقم رفته رفته مردونه ترم میشه ^____^* 

من مطمئنم که تو 90 سالگیت هم همینقد جذاب و خوشتیپی

دقیقا از اون مر هستی که هر چی سنشون بالاتر‌ میره جذاب تر میشن

چقققققققد کار من سخته :(( حیوونکی من :( 

اووووووم تازه دیروز کادوی تولدم رو هم گرفتم :) 

چققققققققققد دوسش‌ دارم ، چقققد خوشگله ... خوده خوده سلیقه ی منه ها

تو چقد خوب سلیقه ی منو شناختی :) 

دستت درد نکنه عشقم که هر سال کادوهای قشنگ قشنگ برام می ی 

وااای ایندفعه گازتم گرفتم بلا ه به آرزوم رسیدم :))) 

تازه بوستم ، بغلتم  

من که گفته بودم ایندفعه ببینمت دیگه برام مهم نیست وسط خیابونه ، پارکه ، آدم هست و اینا 

ولی باز اونجوری که دلم میخواست بچلونمت نشد :( ایشالا دفعه ی بعدی

تا بعد از ظهر باهم بودیم ولی ما که از هم سیر نمیشیم دوباره از عصر زدیم بیرون 

ایندفعه ولی اکیپی بودیم برا خودمون :)) تازه بعد یه سال آبجیمم دیدی 

و بهت ثابت شد که من در مقایسه با خواهرام خیلی مظلوم و آروم ترم 

فکر کنم حالا بیشتر تر قدرمو بدونی :)))))) 

چقد حس آرامش داشتم وقتی کنارت راه میرفتم‌

کنار یه مرد ِ خوشتیپه کت پوش :d که همش با عشق نگام میکرد و لبخند میزد

من اون لحظه کلی انرژی میگرفتم کلی آروم میشدم ... 

وقتی تو هستی ، وقتی دستات توو دستمه دلم قرصه خیالم راحته

یه حس فوق العاده ای دارم که قابل توصیف نیست 

همیشه برام بمون عشق جانم 

مرسی که مثل همیشه خوش قولی کردی و‌ زودتر اومدی پیشم 

دوووووووست دارم همیشگیم .... 

 

 

 

 

از امروز منتظر هفته ی بعد میمونم تا تو بیای ... 

عنوان وبلاگ : آن شب ِ پاییزی
برچسب ها : مرد ِ خوش قول ِ من - تازه ,برام ,ایندفعه ,میشه ,سلیقه ,جذاب
مرد ِ خوش قول ِ من تازه ,برام ,ایندفعه ,میشه ,سلیقه ,جذاب
دلتنگی های نصف‌ِ شبی :(
چرا امشب اینقد دلتنگتم 

یهویی وسط حرفامون عجیب‌دلم گرفت ... دلتنگ شدم 

دلم تورو خواست که الان کنارم باشی ...‌توو همین رختخواب‌ کنارم باشی 

چقد دیوونه وار دلم میخواد امشب بودی و‌بغلت می

تا صبح توو آغوشت میخو دم و با همه ی وجودم احساس خوشبختی می ...

پس کی قراره تو همیشه کنارم باشی ؟؟؟ 

کی قراره شب ها کنار تو ، توو آغوش تو به خواب برم ؟؟؟ 

تا کی من این همه حسرت و‌ دلتنگی و‌ دور بودن هارو تحمل کنم ؟؟؟ 

 

 

 

 

 

دلم‌ وحشیانه تورو میخواد 

همین امشب 

همین الان که‌‌ یه بند دارم از حسرت و‌ دلتنگی اشک میریزم 

اما نیستی .... من اینجام و تو یه شهر دیگه :( 

 

کاشکی امشب‌‌ کنارم بودی :( کاش :(‌‌ 

عنوان وبلاگ : آن شب ِ پاییزی
برچسب ها : دلتنگی های نصف‌ِ شبی :( - کنارم ,دلتنگی ,همین ,؟؟؟  ,کنارم باشی
دلتنگی های نصف‌ِ شبی :( کنارم ,دلتنگی ,همین ,؟؟؟  ,کنارم باشی
اخرین جستجو ها
روزهادیرمیگذره ومن خسته ام چان تار ارامشم تویی سوسا نیاز داریم تا از نظر نتایج و بازی به ثبات برسیم معجزه موزیک آهنگ احلام دلم میتپه واست میهن مهر جشنواره خوارزمی ۹۵ پایه هفتم لیسپ اتوکد اندازه گذاری فاصله بین تقاطعها به صورت اتوماتیک آیا گناهان ما، ظهور را عقب می اندازد؟ خیلی اونجا رفیق شدیم وارد شدیم میگه میارم چیزی مصرف میخندم،بالا میارم توقع داری خسته جواب کل درک مطلب های فارسی ششم همه درس ها خودش ثروت شاید زندگی دلیل معنوی بهشت همان زندگی در رویاست iki yabanci 111 ci bolumde neler olacak آهنگ جدید رافت الرمان و هولیا افشار کریم قرآن سوره معروف قرآن کریم هایی معروف قران کریم سوره هایی گوشه ای از عبادات سجاد علیه السلام bookaudiocom8293_56817418 diabetes and viruses چندگناه هست که صاحبانش گاهی موفق به توبه نمیشوند عرض تسلیت درگذش خادم الحسین ع کربلایی فرشاد مهرجو ترجمه آهنگ استانبولی هولیا افشار و رافت sen olmazsan میروم بر کربلا تا عقده ی دل واکنم spigs friends live at the stand on انشا با موضوع مقایسه دو چیز پیشواز آهنگ شهریاری رحیم ترکی آهنگ پیشواز رحیم شهریاری ادامه مطلب پیشواز همراه انتظار همراه آهنگ پیشواز همراه آوای انتظار همراه جنوبی کرمان استان هلیل مردم انتقال کرمان جنوبی حاکمیت استان جنوب نامهربان that what latinos rodriguez with wage equality when latinos need work together star spoke gina rodriguez منشا رفتارهای خشونت آمیز در افراد چیست؟ بلوک سقفی صبافوم افسردگی رنجش ندای بهبودی کتاب ندای فیری ترین رمان تشریفات نوشته خورشید sun daughter pdf apk epub تعبیر خواب خیس آموزش دستور tracert دیدار چند دیده بان با خانواده همرزم شهیدشان تصاویر پیامک و متن زیبا و سخنانی درباره ساده زیستی و قناعت کلبه‌ام این‌جا کلبه خورد مسافری صندوقچه این‌جا عبور پایین گذاشت، گذاشت، تبدیل خو د بیدار کلبه‌ام آوردمش پایین گذاشت، تبدیل تنها بیهوش شدن رضا رشیدپور در برنامه حالا خورشید update expected roll that month this month expected sometime samsung galaxy original samsung nougat update original samsung galaxy مقایسه دوموضوع مقیاس خودناتوان سازی جونز رودو انشا مقایسه قلم با خون شهید ،با اسلحه،با درخت کویر احسان علیرضایی mikhad khob mikhad آموزش بافت گل قلاب بافی موتیف گل آموزش قلاب بافی ایرلندی مرکز رسمی بز سانن the deanbeat orwell is keeping an eye on us نحوه تست‌زنی عامل موفقیت برگزیدگان کنکور نمیشه دلیل بخوای دلیل نمیشه هرچی بخوای اگر کفش هایت بال داشتند چه اتفاقی می افتاد؟ من سردم است برگزاری صبحگاه با سخنرانی جناب سرهنگ رجبی از پلیس راهنمایی رانندگی کاشان همایش ملی باورهای بنیادین وعلوم رفتاری مهناز افشار بستری شد آدرس کانال چا قرارگاه رزمایش زمینی خاتم نیروی نظارت قرارگاه مرکزی نیروی زمینی زمینی مرکزی خاتم نظارت میدانی رزمایش نیروی زمینی تهران فرزند نراق صادقی پهلوی محمدرضا تصرف کلانتری صادقی فرزند غلامرضا صادقی بهمن 1357 محمدرضا پهلوی رژیم محمدرضا پهلوی پیروزی انقلاب ی رژیم صهیونیستی پارلمان رژیم قانون شهرک‌سازی تصویب قانون تصویب قانون شهرک‌سازی اقدام پژوهی تشویق دانش آموزان به درس علوم تجربی و کار گروهی this ames breastfeeding said that charlotte could only isabelle ames post shared about breastfeeding ames mrsalexanderames fifty curse words screamed fifty curse beyond exhausted yesterday talking about breastfeeding درکدامیک ازمراسم ی به موضوع تبری اهمیت داده شده درس استیضاح رئیس جمهور کره ی جنوبی برای مجلس شورای ی انگیزه های انکار معاد از دیدگاه قرآن 27 نمایشگاه ملی صنایع دستی ثبت نام said video commercial rocks visitors gustavito commercial video video package commercial video package باربری شمرون انشاسنجش و مقایسه مادروپدر انشا کوتاه در مورد گل جایگزینی انشا درباره مقابسه پرنده و قفس رزمایش علی ع از نگاه عظیمی ما بدون ما پوستر م ا در پیش است میدونی داری خودت میگی خودم برای داری خودت برای اینکه کنار کشیدم؟ کلید گشایش رزق city animal city آزمون کتبی مسابقات ازمایشگاه فیزیک my altitude سایت رادیولوژی کاخ انواع شاگرد در کلاس درس خدا موهای زائد درصورت بانوان با خوردن زیاد گلاب و زعفران و ضرورت احتیاط انشا دربار گل و خاک به روش مقایسه و سنجش i cannot play horror games but i wish i could آیتم های حقوق و دستمزد در نرم افزار سپیدار u06afu0631u0648u0647 u0644u06ccu0632u0631u06a9u0627u0631u0627u0646 u062fu0631 u062au0644u06afu0631u0627u0645 انشا درمورد کفش کلاس هفتم 95 موضوع کفش سرگذشت یک کفش همدان شهید دوران مصطفی شهید مصطفی مصطفی احمدی شهید مصطفی احمدی انشا نوشته ذهنی مقایسه انسان با اشیا کانال میشود عایق داکت اسپلیت استفاده داکت اسپلیت استفاده میشود بصورت ورقه کانال مورد مورد نیاز شعر بال بال از ستاره فرخی نژاد از پهنه ی لاجوردی به کشاورزی دانش صنفی نظام خبرگان کشاورزان نظام صنفی صنفی کشاورزی خبرگان کشاورزی دفتر امور امور تشکل صنفی کشاورزی شهرستان انجمن خبرگان ک سامسونگ فایل گوشی فارسی j105y فارسی سامسونگ j105y فایل implicit vs explicit what’s the difference trump zet beurzen onder druk jewish this that muslim american cemetery commercial video shel emeth emeth cemetery vandalized jewish chesed shel shel emeth cemetery jewish community centers vandalized jewish cemetery commercial video package ایرانیان بخوانند spank داستان تنبیه موضوع انشا بااستفاده از روش ناسازی معنایی تضاد مفاهیم یک متن ذهنی باشد تحقیق درباره دنیای آینده رسانه ای چه مزایا و چه چالش هایی دارد؟
Facebook Twitter Google Plus Digg Share This RSS
کلیه فعالیتهای وبلاگ724 تابع قوانین جمهوری اسلامی ایران میباشد. تمامی اطلاعات، خبرها و مقالات بصورت خودکار از سایت ها و وبلاگهای فارسی دریافت و با ذکر منبع نمایش داده می شوند و وبلاگ 724 هیچگونه مسئولیتی در قبال محتوای آنها ندارد. در صورت مشاهده هر نوع تخلف یا محتوای نا مناسب بر روی دکمه “درخواست حذف وبلاگ” در آن صفحه کلیک نمائید.
All rights reserved. © weblog724 2012-2017 Run in 0.419 seconds
RSS